• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53044
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در زمان ضرورت مرد نامحرم مى تواند به خانم ها آمپول تزريق كند؟
پاسخ : تزريقات بانوان بايد توسط بانو انجام گيرد و براى آقايان بايد توسط آقا انجام گيرد, اما اگر در مكان يازمانى قرار گرفتيم كه بانو يا آقا نبود, تزريقات توسط نامحرم اشكالى ندارد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 421
کد سوال : 53045
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دليل قانع كننده در برابر اهل سنت در مورد امامت چيست ؟
پاسخ : اختلاف سنّ در ازدواج بين پسر ودختر, برگشت به طبيعت آن دو دارد, زيرا پسران در سنين بالاترمرد مى شوند و قابليت زن گرفتن پيدا مى كنند, ولى دختران در سنين كم تر و پايين تر, زن مى شوند و قابليت همسردارى پيدا مى كنند. از نظر طبيعى پسر چند سال بيش تر از دختر باشد, بهتر است ولى اشكالى ندارد پسر و دختردر سنين مساوى با هم ازدواج كنند يا حتى دختر سنش بالاتر از پسر باشد. مهم در ازدواج اين است كه پسر و دخترهم ديگر را از نظر اخلاقى و تديّن و زيبايى بپسندند. اگر موردى پيش آمده كه اين چند ملاك در پسر و دختر وجودداشت و بينشان هماهنگى بود, مى توانند با هم ازدواج كنند, حتى اگر دختر چند سال از پسر بزرگ تر باشد. در روايات به اصل ازدواج و بعضى خصوصيات زنان اشاره شده است :پيامبر6فرمود: .(1)على 7فرمود: .(2)پيامبر6فرمود: .(3)در روايات ديگر سفارش شده است : زنانى را كه عقل و ادب و دين دارند و عفيف هستند, اختيار كنيد.(4)(پـاورقى 1.حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 14 ص 3(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.همان , ص 5(پـاورقى 4.همان , ص 13و 14
کد سوال : 53046
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نبوت بالاتر است يا امامت ؟
پاسخ : به طورى كه از اشارات موجود در آيات و روايات به دست مى آيد, كسانى كه از طرف خدا مأموريت داشتند, داراى مقاماتى بودند:1 مقام نبوّت ; يعنى دريافت وحى از خداوند. نبى كسى است كه وحى بر او نازل مى شود و چنان چه كسى از اوبخواهد وحى را در اختيار او بگذارد, اين كار را مى كند.2 مقام رسالت ; يعنى مقام ابلاغ وحى و تبليغ و نشر احكام خداوند و تربيت نفوس از طريق تعليم و آگاهى بخشيدن . رسول كسى است كه موظف است در حوزهء مأموريت خود به تلاش و كوشش برخيزد و از هر وسيله اى براى دعوت مردم به سوى خدا و ابلاغ فرمان او استفاده كند و براى انقلاب فرهنگى و فكرى و عقيدتى تلاش نمايد.3 مقام امامت ; يعنى رهبرى و پيشوايى خلق . امام كسى است كه با تشكيل حكومت الهى و به دست آوردن قدرت هاى لازم سعى مى كند احكام خدا را اجرا و پياده نمايد و اگر نتواند رسمأً تشكيل حكومت دهد, تا آن جا كه در توان دارد, در اجراى احكام مى كوشد. وظيفهء امام اجراى دستور الهى است , در حالى كه وظيفهء رسول ابلاغ اين دستورها مى باشد. به تعبير ديگر: رسول مى كند, ولى امام مى نمايد. بسيارى ازپيامبران مانند پيامبر اسلام 6هر سه مقام را دارا بودند. بنابراين امامت , مقام رهبرى همه جانبهء مادى و معنوى ,جسمى و روحانى و ظاهرى و باطنى است . امام رئيس حكومت و پيشواى اجتماع و رهبر مذهبى و مربّى اخلاق ورهبر باطنى و درونى است . امام از يك سو با نيروى مرموز معنوى خود افراد شايسته را در مسير تكامل باطنى رهبرى مى كند, و با قدرت علمى , افراد نادان را تعليم مى دهد و با نيروى حكومت يا قدرت هاى اجرايى ديگر, اصول عدالت را اجرا مى نمايد.امام صادق 7فرمود: .(1)مقام امامت ابراهيم بعد از موفقيت در امتحاناتِ مشكلى بود كه از آن موفق بيرون آمد.امامت , عهد و پيمان الهى است و بديهى است چنين مقامى از همه كس بر نمى آيد, حتى بعضى پيامبران به اين مقام نرسيدند. امامت مقامى بس ارجمند است كه والاتر از پيامبرى و نبوت است . اگر كسى هم نبى و هم امام باشد,مقامش از كسى كه تنها امام است , بالاتر است .(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 1 ص 440
کد سوال : 53047
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فرشته هاى مقرب چه كسانى هستند و نام آن ها چيست ؟
پاسخ : امام زين العابدين 7در بخشى از دعاى سوم صحيفهء سجاديه عرض مى دارد: .(1)از اميرالمؤمنين 7روايت است : در آن فرشتگان هستند كه آنان را روحانيون مى گويند. چون شب قدر شود, از پروردگار براى آمدن به دنيا اجازه مى طلبند. خداوند به آنان اجازه مى دهد. پس بر مسجدى نمى گذرند, جز آن كه در آن نماز مى خوانند و در راه با كسى رو به رو نمى شوند, جز آن كه براى او دعا مى كنند و از ايشان به او بركت و نيكى مى رسد>.(2)و به معنى قرب و نزديكى است و اشاره به ملائكه مقرب مى باشد.معلوم است قرب ايشان به خداوند, مكانى نيست , زيرا حق تعالى منزّه از مكان است , بلكه قرب منزلتى و معنوى دارند. به ايشان نيز مى گويند, چنان كه از دربارهء كرّوبيين سؤال كردند كه : آيا درلغت به آن آشنايى دارى ؟ گفت : كرّوبيان سادة الملائكه بوده اند و ايشان مقرّبون هستند و در بين ملائكه چهار ملك وجود دارند كه در پيشگاه الهى قرب خاصى دارند و در لسان حكما و فلاسفهء الهى از آنان تعبير به رؤوس ملائكه مى شود. آنان عبارتند از: جبرئيل , ميكائيل , اسرافيل و عزرائيل .(3)(پـاورقى 1.صحيفهء سجاديه , دعاى سوم .(پـاورقى 2.على رضا رجالى تهرانى , فرشتگان , ص 100(پـاورقى 3.همان , ص 101
کد سوال : 53048
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد معراج توضيح دهيد.
پاسخ : در دو مورد در قرآن دربارهء معراج سخن به ميان آمده است : يكى در ابتداى سورهء اسرا: .(1)در سورهء نجم نيز آمده است : .(2)روايات فراوانى در زمينهء معراج در كتب روايى موجود است .امام صادق 7فرمود: .(3)پيامبر6فرمود: .(4)پيامبر6فرمود: .(5)در روايت ديگر آمده است : گروه ديگرى بودند كه آتش وارد دهانشان مى شد و از عقبشان خارج مى شد! جبرئيل گف : اينان كسانى هستند كه اموال يتيمان را مى خورند. گروه ديگر بودند كه از بس شكمشان بزرگ بود, نمى توانستند از جا برخيزند. جبرئيل گفت :اينان رباخواران اند و هر روز صبح و عصر بر اينان آتش جهنم عرضه مى شود, مانند آل فرعون و آرزو مى كنند: روزقيامت برپا شود.سپس به آسمان هاى ديگر رفتم و پيامبران را ديدم و سپس در نهر كوثر غسل كردم و بعد وارد بهشت شدم و نهرها ودرخت ها و حورالعين ها را مشاهده كردم و سپس به سدرة المنتهى رسيدم و صداى اذان را شنيدم و در آن جا امام جماعتِ ملائكه شدم , همان طور كه در بيت المقدس امام جماعت انبيا شدم و مقدار نمازهاى پنج گانهء شبانه روز رادريافت كردم و به من گفته شد: هر كس از امّت تو قصد كار خيرى كند, براى او ده برابر مى نويسيم و هر كس قصد كاربدى كند و آن را انجام دهد, آن كار بد را ثبت مى كنيم و اگر انجام ندهد, هيچ بر او نمى نويسيم >. امام صادق 7فرمود: .(6)البته در روايات مطالب ديگرى دربارهء معراج هست .(پـاورقى 1.اسراء (17 آيه 1(پـاورقى 2.نجم (53 آيهء 12ـ 18(پـاورقى 3.علامهء مجلسى , بحارالانوار, ج 8 ص 197(پـاورقى 4.همان , ص 180(پـاورقى 5.همان , ج 18 ص 317(پـاورقى 6.بحارالانوار ج 18 ص 319ـ 331 با تلخيص و ترجمهء آزاد.
کد سوال : 53049
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد حديث قدسى توضيح دهيد.
پاسخ : در حديثى از اميرالمؤمنين 7دربارهء كيفيت خلقت آسمان و زمين و آفرينش آدم و حوا و انسان ها وعلّت خلق آن ها آمده است : هزارسال در برابر خدا تسبيح و تحميد گوى بود. خدا به او فرمود: اى بندهء من ! تو مراد و مريد من هستى و تو برگزيده ءمخلوقات هستى , قسم به عزّت و جلالم ! اگر به خاطر تو نبود, آسمان ها و افلاك را خلق نمى كردم . هر كس تو را دوست بدارد, او را دوست خواهم داشت و هر كس با تو دشمنى كند, با او دشمن خواهم بود... و بعد به (لوح و) قلم فرمود: اى قلم ! اگر پيامبر نبود, تو را خلق نمى كردم و همه چيز را به خاطر پيامبر خلق كردم . او بشير و نذير است >. شبيه همين جمله در جلد 40بحارالانوار صفحهء 20آمده است .همان طور كه مشاهده شد اين حديث در مورد اصل و هدف خلقت عالَم و انسان است و ربطى به معراج ندارد.
کد سوال : 53050
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيام هاى معاد را كه در مردم تأثير دارد, توضيح دهيد.
پاسخ : حدود 13آيات قرآن دربارهء زندگى پس از مرگ است . دنيا و آخرت دو طرف يك سكّه است و آخرت عكس العمل و نتيجهء دنيا است . بنابراين در دنيا هر چه بكاريم , آن جا برداشت خواهيم نمود. عمل و جزا عين يكديگرند: مى بيند و اگر به اندازهء كمى بدى كند, آن را مى بيند>.از اين آيه استفاده مى شود در روز قيامت , عمل خير يا شر را به عنوان جزا و پاداش مى بينند.آثار تربيتى اعتقاد به معاد:(1)1 بدون شك ايمان به معاد تأثير بسيار عميق و گسترده اى در اعمال انسان دارد. اصولاً اعمال انسان بازتاب اعتقادات او است , يا به تعبير ديگر: رفتار هر كس با جهان بينى او ارتباط دارد. كسى كه مى داند تمام اعمالش به زودى در دادگاهى مورد بررسى قرار مى گيرد كه قُضاتش از همه چيز آگاهند و توصيه و سفارش و رشوه در آن راه ندارد و غير قابل تجديد نظر است و سپس بر طبق آن , پاداش و كيفر مى دهند, بلكه اعمال او همگى محفوظ است ورنگ ابديّت به خود مى گيرد و در زندگى با او است و مايهء آبرو يا سرشكستگى , آرامش يا شكنجهء او است و به دنبال آن , سعادت يا عذاب هميشگى است , نه فقط در اصلاح خود مى كوشد, بلكه در انجام اعمال گوناگونش فوق العاده سختگير و موشكاف است . لقاى پروردگارش را دارد, بايد عمل صالح انجام دهد و مشرك نباشد>.2 ايمان به معاد باعث استقامت در برابر ظالمان و مشكلات مى شود: اعتقاد داشتند) گفتند: چه بسيار گروه هاى كوچكى كه به فرمان خدا بر گروه هاى عظيمى پيروز شدند و خداوند باصابران است >.3 اعتقاد به معاد مانع بزرگى براى فرورفتن در آلودگى ها است : . در جاى ديگر آمده است : قيامت ) بر انگيخته مى شوند؟>.(2)ايمان به معاد باعث مى شود كه دو عامل مهم تربيتى است .(3)انسان معتقد به روز قيامت مراقب اعمال خويش است و خود را محاسبه مى كند. على 7مى فرمايد: .(4) و مى فرمايد: اگر اقاليم سبعه (تمامى دنيا) را به من بدهند و از من بخواهند پوست جوى را از دهان مورچه به ظلم بستانم , هرگز اين كار را نمى كنم >.(5)(پـاورقى 1.ناصر مكارم شيرازى , پيام قرآن , ج 5 ص 400(پـاورقى 2.مطففين (83 آيهء 4(پـاورقى 3.ناظر مكارم شيرازى , پيام قرآن , ج 5 ص 408(پـاورقى 4.نهج البلاغه , خطبهء 224(پـاورقى 5.همان .
کد سوال : 53051
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عشق در چه مواردى صحيح و در چه مواردى نادرست است ؟
پاسخ : عشق بر دو نوع است : 1 عشق هاى هوسى و شهوانى : اين گونه عشق ها بر اساس هوس و جاذبه هاى جنسى و كشش هاى شهوانى مى باشد. اگر عشق به طور مشروع و در زندگى زناشويى باشد, مفيد و لازم است و بايد شيرازهء زندگى باشد, ولى غالباً اين گونه عشق ها پس از فرو نشستن شهوت , زائل مى شود و از بين مى رود.]عشق هايى كز پى رنگى بُوَدعشق نَبْوَد, عاقبت ننگى بُوَد]2 عشق هاى متعالى : در اين نوع عشق , علاقهء انسان به ارزش هاى عالى تعلق مى گيرد. اگر اين عشق در رابطه ءزن وشوهر باشد, علاقه هاى شهوانى و جاذبه هاى جنسى , زير چتر آن واقع شده و رنگ ارزش هاى عالى به خودمى گيرد. در زندگى زناشويى هر دو نوع لازم است و هر كدام به تنها كافى نيست ; يعنى اين كه بگوييم : علاقه و رابطه ءهمسران بايد فقط بر ارزش هاى متعالى استوار باشد و عشق جنسى لازم نيست , اشتباه است و نمى تواند باعث زندگى سعادتمندانه شود, يا بگوييم : تنها عشق نوع اوّل كافى است , نيز غلط است . بايد هر دو باشند تا يك ديگر راكامل كنند. در عشق نيز مانند همهء مسائل ازدواج و انتخاب همسر, بايد راه اعتدال را پيمود. عشق نوع اول به تنهايى مخرّب و زيانبار است , اما با نوع دوم كه همراه شود, حالت منفى و مخرّب خود را از دست داده و جزء ارزش هاى عالى گشته و مفيد خواهد شد.(1) يكى از اقسام عشق متعالى , عشق و محبّت به خوبى ها و خوب مطلق كه خدا است, مى باشد.اين عشق و محبّت فطرى است . ملاصدرا مى گويد: عشقى كه جامعه همهء معشوقات باشد, سه گونه است : عشق اكبر و اوسط و اصغر. عشق اكبر, عشق خداى متعال است , كه حاصل نمى شود مگر براى خداجويان حقيقى و متالّهين كامل , كه براى آنان فناى كلّى حاضل شده است . اينان مورد تعلق عشق و حبّ ذات حق تعالى واقع مى شوند.عشق اوسط, عشق انسان هايى است كه دائم ذكر خدا را بر زبان و قلب دارند و خلقت و عظمت خدا تفكر وانديشه مى كنند و مى گويند: ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار.(2)عشق اصغر, عشق انسان صغير است .(3)افلاطون عشق را جنون الهى مى داند كه نفوس قدسى و انسان هايى كه داراى روح عالى هستند, به آن مبتلامى شوند.(4)عشق به خدا مايهء پرستش بهتر و كامل تر است .]خبرت هر سحر از باد صبا مى خواهم هر شبى خيل خيالت به دعا مى خواهمسينه را بهر وفاى تو صفا مى جويم ديده را بهر جمال تو ضيا مى خواهم]على 7در مناجات خود عرض مى كند: .(5)عشق به خوبان نيز در طول عشق به خدا است ; عشق به پيامبران و اولياءاللّه و صادقان و همراهى با آنان : (6)(پـاورقى 1.على اكبر مظاهرى , جوانان و انتخاب همسر, ص 160(پـاورقى 2.آل عمران (3 آيهء 191(پـاورقى 3.صادق خلخالى , سير هنر و عرفان در ايران , ج 1 ص 7(پـاورقى 4.همان .(پـاورقى 5.سيد يحيى يثربى , عرفان نظرى , ص 51 به نقل از وافى , ج 3 ص 70(پـاورقى 6.توبه (9 آيهء 119
کد سوال : 53052
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تأثير علم و ثروت در پيشرفت انسان چگونه است ؟
پاسخ : علم و ثروت رابطهء مستقيم در پيشرفت انسان دارند. در روايات در زمينهء علم آمده است : . علم از كمالات محسوب مى شود, لذا در روايتى اميرالمؤمنين عالم را به دو قسم تقسيم كرد و فرمود: . و مى فرمايد: و در معناى بى عمل مى فرمايد: .(9) مراد از علمى كه نافع و نور است , علمى است كه ازآن معنويت و تقوا ببارد و همراه با عبوديت و بندگى خدا باشد. اين گونه عالمان نورانى هستند و علمشان نور و چراغ و هدايتگر است . اين گونه علم را مى توان ناميد و همان است كه ابوذر مى گويد: .(10)پيامبر6فرمود: .(11)به جرأت مى توان گفت : علم نافع در پيشرفت و كمال انسان بسيار مؤثر, بلكه لازم است .ثروت نيز مى تواند تأثير مثبتى در كمال انسانى داشته باشد, تا بدان جا كه در حديث آمده : .(12)در مضامين ديگر آمده است : . در دعاى ابوحمزه از امام سجاد7آمده است : الفقر; خدايا! از فقر, به تو پناه مى برم >. در روايات گفته شده كه عبادت هفتاد جزء است و بهترين آن ها به دنبال كسب حلال رفتن است .() و بركت ده جزء است و نُه جزء آن در تجارت است .(13) در روايت ديگر آمده است : كسب و كار مشغول شويد>.(14) عمر بن يزيد به امام صادق 7گفت : مردى مى گويدمن در خانه مى نشينم و نمازمى خوانم و روزه مى گيرم و خدا را عبادت مى كنم و رزق و روزيم را خدا مى رساند. امام صادق 7فرمود: .(15)بايد انسان دنبال كار و كوشش برود.پيامبر6فرمود: است >.بنابراين علم و اقتصاد تأثير به سزايى در كمال يا نقص انسان دارد.(پـاورقى 1.حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 14 ص 19(پـاورقى 2.همان , ص 19(پـاورقى 3.همان , ص 50(پـاورقى 4.همان , ص 18(پـاورقى 5.همان , ص 53(پـاورقى 6.وسائل الشيعه , ج 14 ص 51(پـاورقى 7.على اكبر مظاهرى , جوانان و انتخاب همسر, ص 136(پـاورقى 8.وسائل الشيعه , ج 14 ص 424(پـاورقى 9.بحارالانوار, ج 2 ص 106(پـاورقى 10.بحارالانوار, ج 2 ص 51(پـاورقى 11.همان , ص 52(پـاورقى 12.مجلسى , بحارالانوار, ج 70 ص ص 246(پـاورقى 13.همان , ص 3(پـاورقى 14.شيخ حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 12 ص 5(پـاورقى 15.همان , ص 14
کد سوال : 53053
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه هاى انتخاب صحيح همسر چيست ؟
پاسخ : انتخاب همسر, بسيار مهم است , ولى متأسفانه بايد و شايد است , دقت لازم را ندارند و بيش ترتوجهشان به شخصيت خانوادگى طرف و شغل و پول است . اين ها جزئى از مسئله است كه بايد مورد توجه قرار گيردو دختران و پسران و خانواده هاى آنان بايد وقت بيش ترى در انتخاب همسر داشته باشند.پسران و دختران بايد براى همسر مورد نظر خود تحقيق كنند و ملاك هاى مورد نظرشان ارزشى باشد. اين جنبه براى پسران كه خواستگار و مراجعه كننده هستند, بايد بيش تر مورد توجه قرار گيرد. البته خانوادهء دختر نيزتحقيقات لازم را به عمل آورند.پسر يا مردى كه مى خواهد ازدواج كند, بايد به اين نكات توجه كند: 1 به دنبال دخترى برود كه از خانوادهء اصيل و شريف و نجيب باشد.2 دختر پاك دامن و عفيف باشد.3 دختر خوش اخلاق باشد, زيرا زن بد اخلاق شوهرش را به پيرى زودرس مبتلا مى كند, پيامبر6همواره دعا مى كرد و مى گفت : .(1)4 از دخترانى كه زيبا هستند, ولى در دامن هاى هرزه بزرگ شده اند, پرهيز شود.(2)دختران براى انتخاب همسر خود بايد امور زير را مراعات كنند: 1 همسر خوش اخلاق , امانت دار, با تقوا, پاكيزه دل و داراى جود و بخشش باشد(3) و به پدر و مادرش احترام بگذارد و همسرش را به كارهاى خلاف وادار ننمايد.(4)3 شارب الخمر و بدكار و بى وفا و لاابالى نباشد.(5)مردى از پيامبر6سؤال كرد: , ايشان فرمود: .(6)در اسلام براى ازدواج نكردن با انسان بى دين و غير مذهبى , علت هايى بيان شده است , از جمله : .(7)مرد هم ممكن است از زنش تأثيرپذير باشد و اخلاق و رفتار بد همسر در شوهر اثر بگذارد. گاهى جوانى متدين و با ايمان است , ولى وقتى با همسرى كه بى اهميت به مسائل دينى يا داراى اخلاق فاسد است , ازدواج كند, تحت تأثير قرار مى گيرد.هم شأنى پسر و دختر در فكر و فرهنگ , بسيار مهم است . گاهى مرد داراى فكر و فرهنگى ناهمگون با فكر وفرهنگ همسرش است , كه باعث تنش ها و درگيرى هاى خانوادگى مى شود. امام صادق 7مى فرمايد: .(8)زيان هاى نا هماهنگى فكرى و فرهنگى ميان همسران فراوان است و شايد باعث ناراحتى و افسردگى بين همسران و خانوادهء آنان شود.در انتخاب همسر بايد كاملاً دقت كرد و تمام كوشش خود را به خرج داد تا همسرى متناسب و هم سنخ برگزيد,اما بايد در نظر داشت هماهنگى و هم فكرى كامل امكان ندارد و مقدارى فاصله و نا هماهنگى باقى خواهد ماند. بايدكوشيد اين فاصله و نا هماهنگى كم تر باشد و فاصلهء باقيمانده را با تفاهم و گذشت و محبّت و عشق و شكيبايى وبزرگوارى جبران كرد.