کد سوال : 53314
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر با فروش طلايي كه به شخص بخشيده اند، زمين خريداري شود، آيا زمين متعلق خمس است؟
پاسخ : به فتواي امام خميني(ره) و آيت الله خامنه اي بخشش خمس ندارد گرچه از مخارج سال اضافه بيايد.(1)به فتواي آيت الله تبريزي و آيت الله زنجاني هديه اگر چيز كم و كوچكي باشد، خمس ندارد؛ در غير اين صورت خمس دارد. بر فتواي آيات عظام: اراكي، خويي، گلپايگاني و صافي گلپايگاني، بخشش اگر از مخارج سال اضافه بيايد، خمس دارد. به نظر آيات عظام: فاضل لنكراني، بهجت و مكارم شيرازي بنا به احتياط واجب بخشش خمس دارد.(2) پس در اين صورت بايد به نظر مرجع تقليد خود عمل كنيد. اگر باقي بر امام خميني(ره) هستيد و يا از آيت الله خامنه اي تقليد مي كنيد، زمين مورد نظر خمس ندارد.پي نوشت ها: 1. امام خميني، توضيح المسائل، مسئلة 1753؛ آيت الله خامنه اي، استفتائات، سؤال 850.2. توضيح المسائل مراجع، مسئله 1753.
کد سوال : 53315
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه با امام زمان ارتباط برقرار كنيم؟
پاسخ : ارتباط با امام زمان(ع) دو گونه است: مستقيم و غير مستقيم. ارتباط مستقيم. رؤيت جمال نيكو و مشاهدة حس وجود مبارك حضرت است، كه كليد آن در ارتباط غير مستقيم قرار دارد.ارتباط غير مستقيم، مقدمة لازم و جدا ناپذير ارتباط مستقيم است و تنها نردباني است كه ميتوان با آن از مُلك به ملكوت وارد شد و بر آستان آسمان انسانيت قدم گذاشت و از شعاع مهر انگيز خورشيد بلندترين آسمان هستي بهره برد. ارتباط غير مستقيم، ارتباطي علمي، عملي، قلبي و عاطفي است. "فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي".(1) از تدبّر و تأمل در آية فوق شايد بتوانيد تا حدودي متوجه گرديد كه براي ديدار "دلدار" حقيقت پرستان چه لازم است و براي سفر به كوي "محبوب" چه بايد همراه داشت؟ مقرر شد كه حضرت موسي(ع) در سرزمين مقدس و از طريق درختي(2) با حق تعالي سخن بگويد و به ملاقات معنوي خدا برود. فرمان رسيد: اي موسي! در سرزمين مقدسي گام نهاده اي. سرزميني كه نور الهي بر آن جلوهگر است. پيام خدا را در آنجا مي شنوي (پس) با نهايت خضوع و تواضع در اين سرزمين گام گذار و كفش هايت را بيرون آر كه در سرزمين مقدس طوي هستي.برادر: به موساي كليم گفته شد: مي داني كه در چه مكان و سرزمين مقدسي هستي؟ اين جا حضيرة قرب خدا و محل حضور و مناجات به درگاه او است. پس شرط ادب به جاي آور، كفشت را بكن.(3) شما نيز درخواست ديدار با جلوه كمال مطلق و نگاه به نور الهي را داريد. البته اين امر شدني و ممكن است. اما شرايط و شايستگي ويژه اي مي طلبد. چشم و دل لايق، گوش و زبان محبوب پسند مي خواهد تا مطلوب محبوب گردي و زيارتش ممكن شود. آن شرايط و ويژگي ها را در كلام خدا با كليمش مي توان جست؟1ـ بازگشت به حق: براي ديدار امامي كه مظهر اسم اعظم حق است،ضروري ترين و بديهي ترين شرط، بازگشت به "حق تعالي" است: "فاخلع نعليك" كفش هاي دل بستگي به غير خدا را از دل در آور و از خود دور كن. پا برهنه يعني صاف و بي آلايش از هر قيد و بند و رنگي شو. فقط رنگ خدايي داشته باش. بازگشت كن به وضعي كه به دنيا آمديم، آن موقع كه دلي صاف و دور از ريا و غرور و خودخواهي داشتيم و دل مان از غبار گناه ها و معصيت ها و از زنگار غفلت ها پاك بود. تا بتوانيد خورشيد خدا را در آسمان انسانيت رؤيت نماييد. پس گام اوّل بازگشت به خدا و توبه از گناهان و تهذيب و پاك كردن نفس از صفات ناپسند است تا زمينة خروج عملي از غفلت را فراهم سازد. چون عزم بر توبه كرديد،غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز بخوانيد؛ در هر ركعت يك مرتبه سورة حمد و سه مرتبه توحيد و يك مرتبه سورة ناس و فلق را بخوانيد و بعد از نماز هفتاد مرتبه "استغفرالله ربّي و اتوب اليه" بگوييد، سپس "لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلي العظيم" و در پايان بگوييد: "يا عزيز يا غفّار اغفرلي ذنوني و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فإنّه لا يغفر الذنوب إلاّ أنت".(4)2ـ تقويت معرفت:آيا مي دانيد هواي زيارت چه كسي را در سر داريد؟ او را شناخته ايد؟ به مقام و منزلتش معرفت پيدا كرده ايد؟ كسي را كه هواي ديدار دلدار است، بايد دلدار شناس گردد. از كمالات و ويژگيهايش، از مقام و منزلتش نزد خدا معرفت لازم را كسب كند و با كرامات و معجزات و سيره و اخلاق و معارف او آشنا شود و دوستانش را بشناسد و توجه داشته باشد كه به ديدار چه كسي مي خواهد نايل گردد. با معرفت و شناخت، اوّلا توبه حقيقي تحقق مي يابد، ثانياً، محبت و دوستي ريشه دار مي گردد، زيرا محبت، درجات و مراتبي دارد.(5) برخي تا نُه مرتبه براي آن شمردهاند، و عشق را در مرتبة چهارم قرار داده اند. عشق آغاز راه رسيدن به مقصد و سرآغاز جاده اي است كه به ملاقات معشوق(امام زمان(ع)) منتهي مي شود. تا علاقه و محبت به امام زمان(عج) به مرحلة عشق و ارادت نرسد، ديدار آن يار حاضر وغايب، ممكن نيست. حافظ شيرازي مي گويد:نشوي واقف يك نقطه ز اسرار وجود تا نه سرگشته شوي دايرة امكان راشهيد مطهري(ره) در توضيح مي فرمايد: "اين سرگشتگي همان سرگشتگي عشق است، يعني جنون عشق است. تا از اين راه وارد نشوي، امكان ندارد به نقطه اي برسي".(6)3ـ عشق به خدا و تبعيت از امام زمان(عج):اثر طبيعي محبّت آن است كه "محبّ" را با "محبوب" پيوندي مي دهد و در مسير خواسته هاي او به تلاش و فعاليت پرثمر وا مي دارد.آن ها كه شب و روز دم از عشق پروردگار يا ائمه اطهار(ع) و امام زمان(عج) مي زنند، بايد صداقتِ محبت و عشق خود را در پيروي نشان دهند. در كتاب معاني الاخبار از امام صادق(ع) نقل شده :"ما احبّ الله من عصاه؛ كسي كه گناه و نافرماني خدا مي كند، خدا را دوست ندارد".دوستي و محبت در عمل ظهور مي كند. سپس فرمود: "چه شگفت انگيز است معصيت پروردگار كني، با اين حال اظهار محبت او نمايي! به جان خودم سوگند، اين كار عجيبي است! اگر محبت تو صادقانه بود، اطاعت فرمان او مي كردي، زيرا كسي كه ديگري را دوست مي دارد. از فرمان او پيروي مي كند".(7) قرآن كريم ميفرمايد: " قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله...؛ پيامبر! بگو (به مردم) اگر خدا را دوست داريد، از من (پيامبر) پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست داشته باشد". بنابراين محبت تنها يك علاقه قلبي نيست، بلكه بايد آثار آن در عمل انسان منعكس باشد. كسي كه مي خواهد امام زمان(ع) را زيارت كند بايد بررسي نمايد چه اموري باعث خشنودي حضرت مي گردد، تا به آن كار مبادرت ورزد و از هر كاري كه موجبات ناخشنودي آن عزيز را فراهم مي سازد، اجتناب كند.4- تقويت ارتباط قلبي وعاطفي:مي توان ارتباط قلبي و عاطفي با آن محبوب و معشوق عشاق حقيقت طلب را از راه هاي ذيل تقويت نمود: از طريق خواندن برخي دعاها و زيارت ها و توجه و تأمل در معاني آن ها، نيز خواندن بعضي از نمازها مانند نماز امام زمان(ع) يا حضور در برخي از مكان ها مانند مسجد سهله در كوفه و مسجد جمكران در قم، نايب الزيارة آن حضرت شدن در زيارت خانه خدا (حج و عمره) و زيارت قبور و حرم پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و نيز شريك كردن حضرت در ثواب تلاوت قرآن، و دعاها و نمازهاي مستحبي، بلكه همة ثواب را به حضرت هديه نمودن، و در حق حضرت دعا كردن و دعاي فرج خواندن.5- مطالعه زندگينامه كساني كه به ملاقات آن حضرت مشرّف شدند.مطالعة زندگينامه اشخاصي كه توانستند به زيارت آن حضرت نايل گردند، هم راه را نشان ميدهد، هم شوق ملاقات را افزايش مي دهد و آتش عشق و ارادت را شعله ور مي سازد و هم اين حقيقت را بازگو مي كنند كه آنان، چه ويژگي هايي داشتند و چه عاملي موجب شد تا امام(ع) آنان را مورد عنايت و لطف خود قرار دهند.پي نوشت ها: 1. فهرست موضوعي غرر، ص 127.2. همان، ص 314.3. طه (20) آية 12.4. قصص (28) آية 30.5. علامه محمد حسين طباطبايي، الميزان (مترجم) ج 14، ص 191.6. ميرزا جواد ملكي تبريزي، رساله لقاءالله، به نقل از توبه انقلابي دروني عليه خويش، چ سپاه، ص 63.7. تفسير نمونه، ج 9، ص 393، به نقل از تفسير روح المعاني، ج 12، ص 203.
کد سوال : 53316
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كار كنيم كه ائمه(ع) را در خواب ببينيم و يا اين كه زيارت ايشان نصيب ما شود؟
پاسخ : برقرار نمودن ارتباط با اولياي دين و بزرگان شايستگي و قابليت مي طلبد. در خواب ديدن ائمه(ع) نيز نايل شدن به زيارت آنان مبتني بر عواملي است كه بايد رعايت شود. يكي از شرايط مهم رعايت تقواي الهي است. بزرگان دين، پارساترين انسان ها بوده و بر قراري ارتباط با آنان تقوا و پارسايي مي طلبد.در كتاب مفاتيح الجنان آمده است: شيخ كفعمي در مصباح و محدّث فيض در خلاصه الأذكارفرموده است: ديدم در بعضي كتب اصحاب اماميه كه هر كسي خواسته باشد در خواب، يكي از پيامبران(ع) و امامان(ع) را يا يكي از نزديكان و والدين خود را ببيند، سوره هاي شمس و ليل و قدر و كافرون و اخلاص و معوذتين (فلق و ناس) را بخواند، سپس صد مرتبه سورة توحيد بخواند، سپس صد مرتبه صلوات بر پيامبر(ص) و آل او بفرستد، آن گاه با وضو و به جانب راست بخوابد، ان شاءالله خواهد ديد هر كه را اراده كرده باشد و تكلّم خواهد كرد با او نيز در نسخه هاي ديگر آمده است: اين عمل را به جا آورد در هفت شب، بعد از آن كه اين دعا را بخواند: (انشاء الله خواهد ديد هر كه را اراده كرده باشد) اللّهمّ انت الحيّ الّذي لا يوصف ـ و الايمان يُعرف منه، منك بدت الاشياءُ و إليك تعود، فما اقبل منها كنت ملجاهُ و منجاهُ و ما أدْبر منها لم يكن له ملجأٌ و لا ملجا منك إلاّ اليك فإسئلك بلا اله إلاّ أنت و أسئلك ببسم الله الرّحمن الرّحيم و بحقّ حبيبك محمدٍ(ص) سيّد النّبيين و بحقّ عليٍِّ خير الوصيّين و بحقّ فاطمة سيّدة نساء العالمين و بحقّ الحسن(ع) و الحسين(ع) اللّذين جعلتها سيّدي شباب أهل الجنّة عليهم أجمعين السّلام أنْ تصلّي علي محمّدٍ و آل محمّد(ص) و أن تريني ميّتي (إمامي) في الحال الّتي هو فيها.(1) پي نوشت ها: 1. شيخ عباس قمي(ره) ـ كيات مفاتيح الجنان، حاشيه، ص 964 ـ 960.
کد سوال : 53317
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پولي كه زن از طريق قالي بافي به دست آورده و به شوهر خود مي دهد، آيا متعلق خمس است؟
پاسخ : پولي كه زن از راه كسب به دست مي آورد اگر تا يك سال خرج نشود، پس از يك سال خمسش را بايد بدهد. اگر قبل از يك سال پول را به شوهرش ببخشد، به فتواي امام خميني و آيت الله خامنه اي بخشش خمس ندارد. به فتواي بقية آيات عظام اگر از مخارج سال اضافه بيآيد، بايد خمس آن را پرداخت كرد.(1)پي نوشت ها:1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئلة 1753؛ شبيري زنجاني، توضيح المسائل، ج 2، مسئلة 1762؛ آيت الله خامنه اي، استفتاآت، سؤال 850.
کد سوال : 53318
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پولي كه همسر با رضايت شوهر و درغياب وي به امر خيري كمك مي كند، آيا ثواب آن به همسر نيز مي رسد؟
پاسخ : خداوند، مهربان و داراي فضل و كرم بي نهايت است و نيت و عمل خير را بي پاسخ نمي گذارد، از اين رو اگر زن با اجازة شوهرش از پول وي در راه خير مصرف كند، در مقابل عملش هر دو ثواب مي برند. رسول خدا(ص) فرمود: "من دلّ علي خيرٍ فله مثل أجر فاعله؛ هر كس به كار خيري دلالت و راهنمايي كند، همانند انجام دهندة كار خير اجر و پاداش دارد".(1)پي نوشت ها: 1. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، واژه خير، شمارة 5459.
کد سوال : 53319
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مهر نماري كه به انسان مي بخشند يا مهر نمازي كه مي خرد، از لحاظ ثواب چه فرقي دارد؟
پاسخ : مهر نمازي كه به انسان مي بخشند با مهر نمازي كه مي خرد، از لحاظ ثواب هيچ فرقي ندارند و براي سجده بهتر از هر چيز، تربت حضرت سيدالشّهدا(ع) مي باشد.(1)پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 609، مسأله 1083.
کد سوال : 53320
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقلّد آيت الله اراكي هستم. در بين سال خمسي يك ساعت آب كشاورزي جهت امرار معاش خريده ام، آيا متعلق خمس است؟ در صورت تعلق خمس آيا قابل تقسيط است؟
پاسخ : آب و زمين كشاورزي اگر براي كسب باشد، مورد تعلق خمس است. اگر مقدار كمي است كه براي نياز شخصي خانوادگي است، خمس ندارد. بنابراين اگر از كشاورزي استفاده مي بريد، يعني محصولات آن را مي فروشيد و به اصطلاح كشاورزي شغل شما است، بايد زمين و آب را تخميس كنيد. اگر براي استفادة از ميوه و محصولات براي خود و خانواده است، خمس ندارد.(1)در ضمن بقا بر تقليد ميت بايد با اجازة مجتهد زنده باشد، يعني در بقاي بر ميّت لازم است انسان از مجتهد جامع الشرايط زنده (مثل حضرات آيات: فاضل لنكراني، مكارم شيرازي، شبيري زنجاني، شيخ جواد تبريزي، وحيد خراساني، رهبر معظم انقلاب، سيستاني، بهجت و صافي گلپايگاني) تقليد نمايد، و مطابق فتواي او بر مرجع ميّت باقي بماند. البته همة مراجع باقي ماندن بر مرجع ميت را اجازه مي دهند. با اجازة هر مجتهدي كه باقي مانده ايد، خمس مالتان را بايد به دفتر ايشان پرداخت نماييد. اگر قدرت پرداخت نقدي و يكجا را نداريد، مهلت مي دهند تا هر وقت داشتيد، كم كم بپردازيد. معمولاً امام جمعه ها و روحانيون اجازه گرفتن خمس و تقسط و مهلت دادت را دارند، مي توانيد به وسيلة آنان مسئلة را حل نماييد. پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئلة 1771 و ذيل آن.
کد سوال : 53321
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا عربها اولين امام خود را ابوبكر مىنامند؟
پاسخ : اين عقيده اهل سنت است كه خلفاى پس از پيامبر (ص) را امام مىدانند، چه از عرب باشند، چه از غير عرب، ميان عربها شيعه هم هستند كه ابوبكر را امام نمىدانند، بلكه حضرت على (ع) را امام مىدانند. اهل سنت، كسانى را كه پس از پيامبر به خلافت رسيدند، امام مىگويند و چون اولين خليفه پس از پيامبر، ابوبكر بوده او را امام اوّل مىگويند. آنها عقيده شيعيان را قبول ندارند، شيعيان مىگويند: پيامبر (ص) حضرت على(ع) را جانشين خود قرار داده و فرمود: بعد از من بايد على امام و رهبر مسلمانان باشد. شيعه مىگويد: امامت و جانشينى پيامبر (ص) منصب الهى است و خدا به پيامبرش دستور داد على (ع) و ديگر امامان (ع) را به عنوان جانشينى معرفي كند. اما سنىها مىگويند: پيامبر (ص) جانشين خود را مشخص نكرد. بعد از رحلت حضرت، برخى از صحابه در محلى به نام سقيفه بنى ساعده جمع شدند و با ابوبكر بيعت كردند، از اين راه او جانشين پيامبر شد و بعد وى عمر را براى زمامدارى تعيين كرد و عمر خليفه دوم شد. عمر در سر انجام كار شش نفر را معين كرد و گفت: بين خودشان يكى را مشخص كنند، خليفه سوم باشد، كه عثمان انتخاب شد. وى به جهت اين كه عملكردش خوب نبود و مردم ناراضى شدندو شورش نمودن و سر انجام او را كشتند، بعد با اصرار تمام با حضرت على(ع) بيعت كردند و على (ع) خليفه يا امام چهارم آنان شد. حالا كدام يك از اين دو ديدگاه (شيعه و سنى) درست است، بحث جداگانهاى است كه در كتابهاى اعتقادى وجود دارد و بايد آنها را مطالعه كرد تا حقيقت مطلب آشكار شود.
کد سوال : 53322
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان(عج) ازدواج نموده و همسر و فرزند دارد؟(پ)
پاسخ : پاسخ را با ذكر چند نكته بيان مى داريم: اوّل: چون امام زمان(عج) از ديدهها پنهان است و در پشت پرده غيبت قرار دارد، نمىتوان از راه حس و مشاهده و به صورت عادى به پاسخ سؤال نايل شد؛ نيز چون سؤال از مباحث عقلى و انتزاعى نيست، از راه برهان عقلى نيز نمىتوان پاسخ را دريافت نمود. تنها راه پاسخ گويى، روايات پيشوايان معصوم(ع) است كه چون آنان از علم برترى بهرهمند مى باشند، مى توانند از آينده خبر دهند كه از آن جمله حوادث و مسائل مربوط به مهدى منتظر(ع) است. دوم: حال كه پاسخ را مى بايست از اخبار پيشوايان معصوم(ع) جستجو نمود، به سراغ روايات مى رويم. در روايات صحيح و معتبر، پاسخ روشنى به پرسش وجود ندارد؛ بلكه در برخى روايات با ايهام و اشاره در اين زمينه سخن به ميان آمده است، از جمله: 1- مفضل بن عمر گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه در مورد امام مهدى(عج) فرمود: "صاحب الزمان را دوغيبت است. يكى از آن دو به اندازهاى طولانى شود كه برخى گويند: حضرت از دنيا رفته و برخى گويند كشته شده است اما كسى جز آنانى كه امور حضرت را پىگيرى مى كنند، از مكان و فرزندان وى آگاه نيستند".(1) 2- از امام صادق(ع) آمده است: "گويا مى بينم حضرت مهدى(عج) با اهل و عيالش در مسجد سهله است".(2) 3- از امام هشتم(ع) در دعايى نقل شده است: "اللّهم اعطه فى نفسه و أهله و ولده و ذريته و جميع معصيته ما تقرّ به عنيه و تسرّ به نفسه؛(3) خدايا، مايه چشم روشنى و خوشحالى امام زمان(عج) را در او و خانواده و فرزندان و ذريه و تمام پيروانش فراهم فرما!". 4- نيز از آن حضرت در مورد امام زمان(عج) اين دعا نقل شده است: "اللهم صل على ولاة عهده و الائمة من ولده؛(4) خدايا، بر واليان و فرزندان وى كه امامند، درود فرست!". ظاهر اين اين روايات دلالت بر زن و فرزند داشتن است. اين روايات به فرض پذيرش و درستى سند و صحت انتساب آن به امام معصوم، از نظر دلالت به روشنى گويا نيست كه امام مهدى(عج) در دوره غيبت همسر و فرزند دارد. در برخى احاديث مشكل سندى و در برخى ديگر مشكل دلالت وجود دارد. افزون بر اين رواياتى وجود دارد كه با صراحت وجود فرزند را براى حضرت نفى مى كند.(5) سوم: با توجه به روايات مذكور مى گوييم: در مورد زن و فرزند امام مهدى(ع) سه احتمال وجود دارد: أ) حضرت ازدواج نكرده است. لازمه اين احتمال آن است كه امام(ع) يكى از سنتهاى مهم اسلامى را ترك كرده باشد، كه با شأن امام سازگار نيست. امّا از سوى ديگر چون غيبت از اهميت بيشترى برخوردار است؛ به ناچار امام از سنت چشم پوشى مى كند، كه اشكالى ندارد. براى حفظ مصلحت بالاتر، از مصلحت پايينتر چشم پوشى مى گردد. ب) حضرت ازدواج نموده امّا فرزندى ندارد. نداشتن فرزند به سبب غيبت است. پذيرش اين فرض، سؤالى را با خود مى آورد كه آيا همسرش هم از عمر طولانى بهرهمند است يا اين كه مدّتى با حضرت زندگى كرده و بعد از دنيا رفته است؟ در اين صورت حضرت به سنت ازدواج عمل كرده و بعد بدون زن و فرزند زندگيش را ادامه مى دهد. پ) حضرت زن و فرزند دارد. با پذيرش اين فرض، اين سؤالات مطرح است: آيا آنان نيز عمرى طولانى دارند؟ فرزندان حضرت نيز فرزندانى دارند؟ اگر دارند، اين همه اولاد، در پى اصل خويش مى افتند و همين كنجكاوى، مسئله را به جايى مى رساند كه با فلسفه غيبت منافات دارد. با توجه به مطالب مذكور، نمىتوان يكى از اين سه احتمال را قاطعانه پذيرفت و اين به مقتضاى خرد ورزى است كه در جايى كه دليل كافى براى اثبات يا انكار چيزى وجود ندارد، از ابراز حكم قطعى خوددارى گردد. بنابراين از راه هايى كه پيش روى ما است، نمىتوان وجود زن و فرزندى را براى حضرت مهدى(عج) ثابت نمود. نيز به ديگر پرسش هايى كه در مورد زن و فرزند حضرت مهدى(عج) هست، نمىتوان پاسخ قطعى داد.(6) پى نوشتها: 1. شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 162. 2. مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 317. 3. سيد ابن طاووس، جمال الاسبوع، ص 510. 4. همان، ص 510. 5. مسعودى، اثبات الوصيه، ص 221. 6. براى اطلاع بيشتر رجوع شود به چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان.
کد سوال : 53323
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امام زمان(عج) درچه مكاني زندگي مي كند؟
پاسخ : از مسائلى كه درباره امام زمان(ع) مورد بحث و گفت و گو است، مكان و محل سكونت آن حضرت است، كه آيا آن حضرت در مكان خاصى سكونت دارد يا نه؟ و اگر در مكان ويژهاى است آن مكان كجا است؟ رواياتى كه درباره مكان امام زمان(ع) وجود دارند چند دستهاند: 1 - برخى از روايات محل خاصى را تعيين نكرده و جايگاه آن حضرت را در بيابانها و كوهها معرفى مىكند. از آن جمله حضرت مهدى(ع) به پسر مهزيار فرمود: "فرزند مهزيار! پدرم امام حسن(ع) از من پيمان گرفت و فرمان داد كه براى سكونت كوهاى سخت و سرزمينهاى خشك و دور دست را برگزينيم".(1) از اين روايت استفاده مىشود كه حضرت از دسترسى مردم دور است و كسى كه از محل سكونت وى آگاه نيست. 2 - برخى روايات مكان خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت ياد نمودهاند، مثلاً در برخى از روايات در مدينه و پيرامون آن اشاره شده است. ابوبصير مىگويد از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: "لابد لصاحب هذا الامر من عزلته و لابد فى عزلته من قوة و ما بثلاثين من وحشته، و نعم المنزل طيبة"(2)، صاحب زمان(ع) را عزلت و غيبتى است كه در آن، غيبت، نيرومند است به سى نفرى كه با حضرت هستند وحشت و تنهايى را از وى دور مىكنند (و به قوت وى مىافزايد) و خوب جايگاهى است (مدينه) طيبه.از اين روايات استفاده مىشود كه حضرت در مدينه منوره منزل دارد و افرادى همواره با ايشان به صورت ناشناس هستند. برخى روايات مكان امام زمان(ع) را كوه"رضوان" كه در اطراف مدينه است، بيان كردهاند، عبدالاعلى آل سام مىگويد: "با امام صادق(ع) از مدينه خارج شديم، به روحاء (اطراف مدينه) كه رسيديم حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانى ادامه داد، و فرمود: اين كوه رضوان نام دارد، خوب پناهگاهى است براى خائف(امام غائب) در غيب صغرا و غيبت كبرى.(3) از روايات ديگر استفاده مىشود كه امام زمان(ع) در مكانى به نام "ذى طوى" كه در اطراف مكه است، زندگى مىكند و از همان جا نيز ياران خود قيام مىكنند. امام باقر(ع) فرمود: "امام زمان را غيبتى است در بعضى از درهها و اشاره كرد به منطقه "ذى طوى". (4) 3 - برخى روايات جايگاه خاصى را براى امام زمان(ع) نام نمىبرد، ولى از حضرت به عنوان فردى ياد مىكند كه با مردم و در ميان مردم و با آنان حشر و نشر داردو به گونهاى ناشناس زندگى مىكند. امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر شباهتى نيز به حضرت يوسف پيامبر(ع) دارد جاى انكار نيست كه خداوند با حجت خود همان كارى را انجام دهد كه با يوسف انجام داد. صاحب الزمان(ع)، آن مظلوم حق از دست داده، در ميان مردم رفت و آمد مىكند و در بازار قدم مىنهد و گاهى بر فرش منزلهاى دوستان مىنشيند، ليكن او را نمىشناسند تا زمانى كه خداوند به وى اذن دهد تا وى خود را معرفى كند، آن گونه كه يوسف(ع) اجازه داد هنگامى كه برادرانش گفتند: تو يوسفى؟ گفت: آرى من يوسفم".(5) از اين روايت استفاده مىشود كه امام زمان(ع) مكان معين نداشته در ميان جمع و جامعه است، با مردم حشر و نشر دارد و زندگى طبيعى و معمولى دارد. در مراسم مذهبى و مناسك حج شركت مىجويد، ولى شناخته شده نيست و اين امرى است كه سابقه داشته و دارد. عنايت امام(ع) به مردم و هدايت و رهبرى مردم از سوى ديگر نشان از آن دارد كه آن حضرت در همه جا بوده و در همه جا حضور دارد. از جمع بين روايات نيز مىتوان استفاده كرد كه امام زمان(ع) در همه جا حضور دارد و اين منافات ندارد به آن دسته از روايت كه مكان معين مانند مدينه و مكه را بيان كردهاند؛ زيرا آن دسته روايات ناظر بر آن است كه در برخى از زمانها و مكانهاى خاص حضور پيدا مىكند. آن دسته از روايات كه مكان مشخصى را براى امام بيان نكرده ناظر بر آن است كه حضرت در همه جا حضور دارد. بى ترديد يكى از مصاديق حضور امام در همه جا، همان مكانهاى خاص مىباشد. پى نوشتها: 1 - شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 266. 2 - بحار الانوار، ج 52، ص 153 و اصول كافى، ج 1، ص 340. 3 - شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 162. 4 - نعمانى، كتاب الغيبه، ص 182. 5 - نعمانى، كتاب الغيبه، ص 164.