• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 53364
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : افرادي كه محيط آلوده يا وراثت باعث آلودگي آنان شده است، نزد خدا چگونه اند؟
پاسخ : محيط آلوده و يا وراثت هر چند زمينة گناه را فراهم مي كند اما هرگز علت كامل براي انجام گناه و ناهنجاري هاي اجتماعي نيست. چه بسا افرادي كه از محيط مساعد و يا عامل وراثت برخوردار نبوده اند اما در اثر تلاش و پشتكار خود توانسته اند به مدارج علمي و عملي و اخلاقي نائل شوند. بر عكس افرادي كه در دامن خانواده اي پاك و محيطي مساعد بزرگ شده اند اما راه گمراهي را برگزيده و به بدبختي رسيده اند. اين امر نشان مي دهد ارادة انسان قوي تر از عوامل ديگر است. بر اين اساس خداوند عذر و بهانه را از اين گونه افراد نپذيرفته و در روز قيامت به آنان مي گويد: چرا از محيط آلوده هجرت نكرديد، مگر زمين خدا گسترده نبود؟! پس افرادي كه در محيط نامناسبي پرورش يافته اند و كمبودهايي دارند، بايد با جديت و تلاش چند برابر، كاستي ها را جبران كنند و در برابر عوامل تأثير گذار مقاومت نمايند وگرنه گناهي كه توسط آنان انجام شود، براي آن ها ثبت خواهد شد و روز قيامت بايد نزد خدا پاسخ دهند، مگر اين كه از عمل خود پشيمان شوند و توبه كنند.البته بر اساس قانون عدل الهي، محاسبة عمل چنين افرادي به ميزان كساني كه شرايط ايمان و عمل صالح برايشان فراهم بوده، نخواهد بود، يعني اگر كسي در محيط آلوده يا خانواده غير مؤمن به دنيا آمده و زندگي كرده و در عين حال رو به سوي ايمان به خداوند و اعمال نيك آورده، از كسي كه شرايط مطلوب تري داشته است، در درگاه الهي از ارزش بيشتري برخورد در خواهد بود.
کد سوال : 53365
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : افراد روان رنجور كه به وسواس فكري مبتلا هستند، گاهي به طور فكري به مقدّسات توهين مي كنند. آيا اين افراد گناهكارند؟ آيا كفاره واجب است؟
پاسخ : توهين به مقدسات در ذهن گناه حساب نمي شود. هر چه از مرحلة ذهن به بيرون از آن نرسد، از نظر اسلام جُرم و معصيت محسوب نمي شود و كفاره ندارد اما از نظر اخلاقي پسنديده نيست، زيرا اثرات بدي دارد و موجب تيرگي قلب و فكر مي گردد، يعني به طور طبيعي آثار اين بيماري از نظر دروني و فكري به شخص آسيب مي رساند، بنابراين، بايد اقدام عملي جهت درمان بيماري خود كنند تا از پيامدهاي آن در امان بمانند.
کد سوال : 53366
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كساني كه به دليل نوعي اختلال، از هويت جنسي خود ناراضي بوده و ميل به فعاليت جنسي با همجنسان خود دارند، آيا گناه كارند، با وجود اين كه بيمارند؟
پاسخ : وجود بيماري، اختيار را از انسان سلب نمي كند، از اين رو مجّوزي براي گناه نيست. البته اختلال جنسي زمينة گناه را فراهم مي كند. اين افراد در مقايسه با ديگران كار مشكل تري در پيش دارند، ولي در عوض ثواب بيشتري خواهند داشت. البته به چنين افرادي توصيه نمي شود به يكباره اين حالت را كه بر اثر بيماري است، از خود دور كنند، بلكه بايد سعي نمايند به مرور زمان در طي يك دوره درماني آن را ترك كنند.براي درمان بيماري خود بايد به روان پزشك مراجعه كنيد و از راه دارو درماني يا رفتار درماني خود را معالجه نماييد.
کد سوال : 53367
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ام كلثوم دختر امام علي(ع) زن عمر بود؟
پاسخ : مورخان و سيره نويسان در خصوص ازدواج امّ كلثوم دختر امام علي(ع) با عمر اختلاف نظر دارند.(1)برخي بر اين باورند كه ام كلثوم با عمر ازدواج نكرد. شيخ مفيد بر اين عقيده است كه: خبر وارد شده در تزويج ام كلثوم ثابت نيست، زيرا در سلسلة سند آن "زبير" است كه موثق نيست و به خاطر دشمني با علي(ع) اين حديث صادر شده است.علامه مجلسي بعد از نقل سخنان شيخ مفيد، اين انكار را با توجه به اخبار وارده عجيب دانسته و مي نويسد: اين ازدواج بر اساس تقيه و ناچاري صورت گرفته بود.(2)برخي ديگر از مورخان معتقدند كه ام كلثوم با عمر ازدواج كرده بود،‌(3) منتهي اين ازدواج مانند ازدواج هاي معمولي بر اساس رضايت اعضاي خانواده به وجود نيامد. اين ازدواج بر اساس تهديدهايي بود كه از سوي عمر صورت گرفت. عمر، ابن عباس را مأموريت داد، دختر علي(ع) را خواستگاري نموده و تهديد كرد كه در صورت عدم موافقت، امام علي(ع) را متهم به دزدي نمايد و عليه او حكم ناحق صادر كند.متأسفانه در آن مقطع زماني كه قدرت در اختيار عمر بودو امام علي(ع) در اوج مظلوميت قرار داشت، امام مجبور شد به چنين ازدواجي تن دهد.مرحوم محدث قمي در اين خصوص مي نويسد: اصحاب معتقدند كه امام(ع) بعد از دفاع بسيار و امتناع شديد و عذر خواستن به صورت هاي گوناگون مانند اين كه ام كلثوم كودك است و او را براي برادر زاده ام در نظر گرفته ام، چون با تهديد عمر مواجه شد كه عليه حضرت به تهمت دزدي شاهد اقامه كند و دستش را قطع خواهد كرد، به ناچار دختر را به ابن عباس واگذار كرد و او وي را به عقد عمر در آورد.(4)دانشمند ارجمند آقاي دكتر جعفر شهيدي در خصوص ازدواج ام كلثوم با محمد بن جعفر مي نويسد: ام كلثوم پس از سال هشتم هجري متولد شد و در سال هفدهم به عمر بن الخطاب شوهر كرد و چون عمر كشته شد، نخست عون و پس از مرك برادرش محمد بن جعفر بن ابي طالب او را به زني گرفت. بيشتر تذكره نويسان نوشته‌اند ام كلثوم پس از مرگ و با كشته شدن محمد شوهري اختيار نكرد، اما ابن حزم مي نويسد: عبدالله بن جعفر بن ابي طالب پس از طلاق زينب(ع) او را به زني گرفت.(5)پي نوشت ها:1. معارف و معاريف، ج 2،‌ ص 438.2. بحارالانوار، ج 42، ص 109 - 107.3. اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج 2، ص 12.4. سفينة البحار، شيخ عباس قمي، ج 6، ص 385.5. زندگاني فاطمه زهرا(س)، سيد جعفر بهشتي، ص 264 - 263.
کد سوال : 53368
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نام پدر گرامي حضرت علي(ع) چيست؟ عمران يا عبد مناف؟
پاسخ : برخي نام ابوطالب را "عبدمناف" گفته اند، همان گونه كه در روايتي منقول از حضرت علي(ع) و امام صادق(ع) آمده است كه نام ابوطالب "عبد مناف" است.(1) سيوطي در تاريخ الخلفا همين نام را برگزيده است.(2)برخي نام وي را "عمران" خوانده اند، همان گونه كه در زيارت حضرت رسول گرامي اسلام(ص) آمده است: "السلام علي عمّك عمران ابي طالب".(3)چون فرزند بزرگش طالب بود، او را ابوطالب خواندند.(كنيه) حال كدام يك از اين دو اسم، نام اصلي او بود، تا آن اندازه كه تحقيق كرده ايم، مستندات تاريخي پاسخ قاطعي به ما نمي دهد. ممكن است هر دو درست باشد، چرا كه ميان عرب ها، تعدد نام بسيار رواج دارد.پي نوشت ها: 1. صدوق، معاني الاخبار، ص 121.2. سيوطي، تاريخ الخلفاء، ص 166.3. مجلسي، بحارالانوار، ج 97، ص 189.
کد سوال : 53369
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گاهي كه در حضور فردي سُنّي "يا علي" مي گوييم، مي پرسند چرا "يا خدا" نمي گوييد، در صورتي كه علي(ع) بندة خدا است. لطفاً بفرماييد ريشة "يا علي" گفتن چيست؟
پاسخ : كساني كه "يا علي" مي گويند (غير از افرادي كه علي را خدا مي دانند و بدين وسيله كافر شده اند) "يا الله" هم مي گويند، بلكه همواره "يا الله" مي گويند و فقط گاهي "يا علي" مي گويند."يا علي" گفتن نوعي توسل به حضرت است، يعني گويندة "يا علي" حضرت را وسيله و تشفيع درگاه خداوند قرار مي دهد كه خدا به خاطر آبرويي كه علي(ع) دارد، به شخص كمك كند و ياور وي شود. توسل به آبرومندانِ درگاه الهي اشكال ندارد و ريشه آن قرآن كريم است: "يا أيّها الّذين آمنوا اتّقوا الله وابتغو اليه الوسيله و جاهدوا في سبيل الله؛(1) اي افراد با ايمان، تقواي الهي داشته باشيد و براي تقرب به او وسيله اي جستجو كنيد و در راه وي جهاد كنيد". بايد توجه كرد كه وسيله به معناي تقرّب نيست، بلكه چيزي است كه ماية نزديكي به خدا مي گردد. يكي از وسايلي كه ماية تقرب مي گردد، جهاد در راه خدا است كه در آيه ذكر شده است. در عين حال مي تواند چيزهاي ديگر نيز وسيلة تقرب باشد، مانند نماز و روزه و ترك گناه و ... خداوند به حضرت موسي(ع) فرمود: "اي موسي، هيچ عامل و وسيله اي براي نزديكي قرب جويندگان به من مانند دوري از گناه نيست".(2) گاهي خداوند افرادي را واسطة فيض خود قرار مي دهد، يعني به وسيلة آنان فيض و رحتمش را به ديگران مي رساند، مثلاً پيامبر را وسيله قرار مي دهد، تا بندگانش را بيامرزد. قرآن كريم به كساني كه گناه كرده اند، فرمان مي دهد سراغ پيامبر روند و توسط ايشان طلب مغفرت كنند و پيامبر براي آنان طلب آمرزش كند و نيز نويد مي بخشد در اين موقع خدا را توبه پذير و رحيم خواهند يافت.(3) بنابراين افراد با "يا علي" گفتن آن حضرت را به كمك و ياري مي طلبند تا خداوند به وجاهت و آبروي حضرت خواستة آنان را فراهم كند، وگرنه مي دانند كه همه چيز به دست خداوند است و هيچ كس از خود چيزي ندارد، مگر اين كه خداوند به او بدهد. اگر حضرت عيسي مرده زنده مي كند، از خودش چيزي ندارد، بلكه با تأييد و اذن الهي كارش را انجام مي دهد، و ديگران هم همين طور هستند.جهت آگاهي بيشتر به كتاب آئين وهابيت نوشتة آيت الله سبحاني مراجعه فرماييد.پي نوشت ها: 1. مائده (5) آية 35.2. اصول كافي، ج 2، ص 80.3. نساء (4) آية 64.
کد سوال : 53370
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : طبق برخي از احاديث، اعمال كساني كه ولايت حضرت علي(ع) را قبول ندارند، باطل است، بنابراين تكليف اعمال كساني كه شيعه نيستند چيست؟
پاسخ : اين گونه افراد اگر جاهل قاصر باشند، يعنى دسترسى به حقّانيّت شيعه و ولايت اميرالمؤمنين(ع) نداشته باشند، معذور خواهند بود و مورد عفو خدا قرار خواهند گرفت.اگر دسترسى به پيدا كردن راه حقّ داشته ولى كوتاهى كرده اند، به آنان جاهل مقصّر مى گويند. در اين صورت اعمالشان قبول نيست و در روز قيامت معذّب خواهند بود. رواياتى كه در زمينة عدم پذيرش اعمال اينان وارد شده، ناظر به اين گونه افراد است. از امام سجاد(ع) آمده است: "اگر شخصى به اندازة عمر نوح به عبادت بپردازد و بين ركن و مقام در مسجدالحرام، دائم در نماز و روزه باشد، بدون ولايت اهل بيت، هيچ نفعى به حال او نخواهد داشت".(1)در روايت ديگر از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه اگر شخصي بين ركن و مقام نماز بخواند، در حالي كه نسبت به اهل بيت بغض داشته باشد،‌وارد جهنم خواهد شد.(2) استاد مطهري مي گويد: آيات و رواياتي كه دلالت مي كند اعمال منكران نبوت يا امامت مقبول نيست، ناظر به آن است كه انكارها از روي عناد و لجاجت و تعصب باشد، اما انكارهايي كه صرفاً عدم پذيرش است و منشأ عدم پذيرش قصور (دسترسي نداشتن به حق) است، نه تقصير(كوتاهي)، مورد نظر آيات و روايات نيست. اين گونه منكران از نظر قرآن كريم، مستضعف و "مرجون لأمرالله"(3) به شمار مي روند. بنابراين نمي توان براي همة افراد اهل سنت دخول در جهنم را ثابت كرد، بلكه بايد بين آن ها فرق گذاشت. چون از انگيزة انكار امامان و يا وضع افراد اطلاع نداريم، نمي توانيم در مورد آن ها قضاوتي داشته باشيم تنها مي توانيم بگوييم امرشان به خداوند واگذار شده است و خداوند به گونه اي كه حكمت و رحمتش ايجاب مي كند، عمل خواهد كرد. پي نوشت ها: 1. لطف الله صافي، امامت و مهدويت، ج 1، ص 130.2. بحارالانوار، ج 27، ص 173.3. توبه (9) آية 106.
کد سوال : 53371
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تعداد شتراني كه حضرت آسيه در سفري كه پا پيامبر (ص) آشنا شد، چند تا بود؟
پاسخ : سؤال گويا نيست و نمي دانيم كه بين حضرت آسيه و پيامبر اسلام (ص) چه ارتباطي وجود دارد. شايد اشتباهي به جاي حضرت خديجه ، آسيه نوشته باشيد؛ يعني مقصود سفري است كه پيامبر (ص) با اموال خديجه براي تجارت به شام سفر نمود. در اين باره تا اندازه اي كه در تاريخ پژوهش كرديم، به پاسخ روشني نرسيديم.
کد سوال : 53372
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد خواب و تعبير آن توضيح دهيد.(پ)
پاسخ : يكى از دلايل استقلال و اصالت روح خواب است، خصوصاً هنگامى كه با رؤياهاى صادقه همراه شود. اما خواب ديدن چيست؟ عقل و ادراك بشر نسبت به تفسير و تحليل خواب عاجز است و خواب ديدن تفسير مادى ندارد.در عالم خواب ارتباط روح و جسم ضعيف مى‏شود، در نتيجه روح حقايق بيشترى را درك و حتى حوادثى مربوط به آينده را كشف خواهد كرد.پيامبر اكرم(ص) فرمود: "رؤيا بر سه قسم است:1- گاهى بشارتى از ناحيه خداوند است.2- گاه وسيله غم و اندوه از سوى شيطان.3- گاه مسائلى است كه انسان در فكر خود (در روزها و هنگام بيدارى) مى‏پروراند و آنها را در خواب مى‏بيند".(1) بعضى از دانشمندان قسم چهارمى بر اين خواب‏ها افزوده‏اند و آن خوابى است كه نتيجه مستقيم وضع مزاجى و جسمانى انسان است؛ يعنى خوردن بعضى از غذاها و يا داشتن بعضى از صفت‏ها در چگونگى خواب اثر مى‏گذارد.فلاسفه تفسير ديگرى براى خواب دارند. آن‏ها مى‏گويند: خواب و رؤيا بر چند قسم است: 1- خواب‏هاى مربوط به گذشته زندگى و اميال و آرزوها كه بخش مهمى از خواب‏هاى انسان را تشكيل مى‏دهد. 2- خواب‏هاى پريشان و نامفهوم كه معلول فعاليّت توهم و خيال است (اگرچه ممكن است انگيزه‏هاى روانى داشته باشد).3- خواب هايى كه مربوط به آينده است و از آن گواهى مى‏دهد.شك نيست كه خواب‏هاى مربوط به زندگى گذشته و جان گرفتن و تجسم صحنه هايى كه انسان در طول زندگى خود ديده است، تعبير خاصى ندارند. هم چنين خواب‏هاى پريشان و به اصطلاح "اضغاث احلام" كه نتيجه افكار پريشان مى‏باشد و همانند افكارى است كه انسان در حال تب و هذيان پيدا مى‏كند. نيز تعبير خاصى نسبت به مسائل آينده زندگى نمى‏تواند داشته باشد. اما خواب‏هاى مربوط به آينده دو گونه است: قسمتى خواب‏هاى روشن مى‏باشند كه تعبيرى نمى‏خواهند و گاهى بدون كمترين تفاوتى در آينده تحقق مى‏پذيرد. دوّم خواب هايى است كه در عين حكايت از حوادث آينده بر اثر عوامل خاص ذهنى و روحى تغيير شكل يافته و نيازمند به تعبير است.(2) چگونه تشخيص دهيم رؤيايى كه ديده‏ايم صادقه است يا از انواع ديگر؟ غالباً انسان متوجه نمى‏شود خوابى كه ديده، از خواب‏هاى صادقانه است يا نه، به همين خاطر بسيارى از خواب هايى را كه واقعى مى‏پندارد، واقعى نيستند و از نوع تخيّلات يا تفكرات و وقايع روزانه يا گذشته‏اند. اما گاهى انسان‏ها به واسطه حس درونى يا ضمير نا خودآگاه متوجه مى‏شوند كه اين نوع خواب با خوابهاى معمولى تفاوت داشته و به نوعى با حقيقت در ارتباط است. در چنين صورتى خصوصاً اگر ناگوار باشد، به جز نزد عالم دانا بيان نكند و خود يا ديگران كه به علم تعبير خواب شناخت ندارند آن را تفسير نكنند.رسول خدا(ص) فرمود: "خواب مؤمن بين زمين و آسمان در بالاى سر بيننده خواب معلق مى‏ماند تا آن كه تعبير نمايد يا اين كه به ديگرى بگويد و او برايش تعبير كند. زمانى كه تعبير شد، به كنار انسان فرود مى‏آيد و انجام مى‏شود، پس خواب هايتان را جز به افراد عاقل و دانا نگوييد".(3)در هر حال رؤياى صادقه در انسان اثر مثبت مى‏گذارد و يكى از علائم آن اين است كه گويى انسان آن واقعه نيكو را در بيدارى ديده يا از نوعى مكاشفه حكايت مى‏كند. طبق گفته حديث چنين خواب با بشارت الهى همراه است.انسان‏ها به دليل دل مشغولى‏هاى دنيوى از ديدن رؤياى صادقه محرومند و بيشتر خواب هايى كه مى‏بينند، از اقسام ديگر است. البته اگر ناگوار باشد، آن را به كسى بازگو نكند و صدقه‏اى بدهد تا به آن حادثه يا مشابه آن مبتلا نشود. پى نوشت‏ها: 1. بحارالانوار، ج 14، ص 441.2. تفسير نمونه، ج 9، ص 315، با تلخيص.3. بحارالانوار، ج 58، ص 174، حديث 33
کد سوال : 53373
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا پيامبر (ص) حضرت فاطمه را "ام ابيها" ناميد؟
پاسخ : عرب ها در نامگذاري سه چيز دارند: اسم، لقب و كنيه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، كنيه مانند " ام ابيها" حضرت فاطمه (س) افزون بر نام، از چندين لقب و كنيه بهره مند است. انتخاب كنيه ها ممكن است به جهت خاصي باشد و يا نباشد. اگر كنيه "ام ابيها" جهت خاصي داشته باشد، مي گوييم:1 - رمز نام گذاري ممكن است جهت اظهار محبت باشد، همان گونه كه متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش مي گويد: مادرم ، و نسبت به پسرش مي گويد: بابايم، يعني پيامبر جهت اظهار محبت به دخترش فرمود: تو مادر بابات هستي . 2 - شايد بدين جهت باشد كه در دورة غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاري داشت همانند رفتار مادر به فرزند(1) و پيامبر (ص) نيز بسيار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر . پيامبر (ص) دست فاطمه (س) را مي بوسيد. هر گاه به سفر مي رفت آخرين كسي كه با او خدا حافظي مي كرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او ديدار مي كرد. حضرت زهرا (س) مانند مادري دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش مي گرفت ، از او نگهداري مي كرد، زخم هايش را مرهم مي گذاشت رنج ها و دردهايش را كاهش مي داد. اين گونه ابراز عواطف دو سويه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است. 3 - مادر هر چيزي اصل و اساس او است. ممكن است مقصود آن باشد كه حضرت فاطمه اصل و اساس درخت رسالت است، چنان كه در روايت آمده است: "شجره طيبه پيامبر اسلام (ص) ساقه اش علي و ريشه اش فاطمه ، ميوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شيعيان حضرت مي باشند" . اگر ريشه درخت نباشد، درخت خشك مي گردد و طراوت خود را از دست مي دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزي و نشاط خود را از دست مي داد.4 - ممكن است بدان جهت باشد كه چون خداوند زنان پيامبر (ص) را به كنية "ام المؤمنين" گرامي داشت، به ذهن خطور كند كه آنان مهم ترين زنان روي زمين هستند، حتي از حضرت فاطمه (س) بالاترند، از اين جهت حضرت رسول او را به "ام ابيها" خطاب كرد تا از اين وسوسه ها و خطورات ذهني جلوگيري كند؛ يعني اي زنان پيامبر (ص) اگر شما به منزلة مادران مؤمنان هستيد، حضرت فاطمه به منزلة مادر پيامبر است.(2)پي نوشت ها : 1 - سيد جعفر شهيدي، زندگاني حضرت فاطمه (س) ص 40.2 - احمد رحماني همداني، فاطمه زهرا شادماني دل پيامبر (ص) ص 267 - 266."در صورت مكاتبه بعدي مشخصات كامل خود و شماره نامه ارسال شده را قيد فرماييد""تلفن مستقيم : 7743183و94- 7743189 0251" 21