• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53244
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ويژگي هايي كه در مورد قيامت گفته مي شود كه همه از هم فرار مي كنند، ستاره ها به زمين مي افتند و ... در نفخة اوّل صورت مي گيرد يا دوم؟ اگر در نفخة اوّل باشد، كساني كه قبلاً مرده اند، آيا برپايي قيامت را درك نمي كند؟ اگر در نفخة دوم باشد، زنده اي وجود ندارد
پاسخ : هنگام برپايى قيامت وقوع سه علامت حتمى است: 1 - حوادثى كه قبل از پايان جهان محقق مى‏شود. 2 - حوادثى كه در آستانه پايان جهان پديدار مى‏شود.3 - حوادثى كه در آغاز رستاخير و بازگشت به حيات مجدد ايجاد مى‏شود.يكى از حوادث قبل از قيامت، بعثت آخرين پيامبر است كه بيان شد. و از ديگر نشانه‏هاى پايان يافتن اين عصر دودى است كه در آسمان ظاهر مى‏شود. قرآن مى‏فرمايد: منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد آورد.(3) حوادثى كه جهان با آن پايان مى‏يابد:1 - كوه‏ها بعد از مقدماتى متلاشى مى‏شود.كوه‏ها در ابتدا به لرزه درمى‏آيند (سوره مزمل، آيه 14) بعد از جا كنده مى‏شوند (سوره حاقه، آيه 14) سپس به حركت درمى‏آيند (سوره طور، آيه 10) و در هم كوبيده مى‏شوند (سوره حاقه آيه 14) آن گاه به صورت توده‏اى از شن‏هاى متراكم درمى‏آيند (مزمل، آيه 14) بعد به صورت گرد و غبار پراكنده مى‏شوند (سوره واقعه آيه 6 و 5).2 - درياها برافروخته و منفجر مى‏شوند: "آن زمان كه درياها منفجر گردد"،(سوره انفطار آيه 3)"در آن هنگام كه درياها برافروخته شود".(4)3 - زلزله‏هاى عظيم و ويرانگر: زلزله‏هاى بى سابقه و عظيمى تمام كره خاكى را به لرزه درمى‏آورد، همه چيز در هم ريخته و از بين مى‏رود و تمام انسان‏ها در لحظه‏اى كوتاه مدفون مى‏شوند: "اى مردم! از پروردگارتان بترسيد و پرهيزگارى پيشه كنيد كه زلزله رستاخير مسئله مهمى است".(5)4 - تاريك شدن خورشيد و ماه و ستارگان: "در آن هنگام كه خورشيد در هم پيچيده شود و در آن هنگام كه ستارگان بى فروغ شوند".(6)شكافتن آسمان: يكى ديگر از علايم قيامت، شكافته شدن آسمان و كرات است: "در آن هنگام كه آسمان شكافته شود."(7)و اما مرحله آخر در قيامت، حوادثى است كه بعد از اتمام دو مرحله قبل پديد مى‏آيد: "وعده الهى در آن روز تحقق مى‏يابد كه اين زمين به زمين ديگر و آسمان‏ها (به آسمان‏هاى ديگر) مبدّل مى‏شود و انسان‏ها در پيشگاه خدا ظاهر مى‏گردند".(8)بعد از حوادثى كه به دنبال آن جهان متلاشى مى‏شود، اينك نوبت انسان‏ها است كه وارد صحراى محشر شده، مى‏بايست ثمره اعمالى را كه در دنيا انجام مى‏دادند، مشاهده كنند.در چنين اوضاع و احوالي است كه شيپور مرگ نواخته مي شود و همه موجودات زنده مي ميرند،(9) نيز در جهان طبيعت اثري از حيات نمي ماند و وحشت و اضطراب بر جان ها سايه مي افكند.(10)شيپور مرگ همان نفخة اوّل است، پس زماني دميده مي شود كه موجوداتي زنده هستند و آسمان و زمين برپا است. پس از دميدن شيپور مرگ، همة آن ها به هم مي ريزد و موجودات مي ميرند. سپس جهان ديگري كه قابليت بقا و ابديت داشته باشد، بر پا مي شود(11) و صحنة گيتي با نور الهي روشن مي گردد، (12) آن گاه شيپور حيات به صدا در مي آيد(5)(نفخة دوم) و همة انسان ها (بلكه حيوانات) در يك لحظه زنده مي شوند(13) و سراسيمه و هراسان(14) همانند ملخ ها و پروانه هايي كه در هوا پراكنده مي شوند،(15) به سرعت(16) به سوي محضر الهي روانه مي گردند(17) و همگي در صحنة عظيمي فراهم مي آيند. در اين زمان هر كسي به فكر سرنوشت خود است، حتي فرزندان از پدر و مادر و خويشان و نزديكان از يكديگر فرار مي كنند.(18) رشتة نسب ها و سببها پاره مي شود و دوستي هايي كه بر پاية منافع و معيارهاي دنيوي و شيطاني بوده، تبديل به دشمني مي گردد و حسرت و پشيماني از تقصير هاي گذشته دل ها را فرا مي گيرد.در همين زمان است كه زن باردار حمل خود را بر زمين مي نهد و مادر شيرده، بچة شيرخوار خود را رها مي كند، بنابراين برخي از اين امور مربوط به بعد از نفخة دوم است كه انسان ها زنده شده اند و همة آن را درك مي كنند. برخي نيز مربوط به پيش از نفخ صور اوّل است كه در ابتداي پاسخ توضيح داديم كه حوادثي هستند كه دنيا با آن ها پايان مي پذيرد.پي نوشت ها: 1. سوره محمد (47) آيه 18.2. پيام قرآن، ج 6، ص 23.3. سوره دخان (44) آيه 10.4. سوره تكوير، آيه 6.5. سوره حج.6. سوره تكوير، (81) آيه 2 و 1.7.سوره انشقاق (84) آيه 1.8. سوره ابراهيم (14) آيه 48.9. زمر (39) آية 68؛ الحاقه (69) آية 13؛ يس (36) آية 49.10. نمل (27) آية 87 ـ 89.11. ابراهيم (14) آية 48؛ زمر (39)؛ مريم (19) آية 38؛ ق (50) آية 22.12. زمر (39) آية 69.13. همان، آية 68؛ كهف (18) آية 99؛ ق (50) آية 20 و 42؛ بنا (78) آية 18؛ نازعات (79) آية 13 ـ 14؛ مدثر (74) آية 8، صافات (2) آية 9.14. كهف (18) آيه 47؛ نحل (16) آية 77؛ قمر (54) آية 50؛ نباء (78) آية 18.15. ق (50) 30.16. قارعه (101) آية 4؛ قمر (54) آية 7.17. ق (50) 24؛ معارج (70) آية 43.18. عبس (80) آية 34 ـ 37؛ شعراء (26) آية 88؛ معارج () آية 10 ـ 14؛ لقمان (31) آية 23).
کد سوال : 53245
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از روح حامي و موكّلي چيست كه هر انساني داراي حامي و موكلي مي باشد؟
پاسخ : سؤال مبهم است. اگر مقصودتان از روح موكل، فرشته اي است كه همواره با انسان است مي گوييم: از قرآن و روايات استفاده مي شود دو فرشته همواره با انسان هستند و تمام كردار و گفتارهاي انسان را تحت كنترل دارند و ثبت و نگهداري مي كنند.قرآن مي فرمايد: "به خاطر بياوريد هنگامي را كه دو فرشته سمت راست و چپ انسان كه مراقب و ملازم او هستند، اعمال او را گرفته و ثبت مي كنند".(1)در روايات اسلامي آمده است: فرشته سمت راست، نويسندة حسنات (خوبي ها) است، و فرشتة سمت چپ نويسندة سيآت و گناهان. فرشتة اوّل فرمانده فرشتة دوم است. هنگامي كه انسان عمل نيكي انجام دهد، فرشتة سمت راست ده برابر مي نويسد، و هنگامي كه عمل بدي از او سر زند و فرشته سمت چپ مي خواهد آن را بنويسيد، فرشتة اوّل مي گويد: عجله مكن، از اين رو هفت ساعت به تأخير مي اندازد، اگر پشيمان شد و توبه كرد، چيزي نمي نويسد اما اگر توبه نكرد، تنها يك گناه براي او مي نويسد.(2) پي نوشت ها: 1. ق (50) آية 18.2. تفسير نمونه، ج 22، ص 247.
کد سوال : 53246
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : احساس خاصي نسبت به امام زمان(عج) دارم. در مورد امام زمان(عج) توضيح بدهيد. آيا در دورة ما سعادت ديدار ايشان حاصل مي شود؟
پاسخ : در مورد امام مهدي(عج) مطالبي را به پيوست ارسال مي داريم. امّا در مورد اين كه زمان ظهور حضرت كي خواهد بود، آيا در زمان ما تحقق مي پذيرد يا نه، نمي توانيم پاسخ بدهيم، چرا كه جملگي امامان(عج) كه ظهور حضرت را نويد داده اند فرموده اند: زمانش مشخص نيست و اگر فردي زمانش را مشخص كرد، تكذيب كنيد.
کد سوال : 53247
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در زمان پيامبر كه امكان ازدواج فراهم بود، ولي در زمان حاضر چنين نيست، پس تكليف ما براي ارضاي غرايز چيست؟
پاسخ : در ابتدا بايد پرسيد كه چه كسي گفته امروز امكان ازدواج فراهم نيست؟چگونه اين تفكر در ذهن ما جاي گرفته است؟ عدم امكان را چه كسي به ما تحميل كرده است؟ آيا واقعاً اين گونه است؟مطمئناً غريزه جنسي از نيرومند ترين غرايز در وجود انسان است كه خداوند آن را در وجود وي قرار داده و اهداف و مصالح خاصي نيز بر آن مترتب است.به خاطر وجود همين غريزة نيرومند است كه انسان گرايش به جنس مخالف مي يابد و با همة مشكلاتي كه وجود دارد يا تصور مي شود، به ازدواج روي مي آورند و حاضرند بسياري از سختي ها و مشكلات را به خاطر آن تحمّل كنند يا برخود هموار نمايند و از بسياري از خواسته هاي خود يا خودخواهي ها بكاهند.در توضيح المسائل آمده: اگر كسي به جهت زن نداشتن به گناه مي افتد، بر او واجب است ازدواج كند.(1)در بسياري مواقع عدم امكان ازدواج مشكل بودن آن، از طرف خودمان است، يعني دختران يا پسراني كه مي خواهند ازدواج كنند، سخت گيري هاي بي موردي دارند كه با توجه به اهميت اين مسئله بايد تعديل شده و آرزوها و خواسته ها را كمتر نمايند.بعضي از مشكلات مربوط به فرهنگ جامعه است يا از طرف پدر و مادر و خواسته هاي غير منطقي كه دارند، تحميل مي شود و يا به نوعي در ذهن اشخاص القا مي شود كه رفع اين مسائل نيز نياز به تلاش جوانان دارد تا زمينه هاي مناسب و مساعد را آماده سازند.در هر حال جوانان هستند كه بايد براي خود چاره اي بينديشند كه آيا خويش را تسليم گناه با همه عواقب و دور شدن از رحمت الهي كنند، يا اين كه زمينه و شرايط ازدواج را فراهم آورندو يا اگر در مدتي كه اين زمينه فراهم نيست، عفت و پاكدامني را پيشه سازند، در عين حال كه به فكر ايجاد زمينه و آمادگي هستند.پيامبر اسلام فرمود: "از گروه جوانان، هر يك از شما كه قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام كند، زيرا بهترين وسيله است كه چشم را از نگاه هاي آلوده و عورت را از بي عفتي محافظت مي كند".(1)در عين حال قرآن مجيد راه مقابله با طغيان غريزه جنسي را در صورت فراهم نبودن زمينة ازدواج، عفت پيشگي و يا خويشتن داري در امور جنسي مي داند و مي فرمايد: "آن ها كه وسيلة ازدواج ندارند، بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز كند".(2) البته اين امر، نياز به مقاومت سرسختانه دارد كه در روايات به عنوان جهاد اكبر مطرح شده است. تسهيل كنترل غريزة جنسي در گرو اموري است: 1ـ طرد افكار شيطاني: مشكل ترين مرحلة رويارويي با انحراف جنسي، سالم سازي انديشه و پرهيز از افكار شهوي است. امام علي(ع) مي فرمايد: "كسي كه در اطراف گناه بسيار بينديشد، سرانجام به آن كشيده خواهد شد".(3)2ـ پر كردن اوقات فراغت با مطالعه، تفريح، مسافرت و غيره.3ـ كنترل چشم: نگاه راهبر دل و دام شيطان و بذر شهوت است. براي مهار غريزة جنسي بايد از ديدن آن چه كه ميل جنسي را تحريك مي كند خودداري كرد. امام علي(ع) مي فرمايد: "بهترين عامل رو گرداني از شهوات، فروبستن چشم ها است".(4)4ـ عدم آميختگي زن و مرد: همنشيني زن و مرد و همسخن شدن و خلوت كردن با يكديگر زمينة لغزش را فراهم مي كند.5ـ كم خوري: يكي ديگر از راه هاي كنترل غريزة جنسي، دوري از پرخوري است. از اين رو در روايات اسلامي از روزه داري به عنوان عامل تعديل غريزة جنسي ياد شده است.پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: "اي جوانان، هر يك از شما قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند و اگر قدرت ندارد روزه بگيرد، زيرا روزه گرفتن براي كنترل شهوت مفيد است".(5) 6ـ يكي از راه هاي آرام كردن طوفان غريزة جنسي در انسان، ورزش و فعاليت بدني است، زيرا ورزش مقدار فراواني از انرژي هاي بدني و فكري انسان را به خود اختصاص مي دهد و از مسايل ديگر كم مي كند.7ـ آخرت گرايي: توجه به پاداش اخروي دربارة كساني كه دامن خود را از گناه پاك داشته اند. امام علي(ع) مي فرمايد: "كسي كه به بهشت علاقه دارد، خواهش هاي نفس و شهوات را فراموش كند".(6)8ـ ياد مرگ: رسول خدا(ص) اصحاب خود را دربارة مرگ بسيار سفارش مي كرد و مي فرمود: "زياد مرگ را ياد كنيد، زيرا ياد مرگ شكنندة لذات نفساني و مانع ميان تو و شهوات است".(7)پي نوشت ها: 1. مكارم الاخلاق، ص 100.2. نور (24) آية 33.3. غررالحكم، ج 5، ص 321.4. همان، ج 6، ص 164.5. بحارالانوار، ج 100، ص 220.6. نهج البلاغه، قصار 30.7. بحارالانوار، ج 74، ص 388.
کد سوال : 53248
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در اين دنيا بايد لذات را از بين برود تا خدا در بهشت آن را در اختيار ما بگذارد؟
پاسخ : يكي از گرايش هاي فطري انسان، گرايش به لذت و خوش گذراني است. قرآن مجيد اين ميل فطري را به رسميّت مي شناسد و مانع آن نمي شود، ولي هيچ گاه آن را رها و آزاد نمي گذارد، بلكه آن را در جهت صحيح هدايت مي كند. اصلِ لذت نيست كه منشأ نكوهش و مذمت شده، بلكه به خاطر عوامل جنبي همراه آن است، مثلاً گاهي غرق شدن در لذايذ آني، باعث غفلت از لذت هاي ارزنده تر مي شود و يا موجب غرق شدن در لذت هاي پس و هوس هاي كم اهميت مي شود. استفاده از نعمت ها و لذت بردن از آن ها از ديد قرآن بي اشكال است، از اين رو مي فرمايد: "بگو چه كسي زينت خدا را (كه براي بندگان خود آورده) و روزي پاك و پاكيزه را منع كرده است؟!".(1) آن چه منع شده، ترجيح دادن لذت هاي آني بر لذايذ ابدي است. دليلش آن است كه ظرفيت لذت براي انسان محدود است و طوري آفريده شده كه در اين عالم نمي تواند همه لذت ها را يك جا به دست آورد. او ناگزير است از ميان آن ها، انتخاب كند. لذت ها به چند قسم تقسيم مي شوند: 1ـ لذت مباح: لذاتي كه انسان را از لذت ابدي محروم نمي كند و موجب عذاب اخروي نيست، مانند لذتي كه از غذاي لذيذ حاصل مي شود و يا لذتي كه از مسافرت و تفريح و ازدواج شرعي به دست مي آيد.2ـ لذت مكروه: لذاتي كه انسان را از لذايذ بيش تر در آخرت محروم مي كند، ولي موجب عذاب اخروي نمي شود. با وجود اين لذت ها آدمي وارد بهشت مي شود، ولي از مراتب عالي محروم خواهد بود، مانند پرخوابي، پرخوري و پرگويي.3ـ لذت حرام: لذاتي كه مانع لذات ابدي و موجب عذاب اخروي اند. اين لذات از نظر اسلام بار منفي دارد. دليلش آن است كه اين امور انسان را از مقام انسانيت دور مي سازد و به مرتبة حيوانيت نزديك مي كند، در نتيجه از هدف اصلي كه نزديكي به خدا است باز مي ماند.اگر انسان در برخورد با لذائذ مراقب حلال و حرام باشد و از وظيفه الهي غافل نباشد و از آن ها جهت تكامل خود استفاده كند، با بهشت رفتن منافاتي ندارد اما اگر به لذت ها به چشم هدف نگاه كند، به طوري كه از خدا غافل شود و همه تلاشش فقط براي رسيدن به آن ها باشد و بالاتر از آن چيزي را در نظر نگيرد، انسانيت خود را فراموش كرده و به جرگة حيوانات پيوسته است. قرآن مجيد مي فرمايد: "در حقيقت بسياري از جنيان و آدميان را براي دوزخ آفريده ايم، چون دل هايي دارند كه با آن ها حقايق را دريافت نمي كنند. و چشماني دارند كه با آن ها نمي بينند و گوش هايي دارند كه با آن ها نمي شنوند. آنان مانند چهار پايان بلكه گمراه ترند".(2) آنچه خداوند در آيات قرآن بر مفهوم گناه تأكيد مي كند، ظلم به خويشتن است. كسي كه غرق در لذات مادي مي شود و تمام همّ و غمّ او همين است، حال از هر راهي حاصل شود، چنين شخصي به انسانيت خود ظلم كرد و نتيجة آن را خواهد ديد.كسي كه راه را گم كرد، طبيعي است به مقصد كه برخورداري از رحمت الهي و ورود در بهشت و محشور شدن با اولياي الهي است، نخواهد رسيد. پي نوشت ها: 1. اعراف (7) آية 32.2. همان، آية 179.
کد سوال : 53249
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند بايد شيطان را آزاد بگذارد تا سختي و مشكلات براي ما به وجود آورد؟
پاسخ : علامه طباطبايى در مورد راز آفرينش شيطان مى گويد: اگرشيطانى نبود, نظام عالم انسانى هم نبود و وجود شيطانى كه انسان را به شر و معصيت دعوت كند، از اركان نظام عالم بشريت است و نسبت به صراطمستقيم، او به منزلة كناره و لبة جاده است و معلوم است كه تا دو طرف براى جاده نباشد, متن جاده فرض نمى شود.(1)عالم خلقت مانند زنجير به يكديگر مربوط مى باشد, به طورى كه ايجاد جزئى از آن مستلزم ايجاد همة آن است؛ البته لازم نيست همة موجودات مثل هم باشند. حكمت الهى اقتضا مى كند موجودات از نظر كمال و نقص مختلف باشند. اگر انجام دادن فعلى، ضرورى و غير قابل ترك باشد، ديگر امر مولوى به آن معنا ندارد؛ وقتى امر مولوى معنا نداشت، اطاعت هم مصداق نخواهد داشت و در نتيجه مدح و ذم و ثواب و عذاب نخواهد بود و نبوت و رسالت نيز وجود نخواهد داشت. وقتى نبوت و رسالتى نباشد، اجتماع و مدنيتى نخواهد بود. اجتماع كه نباشد، انسانيتى نيست و بر همين قياس فرض نبود يك چيزمستلزم فرض نبود جميع اجزاى عالم است .(2)علاوه بر اين خلقت شيطان از آغاز خلقت پاك و بى عيبى بود و او ساليان دراز در صف مقربان درگاه خدا و فرشتگان بود، اما سپس از درگاه الهى مطرود شد. از طرفى شيطان اختيار را از انسان سلب نكرده، بلكه كار او وسوسه است و انسان با آزادى و اختيار خود مى تواند موانع را از پيش پاى خود بردارد. در جهان بينى اسلامى موجودات جهان به دو دستة خير و شر منقسم نمى گردند؛ همه چيز به جا آفريده شده است. شيطان شر محسوب نمى شود. موجود مختار بايد بر سر دوراهى قرار گيرد تا كمال و فعليت خويش را به دست آورد. در اين باره جزوه اى ارسال مى شود. پي نوشت ها: 1. علامه طباطبايى، الميزان، ترجمه موسوى همدانى، ج 8، ص 50 با تلخيص. 2. همان .
کد سوال : 53250
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا امام زمان(عج) ظهور نمي كند و دنيا را از خواب غفلت بيدار نمي كند؟
پاسخ : هر انقلاب و نهضتي كه براي هدف معيني به وجود مي آيد، در صورتي پبروز است كه زمينه هاي آن از هر جهت فراهم باشد، در غير اين صورت انقلاب با شكست روبرو خواهد شد.قيام امام زمان(عج) از اين قاعده مستثني نيست و در صورتي مي تواند پيروز شود كه شرايط آن فراهم گردد.(1)عدم ظهور امام زمان بدان جهت نيست كه نمي خواهد ظهور كند، بلكه ظهور مبتني بر شرايطي است كه با تحقق آن ها حضرت ظهور خواهد نمود. يكي از شرايط مهم ظهور، آمادگي مردم مي باشد. آمادگي بايد در زمينه هاي خودسازي، پذيريش حكومت جهاني، آمادگي نظامي و رشد فكري ظهور نمايند.(2) آمادگي ها را بايد مردم به وجود آورند كه احتمالاً چنين آمادگي به وجود نيامده است. براي آمادگي پذيرش حكومت جهاني نخست بايد مردم از ظلم ها و ناهنجاري هاي حاكم در جامعه خسته شده، سياست هاي حكومت هاي قبل از ظهور را تجربه كرده باشند، تا هم آمادة پذيرش حكومت امام زمان شوند و هم قدر انقلاب جهاني را بدانند. هشام بن سالم از امام صادق(ع) در خصوص تأخير ظهور امام زمان(ع) سؤال مي كند، امام فرمود: "تا همة اصناف مردم به حكومت نرسند، صاحب الامر قيام نمي كند. براي اين كه وقتي حكومتش را تشكيل داد، كسي نگويد: اگر ما هم به حكومت مي رسيديم، با عدالت رفتار مي كرديم".(3)امام باقر(ع) فرمود: "دولت ما آخرين دولت ها است. هر خانداني كه لياقت حكومت داشته باشند، قبل از ما به حكومت مي رسند تا وقتي حكومت ما تأسيس شد و كاركرد آن را ديدند نگويند: ما هم اگر به حكومت مي رسيديم، مانند آل محمد عمل مي كرديم و اين است معناي آيه: "والعاقبة للمتقين".(4)روايات يكي از شرايط ظهور امام زمان(ع) را فراگير شدن ستم بيان كرده اند(5) و اين بدان جهت است كه ظلم و ستم آن قدر زياد شد كه نارضايتي مردم از حكومت ها به اوج خود برسد و آرزوي حكومت مطلوب و عادلانه را بنمايند.مرحوم شيخ طوسي مردم را به دليل مهيان نكردن خود براي ظهور امام نكوهش نموده و اعمال آنان را مانع اصلي بهره گيري از وجود امام دانسته و مي گويد، بايد مردم زمينه اقتدار امام را فراهم آورند.(6) خواجه نصير الدين طوسي نيز سبب غيبت امام زمان و علت تأخير ظهور او را اعمال مردم مي داند: "غيبت نمي تواند ناشي از اراده خدا، يا امام زمان باشد، بلكه بايد سبب غيبت امام را در اعمال مكلّفان (كه سبب ترس و پيروي نكردن است) جست. ظهور وقتي واجب خواهد شد كه سبب غيبت از بين برود". پي نوشت ها: 1. ابراهيم اميني، دادگستر جهان، ص 294.2. خورشيد مغرب، ص 350.3. بحارالانوار، ج 52، ص 297.4. همان، ص 332.5. كمال الدين، ج 1، ص 257.6. مجلة حوزه (ويژه نامه امام زمان) ص 435، به نقل از كتاب الغيبه، ص 11.
کد سوال : 53251
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به چه علت خاتم پيامبران و امامان(ع) از اعراب برگزيده شده اند؟
پاسخ : اولاً، اگر از هر منطقه و مكانى ظهور مى كردند يا بر انگيخته و انتخاب مى شدند، اين سوال مطرح مى شد كه چرا از جايى ديگر برگزيده نشدند؟ ثانياً، كارهاى خداوند بر مبناى حكمت و مصحلت انجام مى گيرد و حساب شده است، مقام والاى رسالت و امامت لياقت و شايستگى مى طلبد و هر كسى ظرفيت چنين كارى را ندارد. خداوند در عصر نبى گرامى اسلام(ص) لايق تر و مناسب تر از رسالت نديدند و او را برگزيدند. روشن است كه وقتى حضرت از سرزمين عربستان باشد، قرآن هم در همان سرزمين بايد نازل شود و فرزندانش هم بايد از همان جا انتخاب شوند؛ چنان كه بيش تر انبيا از فلسطين و مصر و نينوا ... برگزيده شدند, زيراشايسته تر از آن ها در آن عصر كسى نبود.وقتي نگاه به گذشته و زمان بعثت مي كنيم، متوجه مي شويم كه شرايط ظهور اسلام و بقاي آن در شبه جزيره عربستان، از بسياري جهات، بهتر از شرايط سرزمين هاي ديگر بوده است. ويژگي و شرايط به قرار است:1ـ در شبه جزيرة عربي به خصوص سرزمين حجاز حكومت مقتدر مركزي وجود نداشت. اين امر اگر چه باعث يك سري نابساماني هاي اجتماعي مي شد، ليكن در مسير موفقيت انقلابي كه پيامبر(ص) به راه انداخت؛ مؤثر بود. خلاء حكومتي يكي از زمينه هاي موفّقيّت در نهضت ها و قيام ها است. اگر حكومت مقتدري همانند حكومت هاي ايران و روم وجود داشت، صداهاي مخالفان توسط حكومت خاموش مي شد و مجالي براي پيامبر(ص) باقي نمي ماند تا مردم را به راه راست، ارشاد نمايد.2ـ برقراري نظام قبيلگي و پايبندي افراد به حمايت هاي گسترده از افراد قبيله؛ اين امر سبب مي شد كه اگر فردي همانند پيامبر اسلام(ص) بر خلاف نظام حاكم آن ديار (كه نظام حكومتي اشرافي يا آريستوكراسي بود) بخواهد اقدامي صورت دهد، افراد قبيله در مجموع از او حمايت مي كردند. حمايت چشمگير سبب مي شد چندان گزندي به وي نرسد، همان گونه كه در دورة مكه به رغم آن همه مبارزه هاي رسول گرامي اسلام بر ضد شرك و بت پرستي، نتوانستند پيامبر را بكشند، يا آسيبي بدو برسانند و او را شكنجه دهند. حال اگر پيامبر(ص) در بين مردم ايران مبعوث مي شد، به جهت اين كه ايراني ها همانند عرب ها تعصبات قومي و قبيلگي نداشتند، در برابر فشار ها و هجوم حكومت استكباري، سپر دفاعي قوي نمي داشت و زود شكست مي خورد.3ـ وجود قانون ماه هاي حرام؛ در محيط عربستان و سرزمين حجاز در چهار ماه از سال، يعني ماه هاي حرام (ذي القعده، ذي الحجه، محرم و رجب) جنگ و خون ريزي ممنوع بود. جنگ در ماه هاي حرام را گناهي بزرگ و نابخشودني (فجار) مي دانستند. چنين قانوني آن هم با آن گسترة حمايتي و پشتوانة فرهنگي، فرصت خوبي براي رساندن پيام پيامبر(ص) به گوش ديگران پديد آورد كه اين زمينه و بستر در جاي ديگر نبود.4ـ وجود كعبه و سنت حج و زيارت خانة خدا كه از زمان حضرت ابراهيم خليل به يادگار مانده بود. اين امر موجب شد كه مكه مركز رفت و آمدها و تبادل امور تجارتي و فرهنگي گردد. پيامبر از اين فرصت استفاده كند تا پيامش را به گوش اقوام و ملل جهان برساند.5ـ مكه و حرم؛ در ميان اعراب از قديم قانون حرم و حرمت كعبه و اطراف آن وجود داشت. اين امر موجب شد پيامبر(ص) تا حدودي از شر دشمنانش آسوده باشد.6ـ قانون امان؛ عرب هاي جاهلي به رغم همة ضعف هاي اخلاقي، برخي از خصلت هاي پسنديده و مترقي ميان آنان رواج داشت كه از آن جمله قانون امان و پناهندگي بود. طبق اين قانون اگر كسي (حتي دشمن) در پناه فرد يا قبيله اي قرار مي گرفت، در امان بود و با تمامي وجود از او دفاع مي كردند. در تاريخ آمده است كه پيامبر اسلام(ص) در شرايط سخت و بحراني از اين قانون استفاده نمود و از كشته شدن رهايي يافت.همچنين مي توان گفت كه سرزمين حجاز يك موقعيت تمدني منحصر به فرد داشت، چون در مركز دايره اي قرار داشت كه از هر سو تمدن هاي گذشتة بشري آن را احاطه كرده بودند. در جنوب آن تمدن يمن، در شمال تمدن روم و فنيقيه، در شرق و شمال شرقي تمدن ايران، كلده و آشور و در غرب تمدن مصر باستان وجود داشتند. طبيعي است كه چنين موقعيتي بستر خوبي براي رشد و گسترش اسلام گردد و خداوند حكيم و عليم پيامبر اسلام را در مركز اين دايره برانگيزد تا راه هدايت بشري آسان گردد.اين نكته را نيز اضافه كنيم كه با توجه به شرايط سرزمين عربستان و مردمي كه در جاهليت زندگي مي كردند، از نظر روابط اجتماعي، از نظر رعايت حقوق انسان ها، و نوع دين و آييني كه داشتند(بت پرستي)، نيز بعضي سنت ها و آداب زشت مانند زنده به گور كردن دختران و ... از ساير ملت هاي همجوار، پست تر و پايين تر بودند. به نظر مي رسد چنين انسان هايي به هدايت و پيام الهي نياز بيشتري نسبت به ملت هاي ديگر در آن زمان مانند ايران و روم داشتند. البته اگر چه از تمدن و ارزش هاي انساني دورتر بودند، اما درون خود نياز به هدايت را بيشتر احساس مي كردند.آيه مباركه "الله اعلم حيث يجعل رسالته؛ خداوند آگاه تر است كه كجا رسالت (پيامبري) را قرار دهد" به ما مي فهماند كه اسرار بسياري در موضوع رسالت و پيامبري وجود دارد كه خداوند از آن آگاهي دارد و ما تنها به بخشي از آن مي توانيم دست يابيم.
کد سوال : 53252
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بايد صيغه عقد به عربي خوانده شود؟ خواندن آن به فارسي قابل فهم تر خواهد بود.
پاسخ : به فتواي اكثر فقها خواندن صيغه عقد به فارسي نيز صحيح است، با اين شرط كه الفاظ و كلمات فارسي هم معنا با الفاظ عربي باشد.(1) بعضي از فقها، خواندن آن را به عربي شرط دانسته اند؛ زيرا در روايات با همين الفاظ آمده و آن ها به جهت احتياط، و پايبندي به متن روايات خواندن صيغه را به عربي شرط كرده اند.اين كه گفته ايد فارسي قابل فهم تر است، فهميدن چند كلمه لفظ عربي چندان مشكل به نظر نمي آيد، در عين حال كه كلماتش روشن است و شخص مي فهمد كه با اين كلمات خود را به عقد ديگري در مي آورد. پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئلة 2370.
کد سوال : 53253
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مي توان به جهان آخرت ايمان آورد در حالي كه كسي آن را نديده است؟
پاسخ : در مورد قيامت و زندگى برزخ، عقل به صورت مستقل و جداى از رهنمودهاى وَحْيانى، تنها ما را تا دروازه‏هاى قيامت مى‏برد و به صورت مبهم وجودش را اثبات مى‏كند و در مورد جز ثبات آن رهنمودى ندارد، ليكن عمده دليل براى عالم برزخ و قيامت (به ويژه در مورد خصوصيات و جزئيات آن) وحى و رهنمودهاى وَحْيانى است؛ يعنى آيات قرآن و روايات پيامبر و اهل بيت معصوم آن حضرت.بنابراين با توجه به رهنمودهاى وحيانى ما از از جزئيات عالم برزخ بى خبر نيستيم. اگر سياحت غرب به شرح و بسط و جزئيات زندگى پس از مرگ و برزخ پرداخته است، با بهره مندى از آيات و روايات است و بيشترين مضمون كتاب نقل شده از آيات و روايات مى‏باشد. پى نوشت‏ها: 1. اعراف (7) آيه 179.