کد سوال : 52434
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از تمرين نفس چيست ؟ مردى سال ها عبادت مى كند و رياضت مى كشد, ولى بعد ازمدتى به دليل هواهاى نفسانى مرتكب گناه مى شود, علّت آن چيست ؟
پاسخ : منظور از تمرين نفس , تهذيب نفس از رذايل و پستى اخلاقى است . اين مسلّم است كه بعضى ازخُلقيات , پسنديده و بعضى ناپسند است . اخلاق پسنديده , مانند صبر, حلم , شجاعت , علم , عدالت , تواضع و ايثار و اخلاق ناپسند,مانند تكبّر, خودپسندى (عجب ), ظلم به ديگران , حرص و طمع و ديگر رذايل اخلاقى .تهذيب نفس اين است كه اولاً رذايل و فضايل را بشناسيم و ثانياً تصميم بگيريم كه پستى ها و رذايل را ازخود بزداييم و به جاى آن ها فضايل را بنشانيم . گناهان و مفاسدى كه دامن گير انسان ها مى شود, ريشه در يكى ازرذايل اخلاقى دارد. كسى كه تمرين و تهذيب نفس كرده و مدتى بر آن مداومت كرده و حقيقتاً, خودخواه , دنياطلب , متجاوز, متكبر نيست , هرگز گِرد گناه نمى رود. در ديد او آن قدر گناه و معصيت زشت است كه از گناه بدش مى آيد; البته كسى كه با هواهاى نفسانى مبارزه مى كند, نبايد از شرّ آن ها در امان باشد, هر لحظه ممكن است در اثر غفلتى منحرف بشود. افرادى بودند كه مدتى در لباس تهذيب نفس وارد شدند, ولى چون عميق وهمراه با حقيقت نبوده نتوانستند به درستى هواهاى نفسانى را ريشه كن كنند; بالاءخره در اثر انحرافاتى دچارلغزش شدند; بنابراين , اگر كسى به حقيقت تمرين نفس كند, بعيد است كه منحرف شود; البته در اثر غفلت ,ممكن است دچار لغزش شود.
کد سوال : 52435
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا رقص زن براى زنان يا مرد براى مردان حرام است ؟ و آيا پول دادن به رقاصان جايز است ؟
پاسخ : رقص زن براى زنان و همين طور رقص مرد براى مردان , اگر همراه با محرمات ديگر نباشداشكالى ندارد,(1) ولى به فتواى امام (ره ) بعضى ديگر از علما, فقط رقص زن براى شوهر و رقص شوهر براى زنش اشكالى ندارد(2) و پولى كه مردم به رقاصان مى دهند و رقص هم حرام باشد, اگر هديه باشد اشكالى ندارد, گرچه مجلس , مجلس حرامى باشد, ولى اگر اين پول ها, مزد رقاصى آن رقاص باشد, حرام است و مالك نمى شود, چون اجرت بر كار حرام , حرام است .(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 سؤال 1736(پـاورقى 2.امام خمينى (ره ), استفتائات , ج 2 ص 15
کد سوال : 52436
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا عطسه نشانهء درستى موضوع است ؟
پاسخ : از نظر اسلام , اين گونه مطالب درست نيست , بلكه شبيه به خرافه است .از امام صادق 7روايت شده كه عطسه , امان از مرگ است و علامت سلامتى مزاج است , لذا مستحب است هنگامى كه شخصى عطسه مى زند به او بگوييم و طرف مقابل نيز بگويد ,(1)اما صبر و مكث كردن و يا فرق گذاردن بين يك عطسه و دو عطسه , همگى افسانه و خرافه است كه بايدمسلمان آگاه و دانا از اين افسانه ها بپرهيزد و عزم را جزم كند و اساساً روح اسلام با اين گونه مطالب سازش نداردتا آن جا كه دستور مى دهد هنگامى كه بر كارى مصمّم شديد, اگر كسى فال بد زد اعتنا نكنيد و بر خداوند توكل كرده به دنبال هدف برويد و فال بد زدن را نشانه شرك قرار داده است و همواره فرموده اند: (2)همواره به خير و نيكى تفأل بزنيد تا آن خير و خوبى را از پيشگاه حقّ دريابيد. صداى زاغ , آهنگ جغد و پرش چشم و يا عطسه نبايد در عزم و تصميم انسان خللى ايجاد كند.(پـاورقى 1.سفينة البحار, ج 2 مادهء عطس .(پـاورقى 2.همان , مادهء سَمَت .
کد سوال : 52437
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدتى است كه نمى توانم قرآن را حفظ كنم و حوصله حفظ كردن ندارم و فقط به تمرين محفوظات خود مشغول هستم , چه بايد كرد كه رغبت و ميل من بيش تر بشود؟
پاسخ : عارض شدن حالات مختلف در اوان جوانى , به خصوص از سنين بيست به بالا, طبيعى است .در اين سنين , افكار مختلفى به انسان رو مى آورد; از طرفى دلهره قبولى دانشگاه , تشكيل زندگى , ازدواج و شغل باعث افسردگى دل و رنجورى انسان مى شود. هجوم اين افكارِ ناخواسته , مانع آرامش هاى قبلى مى گردد; از اين جهت , ديگر توان ذهنى سابق را ندارد, نه اين كه حافظه اش كم شده باشد, بلكه تمركز حواسّ ندارد, در ضمن ,حفظ قرآن از واجبات نيست و مهم عمل به مقتضاى قرآن است . در حديث داريم قلب انسان گاهى ميل به چيزى پيدا مى كند و گاهى كراهت دارد و بى ميل است .فرمودند: اگر رغبت به مستحبات نداريد, انجام ندهيد, فقط به واجبات اكتفا كنيد.شايد بعضى مشغله هاى فكرى و روحى باعث شده است كه حوصله گذشته را نداشته باشيد و نتوانيد مثل سابق قرآن را حفظ كنيد. بنابراين , براى تمركز حواس بايد كم تر به مواضع و مناظر جلب نظر كننده نگاه كنيد, ازرفتن به جاهاى مختلف پرهيز كرده و از مطالعات پراكنده خوددارى كنيد.هم چنين شما مى توانيد از راه گوش دادن نوار به حفظ كردن , تنوع بدهيد و از خداوند متعال بخواهيد تاتوفيق قبلى تان برگردد و بتوانيد بقيهء قرآن را نيز حفظ كنيد.
کد سوال : 52438
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با پسر خاله ام نامزد شده ام و به نظر رفتارش خيلى متعادل نيست ; گاهى دروغ مى گويد و زمانى نماز نمى خواند; سيگار هم مى كشد ونگاه هايش آلوده است , چه راه حلّى را پيشنهاد مى كند كه كارهاى ناروا را كناربگذارد, تا در آينده خوشبخت شويم ؟
پاسخ : همان طور كه مى دانيد پسر خاله تان در سفر قم نزد شما اعتراف كرده است , ولى از چند چيز رنج مى برد; يكى اين كه فكر مى كند محبوب و مورد علاقهء خانواده ـ مخصوصاً پدرنيست ;دوم : مورد اعتماد خانواده نيست و آن ها حرف هايش را نمى پذيرند و درگفتار او را صادق نمى دانند; سوم اين كه : برايش شخصيت و ارزش قائل نيستند و هنوز با او مانند يك بچه رفتار مى كنند و حركاتش را زير نظر دارند; به همين دليل او خودش را تنهامى پندارد و كسى را پيدا نمى كند كه خلاءهايش را پر كند و او را درك نمايد.اگر مى بينيد گاه سيگار مى كشد و گاه با دختران نامحرم است و حتّى گاه دروغ مى گويد, به خاطر اين است كه احساس كمبود مى كند و از اين طريق مى خواهد كمبودهايش را جبران نمايد.اگر به دادش نرسيد و خلاءهايش را پر نكنيد, روز به روز بدتر مى شود تاجايى كه قابل جبران نباشد.وظيفهء شما به عنوان همسر فردى كه خيلى به شما علاقه مند است و اظهارمحبت مى كند, سنگين است و رعايت نكات ذيل ضرورى است : 1 با شگردهاى حساب شده , توجه اش را به خود جلب كنيد. بايد كارى كنيد او نياز به نگاه و صحبت و ارتباط با ديگران را نداشته باشد. بايد جاى دختران ديگر را پر كنيد. ببينيد از آن ها چه مى خواست و با آن ها چه صحبتى مى كرد و آن ها چه عكس العملى نشان مى دادند و چه مشكلى را از او برطرف مى كردند; شما آن ها را انجام بدهيد.بهتر است به پدر و مادرتان تفهيم كنيد به محضر برويد و عقد رسمى بكنيدو خود را كاملاً در اختيارش قرار بدهيد و اجازه بدهيد با شما ارتباط داشته باشدو روح و جسمى با شما آرام و قرار بگيرد, تا فكر دختران ديگر را در سر نپروراند.2 به او محبت كنيد و به گفته هايش اعتماد نماييد و حرف هايش را در ظاهرباور كنيد, اگر چه بدانيد راست نمى گويد, به عنوان مثال وقتى برايتان كفش خريد و به شما هديه كرد, مى توانستيد بگيريد و تشكر و قدردانى كنيد و بگوييدهرگز محبتش را فراموش نخواهيد كرد و چقدر او جوان با محبتى است .نمى بايست به رُخش بكشيد دروغ مى گويد و كفش از آن خواهرش است , بلكه مى توانستيد به بهانه اين كه بزرگ است يا رنگ خوبى ندارد و مى شود آن راعوض كرد, واقعيت را به او نشان بدهيد, تا بفهمد اين كار, عمل خوبى نبوده است , چنان كه خودش به شما گفت : چرا پيش خواهم شخصت مرا خُرد كردى !بهتر بود شما چيزى نمى گفتيد تا شرمند مى شد.به پدر و مادرتان سفارش كنيد حرف هايش را باور و نظر او را جلب و به اواعتماد كنند, تا جاى خالى پدر و مادرش را پر نمايند.3 در مورد سيگار, لازم نيست جيب هايش را بگرديد, يا در مورد نماز او رازير نظر بگيريد. خيلى سخت گيرى نكنيد; همين كه مى گويد: نماز خوانده ام وسيگارى نيستم , به حرف هايش اعتماد كنيد. كم كم خوب مى شود.به جاى مچ گيرى و زخم زبان زدن مى توانيد كتاب هاى مفيدى كه در زمينه ءمضرات مالى ـ جانى سيگار است و همين طور در مورد نماز و اهميت آن واثرات مفيدى كه در دنيا و آخرت دارد, بخريد و در موقع فرصت , وقتى حال شنيدن يا مطالعه كردن را دارد, برايش بخوانيد يا خود مطالعه كند.در مورد درس و گذراندن بعضى از درس ها خوب است به طور مستقيم دخالت نكنيد و نگوييد: چرا درس نمى خواند و يا چرا درس هايش را تمام نمى كند; به جاى اين ها بگوييد: من از زندگى جمعى با پدر و مادرم دارم خسته مى شوم و دلم مى خواهد زندگى مشتركمان را با شما همسر مهربان شروع كنم .كم كم در فكر تهيهء منزل و اشتغال به كار و هزينهء زندگى باشيد. بدين سان ان شاءاللّه آيندهء خوبى خواهيد داشت .دربارهء دست دادن با زن همسايه , برخورد شما و خانواده , با ايشان مناسب نبود و خيلى تند برخورد كرديد. اگر چه كار بد و خلاف شرعى مرتكب شد, اماحتماً عمدى نبوده است , چنان كه از كردهء خود پشيمان شده و اظهار كرده نمى داند چرا اين كار را كرده است !همين كه يك جوان تا اين اندازه از كرده اش شرمنده مى شود و هر موقع مطرح مى شود, سرش را پايين مى اندازد, معلوم مى شود عمدى نبوده است .سعى كنيد به هيچ وجه او را به خاطر اين كار سرزنش نكنيد.به هر طريقى كه مى توانيد توجه او را به خود جلب كنيد و به او محبت بورزيد و حرف هايش را باور كنيد و به او شخصيت بدهيد و او را از تنهايى واحساس خود كم بينى و كمبود عاطفه خارج كنيد.موفق و مؤيد باشيد
کد سوال : 52439
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مشكل من مشكل مشترك تمام جوانان است . سال پنجم رشته پزشكى هستم , پدر و مادر ندارم ,با توجه به مشكل مسكن و نگرانى از آيندهء شغلى قادر به ازدواج نبوده و كنترل غريزه جنسى برايم مشكل است , خواهشمندم مرا راهنمايى كنيد; زيرا دين اسلام يك دين كامل است و در همهء
پاسخ : برادر گرامى ! شكى نيست كه بهترين راه و شايد تنها راه براى شما ازدواج است ; البته به علت موانعى كه موجود است و شما هم به آن اشاره كرده ايد, بايد ازدواجى با شرايط و خصوصيات ويژه باشد, مثلاًازدواج با دختر دانش جو يا كارمندى كه شرايط شما را درك كرده و اگر دختر هم از نظر جهيزيه و ديگر امكانات آمادگى نداشته باشد, شما مى توانيد با هم ازدواج كرده و منتظر فرصت مناسب براى عروسى بمانيد.وقتى بنا هست پسر و دختر هر يك جداگانه سال هاى سال مجرّد بمانند, چه اشكالى دارد كه با هم نامزدبوده , با هم ملاقات كنند و با هم فكرى , موضوعاتى چون شغل , مسكن و ديگر نيازها را پى گيرى كنند.برادر گرامى ! درست است كه به خاطر مشكلات مختلف , نابسامانى زيادى در زندگى فردى و اجتماعى وجود دارد, ولى شما تسليم وضع موجود نشويد و با تلاش فراوان و جديّت تمام , به دنبال يك دختر هم فكر وهم ايده و هم شأن خود بوده و مطمئن باشيد كه خداوند هم به شما كمك خواهد كرد; با هم كنار بياييد و سعى كنيد مشكلات خود را حل كرده و يك زندگى ساده و سالمى را پى ريزى كنيد, موفقيت شما را از درگاه الهى خواهانيم . والسلام .
کد سوال : 52440
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيت الله حسن زادهء آملى در يكى از شماره هاى مجلّهء بشارت در مصاحبه اى فرموده بودند كه حافظ قرآن و كسى كه با قرآن در ارتباط است , از آتش جهنم مصون است , لطفاً در اين باره توضيح دهيد.
پاسخ : تأثير خواندن قرآن و حفظ آن در ساختار شخصيتى انسان بسيار است . مى توان گفت : كسى كه با قرآن مأنوس است , يك شخصيت قرآنى پيدا مى كند, حتى در روايت آمده است كه پيامبر6فرمود: . و بعد فرمود: .(1)تمام اين ها در صورتى است كه انسان به قرآن عمل كند, وگرنه بسا حافظانى كه قرآن آن ها را لعنت مى كند.امام سجاد7به زهرى فرمود: و هنگامى كه آيهء را قرائت مى كرد, آن قدر تكرار مى فرمود كه نزديك بود جان تسليم كند.(2)(پـاورقى 1.صادق احسانبخش , آثار الصادقين , ج 17 ص 263(پـاورقى 2.همان , ص 248
کد سوال : 52441
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مى گويند ارادهء انسان در طول ارادهء خداوند است ; منظور و مفهوم آن چيست ؟
پاسخ : در عالم هستى و وجود, هيچ چيز از خواست و اراده و توجه خدا خالى نيست , نمى شود چيزى در عالم باشد كه از ارادهء خدا دور بوده و وجودى مستقل از خدا داشته باشد, هر مخلوقى در تحت اراده و توجه خدا است , حتى اشرف مخلوقات عالم كه انسان هاى كامل هستند, همه و همه در حكومت الهى قرار دارند وهيچ كس و هيچ چيز از حكومت الهى نمى تواند خارج شده بيرون رود و قهر و غلبه خدا بر همه چيز سيطره دارد و همه چيز در دست قدرت الهى اداره مى شود. على 7در دعاى كميل مى فرمايد: .يكى از چيزهايى كه تحت اراده و حكومت خدا است انسان با همهء وجودش , با تصميم و اراده اش انسان باتمام وجودش از اراده و تصميم و خواست خدا جدا نيست حتى انسان كه تصميم مى گيرد بدون ارادهء خدانمى تواند تصميم بگيرد و دنبال كارى برود پس انسان كه مريد و داراى ارادهء خلق شده , مخلوق خدا است مثلاًوقتى كه تصميم مى گيرم كه نماز بخوانيم و تصميم مى گيريم كه خدا نكرده گناهى انجام دهيم اين تصميم ما ازارادهء خدا خارج نيست يعنى خدا خواسته و خدا قدرت تصميم گيرى را به ما داده حتى وقتى كه گناه ا نجام مى دهيم از ارادهء خدا جدا نيستيم , پس اين كه مى گويند: ارادهء انسان در طول ارادهء خداوند است , به اين معنااست كه خداوند انسان را موجودى صاحب اراده خلق كرده و وقتى كه انسان اراده مى كند كه كارى انجام دهد,در طول اراده خدا است ; يعنى انسان به قدر خدايى مى تواند هر كارى را كه بخواهد انجام دهد و انسان به خودش واگذار نشده كه (تفويض مطلق ) باشد و از طرفى هم انسان مجبور مطلق نيست , بلكه امر بين الامربين است . وقتى كه انسان تصميم بر كارى مى گيرد, در عين اين كه آن كار مستند به انسان است , ولى از حول و قوه ءالهى نيز خارج نيست و انسان تحت قوه و حول الهى كارهاى اختياريش را انجام مى دهد, وگرنه اگر خدا نخواهدانسان نمى تواند اراده كند.حضرت على 7مى فرمايد: . انسان اراده مى كند كارى انجام دهد, ناگهان منصرف مى شود واين به خاطر اين است كه خداوند او را از تصميم بر مى گرداند
کد سوال : 52442
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر خدا به كسى نياز ندارد و بر هر قدرتى توانا است , چرا حزب و ياور دارد و مى فرمايد: .
پاسخ : بى نيازى و غنا از صفات ذات خدا است ; يعنى خدا ذاتاً محتاج و فقير نيست , اما اين بى نيازى خدا, اما اين بى نيازى خدا, ربطى به دين ندارد; دين خدا احتياج به يارى و كمك دارد, شما دين خدا را با خودخدا خلط كرده ايد. ذات خدا محتاج نيست , اما دين خدا محتاج به يارى و كمك مردم هست و بايد دين خدا رايارى كرد يا پيامبران خدا يا امامان و اوليا و علماى دين , احتياج به كمك دارند. حضرت عيسى 7به اصحابش فرمود: . قال الحواريّون : نحن أنصاراللّه ;گفتندما ياران دين خدا هستيم >;(1) يعنى تو را كه مجرى دين هستى يارى مى كنيم . يا پيامبر اسلام 7وقتى كه مردم مى خواستند با او بيعت كنند مى فرمود: بيعت مى كنيد بر اين كه دين خدا و پيامبر را يارى كنيد. حزب الله ,يعنى گروهى كه دين خدا را يارى مى كنند; در مقابلش حزب شيطان است كه راه و رسم شيطان را رواج مى دهند. قرآن وعده داده كه بالاءخره , حزب الله رستگار خواهند شد و عاقبت با متقين خواهد بود و خدا ازحزب الله راضى است و حزب الله هم از خدا راضى اند.(2)(پـاورقى 1.صف (61 آيهء 13(پـاورقى 2.مجادله (58 آيهء 22
کد سوال : 52443
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به نظر خودم بدشانس هستم و كار پيدا نمى كنم , ولى اميدوارم با توكل به خدا اين مشكل حل گردد, هم چنين پدرم سال ها كارگرى كرده , ولى چون با صاحب كار دوست قديمى هستيم نمى توانيم از اوشكايت كنيم و پدرم مجبور شده است شخصاً خود را بيمه كند. لطفاً ما را در اين مو
پاسخ : قبل از هر چيز خاطرنشان كنيم اعتقاد به بدشانسى را از ذهنتان حذف كنيد, زيرا يك نوع تلقين ناپسند است , كه اگر كسى گرفتار آن شد, تا آخر عمر از آن رها نمى شود و در هر جا كه زمينه نبود يا كوتاهى شد ويا مانعى وجود داشت , تقصير را به گردن بدشانسى مى اندازد و اگر احياناً در جايى امكان موفقيت بود, وقتى بااين روحيه گام بر مى دارد, چون متزلزل است و از پيش قضاوت مى كند كه حتماً موفق نخواهد شد, موفق نمى شود و فرصت ها را از دست مى دهد.]تو چون خود كنى اختر خويش را بدمدار از فلك چشم نيك اخترى را]وقتى خودت را بدون دليل بدشانس معرفى مى كنى , بايد تسليم شوى و شيطان همين را مى خواهد. وقتى انسان مأيوس و نااميد شد, ديگر حركتى به سوى بهروزى و خوش وقتى نمى كند و به دنبال نيك بختى نيست .چنين انسانى كه روحيهء كفر در وجودش هست , رفته رفته نا اميد و افسرده مى گردد و نعمت ها و خوبى ها وتوانايى ها را ناديده مى گيرد و رفته رفته به يك انسان نااميد تبديل مى گردد كه ديگر اميدى به او نيست .هرگز فال بد نزنيد و خود را بدشانس ندانيد كه عاقبت خوبى ندارد.انسان وظيفه دارد حركت كند و دنبال كار برود و تلاش كند و اميدوار باشد و اعتماد به نفس را از كسانى يادبگيرد كه بدون داشتن امكانات كافى , خود را به آب و آتش مى زنند و مطلوب و مقصود خود را به دست مى آورند. سعى كنيد نعمت هاى خدادادى و توانايى هايتان را شماره كنيد. آن وقت است كه به حركت درمى آييد, ولى اگر نگاهتان به ناتوانايى ها باشد, جز ناتوانى به دست نخواهيد آورد.]برو كارگر باش و اميدواركه از يأس جز مرگ نايد به بار ]در مورد پدرتان و صاحب كار او لازم نيست از راه شكايت وارد شويد. پيشنهاد مى كنيم از راه مسالمت آميزو دوستى وارد شويد, مثلاً يك نفر بزرگ تر, يك ريش سفيد يا كسى كه مورد احترام صاحب كار است و حرف اورا مى شنود, پيدا كنيد و مسئله را با او در ميان بگذاريد و از او كمك بخواهيد, كه در اين امر خير پادرميانى كند وبا صاحب كار صحبت كند و بگويد: چه خوب است در حق فلانى كه سال ها كارگر تو و نيازمند است , كارخيرى انجام دهى يا او را بيمه كنى يا حق بيمه او را بدهى و يا هر طور كه مى دانى , به او كمك كنى ; بدانى كه اين كارخيلى به جا و مناسب و گذشت و جوانمردى است .اگر چنين كسى يافت نمى شود يا زمينهء چنين اقدامى نيست , با موافقت پدرتان نامه اى محترمانه خطاب به صاحب كار بنويسيد و با تمجيد و تكريم از وى درخواست كنيد پدرتان را بيمه كند يا مخارج بيمه اش را بپردازدو يا از هر راه ديگرى صلاح مى داند, به شما كمك كنيد. در ضمن گرفتارى هاى معيشتى خود را بنويسيد وبگوييد: اين يك پيشنهاد دوستانه است كه در عمل به آن آزاد است . در خاتمه خوش حاليم به درس خواندن علاقه پيدا كرده ايد. كمى بيش تر دربارهء فوايد درس و با سواد شدن و مدرك داشتن فكر كن و آينده را در نظر بگير. اميد است علاقه و تحرك بيش ترى پيدا كنى . بى كارى براى روح و روان و جسم بسيار زيان بار است و خمودى و افسردگى را به دنبال دارد. از همين حالا به فكر برنامه هاى تابستان باشد و در كارها نظم و انضباط را رعايت كن . اميدوايم .