• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53294
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حالى كه خداوند از رگ گردن به انسان نزديك‏تر است، فلسفه حجاب كامل داشتن در نماز براى زنان چيست؟
پاسخ : حكمت پوشش بدن و رعايت حجاب اسلامى بر زن در حال نماز پنهان كردن و مستور نمودن خود از خدا نيست؛ زيرا چيزى از علم خدا پنهان نيست و خداوند بر همه چيز در همه حالات آگاه است، بلكه يكى از حكمت هاى اين حكم رعايت ادب است، يعنى بدون ستر عورت وپوشش لازم هنگام نماز خواندن نوعي بى احترامى به حساب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آيد. حكمت ديگر اين است كه رعايت حجا ب و آدا ب ديگر در نماز مانند پاك بودن بدن و لباس درتحصيل حضور قلب مؤثر است و رعايت اين برنامه ها شخص را از غيا ب به حضور مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رساند و پرده ها و حجاب هايى را كه ميان بنده و خدا ايجاد شده است كنار مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌زند. حكمت ديگر تأكيد در موضوع پوشش و حجاب بانوان است، و اين كه حجاب و پوشيده بودن بدن زن پسنديده و محبوب خدا است .در عين حال اين حكم به زنان مسلمان مي فهماند كه حجاب مطلوب خداوند است به گونه اي كه حتي در نماز از زن مسلمان خواسته با حفظ حجاب با خداوند سخن گويد چون او بنده اش را اين گونه مي پسندد و نيز مي تواند تمريني براي زنان با ايمان باشد كه در حفظ حجاب به هنگام برخورد با نامحرمان كوشا باشندو حفظ حجاب در ميان جامعه اهميت بسيار دارد. حكمت هايى است كه مى‏توانيم از اين حكمت دريابيم، چه بسا حكمت‏هاى ديگرى نيز وجود داشته باشد كه از آن‏ها آگاهى نداشته باشيم.
کد سوال : 53295
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نگهداري گاو و گوسفند جهت امرار معاش خانواده آيا متعلق خمس است؟
پاسخ : اگر نگهداري گاو و گوسفند جهت امرار معاش، مثلاً يك يا دو گاو يا گوسفند كه از شير و ماست آن مصرف كنند، خمس ندارد، ولي اگر با گاو و گوسفند و از محصولات آن ها براي خريد و فروش و كاسبي استفاده مي كنيد، بايد خمس آن را بپردازيد.
کد سوال : 53296
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا از دين حضرت عيسى (ع) هميشه از صلح و دوستى ياد كرده‏اند، ولى هر جايى كه اسم اسلام مى‏آيد، به دنبالش شمشير و جنگ وجود دارد، در صورتى كه در دين ما بيش‏تر از صلح و دوستى ياد شده است؟
پاسخ : در ابتدا بيان اين مطلب بايسته است كه اديان الهى در مسائل مهمى مانند صلح و جنگ، تفاوت ندارد، بدين معنا كه دين مسيحيت مردم را به صلح و صفا فرا خوانده باشد و اسلام به خشونت تفاوت هايى كه در اديان الهى وجود دارد، ريشه در شرايط زمان و ميزان رشد فكرى انسان‏ها دارد، همان گونه كه در سيره معصومان (ع) شرايط زمان و مكان تاثير گذار مى‏باشد، پيامبر (ص) در يك مقطع زمانى با دشمنان صلح مى‏كند و در مقطع زمانى ديگر به دفاع و جهاد مى‏پردازد. برخى از امامان ما قيام و برخى ديگر صلح مى‏كنند. بر اين اساس معرفى اسلام به عنوان دين شمشير و خشونت غالباً جنبه تبليغاتى داشته و اتهامى است نسبت به آن روا داشته شده است. به نظر مى‏رسد عوامل زير در متهم نمودن اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند: 1 - سياست اسلام ستيزى دشمنان يكى از علل عمده معرفى شدن اسلام به عنوان دين خشونت، سياست‏هاى استكبار جهانى عليه اسلام و مسلمانان است، استعمار ستيزى دين اسلام و روحيه استقلال‏طلبى مسلمانان و الهام گرفتن از آيات جهاد در قرآن، منافع استعمار را به خطر انداخته و همين موجب شد كه آن‏ها در صدد مقابله با آن بر آيند، بهترين راه را در مبارزه با ريشه اين احساسو انگيزه در مسلمانان ديده‏اند و آن هدف گرفتن آيات جهاد و سيره پيامبر (ص) بوده است، به همين خاطر آن‏ها اسلام را خشونت گرا معرفى مى‏نمايند. اين در حالى است كه جنگ افروزان غرب ركورد دار خشونت در جهان هستند، در جنگ جهانى اوّل و دوم حدود 63 ميليون انسان كشته شدند، اين كشتار را آنانى به وجود آوردند كه اسلام و مسلمانان را به خشونت معرفى كرده و از طرفداران دين مسيح هستند جالب آن كه در هر دو جبهه فقط خود شان بوده‏اند يا ميدان اصلى جنگ ميان خود آن‏ها بوده آيا قتل عام صد هزار انسان در كوبا، ويتنام و افغانستان از سوى همان‏ها به وجود نيامده است كه امروزه ناقوس صلح جويى تساهل صدا در مى‏آورند در گذشته تاريخ وضع آنان فاجعه بارتر بوده است، آنان بودند كه جنگ‏هاى صليبى را به وجود آورده و تا توانستند مسلمانان را كشتند. گوستاولوبون مسيحى از قول روبرت راهب كه خود در جنگ حضور داشت گزارش مى‏دهد: "لشكر ما (صليبى‏ها) در گذرگاه‏ها، ميدن‏ها و پشت بام‏ها، در حركت بودند و مثل شير ماده‏اى كه بچه‏اش را ربوده باشد، از قتل عام لذت مى‏بردند، اطفال را پاره پاره مى‏كدند و جوانان و پيرها را در يك رديف از دم شمشير مى‏گذراندند و چندين نفر را در يك ريسمان به دار مى‏آويختند".(1) گوستا ولوبون در خصوص رفتار مسلمانان با مسيحيان مى‏نويسد: "صلاح الدين سردار فاتح مسلمانان به عيسويان بيت المقدس عفو عمومى داد و براى فليپ، و "ريشار"در ايام بيمارى از انواع اغذيه و ادويه مقوى مى‏فرستاد"(2) بعد از جنگ‏هاى صليبى در اسپانيا مسلمانان را قتل عام كردند و با قى مانده را به دريا ريختند كه اين يكى از مظاهر نسل كشى است در زمان حاضر مي بينيم كه به نسل كشى مسلمانان در بالكان رو آوردند و ده‏ها هزار مسلمان بيگناه بوسنى را كشتند نيز همان‏ها امروزه مدام فلسطينيان مظلوم را به خاك و خون مى‏كشانند. بنابر اين كاملاً روشن و آشكار است كه جنايت‏ها و كشتار مسلمانان توسط مسيحيان و يا حتى كشتار خودشان بسيار بيشتر از مسلمانان بوده است، اما متأسفانه با ابزار تبليغاتى گسترده‏اى كه دارند، اين امر را وارونه جلوه مى‏دهند. 2 - جنگ‏ها در حوزه تاريخ اسلام يكى از عوامل مهم كه زمينه اتهام خشونت گرايى اسلام را فراهم نمود، جنگ هايى بود كه در حوزه تاريخ اسلام شكل گرفتند آن جنگ‏هايى كه در زمان پيامبر(ص) به وجود آمده بود، جنبه دفاعى داشت و از هدف متعالى حمايت از مستضعفان بهره‏مند بود و حال اگر در دوره برخى از سلسله‏هاى ستمگر با نام اسلام، جنگ‏هاى ظالمانه را بر راه انداختند، اين كار منحصر به آنان نيست، در همه كشورها در طول تاريخ كم و بيش چنين اتفاقى وجود دارد ميان پيروان ديگر اديان بسيار اتفاق افتاده است كه بر خلاف آموزه‏هاى دينى خود، به خونريزى رو آورده‏اند، بنابر اين اگر پادشاهى با انگيزه مادى و با نام اسلام به خشونت رو آورده باشد و نبايد اين كار را به نام اسلام تمام كرد، همان گونه كه تاريخ يهود و مسيحيت شاهد جنگ‏ها و خشونت‏ها بوده است اما اين خشونت‏ها به گونه‏اى تفسير و توجيه شده است كه گويا اصلاً اتفاقى نيافتاده است: افكار عمومى نيز به آن‏ها توجه ندارد و آن را ناديده مى‏گيرد. 3 - عدم معرفى ابعاد اسلام يكى از عوامل بسيار مؤثر در متهم ساختن اسلام به عنوان دين خشونت، عدم معرفى ابعاد و جامعيت اسلام است، اسلام همان گونه كه آيات جهاد، دفاع و جنگ دارد، آيات صلح و زندگى مسالمت‏آميز نيز دارد، اگر آيات صلح قرآن بيشتر از آيات جهاد آن نباشد كمتر نخواهد بود، متأسفانه آن چه كه بدان پرداخته شده، بُعد جهاد و جنگ اسلام بوده، معرفى بُعد صلح اسلام بسيار كم رنگ مى‏باشد و عامل گسترش اسلام را جنگ‏ها مى‏دانند! در حالى كه اين تفكر به وسيله حتى برخى از متفكران با انصاف غربى رد شده است. گوستاولوبون مى‏نويسد: زور شمشير موجب پيشرفت قرآن نشده، زيرا رسم اعراب (مسلمانان) اين بود كه هر كجا را فتح مى‏كردند، مردم آن جا را در دين خود آزاد مى‏گذاردند، اين كه مردم مسيحى از دين خود دست بر مى‏داشتند و به دين اسلام مى‏گرويدندو زبان عرب را به جاى زبان مادرى خود بر مى‏گزيدند،بدان علت بود كه عدل و دادى كه از عرب‏هاى فاتح مى‏ديدند، از زمامداران پيشين خود نديده بودند."(3) در قرآن از پيامبر اسلام (ص)به عنوان پيامبر صلح و صفا ياد شده است.(4) در برخى از روايات از اسلام به عنوان دين سهله (آسانگير) تعبير شده است. (5) در مقابل همه اين برخوردهاى منفى در مورد اسلام، در دين مسيحيت بر عكس دين اسلام تبليغ مى‏شود، بدين معنا كه دستورها و آموزه‏هاى صلح آن بسيار پر رنگ جلوه داده شده است حتي به شعار رو آوردندكه دين مسيح، پيام آور صلح و صفا است، مسيحيان در معرفى دين مسيح به عنوان "دين صلح گرا" موفق بوده‏انداز سوى ديگر دين تحريف شده مسيحيت با منافع استكبار تضاد نداشت و اين امر موجب شد كه استكبار عليه دين مسيح تبليغات انجام نداده و گاهى از آن دفاع نمايد، حال آن كه دين مسيح همان گونه كه آموزه‏ها و برنامه‏هاى صلح‏آميز دارد، برنامه‏هاى جهاد و ستم ستيزى نيز دارد. اصولاً دينى كه برنامه دفاع و مقابله با دشمنان نداشته باشد و در رفع ستم از جهانيان سخنى نداشته باشد، دين ناقصى است. 4 - قيام‏ها قيام هايى كه آزادى خواهان و مصلحان انجام دادند، نيز در اتمام اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند قيام‏هاى كه شيعيان در طول تاريخ عليه حاكمان ستمگر انجام دادند و قيام‏هاى كه امروزه مسلمانان به منظور دفاع از جان، مال و سرزمين خويش انجام مى‏دهند. اين دسته از قيام‏ها زمينه تبليغ دشمن را فراهم نموده و دشمن مسلمانان به ويژه شيعيان را خشونت گرا معرفى نموده، حال آن كه در تاريخ مسيحيت نهضت‏هاى اصلاحى و انقلاب‏هاى آزادى بخش شكل نگرفته‏اند و يا خيلى كم رنگ است. 5 - عملكرد برخى از مسلمانان تندرو متأسفانه عملكرد برخى از مسلمانان موجب شده است برخى اسلام را به عنوان دين خشونت بشناسند، عملكرد گروه هايى مانند طالبان و يا برخى از مسلمانان تندرو، فضاى جامعه امروزه را آلوده كرده است، همان گونه كه در طول تاريخ گروه‏ها و افراد افراطى بودند كه از برنامه‏هاى اسلام، برداشت‏هاى غير منطقى نموده و باور داشتند كه تنها راه گسترش دين و آموزه‏هاى آن، بهره‏گيرى از اهرم فشار و جنگ است. البته در همين جا نيز مى‏توان دست‏هاى پنهان را براى به وجود آوردن اين گروه‏ها در داخل اسلام و ايجاد فرقه‏هاى مذهبى مانند وهابيت و بهائيت ناديده گرفت. پي نوشت ها: 1 - تاريخ تمدن، ج 4، ص 408. 2 - همان، ص 415.3 - تاريخ ويل دورانت، ج 4، ص 1368 4 -آل عمران، (3) آيه 159، تفسير نمونه، ج 3، ص 140 - 142.5 - بحار الانوار، ج 22، ص 263.
کد سوال : 53297
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر همسايه اي كه نيازهاي زندگي خود را مي تواند برآورده سازد، مدام مزاحم همسايه شود، مي توان در پاسخ به نيازهاي او متوسّل به دروغ و پاسخ هاي سربالا شد؟
پاسخ : پاسخ هاي سربالا اشكال ندارد، ولي دروغ جايز نيست. برآوردن نيازهاي همسايه ثواب زيادي دارد. رسول خدا(ص) فرمود: "احترام به همسايه مانند احترام به مادر است"،(1) و فرمود: "آن قدر جبرئيل سفارش همسايه كرد كه فكر كردم همسايه ارث مي برد"،(2) نيز فرمود: "همسايه خوب آن نيست كه به همسايه اذيت نكند، بلكه آن است كه بر اذيت همسايه صبر كند".(3) اگر خواستيد همسايه را از سر باز كنيد، دروغ نگوييد، بلكه توريه (بر وزن توصيه) كنيد، مثلاً وقتي مي گوييد "نداريم" در نظر بگيريم: الآن دم دست نداريم.پي نوشت ها: 1ـ3. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، واژة جار، شمارة 3005 و 3008 و 3009.
کد سوال : 53298
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر با پول قالي بافي طلا براي همسر خريداري شود، آيا متعلق خمس است؟
پاسخ : كسي كه سال خمسي دارد، اگر قبل از سر رسيد سال خمسي، از درآمدش در مخارج زندگي (مثل خريد لوازم منزل يا طلا براي همسر) هزينه كند، خمس ندارد. اگر پس از رسيدن سال خمسي، از درآمد سال قبل پول باقي باشد، خمس دارد، چه طلا بخرد و چه در جاي ديگر خرج كند. كسي كه سال خمسي ندارد، پولي كه به دست مي آورد، تا يك سال خمس ندارد، ولي پس از گذشت يك سال از زمان به دست آوردن پول، در صورتي كه خرج نشده باشد، خمس دارد و بايد پرداخت شود.(1)پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئلة 1752 و 1765.
کد سوال : 53299
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اختلاف نظر مراجع در احكام ديني بر چه اساس است و چرا اختلاف دارند؟
پاسخ : اولا اختلاف مراجع در احكام ديني غالبا در جزئيات است و كمتر فقيهي وجود دارد كه در يكي از احكام اساسي با نظر مراجع يگر مخالف بوده و نظر متفاوتي داشته باشد. مانند اصل وجوب نماز و اجزاء و شرائط آن.ثانيا مسئله اختلاف در يك موضوع اجتهادي و علمي امري طبيعي است.با توجه به اين كه معمولاً در تمام علومى كه نياز به اجتهاد و استدلال دارد، صاحب‏نظران اختلاف نظر پيدا مى‏كنند، فقها و مجتهدها نيز در استنباط احكام اختلاف نظر دارند و فتواهاى متفاوت صادر مى‏كنند .اين مسئله در علوم تخصصي ديگر نيز وجود دارد. در بررسي از علل اختلاف فتواي مراجع چند عامل اساسي است.1ـ درجه و رتبة علمى افراد متفاوت است.2ـ نحوة ورود و خروج آنان به بحث هاى علمى و تخصصى باعث اختلاف نظر و برداشت مي‌شود. 3ـ اختلافات مبنايى در اصول و فقه باعث اختلاف فتوا مي‌شود. اختلاف نظر فقها به نحوة استنباط آن ها بر مى گردد. فقيه بايد حكم شرعى را از روايات معصومين استخراج كند و بر اساس آن ها حكم به حليت يا حرمت نمايد. در اين راستا با استفاده از مبانى اصولى خود به جرح و تعديل روايات مى پردازد و به يك جمع بندى نهايى مى رسد چه بسا روايتى كه دليل حرمت يا حليت است به نظر فقيهى از نظر سند يا دلالت تمام باشد، ولى فقيه ديگر آن را مخدوش مى داند،و اين بدان خاطر است كه گاهى از ائمه اطهار(ع) حكمى بر خلاف نظر خودشان به عنوان تقيه صادر مى‏شد، نيز جاعلان حديث براى تشويش اذهان و تخريب دين و تحريف دين و احكام الهى، احاديثى به نام امامان جعل مى‏كردند. و تا كنون احاديث تقيه‏اى و جعلى در لابه لاى اخبار و احاديث ما موجود است. در اين جا علوم و دانش هاي مختلف مانند علم الحديث و درايه الحديث و... براي فهم احاديث و روايات صحيح از غير صحيح به وجود آمده است. همين مسئله كافى است كه اختلاف نظر ايجاد شود و اين مسئله طبيعي است همان طورى كه در رشته هاى ديگر علمى نيز بين كارشناسان اختلاف نظر وجود دارد، مثلاً يك جراح نظر مى دهد غده اى را بايد با عمل جراحى از بين برد، ولى جراح ديگر به اين نظريه اعتقادى ندارد و معتقد است با دارو قابل معالجه است.از طرف ديگردر مواردى موضوع حكم با تحولات زمانى تغيير مى كند و به تبع تغيير موضوع حكم عوض مي شود، مثلاً در روايات از بازى با شطرنج منع شده و حتى در رواياتى وارد شده كه به شطرنج باز سلام نكنيد، ولى حضرت امام خمينى ره در پاسخ به استفتايى دربارة‌ بازى با شطرنج در فرض خروج از قمار و داخل شدن در مقوله ورزش ذهنى فرموده اند: بر فرض مذكور اگر برد و باخت در بين نباشد اشكال ندارد(1) ولى بعضى از فقها براى خودِ شطرنج موضوعيت قائل اند و معتقدند در بستر زمان اين حكم تغيير نمى كند، چون تا شطرنج شطرنج است موضوع محفوظ است و حكم بر آن بار مي شود. اين اختلاف بر اساس تفاوت برداشت از موضوع است و اين كه آيا شطرنج موضوعيت دارد يا آلت قمار بودن دخيل در حكم است. در مواردى اختلاف نظر فقها بر اساس دوگانگي در فهم قرآن و حديث است،‌ مثلاً قرآن مجيد مى فرمايد:"والمطلقات يتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء؛ يعنى زن هاى مطلقه بايستى سه قرء به انتظار بمانند".(2) كلمة قرء كه در اين آيه به كار برده شده در زبان عرب به طور اشتراك لفظى براى دو معناي متضاد آمده: يكى به معناى پاكى و ديگرى به معناى عادت ماهيانة زنان. از اين جهت فقها در مفهوم اين آيه با هم اختلاف دارند. برخى معتقدند: زن مطلقه بايد بعد از طلاق دو مرتبه عادت ماهيانه ببيند و پاك شود و مرتبة سوم به محض اين كه عادت ماهيانه ديد ولو آن كه از آن عادت بيرون نيامده و پاك نشده باشد مى تواند با مرد ديگر ازدواج كند. گروهى ديگر عقيده دارند تا زن مطلقه از عادت ماهيانه‌ مرتبة سوم بيرون نيايد و به كلى پاك نشود حق شوهر كردن ندارد، يعنى پس از اتمام مرتبة سوم مي توانند شوهر كنند.با اين حكم واقعى خدا دربارة زنان مطلقه اى كه بايد مدتى را به عنوان عده از شوهر كردن خوددارى كنند يكى است. در عين حال يكى مى گويد: مدت عده سه عادت ماهيانه تمام است و ديگرى مى گويد سه مرتبه پاك بودن از عادت شرط است و اين اختلاف هم از فهم خود آيه سرچشمه مى گيرد(3)پي نوشت ها: 1- صحيفة نور، ج 21، ص 15. 2- بقره (2) آية 288. 3- زين العابدين قرباني،‌ درساية قلم، ص 201 ـ202.
کد سوال : 53300
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر خودمان بتوانيم احكام ديني را تشخيص دهيم، آيا باز هم تقليد كنيم؟
پاسخ : تقليد در مسائل فرعي از باب رجوع غير متخصص به متخصص است و اين نوع تقليد بر اساس فطرت و مقتضاي حيات بشري است. اين امر در رشته هاي مختلف مانند طب و ساختمان و غيره ديده مي شود. تشخيص و استنباط احكام دين از قرآن و روايات يك رشتة تخصصي است و چون متخصصان اين رشته مجتهداني هستند كه با ابزارهاي موجود و فراگيري علوم، طريق استنباط را آموخته اند، افرادي كه مجتهد در رشته هايي كه تخصص ندارد، مانند پزشكي و مهندسي، به متخصص آن رشته مراجع مي كند؛ بنابراين تقليد از مجتهد امري فطري و عقلايي است. بديهي است هرگاه در بين اهل فن اختلاف نظر باشد، بايد به آن كه از همه استادتر است، مراجعه شود و رجوع به اعلم در هر رشتة روشي عقلايي است و ميان تمام ملل رائج است.در عين حال اگر كسي واقعاً توانسته باشد، قدرت فهم استنباط احكام و حكم الهي را با استفاده از روش صحيح آن داشته باشد، به عبارت ديگر متخصص در احكام ديني و فهم آن از آيات و روايات شود، نه تنها تقليد لازم نيست، بلكه نبايد تقليد كند و كسي نيز چنين كاري نمي كند.البته بايد توجه داشت كه براي تخصص در فهم احكام الهي، دانستن دانش هاي بسياري مانند علم تفسير آيات الاحكام، علم اصول فقه، علم درايه الحديث و علم الرجال نياز است. هر كسي نمي تواند ادعاي اجتهاد و تخصص داشته باشد، مگر آنكه واقعاً از اين دانش ها بهره برده باشد كه به طور طبيعي در حوزه هاي علوم ديني حداقل پس از ده سال حاصل مي شود.
کد سوال : 53301
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن نمي تواند مرجع تقليد باشد؟
پاسخ : توجه شما را به چند نكته جلب مى‏نماييم:1 - در ايدئولوژى اسلام زن و مرد هر دو از يك گوهر آفريده شده‏اند و هيچ يك بر ديگرى برترى ندارند، مگر به تقوا(1)2 - دانش‏طلبى و فقاهت مورد تأكيد اسلام است و در اين امر بين زن و مرد تفاوتى نيست، همان گونه كه مردان مى‏توانند در دانش امروزى و فقاهت به مقامات عالى برسند، زنان نيز مى‏توانند، ليكن با وجود تفاوت‏ها در سلايق، تمايلات و استعدادها در اين دو صنف، تفاوت هايى وجود دارد. 3 - همان گونه كه در كتاب تكوينى و خلقت بين زن و مرد تفاوت است و اين براساس نظام احسن در خلقت است، در كتاب تشريع، وظايف و مسئوليت‏ها نيز بين اين دو تفاوت است. به قول شاعر:جهان چون خط و خال و چشم و ابرو است كه هـر خيـرى به جاى خــويش نيكوسـت‏حال با توجه به نكات ياد شده مى‏گوييم: ايدئولوژى اسلام، رئاليستى و واقع گرايانه است. واقعيت اين است كه زنان و مردان در كتاب خلقت متفاوتند، حتى يك تار موى زن و مرد متفاوت است. (1)زنان و مردان هم از نظر امور جسمانى و فيزيولوژيك متفاوتند و هم از نظر روانى و عواطف و پيكولوژيك لازمه اين تفاوت در آفرينش، تفاوت در مسئوليت‏ها و وظايف است. در همين راستا اسلام در برنامه ريزى زندگى ما مسؤليت‏ها و وظايف، هماهنگ با تفاوت‏هاى آفرينش برنامه ريزى نموده است. برخى از مسؤليت‏ها و وظايف در زنان و مردان يكسان و برابر، برخى متفاوت و برخى ترجيحاً به يكى از اين دو صفت واگذار شده است. خداوند حكيم از زير و بم آفرينش انسان با خبر است، با وجود تفاوت‏ها در آفرينش اين دو بار مسؤليت را هماهنگ با آن قرار داده است. اگر خداوند به مردان اندامى درشت و بازوانى قوى و متناسب با كارهاى سخت و سنگين داده است، كارهاى سخت به مردان سپرده مى‏شود. اگر به زنان اندامى ظريف، و عواطف و احساساتى لطيف داده است، كارهاى ظريف و هنرى و عاطفى به آنان سپرده مى‏شود. هيچ كس در اين مسئوليت‏ها اعتراضى ندارد، و اين عين حكمت و براى دوام نسل بشر ضرورى است. در تفاوت‏هاى مسئوليتى در برخى منصب‏هاى اجتماعى نيز چنين است. لازمه زن يا مرد بودن اين است كه هر يك با مسئوليت‏هاى ويژه باشد. همان گونه كه جامعه پذيرفته است تمامى كارهاى پر مشقت و خطرناك به حق بايد برعهده مردان باشد، بايد پذيرفت كه برخى از سمت‏هاى اجتماعى برعهده مردان باشد، چون اين تفاوت‏ها لازمه آفرينش زنان و مردان است. مرجعيت دينى يك حق نيست كه زنان از آن محروم شده‏اند، بلكه تكليف و مسئوليت است. بسيارى از بزرگان فقاهت حاضر نمى‏شدند مرجع شوند، چون اين كار تكليف است و مسئوليت دارد. آنچه مايه ارزش آدمى است، مرجعيت نيست، بلكه فقاهت است كه در آن زن و مرد يكسانند. هر كه بخواهد مى‏تواند فقيه بشود. مرجعيت از شئون امامت و كارهاى اجرايى است كه با توجه به همه جوانب ايدئولوژى اسلام، از ويژگى‏هاى مردان است. چون در اسلام يك سرى خطوط قرمز در معاشرت‏هاى زنان و مردان وجود دارد كه در صورت تصدى زنان به شئون امامت، چاره‏اى جز ناديده گرفتن اين خطوط قرمز وجود ندارد. (1)پى‏نوشت‏ها:1 - حجرات (49) آيه 13.2 - دكتر سيد رضا پاك نژاد، اولين دانشگاه، ج 19، ص 280 - 293.3 - براى توضيح بيشتر مراجعه شود، به: زن در آينه جمال و جلال، اثر آية الله جوادى آملى، فصل چهارم رحل شبهات و روايات معارض.
کد سوال : 53302
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا رساله هاي توضيح المسائل به نثر روان و امروزي نوشته نمي شود كه براي همه قابل فهم باشد؟
پاسخ : اخيراً برخي از مراجع تغييراتي در نثر توضيح المسائل خود داده اند و بقيه نيز در صدد به روز كردن نثر رساله هاي عملية خويش هستند. البته غير از توضيح المسائل كتاب هاي استفتايي كه از مراجع چاپ شده، غالباً داراي نثري روان هستند. مخفي نماند كه برخي از عناوين اصطلاحي مانند: خالي از قوّت نيست، خالي از وجه نيست، احتياط در اين است، بعيد نيست و ... كه قسمتي از نثر سنگين مربوط به آن ها است، معنايي خاص دارند كه برخي قابل تغيير و ترجمه نيستند.
کد سوال : 53303
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا با توجه به شرايط آب و هوايي كشورهاي مختلف جهان مي توان سن بلوغ را تغيير داد، چون در حال حاضر در دختر نُه ساله هيچ نشانة بلوغ ديده نمي شود؟
پاسخ : در مورد بلوغ دختران به نظر اكثر فقها چهار نظر وجود دارد: 1‌ـ نشانة بلوغ دختر يكي از سه چيز است: اوّل روييدن موي درشت زير شكم بالاي عورت، دوم بيرون آمدن مني سوم تمام شدن نُه سال قمري(1) دو نُه سال قمري از نه سال شمسي 99 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه كمتر است).(2)2ـ به نظر برخي از فقها فقط علامت بلوغ دختر فقط تمام شدن نُه سال قمري است(3).3ـ به نظر برخي ديگر شرايط بلوغ براي دختران، روييدن موي خشن بالاي عورت يا ديدن عادت زنانه (حيض) است. با نبودن يكي از اين ها تمام شدن 13 سال قمري است.(4)4ـ به نظر برخي ديگر از فقها سن بلوغ دختران نُه سال تمام قمري است، ولي چنانچه از نظر نيروي جسماني قدرت انجام بعضي از تكاليف مانند روزه را نداشته باشند، روزه بر آن ها واجب نيست و به جاي هر روز يك مدّ (750 گرم) طعام بايد بدهد. در مورد مسائل اقتصادي و مالي مانند عقود (مثل خريد و فروش) و ايقاعات (مثل جعاله)، معيار تنها بلوغ نيست، بلكه رشد عقلي نيز لازم است. در مورد حدود و قصاص همانند ساير مكلفان با آن ها رفتار خواهد شد، مگر اين كه عقل كافي (كه يكي از شرايط چهارگانة حدود و قصاص است) نداشته باشند. در مورد ازدواج علاوه بر بلوغ و رشد عقلي، رشد جسماني براي اين امر لازم است.بنابراين بلوغ (دختران) در چهار مرحله پياده مي شود.(5)البته وضعيت مكاني و آب و هوايي در رشد و جسماني زودرس بودن بلوغ تأثير دارد. امّا ملاك شرعي بلوغ يكي از آن چهار نظرية بالا است.پي نوشت ها:1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 324، مسئلة 2252؛ امام خميني، استفتائات، ج 1، ص 126، سؤال 1. 2. آيت الله فاضل لنكراني، جامع المسائل، ج 1، ص 30، سؤال 35.3. آيت الله سيستاني، توضيح المسائل، مسئلة 2211.4. آيت الله صانعي، مجمع المسائل، ج 1، ص 35، سؤال 54.5. آيت الله مكارم شيرازي، استفتائات، ج 2، ص 291، سؤال 858.