شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
ببخشید حرف شما رو نداشت با ز می نویسم شما حرف خودتو حساب کن زاله از نرگس چکیدو برگ گل را اب داد وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
دانش اندر یا چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است(ژ)
زاله بر لاله فرود امده هنگام سحرراست چون عارض گلگون عرق کرده یار((س))
سبک تیغ تیزازمیان برکشید بر شیر بیدار دل بر درید
چون نفر قبلی فراموش کردن حرف تعیین کنن جسارتا من با اخرین حرف بیتشون مینویسمدوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنمگفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم؟((ز))
زان یار دلنوازم شکریست باشکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت((ب))
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت((ر))
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییمبا دوست بگوییم که دوست محرم راز است
متاسفانه بازم فراموش شده که این مشاعره تعیینیه و باید هر کس یه حرف برای نفر بعد تعیین کنه بازم من مجبورم با آخرین حرف بیتشون بنویسم تو قوی پنجه شکار افکن و من صید ضعیف ترسم از ضعف به گوشت نرسد فریادم
((ف))
فدای پیرهن چاک ماهرویان باد
هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز
«ر»