• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51874
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شوهرم (نامزدم ) اين حق را دارد كه بگويد فقط بايد با من به جايى برويد نه با كس ديگرى ؟
پاسخ : اميد و علاقهء شوهر بعد از خدا به همسرش مى باشد و او را دوست دارد, آن دو باهم عقد معاقده و معاهده بسته اند و عهد كرده اند كه با هم يار و همراه و همراز باشند. نامزد شما از بين اين همه دختر شما راانتخاب كرده و برگزيده است و اين علامت علاقه و عشقى است كه به شما دارد و دوست دارد كه با اخلاق خوب و مراعات حدود و قوانين الهى و شرعى و قانونى با شما ادامهء زندگى بدهد; بنابراين , اگر بخوانيد اين عشق و علاقه پايدار و استوار بماند, بايد هر دو با هم هم آهنگ و يار و دوست يك ديگر باشيد و به خواسته هاى يك ديگر احترام بگذاريد ; از اين جهت لازم است رفت و آمدها با هم آهنگى يك ديگر باشد, لذااگر خواستيد با مادر يا خواهرتان يا با يكى از زنان همسايه به جايى برويد, با نامزدتان مشورت كرده و ايشان راتوجيه كنيد و الاّ بدون هم آهنگى ممكن است باعث كدورت روح شوهرتان شود و دل نگران و افسرده گردد.
کد سوال : 51875
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من با توجه به اين كه تازه عقده كرده ام , شوهرم مى گويد بايد كاملاً تابع حرف هاى من باشى ,مثلاً اگر پدرم بگويد نامزدت بايد كم تر به خانه بيايد, شوهرم مى گويد من حق دارم هر روز به خانهء شما بيايم يامى گويد حق ندارى با مادر و خواهرت به جايى بروى ؟ لطفاً در
پاسخ : علاقهء شوهرتان را قدر بنهيد و شما نيز نسبت به ايشان احترام بگذاريد و متقابلاً علاقه مند به وى باشيد. او از علاقه و عشقى كه به شما دارد, دوست دارد هر روز خدمتتان برسد, ولى از طرفى هم رفت و آمدايشان براى پدر و مادرتان شايد مشكل آفرين باشد, مثلاً به خاطر اين كه خواهر و برادر بزرگ در خانه داريدممكن است آثار نامطلوبى براى آنان داشته باشد; از اين رو, شايد پدر شما نمى خواهد نامزدتان خيلى رفت وآمد كند, ولى شوهرتان حق دارد شما را به خانهء خودشان ببرد و شما هم ممانعت نكنيد.هم چنين , شوهرتان حق دارد كه شما را از رفت و آمد به بيرون خانه منع كند و شما مى توانيد با اجازه ءايشان , همراه با خواهر يا مادرتان به بيرون از خانه برويد. سعى كنيد ابتداى زندگى تان را با اخلاق خوب و رفتار پسنديده و احترام متقابل شروع كنيد و با مخالفت بايك ديگر, زندگى خود را تلخ نكنيد. حقوق يك ديگر را مراعات كرده و از تك روى و خود خواهى بپرهيزيد وعشق و علاقهء خود را نسبت به يك ديگر ابراز داريد.
کد سوال : 51876
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر آرايش زن خيلى ملايم باشد, مثلاً كسى كرم روشن كننده و... بزند و با اين وضع بيرون برود, حرام است ؟
پاسخ : زينت كردن زنان و بيرون آمدن از خانه , همراه با زينت جايز نيست , مگر اين كه آن را بپوشاند,ولى اگر كرم زدن , زينت محسوب نشود, اشكالى ندارد.(1)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 سؤال 1707
کد سوال : 51877
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انگشتر طلا بر مرد مطلقاً حرام است ؟
پاسخ : انگشتر طلاى زرد بر مرد مطلقا حرام است و طلاى زرد براى زينت زنان خوب است , امّا زينت كردن مرد به انگشتر طلاى سفيد كه به آن پلاتين مى گويند اشكالى ندارد.(1) و هم چنين انگشتر نقره و عقيق و فيروزه بر مردان زيبنده و مستحب است .(2)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 832و 502 سؤال 452 453 454و 455(پـاورقى 2.همان , ص 500 مسئله 864
کد سوال : 51878
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا پوشيدن مانتوى بلند و ساده اشكال دارد؟
پاسخ : حجاب و پوشش بدن بر زنان واجب است ; بنابراين , خانم ها در برابر نامحرمان اولاً: بايد پوشش داشته باشند. ثانيا: پوششى باشد كه كه در بيننده ايجاد شهوت نكند. ثالثاً: مواضع زينت بايد پوشيده باشد, ولى پوشش گردى صورت و دست ها تا مچ لازم نيست ; حال اين گونه پوشش ممكن است با چادر باشد يا با مانتو يابا چيز ديگر.(1)اما اگر نظر همسرتان اين است كه مانتو نپوشيد, سعى كنيد به آن عمل كنيد; زيرا وفاق و همدلى شما با هم موجب استحكام و قوت زندگى مشترك مى شود, خصوصاً تلاش كنيد در آغاز زندگى , او را از خود نرنجانيد.البته بايد خاطر نشان كرد كه چادر, بهترين پوشش براى زنان است .(2) كه هم حرمت خودشان حفظ شده و هم حقّ شوهر مراعات مى شود و هم جامعه از فساد و گناه دور مى شود.(پـاورقى 1.توضيح المسائل , مراجع , ج 2 مسئله 2435(پـاورقى 2.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 سؤال 1701 1706 1707 1708و ج 2 سؤال 1067
کد سوال : 51879
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى توان شخصى را كه اتعقاد به مذهب و دين ندارد, به راه راست هدايت كرد؟
پاسخ : از دو راه مى توان ديگران را هدايت كرد:1 تبليغ منطقى و مستدلّ (وجادلهم بالّتى هى أحسن ).(1) استدلال و مجادلهء عاقلانه و با روش صحيح و بااخلاق حسنه ;2 تبليغ عملى : وقتى رفتار و اخلاق خوب شما را مشاهده كنند, تحت تأثير واقع مى شوند (كونوا دعاةللناس بغير ألسنتكم ليروا منك الورع والاجتهاد والصلاة و الخير فانّ ذلك داعية;(2) مردم را با اعمال و رفتارتان هدايت روايت از امام صادق 7است .كنيد. اگر مردم از شما تقوا و ورع و عبادت و نماز و كارهاى خير را ببينند به خير و صلاح هدايت مى شوند).(پـاورقى 1.نحل (16 آيهء 125(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 67 ص 303
کد سوال : 51880
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد ازدواج با همسر كارمند و مزايا و معايب آن مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : در مورد اين كه همسر انسان شاغل باشد يا غير شاغل , بستگى به تفاهم زن و مرد دارد, اگر شمابتوانيد با همسر آينده خود در زمينهء كار بيرون از منزل اعم از دبيرى , تدريس , كارمندى و... به وحدت نظربرسيد, بسيار خوب و مفيد است و كمك مؤثرى براى چرخش اقتصاد زندگى طرفى است و اگر مايل نيستيدهمسر شما كارى غيراز خانه دارد انجام دهد, بايد قبل از ازدواج با هم صحبت كنيد كه در آينده از بروزمشكلات جلوگيرى شود. در هر صورت , زندگى نياز به هم دلى و هم فكرى زن و مرد دارد و موفقيت وهمزيستى منوط به درك شرايط موجود زندگى است , چنان كه در قديم , زنان با قالى بافى , در زندگى و...دوشادوش مردان در چرخه اقتصادى زندگى كمك كار مرد بودند, امروز هم همكارى زن يا مرد در شكل ديگرى ظهور پيدا كرده است , از قبيل دبيرى , كارمندى و..در هر حال , اين شما و همسر آينده هستيد كه مى توانيد در اين مورد تصميم گيرى كنيد, اين نكته را بايد تذكرداد كه هر دو كار (خانه دارى و غير خانه دارى ) مزايا و معايب مخصوص به خود را دارد كه با توجه به آن ها,يكى را انتخاب كنيد.اميدوايم با هم دلى و اتفاق نظر آينده اى روشن را در پيش داشته باشيد.
کد سوال : 51881
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گناه كاران چند صباحى گناه كرده اند, ولى بايد در آخرت , جاودانه در جهنم بسوزند; آيا اين عمل با حكمت و رحمت خدا سازگار است ؟
پاسخ : قبور آن عزيزان تا زمان تسلّط وهّابيان و ملك سعود و پيروانش , داراى ضريح , گنبد و بارگاه ومحل راز و نياز و زيارت عشّاق بود, امّا پس از تسلّط وهّابى ها بر حجاز, در پانزدهم ربيع 1343هجرى , قمرى ,بلافاصله در هشتم شوّال همان سال ; يعنى حدود شش ماه , قبور و گنبد و بارگاه آن ها را تخريب كردند.وهّابى ها نه تنها قبور ائمهء بقيع را تخريب كردند, بلكه در ظرف دوازده سال , به شهر مقدس كربلا و اطراف آن و نجف حمله مى كردند, كه نخستين آن در سال 1316صورت گرفت . در اين مرحله چنان رسوايى در كربلابه بار آوردند كه در وصف نمى گنجد; پنج هزار تن يا بيش تر را به قتل رسانيدند و پس از فراغت از جنگ , به طرف خزينه هاى حرم رفتند كه انباشته از اموال فراوان و اشياء نفيس بود و همه را به غارت بردند.()(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , آيين وهّابيّت , ص 29 گفتنى است : از جمله مسائلى كه وهابيان بر آن حساسيت خاصى دارند, تعمير قبور و ساختن بنا بر روى قبور پيامبران و اولياى الهى است , و عمدهء دليلشان دو چيز است : اجماع (اتفاق نظر) علماى اهل سنّت , وحديث ابى الهيّاج . از ابى الهيّاج نقل مى كنند كه او گفته است : روزى حضرت اميرالمؤمنين 7به من فرمود:شما را براى انجام كارى مى فرستم كه رسول خدا6مرا براى انجام آن مأمور كرد, و آن اين كه : هر تصويرى راديدى , محو كن , هر قبرى را مشاهد كردى , آن را مساوى و برابر با زمين بنما.هر دو دليل وهّابيها مخدوش است , زيرا اجماع و اتفاق علما و امت اسلامى در تمام ادوار اسلامى برخلاف اين اعتقاد بوده و در زمان خود پيامبر6و ياران او تعمير قبور و ساختن بنا بر روى آن وجود داشته است .روزى كه اسلام در شبه جزيره انتشار يافت و قسمت مهمى از خاورميانه را گرفت , قبور پيامبرانى كه مدفن آنان شناخته شده بود, سقف و سايبان و قبه و بارگاه داشت . در مكه قبر حضرت اسماعيل و مادرش در حِجْرقرار داشت و قبر دانيال در شوش , و قبر يونس و هود و صالح و ذوالكفل در عراق بود. قبر حضرت ابراهيم وفرزندش اسحاق و يعقوب و يوسف , در قدس اشغالى همگى داراى نشان بود, حتى پدر شيخ محمّد رهبرفكرى وهابى ها و برادرش كه از علاما بودند, با او مخالف بودند. سند حديث ابى الهيّاج , ضعيف است , چون در سندش وكيع , سفيان الثورى , حبيب ابن ابى ثابت , وابى وائل الاءسدى است كه مورد انتقاد حديث شناسان اند, مثلاً حافظ ابن حَجَر عقلانى در كتاب در مورد از امام احمد بن حنبل نقل مى كند :او در پانصد حديث اشتباه كرده است (انّه اخطا فى خمس مأة حديث ).()(پـاورقى 1.تهذيب التهذيب , ج 11 ص 125 طبق نقل آيين وهابيت , ص 61و دربارهء سفيان ثورى از ابن مبارك نقل مى كند: سفيان در حال حديث گفتن براى عده اى بود كه من رسيدم وديدم در حديث تدليس مى كند و وقتى مرا ديد, خجالت كشيد.و در مورد حبيب بن ابى ثابت از ابى حيان نقل مى كند كه او هم در حديث تدليس مى كرد و غير واقع را واقع جلوه مى داد, و دربارهء ابى وائل مى گويند: وى از نواصب و از منحرفان از طريق امام على 7بود.()(پـاورقى 2.شرح حديد, ج 9 ص 99 به نقل از آيين وهابيت , ص 62وانگهى از افرادى است كه از علوم نبوى بى بهره بود و در تمام صحاح ششگانه تنها يك حديث از او نقل شده است , آن هم همين حديث . معلوم است فردى كه اهل حديث نبود, نمى شود به حرف اواعتماد كرد. پس حديث سنداً مخدوش است و از نظر دلالت هم ناتوان است , چون در حديث آمده : ولا قبراًمُشرِفاً اِلاّ سَويّته ُ; مُشرف در لغت به معناى بلندى است , مخصوصاً بلندى كه به شكل كوهان شتر باشد. كلمه ء در لغت به معناى مساوى قرار دادن و كج و معوج را راست كردن است .پس از آگاهى از معانى گفته مى شود: مقصود حضرت اين است كه روى قبر را صاف ويكسان قرار بده و از صورت پشت ماهى و كوهان شترى خارج ساز. اصلاً اين حديث ربطب به تخريب قبور وتساوى آن ها با زمين ندارد, بلكه همان طورى كه گفته شد, منظور حضرت اين است كه برآمدگى هاى روى قبر رايكسان بكن .وقتى ثابت شد وهابى ها دليلى براى ادعاى خود ندارند, اما بر حرف خود ايستاده و نمى گذارند قبور ائمه ءاطهار: تعمير شود, متوجه خواهيم شد عملشان جز عناد و دشمنى با خاندان نبوت : توجيه ديگرى ندارد.والسلام .
کد سوال : 51882
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اصلاح عمل براى انسان توجيه عقلانى دارد, چون ضعيف خلق شده است , اما نسخ ومقطعى بودن برخى آيات قرآن چگونه توجيه مى شود با اين كه عقيده داريم قرآن معجزه است و جاودانگى دارد؟
پاسخ : نسخ آيه و مقطعى بودن آن , منافاتى با معجزه بودن قرآن ندارد, بلكه برعكس است ; زيرا اگر لازم باشد حكمى مقطعى باشد به اين معنا كه در جامعه فعلاً حكم جاودانه به صلاح نباشد, اگر مراعات اين امرنشود و از ابتدا حكم اصلى و هميشگى آورده شود, خلاف معجزه بودن قرآن تلقى مى شود. حكمت الهى اقتضا مى كند تا زمينهء جاودانه بودن حكمى فراهم نشود, حكم هميشگى و اصلى را بيان نكند و حكم موقتى راابراز دارد.نسخ در لغت به معناى از بين بردن و در منطق شرع , تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكم ديگر به جاى آن است , مثلاً مسلمانان ابتدا مدت شانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مى خواندند, پس از آن دستورتغيير قبله صادر شد, و يا در سورهء نساء آيه پانزده دربارهء مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد بر كار خلافشان , در خانه حبس شوند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد يا خداوند دستورديگرى برايشان مقرر بفرمايد, اما اين كه آيا با آيهء دوم سورهء نور نسخ شد و در آن مجازات تبديل به يكصدتازيانه شد. نسخ از آن رو است كه نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و وضع محيط دگرگون مى شود و گاه ثابت وبرقرار است . يك روز دارويى براى بيمار فوق العاده مفيد است , اما روزديگر به خاطر تغيير وضع غير مفيد وزيان بار است ; لذا پزشك دستور تغيير دارو را مى دهد.(1) نسخ به هر معنا كه تبيين شود, منافاتى با معجزه ندارد.(2)هم چنين مى توان گفت : آيه اى كه منسوخ شده , به كلى ساقط نشده است و از آيه و معجزه بودن ساقطنمى شود. مرحوم علامهء طباطبايى مى گويد: نسخ مخصوص احكام شرعيه نيست و در امور تكوينى نيز جريان دارد و نيازمند دو طرف است : ناسخ و منسوخ . ناسخ , كمالات و مصالح منسوخ را در بر دارد و در ظاهر بامنسوخ مخالف است , ولى در اين جهت كه هر دو داراى مصلحت اند, شريك مى باشند; لذا تناقضى ميان آن هانيست . نسخ بر طبق جريان ناموس طبيعى در مورد حيات و مرگ و روزى و عمر و اقتضاى مصالح بندگانِ خدا,به اختلاف هر عصر و تكامل انسان , صورت گرفته است . هم چنين هنگامى كه حكمى به وسيلهء حكم ديگرنسخ شود, هر دو حكم واجد مصلحت دينى هستند و هر يك در زمان خود با مصلحت وقت بهتر تطبيق مى كند, مثلاً حكم در ابتداى اسلام كه هنوز مسلمانان قدرت كافى نداشتند و حكم جهاد بعد ازقدرت يافتن و عِدّهء كافى و جا گرفتن ترس و وحشت در دل كافران و مشركان , هر كدام داراى مصلحت بود و باوضع زمان خود موافقت كامل داشتند.(3)(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 1 ص 388(پـاورقى 2.ترجمهء تفسير الميزان , ج 1 ص 343(پـاورقى 3.ترجمهء تفسير الميزان , ج 1 ص 345
کد سوال : 51883
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه لزومى دارد خمس به سادات تعلق بگيرد؟ مگر همهء انسان ها از يك پدر و مادر به دنيانيامده اند؟ اصلاً امتياز ذاتى سادات به خاطر چيست ؟!
پاسخ : امتياز ذاتى بين افراد بشر نيست . همه , بندگان خدا هستند. امتيازى كه مسلمانان مخصوصاًشيعيان به فرزندان پيامبر و آل او مى دهند, به جهت انتساب آنان به پيامبر و اهل بيت مى باشد و اين منشأ قرآنى دارد: با خويشانِ من مودّت و دوستى كنيد>. مودّت و دوستى با پيامبر و آل او, به عنوان مزد رسالت پيامبر6ست . اگر ما امتياز يا علاقه اى به اين بزرگواران نشان مى دهيم , به خاطر پيامبر و زحمات ايشان است , بدان معنانيست كه سادات ذاتاً با ديگران فرق دارند, بلكه سيادت امرى اعتبار براى خويشان پيامبر6است .چه لزومى دارد خمس را به سادات بپردازيم ؟ براى رسيدگى به فقرا و بيچارگان و جبران كمبودهاى افراد,در حقوق و اموال ثروتمندان حقّى قرار داده شده است كه به وسيلهء آن به تمامى افراد فقير جامعه رسيدگى شود.اموالى كه به فقرا داده مى شود, زكات و خمس و كفارات و ردّ مظالم مى باشد.حال چون سادات به پيامبر انتساب دارند, بايد پرداخت و كمك به آنان باعث خوارى و ذلّت نشود و همراه با احترام باشد; از اين رو خمس مخصوص آنان قرار داده شده است ; چگونگى پرداخت خمس با پرداخت زكات فرق دارد; خمس دهنده به قصد قربت و با دست خود به امام و سادات , خمس پرداخت مى كند, ولى اگر زكات دهنده , زكات پرداخت نكرد, حاكم اسلامى مى تواند از آنان بگيرد; حتى در صدر اسلام خلفاى اسلامى براى گرفتن زكات نيروهاى نظامى مى فرستادند و اگر كسى پرداخت نمى كرد, با او مبارزه مى كردند,ولى در مورد خمس اين طور نبوده .ثانياً: چون فقرا براى گرفتن زكات , اين طرف و آن طرف و نزد كشاورزان مى رفتند و اين عمل زشت و با ذلّت بود, پيامبر6سادات را از اين روش منع و گرفتن زكات را بر سادات حرام كرد, تا براى جمع آورى خمس راه نيافتند.حقوق ساداتِ فقير, از غنايم جنگى و انفال (ثروت هاى عمومى مانند جنگل ها و مراتع و نى زارها ومعادن ) به صورت محترمانه پرداخت مى شد. پيامبر6سادات را از گرفتن زكات محروم كرد; زيرامى خواست آنان را از گدايى و ذلّت پذيرى برهاند وگرنه فقير ـ چه سيد باشد و چه غير سيد ـ بايد تأمين شود.در تأمين و برطرف كردن فقر و ادارهء زندگى فقيران , هيچ فرقى ملاحظه نمى شود و همان طور كه يك سيدِفقير بايد تأمين شود, فقيرِ غير سيّد نيز بايد تأمين گردد و اگر غير سيد نمى تواند اضافه از مخارج ونيازمندى هاى خود چيزى بگيرد, سيّد هم نمى تواند اضافه از مخارجِ خود, چيزى دريافت كند. از امام صادق 7نقل شد: وقتى حضرت مهدى 7قيام كند, زكات را از مردم مى ستاند و اگر ندهند, با آنان جنگ خواهد كرد.(1) زكات گرفتنى است , ولى خمس را محترمانه خود افراد پرداخت مى كنند.(پـاورقى 1.وسائل الشيعه , ج 6 ص 19