کد سوال : 51274
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانمى هستم و تازه ازدواج كردهام، شوهرم معلم است و وقتى به خانه مىآيد بد اخلاقى مىكند؛ چگونه با او رفتار نماييم؟
پاسخ : چون شما تازه ازدواج كردهايد و شايد پيله كردن شوهرتان از روى علاقه باشد نه از جهت ديگر و شما آن را اخلاق بد مىناميد. بعضى نوعروسان خيلى خوششان نمىآيد كه مثلاً شوهرشان دستى به آنها بگذارد با علاقهاى نشان بدهد.شوهر شما به علت اين كه معلم است و با بچهها سر و كلّه مىزند در نتيجه با خستگى زياد از مدرسه بر مىگردد، بايد كمال آرامش و آسايش و سكوت برايش مهيّا باشد و بايد با روحيه باز و شاد و چهرهاى زيبا به استقبال او برويد و او را دل دارى بدهيد و خسته نباشيد بگوييد. اگر اين طور برخورد كنيد تمام خستگى چند ساعته او از بين مىرود و روحيهاش شاد مىشود و با اميد و شادى و انگيزه دوباره به كارش ادامه مىدهد. خلاصه كليد اميد دادن و شادابى شوهرتان به دست شما است. اگر بتوانيد دل او را با انواع برخوردهاى زيبا و دل فريب به دست آوريد، داراى زندگانى خوبى خواهيد بود و اگر خداى نكرده نتوانيد او را اقناع كنيد، هم براى ايشان و هم براى خودتان مشكل به وجود خواهد آمد. سعى كنيد موقعى كه شوهرتان به خانه مىآيد و در خانه حضور دارد هيچ او را ناراحت نكنيد، و زمينه شادى او را فراهم كنيد و بعد كه به مدرسه رفت شما درستان را بخوانيد و براى كنكور خودتان را آماده كنيد، امّا موقعى كه با شوهرتان هستيد تمام وقت در اختيار او باشيد و از مطالعه كردن و پرداختن به كارهاى ديگر خوددارى كنيد و نگذاريد عصبانى شده و ناراحت از خانه بيرون رود، هر شوهرى زنش را دوست دارد و اگر زن خدا نكرده موجب دردسر و گرفتارى و اعصاب خورد كردن او بشود بالاخره از پا مىافتد. وقتى مرد از كار برگشت و وارد خانه شد هم جسمش و هم روحش خسته است. و حالا كه وارد خانه مىشود اگر ببيند غذا آماده نيست، چاى درست نشده، ظرفها شسته نشده، در ورحيه او اثر نامطلوب مىگذارد. خلاصه اين يك ساعت دو ساعت كه شوهر داخل خانه است هيچ احساس شادى و اميد نكند ديگر چه توقعى بايد داشته باشيد؟ پيامبر(ص) فرمود: "جهاد زنان خوب شوهردارى است".(1) البته كتك كارى صحيح نيست، جز در موقعى كه زن ناموس فروشى كند. حضرت على(ع) فرمود: افراد پست زن را مىزنند و افراد با شخصيت احترام مىكنند. بايد علت بد اخلاقى فهميده شود و با يك بزرگترى كه هر دو قبول دارند مشورت نماييد. مىتوانيد با مسؤول واحد پاسخ به سؤالات حاج آقاى شريعتى تماس گرفته تا ايشان تلفنى با شوهرتان صحبت كنند.پى نوشتها:1. بحارالانوار، ج 10، ص 99، ح 1: "جهاد المرأة حسن التبعّل".
کد سوال : 51275
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شنيدهام كه شما مسابقهاى داريد و هر كس بخواهد مىتواند در آن شركت كند آيا مىتوانم در جواب مسابقه شركت كنم؟
پاسخ : ارسال كتاب مقدور نيست، اما تعدادى از كتابهاى مفيد را براى مطالعه معرفى مىكنيم كه مىتوانيد تهيه فرماييد:1- فروغ ابديت و فروغ ولايت، اثر: آيت الله سبحانى2- گناهان كبيره و قلب سليم، اثر: شهيد دستغيب3- كتابهاى مرحوم شهيد مطهرى4- اخلاق عملى، اثر: آيت الله مهدوى كنىهم چنين فرم شركت در حوزه را خدمت شما مىفرستيم و درباره حقوق طلبگى بايد عرض كنيم كه مقدارى شهريه به طلاب داده مىشود كه اگر قانع باشيد مىتوانيد با آن زندگى را سپرى كنيد.
کد سوال : 51276
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در روايت آمده غيبت كردن باعث قبول نشدن 40 روز عبادت است، آيا چنين مطلبى از باب تأكيد است يا واقعاً همين طور تأثير را دارد؟
پاسخ : پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: "من اغتاب مسلماً او مسلمة لم يقبل اللَّه تعالى صلاته و لا صيامه اربعين يوماً ليلية الاّ ان يغفر له صاحبه؛(1)هر كس غيبت مسلمانى را بكند خداى تعالى نماز و روزه او را تا چهل روز قبول نمىكند مگر اين كه غيبت شده او را ببخشد".ظاهر روايت همين است كه تا چهل شبانه روز نمازها و روزهها قبول نيست و اين واقعيت حاكى از مذموم بودن غيبت است كه جامعه را از هم مىپاشد و مؤمنين را نسبت به يكديگر بدبين و دشمن مىكند.پى نوشتها: 1. جامع احاديث الشيعه، ج 16، ص 327.
کد سوال : 51277
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كارهايى براى رسيدن به مراحل كمال و گناه نكردن بايد انجام داد؟
پاسخ : با تهذيب نفس، كسب فضايل اخلاقى، جهد و كوشش پى گير و تحمل سختىها مىتوان به اين مراحل دست يافت. استاد حسن زاده آملى مىفرمايد:"انسان كامل عبداللَّه و عنداللَّه است و صاحب مرتبه ولايت؛ يعنى ولىّ اللَّه است و قلب او اوعى و اوسع قلبها است، و قطب عالم امكان و حجّة اللَّه و خليفة اللَّه است و راسخ در علم و خازن و منبع علم لدنّى و ينبوع حكم و زارع قلوب و شوراننده دفائن عقول و مأمون و امين اللَّه است، و متصرف در كاينات و مسخر جن و انس و حوش و طيور و در عين حال بى اعتنايى به دنيا است و شجاع و در مرتبه يقين و بر طريق واضح و صراط مستقيم و مسير عدل و در افق اعلاى انسانى و عالم ربانى است و زمين هيچ گاه خالى از چنين انسان كامل نيست...".(1)ايشان مىفرمايد: انسان كامل ولى اللَّه است - انسان كامل خليفة اللَّه، قطب زمان است، معدن كلمات اللَّه است، حجةاللَّه است، مصلح مردم است، عقل مستفاداست، انسان كامل شجره وجود و كمال است.آيات آخر سوره فرقان مشخصات و صفات انسانهاى متقى را بيان مىكند كه به يك نمونه اشاره مىشود: "عبادالرحمن الّذين يمشون على الارض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاماً و الّذين يبقون لربّهم سجّداً و قياماً والّذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنم انّ عذابها كان غراماً آنهاساوت مستقراً و مقاماً والّذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً؛بندگان خالص خدا، كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبّر بر زمين راه مىروند و هنگامى كه جاهلان آنان را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند) به آنها سلام مىگويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مىگذرند) كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مىكنند كسانى كه مىگويند: "پروردگارا عذاب جهنم را از ما بردار كه عذابش سخت و پر دوام است مسلماً جهنم بدجايگاهى است و كسانى كه (هنگامى كه) انفاق مىكنند نه اسراف مىكنند و نه سختگيرى بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند...".بنابراين، براى رسيدن به كمال بايد در تهذيب نفس كوشيد و با مطالعه كتب اخلاقى، داشتن استاد خوب، رفيق با تقوا، دورى كردن از دوستان ناباب، برپا داشتن نماز شعائر اسلامى مىتوان به مراحلى از كمال دست يافت.پى نوشتها: 1. انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، ص 66.
کد سوال : 51278
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با چه اعمالى مىتوان اثرات گناهان را محو كرد؟
پاسخ : عوامل محو گناهان و آثار آنها چند امر است:1- توبه: پشيمانى از گناه و بازگشت به سوى خدا."انى لغفّار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ًثم اهتدى؛من بخشندهام هر آن كسى را كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد".(1)"قال ربّ انى ظلمت نفسى فاغفرلى فغفر له انه هو الغفور الرّحيم؛(2)(آدم) گفت: پروردگارا من به خود ظلم كردم مرا ببخش خداوند او را بخشيد، او بخشنده مهربان است".در بحث توبه اين مطلب قابل بحث است كه آيا توبه فى حد نفسه و به تنهايى عامل بخشش و پاك شدن گناه است يا بايد همراه با عمل صالح هم باشد؛ يعنى اگر كسى توبه كند و بعد عمل صالح انجام ندهد آيا خداوند گناه او را پاك مىكند؟مرحوم طبرسى مىفرمايد: اگر كسى مخفيانه گناه كرده توبه سرّى و مخفيانه كافى است، ولى اگر كسى معصيت علنى كرده براى جبران اشتباه خود و براى كسب آبرو نزد مردم بايد بعد از پشيمانى قلبى علناً اظهار نمايد و در جامعه توبه كند و اشتباه علنى خود را علناً جبران نمايد" (مجمع البيان). پس حقيقت توبه همان بازگشت و پشيمانى قلبى است.و در گناهان شخصى و مخفيانه همان توبه مخفيانه كافى است و پشيمانى و گريه و زارى به درگاه خدا جبران كننده و از بين برنده گناهان قبلى مىشود، مگر اين كه در جايى دليلى دلالت كند كه غير از پشيمانى قلبى بايد مثلاً كفاره هم بدهد، مانند افطار عمدى روزه ماه رمضان كه توبه اين عمل زشت علاوه بر پشيمانى، كفّاره و جريمه است.امام باقر(ع) فرمود: "كف يبالندم توبه؛ براى توبه، پشيمانى كافى است".(3)البته پشيمانى (ندم) شايد يكى از مراحل توبه واقعى باشد.على(ع) فرمود: ".. هى (التوبة) اول درجة العابدين... والاستغفار اسم واقع لمعان ستّ: اوّلها النّدم على ما مضى؛توبه اولين درجه عابدين است و استغفار اسمى است كه بر معناهاى ششگانه منطبق است: اولين درجه آن پشيمانى بر اعمال گذشته مىباشد".(4)هم چنين حضرت رسول اكرم(ص) مىفرمايد: "التائب من الذنب كمن لا ذنب له؛ توبه از گناه باعث پاكى از گناه مىشود".(5)اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "استغفرا پاك كننده گناهان است" و باز فرمود: "خود را معطر كنيد به استغفار".(6)البته لازم به ذكر است كه در مورد حق النّاس غير از پشيمانى از گناه بايد حق مردم را ادا كند و آنان را راضى نمايد.2- ايمان؛ پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: "الاسلام يجبّ ما كان قبله؛ اسلام آوردن و ايمان آوردن كارهاى قبلى را مىپوشاند".(7)وقتى كه اسلام آوردن باعث شود كه شرك و كفر قبلى بخشيده شود، پس به طريق اولى گناهانى كه در زمان شرك و كفر، مانند ترك نماز، ترك روزه، قتل در جنگ با مسلمانان و غيره را جبران مىكند و كسى كه مسلمان شد ديگر مسلمانان حق ندارند او را به جرم كارهاى قبليش مجازات كنند.3- اعمال صالح؛ اعمال صالح باعث از بين بردن گناهان است، قرآن مىفرمايد: "و اقم الصلوة طرفى النهار و زلفاً من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات؛ در دو طرف روز و اوايل شب نماز را بر پادار چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها) را از بين مىبرد).(8) هم چنين اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: "الصلاة صابون الخطايا؛ نماز صابون شست و شوى گناهان است".(9)پيامبر(ص) فرمود: "نمازهاى پنج گانه و نماز جمعه تا جمعه ديگر كفاره گناهان است مگر گناهان بزرگ".(10) مواردى كه در روايات، كفاره و از بين برنده گناهان هستند عبارت اند از:1- مريض شدن فرزند، كفاره گناهان پدر و مادر است؛2- مردن، كفاره گناهان مؤمن است؛3- فشار قبر، كفاره گناهان مؤمن است؛4- احسان به برادران دينى، كفاره اعمال بد است.5- ذكر و ياد خدا، كفاره گناهان است؛6- غسل روز جمعه كفاره گناهان ما بين دو جمعه است؛ 7- تب كردن، كفاره گناهان است؛8- نمازهاى پنج گانه، كفاره گناهان است؛9- فكر كردن، كفّاره گناهان است؛ 10- اجابت مؤذّن و تكرار اذان به تبع مؤذّن، كفّاره گناهان است؛11- نماز شب، كفاره گناهان در روز مىباشد؛12- قرائت قرآن، كفاره گناهان است؛13- انتظار نماز، كفاره هر گناهى است؛14- استغفار براى كسى كه حقّى بر گردن شما دارد كفاره گناه است؛ 15- روزه گرفتن ماه شعبان، كفاره گناهان بزرگ است؛ 16- روزه گرفتن عيد غدير خم، مفاره شصت سال است؛17- روزه گرفتن روز عرفه، كفاره 2 سال است؛18- اعمال عمره تا عمره ديگر، كفاره گناهان ما بين آن دو است؛19- خدمت كردن به زن و بچه، كفاره گناهان كبيره است؛20- تنگى در روزى، كفاره گناهان است؛ 21- هنگام برخاستن، گفتن ذكر سبحانك اللّهم و بحمدك، كفاره آن مجلس است،22- اقامه حدّ ب رگناه كار، كفاره گناه او است؛ 23- اقامه حدّ بر گناه كار، كفاره گناه او است؛ 23- وضو گرفتن براى نماز مغرب و صبح، كفاره گناه است؛24- مبتلا شدن به خوف، كفاره گناه است؛25- آمدن به مسجد براى نماز جمعه، كفاره گناه است؛ 26- شهادت در راه خدا و كشته شدن، كفاره هر گناهى مىتواند باشد مگر بده كارى به مردم؛27- رسيدگى به بيچارگان، كفّاره گناهان بزرگ است؛28- سخن خوب و زيبا، كفاره گناهان بزرگ است؛ 29- افشاى سلام، كفّاره است؛30- اطعام طعام، كفاره است. ر.ك: معج بحار الانوار، ماده كفاره).31- محبت على(ع) گناهان را ذوب مىكند و از بين مىبرد چنان كه آتش هيزم را مىسوزاند. پى نوشتها: 1. طه (20) آيه 82.2. قصص (28) آيه 16.3. بحارالانوار، ج 6، ص 20، ح 9.4. همان، ص 21، ح 16.5 . همان، ص 27، ح 28.6. بحارالانوار، ص 22، ح 17 و 18.7. همان، ص 23، ح 24. 8. هود (11) آيه 114.9. همان، ص 91، به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، ص 313.10. همان، ص 89، به نقل از صحيح مسلم، ج 1، ص 209.
کد سوال : 51279
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به فلسفه احباط و تكفير، آثار منفى گناه در دنيا و آخرت تا چه حدّ بر قوت خود باقى است.
پاسخ : بعضى اعمال، كارهاى خوب انسان را از بين مىبرد كه به اين (از بين رفتن) حبط مىگويند. از جمله چيزهايى كه اعمال خوبد را از بين مىبرد، عبارت است از:1- كفر بعد از ايمان؛ اگر مؤمنى، كافر شود، تمام اعمال خوب يكه در حال ايمان انجام داده از بين مىرود. "و من يكفر بالايمان فقد حبط و هو فى الاخرة من الخاسرين؛(1)هر كس بعد از ايمان كافر شود عملش از بين مىرود و در آخرت از زيان كاران است".2- شرك به خدا: اگر شخص موحد، مشرك شود، تمام اعمالش از بين مىرود."لئن اشركت ليحبطنّ عملك و لتكوننّ من الخاسرين؛اگر مشرك شوى عملت از بين مىرود و در آخرت از زيان كاران هستى".(2)3- تكذيب آيات خدا و تكذيب روز قيامت: "والّذين كذّبوا باياتنا و لقاء الاخرة حبطت اعمالهم؛كسانى كه آيات ما را تكذيب مىكنند و به آخرت ايمان ندارند اعمالشان حبط مىشود".4- ارتكاب گناه: بعضى از گناهان باعث حبط مىشوند، مثلاً ريا عمل را از بين مىبرد يا امام صادق(ع) به همسرش (مادر اسماعيل) به كنيز خود بدبين شد او را كتك زد و سر او را تراشيد، حضرت فرمود: اين كار حج تو رإ؛ححتل حبط كرد.(3)علامه مجلسى مىفرمايد: حق اين است كه اگر كسى بعد از ايمان، كافر بميرد اعمالش حبط مىشود و هم چنين اگ ركسى بعد از كفر، با ايمان از بين برود اهل بهشت است".(4)و روايات زيادى دال بر اين است كه بسيارى از معاصى، ثواب بسيار از طاعات را از بين مىبرد و بسيارى از طاعات كفاره كثيرى از گناهان مىشود و روايات در اين باب متواتر است و آيات هم دلالت دارد، مثل: "انّ الحسنات يذهبن السّيّئات؛ اما اين آيه معلوم نيست در جميع طاعات و معاصى عموميّت داشتهب اشد. البته ظاهر كلام معتزله و اكثر اماميه اين است كه طاعات نمىتواند سيئات را از بين ببرد و معصيت هم نمىتواند ثواب را از بين ببرد و فقط چند چيز اين طور هستند: 1- اسلام.2- ارتداد.3- توبه.بنابراين، هر حسنهاى، هر سيئهاى را از بين نمىبرد، بلكه اسلام و توبه، سيئات را مىشويد و سيئهاى نمىتواند هر حسنهاى را از بين ببرد، بلكه بعضى از سيئات، مانند ارتداد مىتواند حسنات را از بين ببرد و حبط كند. بنابراين، "انّ الحسنات يذهب السيئات، اطلاق ندارد".در بحار مىفرمايد: "بدان كه احباط در عرف متكلمين عبارت است از باطل كردن حسنه توسط كارى كه انتظار انجام آن را از او نداشتيم:بعد مىفرمايد: اصل احباط و تكفير قابل انكار نيست، ليكن خلافى نيست بين مسلمانان در اين كه مؤمن صالح هميشه در بهشت خواهد بود و كافر هم اهل جهنم خواهد بود و طائفه سوم مؤمنان هستند كه هم عمل خوب دارند و هم عمل بد. "خلطوا عملاً صلالحاً و آخر سيئاً".درباره اينها اختلاف نظر هست بعضى از مرجعه گفتهاند كه ايمان لغزشها را از بين مىبرد بنابراين اگر كسى مؤمن بماند و احياناً لغزشى نداشته باشد، عقابش نخواهند كرد كما اين كه اگر كسى كافر بميرد براى كارهاى خويش ثوابى نخواهد بود. پس بدان كه آن چه اكثر اصحاب ما بر آن اند كه احباط و تكفير را انكار مىكنند با اين كه آيات فراوان و روايات كثير و متواترى در اين دو مورد مىباشد و بعد از تأمل و تحقيق مىفهميم كه نفى احباط و تكفير منافات با ظاهر آيات و اخبار ندارد بلكه مناقشه، لفظى است. چون كه آنان مىگويند كه مرگ همراه با كفر، ثواب جميع اعمال را از بين مىبرد و اين نه به خاطر احباط باشد بلكه به خاطر اين است كه از اول خدا شرط كرده كه هر كس با ايمان بميرد جزاى خوب به او مىدهد".(5)كلام مرحوم علامه طباطبايى: حبط همان بطلان عمل است و بى تأثير بودن آن... و مراد ا زحبط اعمال، همه اعمالى است كه با آنها انسان به سعادت مىرسد چه اعمال عبادى و چه غير عبادى... .و آن چه باعث حبط مىشود يا كفر يا ارتداد... و هم چنين بعضى از اعمال هم باعث، حبط اعمال خوب مىشوند."يا ايّها الّذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النّبى و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لا تشعرون".ظاهر آيه اين است كه بالا بردن صدا بر صداى پيامبر و فرياد كشيدن نزد آن حضرت موجب حبط مىشود با اين كه اين عمل (غير مؤدّبانه) كفر و ارتداد نيست. ايشان مىفرمايد: بله حسنات باعث پوشش سيئات مىشود بلكه حسنات باعث تبديل سيئات به حسنات مىشود."فاولئك يبدل اللَّه سيئاتهم حسنات".(6)نتيجه: حبط از بين رفتن اعمال سابق يا خود عمل به واسطه كفر يا ارتداد يا شرك يا بعضى اعمال بد. يعنى كسى كه مسلمان بوده بعد كافر يا مشرك مىشود اعمال خوب سابق بدون جزاء و پاداش اخروى است. بله بعض آثار دنيوى مثل اين كه (صدقه مرگ بد را از بين مىبرد). براى كافر ثابت است و از اين آثار بهرهمند است و لكن پاداش اخروى ندارد.و تكفير به معناى پوشاندن است و آن اين است كه خداوند به فضل و رحمتش بعض گناهان را به خاطر بعضى از اعمال صالحه مىپوشاند.اعمالى كه موجب تكفير مىشود:1- دورى از گناه: "او تجنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفّر عنكم سيئاتكم".(7)اگر از گناهان بزرگ دورى كنيد ما بدىهاى شما را مىپوشانيم.2- تقوى: "و من يتّق اللَّه يكفّر عنه سيئاته و يعظم له اجراً؛هر كس تقوا پيشه كند خداوند گناهان او را مىپوشاند و اجر و مزد او را اضافه مىكند".(8)3- ايمان و اعمال صالح:"فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم اوذوا فى سبيلى و قاتلو و قتلوا لا كفّرنّ عنهم سيئاتهم و لا دخلنّهم جنات؛كسانى كه هجرت كردند و آوارده شدند و در راه خدا مشقّتها را تحمل كردند و جنگيدند و كشته شدند. بدىهاى آنان را مىپوشانيم و آنان را داخل بهشتها مىگردانيم".4- توبه: "الاّ من تاب و آمن و عمل صالحاً فاولئك يبدّل اللَّه سيئاتهم حسنات و كان اللَّه غفوراً رحيماً؛(9)هر كسى كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد خداوند بدىهاى آنان را تبديل به حسنات مىكند و خداوند بخشنده و مهربان است.پى نوشتها: 1. مائده (5) آيه 5.2. زمر (39) آيه 65.3. وسائل الشيعه، ج 1، ص 507، باب 28، از ابواب جنابت، ج 4 و تفسير الميزان، ج 18، ص 308.4. بحارالانوار، ج 5، ص 333.5. بحارالانوار، ج 68، س 197.6. فرقان آيه 70 ؛علامه طباطبايى، الميزان، ج 2، ص 167.7. (4) 31.8. "65"، 5.9. "25"، 70.
کد سوال : 51280
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گناهان چگونه مىتوانند سرنوشت انسان را تغيير دهند؟
پاسخ : از آيات شريفه، آثار و احكامى براى اعمال از لحاظ پاداش و كيفر، استفاده مىشود كه به طور اختصار ذكر مىكنيم:1- بعضى گناهان، حسنات را در دنيا و آخرت حبط (از بين بردن) مىكنند، مانند ارتداد. قرآن مىفرمايد:"و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبط اعمالهم فى ا لدنيا و الاخرة؛ "كسانى كه مرتدّ شوند و از دينشان برگردند و كافر بميرند تمامى اعمالشان كه در حال اسلام به جا آوردهاند حبط مىشود".(1) هم چنين كفر ورزيدن و انكار كردن آيات الهى باعث از بين رفتن اعمال مىشود، قرآن مىفرمايد: "انّ الّذين يكفرون بايات اللَّه و يقتلون النبيين بغير حق و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشر هم بعذاب اليم و اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدّنيا و الاخرة؛ "كسانى كه به آيات الهى كافر مىشوند و پيامبران را به ناحق مىكشند و كسانى را كه امر به عدل و قسط مىكنند و مىكشند، بشارت بده به عذاب دردناك. اينان كسانى اند كه اعمال شان در دنيا و آخرت حبط مىشود".(2)2- پارهاى گناهان، قسمتى از حسنات را حبط مىكند، مانند مخالفت كردن با پيامبر(ص)."انّ الّذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللَّه و شاقوا الرسول... لن يضرّوا اللَّه شيئاً و سيحبط اعمالهم؛مخالفت با پيامبر باعث حبط اعمال مىشود چنان چه متابعت از پيامبر موجب حسنه و مانع از بطلان عمل مىشود.(3)3- برخى گناهان باعث انتقال حسنات انسان به ديگرى مىشود مانند قتل: "انّى اريد ان تبوء باثمى و اثمك".هابيل به برادش قابيل گفت: برادر اگر تو به سوى من دست دراز كنى كه مرا بكشى من به سوى تو دست دراز نمىكنم و تو را نمىكشم) من مىخواهم هم گناه من و هم گناه خودت را ببرى و جزايش را ببينى".(4)4- برخى گناهان موجب چند برابر شدن عذاب مىشود:"اذاً لاذقناك ضعف الحياة و ضعف الممات؛و آن هنگام تو را دو برابر زيستن و دوبرابر مردن (از عذاب) مىچشانيم".(5)"يضاعف لها العذاب ضعفين؛عذاب برايش دو چندان شود".(6)5- بعضى گناهان باعث مىشود همانند گناهان ديگرى براى انسان نشوشته شود:"ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامةو من اوزار الّذين يضلّونهم بغير علم؛(7)در روز رستاخيز بايد تمام بارهاى (گناه) خويش را با (قسمتى) از بارهاى گناه كسانى كه به نادانى گمراهشان مىكردند به دوش كشند".(8)قرآن مىفرمايد: "و لقد اهلكنا القرون من قبلكم لمّا ظلموا و جائتهم رسلهم بالبيّنات و ما كانوا ليؤمنوا كذلك نجزى القوم المجرمين؛چه بسيار نسلها را پيش از شما وقتى كه ستم كردند و پيامبرانشان با برهانها سوى ايشان آمدند و آنان ايمان نياوردند، نابودشان كرديم و گناهكاران را در اين چنين كيفر مىدهيم".(9)"و اذا اردنا نهلك قرية امرنا متر فيها ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّر ناها تدميراً؛چون بخواهيم قريهاى را نابود كنيم (و وقت نابوديشان رسيده باشد) خوشگذرانان و عيّاشان را وادار مىكنيم (از باب استدراج و غافل گير كردن تدريجى نعمتهاى آنها را افزون كنيم) تا در آن قريه گناه كنند و عذاب خدا بر آنان محقّق گردد و يكسره آنان را ويران كنيم.(10)از اين آيات استفاده مىشود كه گناه در هر جا پديد آيد و شيوع پيدا كند مقدّمه نابودى و عذاب است و ملّتى كه خوش گذران و عيّاش و گناهكار در آنان بسيار گردد، بايد منتظر نابودى و عذاب الهى باشند. وقتى در تاريخ ملّتهاى گذشته مطالعه مىكنيم مىبينيم هر ملّتى كه رو به گناه رفتند و معصيت در آنان شيوع يافت طولى نكشيد كه نابود شدند و آثارشان از بين رفت و تنها نامى از آنان در زواياى تاريخ به جا ماند تا شايد ديگران ا ز حال آنان عبرت گيرند.در اين زمان هم مىتوانيم با چشم بصيرت به اين حقيقت دست يابيم كه شوروى سابق چگونه به ناوبدى و اضمحلال كشيده شد و غروب غم بارى را براى آنان به وجود آورد و آن هم ثمره هفتاد سال ظلم و جنايت و مقابله با خدا و دين خدا بود كه دچار اضمحلال شدند و اميدواريم كه به زودى آمريكا هم به چنين سرنوشتى دچار شود. زيرا اين قانون خدا است. جامعهاى كه در بى خدايى و تجاوز و ظلم فرو رود دگرگون و مضمحل مىشود. گناه هم آثار فردى و هم آثار اجتماعى دارد، زندگى فردى را زير و رو مىكند. او را مبتلا به انواع دردها و تنشها و هيجانات مىكند و آرامش را از وى سلب مىكند و در اجتماع هم تأثيرات منفى به جاى مىگذارد.امام صادق(ع) فرمود: خداى تعالى مىفرمايد: "وقتى كه مردم نافرمانى مرا بكنند بر آنان كسانى كه دين ندارند و خدا را نمىشناسند و ظالم اند رإ؛ححتل مسلط مىكنم".(11)هم چنين امام باقر(ع) مىفرمايد:"در كتاب پيامبر خواندم، هرگاه پس از من زنا زياد شود مرگهاى ناگهانى فراوان مىگردد و هرگاه كم فروشى كنند، دچار انواع قحطى و كمبود مىشوند و هر كس از دادن زكات دريغ كند، زمين را از زراعت و ميوهها و معادن بى بركت مىكنم وهرگاه در قضاوت، ظلم كنند و ناعادلانه حكم كنند نتيجهاش اين مىشود كه هم به يك ديگر ظلم مىكنند و حق يك ديگر را پايمال مىكنند و هنگامى كه مردم پيمان هايشان را با خدا بشكنند (بى وفا و اهل كوفه بشوند و نقض بيعت بكنند) خداوند اشرار را بر آنان مسلّط مىكند.(12) روايات زيادى در اين موارد، در جلد 3 و 4 اصول كافى وجود دارد كه مىتوانيد به آن رجوع كنيد.پى نوشتها: 1. بقره (2) آيه 217.2. آل عمران (3) آيه 123.3. محمد (47) آيه 33. 4. مائده (5) آيه 34.5. اسراء (17) آيه 75.6. احزاب (33) آيه 30.7. نحل (16) آيه 251.8. سيد محمد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج 2، ص 172.9. يونس (10) آيه 13.10. اسراء (17) آيه 6.11. اصول كافى، ج 3، ص 378، ح 30، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت.12. همان، ج 4، ص 81، ج 2، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت.
کد سوال : 51281
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من داراى روحيه ضعيف و عدم اعتماد به نفس مىباشم: لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : با مطالعه نامه شما از احوال شما مطلع شديم. چند مشكل را مطرح فرمدهايد كه همه به يك جا بر مىگردد عدم تمركز حواس، ناتوانايى در برنامه ريزى، عدم اعتماد به نفس، نا اميدى و احساس يأس، فكرهاى پريشان، بى خوابى و پريشانى و غيره. همه اينها نتيجه يك مطلب است و آن اين كه شما خودتان را خيلى دست كم گرفتهايد و به اصطلاح خود را باختهايد در حالى كه شما خيلى از مزايا را دارا مىباشيد كه بعضى از جوانان دارا نمىباشند، اولاً شما سيدّ هستيد فرزند پيامبر(ص) و زهرا(ع) اين بالاترين شرف و بزرگى براى شما است. بايد به خودتان افتخار كنيد.ثانياً: فرزند شهيد هستيد اين هم مزيّت و برترى ديگرى است كه شما داريد همان طور كه شهدا داراى افتخارند و فرنزدان شهدا نيز سربلند و با افتخاراند. با اين دو مزيّت و شرافت چه كم داريد كه اين قدر خود را باختهايد؟ شما به خود باور نداريد و توانايىهاى خود را ناديده مىگيريد شما يك مرد هستيد، نبايد احساس ضعف و سستى بكنيد. درست است كه تازه ازدواج كردهايد نبايد خودتان را آن قد شل و بى حال جلوه دهيد كه خداى ناكرده خانمتان احساس تفوّق و برترى بر شما بكند و شما احساس ضعف و ناتوانى. نه! شما يك مرد هستيد، بايد با اراده خود هم خانم و هم فرزندان را انشاءاللَّه اداده كنيد. بحمدللَّه تعالى خانم خوبى هم داريد، هم با استعداد است و هم از خانواده مذهبى است، ولى غالب خانمها اين طور هستند كه چرب زبانتر از مردهايشان هستند و اگر احساس كنند كه مردشان كم رو و كم حرف است ديگر به اصطلاح بر او سوار مىشوند و حاكميت پيدا مىكنند، شما نبايد از خود ضعف و سستى نشان بدهيد به اصطلاح دست ه گل به آب بدهيد، بلكه با ارادهاى قوى و مردانه در مقابل مشكلات بايستيد و مانند كوه مقاوم باشيد و اصلاً فكر طلاق نكنيد، چون بسيارى زنها همين طور هستند مىخواهند بر مردشان حاكم باشند اين روحيه زنها است اين مردها هستند كه نبايد خود را ببازند و تسليم شوند. شما بايد او را تحت اختيار خود بگيريد نه به اين معنا كه با او دعوا كنيد. نه! هرگز، بلكه با زبان خوش و با وعدههاى آن چنانى، او را به خودتان جلب كنيد او اگر احساس كند كه شوهر زرنگى دارد خوشحال مىشود و احساس قدرت و اميدوارى مىكند، ولى وقتى كه در شما ضعف و سستى ببيند او هم دچار ضعف مىشود و به زندگى نا اميد مىشود و پيش خود فكر مىكند و به خود مىگويد چرا من ازدواج كردم؟ چرا چنين شده، چرا چنان شد؟ و در نتيجه اين احساس درونى كم كم به صورت عقده بروز مىكند با شما به تندى برخورد مىكند احياناً دعوا و قُرقُر مىكند. از خودش و شوهرش و زندگى آينده احساس نااميدى دارد. ضعف روحيه در شما باعث ضعف روحى خانمتان مىشود و كم كم آثارش بروز مىكند. بنابراين، شما بايد مردانه احساس قدرت و توانايى بكنيد. به او وعدههاى بلند، مثلاً مىخواهيم در آينده به مشهد برويم، من دارم پول جمع مىكنم كه انشاءاللَّه به مكه برويم، خانه آن چنانى مىخواهيم بسازيم. مادر من چقدر تو را دوست دارد من هم تو را دوست دارم، هر وقت به منزلشان مىرويد با دست پر برويد، مثلاً يك شاخه گل يا مقدارى بستنى يا شيرينى. (اين تذكر را بدهم كه دروغ گفتن و وعدههاى آن چنانى كه ذكر شد ولو دروغ باشد براى اميدوار كردن همسر اشكالى ندارد) همه مردها بايد زن هايشان را به نحوى نگه دارند اگر مرد كه وارد خانه مىشود روحيه ضعف و نا اميدى از خود بروز بدهد زن و بچهاش هم احساس ضعف مىكنند نا اميد مىشوند، ولى اگر مرد با روحيه باز و با برخوردى شاد و با وعدههاى آن چنانى آنان را و روحيه آنان را بتواند سرحال و زنده نگه دارد، هنر است: اين مرد، مرد موفقى خواهد بود. مرد بايد مرد باشد مخصوصاً شما كه با آن مزيتها و شرافت هايى كه داريد. خود را بالاتر و بهتر بدانيد و احساس كمبود نكنيد. احياناً سؤال هايى را كه مشكل است پيش پاى خانمتان مطرح كنيد كه نتواند جواب بدهد و بعد به او بگوييد انشاءاللَّه با مطالعه بيشتر بتوانيد جواب سؤآلها را بدهيد و يا اگر برايتان چاى آورد يك نقطع ضعفى از او بگيريد. مثلاً بگوييد: مثل اين كه حال نداشتهاى كه خوب استكانها را بشويى.البته مذكر باشيد اين مسائلى كه براى شما مىگوييم نبايد براى هميشه باشد، بلكه تا مدتى كه بتواند مشكل شما را حلّ كند. اين حرف كه گفته مىشود، مانند دارويى است كه دكتر براى مريض تجويز مىكند مسلماً داروها، قطعى است، نه هميشگى، مثلاً مرد نبايد هميشه اعتراض بكند، به خانمش پرخاش كند، بر او عيب بگيرد، لج بازى بكند، بلكه گاهى وقتها چنين اعمالى لازم است. اينها ترفندهاى زندگى است ما در روايات هم داريم كه مثلاً با زنتان مشورت بكنيد، امّا حتماً لزومى ندارد گوش به حرف او بدهيد. خلاصه مرد بايد زن را نگه دارى كند، روحيه زنها با روحيه مردها فرق دارد هر مردى احتياج به درك روحيه زنش دارد؛ يعنى اولاً بايد روحيه او را بشناسد و بعد بر اساس آن روحيه برنامه ريزى كند (چه وعده هايى بدهد؟ هر چند روز به ديدن او برود؟ چه چيزهايى برايش بخرد؟ چگونه با او حرف بزند كه نا اميدش نكند.)در هر صورت شما اگر روحيه تان را از دست بدهيد همان طور كه ما از نامه شما حساس كرديم نخواهيد توانست بر مشكلات فائق بياييد و خداى نكرده فشار روحى و روانى شما را مريض خواهد كرد. خوب حواستان را جمع بكنيد از خود هيچ گونه ضعفى بروز ندهيد و هيچ احساس كمبود نكنيد، شما چند مزيّت داريد:1- اين كه مرد هستيد.2- سيّد هستيد.3- فرزند شهيد هستيد، كه هيچ كدام را خانمتان ندارد. پس با عشق و علاقه به زندگى بچسبيد و نگذاريد روحيه خانمتان هم تضعيف بشود و اين شما هستيد كه مىتوانيد با دست خودتان و با راه كارهاى صحيح و منطقى داراى يك زندگى شرافتمندانه و با آبرو باشيد و همراه با خانمتان به يك زندگى خوبى دست بيابيد و يا خداى نكرده با شيوههاى غلط و روحيه يأس و نا اميدى و بروز آن، هم خودتان را مريض كنيد و هم زندگيتان راخراب كنيد. شما تمام فكرها و يأسها را زير پايتان له كنيد و نگذاريد افكار آن چنانى به شما روى بياورد و شما را تحت فشار قرار دهد. بر خورتان مسلّط باشيد نه اين كه افكار و هيجانات بر شما مسلط بشود.از شما برادر بزرگوار متشكريم. انشاءاللَّه راه كارها مفيد باشد و در نامه بعدى بشارت پيروزى بر يأس و نااميدى را از شما دريافت كنيم به اميد آن روز. از دعا و نماز غافل نباشيد و از خدا يارى و كمك بگيريد و ما هم دعاگوى شما هستيم. در ضمن دو جزه خدمت شما براى مطالعه ارسال مىشود.
کد سوال : 51282
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر حوزه درباره گفتگوى تمدنها كه رئيس محترم جمهور مطرح كردهاند چيست؟
پاسخ : درباره "گفت و گوى تمدنها" كه رئيس جمهور محترم مطرح فرمودهاند و همان طورى كه شما توضيح دادهايد كه چگونه دستگاه تبليغاتى استكبار جهانى عليه اسلام و جمهورى اسلامى سم پاشى مىكند و چهره اسلام و مسلمانان را نزد مردم جهان مخدوش مىسازد، طرح اين مسئله از سوى ايشان كه روحانى و فرزند حوزه مىباشند بسيار مفيد و لازم و مورد استقبال مجامع جهانى قرار گرفته و به همين مناسبت سال 2000 به عنوان سال گفت و گوى تمدنها نام گرفت.اين خود از الطاف الهى است و ما بايد بر اين نعمت بزرگ خدا را شاكر و سپاس گزار باشيم. انشاءاللَّه در آينده نزديك آثار و بركات اين طرح نمودار خواهد شد. البته استكبار جهانى مخصوصاً آمريكا هيچ موقع راضى به اين گونه تحركها نيست و هميشه در مقابل طرح هايى كه نفع خود را در آن نبيند ايستاده است و مبارزه آمريكا و صهيونيست در مقابل اسلام و مسلمانان بر كسى مخفى نيست. اين را به قطع بدانيم كه آمريكا دنبال منافع خود است و در هر كجا به هر وسيله بتواند ولو با نام زيباى "حقوق بشر" و "آزادى" و "اصلاحطلبى" سعى در توطئه، براندازى، محاصره اقتصادى و... دارد و اين خاصيت استكبارى آمريكا و اذناب او است.بنابراين، ما هم مانند شما با هر طرحى كه بتواند جنگها را تبديل به صلح كند، ظلمها را نابود كند ريشههاى ظلم، استبداد را بخشكاند موافقهيم و بايد در راه آن گام برداريم، اما از اين نكته نبايد غافل شد كه مثلاً ما دم از صلح بزنيم و آنها با نام صلحطلبى بر ما مسلط شده و ما را به دوران جاهليت سوق دهند. بايد بيدار و هوشيار بود و فريب نيرنگها را نخورد. "و مكروا و مكر اللَّه واللَّه خير الماكرين".(1) ضمناً نكتهاى را كه بايد تذكر داد اين است كه در ابتداى اين نامه و نامه پيشين خود لطيفه و طنزى را ذكر نموده و بعد سؤال خود را خيلى مبهم وانمود كردهايد و پاسخ را بسيار ساده و اظهر من الشّمس، در صورتى كه بايد سعى شود سؤال براى كشف حقيقت باشد وگرنه اگر كسى با پيش فرض اين كه صددرصد عقيده و نظر خودش درست است بخواهد وارد مسئله شود به خود مجال انديشه در جوانب پاسخ طرف را نخواهد داد، لذا على(ع) مىفرمود: "سل تفقّهاً و لا تسأل تغتاً".(2) درخواست عاجزانه ما از شما برادر عزيز اين است كه اولاً: با حوصله بيشتر مسائل را تجزيه و تحيليل كنيد و به مطالب نظريه گونه غربيان اين اندازه خوشبين نباشيد. ثانياً: با دقت بيشتر آنها را مطالعه كنيد، چون در نامه شريفتان اسم صاحب نظريه برخورد تمدنها را "هانينگتون" نوشتيد در صورتى كه هانتينگتون است و اين نظريه نيز تا كنون بارها مورد نقد و بررسى قرار گرفته است از جمله نقدى است كه گپى آن را از مجله حكومت اسلامى(3) براى شما ارسال داشتهايم و اميدواريم از ما نرنجيد، بلكه بردبارى را با ذهن نقاد و بيان شيواى خود همراه ساخته و با تجزيه و تحليل درست مسائيل سياسى انشاءاللَّه آينده درخشانى داشته باشيد.پى نوشتها: 1. آل عمران (3) آيه 54.2. بحارالانوار، ج 1، ص 222، ح 7.3. مجله حكومت اسلامى، شماره 11، سال چهارم، شماره اوّل، بهار 78.
کد سوال : 51283
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : برخى از دانشآموزان در جلسه امتحان به برگه دوست خود نگاه مىكنند خواه با رضايت وى يا نارضايتى، آيا اين عمل جايز است؟
پاسخ : اين عمل بر خلاف مقررات نظام است و جايز نيست به علاوه اگر نگاه كردن به منظور تقلب در امتحان و استفاده از نوشته ديگران باشد خيانت است و خيانت در علم و دانش به مراتب بدتر از خيانت در مال است.(3)