کد سوال : 53094
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شنيده ام قبل از ظهور امام زمان 7دو سيّد حسنى و خراسانى قيام مى كنند و اين دو از ياران امام زمان 7هستند. مى گويند: اين دو سيّد در قم زندگى مى كنند. آيا اين مطلب حقيقت دارد؟
پاسخ : تا آن جايى كه ما اطلاع داريم و در كتاب هاى مربوطه خوانده ايم دو نفر سيّد از علايم ظهور شمرده شده اند: 1 پسر جوانى از آل محمد6كه كنار كعبه , بين ركن و مقام حضرت ابراهيم 7شته مى شود.2 سيّدى حسنى , كه شايد از فرزندان امام مجتبى 7اشد.اين سيّد بزرگوار از ديلم (قسمتى از گيلان ومازندان قديم ) و قزوين خروج مى كند و جمعين زيادى او را يارى مى نمايند, خصوصاً مردان شجاع و دليرى از طالقان .آنان كم كم شهرها را يكى پس از ديگرى فتح كرده و از لوث وجود ظالمان و فساق و ناپاكان پاك نموده و واردشهر كوفه مى شوند. پس از ورود به كوفه به او خبر مى دهند حضرت امام زمان 7ظهور كرده و از مدينه وارد كوفه شده اند. سيّد حسنى به اتفاق اصحاب خود, خدمت حضرت مى رسند و با او بيعت مى نمايند.(1)امّا اين كه فعلاً ساكن شهر مقدس قم هستند, شايعه است و مى خواهند بدين وسيله عقايد مردم را سست كنند.مطمئن باشيد به اين زودى نه سيد حسنى خروج مى كند و نه امام زمان ظهور مى نمايد.(پـاورقى 1.محدث قمى , منتهى الآمال , ج 2 ص 337 با تلخيص .
کد سوال : 53095
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا وزارت ارشاد اجازهء پخش نوارهاى غير اسلامى را مى دهد؟
پاسخ : اين موضوع شايعه اى بيش نيست . اگر مى توانيد چند نوع از اين گونه نوارها را نام برده , دلايل غيراسلامى بودن آن را بنويسيد و براى ما ارسال نماييد, تا ما به وزارت ارشاد ارسال كنيم و علّت پخش آن را جوياشويم . عده اى در اين مملكت كارشان شايعه سازى است .
کد سوال : 53096
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا بازى با ورق حرام است ؟
پاسخ : اگر مراد پاسور باشد و چنانچه از آلات قمار شمرده شود, بازى حرام است , اگر چه برد و باختى نباشد.اكثر مراجع آن را حرام شمرده اند .اگر بين عرف از آلات قمار نباشد, بازى با آن , بدون برد و باخت , اشكالى ندارد.(1)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسايل , ج 1 ص 247 مسئله 951
کد سوال : 53097
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا رقصيدن زن براى زن در مجالس جشن , بدون حضور نامحرم گناه دارد؟
پاسخ : فقهاى عظام در اين مورد نظريات مختلفى دارند. برخى معتقدند رقص حرام است , خواه زن براى زن و خواه مرد براى مرد, و تنها رقص زن براى شوهر و بر عكس اشكالى ندارد. بعضى عقيده دارند رقص زن براى زن ومرد براى مرد مانعى ندارد, حضرت آيت الله صانعى از جمله كسانى است كه مى فرمايند رقص زن براى زن اشكالى ندارد.(1)آية الله فاضل و مرحوم آية الله خويى معتقدند رقض زن براى زن و مرد براى مرد اشكالى ندارد.(پـاورقى 1.مجمع المسايل , آية الله صانعى , ج 1
کد سوال : 53098
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جناح راست و چپ يعنى چه ؟ توضيح دهيد چگونه اين اتفاق افتاده است ؟
پاسخ : يكى از شرايط وجوب نماز بلوغ است . قبل از بلوغ چيزى بر انسان واجب نيست .وقتى حضرت آيت الله صانعى بلوغ دختر را در سيزده سالگى مى دانند, معنايش اين است كه قبل از اين چيزى بر او واجب نمى باشد. وقتى چيزى واجب نباشد, ترك آن گناه و قضا ندارد.
کد سوال : 53099
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر مراجع عظام و علما(دامت بركاتهم ) در مورد فعاليت هاى مذهبى دكتر شريعتى چيست ؟كتاب هاى مفيد ايشان را نام ببريد؟
پاسخ : اكثر مراجع نسبت به مرحوم دكتر شريعتى اظهار نظر نفرموده اند, شما مى توانيد ديدگاه مرجع مورد نظررا از خودش سؤال نماييد.در مورد دكتر على شريعتى نظريات مختلف , بلكه متضادى وجود دارد و اين به خاطر مواضع مختلف و موقعيت خاص ايشان است .او فردى انقلابى , دلسوز, متفكر و صاحب انديشه بوده و با زبان و قلمش آن چه را كه فهم و برداشت او از اسلام بوده است مطرح مى كرده . بسيارى از اقشار تحصيل كرده در زمان شاه به واسطهء بيان و بينش نوينى كه شريعتى ازاسلام ارائه داد گرايشات اسلامى و انقلابى پيدا كردند.البته در اين ميان نيز تعدادى از كتاب هاى ايشان استفاده كرده و نسبت به برخى از مقدسات بدبين شده اند و چه بسيارى را به او بدبين كرد سخنانى بود كه عليه بعضى از روحانيان , مخصوصاً علامهء مجلسى بيان كرد و كار را به بى احترامى به علامهء مجلسى كشانيد و اتهامِ دربارى بودن را به ايشان نسبت داد و هم چنين بعضى از ادعاها را زيرسؤال برد. ناگفته نماند ايشان در آن وضعيت خاص زمان طاغوت كه بسيارى از افراد خود را فروخته بودند, خون دل مى خورد و از اين كه خيلى ها به نام دين , نان مى خوردند و نسبت به مسائل جامعه حساسيتى نداشتند ناراحت بود. واز روحانيت غير مبارز انتقاد مى كرد و از طرفى هم بزرگ ترين ستايش ها را از روحانيت زنده , بيدار, مجاهد, آگاه ,انقلابى و مسئوليت شناس مى كرد و خود حامى و مدافع , بلكه مبلغ چنين روحانيتى بود. به هر حال او دربارهء علامهء مجلسى اشتباهى بزرگ مرتكب شد. علامهء مجلسى در وضعيتى مى زيست كه اگر به دربار صفوى رفت و آمد نمى كرد به اسلام ضربهء سنگينى وارد مى آمد. و به جهت حفظ مصلحت اسلام با آن ها رابطه داشته است نه منافع مادى . همان طور كه امام رضا7به جهت حفظ اسلام وليعهدى مأمون را قبول كرد. پس قضاوت شريعتى در مورد علامهء مجلسى عجولانه بوده است و امام امت (ره ) نيز اين مطلب را بيان كرد كه كسانى كه علامه ءمجلسى را نسبت دربارى مى دهند, چون شرايط و وضعيت زمانى و اهداف او را نشناخته اند. البته علت ديگر مخالفت روحانيت با وى , ارائهء بينش كاملاً جديدى از اسلام بود كه بيشتر اسلام را در بعداجتماعى و حركت هاى سياسى و مبارزه جويانه مطرح مى ساخت , علاوه بر اين چهرهء يك بعدى از اسلام ترسيم كرده بود و همهء ابعاد اسلام را تحت الشعاع آن بُعد قرار داده بود, بسيارى از پايه ها و مبانى تفكر خود را از مطالعات خود در اروپا اخذ كرده بود و متأسفانه فرصت كاملاً مناسبى هم پيدا نكرده بود كه مبانى انديشهء سياسى و فلسفى خود را كاملاً نقادى كند و انديشه هاى خود را به انديشه هاى ناب اسلامى نزديك تر كند, از اين جهت اشتباهات زيادى در نوشته اى او مشهود است كه مانع مى شود كتاب هاى او براى هر كس قابل توصيه باشد و فقط براى كسانى مفيد است كه قدرت تحليل و تجزيه مطالب را داشته باشند.به هر حال انديشه هاى او قابل احترام است و به انقلاب خدمت بزرگى كرد و به دين و انقلاب اخلاص و ارادتى خاص داشت و خيلى از اتهامات دربارهء او بى اساس و بى پايه و ناشى از كوته بينى دشمنان و مخالفان او است .ايشان با آقاى مطهرى و مقام معظم رهبرى ارتباط دوستانه داشته اند و براى كارهاى فرهنگى گاهى با هم مشورت مى كرده اند و مقام معظم رهبرى ارتباط دوستانه داشته اند و براى كارهاى فرهنگى گاهى با هم مشورت مى كرده اند و مقام رهبرى هم ايشان را تأييد كرده اند. البته اين به اين معنا نيست كه همهء نظريات ايشان درست باشد,بلكه در مجموع از اتهامات ناروايى كه به ايشان زده اند, از قبيل بى دين بودن , ماركسيست بودن و حتى ساواكى بودن و سنى بودن و غيره قطعاً مبرا هستند. سخن دربارهء ايشان از محورهاى گوناگون , فراوان است كه به درازا مى كشد. به هر حال انديشهء هر متفكرى براى متفكران غنيمت و قابل مطالعه است .
کد سوال : 53100
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى توانم با ديگران رابطه برقرار كنم , چون هيچ كس حتى مادرم مرا دوست ندارد و تا اين سن يك دوست نداشته ام ؟
پاسخ : اين كه گفته ايد مادرتان شما را دوست ندارد, خيالى بيش نيست , چون كه مهر و محبّت مادر به فرزند,فطرى و جبلّى است كه اگر اين عشق و عطوفت خدادادى نبود, هرگز توان تحمّل زحمات و مشقّات دوران باردارى و شيرخوارگى را نداشت .شاعر محترم عبدالعلى نگارنده چنين سروده است : ]كسى كه ناز مرا مى كشيد, مادر بودكسى كه حرف مرا مى شنيد, مادر بودكسى كه شيرهء جان مى مكيد, من بودم كسى كه روح به تن مى دميد, مادر بودكسى كه در دل شب از صداى گريهء من سپندوار زجا مى جهيد, مادر بودكنار بستر بيماريم پرستارى كه تا به صبح نمى آرميد, مادر بودكسى كه در غم و اندوه و در پريشانى به دردهاى دلم مى رسيد مادر بود()(پـاورقى 1.احمد احمدى بيرجندى , شعر در زندگى , ص 214]احتمال دارد مادر پس از بزرگ شدن فرزندش , بر اثر اوضاعى نتواند محبّت خود را ابراز و اظهار كند, چنان كه اكثر والدين دوست دارند بچه هاى بزرگشان را ببوسند, ليكن خجالت مى كشند. مادر شما هم شايد بدين خصلت باشد. يا اين كه شما در وضعى هستيد كه مهر مادرتان را احساس نمى كنيد. به هر تقدير بايد در ديدگاهتان نسبت به مادر تجديد نظر كنيد و نهايت ادب و احترام را نسبت به مادر به عمل آوريد.اما اين كه چگونه با ديگران (خانمها) ارتباط برقراركنيد, بهتر است از عواملى كه جب محبّت مى كند, استفاده نماييد. مواردى را متذكّر مى شويم :1 يكى از مهم ترين احساس هاى روانى انسان , احساس شخصيّت است ; يعنى بداند او هم مانند ساير انسان هااست و مى تاند صاحب نظر باشد و ابراز وجود كند و حرفهايش را به طور صريح بزند و در اجتماعات حاضر شده وطبق عادات و رسوم رفتار نمايد و نظر ديگران را به خود جلب كند و از نظريات انتقاد كند و بالاءخره بداند خداوند اورا مانند ساير انسان ها آفريد و به او شخصيّت داد و او را تكريم نمود و فرمود را گرامى داشتيم >.بنابراين شما بايد ابتدا معرفت نفس پيدا كرده و به خود اعتماد داشته باشيد.2 بعد از احساس شخصيّت و اعتماد به نفس , دستور اسلام اين است كه انسان متواضع باشد و با ديگران برخورد و رفتار متواضعانه داشته باشد. تواضع , محبّت ديگران راجلب نموده و موجب ارتباط مى شود. اميرالمؤمنان على 7فرمود: . يكى از علائم و نشانه هاى (پـاورقى 2.محمد رضا مهدوى كنى , نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى , ص 677تواضع سلام كردن به ديگران است كه هم ثواب دارد و هم محبّت را جلب مى نمايد و نشانهء ادب اسلامى است .3 يكى از موجبات بسيار مؤثر در ايجاد ارتباط و جلب دوستى و مودّت , خوش اخلاقى است . پيامبر گرامى اسلام 6فرمود: .()(پـاورقى 3.محمد رى شهرى , ميزان الحكمة, ماده : الخلق , شماره 5082در حديث ديگر فرمود: .() امام باقر7مى فرمايد: گشاده وسيلهء كسب محبّت مردم و سبب نزديك شدن به خدا است >.()(پـاورقى 5.نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى , ص 563از حضرت رضا7روايت شده است : .() على 7دربارهء بعضى (پـاورقى 6.محمد تقى فلسفى , گفتار فلسفى ـ كودك , ج 2 ص 119موارد مكارم اخلاق فرمود: .() (پـاورقى 7.ميزان الحكمة, ماده الخلق , شماره 50544 هديه دادن يكى از عوامل محبّت آفرين و باعث دلشاد شدن ديگران است و مى تواند سبب ايجاد ارتباطباشد. امام جعفر صادق 7فرمود: .()(پـاورقى 8.گفتار فلسفى , كودك , ج 2 ص 118در حديث ديگر مى فرمايد: .()(پـاورقى 1.مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ماده : هديه .با توكّل به خدا و اعتماد به نفس و احترام شايسته به والدين به ويژه مادر و با به كارگيرى راه هايى كه راهنمايش اولياى دين است و سخنان آنان مطابق با سرشت و خلقت انسان است , مى توانيد از انزوا به در آمده و زندگى خوش وشيرينى داشته باشيد.
کد سوال : 53101
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه درآمدش فقط كفاف زندگى روزه مره اش را دارد, بر او خمس و زكات تعلق مى گيرد؟
پاسخ : زكات به نُه چيز تعلق مى گيرد: گندم , جو, خرما, كشمش , طلا, نقره , گاو, شتر, گوسفند. اگر اين ها به حد نصاب رسيد, بايد زكات پرداخت شود. بر در آمد كسب و منفعت خمس تعلق مى گيرد, نه زكات . خمس به هفت چيز تعلق مى گيرد: منفعت كسب , معدن , گنج , حلال مخلوط به حرام , جواهرى كه به واسطه ءغواصى از دريا خارج مى شود, غنيمت و زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان مى خرد.هر كدام شرايطى دارند كه در صورت تحقق بايد خمسش داده شود, مثلاً هر گاه انسان از تجارت يا صنعت و يا ازكسب هاى ديگر مالى به دست آورد, اگر چه مثلاً نماز و روزه ميّتى را به جا آورد و از اجرتش مالى تهيه كرده باشد,چنانچه از مخارج سال او و عيالش زياد بيايد, بايد خمس زيادى را بپردازد.(1) بنابراين بر درآمد شما كه فقط كفاف زندگى شان را مى كند و چيزى از آن زياد نمى آيد, خمس تعلق نمى گيرد.(پـاورقى 1.توضيح المسايل مراجع , ج 2 مسئله 1752
کد سوال : 53102
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ممكن است بر اثر فشار, منى از انسان خارج شود؟
پاسخ : متوجه نشديم مراد از فشار جنسى است يا روحى ؟اگر فشار جنسى باشد, در خروج منى شبهه اى نيست , مثلاً با نگاه كردن زن يا دختر اجنبى يا ديدن مناظرشهوت انگيز, انسان تحريك مى شود و در اثر فشار تحريكات شهوانى , منى از انسان خارج مى گردد, يا در اثر بازى كردن با خود يا ديگران شهوتش تحريك شده و در اثر فشار شهوى جنب مى شود. در هر دو صورت اين عمل حرام است كه علاوه بر اين كه غسل جنابت به گردنش مى آيد, فرداى قيامت مجازات خواهد شد.اگر منظور فشار روحى باشد, خروج منى بعيد است , گرچه ممكن است در اثر سستى اعصاب گاهى از انسان منى خارج شود.
کد سوال : 53103
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جملهء حضرت امام خمينى (ره ) در وصف ظهور حضرت ولى عصر7 را بيان فرماييد.
پاسخ : امام (ره ) در اين باره فرمود: چه مبارك است ميلاد بزرگ شخصيتى كه بر پا كنندهء عدالتى است كه بعثت انبيا: براى آن بود و چه مبارك است زاد روز ابر مردى كه جهان را از شرّ ستمگران و دغلبازان تطهيرمى نمايد و زمين را پس از آن كه ظلم وجور آن را فرا گرفته , پر از عدل و داد مى نمايد و مستكبران جهان را سركوب ومستضعفان جهان را وارثات ارض مى نمايد.و چه مسعود و مبارك است روزى كه جهان از دغلبازى ها و فتنه انگيزى ها پاك شود و حكومت عدل الهى برسراسر گيتى گسترش يابد و منافقان و حيله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالى بر بسيطزمين افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامى بر بشريت حاكم شود و كاخ هاى ستم و كنگره هاى بيداد فرو ريزد وآن چه غايت بعثت انبيا: و حاميان اوليا: بوده , تحقق يابد و بركات حق تعالى بر زمين نازل شود و قلم هاى ننگين و زبان هاى نفاق افكن شكسته و بريده شود و سلطان حق تعالى بر عالم پرتوافكن گردد و شياطين و شيطان صفتان به انزوا گرايند و سازمان هاى دروغين حقوق بشر از دنيا بر چيده شوند و اميد است كه خداوند متعال آن روزفرخنده را به ظهور اين مولود فرخنده هر چه زودتر فرا رسد و خورشيد هدايت و امامت را طالع فرمايد.(1)(پـاورقى 1.آيين انقلاب اسلامى , ص 104