• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 52394
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا ما پيامبر نشديم ؟
پاسخ : مقام پيامبرى مقامى بلند و رفيعى است كه همه كس توانايى قبول آن را ندارد و همراه با تحمّل مشكلاتى است كه تا خداوند شخصى را امتحان نكند, اين مقام را به او عطا نمى كند. البته اين مقامات معنوى در واقع مسئوليتى سنگين است و تمامى رياست هاى معنوى از جمله امامت و رهبرى در اسلام , مسئوليت سنگين الهى است . اين مسئوليت ها مانند رياست و مقامى كه مردم مى پندارند و دنبال آن مى روند و همواره مى گويند: چرا ما چنين و چنان نشديم , نيست . اميرالمؤمنين على 7وقتى كه پيشواى مسلمانان بود, سطح زندگى او از ديگران پايين تر بود و پيامبر6قتى كه رياست و حكومت داشت , سطح زندگى او از ديگران كم تر بود; بنابراين اگر كسى بخواهد پيامبر يا امام بشود كه به رياست و دنيا برسد, خيال باطل در سر پرورانده است و اگر بخواهد به ثواب اخروى پيامبرى ياامامت برسد, با عمل به دستورهاى اسلام و وظايف الهى , ثواب بزرگ الهى و همراهى با انبيا را در بهشت خواهد داشت . حضرت موسى از خدا خواست همراه و همنشينى خود را در بهشت ببيند. وحى آمد فلان جوان قصاب همراه و همنشن تو خواهد بود. وقتى حضرت موسى 7با آن جوان آشنا شد, فهميد او به جهت احترام به مادر پيرش به آن مقام رسيده است .
کد سوال : 52395
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در پايان جهان همه چيز از بين مى رود; آيا خانهء خدا (كعبه ) و زيارتگاه ها نيز از بين مى روند؟
پاسخ : از آيات قرآن استفاده مى شود در پايان همهء اجسام مادى از بين مى روند. در سورهء تكوير آمده است : .و در سورهء انفظار آمده است : و در سورهء زلزال مى فرمايد: .بنابراين , در تمامى كرهء زمين زلزلهء عجيبى مى شود و همه چيز زيرو رو مى گردد, از جمله خانهء خدا ومسجدها و زيارتگاه ها و عالم ديگرى بر پا مى شود.
کد سوال : 52396
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قيامت چگونه و در كجا است ؟ چگونه امكان دارد فردى كه در اروپا دفن شده , با كسى كه در تهران دفن شده است , يك جا جمع بشوند؟
پاسخ : از مكان قيامت و چگونگى آن كسى اطلاع دقيقى ندارد, ولى در آيات و روايات ترسيمى ازقيامت و بهشت و جهنم آمده است , كه به آن اشاره مى شود:خداوند همهء شما را در روز رستاخيز جمع مى كند و چاره اى از آن نيست و كيست كه از خدا راستگوترباشد!(1)خدايا! تو همهء مردم را در روز قيامت كه شكى در آن نيست , جمع آورى مى كنى و اين تخلف ناپذيراست .(2)در روز قيامت همه زنده مى شوند و گناه كاران در نوميدى و غم و اندوه فرو مى روند.(3)هنگامى كه قبرها زيرورو شود و مردگان براى حساب برانگيخته شوند.(4)امام سجاد7فرمود: شديدترين ساعات انسان ها, سه موقع است :1 موقعى كه فرشتهء مرگ را در برابر خود مى بيند;2 موقعى كه از قبر زنده مى شود;3 موقعى كه پاى ميزان حساب در برابر خداوند متعال قرار مى گيرد.(5)و باز در قرآن مى خوانيم : خانهء آخرت حيات حقيقى است .(6)زمين و آسمان روز قيامت , غير از زمين و آسمان دنيا است .(7)مدت زمان روز قيامت پنجاه هزار سال است .(8)مردم در روز قيامت مانند ملخ ها پراكنده و از يك ديگر جدا هستند. روز قيامت روزى است كه نه مال و نه فرزند و نه خريد و فروش و نه دوست , هيچ كدام به درد انسان نمى خورد و فقط قلب سليم و پاكيزه به دردانسان مى خورد.(9)روز قيامت روز سختى است كه بچه ها پير مى شوند.(10)جهنم را مى آورند و مى گويند: اين همان جهنمى است كه انكار مى كرديد.(11)بهشتيان وقتى وارد بهشت مى شوند, فرشتگان بر آنان سلام مى كنند و مى گويند: بفرماييد وارد بهشت شويد.(12)جهنميان را كشان كشان به سوى جهنم مى برند و از رو, آنان را بر جهنم وارد مى كنند.(13)در سورهء الرحمن , در توصيف بهشت و بهشتان مى فرمايد: (پـاورقى 1.نساء (4 آيه 87(پـاورقى 2.آل عمران (3 آيه 9(پـاورقى 3.روم (30 آيه 12(پـاورقى 4.انفطار (82 آيه 4(پـاورقى 5.ناصر مكارم , پيام قرآن , ج 5 ص 51 به نقل از بحار, ج 7 ص 105(پـاورقى 6.عنكبوت (29 آيه 64(پـاورقى 7.ابراهيم (14 آيه 48(پـاورقى 8.معارج (70 آيه 4; قمر (54 آيه 7(پـاورقى 9.شعراء(26 آيه 88ـ 89(پـاورقى 10.مزمل , (73 آيه 17(پـاورقى 11.طور (52 آيه 14(پـاورقى 12.نحل (16 آيه 32(پـاورقى 13.قمر (54 آيه 48
کد سوال : 52397
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند ما را آفريد؟ ممكن است دلمان نمى خواست به دنيا بياييم ! حال كه به وجودآمده ايم , چرا جهنم را آفريد؟
پاسخ : مسلّماً خداوند حكيم از خلقت انسان هدفى داشته است . كارهاى خدا بدون حكم و مصلحت نيست و هر چه خلق كرده , به نحوى مفيد و خوب و لازم بوده است .مجموعهء نظام هستى از اتقان و حكمت برخوردار است و هر چيز به جاى خويش نيكو است .هدف از خلقت آسمان ها و زمين , آفريدن انسان بود و هدف از خلقت انسان , شناخت خدا و عبادت وپرستش او و در نتيجه رسيدن به كمالات و ارزش ها بود: .(1) انسان در اثر علم و معرفت و توانايى كه دارد, مى تواند به عظمت پروردگار پى ببرد و در برابر او كرنش كند و در مرحلهء آخر به جايگاهى بسيار زيبا كه بهشت است برود; بنابراين خلقت انسان و كسب كمالات و رفتن به بهشت چه عيب ونقصى دارد كه انسان آرزو كند كاش به دنيا نيامده بود! خداوندى كه انسان را آفريد و همهء امكانات مادى ومعنوى را در اختيار او قرار داد, مى تواند با اعمال خوب به بهترين جا كه بهشت است , راه يابد و به بالاترين كمال برسد. مقصود اصلى خدا از خلقت همين بود, نه اين كه دنبال كارهاى زشت برويم و خود را در دنيا وآخرت بدبخت بنماييم . خداوند نمى خواهد ما بد و جهنمى باشيم , امّا چه مى شود كرد وقتى انسان با دست واختيار خود به دنبال بدى ها و ظلم و فساد مى رود؟ از اين رو بايد مجازات شود. خدا جهنم را براى افراد بد وظالم آفريد تا بين انسان هاى خوب و بد فرقى باشد.(پـاورقى 1.ذاريات , (51 آيه 56
کد سوال : 52398
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خداوند همه چيز را يك دفعه آفريد؟ اگر يك دفعه آفريد, بقيه را كجا گذاشت ؟
پاسخ : از بعضى آيات استفاده مى شود خدا همه چيز را يك جا نيافريد, بلكه تدريجاً آفريد: آفريد>.خلقت انسان مسلّماً بعد از خلقت زمين و آسمان و ملائكه و جن بود. وقتى خداوند متعال انسان را خلق كرد, به ملائكه دستور داد بر آدم سجده كنند: آفريديم و شما را شكل داديم , سپس به ملائكه گفتيم بر آدم سجده كنيد>.و از آيهء بر هر چيز توانا است > استفاده مى شود آفريدن هنوز ادامه دارد.
کد سوال : 52399
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند چگونه به انسان روح بخشيد و روح چگونه است ؟
پاسخ : انسانيت انسان به روح انسانى او است . اگر اين روح انسانى در انسان نبود, يكى از جمادات يايكى از نباتات بود. خداوند متعال وقتى كه انسان را از گِل آفريد, از روح خود در او دميد: از روح خود در او دميدم >. دميدن روح الهى در جسم باعث انسانيت انسان شد.اما اين كه روح چيست و چگونه است ؟ كسى مطلع نيست , گرچه بعضى گفته اند: روح جسم رقيق هوايى است كه در وجود جاندار رفت و آمد مى كند, و يا بعضى گفته اند: جسم هوايى است كه بر اجزاى جاندارى كه حيات دارد, داخل شده است >.(1)در سورهء مباركهء اسراء آمده است : جواب بگو: روح از امر پروردگار مى باشد (و كسى از آن مطلع نيست )>.(پـاورقى 1.مجلسى , بحارالانوار, ج 58 ص 2 با ويرايش .
کد سوال : 52400
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه انسان فهميد از عقل و هوش خود استفاده كند؟
پاسخ : خداوند متعال انسان را موجودى كه داراى فكر و انديشه و عقل است , خلق كرد و چون عقل وفكر دارد, خواه ناخواه زمينهء مناسبى براى ايجاد تغيير و تحولات به وجود مى آيد. بشر به اين همه پيشرفت وتكامل مادى كه رسيده , به خاطر وجود قوهء عقل در او است . اگر انسان ها داراى اين قوّه نبودند, مانند سايرحيوانات بودند. وقتى انسان مى بيند هر روز صبح خورشيد از افق سر مى زند و دوباره بعد از مدتى در طرف ديگر غروب مى كند, به اين فكر مى افتد كه آيا خورشيد مى چرخد يا زمين ؟ او پى گيرى و فكر و انديشه مى كند,تا به نتيجه اى برسد. وقتى مى بيند دانه را زير خاك كرد و بعد از مدتى در فصل خاصى درختان سبز شدند و ازخاك بيرون آمدند, به فكر كشاورزى مى افتد. همين طور در زمينه هاى مختلف زندگى كم كم در اثر تجربه به نقاطروشن ترى مى رسد, تا بدين جا كه در زمان فعلى و در آينده به پيشرفت هاى بيشترى دست بيابد. همهء اين ها به خاطر قوّه ارزشمند عقلانى و تفكر و انديشه است كه خداوند متعال آن را در وجود انسان قرار داده است .
کد سوال : 52401
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند اخلاق انسان ها را به طور متفاوت پديد آورد؟
پاسخ : تفاوت اخلاق انسان ها با اين كه همه از يك پدر و مادر هستند, به عوامل بستگى دارد: 1 رفتارها و اعمال كم كم در اخلاق افراد تأثير دارد, مثلاً انسان هايى كه با پول و تجارت مسير و كارشان بيش تر است , با افرادى كه در كشاورزى يا ماهى گيرى فعاليت مى كنند يا درس و علم مى آموزند, روحيات وخلقيات متفاوتى پيدا مى كنند و حرفه در روحيهء و روان آنان تأثير دارد, هم چنين در جسمشان تأثير دارد. 2 آب و هوا نيز عامل بسيار مهمى در ايجاد روحيات و اخلاق اكتشابى انسان است . افرادى كه در مناطق سردسير زندگى مى كنند, با افرادى كه در مناطق گرم خيز مى باشند, خُلق و رفتارشان متفاوت است .3 تجمع و مدنيّت افراد جامعه در يك شهر يا روستا عامل ديگرى براى نوع روحيات انسان است ; يعنى تأثير گذارى هر يك از افراد بر ديگران فراوان است . فردى كه در يك منطقهء دور افتاده در چادرى زندگى مى كند,با افرادى كه مثلاً در تهران زندگى مى كنند, از نظر اخلاقى و روحى متفاوت اند. اين شخص كه در شهر زندگى مى كنند, تحت تأثير آداب و رسوم آن شهر قرار مى گيرد, مثلاً نمى تواند فرزندش را با كفش يا لباس كهنه , به بيرون از خانه بفرستد, چون ديگران اين طور نيستند.4 غذاها و خوردنى ها و آشاميدنى ها در روحيات و اخلاق نيز بسيار مؤثر است , همان طور كه در جسم مؤثر است . كسانى كه گوشت خوك مى خورند, با كسانى كه نمى خورند, در روحيات متفاوت اند.كسانى كه شراب مى نوشند, يا كسانى كه بيش تر غذاهاى گرم مى خورند, با ديگران از نظر روحيات متفاوتند.
کد سوال : 52402
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا آسمان بى انتها است ؟
پاسخ : دربارهء عالم هستى و آسمان ها دو نظريه است : 1 جهان با همهء بزرگى اش بالاخره انتهايى دارد و محدود است .2 عالم هستى انتهايى و حد و مرزى ندارد.هر يك از دو نظريه دليل خاصى ندارد و فقط فرضيه است و كسى از واقعيت اطلاعى ندارد و فقطدانشمندان به عظمت و بزرگى عالم پى برده اند و روز به روز بر كشفيات جديد افزوده مى شود.
کد سوال : 52403
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به فرمايش آيت الله قوچانى , راه طولانى را كه انسان پس از حركت طى مى كند, كجا و چگونه است ؟
پاسخ : كتاب از مرحوم آيت الله قوچانى , معروف به آقا نجفى , شرح حال پس از مرگ و پيمودن راه طولانى از درون قبر تا بر انگيخته شدن در روز قيامت است . انسان وقتى كه مُرد, پس از غسل وكف و نماز, او را تشييع مى كنند و داخل قبر مى گذارند و بر روى او خاك مى ريزند. از آن پس روح آن مرده بااعمالى كه در دنيا انجام داده , زندگى مى كند; اگر اعمالش خوب بوده , به صورت بهشت و اگر اعمالش بد و گناه بوده , به صورت جهنم در مى آيد و آن روح تا روز قيامت در عالم برزخ , حيات برزخى دارد, تا در روز قيامت دوباره انسان ها زنده شوند و به بهشتِ جاودان يا به جهنم وارد شوند و جزاى اعمالشان را ببينند. ما تا در دنياهستيم , بايد غذا و زاد و توشهء آن عالم را تهيه كنيم كه در آن جا گرفتار جهنم و سختى ها نشويم . آدم عاقل كسى است كه به فكر مرگ و مردن و عالم پس از مرگ باشد. على 7فرمود: .(1)هم چنين فرمود: .(2)(پـاورقى 1.نهج البلاغة, خطبهء 153و قصار الحكم , شمارهء 398 (پـاورقى 2.همان , خطبهء 99