شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
روشنی ها در پریشانی بود دل بد مکنهر کجا ویرانه ای دیدم پر از مهتاب بود((ج))
شهنامه فردوسی:به ساری به زاری برآرند هوش تو از خون به کش دست و چندین مکوش...(ش)
محک
ببخشید مثل اینکه بایستی از دال میگفتم:در دفتر زمانه فتد نامش ز قلم / هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشتدر پیشگاه اهل خرد نیست محترم / هر کس که فکر جامعه را محترم نداشتبا آنکه جیب و جام من از مال ومی تهیست / ما را فراغتی است که جمشید جم نداشتانصاف و عدل داشت موافق بسی ولی / چون فرخی موافق ثابت قدم نداشت
شمع اگر کشته شد از باد مدارید عجبیاد پروانه هستی شده بر باد کنید((ی))
یا رب آن نوگل خندان كه سپردی به منشمیسپارم به تو از چشم حسود چمنش(ب)
با سایه ترا نمی پسندم عشق است و هزار بد گمانی((د))
درویش را نباشد برگ سرای سلطان
مائیم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد
«ن»
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوستچه کنم حرف دگر یاد نداد استادم ((ل))
ثنا سزای تو باشد اگر ثنا گویمخوشم كه مدح تو گفتم نه مدح هر نادان(پ)
پارسایی و سلامت هوسم بود ولیشیوه ای میکند آن نرگس فتان که مپرس((ب))