• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52954
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معناى كمونيسم چيست و آن را توضيح دهيد.
پاسخ : كمونيسم از ريشهء لاتينى (يونانى ) كمونيس به معناى اشتراكى گرفته شده است .(1)اصطلاح كمون و كومون به معناى اشتراكى در قرن نوزدهم نخستين بار در فرانسه توسط به كاررفت و اصطلاح كه در بر گيرندهء يك نوع طرز تفكر و ايدئولوژى خاص است , در سال 1841به كار برده شد. چاپ سال 1953كمونيسم را چنين تعريف مى كند: .(2)در بيانيهء بيست و دومين كنكرهء حزب كمونيست شوروى در 1961كمونيست چنين تعريف شده است :. شعار اساسى و مهم كمونيسم عبارت است از: الغاى مالكيت خصوصى ; 2 از هر كس به قدر توانايى اش و به هركس به قدر نيازش . سوسياليسم , شكل ابتدايى كونيسم است و حكم جاده صاف كن يا بولدوزر را براى كمونيسم دارد. شعار اصلى آن ـ نه نيازش ـ مى باشد.ماركس و انگلس براى نطام كمونيستى دو مصداق (دو تصوّر تخيّلى ) از دو جامعهء ابتدايى و پيشرفته را بيان كرده اند: 1 كمون ابتدايى : مراد از آن , از ديدگاه آنان , نظام اقتصادى جامعه هاى ابتدايى است كه منابع اقتصادى مانندزمين , ابزار صيد و شكار, كشت و شخم , قايق و... به تمامى جامعه تعلق داشته باشد, نه به افراد و خانواده ها ; يعنى مالكيت خصوصى .2 كمونيسم جديد يا نهايى , يعنى جامعهء بى طبقه اى كه بر اساس مالكيت اشتراكىِ وسايل توليد, استوار باشد.عنوان كمونيست يا كمونيسم امروزه بيشتر براى ايدئولوژى مبتنى بر كه هر واقعيت ديگرى غير از محسوسات و ماديات را منتفى و مردود مى داند, به كار مى رود. به بيان ديگر: كمونيست امروزه با.گفتنى است كه از لحاظ تاريخى كمونيسم , پيشنه اى پيش تر از پيدايش ماركسيسم دارد و افرادى چون : رابرت آون , ماركس , انگلس و لنين ,, مصرف كنندگان اين واژه بودند.ماركس و انگلس در سال 1848 را به عنوان مرامنامهء جامعهء كمونيست ها منتشرساختند. مانيفيست كمونيست , در واقع نوعى تنزل و عقب نشينى محسوب مى شود; زيرا از عنوان به معناى مكتب يا ايدئولوژى عامى كه همانند مخاطب آن همهء انسان ها باشد و منافع جامعهء بشريت را مدّ نظرداشته باشد, دست كشيده است , چون مانيفيست يعنى با با انديشهء كمونيستى در عرض احزاب ديگر كارگرى تدوين نموده اند. در مانيفيست آمده است : (3)(پـاورقى 1.داريوش آشورى , دانشنامهء سياسى , ص 261(پـاورقى 2.همان , ص 262(پـاورقى 3.دانشنامهء سياسى , ص 262
کد سوال : 52955
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : صهيونيسم را معنا كنيد.
پاسخ : صهيونيسم كه نام آن از كوه (صهيون ) در بيت المقدس است ـ كه آرامگاه حضرت داوود پيغمبر در آن جا است ـ گرفته شده است و جنبشى است كه از اواخر قرن نوزدهم به منظور ايجاد يك كشور مستقل يهودى به وجود آمد.ابتدا يكى از سران يهود, كتابى به نام تأليف نمود و يهود را تحريك و ترغيب كرد هر چه زودتربراى نجات از آوارگى و تحقير شدن در دنيا, با هم متحد شوند و سازمان متشكلى را براى تأسيس يك دولت مستقل در سرزمين فلسطين (1) ايجاد كنند. به دنبال اين پيشنهاد جمعيت به وجود آمد. پس از آن هرتزل (ذحشس ژحخ) در سال 1895كتابى به نام تأليف و منتشر ساخت .او در اين كتاب پيشنهاد نمود تشكيل شود تا برنامهء مذاكرات و نقشه هاى سياسى حزب را تنظيم نمايد و يك شركت يهودى به وجود آيد تا احتياجات مالى و اقتصادى جنبش را تأمين نمايد.(2) نخستين كنگره ءجهانى طرفداران ايجاد يك ميهن يهودى در سال 1897به دعوت در شهر سوئيس تشكيل شد. باتشكيل اين كنگره , صهيونيسم جهانى , پا به عرصهء وجود نهاد. هرتزل بعد از ختم جلسات اين كنگره اظهار داشت :.در آغاز بين صهيونيست ها, دربارهء اين كه ميهن يهودى مورد نظر آن ها, فلسطين باشد يا نقطهء ديگرى ماننداوگاندا, اختلاف نظر وجود داشت , ولى در كنگرهء هفتم صهيونى كه در سال 1908در لاهه تشكيل شد, با اصرار دكتروايزمن ,, استاد دانشگاه منچستر انگلستان كه صاحب نفوذ در دولت انگليس بود, تصميم جزمى دربارهء فلسطين گرفته شد و دستور تأسيس شركت خريد اراضى فلسطين و اعطاى وام از طرف به منظور بناى خانه هاى مدرنى براى مهاجران يهود در نزديك شهر صادر گرديد كه امروز به نام نام دارد.نقش استعماردر آغاز قرن نوزدهم انگليس و فرانسه كه در انديشهء تجزيه امپراتورى عثمانى براى تضعيف و تحقير مسلمانان بودند, براى در هم كوبيدن قدرت و نفوذ دولت عثمانى از چند طريق وارد عمل شدند:1 تحريك و ترغيب اعراب براى تشكيل حكومت مستقل . 2 سپس بر اساس قرارداد بين انگلستان و فرانسه در سال 1916كه بعداً دولت روس تزارى نيز آن را امضا كرد, قرار شد سرزمين هاى عربى كه از دولت عثمانى جدا شده بود, بين دو دولت فرانسه و انگليس تقسيم گردد. به مقتضاى اين تقسيم , ساحل سوريه از ناقوره تا اسكندرونه و منطقهء موصل در عراق , سهم فرانسه وبقيهء عراق و دو بندر حيفا و عكا, سهم بريتانيا شد.(3)3 پس از تحريك اعراب براى كسب استقلال از دولت عثمانى , استعمار غرب به سركردگى انگليس بر آن شدكه شرايط لازم براى تشكيل دولتى غير عربى كه از لحاظ نژاد و فرهنگ امكان وحدت با اعراب را نداشته باشد, درحد فاصل قارهء آسيا و آفريقا فراهم آورد, لذا درست در همان زمانى كه ژنرال فرمانده سپاه انگليس به كمك اعراب با دولت عثمانى در فلسطين مى جنگيد. وزير خارجهء انگليس با سران صهيونيست وارد مذاكره شد و از تشكيل در فلسطين پشتيبانى كرد.در هفتم نوامبر 1918ژنرال انليسى با صدور بيانيه اى كه بعداً به معروف شد, اظهارمى دارد كه هدف انگلستان و فرانسه از دخالت در جنگ هاى مشرق اين است كه ملل ضعيفى كه زير بار بردگى ورقيب ترك ها بودند, آزاد و مستقل شوند و براى آن ها حكومت هاى ملى تشكيل گردد.(4)اين بيانيه در حالى صادر شد و براى فريب اعراب منتشر گشت كه در دوم نوامبر 1918مخفيانه تشكيل حكومت صهيونيستى را قول داده بود.بعد از فتح بيت المقدس و آزاد كردن آن از دولت عثمانى , ژنرال انگليسى (اللنبى ) اعلام داشت اين منطقه از اين به بعد توسط يك حكومت نظامى به نام , تابع فرماندهى لشكر اداره خواهد شد.پس از جنگ جهانى دوم سران صهيونيسم كه مى ديدند امريكا تبديل به قدرت قوى ترى شده است , خود را به اين كشور نزديك كردند و سازمان ملل متحد در سال 1948با تجزيهء فلسطين و تشكيل يك دولت يهودى در آن موافقت كرد. به اين ترتيب حكومت صهيونيستى با يك توطئهء جهانى , با هماهنگى مثلث شوم انگليس , فرانسه وامريكا تأسيس گشت و رئيس جمهور, و نخست وزير آن شدند.مفهوم اجتماعى صهيونيسمبا توجه به ماهيت عملكرد صهيونيست ها, امروزه صهيونيست مفهوم و معناى خاصى پيداكرده است . جنگ اوّل اعراب و اسرائيل با قتل عام مسلمانان در ديرياسين و كفرقاسم و آتش زدن خانه هاى آن ها شروع شد و در جنگ دوم كه در سال 1967آغاز گشت , علاوه بر فلسطين , قسمتى از خاك مصر و اردن و سوريه نيز ضميمهء اسرائيل گشت . پس از آن باانديشه طرح از جهت فراهم ساختن تجاوزات گستردهء بعدى , جنوب لبنان غصب شد, كه الحمدلله با مقاومت و مبارزهء سرسختانهء شيعيان و حزب اللّه , متجاوزان به بيرون رانده شدند. بالاءخره ساعت و بلكه دقيقه و ثانيه اى نمى گذرد كه خون بى گناهان و مظلومانى كه خانه و كاشانه و سرزمين اجدادى آن ها توسطصهيونيست ها غصب شده , به زمين ريخته نشود و يا در صدد توطئه و طرّاحى دامى عليه بشريت نباشند. با توجه به ماهيت جنايت كارانهء صهيونيست هاى غاصب , امروزه صهيونيسم در ميان اعراب و مسلمانان و بخش عمده ءانسان هاى جهان سوم و وجدان بيدار بشريت در هر كجاى عالم , با مترادف است . با اطمينان مى توان گفت : صهيونيسم امروز منفورتر از شيطان است .(پـاورقى 1.فلسطين نام قومى بود كه از هزار سال قبل از ميلاد مسيح , وارد اين سرزمين شده بود. اسم سرزمين فلسطين از اسم همين قوم گرفته شده است . در طول تاريخ اگر چه اقوام مختلفى به فلسطين حمله كردند, ولى همواره فلسطين سرزمين اعراب فلسطينى باقى ماند. پس از ويرانى اورشليم در سال هفتاد ميلادى به دست روميان , يهوديان در اقطار مختلف جهان پراكنده شدند و از قرن هفتم ميلادى تا نيمه ءدوم قرن بيستم يعنى سال 1967كه حدود چهارده قرن مى شود, اين سرزمين در دست فلسطينى هاى مسلمان بود.(پـاورقى 2.اكرم رعيته , سرگذشت فلسطين , يا كارنامهء سياه استعمار, مترجم على اكبر هاشمى رفسنجانى , ص 108(پـاورقى 3.سرگذشت فلسطين يا كارنامهء سياه استعمار, ص 103(پـاورقى 4.همان , ص 118
کد سوال : 52956
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معناى اپوزيسيون چيست ؟
پاسخ : اپوزيسيون (ررخس خژرززر) در لغت به معناى ضديت , مخالفت و مقابله است و در مفهوم وسيع به معناى كوشش و تلاش احزاب , اتحاديه ها و گروه ها براى دست يابى و رسيدن به اهدافى در جهت مخالف هدف هاى دارندگان قدرت سياسى , اقتصادى و اجتماعى است .در نظام سياسى و حكومتى دنيا دو نوع اپوزيسيون مطرح است : قانونى يا پارلمانى ; غير قانونى .الف ) در برخى نظام هايى كه داراى حكومت پارلمانى هستند, به موجب قانون اساسى آن كشور, موجوديت اپوزيسيون به رسميت شناخته شده و در پارلمان گروهى را تشكيل مى دهند كه از دولت يا حكومت حمايت نمى كنند, اما همانند دولت خود را وفادار به قانون اساسى آن كشور مى داند, به بيان ديگر, محور وفاق ملى و وحدت آن ها, قانون اساسى است . آن ها مى توانند در گفت و گوهاى مجلس قانون گذارى , مطابق شرايطى كه قانون اساسى معيّن كرده , در كار حكومت نظارت مستقيم داشته باشند و افكار عمومى را در جريان وقايع و حوادث كشور و جهان قرار دهند. اين گونه اپوزيسيون در كشورهاى سنتى ليبرال , مانند انگلستان , فرانسه و سوئد كه معمولاً دو حزب اصلى و مهم در آن وجود دارد, مظهر حكومت احتمالى آينده است و به نوبت نقش حاكم و اپوزيسيون را به عهده مى گيرند. ب ) در برخى از نطام هاى حكومتى اعم از اين كه داراى قانون اساسى و پارلمان باشد, مانند امريكا و يا نباشد,مانند عربستان , اپوزيسيون جايگاهى در قانون اساسى ندارد و به عنوان يكى از نهادهاى قانونى و رسمى به حساب نمى آيد.(1)در كشورهاى جهان سوم و عقب مانده , اپوزيسيون غالباً به آن دسته از مخالفانى اطلاق مى شود كه در صددبراندازى نظام حكومتى آن جامعه يا به زير كشيدن قدرتمندان نظام از اريكهء قدرت هستند و گاهى اوقات از طرف قدرت هاى مسلط جهانى به صورت پنهان يا آشكار مورد حمايت و پوشش سياسى , تبليغى و مالى قرار مى گيرند.(پـاورقى 1.در مورد واژهء اپوزيسيون ر.ك : داريوش آشورى , دانشنامهء سياسى و فرهنگ فشردهء انگلسى به فارسى آريانپور رجوع شود.
کد سوال : 52957
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راديكاليسم را معنا كنيد.
پاسخ : واژهء انگليسى ذچح خحچژ از كلمهء ش خحچژ كه يك واژهء يونانى و لاتينى است و به مفهوم مى باشد, گرفته شد.راديكال صنعتى است براى همهء نظرها و روش هايى كه خواهان دگرگونى بنيادى و فورى در نهادهاى اجتماعى و سياسى موجود و حاكم هستند و هم چنين براى هر گونه نظرى در زمينهء هنر و دانشى كه با نظريه هاى پا برجا وحاكم به ستيزه برخيزد, به كار مى رود.(1)اصطلاح راديكاليسم نوين , ابتدا در قرن هجدهم در فرانسه به كار رفت , و بعد از آن در قرن نوزدهم توسطليبرال هاى انگليس كه طرفدار اصلاحات اساسى و بنيادى بودند, مطرح شد. اين اصطلاح را در انگلستان , نخست از رهبران حزب ليبرال ويگ به كاربرد سپس جناح محافظه كار حزب ليبرال به مشهور شد.افراطيون ليبرال , خواهان تغييرات ريشه اى و بنيانى در همهء مظاهر سياسى , اجتماعى و دينى بودند.الغاى سلطنت , انحلال مجلس اَشراف تجديد اساسى كليسا(2) و بازنگرى در آموزش ها و تعاليم آن , ازخواسته هاى آنان بود.در اواخر قرن نوزده در ميان طبقهء متوسط انگليس قوت گرفت و به عنوان كه از نهادها و تشكيلات سياسى و اجتماعى موجود, ناراضى و عصبانى بودند و انتقادمى كردند, ناميده شدند در آغاز تحولات اجتماعى و شكل گيرى و قوت يافتن راديكال ها, اصلاحات اساسى براى بهبودى اوضاع اقتصادى و اجتماعى و توسعهء سياسى به نفع توده ها و حمايت از طبقات فقير و محروم , از شعارهاى اساسى و اوليهء جناح چپ يا راديكال ها بود. به همين دليل و نيز به خاطر انتقاد و مبارزه بر ضد مقامات بالاى اجتماعى و دولتى و ثروت مندان , چهره اى محبوب و مردمى يافته بودند, مانند حزب فرانسه كه در دورهء جمهورى سوم مدت درازى حكومت كرد و بين دو جنگ جهانى اوّل و دوم اعضاى خود را به سود از دست داد و پس از جنگ جهانى دوم , زود از اعتبار افتاد. علت از دست دادن موقعيت و محبوبيت مردمى راديكال هاى اصلاح طلب و يا جناح چپ اين بود كه پس از در دست گرفتن قدرت , شعارها وشيوه هاى برخورد آنان تغيير يافت , به گونه اى كه يكى از محافظه كارترين احزاب يوگسلاوى , حزب راديكال ناميده شد.(3)بنابراين راديكاليسم كه در اصل به معناى بينش و تفكرى كه خواهان تغييرات و اصلاحات اساسى و ريشه اى بوده , مانند بسيارى از پديده هاى ديگر در رودخانهء تحولات به سير و جريان افتاد و دچار فراز و فرودهايى گشته است و اين موضوع موجب شد برنامه و شيوهء اصلاحات راديكال ها يا اصلاح طلبان چپ در هر جامعه تفاوت كند,مثلاً در جوامع آمريكايى معمولاً سوسياليست ها و كمونيست ها را, راديكال يا جناح چپ مى نامند, چنان كه در ايران ِقبل از انقلاب اين گونه بود, اما در اروپا به جناح طلبى كه خواستار تحول رفورميستى و روبنايى هست و از احزاب معتدل به شمار مى رود, لفظ اطلاق مى شود.امروز, اين اصطلاح (راديكال , جناح چپ يا اصلاح طلبان ) نه تنها در منطقهء سياست , بلكه غالباً در كليهء مناطق ,بيش تر, به افراطيون (يا اكسترميست ها)(4) اطلاق مى شود.(5)(پـاورقى 1.داريوش آشورى , دانشنامهء سياسى , ص 176(پـاورقى 2.بهاءالدين پازارگاد, مكتب هاى سياسى , ص 94(پـاورقى 3.مكتب هاى سياسى , ص 94(پـاورقى 4.س ژخذحژس ش ح به معناى افراطى افزون طلب يا تندروهاى فزون گرا است .پاورقي5 .مكتب هاى سياسى , ص 94
کد سوال : 52958
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى پانزده ساله هستم . تعادل روانى ندارم . از آينده مى ترسم و احساساتى و خيال پرداز هستم . استعداد زيادى در نوشتن شعر و داستان دارم , ولى امكاناتى در اختيار ندارم .مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : حالاتى كه در نامه از آن ياد كرده ايد, مجموعه مشكلات و مسائلى است كه نسل جوان با آن دست به گريبان است . جوان ها چون خود را خوب نشناخته اند و هدف از زندگى را كاملاًنمى دانند, به آرمان هايى كه دارند, مى خواهند زود برسند ولى نمى رسند, چون با واقع همخوانى ندارد.مضافاً بر اين كه جوان در دورهء بلوغ با بحران روحى و روانى و اجتماعى و بيولوژيكى رو به رو مى شود و مسئلهء مهم بحران هويت است . بر اثر ظهور احساس هويت , براى جوانان سؤال هايى مانند: من كيستم ؟ جهان پيرامون من چيست ؟ رابطهء من با جهان چگونه است ؟ من كجاى عالم هستم ؟ هدف من چيست ؟ مطرح مى شود.او در هراس است مبادا در امتحان ها موفق نشود يا در آينده با شكت روبه رو شود.او نمى داند پيروزى و شكست , بسته به ارادهء انسان است و هر كس با اشتياق درس بخواند و از خيالات خود را برهاند, پيروز است . اگر گمان كند بى عرضه و بدبخت است , همين انديشه او را به بدبختى مى كشاند, زيرا كسى كه فكر مى كند بدبخت است , براى نجات خودگاهى بر نيم دارد. او خيال مى كند در زندگى زناشويى دچار مشكل مى گردد يا به آن چه مى خواهد نمى رسد. ترس واضطراب از آينده اى پندارى , زمينه ساز مشكلات مى شود. من وقتى اميد به موفقيت نداشته باشيم , چگونه مى توانم موفق شوم ؟! يأس مقدمه شكست است همين تفكر موجب , كم رويى و گريز ازموقعيت هاى زندگى , پريشانى و ترس مى گردد و همين خيالات واهى شخصيت جوان را تحت الشعاع قرارمى دهد.هنوز ازدواج نكرده , به فكر شكست است و چون منطقى فكر نمى كند با خيالات حركت مى كند, طبعاً راه هاى موفقيت را طى نمى كند تا پيروز و خوشبخت شود. جمع كثيرى از جوان ها گرفتارچنين اوهامى هستند.بنابراين نبايد تصور كنيد مسائل مطرح شده فقط در شما وجود دارد و جوانان ديگر با آن مواجه نيستند.البته به تدريج بايد اين مرحله را پشت سر بگذاريد و ماندن در اين حالات مضر است . در اين راستا بايد واقع بينانه به قضايا بنگريد و ترس و دلهره را با اعتماد به نفس و تسلط بر خود برطرف سازيد و خود را به خداى مهربان واگذار نماييد. به فكر زمان حال باشيد و به ديگر دوستان نگاه كنيد كه چگونه موفق شده اند.الگوهاى موفق را در نظر بگيريد و زندگى آن ها را مطالعه كنيد كه چگونه از سختى ها گذر كرده اند. زندگى را بر خود سخت نگيريد و به آينده اميدوار باشيد و با توجه به استعداد خاصى كه در شعر و داستان نويسى داريد, سزاوار است با تمرين و ممارست آن را بارور سازيد و از كمبود امكانات مأيوس نشويد.براى اين كار بايد هر چه به ذهنتان مى آيد, بنويسيد و از نوشتن نترسيد. تنها با نوشتن و كار كردن و خواندن آثار برتر و ماندگار است كه مى توانيد در آينده نويسنده و شاعر باشيد. مجله اى را كه هر سال چهار بار چاپ مى شود و با اين واحد همكارى دارد, خدمت شما معرفى مى كنيم و برگهء اشتراك آن را ارسال مى داريم . در صورت تمايل آن را پركرده و به دفتر مجله ارسال داريد. در اين مجله متن آموزشى همراه با مسابقه و موضوع پژوهشى و مطالب خواندنى وجود دارد.اميدواريم از اين طريق به خواستهء خود كه تقويت نگارش و نوشتار است نائل گرديد.
کد سوال : 52959
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيامبر6فرمود: زمانى مى آيد كه هر كه بخواهد دينش را حفظ كند, بايد از قلهء كوهى به قلهء ديگرى برود. منظور از اين حديث چيست ؟
پاسخ : همان طور كه در نامه مرقوم داشته ايد متأسفانه اين واحد تنها در حيطه پاسخ گويى به سؤالات مردم فعاليت دارد و از پرداختن به مواردى مشابه مورد فوق معذور است , مطمن باشيد با پيگيرى و فعاليت بيش ترمى توانيد راه هايى جهت درمان خود پيدا كنيد. وظيفهء پدر و مادرتان است كه به قدر توانايى , نيازهاى فرزندانشان راتأمين كنند. در نامه ننوشته ايد كه چرا والدين از اين وظيفه سرپيچى مى كنند البته در اين ميان وظيفه مسئولين مدرسه بسيار حساس و خطير است آن ها بايد به شما كمك كنند و با دعوت از پدر و مادر و توجيه آن ها مشكل را حل نمايند.اگر مايل باشيد شما را به امام جمعه و يا كميته امداد محل سكونتان معرفى خواهيم كرد.
کد سوال : 52960
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از اين شعر چيست ؟]در آن باغى كه گلچين باغبان است فغان بلبلان بر آسمان استشبان باشد به پاس گله مسئول گرفتم گله را خواب گران استزگنج دائم گريزد درست رفتارگواه اين سخن تير و كمان است
پاسخ : بيت سوم با دو بيت قبلى تطبيق ندارد. خوب بود سرايندهء شعر و نام كتاب را مى نوشتيد. مضمون شعرها واقعيت دارد و صحيح است و در رواياتى بدين مضامين اشاره شده , مثلاً درروايتى آمده است كه پيامبر6فرمود: روندِ كارِ امّت من رو به صلاح مى باشد و اگر فاسد باشند, امت به فساد كشانده مى شوند. سؤال شد يا رسول اللّه آن دو گروه كيانند؟ فرمود: فقيهان و اميران >.و امام عسكرى 7در وصف علماى بد مى فرمايد: .(1)با توجه به روايات فراوانى كه در مذمّت علماى بد و دنيا پرست و اميران و حاكمان فاسد و ظالم آمده , تذكر اين نكته لازم است كه بايد از كج فكرى و انحراف و تحجّر و سوء استفاده بر حذر بود,زيرا ما روايات فراوانى در مدح عالمان پاك و با تقوا داريم , از جمله پيامبر6فرمود: . . .(2) اخلاقاً;(3) عالمان پاكيزه ترين مردم اند> و و در روايات از متحجّر و كج فكر مذمّت شده است .(4)(پـاورقى 1.محمدى رى شهرى , ميزان الحكمة, ج 3 ص 2100(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.همان , ص 2088(پـاورقى 4.همان , ص 2095
کد سوال : 52961
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از پيامبر6نقل شده است كه اگر يك گرگى را آوردند و چوپانش كردند, تكليف گوسفندان چيست ؟ منظور از اين حديث چيست ؟
پاسخ : برادر عزيز و گرامى ! از اين كه مجدداً با ما مكاتبه كرديد, ممنون و متشكريم . بعد از تحقيق و تفحص چنين حديثى را پيدا نكرديم . لطفاً نشانى آن را براى ما ارسال كنيد تا بتوانيم بعد از بررسىِ صحّت و سقم آن , براى شما توضيح كافى بدهيم .البته رواياتى داريم كه از نقش حاكمان ظالم در جامعه پرده برداشته و از طرفى علما و دانشمندان را حاكمان واقعى بر مردم دانسته است , مانند مردم اند> و در روايات ديگر حق حكومت و ولايت بر مردم در زمان غيبت امام معصوم 7بر عهدهء فقيهان عادل نهاده شده و بر مردم واجب شده است از آنان اطاعت كنند. تخلف از آنان در مسايل و فرامين دينى ـ نه اوامر شخصى ـ در حد شرك به خدا است . حضرت امام خمينى (ره ) بر اساس آيات و روايات اسلامى نهضتى عظيم بر پا كردندن و ريشهء ظالمان و طاغوتيان را كندند و حكومت را بر اساس آن چه در آيات و روايات آمده است , بنا كردند. اميد است دست اندر كاران بتوانند اسلاميت و مردمى بودن آن را حفظ نمايند. در روايت آمده است : . در حكومت دينى بايد اساس كار مسئولان از رده هاى بالا تا پايين , بر تقوا و عدالت باشد; يعنى حتى مسئولان يك اداره نيز بايد مبناى كارشان تقوا باشد و مواظب باشند به كسى ظلم نكنند; حق ديگران را پايمال نكنند; دلسوز مردم باشند و كار مردم را زود انجام دهند. اگر بعضى از مشكلات در كشور ما بروز و ظهور دارد, ربطى به اصل حكومت ندارد. اگر حكومت بر اساس قانون اساسى عمل شود, مطلوب و خوب است , ولى اجراى قوانين مبتنى بر وجود افراد مهذّب و با تقوا است كه بايد در اين زمينه بيش تر كار شود تا مردم نسبت به نظام اسلامى بدبين نشوند.
کد سوال : 52962
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تاريخ شهادت حضرت زهرا3بين شيعه و سنّى اختلاف است . لطفاً با سند و دليل اقوال و قول صحيح را بنويسيد.
پاسخ : دولابى در كتاب مى گويد: فاطمه سه ماه بعد از وفات پيامبر زنده بود. محمد بن شهاب زهرى مى گويد: شش ماه بعد از وفات پيامبر زنده بود و عايشه و عروة بن زبيرنيز اين چنين گفته اند.از امام باقر7نقل است : 95روز بعد از وفات پيامبر, حضرت فاطمه زنده بود.(1)در كتاب مناقب آمده است كه : فاطمه 375روز بعد از پيامبر زنده بود و شخصى گفته كه چهار ماه و ديگرى گفته است : چهل روز بعد از رسول اللّه .(2)ابن اثير در مى گويد: فاطمه در سال يازده هجرى در سوم رمضان وفات يافت و به قولى سه ماه و به قول ديگر شش ماه بعد از وفات پيامبر رخ داد.(3)مرحوم محدّث قمى مى گويد: در روز وفات حضرت , اختلاف بسيار است و اظهر نزد حقير آن است كه وفات در سوم جمادى الثانى واقع شد, چنان كه جمعى از بزرگان علما گفته اند و براى من شواهدى بر اين مطلب است ; پس بعد از پدر بزرگوارش 95روز زنده بود, اگر چه در روايت معتبر وارد شده است مدّت حيات حضرت , بعد از پدر 75روز بود.(4)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 43 ص 188(پـاورقى 2.همان , ص 180(پـاورقى 3.ابن اثير, الكامل , ج 2 ص 341(پـاورقى 4.منتهى الآمال , ص 135 با تلخيص .
کد سوال : 52963
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : هرساله روز ولادت حضرت على 7آغاز ايّأم البيض است و اعتكاف صورت مى گيرد. آيا زمان پيامبر نيز چنين بود؟ آيا حديث يا سندى در اين باره آمده است ؟
پاسخ : در مورد ايّام البيض رواياتى وارد شده است از جمله : پيامبر6فرمود: .(1)مرحوم صدوق (ره ) مى گويد: .(2)بنابراين ايام البيض به 13و 14و 15هر ماه گويند و روزه گرفتن در اين سه روز فضيلت دارد. فضيلت روزهء اين سه روز در ماه رجب بيش تر است . در اين زمينه روايت ام داوود از امام صادق 7را نقل مى كنيم ; ام داوود (فاطمة دختر عبداللّه بن ابراهيم ) در فراق فرزندش داوود كه توسط حكام بنى عباس دستگير شده بود و مدت ها در زندان و سختى و از مادرش دور بود, روزى خدمت امام صادق 7رسيد. امام به او فرمود: چه خبر از داوود دارى ؟ ام داوود گفت : ديگر از او نااميد شده و خبرى از او ندارم . خيلى علاقه دارم او را ببينم . شما دعا بفرماييد او نجات يابد.حضرت فرمود: ماه رجب فرا رسيده است . ماهى مبارك و محترم است و دعا در آن مستجاب است . روز 13و 14و 15كه ايّام البيض است , روزه بگير و در روز پانزدهم غسل كن و... اعمال مفصّلى به نام اعمال ام داوود, در مفاتيح الجنان در اعمال ماه رجب ذكر شده است .ام داوود مى گويد: آن اعمال را انجام دادم و داوود از زندان آزاد شد و خدمت امام صادق رسيد.(3)روزه گرفتن و اعتكاف در 13و 14و 15هر ماه , از فضيلت خاصى برخوردار است و در ماه رجب شايد فضيلت بيش ترى داشته باشد. اين كه حضرت على در سيزده رجب متولد شد, ربطى به ايام البيض ندارد و اتفاقى است .(پـاورقى 1.علامهء مجلسى , بحارالانوار, ج 94 ص 97(پـاورقى 2.همان , به نقل از علل الشرايع , ج 2 ص 67(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 94 ص 43