• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51664
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده جانبازى 65 هستم . مورد بى مهرى پدرم قرار گرفته ام . توان كار ندارم . اعصابم خراب است .پدرم عوض اين كه به من توجه بيشترى بكند, مرا رها كرده و بين من و برادرم كه طلبه است , فرق مى گذارد. حق يك فرزند معلول بر پدر چيست ؟
پاسخ : از اين كه غم هاى نهفته در سينه تان را براى ما نوشته ايد و ما را محرم اسرار خويش قرار داده ايدمتشكريم .منتها كه شهيد زندهء انقلاب هستيد, هر رنجى را كه تحمل مى كنيد, نزد خدا مأجور هستيد, گرچه بسيار مشكل است , ولى چاره اى جز صبر و تحمل در برابر مشكلات نيست . خود را با ذكر خدا و قرائت قرآن و با شكر گزارى به درگاه خدا آرامش بدهيد و خود را با جانبازانى كه قطع نخاعى هستند يا از جاى خود نمى توانند تكان بخورند,مقايسه كنيد و شكرگزار خدا باشيد. در عوض خداوند متعال هم در دنيا و هم در آخرت براى شما آبرو و مقام مقدرّرمى فرمايد: .البته وظيفهء مردم به خصوص پدرتان راجع به شما جانباز عزيز سنگين است . بنياد جانبازان بايد بيشتر به شمارسيدگى كند. البته خودتان نيز بايد با قناعت و كم كردن انتظارات بيش از حدّ, زندگى را بر خود آرام كنيد. سفارش مابه شما اين است كه نسبت به پدرتان بى احترامى نكنيد. شايد توانايى كمك بيشتر به شما ندارد. اگر مى توانيد باروحانى مسجد محلّتان صحبت كنيد و او را واسطه كنيد تا با پدرتان صحبت كند و سفارش شما را به او بنمايد. اگرصلاح بدانيد, ما نامه اى به بنياد جانبازان بنويسيم . در نامهء بعدى موافقت خود را بنويسيد. اميدواريم با صبر و متانت و قناعت در امور زندگى و با رفتن به مسجد و شركت در نماز جماعت و نشستن پاى سخنرانى هاى مذهبى و روضه ءآقا اباعبداللّه الحسين 7روحيهء صبر و استقامت در شما تقويت شود. به رضاى الهى راضى باشيد. پيوستى كه خدمت شما ارسال مى شود, به نحوى به پدرتان برسانيد.
کد سوال : 51665
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند در قرآن در چه مواردى انسان را مورد نكوهش و سرزنش قرار داده و در چه مواردى او را ستايش و تمجيد كرده است ؟
پاسخ : دوست عزيز! ضمن تبريك جهت اقدام شما براى ورود به حوزه علميه قم به اطلاع شمامى رسانيم كه جذب طلاب و دانش پژوهان حوزه علميه قم شرايطى دارد كه به پيوست تقديم مى گردد.درس هايى كه در حوزه هاى علميه تدريس مى گردد عبارت اند از: 1 ادبيات عرب ; 2 منطق ; 3 اصول ; 4فقه ; 5 فلسفه و كلام ; 6 عرفان و اديان ; 7 تاريخ ; 8 تفسير قرآن .بنابراين , تحصيل در حوزهء علميه قم پس از طى دورهء عمومى سطح , به صورت تخصّصى در رشته هاى فقه ,اصول , فلسفه و كلام , تفسير و... امكان پذير است , علاوه بر آن كه برخى از مراكز آموزشى و پژوهشى حوزه علميه قم مثل مؤسسهء امام خمينى , دفتر تبليغات اسلامى , دانشگاه مفيد, مركز تربيت مدرس و... براى اساس سرفصل هاى دانشگاهى از طلبه هاى ثبت نام مى كنند و پس از طى مراحل كنكور و گزينش و طى دوره , مدرك معتبر علمى اعطا مى كنند كه با آن مى توان استخدام شد, افزون بر آن كه درس هاى حوزه و پژوهش علمى حوزه پايان ناپذير است و هر كس به هر ميزان استعداد داشته باشد مى تواند كار كند. حوزهء علميه , تعهد چندانى نسبت به اشتغال طلبه ها ندارد, اما اگر طلبه اى , خوب درس بخواند و مراتب علمى را طى كند, مى تواند در دانشگاه تدريس كند و در قوّه قضاييه و ارگان هاى ديگر مشغول به كار شود, به علاوه در حوزه علميه هم مى تواند به تدريس و نگارش بپردازد, در ضمن پوشيدن لباس روحانيت در حوزه اجبارى نيست , اما از شرايط حوزه و تعهدات اخلاقى محصّل اين است كه پس از استفاده از امكانات حوزه , ازسلك روحانيت خارج نشود و ضمن افتخار به اين لباس , به خدمات دينى , فرهنگى بپردازد.
کد سوال : 51666
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تصوير كلّى انسان در قرآن چگونه است ؟ آيا انسان به فضايل نزديك تر است يا به رذايل ؟
پاسخ : از نظر قرآن , انسان موجودى است كه توانايى دارد جهان را مسخّر كند و فرشتگان را به خدمت خويش بگمارد و هم مى تواند به سقوط كند. اين انسان است كه بايد دربارهء خود تصميم بگيردو سرنوشت نهايى خويش را تعيين كند.آيا انسان از نظر قرآن يك موجود زشت و زيبا است ; آن هم زشتِ زشت يا زيباىِ زيبا؟ آيا انسان يك موجوددو سرشتى است ; نيمى نور و نيمى ظلمت ؟ چگونه است كه قرآن , هم او را در منتها درجه مدح مى كند و هم مذمّت ؟!حقيقت اين است كه مدح و ذم , از آن رو نيست كه انسان يك موجود دوسرشتى است , كه نيمى از سرشتش ستودنى است و نيم ديگر نكوهيدنى ; نظر قرآن اين است كه انسان همهء كمالات را بالقوه دارد و بايد آن ها را به فعليت برساند و اين خود او است كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد. شرط اصلى وصولِ انسان به كمالاتى كه بالقوه دارد, ايمان است . از ايمان , تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا بر مى خيزد. به وسيلهء ايمان است كه علم از صورت يك ابزارِ ناروا در دست نَفْس امّاره خارج مى شود و به صورت يك ابزار مفيد در مى آيد.انسان حقيقى كه خليفةاللّه است , مسجود ملائكه است و همه چيز براى او است و دارندهء همهء كمالات است . انسانِ به علاوهء ايمان است , نه منهاى ايمان . انسانِ منهاى ايمان , كاستى گرفته و ناقص است . چنين انسانى حريص و خونريز و بخيل و ممسك و كافر و از حيوان پست تر است !در قرآن آياتى است كه روشن مى كند انسانِ ممدوح و مذموم چه انسانى است . از اين آيات استنباطمى شود انسانِ فاقدِ ايمان و جدا از خدا, انسان واقعى نيست . انسان اگر به يگانه حقيقتى كه با ايمانِ به او و يادِاو, آرام مى گيرد, بپيوندند, دارندهء همهء كمالات است و اگر از آن حقيقت ـ خدا ـ جدا بماند, درختى را ماند كه ازريشهء خويشتن جدا شده است . به عنوان نمونه دو آيه را ذكر مى كنيم : زيان است , مگر آنان كه ايمان آورده و شايسته عمل كرده و يك ديگر را به حق و صبر و مقاومت توصيه كرده اند>.دارند, ولى با آن فهم نمى كنند; چشم ها دارند, ولى با آن نمى بينند; گوش ها دارند, ولى با آن نمى شنوند. اين هامانند چهارپايان بلكه راه گم كرده ترند!>.(1)(پـاورقى 1.اعراف (7 آيهء 179
کد سوال : 51667
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در آيهء شريفه ء: كلمة چه معنا دارد و نقش اين كلمه از لحاظ دستور زبان عربى در اين جمله چيست و همين طور كلمهء چه نوع كلمه اى است ؟
پاسخ : كلمه ء اسم اشاره است كه در مورد مكان به كار مى رود(1) و ظرف مكان (مفهول فيه ) است ; بنابراين , محلاً منصوب و لفظاً مبنّى است و عامل نصب ثَمَّ كلمهء است و دو كلمهء مطاع و أمين دو صفت براى است و كلمهء مطاع اسم مفعول است از باب افعال اين قرآن , گفتار فرستادهء باكرامت (حبرئيل ) مى باشد كه اطاعت شده (مطاع ) است , در آن جا (عرش ) و امين است .(2)(پـاورقى 1.سيوطى , البهجة المرضية, مبحث اسم اشاره .(پـاورقى 2.طبرسى , مجمع البيان , ج 10 ص 676
کد سوال : 51668
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از امام خمينى (ره ) كدام مرجعى اعلم است ؟
پاسخ : مرجع اعلم هنوز مشخص نشده است ; از اين رو, هر كدام از صاحبان رساله كه معروف مى باشندو تعداد مقلدين آن ها زياد است , مى توانيد تقليد كنيد, مانند آيت الله فاضل لنكرانى , بهجت , اين سؤال رامى توانيد از علماى شهرتان سؤال كنيد.
کد سوال : 51669
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه تا به حال مقلد امام خمينى (ره ) بوده و طبق رسالهء امام خمينى , بايد از مجتهد زنده تقليد كند, آيا بايد به دنبال مجتهد واجد الشرايط خود برگردد يا مى تواند باز هم از امام تقليد كند؟
پاسخ : همهء علما از جمله خود حضرت امام (ره ) فرموده اند: بقاى بر تقليد ميت جايز است . اگر مرجع تقليد فوت كرد مى تواند با اجازهء يك مرجع تقليد زنده , بر ميّت باقى بماند و تمام مراجعى كه فعلاً زنده هستندمى فرمايند: باقى ماندن بر تقليد ميّت جايز است ; بنابراين , جناب عالى , يكى از مراجع تقليد زنده را كه اعلم تشخيص مى دهيد انتخاب كنيد و با اجازهء ايشان به فتواى امام باقى بمانيد و بعضى از مسائل جديد را به فتواى اين مرجع زنده عمل كنيد و خمس مالتان را به ايشان بپردازيد.(1)(پـاورقى 1.تحريرالوسيله , ج 1 ص 7 مسئله 13
کد سوال : 51670
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در معامله شرط شود كه گوسفند يا بزغاله را مى خرم , به شرط اين كه تا سه روز نميرد و اگربميرد, فروشنده پول آن را پس بدهد, معامله به چه صورت است , اگر گوسفند يا بزغاله در اين سه روز بميرد,آيا شرعاً مى توان به فروشنده مراجعه و پول را پس گرفت ؟
پاسخ : يكى از شرايط صحّت بيع اين است كه بيع و خريد و فروش , تعليقى نباشد, بلكه قطعى باشد. بنابراين , اگر اين گوسفند و بزغاله را بخرد, به شرط اين كه تا سه روز ديگر زنده باشد, على الاحوط معامله باطل است .(1)(پـاورقى 1.تحريرالوسيله , ج 1 ص 507 مسئله 12
کد سوال : 51671
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در آيهء دوم سورهء بقره , ذلك براى اشاره به دور است , پس چرامنظور از معناى آن قرآن كريم است ؟
پاسخ : در و آمده : هنگامى گفته مى شود كه مشاراليه دور باشد(1) و در هم آمد: ذلك لفظى است كه براى اشارهء به دور به كار برده مى شود(2) و در تفسير آمده است : در تفسير امام حسن عسكرى 7آمده : يعنى .(3) هم چنين در تفسير آمده : يعنى آن كتابى كه قبل از اين وعده ءآن داده شده بود اين كتاب است .(4) كه بر اين تفسير, ذلك , مبتدا و خبر و آن الف و لام عهد است .(پـاورقى 1.ابن منظور, لسان العرب , ج 5 ص 9(پـاورقى 2له .طبرسى , مجمع البيان , ج 1 ص 116(پـاورقى 3.فيض كاشانى , الصافى , ج 1 ص 91(پـاورقى 4.ملا فتح اللّه كاشانى , منهج الصادقين , ج 1 ص 65
کد سوال : 51672
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از واقعه كربلا چه كسى امام حسين 7را دفن كرد و بعد از چند روز سر آن حضرت رادفن كردند, آيا نبش قبر كردند؟ يا در جاى ديگرى دفن كردند؟
پاسخ : بعد از شهادت امام حسين 7و اصحابش در دهم محرم سال 61(ه. ق ), سرهاى مقدس آنان رااز بدن ها جدا كردند و به كوفه و بعد به شام فرستادند و بدن هاى قطعه قطعه و خون آلود آنان بر زمين ماند و تاروز سيزدهم محرم كسى براى دفن آن ها نيامد تا اين كه مردان طايفه بنى اسد با تحريك زنانشان براى دفن شهداى كربلا اقدام كردند و در آن روز, امام زين العابدين 7براى دفن بدن پدرش امام حسين 7به محلّ دفن آمد و با كمك بنى اسد, بدن ها را دفن كردند.نقل شده كه وقتى امام سجاد7آمد, بنى اسد را كه در شناسايى بدن ها متحيّر بودند, راهنمايى كرد.(1)دربارهء دفن سرهاى شهداى كربلا آمده است : وقتى كه يزيد موافقت كرد, سرهاى شهدا را به خاندان رسالت تحويل دهند, امام زين العابدين 7سرها را تحويل گرفت و بعد از چهل روز, سرها را در كربلا در كنار بدن هادفن كردند. در كتاب و و و و و و , نقل شده كه سرهاى شهداى كربلا به كربلا آورده شده و در كنار بدن هايشان دفن شد.(2)و در آمده : .(3) والسلام عليه يوم وُلد و يوم استشهد و يوم يُبعَث حيّاً.(پـاورقى 1.عبداالرزاق الموسوى المقرم , مقتل الحسين , ص 414 (پـاورقى 2.همان , ص 469(پـاورقى 3.شيخ عباس قمى , منتهى الآمال , ج 1 ص 440
کد سوال : 51673
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كلمهء غياث در مصدر باب مفاعله است ؟ و اگر هست به چه معنايى است ؟
پاسخ : كلمهء مصدر باب مفاعله نيست , بلكه مصدر يا اسم مصدر از ثلاثى مجرد است و و و به معناى چيزى كه مضطر به آن پناه مى برد.(1)معناى آن فريادرس و پناه گاه پناه جويان است .(پـاورقى 1.المنجد, مادهء غوث و لسان العرب , مادهء غوث .