• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 51384
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سنگسار كردن چيست و در چه مواردى اعمال مى‏شود؟
پاسخ : يكى از حدود الهى بر جنايت كاران و خلاف پيشه گان، رجم است. حد (رجم) در موارد زير اعمال مى‏شود: الف) در صورتى كه مردى يا زنى (محصن) باشد؛ يعنى همسر داشته باشند و همسر در اختيارش باشد و شرايط ديگرى كه در كتاب‏هاى فقهى گفته شده را داشته باشند، اگر اين مرد يا زن، زنا كند، آن را زناى محصنه مى‏گويند و حد آن رجم يعنى سنگسار كردن است؛ مثلاً مردى زن دائمى دارد و عاقل و بالغ است و زنش هم در اختيارش هست و مريض نيست، اگر اين مرد با زنى زنا كند حد اين مرد رجم است و هم چنين زنى كه شوهر دارد و در اختيار او است، اگر با مرد ديگرى زنا كند، حد آن رجم است. البته سنگسار كردن در صورتى است كه زن و مرد اعتراف نمايند آن هم چهار بار و يا چهار شاهد عادل به زناى حقيقى آن‏ها دقيقاً شهادت دهند.طريقه رجم اين است كه، حاكم به آن مرد يا زن دستور مى‏دهد تا آب سدرد و كافور و آب مطلق غسل كند و كفن بپوشد، بعد او را سنگسار مى‏كنند و بر او نماز مى‏خوانند و دفن مى‏كنند.مورد ديگر پيرمرد و يا پيرزنى كه محصن باشند اگر زنا بكنند، حكم آن ابتدا تازيانه و بعد رجم است.(1)البته تمام اين احكام در صورتى است كه ثابت شود و طريق اثبات آن اقرار و اعتراف هر كدام چهار مرتبه است يا چهار شاهد عادل دقيقاً عمل زنا را ديده باشند كه اين هم به سادگى امكان ندارد، زيرا تجسّس در امور اخلاقى و زندگى افراد حرام است. كدام انسان عادل، به دنبال چنين امورى حركت مى‏كند.پى نوشت‏ها: 1. امام خمينى، تحرير الوسيلة، ج 2، ص 425.
کد سوال : 51385
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مسئله سقط جنين چگونه است؟ در مورد سه ماهه اول و بعد از سقط را توضيح دهيد.
پاسخ : سقط جنين از محرمات و گناهان كبيره است و جز در مواقع اضطرار به هيچ وجه جايز نيست.اگر جنين خود به خود سقط شود كسى مسئوليتى ندارد، اما اگر سقط جنين به وسيله پدر يا مادر يا شخص ديگرى باشد، يعنى كارى كنند كه جنين سقط شود، اگر نطفه باشد ديه‏اش 20 مثقال شرعى طلا است و اگر علقه (خون بسته) باشد 40 مثقال و اگر مضغه (پاره گوشت) باشد 60 مثقال و اگر استخوان روئيده شده باشد 80 مثقال و اگر گوشت آورده ولى هنوز روح در او دميده نشده 100 مثقال و اگر روح در او دميده شده، اگر پسر باشد 1000 مثقال و اگر دختر باشد 500 مثقال طلا ديه آن است.اين مقدار ديه كه به تفصيل گفته شد به وارث‏هاى آن بچه مى‏رسد (پدر و مادر)، مگر اين كه خود پدر يا مادر در كشتن بچه دخيل باشد، در اين صورت به قاتل ارث نمى‏رسد. اگر قاتل دكتر باشد و پدر و مادر و يا هر دو در سقط جنين دخالت داشته باشند. به اين معنى كه به دكتر مراجعه كرده و از او تقاضاى كورتاژ نمايند در اين صورت حكومت اسلامى از دكتر ديه را گرفته و به بيت المال مسترد مى‏دارد. تا قبل از چهار ماهگى جنين بدون روح انسانى است و بعد از چهار ماهگى روح انسانى در او دميده مى‏شود.(1)پى نوشت‏ها:1. امام خمينى، تحرير الوسيله، ج 2، ص 598.
کد سوال : 51386
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منشأ مراسم چهلم براى مردگان چيست؟
پاسخ : مراسم چهلم براى اموات در بين شيعيان مرسوم است و در بين اهل سنّت و ديگر فرق مرسوم نيست. اين رسم در بين پيروان ائمه و شيعيان ناشى از (اربعين) چهلم امام حسين(ع) مى‏باشد كه به خاطر تجليل از شهداى كربلا و ياد آورى آن مظلومان براى همه مردم و براى هميشه تاريخ بنياد نهاده شده و براى اين كه درسى باشد و واقعه عاشورا در ذهن‏ها بماند و به دست فراموشى سپرده نشود، لذا امام حسن عسكرى(ع) فرمود: علائم شيعه پنج چيز است: 1- زيارت اربعين امام حسين(ع)؛ 2- بلند خواندن بسم اللَّه در نمازها؛ 3- سجده كردن بر خاك؛ 4- 51 ركعت نماز در شبانه روز؛ 5- به دست كردن انگشتر عقيق.(1)زيارت كردن جابربن عبداللَّه انصارى با عطيه كوفى در چهلم امام حسين(ع) كه در تاريخ ماندگار شده و سخنان و زيارت جابر بر سر قبر حسين(ع) از وقايع و حوادث و مؤثر در تاريخ اسلام است. با توجه به اين كه جابر از شخصيت‏هاى پذيرفته شده بين فرق اسلامى است و كار و عمل و گفتار جابر به عنوان حجت و دليل نزد بسيارى از مسلمين مورد قبول است، زيرا از صحابه پيامبر است و عمرى دراز داشته و امام پنجم را درك كرده و سلام پيامبر را به حضرت رسانيده است، لذا پيروان اهل بيت و شيعيان در تمام مراسمى كه براى اموات خود مى‏گيرند سعى مى‏كنند احياگر راه و رسم حسين باشند. مراسم چلهم هم به عنوان يك كار پسنديده و خوب، نزد محبين اهل بيت(ع) محسوب مى‏شود و هدف شيعيان از مراسمى كه براى اموات خود مى‏گيرند زنده كردن راه و رسم اهل بيت(ع) است، در روايات درباره اربعين آمده: پيامبر(ص) در سن 40 سالگى به پيامبرى مبعوث شد. "صدع (ص) بالرساله... وله يومئذ اربعون سنة".(2)انسان در سنه 40 سالگى به كمال عقلى مى‏رسد: "اذا أتت على العبد اربعون سنة قيل له، خذ حذرك"(3) امام باقر(ع) فرمود: "وقتى بر بنده خدا چهل سال گذشت، به او گفته مى‏شود: دامنت را جمع كن (مواظب خود باش).پيامبر (ص) فرمود: اگر چهل نفر درباره امرى دعا كنند خداوند دعاى آنان را مستجاب مى‏كند.(4)امام صادق(ع) فرمود: "اذا مات المؤمن فحضر جنازته ارعبون رجلاً من المؤمنين فقالوا: "اللّهم انا لا نعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا" قال اللَّه تعالى: انّى قد اجزت شهادتكم و غفرت له ما علمت مما لا تعلمون".(5)هنگامى كه مؤمنى فوت مى‏كند و چهل نفر از مؤمنين بر جنازه او حاضر مى‏شوند و مى‏گويند: "خدايا ما به جز خوبى از او نديديم و تو داناتر هستى" خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد: من شهادت شما را در حق او قبول كردم و او را بخشيدم.در رواياتى وارد شده كه هر كس چهل حديث حفظ كند، خداوند او را فقيه محشور مى‏گرداند: "من حفظ على امّتى اربعين حديثنا ينتفعون به بعثه اللَّه تعالى يوم القيامة فقيها عالما".(6)ميقات حضرت موسى چهل شب: "و واعدنا موسى ثلاثين ليله فاتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليلة".(7) آدم بر هابيل چهل شب گريه كرد.(8) و آسمان بر حسين (ع) چهل روز خون گريست.(9)پيامبر(ص) فرمود: "ما أخلص عبداللَّه عزوجل اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه".(10)هر بنده‏اى كه 40 شبانه روز براى خدا اخلاص داشته باشد، چشمه‏هاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مى‏شود.پى نوشت‏ها: 1. بحارالانوار، ج 98، ص 248.2. بحارالانوار، ج 15، ص 281، ح 25، طبع بيروت.3. همان، ج 7، ص 389، ح 7، طبع بيروت.4. همان، ج 90، ص 394، ح 6، طبع بيروت.5. بحارالانوار، ج 78، ص 376، ح 27.6. همان، ج 2، ص 156، ح 8.7. سوره (7) آيه 142.8. بحارالانوار، ج 11، ص 44، ح 49.9. همان، ج 45، ص 206، ح 13.10. بحارالانوار، ج 67، ص 242، ح 10، طبع بيروت.
کد سوال : 51387
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : هنگام دفن ميت، چيزهايى را مى‏خوانند، آيا مرده صداى اطراف را مى‏شنود يا خير؟
پاسخ : وقتى كه انسان از دنيا رفت و مردم تشييع جنازه مى‏كنند و ميت را دفع مى‏كنند، روح ميت كه از بدنش جدا شده با جنازه همراه است و با او وارد قبر مى‏شود، و هميشه آن روح با بدنش و پس از پوسيدن بدن با جايگاهش كه قبر است أنس خاصى دارد. بنابراين، وقتى ميّت را در قبر مى‏گذارند، شهادتين و اسامى ائمه(ع) را به او تلقين مى‏كنند، روح متوجه مى‏شود و مى‏فهمد و تحت تأثير قرار مى‏گيرد، يا خيراتى كه براى ميت مى‏شود؛ مثلاً به نام او مجلس عزاى امام حسين(ع) مى‏گيرند يا اطعام يا نذر مى‏كنند، لذا روح انسان از اين كارها شاد مى‏شود.
کد سوال : 51388
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رابطه دختر و پسر اعم از فاميل و غير فاميل در حد بحث و گفتگو و كارهاى ديگر كه به طور كتبى و نامه نگارى يا شفاهى و تلفنى انجام گيرد چگونه است؟
پاسخ : رابطه دختر و پسر به انحاى مختلف اگر مفسده‏اى نداشته باشد و خوف وقوع در حرام نباشد و از روى شهوت صورت نگيرد، اشكالى ندارد، ولى خلوت كردن دختر و پسر نامحرم اعم از فاميل و غير فاميل در اتاق يا خانه دربسته كه محل رفت و آمد ديگران نباشد، حرام است. چه به عبادت يا به بحث و جدل اشتغال داشته باشند، زيرا غريزه جنسى و وسوسه شيطانى ممكن است هر لحظه انسان را از مسير خارج بكند.براى تنبيه و بيدارى به چند حديث اكتفا مى‏كنيم:اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "الشهوات سموم قاتلات؛(1) شهوت‏ها و خواهش‏هاى نفسانى زهرهاى كشنده‏اند" و نيز فرمود: "طهروا انفسكم من دنس الشهوات تدركو رفيع الدرجات؛ نفس خود را از پليدى شهوت رانى پاك سازيد تا به درجه‏هاى بلند آخرت دست يابيد".(2)قال رسول اللَّه(ص): "جاهدوا انفسكم على شهواتكم تحلّ قلوبكم الحكمة؛(3) با شهوت تان مبارزه كنيد تا حكمت در دل‏هاى شما وارد گردد".يكى از نصيحت‏هاى ابليس به حضرت موسى(ع) اين بود: "لا تخل بامرأة ولا تخل بك فانه لا يخلو رجل بامرأة و لا تخلو به الا كنت صاحبه دون اصحابى؛(4) هيچ وقت با زنى خلوت نكن و (نگذار) زنى با تو خلوت كند، زيرا هر گاه مردى با زنى خلوت مى‏كند، من در كنار آن دو هستم (و آنان را وسوسه مى‏كنم".در روايات ديگر به اين تعبيرها آمده كه: خلوت كردن با زنان قلب را فاسد مى‏كند.(5) علاقه به زنان از فتنه‏ها و شمشير شيطان است.(6) زياد صحبت كردن با زنان قلب را مى‏ميراند.(7)پى نوشت‏ها: 1. غررالحكم، ج 1، ص 30.2. همان، ج 2، ص 472.3. مجموعه ورام، ج 2، ص 122. 4. بحارالانوار، ج 69، ص 197.5. بحارالانوار، ج 1، ص 203.6. همان، ج 2، ص 107.7. همان، ص 128.
کد سوال : 51389
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد گاز سمى خردل و وى ايكس توضيح دهيد.
پاسخ : گاز وى ايكس يكى از مهلك‏ترين گازهاى اعصاب بابويى همانند ميوه مى‏باشد. گاز وى ايكس 20% مانند گاز سومن است، ولى كشندگى بيشترى دارد.(1)گاز خردل يا ايپريت ماده‏اى است كه در جنگ جهانى اوّل به عنوان گاز سمى، نخستين بار به وسيله آلمان‏ها در ايپر به كار رفت و به سبب آن كه در حالت ناخالصى بويى تند و شبيه بوى خردل دارد به گاز خردل معروف شد. گاز خردل گاز واقعى نيست، بلكه مايعى سبك، چرب و بى رنگ است و مركب از كربن، ئيدروژن، كلر و گوگرد مى‏باشد و به سهولت تبخير مى‏شود. بخار آن از پارچه و مواد پوششى نفوذ مى‏كند و د رچشم ورم ملتحمه سخت و بر روى پوست بدن تاول توليد مى‏كند، تنفس هوايى كه هر ليترش شامل 0/001 ميلى گرم گاز خردل باشد بافت‏هاى مخاطى دستگاه تنفس را فاسد مى‏كند و در مدت كوتاهى موجب مرگ مى‏شود. موارد جاذب، از قبيل گرد آهك، گرد سلولز و گرد زغال آن را جذب مى‏كند.(2)پى نوشت‏ها: 1. اطلاعات عمومى، علم و زندگى، ص 455.2. دائرةالمعارف فارسى، ج 2، ص 2352.
کد سوال : 51390
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اصحاب الاخدود چه كسانى هستند؟
پاسخ : اخدود به گودال‏ها و خندق‏هاى بزرگ گويند.منظور آيات 4 - 8 سوره بروج و خندق‏هاى عظيمى است كه مملو از آتش بود تا شكنجه گران مؤمنان را در آن بيفكنند و بسوزانند.معروف اين است كه ذونواس آخرين پادشاه حمير (حمير يكى از قبايل معروف يمن بود) به دين يهود در آمد و گروه حمير نيز از او پيروى كردند و يهودى شدند. مدتى بر اين منوال گذشت تا به او خبر دادند كه در سرزمين نجران (در شمال يمن) هنوز گروهى بر آيين نصرانيت باقى هستند، يهوديان ذونواس را تحريك كردند تا اهل نجران را وادار به پذيرش آيين يهود كند.ذونواس وارد نجران شد ساكنان آن جا را جمع و دين يهود را بر آنان عرضه كرد، اما آن‏ها زير بار نرفتند، حاضر شدند بميرند، ولى از دين خود بر نگردند. ذونواس دستور داد خندق بزرگى حفر كنند، آن را پر از هيزم كردند و آتش زدند گروهى از نصارا را زنده زنده در آتش انداختند و سوزاند و گروهى را با شمشير كشتند و قطعه قطعه كردند.(1)پى نوشت‏ها: 1. ماجراى فوق به صورت‏هاى مختلف در بسيارى از كتب تفسير و تاريخ آمده است از جمله كتاب مجمع البيان؛ تفسير ابوالفتوح؛ تفسير كبير فخر رازى، تفسير قرطبى و ابن هشام در سيره ج 1، ص 35 و ج 26، ص 337.
کد سوال : 51391
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كتاب جلاء العيون از كيست؟ و كجا مى‏توان تهيه كرد؟
پاسخ : كتاب جلاء العيون از علامه مجلسى است، مى‏توانيد از كتاب فروشى‏هاى معروف تهيه كنيد.
کد سوال : 51392
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كتاب دائرة المعارف قرآن را از كتاب فروشى مى‏توانم تهيه كنم؟
پاسخ : بسيارند افرادى كه اين كتاب را نوشته‏اند. از جمله مرحوم حسن سعيد تهرانى در 10 جلد ناشرش كتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران. ديگرى دكتر محمد باقر محقق در 5 جلد، كه مى‏توانيد از كتاب فروشى‏هاى معروف تهيه كنيد.
کد سوال : 51393
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تفسير آيهء (سوره ص , آيهء 35 چيست ؟
پاسخ : مفسّران و محدّثان در آيهء 34همين سوره (ما سليمان را آزموديم و بر كرسى او جسدى افكنديم .سپس به درگاه خداوند انابه كرد و به سوى او بازگشت ). تفسيرهاى مختلفى نقل كرده اند كه به نظر بعضى , از همه موجه تر و روشنتر اين است كه : حضرت سليمان آرزو داشت فرزندان شجاع و با تدبيرى داشته باشد كه در ادارهء كشور و مخصوصاً جهاد با دشمن به او كمك كنند.او داراى همسران متعدد بود با خود گفت : با آنها آميزش مى كنم تا فرزندان متعددى نصيبم شود, و غفلتاًكلمة را نگفت ; يعنى به جاى اتكال به نيرو و مشيت خداوندى به خواست خود تكيه زد.خداوند متعال براى تنبّه و بيدارى او از هيچ يك از همسران فرزندى به او عنايت نفرمود جز از يك همسرآن هم ناقص الخلقة, كه همچون جسدى بى روح آن را آوردند و بر كرسى و تخت او نهادند.حضرت با مشاهدهء جسد به فكر فرو رفت و ناراحت شد كه چرا يك لحظه از خدا غافل شد و به قدرت ونيروى او اتكا نكرد; از اين جهت توبه كرد و عذر خواهى نمود.آيهء 35كيفيت توبه اش را ذكر مى كند, كه گفت : پروردگارا! مرا بيامرز. و در پى آن ابراز داشت : حكومتى به من عطا كن كه بعد از من براى كسى نباشد.بعضى گفته اند: اين گونه درخواست از پيامبر بزرگوارى همچون سليمان خوب نبود, چون تقريباً از آن برداشت بخل مى شود.مناسب ترين پاسخى كه به شبههء فوق داده اند, اين است كه حضرت سليمان 7از خداوند خواست يك نوع حكومت توأم با معجزات ويژه به او عنايت كند كه ديگران چنان ويژگى را نداشته باشند, چنان كه حضرت موسى عصا و يد بيضا داشت كه ديگران نداشتند و آتش براى حضرت ابراهيم 7سرد و خاموش شد وپيامبر6معجزه مخصوصى به نام قرآن , حضرت سليمان هم حكومت بر باد و جنّ و شياطين داشت كه ديگران نداشتند, پس حضرت درخواست كردند سلطنتى با خصوصيات و ويژگى هاى مخصوص به او عنايت كند.اين براى پيامبران نقص نيست كه براى خود تقاضاى معجزهء ويژه كنند تا وضع آنها كاملاً مشخص از ديگران باشد.حضرت سليمان اين درخواست را براى خودش كرده و هرگز نخواسته كه از كسى دريغ شود. به تعبير ديگر: آن حضرت هيچ گاه از خدا درخواست نكرد ديگران از چنين سلطنتى محروم شوند. بين اين كه انسان از خداوند سلطنتى مختص به خود رادرخواست كند (سلطنتش ويژگى خاصى داشته باشد) و اين كه سلطنت را تنها براى خودش بخواهد و آرزويش اين باشد كه ديگران هرگز به چنان سلطنتى نائل نشوند,(1) فرق است . (پـاورقى 1.ر.ك : تفسير الميزان , ج 17 ص 322 ذيل آيهء 35 سورهء ص و تفسير نمونه , ج 19 صفحه 282ـ 283