• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52804
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى در قبال نوشتن دعاهايى كه در بعضى كتب براى شفا و سردرد و غيره (است ) پول بگيرد, چه حكمى دارد؟
پاسخ : گرفتن پول در مورد امر مذكور مانعى ندارد, ولى لازم است قبلاً معيّن شود يا بيش از اجرت المثل نباشد.(1)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , استفتائات , ج 1 ص 629ـ 630
کد سوال : 52805
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اعتقاد به فال و دعانويسى كه با گرفتن وجهى دعايى مى نويسد كه به خيال خود مشكل گشاخواهد بود, جايز است و منشأ شرعى دارد؟
پاسخ : فال مطلبى است خرافى , ولى دعا داراى اثر مى باشد, در صورتى كه از دعاهاى منقوله در روايات باشد,نه دعاهاى جعلى كه گروهى از دعانويسان به آن مبتلا هستند.
کد سوال : 52806
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نوشتن دعا براى كسانى كه احتياج به آن دارند و معتقد به آن هستند از مثل چه صورتى دارد؟
پاسخ : دعاهاى وارده مانعى ندارد, ولى اعتبار كتاب نامبرده ثابت نشده است .
کد سوال : 52807
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كار دعا نويس ها و فالگيرها منشأ اسلامى دارد؟
پاسخ : در ثبوت خواص و آثار براى برخى ادعيه , جاى ترديد نيست , ولى دعانويسى در اسلام , شغل شناخته نمى شود.
کد سوال : 52808
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نوشتن دعا از روى كتاب چه حكمى دارد؟
پاسخ : اگر كتاب , معتبر باشد, مانعى ندارد.
کد سوال : 52809
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى براى شفاى مريضى يا براى ايجاد محبت بين زن و شوهر يا افراد ديگر, دعا بنويسدبه صورتى كه اين كار به عنوان شغل دوم او باشد, آيا پولى كه از اين راه به دست مى آورد, جايز و حلال است ؟
پاسخ : در اين زمينه نظر شما را به چند مسئله در استفتائات آيت الله فاضل لنكرانى جلب مى كنيم :
کد سوال : 52810
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حال حاضر چه كسى مجتهد اعلم است ؟
پاسخ : در رساله هاى عمليه مراجع سه راه براى شناخت مجتهد اعلم ذكر شده است :1 آن كه خود انسان يقين و اطمينان پيدا كند, مانند اين كه اهل خبره باشد.2 دو نفر عالم عادل كه مى توانند مجتهد اعلم را تشخيص دهند...3 عده اى از اهل علم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مى شودمجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند.(1)جامعهء مدرسين حوزهء علميهء قم , به عنوان خبرگان و مجتهد شناسان , برخى از مراجع را به عنوان مراجع درعصر حاضر معرفى كرده اند, كه عبارت اند از: آيات عظام : وحيد خراسانى , فاضل لنكرانى , مقام معظم رهبرى ,جواد تبريزى , بهجت و موسى شبيرى زنجانى .(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 17 مسئله 3
کد سوال : 52811
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اين جانب مبلغى را به برادرم دادم و او با ميل خود مبلغى را ماهانه به من مى دهد. شايان ذكراست هيچ مبلغى قيد نشده است و حتى گفته ام : در صورت زيان , شريك باشم . آيا اخذ اين مبلغ حلال است ؟
پاسخ : اولاً بايد معلوم گردد كه شما به چه عنوانى اين پول را به برادرتان داده ايد و هم چنين برادرتان برچه اساسى اين مبلغ ماهانه را به شما مى دهد.اگر به عنوان قرض , پول را به برادرتان داده ايد, اگر شرط بكنيد كه فلان مقدار را بدهد و يا فلان كار را انجام دهد, درست نيست و ربا است و حرام , اما اگر پول را داده ايد كه با آن كار كند و در سود آن شريك باشيد; يعنى عنوان مضاربه را داشته باشد, بايد معلوم كنيد چه مقدار از سود حاصل را به شما بدهد و چه مقدار را خودش بردارد.پولى كه اكنون برادرتان مى دهد, اگر هديه باشد, حلال است و اگر با عنوان سود معامله اى كه با آن پول انجام داده , باشد, باز حلال است , ولى اگر به عنوان سود پول باشد, حرام است , چون ربا است .
کد سوال : 52812
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دوستى دارم كه مسيحى واقعى است . نمى دانم از چه راهى او را به اسلام دعوت كنم .
پاسخ : دقت و حساسيت جناب عالى قابل تحسين است . شيوهء دعوت دوست مسيحى , دو روش دارد; يكى شيوهء عملى يعنى پاكى وصداقت عملى و آداب معاشرت در اسلام و شيوهء اخلاقى جناب عالى مى تواند او رابه اسلام فرا خواند, مثلاً اگر مريض شد, عيادتش مى رويد و هديه مى بريد و توضيح مى دهيد به خاطر عمل به دستور اسلام چنين كرده ايد, حضرت على 7با شخصى كليمى همسفر شد و بسيار احترام گذاشت . وقتى به سر دوراهى رسيدند, حضرت بايد از او جدا مى شد, ولى مقدارى همراهى كرد, سپس اجازهء برگشتن خواست .يهودى پرسيد: چرا پيش تر جدا نشدى ؟ حضرت فرمود: دستور حضرت محمد6است كه مقدارى همسفر را مشايعت كنيم . و نيز فرمود: مردم را با عمل ـو نه فقط با زبان ـ به راه خير بخوانيد. وقتى صداقت و ايمان و عبادت و پاكى و كمك به ديگران و احترام به والدين را بروز دهيم و اخلاق معصومان را رعايت كنيم , بدون ترديد اثر خواهد داشت .راه دوم , روش نظرى است . بهترين شيوهء دعوت اين است كه سايتى را معرفى نماييد و يا كتاب هاى اسلامى را كه جالب است , از اسلام بخواند. پس از مسلمان شدن تا مدتى خيلى آسان و ساده بگيريد تا ايمانش محكم شود.1 يك سايت قابل اطمينانى به نام ذرح درچح چس چح ح خذچذژخسسسمتون انگليسى دارد.سايت ذچخ ژرذچذژخسسس..:زس س خ مربوط به شخصى به نام ميزا غلام احمد, رهبر گروه احمديه است و انجمنى موسوم به انجمن اشاعتى اسلام يا گروه مجمع احمديه دارند و در لاهور مستقرند, ولى گروهى از آنها در اروپا و آسيا وشمال امريكا پراكنده اند. اين گروه از گمراهان و عوامل استعمار و به هيچ وجه قابل اعتماد نمى باشند.قرآن مجيد را از سايت س حرس حر ژررر رچژس ز دريافت داريد و به آن اعتماد داشته باشيد.
کد سوال : 52813
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : طبق آيهء آيا انسان فهميده بود كه امانت چيست و حقيقت آن كدام است ؟ وحمل امانت اجبارى بود يا اختيارى ؟
پاسخ : امانت همان مسئوليت است و عرضه در اين جا عرضه لولايى است ; يعنى اگر چنانچه ما امانت و را به آسمان هاى برافراشته و زمين پهناور و كوه هاى سر به فلك كشيده عرضه مى داشتيم و آن ها از عقل و شعور بهره مند بودند و در پذيرش نيز مختار بودند قطعا زير بار چنين امانتى نمى رفتند, ولى بر اثر فقدان عقل و اختيار, زمينهء پذيرش نداشتند, اما انسان با داشتن عقل و اختيارزمينه ءپذيرش داشت . بدون ترديد انسان به طبيعت اوليه منهاى تربيت دينى ظالم و نادان است و از عواقب خيانت به امانت غافل مى باشد, چرا كه غرايز بر انسان حكومت مى كند. هم چنين آيه از متشابهات است و احتياج به تفسير وتأويل دارد, لذا گاهى جمله اى به خاطر فصاحت و بلاغت و داشتن قرينه حذف مى شود; بنابراين , معناى ديگرش اين است كه اگر ما عرضه مى داشتيم تنها انسان قابليت پذيرش داشت و مى پذيرفت و سپس خيانت مى كرد ; تحقيقاً انسان خائن , ظلوم و جهول است . مگر اين كه امانت را بر اساس تربيت ايمانى بپذيرد در اين صورت مى تواند خود را به عرش برساند. بايد توجه داشت كه امانت مصاديق مختلفى دارد كه آن احساس مسئوليت است , از اين رو گفته اند اين امانت , قرآن , عقل , حكومت و ولايت الهى , نمازو...است . مقصود از عرضه نه عرضه تكوينى است و نه تشريعى , بلكه عرضه لولايى است .اين يك واقعيت است و نظاير زياد دارد. گاهى در پايان آيه مثل بودن را روشن مى كند و گاهى حذف مى شود. نظيرش در قرآن هست آن جا كه مى فرمايد: بنابراين , آيهء امانت نيز يك نوع مثال است تا اولاً بشر به لياقت خود پى ببرد و ثانياً به امانت خيانت نكند وعظمت امانت الهى را درك كند.]آسمان بار امانت نتوانست كشيدقرعه فال به نام منِ ديوانه زدند2 در مورد اين كه آيا انسان مى دانست امانت چيست ؟ بايد گفت انسان به مجرد اين كه بالغ و عاقل شده ودين را پذيرفت در برابر تكاليف الهى احساس مسئوليت مى كند, ولى در آيهء مذكور به عنوان ماجراى آينده مطلب را باز گو مى كند, اما مخاطب ها مؤمنان هستند. آسمان و زمين چون استعداد ندارند امتناع آن ها طبيعى است , ولى پذيرش آن براى انسان به سبب استعداد و عقل طبيعى است , به همين دليل براى آسمان و زمين وكوه , كافر و منافق و مؤمن مفهومى ندارد; زيرا آن ها به فرمان تكوينى الهى در سير و حركتند, اما انسان ها بر اثراستعداد خاص در برابر اوامر الهى سه گروه شده اند: مؤمن , كافر و منافق .آن ها كه امانت الهى را پاس داشتند مؤمن هستند و كسانى كه در برابرش به مخالفت بر خواستند كافرند وآنانى كه دو چهره اند به ظاهر عامل و در باطن كافرند منافق محسوب مى شوند.