• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52594
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعضى از كودكان در اثر تربيت غير صحيح , حرف هاى زشت مى زنند. لطفاً بگوييد با اين كودكان و يا با پدر و مادر آنان چگونه برخورد نماييم ؟
پاسخ : پاسخ به اين سؤال به دو بخش تقسيم مى شود:1 برخورد با كودكانى كه حرف هاى زشت مى زنند;2 برخورد با پدر و مادر كودكى كه حرف هاى زشت مى زنند.در بخش اوّل , به چند نكته بايد توجه شود:1 بايد با اين گونه بچه ها ابتدا از راه اظهار محبّت و دوستى ـ كه اولين نياز درونى هر كودك يا نوجوانى است ـ وارد شويم ; يعنى ابتدا با ابراز محبّت و علاقه مندى , با آنان دوستى كنيم . وقتى كه با آنان دوست صميمى شديم و ارتباط ما با آنان نزديك تر شد و از سوى ما جاذبه و محبت و صداقت يافتند, آن وقت با نصيحت و تذكرو بيان مفاسد بد زبانى آنان را از كار زشتشان باز داريم .در روايت آمده است : (1)از اين حديث استفاده مى شود تربيت صحيح از طريق مهر و محبت , بهتر و صحيح تر است .2 احياى شخصيت و كرامت نفس در كودكان و نوجوانان عامل بسيار مهمى در تربيت آنان است . منشأبيش تر بدرفتارى ها و اختلالات رفتارى كودكان , بر خورد ناصحيح و تحقير شخصيت انسانى آنان است .انسان ها در هر سنّى كه باشند, مشكلات موجود در روابطشان و اختلال ها و نا هنجارى هاى رفتاريشان , معمولاًنتيجهء فقدان احترام متقابل و بى ارزش شدن شخصيتشان است . اگر ما بتوانيم با اخلاق و برخورد صحيح ,شخصيت از بين رفتهء آنان را به آن ها برگردانيم , مى توانيم آنان را به سوى هدايت رهنمون شويم .اما در مورد برخورد صحيح با پدر و مادر كودكانى كه بد زبان هستند, بايد نكاتى را مورد توجه قرار دهيم :1 منشأ بد زبانى در برخى كودكان , پدر يا مادر و يا هر دو و يا دوستان كوچه و محلّه است . بايد ببينيم منشأبد زبانى كدام يك از موارد است . اگر علّت بد زبانى , پدر يا مادر است , با توجيه آنان و نشان دادن راه صحيح , به آنان گوشزد كنيم آثار بدزبانى , فرزندتان را به بيراهه مى كشد و باعث بى آبرويى آن ها مى شود. پدر و مادرها بايداز گفتن حرف هاى زشت پرهيز كنند و از فحاشى و بد زبانى و گفتن الفاظ ركيك دورى كنند تا فرزندانشان , ازآنان , به طور نا خود آگاه تأثير منفى نپذيرند.2 بسيارى از پدران و مادران بر اثر تربيت غلط و بى توجهى به آثار منفى بدزبانى , باعث تأثير گذارى درفرزندانشان مى شوند; بنابراين بايد با آموزش صحيح به آنان , زمينهء اصلاح فرزندان را فراهم كنيم . على 7رمود: ;(2) بنابراين با آموزش صحيح به پدر و مادرها, مى توانيم زمينهء تربيت صحيح فرزندان را فراهم كنيم .(3)(پـاورقى 1.نهج الفصاحة, كلمهء 451(پـاورقى 2.غررالحكم , حديث 9008(پـاورقى 3.با استفادهء از , نوشته رضا فرهاديان .
کد سوال : 52595
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حديث قدسى آمده است : من گنج مخفى بودم و دوست داشتم شناخته شوم ; پس خلق كردم تا شناخته شوم . سؤال اين است : خدا چه نيازى داشت شناخته نشود؟
پاسخ : اين حديث در ميان عرفا معروف است كه : حضرت داوود7علّت و انگيزهء آفرينش جهان را ازحضرت حقّ سؤال كرد و چنين پاسخ شنيد: ج 6 ص 517نقل شده است .پنهانى بودم و خواستم شناخته شوم ; پس آفريدگان را آفريدم تا شناخته شوم .مولوى گويد: ]گنج مخفى بُد, زپُرّى چاك كردخاك را روشن تر از افلاك كرد]اين حديث كه بارها در كتب عرفانى ذكر شده , در مقاصد الحسنة, سخاوى , ص 153آمده است . ابن تيميه و سيوطى آن را حديث نمى دانند, براى اين كه هيچ گونه سندى براى آن نيافته اند. نيز آن را دركتاب , چاپ استانبول , ص 62نقل كرده و مجعول و ساختگى دانسته است , اما وى و سيوطى اين حديث را از نظر معنى صحيح دانسته اند. على قارى مى گويد: معناى اين حديث از اين آيه به دست مى آيد:و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون . براى اين كه ابن عباس , عبادت را به معناى معرفت گرفته است .(1)مى توان گفت : اساس آفرينش , جمال و زيبايى و عشق به جمال و زيبايى است . ذات حضرت حق , هم معشوق است و هم عاشق , و چون عاشق جمال خويش است , آفرينش را آينهء جمالش گردانيد; پس اساس آفرينش و پيدايش جهان , عشق حقّ به جمال خويش و جلوهء جمال خويش است و او معشوق همهء آفرينش است . آفرينش وسيلهء ظهور حقّ و زمينهء معرفت و عشق خلق به معشوق حقيقى است .(2) ولى با توجه به اين كه سند اين حديث معلوم و مشخص نيست , خود به خود از دائرهء سؤال و پرسش حذف مى شود. بنابراين نمى توانيم اين سؤال را مطرح كنيم كه : چرا خدا نياز به معرفى خود بود؟ چون اين حديث مورد خدشه است .آن چه كه متقن و غير قابل خدشه است , آيهء شريفهء (3) است كه علت اصلى خلقت انسان ها و جنيان را, عبادت و پرستش خدا معرفى كرده , عبادت و پرستش را باعث كمال عبددانسته است , نه برطرف شدن نياز خدا. خداوند متعال هيچ گونه نيازى ندارد, بلكه علّت خلق عالم , بالايى ووالايى انسان و به كمال رسيدن او است .]من نكردم خلق تا سودى كنم بلكه تا بر بندگان جودى كنم]علامهء طباطبائى دربارهء علّت خلقت انسان فرمود: غرض نهائى از خلقت , حقيقت عبادت است ; يعنى اين كه بنده از خود و از هر چيز ديگر, ببُرد و به ياد پروردگار باشد و ذكر او را گويد. حقيقت عبادت اين است كه بنده , خود را در مقام ذلّت و عبوديّت وادارد, تا رو به سوى ربّ آورد. همين معنا, منظور آن مفسرى است كه عبادت را به تفسير كرده است . وى مى خواهد بگويد: حقيقت عبادت , معرفتى است كه از عبادت ظاهرى به دست مى آيد.(4)(پـاورقى 1.سيد يحيى يثربى , عرفان نظرى , ص 47(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.ذاريات (51 آيهء 56(پـاورقى 4.علامه طباطبائى , ترجمهء تفسير الميزان , ج 18 ص 616
کد سوال : 52596
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا هم اكنون يزيديان وجود دارند! در چه مناطقى زندگى مى كنند و وظيفهء ما در برخورد باآنان چگونه بايد باشد؟
پاسخ : اگر مقصودتان اين است كه افرادى از نسل باقى مانده اند يا نه , از اين مطلب اطلاعى نداريم . و اگر مراد شما از يزيديان , كسانى است كه منطق و عمل يزيد را انجام مى دهند و يزيدى رفتارمى كنند و با اسلام و دستورهاى آن و با حسين زمان خود مى جنگند, مى توان گفت افرادى كه اهل شراب و قمارو فسادهاى اخلاقى و مبارزه با حق و امامت مى باشند, يزيدى اند, كه شايد تعداد آنان در دنيا فراوان باشد.در برخورد با آنان بايد را پيدا كرد و همراه با ايشان به جنگ يزيديان رفت . اما اگر مرادتان فرقهء است , آنان چند گروه هستند:1 يزيديان : گروهى منسوب به و فرقه اى از خوارج نهروان هستند.2 گروهى ديگر كيش را صورت دگرگون شدهء دين زردتشتى و لفظ را از ريشهء به معنى يزدان مى دانند.3 يزديان , پيروان شيخ شرف الدين ... ابن روان , از مشايخ قرن ششم مى باشند كه از نسل يزيدبن معاويه است .4 يزيديان سلسلهء شروان شاهيان اند, به اعتبار اين كه نام يكى از نياكان آنان است . بدين مناسبت خاقانى , شروانشاهان را يزيديان و آل يزيد مى خواند.(1)(پـاورقى 1له .دهخدا, لغت نامه , ج 14 ص 21033
کد سوال : 52597
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بعضى از صوفيان و دراويش و مرتاض ها با آن كه رياضتشان خلاف شرع و حرام است ,موفق به كارهاى خارق العاده مى شوند؟! آيا نمايش هايشان درست است ؟
پاسخ : رياضت كشيدن , سختى دادن به بدن است , چه به حق باشد و چه به باطل , كه آثارى را بر روى روح و روان مى گذارد و باعث تقويت بعضى از جنبه هاى انسان مى شود. فرقى كه بين رياضت كش باطل و حق وجود دارد, اين است كه رياضت كش باطل فقط در دنيا نتيجهء رياضت خود را خواهد ديد و در آخرت نصيبى جز عذاب الهى نخواهد داشت .تفاوت ديگر آن است كه اولياى الهى هرگز كرامت خود را نشان نمى دهند و از شهرت و گرايش مردم مى ترسند, ولى رياضت كش باطل براى دنيا خودنمايى مى كند. ولى كسى در راه صحيح , رياضت شرعى ودينى ديده باشد, در دنيا و آخرت نصيب دارد. از باب نمونه به يكى از كرامات مرحوم ميرفندرسكى , كه يكى ازعلما و اهل رياضت حق بود, اشاره مى شود. در شرح حال اين مرد بزرگ نوشته اند: ايشان را به مجلس مهمانى دعوت نموده بودند. ايشان و ساير دعوت شدگان بر سر سفره براى صرف ناهار نشسته بودند. وقتى وى خواست لقمهء برنج را نزديك دهان ببرد, دستش لرزيد و تمام دانه هاى برنج بر روى سفره ريخت . مردم كه اين صحنه را ديدند, بى اختيار خنديدند. ميرفندرسكى فهميد اين كار غير عادى است ; لذا به اطراف نگاه كرد وديد يك مرتاض در گوشهء سفره نشسته و مشغول ورد خواندن است . ميرفندرسكى به او خطاب كرد: دست ازاين كار بردار. ولى همين كه خواست لقمهء ديگرى را نزديك دهان ببرد, اتفاق اوّل تكرار شد و اين بار خودمرتاض نيز خنديد. ايشان باز به مرتاض گفت : دست از اين كار بردار و گرنه كارى خواهم كرد كه به ضررت تمام شود. مرتاض اعتنا نكرد و به كار خود ادامه داد. مير فندرسكى شال كمر خود را باز نمود و به سوى مرتاض پرتاب كرد و گفت : مرتاض را بخور. شال به صورت مار بزرگى در آمد و مرتاض را بلعيد. بعد ميرفندرسكى شال را برداشت و به كمر خود بست . همهء حاضران از اين كرامت و امر خارق العاده در حيرت فرو رفتند!آرى انسان در اثر تقوا و رياضت شرعى مى تواند به اذن خداى تعالى , قادر بر كارهاى بزرگ بشود. در روايت آمده است : .(1)به كتاب مى توانيد مراجعه كنيد.از حالات امام هشتم 7نقل شده است : وقتى حضرت رضا7نماز باران خواند و باران باريد, شخصى ازروى دشمنى و حسادت و انكار مقام امامت گفت : خدا خواست باران ببارد و باران آمدن ربطى به نماز شماندارد. اگر راست مى گويى , به اين دو شير كه بر پرده هستند, امر كن مرا بخورند. حضرت به نقش شيرها گفت : اورا بخوريد و از او هيچ باقى نگذاريد! شيرها جان گرفتند و از پرده بيرون آمدند و آن شخص را كه به مقام امامت و ولايت توهين كرده بود, خوردند. بعد حضرت به شيرها دستور داد به همان صورت اوّلى بر روى پرده درآيند.(2)(پـاورقى1.محمد مهدى مرتضوى لنگرودى , ارمغان هند و پاك , ص 184 (پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 49 ص 184
کد سوال : 52598
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم فاكتورها و قبض هايى كه بر بالاى آن ها نوشته شده است , چيست ؟
پاسخ : مسّ اسم يا يا آرم جمهورى اسلامى ايران , بدون وضو اشكال دارد(1) و بايدآن ها را از بالاى فاكتورها و قبض ها جدا كرد و در نهر آب انداخت يا زير خاك دفن كرد يا آن ها را در جاى محترمى نگه دارى نمود.(پـاورقى 1.امام خمينى , استفتائات , ج 1 ص 47
کد سوال : 52599
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم لمس آيات و اسم خدا و پيامبر, كه بر روى بر چسب ها يا تابلوها است چيست ؟
پاسخ : انسان نمى تواند بدون وضو و طهارت , آيات قرآن و اسماى خدا را لمس نمايد و اسماى پيامبر وائمه و حضرت زهرا3را اگر بى احترامى باشد, نبايد بدون وضو لمس نمايد.(1)حال فرق نمى كند آيات و اسما بر روى تابلو باشد يا بر چيز ديگرى .(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 317و 319
کد سوال : 52600
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده از لحاظ مالى و اقتصادى در تنگنا هستم , چون نمى توانم كار بكنم و مريض هستم . شش نفر نان خور دارم , لطفاً به من رسيدگى كنيد.
پاسخ : برادر عزيز! اميدواريم خداوند تمام مريض ها, به خصوص شمارا شفا عنايت فرمايد و با سلامتى و ايمان در پناه خانواده , زندگى پر مشقت را باصبر و قناعت سپرى كنيد, چون اين واحدكار تبليغى مى كند و توانايى مالى ندارد كه به مستضعفان و ضعفا رسيدگى كند, نامه اى را ضميمهء اين پاسخ به كميتهء امداد شهرتان ارسال مى كنيم , اگر خواستيد آن را به كميتهء امداد ببريد تاآنان شما را تحت پوشش قرار دهند تا از كمك هاى آنان بهره مند شويد. خداوندمتعال به شما وسعت رزق عطا فرمايد.
کد سوال : 52601
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چيزى به نام هست كه از ابداعات بودا مى باشد. در ورزش يكى ازمسائلى كه مورد توجه است ; مى باشد. دوستم مى گويد با زن مى توان به مقامات معنوى دست يافت و درهر مشكل و كارى موفق شد. او مى گويد: در زن بايد همراه با بدن و ورزش , روح را نيز با روشى مانند نشستن وفكر
پاسخ : فرقه و آيينى بودائى است كه از هند نشأت گرفت و در ژاپن رونق يافت . و به وسيلهء شخصى نيمه افسانه اى , به نام وارد چين شد. در چين به نام خوانده مى شد. پيروان درجست و جوى بينشى نهايى هستند كه در عالم نيروانا, نصيب بودا گرديد. آن ها معتقدند كوشش فكرى , كارهاى نيك و اجراى اعمال دينى , به خودى خود ارزشى ندارد و اغلب مانع بينش واقعى هستند و رستگارى را بايد بانگريستن در دل خود, با ديده اى درون بين جست و جو كرد. فرقهء به سبب انظباط سخت و اهميتى كه به لياقت شخصى مى داد, به زودى مورد توجه سامورايى ها گرديد و در اين طبقه نفوذ فراوان يافت . اوج قدرت در ژاپن از قرن چهارده ميلادى تا قرن شانزده بود. اين فرقه در پيشرفت هنر ژاپنى مؤثر بود.(1)ميان مكاتب و مذاهب عرفانى هندى و تصوف و عرفان اسلامى از نظر عناصر اصلى و مسائل فرعى مشابهت ها و مشتركاتى وجود دارد:1 رياضت و زهد; زهد و رياضت و تحقير دنيا و لذائذ دنيوى , از مشخصات عمدهء اديان هندى است .زندگى دنيوى يك حركت دَوْرى است كه طى آن روح به صورت تناسخ از قالبى به قالب ديگر منتقل مى شود وهميشه گرفتار كنش و واكنش است .جهان مادّى , گذران و پرمشقّت و اساس آن بر درد و رنج است . به قول بودا: مقدار اشكى كه انسان درسرگردانى خود در گردونهء باز پيدايى ريخته , از مقدار آب اقيانوس ها بيش تر است . با چنين نگرشى همهء مكاتب هندى , موضوع نجات را مطرح كرده اند و راه و روش نجات را بر اساس رعايت اصول اخلاقى و تصفيه و تزكيه ءنفس , تعليم مى دهند كه حاصلش تحمّل رياضت دشوارى بر اساس پشت پا زدن به همهء تمايلات و خواهش هارياضت و پرهيز از شهوات و روابط جنسى و قناعت و دستورهاى هشتگانهء آيين است . سالكان اين طريقت با پيمودن اين مراتب , خويش را به مقام پر شكوه آزادى و فنا مى رسانند.2 وحدت ; مفهوم وحدتِ وجود در متون هندى ريشهء عميقى دارد, چنان چه از دوران و دائى گفته اند:هستى يك است و شعرا آن را بسيار گويند. علامه محد اقبال لاهورى , فرياد حسين بن حلاج مرا به تعاليم آيين ودانتا گرايان مربوط و مطابق دانسته است و آن را به زبان ودانتا مى داند.3 وصول و فنا; موضوع رهايى نفس از اسارت را همهء مكاتب فلسفى و عرفانى هند ـ چه متشرع و چه غيرمتشرع ـ پذيرفته و كمال انسان را در وصول به اين مقام دانسته اند. اين مقام , مقام فنا است كه انسان را از گردونه ءهستى بيرون آورده و از تعلقات آزادش مى كند و انسان به مبدأ هستى وصول پيدا مى كند.4 شهود و معرفت باطنى و حضورى ; سالك راه عرفان و تصوف هندى و غير هندى , در چهارمين درجه ءمراقبه اش , به مقامى مى رسد كه نه مرگ است و نه نابودى , كه به آن مى گويند. آنان مى گويند: نفس خويش را خاموش كن ; بر حواس خود تسلط ياب ; هنگامى كه با برهمن (خدا) يكى گردى , تاريكى هايى كه ازازل بر اثر نادانى سايه بر دلت افكنده بود, در آنى ناپديد خواهد شد.ذكر و حبس نفس ; و مراقبه , دو خصوصيات ديگر است كه عارفان بودائى و هندى با متصوفه و عارفان اسلامى در آن شباهت دارند.بايد ديد آيا هنديان و بودائيان , اين آيين ها را از مسلمانان آموخته اند يا مسلمانان از آنان اقتباس كرده اند؟ شكى نيست برخى از دستورهاى اخلاقى اسلام زمينهء رشد و تأثير پذيرى افكار صوفى گرايانهء بودائيان رادر مسلمانان ايجاد كرده است . وقتى در تعاليم قرآن و روايات , دنيا پرستى مذموم بشاد يا صمت و خاموشى وكم گفتن و كم خوردن و روزه گرفتن ممدوح باشد, زمينهء رشد افكار صوفى گرايانه و رياضت كشى به وجودمى آيد.دكتر غنى در اين باره مى نويسد: اسلام كه به فاصلهء كمى بعد از ظهور از حدود عربستان خارج شد, به سرعت در هر جهت پيش مى رفت وطولى نكشيد به سرحدّ چين رسيد و در زمان بنى اميه سنْد را مسخر نمود و مناسبات تجارتى و اقتصادى بين مسلمانان و اقوام و قبايلى كه از حيث فكر و تمدن و اخلاق با مردم ساير قسمت هاى جهان فرق زيادى داشتند,برقرار ساخت . در قرن دوم به بعد كه مسلمانان به نقل كتب ساير ملل پرداختند, دائرهء علوم وسعت يافت ومقدارى از آثار بودائى و هندى به عربى ترجمه شد كه از جملهء آن , آثارى راجع به تصوف عملى , يعنى زهد وترك دنيا و شرح عادات و رسومى در اين باب از هندى ها و بودايى ها است . از اوائل حكومت بنى عباس جماعتى از تاركان دنيا و دوره گردان هندى و مانوى , در عراق و ساير ممالك اسلامى بودند كه آن ها را مى نامد. اين دوره گردها و سيّاحان و مرتاضان بودائى در صوفى هاى مسلمان مؤثر واقع شدند.(2)اما اخلاق و عرفان اسلامى شيعى كه ما پيروان اهل بيت عصمت و طهارت : به آن معتقديم , دور ازافراط و تفريطهايى است كه ديگران به آن رسيده اند. مشخصه هاى عرفان اسلامى عبارتند از:1 تمسك به قرآن و قرائت و دقت و تدبر در آن . عارفان حقيقى در عمل به قرآن از همگان سبقت دارند.2 تبعيت از دستورهاى اخلاقى كه در قرآن و روايات و سيرهء پيامبر6و اهل بيت : آمده است .3 پرهيز از افراط و تفريط; نه رهبانيت و ترك دنيا و نه پرستش دنيا, بلكه زندگى كردن در حد معقول ومطلوب و ازدواج و تربيت فرزندان صالح و كار و كاسبى و علاقه و محبت به پدر و مادر و فرزند و رسيدگى به همسايگان و بيچارگان و مستمندان و سير و سياحت و تفريح . پيامبر6كه از طرف خدا قانونگذار و پيام آورالهى بود, ازدواج كرد و به عبادت هم پرداخت و حكومت تشكيل داد و فرماندهء لشگر بود و گاه شوخى مى كردو با اصحابش مهربان بود و نسبت به مسلمانان و مؤمنان رؤوف و مهربان بود و با كفار و مشركان جنگ مى كرد ودر عين حال دنيا پرست نبود و براى دنيا غضبناك نمى شد. على 7كه از بهترين اصحاب پيامبر بود, كار مى كرد و زندگى خود را اداره مى كرد و به فقرا رسيدگى مى نمود و در جنگ ها شركت مى كرد و اهل سياست و مدير اجتماع مسلمانان بود و او را اميرمؤمنان مى خواندند. اما پيامبر6و على 7اهل زهد و عبادت وكثرت عبوديت و ذكر و مناجات با خدا و گريه و آه وناله بودند; پس عرفان اسلامى به روش پيامبر و اهل بيت , با عرفان بودائى ها و صوفيان و درويشان بسيارمتفاوت است . رياضت اسلامى تهجّد و نماز شب خواندن و روزه گرفتن و دوام ذكر خدا و كم خوردن و كم گفتن و اطاعت نكردن از هواهاى نفسانى و پا روى شهوات و اميال گذاشتن و دستور خدا را بر خواهش نفس مقدم داشتن است .با اين توضيحات , روشن مى شود آن چه برخى افراد به عنوان رياضت انجام مى دهند و توجه خود را به يك چيز, براى مدت طولانى معطوف مى كنند و چشم از آن بر نمى دارند و نيز نشستن در جاى كثيف و نفس نكشيدن براى مدت طولانى , بر خلاف دستورهاى اسلامى و باعث خدشه دار شدن كرامت انسانى است وهيچ كس از اين روش ها به كرامت انسانى دست نيافته است . از اين گونه دوستان و اين گونه افكار بايد دورى كرد, زيرا نتيجه اى جز ضلالت و گمراهى ندارد. كرامت انسان در عبوديت و بندگى خدا و انجام دستورهاى اسلام است .ـ آقاى ابراهيم ميرزائى از منافقان و كمونيست هايى است كه در ابتداى انقلاب در واقعهء جنگل در جنگ مسلحانه عليه جمهورى اسلامى محكوم به اعدام و فرارى شد. به جاى آن دستورها, نيمه شب نماز شب بخوانيد و در تنهايى سجده هاى طولانى نماييد و از خداوندمتعال رسيدن به سعادت ابدى را استدعا كنيد.تمركز فكر روى شمع چه فايده اى دارد؟! يك بحث سرنوشت ساز را مطالعه كنيد و مطلب بنويسيد و به كتاب هاى مربوط به آن مراجعه نماييد.(پـاورقى 1.دائرة المعارف فارسى , ج 1 ص 1183 با تلخيص .(پـاورقى 2.عرفان نظرى , يحيى يثربى , با تلخيص .
کد سوال : 52602
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اين جانب غالب اوقات به خاطر حواس پرتى , وقتى كه جنسى را به نسيه مى فروشم ,فراموش مى كنم در دفتر بنويسم يا اگر نوشتم , بعد از چند روز مشترى مى گويد: پول را پرداخت كرده ام و من مجبورم قبول كنم . لطفاً در اين مورد راهنمايى ام كنيد؟
پاسخ : برادر جانباز! از اين كه با ما مكاتبه كرده ايد و مسائل و مشكلات خود را پرسيده ايد,متشكريم . درمورد كاسبى و نحوهء آن , بايد مدتى چگونگى كاسبى كردن را بياموزيد. در حديث است : ; زيرا بسيارى از كاسب ها به خاطر اين كه نحوهء كاسبى را بلد نيستند,ناموفّق اند و بعضى ورشكست مى شوند. شايد بعضى اشتباهات , از حواس پرتى باشد و بعضى به خاطرنابلدى . پيشنهاد مى كنيم غير از دفتر محاسباتى كه داريد و در آن ثبت و ضبط مى كنيد, يك دفترچهء كوچك براى مشترى هايى كه جنس نسيه مى برند, تهيه كنيد و وقتى نسيه فروختيد, در آن دفتر نيز ثبت و امضا كنيد و دفترچه را به مشترى بدهيد و به او بگوييد: هنگامى كه مى خواهى پول را پرداخت كنى , دفترچه را بياور تا من امضا كنم كه بدهى شما تصفيه شده است . اگر اين كار را بكنيد, ديگر اشتباه نم يكنيد و به شك نمى افتيد, چون اگر گفت :من پول را پرداخت كرده ام , معلوم است , چون يك امضاى تصفيه شده در دفتر خودتان هست و يكى هم دردفترچه اى كه به مشترى داده ايد. هم چنين شما مى توانيد دفترچهء روزنامه داشته باشيد و اگر تا يك هفته تصفيه نشد, داخل دفتر محاسبات بنويسيد و هر كس پول را داد, مقيد باشد روز معامله را بنويسيد و جملهء را مجدداً مقابل بدهى بنويسيد. در سورهء بقره , چندين جمله كه مفهوم كتابت و نوشتن دارد جمع شده است , كه به خاطر همين مسائل است .
کد سوال : 52603
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نوجوانى 12ساله هستم كه در كودكى پدر و مادرم را از دست دادم و فعلاً نزد مادر بزرگم زندگى مى كنم , هيچ كس به ما كمك نمى كند, حتى پول يك دفتر و خودكار را ندارم و نزد دوستانم خجالت مى كشم , لطفاً ما را كمك كنيد.
پاسخ : برادر عزيز و گرامى ! از اين كه با ما درد دل كرده ايد تشكر مى كنيم .فرزندانى مانند شما كه با سختى ها دست و پنجه نرم مى كنند و با مشكلات بزرگ مى شوند, غالباً آيندهء خوبى دارند, به خدا اميدوار باشيد. . گاه گاهى كه فرصت كردى دو ركعت نماز مستحبى بخوان و از خدا كمك بگير و سعى كن در مسجد حضورپيدا كنى و با جوانان متدين و مذهبى آشنا شوى . از دوستان بى نماز و بد اخلاق دورى كن . شما نوجوان خوبى هستى . آيندهء خودت را با خوبى به دست آور. بر خداتوكل كن و دل به غير خدا نبند. زندگى به هر شكلى مى گذرد, اما عاقبت بانيكوكاران است . دربارهء مشكلات مالى , چون اين واحد توانايى كمك مالى ندارد, از شماپوزش مى طلبيم , اما نامه اى به كميتهء امداد شهرتان مى نويسيم و ضميمه مى كنيم . شما مى توانيد آن نامه را به كميتهء امداد ببريد. انشاءالله آنان شما راتحت پوشش قرار مى دهند و كمك هايى در حدّ توانشان به شما مى كنند. از شماعذر خواهى مى كنيم . .