کد سوال : 53024
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در آيهء 38سورهء بقره آمده : . توضيح دهيد چرا كلمهء آورده شده است , در حالى كه آنان دو نفر بودند؟
پاسخ : در جاى ديگر از قرآن آمده : آييد>. پس مى تواند اين آيه قرينه باشد كه در آيهء 38بقره , مراد آدم و حوا بوده اند, ولى به صورت جمع (اهبطوا)آورده شده است , زيرا گاه در مورد دو نفر صيغهء جمع به كار برده مى شود و يا به جهت اين كه مراد همهء انسان هامى باشد.ملا فتح اللّه در تفسير منهج الصادقين مى فرمايد: كلمهء گرچه جمع است , ولى مراد آدم و حوا است ,چون ايشان اصل آدميانند و مثل اين است كه به همه انسان ها گفته شود از بهشت فرود آييد. وجه ديگر اين است كه گاه عرب , تثنيه را به صورت جمع ايراد مى كند, مثلاً قرآن در مورد حضرت داوود و سليمان مى فرمايد: (1)و يا آيهء .(2) دربارهء ارث مادر است , كه اگر ميت , دو برادر يا بيش تر داست , به مادرش 16ارث داده مى شود, در حالى كه مراد دو برادر است , ولى صيغهء جمع (اخوة) به كار رفته است .(3)كلمهء حال براى ضمير يا است و امكان دارد براى ضمير جمع يا ضمير تثنيه , كلمه ء حال باشد; يعنى همگى با هم فرود آييد, چون به دو نفر نيز اطلاق مى شود: شما دو نفر با هم فرود آييد.(پـاورقى 1.انبيا (21 آيهء 78(پـاورقى 2.نساء (4 آيهء 11(پـاورقى 3.ملافتح اللّه كاشانى , منهج الصادقين , ج 1 ص 78 با تلخيص .
کد سوال : 53025
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در سورهء بقره آيهء 37آمده است : . لطفاً در مورد اين آيه توضيح دهيد كه آيا آدم فقط كلمات توبه را آموخت ؟ چرا از حوّا نامى برده نشده است ؟
پاسخ : يك احتمال اين است كه كلماتى كه آدم و حوّا به عنوان توبه از خدا دريافت كردند, همان جملاتى باشد كه در سورهء اعراف آمده است : .(1) ولى در اين كتاب كافى است كه امام باقر7يا امام صادق 7در ذيل اين آيه فرمود: .(2)و در روايت ديگر از كافى نقل شده است : مراد از كلمات , قسم دادن خدا به حق محمد و على و فاطمه و حسن وحسين : است .(3)امّا اين كه چرا از حوّا نامى برده نشده , در جواب سؤال قبل توضيح داده شد كه مراد از آدم , نوع آدم بوده است وشامل حوّا هم مى شود.(پـاورقى 1.اعراف (7 آيهء 23(پـاورقى 2.الميزان , ج 1 ص 147(پـاورقى 3.همان , ص 148
کد سوال : 53026
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در آيهء 34سورهء بقره آمده است : فرشتگان بر آدم سجده كردند. بر حوّا نيز سجده كردند؟
پاسخ : خواهر گرامى ! در آيهء .(1) گرچه آدم مسجود ملائكه قرار گرفت , اما به قرائت و ملاحظاتى مى تواند استفاده كرد مراد, نوع آدم بود. بنابراين شامل هم مى شد. قرينهء اوّل : در آيهء بعد مى فرمايد: .(2)چنان كه از آيات ظاهر است , بعد از مسجود واقع شدن , هر دو در بهشت بودند, ولى نافرمانى كردند و شيطان آن ها را گول زد و از آن جا رانده شدند. اگر فقط آدم مسجود بود, ديگر حوّا لياقت همراهى با آدم , در بهشت رانداشت .قرينهء دوم : آدم و حوّا مورد تكليف قرار گرفتند, چون هر دو مأمور شدند از آن درخت نخورند و وقتى خوردند,از بهشت رانده شدند. تكليف هر دو مورد, قرينه بر اين است كه هر دو مسجود ملائكه بودند, چون ارزش انسان باعث شد ملائكه مأمور به سجدهء بر آدم بشوند و ارزش انسان , به مكلف بودن و توانايى پذيرش تكليف است . بنابراين مى توان گفت هر دو (آدم و حوا) مسجود ملائكه قرار گرفتند. البته آن چه گفته شد, قرينه و شاهد بر مدعا است و دليل نيست .علامهء طباطبايى مى فرمايد: (3)نظر ايشان اين است كه همهء بشر, اعم از مرد و زن , مسجود ملائكه واقع شدند.(پـاورقى 1.بقره (2 آيهء 34(پـاورقى 2.(پـاورقى 3.محمد حسين طباطبايى , الميزان , ج 1 ص 132
کد سوال : 53027
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى هيجده ساله هستم . از كودكى دچار كم خونى بوده ام . از نظر خانوادگى , نسبتاً در رفاه هستيم , ولى پدر و مادرم غالباً با هم دعوا دارند و حرف هاى ركيك مى زنند. برادرم و پدرم خيلى مرا تحقير مى كنندبه من لقب هاى زشت مى دهند. از طرفى من خيلى وابسته به مادر
پاسخ : مشكلاتى را كه مطرح كرده ايد, كم و بيش در خانواده ها وجود دارد. غالباً جوانان از برخوردهاى بد وناهنجار پدر و مادر شكايت دارند. بعضى از پدر و مادرها در خانواده هايى بزرگ شده اند كه دچار فقر فرهنگى بوده اند; از اين رو بناى ناسازگارى و فحّاشى و بد گفتن به يكديگر را دارند. فرزندان از برخوردهاى ناشايست ,ناراحت مى شوند و آثار روحى و روانى بر آنان مى گذارد و از بودن در آن خانه خسته مى شوند و با صبر و سختى زندگى را تحمل مى كنند. شما دختر صبور و بردبارى هستيد و چون تحصيل كرده ايد و با اين گونه مشكلات آشنايى داريد و راه كارهاى برخورد صحيح با برادر و پدر و مادر را مى دانيد, اميدواريم با فكر و تأمل و تصميم هاى به جا وصحيح بتوانيد پدر و مادر و برادر خود را به سلامتى فرهنگى و سازش با يكديگر راهنمايى كنيد. با مطالعهء كتاب هاى روانشناسى خانواده و وارد شدن از راه عواطف و احساسات , پدر و مادرتان را از تنش ها و درگيرى ها باز داريد. باصحبت كردن با آنان و با آوردن نمونه و مثال از انسان هاى خوب , باعث كم تر شدن درگيرى ها بشويد. با پدرتان صحبت كنيد و با زبان گويا و نرم , روحيهء پدر را نسبت به مادرتان نرم تر كنيد, مثلاً به پدرتان بگوييد: مادر بيمار است و خيلى زحمت مى كشد. حرف ها و برخورد تند شما در روحيهء فرزندان اثر بد مى گذارد و اخلاق بد موجب عذاب الهى و فشار قبر مى شود. اگر نمى توانيد با ايشان صحبت كنيد, اين ها را بنويسيد و به ايشان بدهيد تا مطالعه كند.كتاب هايى كه مربوط به همسردارى و آيين زندگى است , براى پدر تهيه كنيد تا مطالعه كند و كم كم خود را براى ازدواج و تشكيل زندگى مستقل آماده كنيد و اگر مورد خوبى به خواستگارى شما آمد, ازدواج كنيد. ان شاءاللّه مشكلات شما حلّ شود و از درگيرى ها نجات پيدا كنيد. در مورد تحصيل در جامعة الزهرا, برگهء شركت در امتحانات را براى شما ارسال مى كنيم . اگر شرايط را دارا بوديد, مى توانيد ثبت نام كنيد. در هر صورت چون موقع ازدواج شمااست , صلاح است ازدواج كنيد. به مادرتان سفارش كنيد بيمارى شما را به زن ها و همسايه ها نگويد. اين امر به منزله ءعيب گذارى است . اگر حرف شما را گوش نمى دهد, از طريق خاله يا مادر بزرگ به ايشان برسانيد. بحمداللّه بيمارى شما رفع شده است . از اين بابت نگران نباشيد و اميدوار به فضل و رحمت الهى باشيد. اگر در مشكلات صبور باشيد,خداوند مزد و پاداش فراوانى به شما عطا مى فرمايد و از ناحيهء ديگرى جبران مى كند. ايمانتان را به خدا بيش تر كنيدو تكيه بر او كنيد, تا مشكلاتتان رفع شود اگر پدر و مادرتان با هم ناسازگارى دارند و بگو مگو مى كنند, به آنان پرخاش نكنيد و احترام بگذاريد. وظيفهء خود را نسبت به پدر و مادر, خوب انجام بدهيد. از وابستگى زياد به مادرتان بكاهيد. كارها را خود انجام دهيد و نظم و انظباط خانه و مقدارى از شستشو را به عهده بگيريد و ازمشكلات مادرتان بكاهيد و به برادرانتان گرچه به شما بى احترامى مى كنند, احترام بگذاريد و با آنان درگير نشويد,چون پسران در جوانى و نوجوانى , روحيهء خاصّى دارند, سعى كنيد با آنان درگير نشويد. با مطالعهء كتاب هاى اعتقادى و روايى مانند كتاب اصول كافى كه داراى ترجمه است , بر نيروى فكرى و اعتقادى خود بيفزاييد و ايمانتان را قوى تر كنيد. مطالعه اين كتاب ها موجب نورانيّت قلب و شرح صدر مى شود و آرامش را بر انسان حاكم مى گرداند.خداوند مشكلات شما را حل بفرمايد.
کد سوال : 53028
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در قرآن كلمهء آمده است . مجازات افراد چشم چران چه قدر است ; يعنى در سطح چه دسته اى از گناه كاران هستند؟
پاسخ : در سورهء مؤمن فرمود: نزديك حنجره ها رسد. ستمكاران رادر آن روز نه خويشاوندى باشد و نه شفيعى كه سخنش را بشنوند. نظرهاى دزديده را و هر چه در دل ها نهان داشته اند, مى داند>.براى نگاه هاى خوب ثواب هايى است , از قبيل : النظر الى وجه العالم عبادة;(1) نگاه كردن به صورت عالم عبادت است .النظر الى على 7عبادة;(2) نگاه كردن به على 7عبادت است .النظر الى آل محمد عبادة;(3) نگاه كردن به آل پيامبر عبادت است .النظر الى البيت عبادة;(4) نگاه كردن به خانهء خدا عبادت است .النظر الى الوالدين عبادة;(5) نگاه كردن به پدر و مادر عبادت است .النظر الى الاخ تودّه فى اللّه عبادة;(6) نگاه كردن به برادر دينى , به خاطر دوستى عبادت است .النظر الى الامام المقسط عبادة;(7) نگاه كردن به پيشواى عادل عبادت است .النظر الى المصحف عبادة;(8) نگاه كردن به قرآن عبادت است .و در مواردى نگاه كردن باعث شادمانى و انبساط خاطر مى شود, از جمله : نگاه به سبزه زار, آب جارى و صورت زيبا.(9)براى نگاه هاى فاسد و بد, مواردى ذكر شده , از جمله :النظر سهم مسموم من سهام ابليس ;(10) نگاه شهوت انگيز تير مسمومى از تيرهاى شيطان است .فالعين زناه النظر;(11) زناى چشم نگاه به نامحرم است .النظر الى بخيل يقسى القلب ;(12) نگاه به آدم بخيل , قلب را پر قساوت مى كند.انظر الى الاحمق يسخنّ العين ;(13) نگاه به احمق , باعث تاريكى چشم مى شود.نگاه كردن به چيزهاى بى فائده و بى اهميت باعث رنجش خاطر مى گردد.(14)حرّم النظر الى شعور النساء;(15) نگاه كردن به موهاى زنان نامحرم حرام است .ايها النّاس انّما النظر من الشيطان ;(16) اى مردم ! نگاه شهوانى از شيطان است .اياكم و النظرة فانّها تزرع فى قلب صاحبها الشهوة;(17) از نگاه شهوت آلوده حذر كنيد, زيرا در قلبتان شهوت ايجاد]مى كند.در تفسير منهج الصادقين آمده است : خدا مى داند چشمى را كه خيانت كند و آن چشمى را گويند كه به دزدى به چيزى نگاه كند كه حلال نباشد و ابن عباس گفته : خيانت چشم آن است كه مردى در ميان جماعتى نشسته باشد وزنى بر ايشان بگذرد و او به پنهانى بر او بنگرد و بنابر حديث معروف نگاه اولى كه خود به خود به نامحرم مى افتد, اشكالى ندارد, ولى نگاه دومى حرام است . اين نگاه دومى را خيانت (خائنة الاعين )گويند.(18)در قرآن آمده است : .و فرمود: .(19)نگاه هاى شهوت آلوده انسان را به بدبختى و هلاكت مى كشاند. با يك نگاه , انسان و اله و عاشق مى شود و دست از پا نمى شناسد تا به معشوق برسد و حتى گاه حاضر مى شود دين خود را از دست بدهد تا به معشوق برسد. باباطاهرمى گويد:]ز دست ديده و دل هر دو فريادكه هر چه ديده بيند دل كند يادبسازم خنجرى نيشش زپولادزنم بر ديده تا دل گردد آزاد]شيخ بهايى (ره ) در كشكول نقل مى كند: يكى از مردمان خوشگذران و عياش را مرگ در رسيد و در وقت احتضار هر چه به او مى گفتند:بگو لااله الاّ اللّه , به جاى آن اين شعر را مى خواند:]يا ربّ قائلةٍ يوماً و قد تعبت اين الطريق الى حمّام منجاب]خوش آن روزى كه آن زن از راه رفتن خسته شده بود و مى گفت : راه حمام كجا است ؟و آن جريان اين بود كه روزى زنى با عفّت و پاكدامن و زيبا روى براى رفتن حمامى كه معروف به حمام منجاب بود, از خانه بيرون رفت و راه حمّام را گم كرد و پس از سرگردانى خسته شد و به اين مرد كه بر درخانه اش نشسته بود, برخورد و از وى پرسيد: حمام منجاب كجا است ؟ آن مرد خانهء خود را نشان داد و گفت همين جا است . زن داخل خانه شد و آن مرد نيز برخاسته , در خانه را بست . زن كه از نقشهء آن مرد شهوت ران مطلع شد, براى استخلاص خودفكرى به نظرش رسيد و به جاى آن كه اظهار ناراحتى كند, در ظاهر نسبت به آن مرد اظهار تمايل و علاقه نشان داد وبه او گفت : برو به بازار و مقدارى غذا و قدرى عطر بخر و زود باز گرد, تا پس از صرف غذا و استعمال عطر, ازهمديگر كام برگيريم . آن مرد كه با اظهار علاقهء زن اطمينان حاصل كرد, از خانه بيرون و به بازار رفت و زن نيزبلادرنگ از خانه خارج شد و خود را از چنگال آن مرد هوسران نجات داد.(20)اين قضيه و تأسف , آن مرد را تا آخر عمر, به خود مشغول كرد و حتى در لحظات مرگ زبانش به توحيد نچرخيدو آن شعر را خواند و كافر از دنيا رفت . اين بدبختى ها به خاطر نگاه هاى شهوت انگيز و نا به جا است .(پـاورقى 1له .مجلسى , بحار الانوار, ج 1 ص 195(پـاورقى 2.همان , ص 204(پـاورقى 3.همان , ج 26 ص 227(پـاورقى 4.همان , ج 1 ص 204(پـاورقى 5.همان .(پـاورقى 6.همان , ج 38 ص 196(پـاورقى 7.همان .(پـاورقى 8.بحارالانوار, ج 38 ص 199(پـاورقى 9.همان , ج 79 ص 291(پـاورقى 10.همان , ج 104 ص 38(پـاورقى 11.همان .(پـاورقى 12.همان , ج 78 ص 53(پـاورقى 13.همان .(پـاورقى 14.همان , ص 113(پـاورقى 15.بحارالانوار, ج 6 ص 103پاورقي16 .همان , ج 16 ص 259پاورقي17 .همان , ج 14 ص 325(پـاورقى 18.ملا فتح اللّه كاشانى , منهج الصادقين , ج 8 ص 138(پـاورقى 19.مؤمن (40 آيهء 17ـ 18(پـاورقى 20.سيد هاشم رسولى محلاتى , كيفر گناه , ص 229 به نقل از كشكول , شيخ بهايى , ج 1 ص 248
کد سوال : 53029
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه به حق اللّه اهميت ندهد, ولى حقوق مردم را مراعات كند يا بر عكس , وضعيت او چگونه است ؟
پاسخ : رعايت حق اللّه و حق الناس وظيفه است و كوتاهى در هر كدام گناه دارد و محتاج به توبه است , ولى گناه تضييع حق الناس بيش تر است , چون همراه با عدم رعايت حق اللّه است . گناه حق الناس بزرگ تر و توبهء آن سخت تر است , چرا كه بايد حق مردم جبران و تدارك شود و بدون آن توبه مقبول نيست . در حق الله نيز جبران وتدارك ,در برخى موارد لازم است , مانند خواندن نماز قضا و به جاآوردن روزه هاى فوت شده , ولى اگر روزه ها رانتوانست بگيرد و به كفاره تبديل كرد, خداوند منان مى بخشد و هم چنين اگر پولى براى دادن كفاره نداشت , باز قابل بخشش است , ولى حق الناس بايد ادا شود و اگر صاحب حق راضى نشود, از اعمال حسنهء مديون برداشته مى شود ودر بعضى روايات مى گويد: سيئات كسى كه حقش تضييع شده است , محو مى شود.
کد سوال : 53030
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قبلاً اگر دعايى مى كردم يا روضه اى در مدرسه يا مساجد و يا خانه بر پا مى شد, گريه ام نمى گرفت , ولى حالا كه توبه كرده ام , وقتى در مراسم هستم , گريه مى كنم . اگر افرادى كه مرا مى شناسند, مرا ببينند,گريهء من قبول است ؟ آيا ريا محسوب نمى شود؟
پاسخ : اگر انسان خطايى كرده باشد, بايد بيش تر گريه و زارى كند و به درگاه خدا روى آورد, تا خدا توبهء اورا قبول كند و تصميم داشته باشد با خوبى ها آن ها را جبران نمايد. در مراسم دعا و روضهء شركت كنيد. اگر مسجدى نزديك خانه تان است , براى نماز جماعت به مسجد برويد و با پوشش بيش تر و بهتر, خود را از شرّ نابكاران دوربداريد. هواهاى نفسانى را كنترل كنيد. هرگز تنها در خانه نمانيد و هنگام بيرون رفتن از خانه تنها نباشيد. در دعا ونيايش گريه كنيد حتى اگر ديگران متوجه شوند. اين گونه گريه ريا نيست و اشكالى ندارد. اعمال خوب مورد قبول خداى متعال قرار مى گيرد.
کد سوال : 53031
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد اين كه من در گذشته دلم را ارزان فروختم و شايد افرادى به من بدبين شده اند, چه بايدبكنم تا نظر آنان را نسبت به خودم عوض بكنم و به چشم دختر بد به من نگاه نكنند؟
پاسخ : گفتيد كسى متوجه اين مطلب نشده است ; پس گمان شما نسبت به اين كه افرادى مى دانند, بى جااست . اين طور فكر كنيد كه هيچ كس از آن مطلب مطلع نيست .اين فكر از خلجانات نفسانى شما است . شما را نسبت به همه بدبين مى كند و مى پنداريد همهء دوستان و آشنايان مطلع شده اند و به شما بدبين هستند. اين طور نيست و به شما به چشم بد نگاه نمى كنند. شما دختر خوبى هستيد.سفارش ما اين است كه اولاً با پوشش بهتر و بيش تر باشيد, به طورى كه ولگردها شما را نشناسند. مسير حركت خودرا عوض كنيد و سعى كنيد كم تر از خانه بيرون برويد. اگر مى توانيد به مدرسهء ديگر برويد و اگر اين مسائل فكر شمارا بيش از اندازه به خود مشغول مى كند و مانع درس خواندن مى شود, بهتر است هر چه زودتر ازدواج كنيد و محل ّزندگى خود را در محلّهء ديگر شهر يا شهر ديگرى قرار دهيد.
کد سوال : 53032
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى جلوگيرى از عشق هاى مجازى حتى فكر و خيال آن چه بايد بكنم ؟
پاسخ : عشق و علاقه بر دو نوع است : عشق هاى هوسى و شهوانى ; عشق هاى متعالى . عشق هايى كه هوسى وشهوانى باشد, غالباً با دوام نيست و پس از گذشت چند صباحى شهوت ها و هوس ها فروكش مى كند و ممكن است بعد از آن تبديل به وازدگى و نفرت بشود. در ايام جوانى اين گونه عشق ها به سراغ انسان مى آيد, مثلاً پسرى يادخترى عاشق مى شود و ظاهرى را مى بيند, اما اگر واقع بينانه بنگرد, از خيال و عشق خود صرف نظر مى كند. غالباًاين گونه عشق ها رنگ مى بازد و ننگ به بار مى آرود.]عشق هايى كز پى رنگى بُوَد عشق نَبْوَد, عاقبت ننگى بُوَدشهيد مطهرى (ره ) مى گويد: احساسات انسان , انواع و مراتبى دارد; برخى از آن ها از مقولهء شهوت مخصوصاًشهوت جنسى است و اين گونه عشق و احساس از مبادى جنسى سرچشمه مى گيرد و به همان جا خاتمه مى يابد.افزايش و كاهشش بستگى به فعاليت هاى فيزيولوژيكى دستگاه تناسلى و به سنين جوانى دارد.(1)عاشق شدن در ايام جوانى آثار زيانبارى دارد و مفسده هايى از قبيل خودكشى , اضطراب , افسردگى , ديوانگى ,ازدواج هاى ناهمگون و غير متناسب , درگيرى ها و تشنّجات خانوادگى را به دنبال دارد, زيرا پسر يا دخترى كه عاشق شده , ديگر فكر مناسبت را نمى كند. فكر نمى كند معشوق , فرد صالح و با وفايى هست يا نه , زيبا هست يا نه ,سمتش چقدر است , خانوادهء او چگونه است , و چشم بسته و كوركورانه خود را به وادى خطرناكى مى سپرد و به دنبال آن , مفاسد و گرفتارى ها, تا مدت هاى مديدى يا تا آخر عمر گريبان گير وى مى شود.(پـاورقى 1.جاذبه و دافعه على 7 ص 55
کد سوال : 53033
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نسبت به كسى يا چيزى كه آن را دوست دارم , تعصب بى جا دارم و واقع بين نيستم . چه كار كنم تاواقع بين باشم و نسبت به شخصى دچار تعصب نشوم ؟
پاسخ : تعصب بى جا از صفات زشت و مهلك است و ممكن است انسان را به شقاوت گرفتار كند. حضرت رسول 6فرمود: و فرمود: . امام صادق 7فرمود: .(1)از آثار و نتايج تعصب , كتمان حقايق است . كسى كه تعصب دارد, مانند اين است كه درِ عقل و فكر خود را ببنددو ديد خود را نسبت به افراد يا كارها عوض كند و واقع و حقيقت را آن طور كه هست , نتواند ببيند, مانند كسى كه عينك سياه بر چشمان خود زده و هر چه را مى بيند, سياه است . اين انسان نمى تواند سفيدى ها را ببيند. براى دورى ازاين بيمارى بايد خودخواهى را كه منشأ آن است , از خود بيرون كنيد و حالت تواضع و فروتنى در خود ايجاد نماييد وخود را از ديگران برتر نپنداريد. كسى بر ديگرى برترى ندارد, مگر به تقوا و پاكى نفس : گرامى ترين شما نزد خدا با تقواترين شما است >.(پـاورقى 1.ملا احمد نراقى , معراج السعادة, ص 239