• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53004
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد خلقت زمين و آسمان و اين كه از كجا بايد فهميد جهان را خدا آفريده است , توضيح دهيد.
پاسخ : از نظم و دقتى كه در عالم مشاهده مى شود, پى مى بريم خدايى حكيم جهان را آفريده , زيرا نمى توان پذيرفت كرات آسمانى و موجودات هستى از ابتدا ازلى و قديم بوده اند, چون قابليت ازلى بودن را ندارند, چرا كه تمام مواد جهان به سوى آنتروپى و كهولت روان است و از حرارت به سوى مرگ مى رود. بنابراين موجودى آن ها راآفريده است . آثار علم و حكمت و اتقان در موجودات كاملاً مشهود است و طبيعت و مادهء بى شعور از ايجاد نظم واتقان عاجز است . امام اميرالمؤمنين 7در پاسخ به يك عرب بى سواد در مورد اثبات خدا فرمود: عظمت و زمين سنگين چگونه بر خداوند لطيف خبير دلالت نمى كند؟>.باز فرمود: .(1)از عظمت مخلوقات , به خدا پى مى بريم و اين كه خالقى وجود دارد, كه حكيم و دانا است . پيشرفت علوم روز به روز معرفت انسان را به عظمت پروردگار بيش تر مى كند. عظمت و دقت مغز, قلب , چشم , خورشيد, اتم و سائرمخلوقات , به اصل وجود صفات خدا دلالت دارد.دليل ديگر بر وجود خدا, فطرت انسان است . انسان از درون , احساس نياز به مركزى دارد و توجه او به جايى معطوف است و وابستگى خود را مى فهمد.شناخت خدا از راه دلِ صاف و پاك و با تقوا ميسر است . هر چه دل انسان شفاف و پاك باشد و از خودخواهى وغلّ و غش و گناهان پاك تر باشد, ارتباط و اتصال و معرف بيش تر مى شود.(پـاورقى 1. بحارالانوار, ج 49 , ص 55
کد سوال : 53005
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : القاب و كنيهء حضرت امام رضا7را بنويسيد.
پاسخ : از لقب هاى امام هشتم 7رضا, صابر, رضىّ و وفىّ را ذكر كرده اند. كنيهء حضرت , ابولحسن , و اسم شريفش على مى باشد.(1)هر يك از اين القاب بيانگر تجلى آن صفت برجسته در وجود حضرت است . لقب شد رضا چون رضا بودش آئين , راضى به رضاى الهى , صابر در بلا و نعمت .(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 49 ص 3
کد سوال : 53006
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى شود قضاى نمازهاى فوت شده را در غير زمان خود به جا آورد؟
پاسخ : آرى مى شود نمازهاى قضايى را در هر فرصتى كه پيش آمد, انجام داد و لازم نيست هر نمازى دروقت مخصوص به خود قضا شود.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 776
کد سوال : 53007
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در وسط نماز باد از شكم خالى شود, نماز چگونه است ؟
پاسخ : اگر باد از مخرج غائط خارج شود, وضو و نماز باطل مى شود و بايد دوباره وضو گرفت و نماز را ازاوّل بخواند.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 200
کد سوال : 53008
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر چاه دستشويى و آشپزخانه يكى باشد, اشكال دارد؟
پاسخ : اگر آب آشپزخانه و دستشويى به يك چاه بريزد, اشكالى ندارد و لازم نيست هر كدام چاهى مجزّاداشته باشد.آيهء اللّه فاضل لنكرانى در پاسخ پرسش مشابه مى گويد: خورده هاى ته ظرف , معمولاً قابل خوردن نيست و به آن ها غذا صدق نمى كند, لذا اشكال ندارد در چاه توالت ريخته شود, ولى اگر به باقى ماندهء ته ظرف غذا بگويند,احتياطاً آن را جدا كنيد و به چاه نريزيد يا چاه را جدا كنيد.(1)(پـاورقى 1.جامع المسائل , آية الله فاضل , ج 2 ص 77
کد سوال : 53009
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه زمين هاى زيادى در روستا دارد و از آن ها كسب و درآمدى به دست نمى آورد و اگردرآمدى داشته باشد, خيلى كم و او هو از كار افتاده است و در آمد خرج خود را ندارد, آيا بايد بابت زمين ها و باغ هاخمس بدهد؟ چگونه ؟
پاسخ : اگر زمين ها و باغ ها وسيلهء كاسبى و درآمد او است , چون در آمد مكفى ندارد و بر سال او چيزى ازدرآمد اضافه نمى آيد, خمس ندارد, ولى بر اصل سرمايهء كاسبى خمس تعلق مى گيرد; يعنى خمس باغ ها و زمين ها رابايد پرداخت نمايد, مثلاً يك قطعهء آن ها را بفروشد و خمس آن ها را پرداخت نمايد, ولى به فتواى آيةاللّه بهجت , به مقدارى از وسائل كاسبى (زمين ها و باغ ها) كه به وسيلهء آن ها زندگى خود را اداره مى كند و زندگى او وابستهء به آن هااست , خمس تعلق نمى گيرد.(1)ايشان بايد بر طبق فتواى مرجعى كه از او تقليد مى كند, عمل نمايد.(پـاورقى 1له .توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 21
کد سوال : 53010
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسانى كه واجد حق الهى حكومت كردن هستند, چه كسانى مى باشند و با چه دليلى ولايت فقيه اثبات مى شود؟
پاسخ : حكومت كردن يكى بر ديگرى به معناى سرپرستى او بر ديگرى است . اين سرپرستى را ولايت ياحكومت مى گويند. ولايت يعنى سرپرستى و حكومت و اداره كردن ديگران . سرپرست را حاكم يا والى و يا امام مى نامند و مردم را مى نامند. حاكم واقعى و حقيقى , خداى متعال است و حق اوّلى براى حكومت برخلق براى او است : در حكم كردن شريك خدا نيست > و يا است وى حق را بيان مى كند و او بهترين حكم كنندگان است >.پس حقِ حكومت كردن اولاً از آنِ خدا است و كسى حق حكومت كردن ندارد, مگر اين كه از طرف خدا ـ كه حاكم اصلى و مالك رقاب است (معيّن بشود. از آيات قرآن و روايات استفاده مى شود حق ولايت به بعضى پيامبران و رسول خدا6و همين طور به امامان معصوم : تفويض شده است .خداوند حضرت ابراهيم 7را امام قرار داد: ()ء و فاحكم بين الناس بالحق ;(1) اى داوود! تو را خليفهء خود در زمين قرار داديم ; پس بى مردم به حق حكومت كن > و درسورهء احزاب فرمود: (2); يعنى پيامبرو فرامين و خواسته هاى ايشان , برخواسته هاى افراد مقدم است و مردم وظيفه دارند از ايشان تبعيت كنند.در تفسير مجمع البيان آمده است : پيامبر خواست جنگ تبوك برود و به مردم دستور حركت داد. گروهى اجازه خواستند از پدر و مادرشان اجازه بگيرند, كه اين آيه نازل شد.امام صادق 7فرمود: .(3)و در قدير خم فرمود: .(4)اميرالمؤمنين 7در نهج البلاغه مى فرمايد: امامان نگهبانان خدا بر خلق هستند و عارفان به خدا مى باشند>.(5)و دربارهء اهل بيت مى فرمايد: .(6)ولايت فقهاى جامع الشرائط در زمان غيبت امام 7 ادلهء عقلى و نقلى ثابت مى شود.دليل عقلى : اگر ولايت پيامبر و امامان معصوم را پذيرفتيم , دنبالهء ولايت آنان , كسانى خواهند بود كه با مبانى اسلامى آشنا باشند و راه امامان را بروند و عادل و با تقوا باشند.كسى كه مى خواهد بر امور مسلمانان حكومت كند, بايد احكام اسلامى و دستورهاى الهى را به طور كامل بشناسد, چون امّت اسلامى اعتقاد دارند اسلام در تمام امور دنيوى ـ چه امور فردى و چه اجتماعى ـ از جمله درزمينه هاى اقتصاد و انواع كسب ها و معاملات امر به معروف و نهى از منكر و جهاد و دفاع و حمايت از مظلومان وسكوت نكردن در برابر ظالم , قانون و برنامه دارد. براى اثبات اين مدّعا كافى است انسان قرآن و آيات گوناگون آن رادر زمينه هاى مختلف اجتماعى و فردى مطالعه كند تا به اين نكته پى بَرَد كه اسلام دين گوشه نشينى و دعا و نماز فقطنيست , بلكه برنامه هاى اسلام و قرآن , قانون زندگى است , كه با تبعيت از آن , انسان به حيات طيّبه دست مى يابد.كافى است به اين آيه در مورد سياست خارجى , مسلمان توجه فرمايند: (7); يعنى مؤمنان اجازه ندارند كافران و ظالمان را برخود حاكم گردانند. در آيهء آخر سورهء فتح مى فرمايد: .از اين آيه و آيات فراوان ديگر استفاده مى شود بايد مسلمانان در امر حكومت , وابسته به خود باشند و از تسلطبيگانگان جلوگيرى كنند. پر واضح است اين مطلب مربوط به دنياى مسلمانان است .از اين جهت فقهاى عظام از ابتدا تا كنون حق ولايت و سرپرستى را مخصوص فقهاى عادل و امين دانسته اند, ازجمله محقق در كتاب شرايع مى فرمايد: .(8)محقق نراقى در كتاب مى فرمايد: .(9)مرحوم آية اللّه بروجردى فرمود: .(10)شرايط حاكم الهى در زمان غيبت :1 بايد از عقل كافى و وافى و زيركى و فهم سياسى بهره مند باشد تا بتواند با انواع توطئه ها مقابله كند. از امام اميرالمؤمنين 7نقل است : بر مردم , به قلب و ذهن پر عقل و زبان گويا و قلبى كه بر برپايى حق محكم باشد, احتياج دارد>.2 مسلمان و مؤمن باشد, چون بر طبق آيهء حكومت بر مسلمانان را ندارند>.و بر طبق آيهء ديگر: (11).3 بايد عادل باشد. بنابراين ظالم و گناه كار حق حاكميت را ندارد: عهد امامت به ظالمان نمى رسد>.در آيهء ديگر فرمود: (12)و پيامبر6فرمود: 1 با تقوا باشد و معصيت الهى نكند;2 حليم و بردبار باشد;3 سرپرست خوبى براى مردم و مانند پدرى مهربان باشد>.(13)امام حسين 7در نامه اى كه براى اهل كوفه نوشت و همراه مسلم بن عقيل فرستاد فرمود: عمل كند; قسط و عدل را در جامعه اجرا كند; متدين به دين حقّ و فردى با تقوا و امين باشد>.در روايت ديگر آمده است : پيامبر6فرمود: است و حدى كه جارى مى شود, بهتر است از اين كه چهل شبانه روز باران ببارد>.4 يكى ديگر از شرايط حاكم اسلامى , اين است كه فقيه باشد; يعنى احكام اسلامى از حلال و حرام را همراه بااستنباط و دليل بداند. از امام حسين 7نقل است : (13) روايات (پـاورقى 13له .تحف العقول , كلام امام حسين 7فراوانى در اين زمينه وجود دارد, از جمله در تفسير امام عسكرى 7آمده است : تبعيت كنند, بعضى از فقهاى شيعه اين شرايط را دارند>.البته حاكم اسلامى شرايط ديگرى از قبيل اين كه : بخيل نباشد, حلال زاده و بالغ و حرّ باشد, دارد.(پـاورقى 1.ص (38 آيهء 266پـاورقى 2.احزاب (23 آيهء 6(پـاورقى 3.وسائل الشيعه , ج 17 ص 551(پـاورقى 4.مستدرك حاكم , ج 3 ص 110 منقول از دراسات فى ولاية الفقيه , ج 1 ص 39(پـاورقى 5.همان , ص 213(پـاورقى 6.نهج البلاغهء صبحى صالحى , ص 733(پـاورقى 7.نساء(4 آيهء 141(پـاورقى 8.جواهر الكلام , ج 21 ص 396(پـاورقى 9.العوائد, ص 187(پـاورقى 10.البدرالزاهر, ص 52ـ 57(پـاورقى 11.آل عمران (3 آيهء 28(پـاورقى 12.هود (11 آيهء 113(پـاورقى 13.كافى , ج 1 ص 407 كتاب حجة, ح 8
کد سوال : 53011
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه به دليل عدم آگاهى از احكام , چند سال روزهء قضا داشته , ولى به محض آگاه شدن دچاربيمارى مى شود, به طورى كه روزه گرفتن براى او مشكل است و يا با عدم رضايت پدر و مادر و خانواده رو به رواست , تكليفش چيست ؟
پاسخ : اگر نمى تواند قضا نمايد, قضا از او ساقط است , ولى اگر كفاره بر او واجب است , بايد پرداخت نمايد.صرف مشكل بودن يا عدم رضايت پدر و مادر و خانواده , دليل نمى شود قضا واجب نباشد. بايد تا آخر عمر منتظربماند; اگر بيماريش برطرف شد, آن ها را قضا نمايد و اگر نتوانست , در آخر عمر وصيّت كند بعد از مرگش براى اوقضا نمايد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1704
کد سوال : 53012
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه چند سال نماز قضايى بايد انجام دهد و قبلاً مشكلى نداشته , ولى الآن از ناحيهء پا دچارمشكل است , آيا مى تواند نمازهاى قضايى را به طور نشسته انجام دهد؟
پاسخ : بله , وظيفهء فعلى او هر چه هست , بايد همان طور انجام دهد. بنابراين اگر نمى تواند بايستد, بايدنمازهاى قضايى را نشسته بخواند.(1)(پـاورقى 1.امام خمينى , استفتائات , ج 1 ص 174
کد سوال : 53013
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى توان بر فقه متكى بود, مثلاً يك روز مى گفتيم فلان عمل خلاف امر خدا است , ولى امروزمى گوييم خلاف نيست ; پس ديندارى در گرو عمل به كدام حكم است ؟ مثلاً شطرنج و موسيقى يك زمان حرام وحالا حلال است . ديندارى كدام است ؟
پاسخ : همان طور كه در جواب سؤال هاى قبلى گفته شد, ديندارى , پاى بندى و اعتقاد به اصول دين است وتبلور ديندارى , در عمل به فروع دين است . اگر احياناً در بعضى جزئياتِ فروع دين , نظريات فقها متفاوت بود, ماننداين است كه نظريات پزشكان يا مهندسان در زمان و مكان هاى مختلف , متفاوت است و مشكلى به وجود نمى آيد.شطرنج يا موسيقى اصل دين نيست كه با تغيير يا تبدل رأى و نظر, اصل دين تغيير كند. ثانياً شطرنج يا موسيقى , مسئلهء تازه اى نيست كه بپنداريد تازه و دين تغيير كرده است . فقها و علماى دين از قديم در موسيقى و اقسام آن و شطرنج و قمار و اقسام بازى ها اختلاف نظر داشته اند و در كتاب ها مسطور است , ولى براى عامّهء مردم تازگى دارد. ثالثاً: بر فرض كه شطرنج تا اين زمان حرام بوده , چون منفعت محلّله اى نداشته , مانند قمار بازى كردن كه منفعت حلالى بر آن مترتب نيست , ولى الآن شطرنج مثل بازى فوتبال يا واليبال , منفعت عقلايى دارد و فايده بر آن مترتب ;بنابراين حلال است . در اين صورت حرام , حلال نشده , بلكه موضوع حكم عوض شده ; از اين رو حكم هم عوض شده است , مانند اين كه سگ تا وقتى كه سگ باشد, نجس است , اما اگر تبديل به نمك شد, ديگر نجس نيست . اين تغيير را تبدّل موضوع مى گويند, يا مثلاً شراب (خمر) تا وقتى شراب است , نجس و خوردنش حرام است , ولى اگرتبديل به سركه شد, خوردنش حلال و پاك مى شود.موسيقى نيز همين طور است . اگر موسيقى از مصاديق لهو و لغو و كار بى فايدهء غير عقلايى باشد و باعث فساد وفحشا شود, حرام است , اما اگر به اين حدّ نرسد, حرام نيست و اين نظريه , تازگى ندارد و از مدت ها قبل در بين فقها وبزرگان دين مطرح بوده است .