• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51834
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فهم و درك ما از دين , مبتنى بر معرفت و ادراك مفهوم الفاظ و كلماتى است كه در منابع دينى به كار رفته است . از طرفى مفهوم كلمات و الفاظ را از عرف و عامهء مردم مى گيريم ; پس اگر عرف اشتباه كند و ياكاربرد اين الفاظ تغيير يابد, معناى كل دين عوض مى شود. آيا اين
پاسخ : برادر گرامى ! اين سخن درستى است كه فهم و درك ما از دين ـ كه عبارت است از مجموعهء اصول اعتقادى و فروعات علمى كه در دو منبع فيّاض : كتاب و سنّت مدون گشته ـ بستگى دارد به ادراك معانى الفاظ وكلمات قرآن و روايات , و هم چنين صحيح است كه تحوّل و تطوّر زمان , فرهنگ و تمدّن بشر را, كه محصول علم و انديشهء او است , متحوّل و متغيّر مى سازد و در نتيجه برداشت و فهم عرف و عامه و مخصوصاً انديشه وران هر عصرى , از قرآن و روايات , نسبت به اعصار گذشته متفاوت مى گردد, اما اين تفاوت , به معناى انحراف از دين و برداشت شخصى از آن يا تعويض دين به تعبير شما ـ نيست , بلكه به معناى تعمق و ژرف نگرى درآيات و روايات همراه با نوانديشى در دين است كه در اثر تكامل دانش و ظهور بيش تر استعدادهاى بالقوهء نهفته در نهاد انسانى تحقق يافته است .اين پديده , لازمهء انسان و امرى طبيعى است ; زيرا هر كسى به فراخور ميزان تفكّر و تعقّل يابصيرت و تيز انديشى خود, برداشتى در طول برداشت هاى ديگران دارد.قطعاً توجه داريد كه برداشت طولى , متفاوت از معارف الهى حتى در عصر نزول قرآن كريم هم بوده است ,مثلاً فهم و معرفت سلمان فارسى و ابوذر غفارى از قرآن و دين , عين معرفت و شناخت بقيهء صحابه نبوده است .به علاوه , در وراى معانى ظاهرى الفاظ قرآن , باطنى وجود دارد و هر باطنى را نيز باطن هايى است و هر يك تأويل ها و تفسيرهايى دارد و اين نشان مى دهد كه .به عبارت ديگر: قرآن كه منبع اصلى و خورشيد دين اسلام است و روايات , قمرهاى آن مى باشند, تراوشى از علم بى انتهاى حضرت حق جلّ و علا است و كلام و علم او, همانند ذاتش نامحدود است , چنان كه پيامبراكرم 6فرموده اند: .(1)ثانياً: استعمال و به كارگيرى الفاظ در معانى جديد, به گونه اى كه ارتباط با معناى حقيقى يا با مفهوم مستعمل گذشته نداشته باشد, اگر محقق باشد, قطعاً اندك است . در هر صورت ما موظفيم الفاظ و كلمات را در معانى و مفاهيمى به كار ببريم كه عرف زمانِ آن معانى ومفاهيم را از الفاظ و كلمات مى فهميدند. براى دست يابى به چنين مفاهيمى لازم است به قديمى ترين كتب لغت كه به عصر نزديك ترند و نيز به اشعار و نثرهاى باقى مانده از اعراب جاهلى رجوع كرد. در تفسيرقرآن هستند, بهره جست >.(2)بنابراين , استعمالات و مفاهيم اختراعى جديد براى الفاظ, حجيّت شرعى نداشته و مبيّن مقصود وحى نمى باشد و نمى تواند مبناى تفسير و تبيين دين و قرآن قرار گيرد.(پـاورقى 1.كلينى , اصول كافى , ج 4 ص 399(پـاورقى 2.يادداشت و برداشت از جلسات تفسير آيةا... خزعلى .
کد سوال : 51835
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مسلمانى داراى چه معيارهايى است ؟
پاسخ : براى روشن تر شدن اين حقيقت كه و مسلمانى چه معيارهايى دارد, لازم است مفهوم ريشهء آن يعنى را بدانيم و با كاربردهاى مختلف آن در قرآن آشنا شويم .اسلام و مسلم كه ريشهء آن است , با همه مشتقاتش در قرآن كريم حدود 140بار در آيات مختلف تكرار شده و مجموعاً به سه معنى به كار برده شده است :يك به معناى است , چنان كه اين واژه در آيهء نود سوره نسا و آيهء شصت سورهء انفال به همين معنا است ;دوم ـ به معناى آمده است , مانند آيهء 69سورهء انبيا و آيهء 89; شعرا .سوم ـ به معناى آمده است , همانند آيهء 22سوره احزاب و آيهء چهارده سوره ءحجرات . لازم به ذكر است در قرآن كريم هر جا كلمهء اسلام در مورد بنده نسبت به خدا استعمال شده , مقصودانقياد و فرمانبردارى كامل بنده از خدا است , كه بنده با تمام وجودش تسليم به خدا و فانى در او و مطيع محض اوامر او باشد, بدون اين كه كم ترين شائبهء شرك و توجه به غير يا ريا يا نفاق و يا هواپرستى در آن راه داشته باشد>.(1)در تكميل معناى سوم , جا دارد از بيان اميرالمؤمنين 7در نهج البلاغه بهره ببريم كه در تعريف اسلام مى فرمايند: .(2)(3)نتيجه : با توجه به تعاريف سه گانهء اسلام و توضيحات مذكور, روشن گرديد كه از ديدگاه قرآن , مسلمان ومتديّن به دين اسلام , كسى است كه با تمام ذات و هستى خود متوجه خدا باشد و عامل و مؤثر و محرّك دروجود او و افكار و حركات و فرياد و خروشش يا سكنات و سكوتش , خدا باشد و انگيزه و مقصد و معبودى جزخدا نداشته باشد و همهء فعاليت هاى قلب و دل , عقل و علم و بالاخره جسم و روحش جهت و رنگ الهى داشته باشد (صبغةالله و من احسن من الله صبغة);(4) و از هر گونه هوس گرايى , هواپرستى , تقليد كوركورانه و تعصبات بپرهيزيد.برادر گرامى ! مى دانيم كه اسلام دين جامعى است كه براى همهء مراحل زندگى بشر, از تهذيب اخلاق و خانه دارى گرفته تا مملكت دارى و كليهء روابط اجتماعى , دستورهاى عملى مفيد داده است , لكن كلّيهء اين مصالح رادر بندگى خدا مندرج ساخته است ; به اين معنا كه نخست مردم را معتقد و متوجه خدا و خالص براى اومى سازد, آن گاه در ضمن اين خلوص , انواع تكاليف عملى را براى آن ها معيّن مى كند, كه در تكاليف عملى ,الگوى كامل اسلاميت و انسانيت را پيامبر اسلام 6معرفى كرده است لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنه ;(5)و پيروان حقيقى آن حضرت , الگوى عملى براى جامعهء بشريت قرار مى گيرند, به شرط اين كه با وحدت كلمه ,در سايهء اعتصام به توحيد خالص , مولاى خويش را فقط خدا قرار دهند و بدين وسيله اتحاد و همبستگى حقيقى خويش را از دست ندهند, آيات 77و 78سوره حج مبيّن اين معنا است .(پـاورقى 1.راشد, سخنرانى هاى مرحوم راشد از راديو ايران , ج 1 ص 45ـ 47(پـاورقى 2.نهج البلاغهء سيد رضى , قصار الحكم , 125(پـاورقى 3.تفسير نمونه , ج 2 ص 350(نقل به مضمون ).(پـاورقى 4.سورهء بقره (2, آيهء 138(پـاورقى 5.احزاب (33 آيهء 21
کد سوال : 51836
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فعاليت ها و برنامه هاى يك جوان در سن 19سالگى در چه صورت مى تواند همراه با موفقيت باشد و براى نشاط و لطيف كردن روح چه بايد كرد؟
پاسخ : جوانى يكى از زمان هاى حساس دوران زندگى انسان است , چون در اين زمان , با بحران قوا وغرايز و احساسات مواجه است . تصميم گيرى هاى عجولانه و احساسات زود گذر, تأثير پذيرى هاى احساسى ,هيجانات درونى و غرايز شهوى و ديگر خصوصيات مخصوص به جوانان اقتضا مى كند كه دقت بيش ترى داشته باشند. از دوستان مشكوك پرهيز كنند, از سخنان شورانگيز و احساسى ديگران متأثر نشوند و از آنان دورى كنند. گاهى يك حرف و سخن زيبا يا يك جلوه و توجه و يك نگاه , جوانى را به راهى ديگر مى كشاند. از توجه به عكس هايى كه ذهن و قلب انسان را مشغول مى كند و گاهى چند ساعت انسان را دچار بى خوابى مى نمايد, بايد دورى كرد, از طرفى دوران جوانى همراه با غرور است و اين غرور همراه با كم تجربگى ,گاهى او را دچار يك بحران و اشتباه مى كند كه تامدتى يا تا آخر عمر او را تحت تأثير قرار مى دهد; بنابراين ,جوانان بايد با تأنّى , دقّت و تيزبينى و مشورت با بزرگ ترها دست به كارى بزنند و بدون مشورت كارى را انجام ندهند. جوانان علاقه دارند كه به معنويت و كمال برسند و اگر موانعى جلوى راه آنان نباشد, به واسطهء قلب پاك و سرشار از معنويت , بهترين عبادت ها و مناجات ها را مى توانند داشته باشند; بنابراين , از اين فرصت طلايى استفاده كنيد و مواظب دل و قلب پاكتان باشيد و از شيطان ها و شيطنت ها خود را حفظ كنيد, قلبتان را با ذكرخدا زنده و شاداب نگه داريد. نمازهايتان كه بهترين نردبان عروج است , به موقع و با حال بخوانيد و از مناجات با خدا مانند مناجات و غفلت نورزيد.
کد سوال : 51837
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر قسمتى از خانه يا محل كار نجس شود كه به هيچ وجه امكان پاك كردن آن وجود نداشته باشد آيا بايد از آن اجتناب كنيم ؟ آيا از چيزى كه اطلاع داريم نجس است مى توانيم آن را به ديگران اطلاع دهيم ؟
پاسخ : اگر چيزى نجس شده باشد تا پاك نشود نجس است , اما غالباً اشيائى كه مورد نياز انسان مى باشد, قابل پاك شدن است , مثلاً اگر چوبى , تخته اى يا صندلى اى به طورى نجس شده باشد كه آب نجس داخل آن فرورفته باشد, با آب كشيدن , ظاهر آن پاك مى شود. يا اگر ديوار گچى , نجس شده و يا با گچ نجس ديوار را سفيد و گچكارى كردند يا با رنگ نجس ديوار يا در را رنگ كرده اند, با آب كشيدن , ظاهر آن ها پاك مى شود.(1)اما در مورد اطلاع دادن به ديگران , اگر ديديم ديگرى چيز نجسى را مى خورد يا لباسش نجس است و با آن نماز مى خواند, لزومى ندارد به او تذكر بدهيم . فقط خورانيدن نجس به ديگران حرام است , مثلاً اگر غذايى درست كرديد و نجس بود, نمى توانيد براى خوردن به مهمان ها يا ديگران بدهيد.(2)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 154و 170(پـاورقى 2.همان , مسئله 141ـ 145
کد سوال : 51838
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ما در اتاق 6 نفره در خوابگاه دانشگاه با هم زندگى مى كنيم , ولى بعضى از هم اتاقى ها اهميت به مسائل نجس و پاكى نمى هند, رابطه و هم غذا شدن من با آنان چگونه بايد باشد؟ وضعيت خيابان ها و مزارع وماشين ها چگونه است ؟
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه مشكلات و سؤالات خود را با ما در ميان گذاشتيد متشكريم .در اسلام مسئله نجاست و طهارت به آن حدّ مشكل نيست كه انسان همّ و غمّ خود را صرف آن كند و احياناًاز زندگى و درس و بحث و مطالعه و كار بيفتد. قانون و قاعدهء . كار را آسان مى كند; آن هم يقين ديدن با چشم است نه يقينى كه شما فكر مى كنيد; بنابراين , مسئله اى كه در مورد كفش ها, فرش ها يا كف ماشين ها و در و ديوار و مزارع كه سگ در آن جا رفت و آمد مى كند مطرح كرديد, همهء اين ها پاك محسوب مى شود, مگر اين كه فضولات سگ و يا دهن زدن آن را ديده باشيم . برگه اى به نام وسواس را تقديم مى كنيم . اميدواريم با مطالعهء آن با سيرهء امام آشنا شويد و گرنه فقط جايى كه نجاست را مى بينيد, نجس است .مثلاً جاى پاى سگ نجس است , در صورتى كه زمين تر باشد و نمى توانيد بگوييد همهء كوچه و مزرعه نجس است .(1)دقت كردن در اين كه آيا فلان جا نجس شده يا نه نگاه كردن به دست و لباس ديگران لزومى ندارد و تكرار وحساسيّت بيش از حدّ در اين گونه موارد, انسان را دچار وسواس مى كند و انسان را از كار و زندگى ساقط مى كند;البته از خواهرانتان و هم اتاقى هايتان در خواست كنيد كه با كفشى كه داخل دست شويى مى روند, روى فرش هاراه نروند و مى توانيد كم كم آنان را توجيه كنيد كه مقدارى مراعات كنند و اگر واقعاً نتوانستيد تحمّل كنيد, درصورت امكان اتاقتان را عوض كنيد. دورى كردن از نجس به اين علت است كه نبايد با بدن و لباس نجس نمازبخوانيم و به خاطر اين كه خوردن چيز نجس حرام است . اگر شخصى در تمام موارد شك داشته باشد هم نمازش صحيح است و هم مى تواند از آن غذا بخورد و هيچ اشكال شرعى ندارد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 121
کد سوال : 51839
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا از مرجع واجد شرايطى كه فوت كرده است , مى توان تقليد كرد؟ چرا؟
پاسخ : تقليد ابتدايى متوفّى جايز نيست , اما اگر از مجتهد زنده اى تقليد كند, سپس آن مرجع از دنيا برودو وى اعلم از مجتهدان زنده باشد, بايد به تقليد او باقى بماند و در مسائل مستحدثه يعنى مسائلى كه قبلاً وجودنداشته و تازه موضوعيت پيدا كرده , به مجتهد زنده رجوع كند, و در صورت مساوى بودن , مجتهدان با اجازه ءمجتهدان زنده مى تواند به تقليد از مجتهد مرده باقى بماند.بايد بدانيم احكام اسلام (همانند نيازهاى بشر) دو گونه است :1 احكام اوليه يا ثابت : احكامى كه تحوّل و تطوّر زمان باعث دگرگونى آن نمى شود, مثل رابطهء انسان با خدا(عبادت ) كه تغييرات زمان و مقتضيات متحوّل زمان در هر ناحيه تأثير داشته باشد, در اين ناحيه تأثير ندارد ياخيلى كم تأثير دارد; يعنى اين جور نيست ارتباط مخلصانه اى كه مردم هزار سال پيش مى بايست با خدا داشته باشند, امروز به گونه اى ديگر باشد.(1)2 احكام ثانويه يا متغير: مانند برخى قوانين مربوط به روابط انسان ها با يك ديگر, در روايت اسحاق بن يعقوب (ره ) از امام زمان 7 از آن به (2) تعبير شده است ; يعنى مسائلى كه در گذشته مطرح نبوده , يا اصل مسئله در گذشته مطرح بوده , لكن ماهيت و شكل آن تغير يافته است . گاهى هم ممكن است شكل ظاهرى آن حفظ شود, لكن موضوع كه حكم حلال و حرام و صحت و بطلان , مبتنى بر آن است , متحول شده باشد, مثل شطرنج , كه زمانى موضوع براى برد و باخت و يك بازى صرفاً قمارى بود, ولى امروزه مى گويندبه يك بازى علمى و ورزش فكرى , تحول يافته است ; پس حكم به تبعيت از موضوع بايد حكم آن تغيير يابد.اين گونه تحول در روابط اقتصادى , فرهنگى , سياسى و... نيز ممكن است پيدا شود.بنابراين , به فتوا و نظر مجتهدان متوفى نمى توان اكتفا كرد, چنان كه امروزه نمى توان به كتب يا نظريات پزشكان يك صد سال پيش بسنده كرد. به همين جهت است كه در روايت اسحاق بن يعقوب ما مكلّف مى شويم در اين گونه مسائل به يعنى مجتهدان زنده رجوع كنيم . (پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , اسلام و مقتضيات زمان , ج 2 ص 41 با تلخيص .(پـاورقى 2.حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 18 ص 101 حديث 9
کد سوال : 51840
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا نماز قضاى پدر و مادر, بر پسر ارشد واجب است ؟
پاسخ : براى پاسخ به اين سؤال بايد به دو نكته توجه كرد:نكتهء اول : وجوب نماز و روزهء قضاى والدين بر پسر بزرگ , جنبهء دارد, همان گونه كه اصل وجوب نمازهاى يوميه (ظهر, عصر, مغرب , عشا و صبح ) است ; يعنى نشانه و علامت است .شاخصى است كه ميزان تسليم پذيرى فرد را در مقابل فرمان خدا, نشان مى دهد. به عبارت ديگر,اگر چه همهء دستورهاى الهى داراى حكمت است و هيچ يك از اوامر و نواهى او ـ همانند افعالش عبث و بيهوده نيست , بلكه واجبات و مستحبات , داراى مصالح و منافع مادى و معنوى است , چنان كه آن چه را فرموده حرام است , قطعاً داراى است , ولى ما به سبب , به حرام و حلال گردن مى نهيم . اگر چه , با رشد و تعالى علم و انديشه , بشر توانسته است حكمت برخى از احكام را كشف نمايد و سير دراين جادهء بى منتها ادامه دارد. اما در معارف الهى , جهت .بندهء مطيع و متعبّد كسى است كه فرمان بر باشد; خواه حكمت و دليل آن را بفهمد و بداند و يا نداند, زيرا اومعتقد است حق تعالى , مولاى بى نياز مطلق است .او نيافريد تا بَرَد, بلكه تا كند و لطف و رحمت خويش را بر انسان ها ارزانى بدارد.(1)او بندگانش را دوست دارد و نسبت به آن ها زحمت و تَعَب بيفتند; حتى كسانى كه نادانسته و به سبب غلبهء هواى نفس به گناه آلوده مى گردند و به پشت مى كنند, مورد لطف و محبّت قرار مى گيرند.(2)به راستى , بعضى از نفس هاى پاك چه زيبا و شگفت انگيز, اين مدال پر افتخار را دريافت مى كنند.حضرت على 7فرمود: الهى كفى بى عِزاًّ اَنْ اكون لك عبداً;الهى همين عزّت و افتخار مرا بس است كه فقط عبدتو باشم >;(3) زيرا كسى كه خدا شد, از ذلت و ننگ بردگى انسان ها, قوميت ها,حزب ها, قدرت ها, ثروت ها و همهء طاغوت ها رها مى شود و به آزادى حقيقى و معنوى نايل مى گردد.داستان حضرت ابراهيم و اسماعيل 8در قرآن , ترسيم و تجسّم تعبّد محض اين دو برگزيدهء خدااست . ابراهيم 7وقتى فرمان خدا را در مورد ذبح فرزندش اسماعيل دريافت مى كند, نمى گويد: خداوندا! چراچنين ؟ بلكه تعبد را بر رأفت و شفقت پدرى مقدّم مى دارد و دستور را فوراً به فرزندش ابلاغ مى كند و عكس العمل فرزند نيز, تماشايى و اعجاب انگيز است :خدا شتاب كن , گردنم آمادهء تيغ است . نگفت : پدر چرا و به چه جرمى بايد كشته شوم ؟! همين كه فهميد فرمان خدا است , سر تسليم و تعبّد وبندگى فرود آورد.نكتهء دوم : در اين حكم الهى (وجوب قضاى روزه و نماز والدين بر پسر ارشد), نوعى آموزش عملى , قدردانى و حق شناسى , نسبت به بزرگ ترها, نهفته است .در قرآن و روايات از پسر بزرگ يا تنها فرزند ذكور به تعبير شده است ;(4) يعنى كسانى كه مقام ولايت وسرپرستى نسبت به اموال و ساير اولاد و ورثه را دارد.قرآن از زبان حضرت زكريا7اين دعا را نقل مى كند: .(5) شيخ طوسى ره درتفسير اين آيه گفته است : منظور از ولىّ پسر بزرگ , يا تنها فرزند پسر است كه ولىّ و وارث پدر است .(6)به همين دليل است كه در روايت صحيح ربعى بن عبدالله از امام صادق 7نقل مى كند: .(7)(8)اختصاص اشياى ذكر شده در روايت , به فرزند مذكر ارشد, به عنوان يكى از علل وجوب نماز و روزهء قضاى والدين بر پسر بزرگ , ذكر شده است و در روايات و فتاواى فقها از آن به تعبير شده است .(پـاورقى 1... و لا يزالون مختلفين الاّ من رَحم ربك و لذلك خلقهم ...; آن ها (انسان ها) همواره مختلفند مگر كسى را كه پروردگارت رحمت رساند و براى آن , آن ها را آفريد (هود (11 آيهء 118ـ 119.(پـاورقى 2.لو عَلم المدبرون كيف اشتياقى بهم لَماتوا شوقاً( حديث قدسى ): محمد بهارى همدانى , تذكرة المتقين , ص 101 (پـاورقى 3.حاج شيخ عباس قمى , مفاتيح الجنان , پايان باب اول , قبل از شروع اعمال ماه رجب .(پـاورقى 4.ر.ك : محمد حسن نجفى , جواهر الكلام , ج 17 ص 40ـ 41(پـاورقى 5.مريم (19 آيهء 5(پـاورقى 6.محمد حسن نجفى , همان .(پـاورقى 7.مراد از در روايت , بنا به نقل امنجد فى اللّغه و الاعلام , است ; يعنى آن چه ـ مانند زين ) بر مركب نهند يا آن چه به عنوان اثاث سفر بردارند.(پـاورقى 8.محمد حسن نجفى , جواهر الكلام , ج 39 ص 127
کد سوال : 51841
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا سود سپردهء بانكى كه به سرمايهء شخص تعلق مى گيرد, حلال است ؟
پاسخ : قبل از جملهء چنين است : كذلك يبيّن الله لكم الآيات لعلكم تتفكرون .مرحوم در تفسير مى فرمايد: دو احتمال دارد: 1 اين كه متعلق به كلمهء باشد; يعنى : يبيّنٌ فى الدنيا و الآخرة; خداوند آيات را براى شما در دنيا و آخرت بيان مى كند.2 متعلق به كلمهء در آيهء قبل باشد; يعنى آيات را بيان مى كند تا در دنيا و آخرتفكّر و انديشه كنيد.(1)مرحوم علامهء طباطبايى مى فرمايد: متعلق به است و معناى آيه اين است : آيات را براى شما بيان مى كند تاشما در امر دنيا و آخرت تفكر كنيد و بفهميد دنيا را براى شما خلق كرد تا زندگى كنيدو براى دنياى ديگر زاد و توشه از آن بر گيريد.(2)به نظر مى رسد مربوطه به باشد, چون از جهت به معنا انسب و بهتر مى باشد.(پـاورقى 1له .طبرسى , مجمع البيان , ج 1 ص 557(پـاورقى 2.سيد محمد حسين طباطبائى , الميزان , ج 2 ص 197
کد سوال : 51842
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : هفت مرحلهء سير و سلوك چيست ؟
پاسخ : مراحل سير و سلوك را بيش تر از هفت مرحله شمرده و براى آن مراتبى ذكر كرده اند: 1 مراقبت و مواظبت بر ترك معاصى و انجام واجبات ;2 محاسبه : در هر حال مخصوصاً آخر شب , به طور كار آن چه را عمل كرده , بررسى كند;3 مشارطه : با خود شرط كند نبايد گناهى از او سر بزند;4 معاتبه و معاقبه : بعد از محاسبه اگر مرتكب گناه شد, خود را سرزنش و مجازات كند, مثلاً يك روز روزه بگيرد يا انفاق كند و يا غذاى خوب نخورد. بعضى از عرفا به تعبيرهاى ديگرى , مراحل را بيان فرموده اند: قصد; عزم ; اراده ; ادب ; يقين و انس .مرحوم علامهء بحرالعلوم دربارهء سير و سلوك فرموده است :اسلام اصغر; ايمان اصغر; اسلام اكبر; ايمان اكبر; هجرت صغرى ; هجرت كبرى ; جهاد اصغر و جهاد اكبر ازمراحل لازم سير و سلوك است .ايشان براى تحقق اين مراحل آدابى را متذكر شده اند: اخلاق ; صمت و خاموشى ; كم خورى ; خلوت وكناره گيرى از اهل معصيت و دنيا طلبان ; شب زنده دارى براى عبادت ; هميشه با وضو بودن ; تضرع و زارى به درگاه خدا; دورى از هواهاى نفسانى ; راز دارى و كتمان سرّ; داشتن مربّى ; ذكر خداى تعالى بر زبان جارى كردن ; ذهن را از افكار پوچ و انحرافى دور كردن , احترام به بزرگان (پدر و مادر و سالمندان ) ; رحم و مروّت نسبت به كودكان , مبارزه با مفاسد و بى اعتنا نبودن در مقابل گناهان .(1)(پـاورقى 1ً.براى اطلاع بيش تر ر.ك : سيد محمد حسين حسينى تهرانى , رسالهء لب الالياب .
کد سوال : 51843
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عروسى حضرت فاطمه 3به چه شكل بوده ؟ آيا مى توان در مراسم عروسى ازموسيقى هاى محلّى و سنّتى استفاده كرد؟
پاسخ : موسيقى هايى كه مطرب و مناسب با مجالس لهو و لعب و باعث تهييج شهوت شود, حرام است , چه در عروسى و چه در غير عروسى , چه محلّى و سنتى و چه غير آن , ولى موسيقى هاى غير مطرب ومشكوك اشكالى ندارد.(1) آواز خواندن اگر غنا باشد و يا مشتمل بر مطالب فاسد و مستهجن باشد, حرام است و تنها غنا و آواز در مجالس عروسى زنانه كه زنى آواز غنا بخواند, مستثنا است .(2) البته فتواى مراجع گاه متفاوت است و فتواى مرجع تقليد خود را بپرسيد.در مورد مراسم عروسى حضرت زهرا3بايد گفت : ابتدا على 7نزد پيامبر آمد, اما خجالت مى كشيدمطالب را بگويد. پيامبر6فهميد براى خواستگارى زهرا3آمده است . پيامبر6جريان را به زهرا3رمود و او هم سخنى نگفت .پيامبر6از سكوت زهرا, رضايت او را فهميد و به على 7جواب مثبت داد. بعد به على 7فرمود:همان زِره را مهريهء زهرا قرار بده . بعضى مى گويند: زره و پوست گوسفند و پيراهن يمانى فرسوده و كهنه رامهريه قرار داد و بعضى گفته اند على 7شتر خود را فروخت و بهاى آن را كابين قرار دارد. هم چنين گفته اندچهار صد و هشتاد درهم يا چهار صد درهم مهريهء آن حضرت بود. با اين مقدار, پيراهنى به بهاى هفت درم وچارقدى به بهاى چهار درهم و تشك و چهار عدد بالش و يك پرده و يك بوريا به عنوان فرش و يك آسياب دستى و آفتابه و كاسه و كوزهء گلى خريده شد. وقتى اين ها را براى پيامبر6آوردند, فرمود: خداوند به اهل بيت بركت دهد.(3)هنگام رفتن به خانهء على 7فاطمه را سوار بر شتر كردند و سلمان مهار شتر را به دست داشت و پيامبردستور داد تعدادى از زنان همراه عروس به راه افتادند. اين واقعه در شب انجام شد.(4)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 254(پـاورقى 2.همان , ص 252(پـاورقى 3.سيد جعفر شهيدى , زندگانى فاطمهء زهرا3 ص 59(پـاورقى 4.همان , ص 60