• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51274
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانمى هستم و تازه ازدواج كرده‏ام، شوهرم معلم است و وقتى به خانه مى‏آيد بد اخلاقى مى‏كند؛ چگونه با او رفتار نماييم؟
پاسخ : چون شما تازه ازدواج كرده‏ايد و شايد پيله كردن شوهرتان از روى علاقه باشد نه از جهت ديگر و شما آن را اخلاق بد مى‏ناميد. بعضى نوعروسان خيلى خوششان نمى‏آيد كه مثلاً شوهرشان دستى به آن‏ها بگذارد با علاقه‏اى نشان بدهد.شوهر شما به علت اين كه معلم است و با بچه‏ها سر و كلّه مى‏زند در نتيجه با خستگى زياد از مدرسه بر مى‏گردد، بايد كمال آرامش و آسايش و سكوت برايش مهيّا باشد و بايد با روحيه باز و شاد و چهره‏اى زيبا به استقبال او برويد و او را دل دارى بدهيد و خسته نباشيد بگوييد. اگر اين طور برخورد كنيد تمام خستگى چند ساعته او از بين مى‏رود و روحيه‏اش شاد مى‏شود و با اميد و شادى و انگيزه دوباره به كارش ادامه مى‏دهد. خلاصه كليد اميد دادن و شادابى شوهرتان به دست شما است. اگر بتوانيد دل او را با انواع برخوردهاى زيبا و دل فريب به دست آوريد، داراى زندگانى خوبى خواهيد بود و اگر خداى نكرده نتوانيد او را اقناع كنيد، هم براى ايشان و هم براى خودتان مشكل به وجود خواهد آمد. سعى كنيد موقعى كه شوهرتان به خانه مى‏آيد و در خانه حضور دارد هيچ او را ناراحت نكنيد، و زمينه شادى او را فراهم كنيد و بعد كه به مدرسه رفت شما درستان را بخوانيد و براى كنكور خودتان را آماده كنيد، امّا موقعى كه با شوهرتان هستيد تمام وقت در اختيار او باشيد و از مطالعه كردن و پرداختن به كارهاى ديگر خوددارى كنيد و نگذاريد عصبانى شده و ناراحت از خانه بيرون رود، هر شوهرى زنش را دوست دارد و اگر زن خدا نكرده موجب دردسر و گرفتارى و اعصاب خورد كردن او بشود بالاخره از پا مى‏افتد. وقتى مرد از كار برگشت و وارد خانه شد هم جسمش و هم روحش خسته است. و حالا كه وارد خانه مى‏شود اگر ببيند غذا آماده نيست، چاى درست نشده، ظرف‏ها شسته نشده، در ورحيه او اثر نامطلوب مى‏گذارد. خلاصه اين يك ساعت دو ساعت كه شوهر داخل خانه است هيچ احساس شادى و اميد نكند ديگر چه توقعى بايد داشته باشيد؟ پيامبر(ص) فرمود: "جهاد زنان خوب شوهردارى است".(1) البته كتك كارى صحيح نيست، جز در موقعى كه زن ناموس فروشى كند. حضرت على(ع) فرمود: افراد پست زن را مى‏زنند و افراد با شخصيت احترام مى‏كنند. بايد علت بد اخلاقى فهميده شود و با يك بزرگترى كه هر دو قبول دارند مشورت نماييد. مى‏توانيد با مسؤول واحد پاسخ به سؤالات حاج آقاى شريعتى تماس گرفته تا ايشان تلفنى با شوهرتان صحبت كنند.پى نوشت‏ها:1. بحارالانوار، ج 10، ص 99، ح 1: "جهاد المرأة حسن التبعّل".
کد سوال : 51275
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شنيده‏ام كه شما مسابقه‏اى داريد و هر كس بخواهد مى‏تواند در آن شركت كند آيا مى‏توانم در جواب مسابقه شركت كنم؟
پاسخ : ارسال كتاب مقدور نيست، اما تعدادى از كتاب‏هاى مفيد را براى مطالعه معرفى مى‏كنيم كه مى‏توانيد تهيه فرماييد:1- فروغ ابديت و فروغ ولايت، اثر: آيت الله سبحانى‏2- گناهان كبيره و قلب سليم، اثر: شهيد دستغيب‏3- كتاب‏هاى مرحوم شهيد مطهرى‏4- اخلاق عملى، اثر: آيت الله مهدوى كنى‏هم چنين فرم شركت در حوزه را خدمت شما مى‏فرستيم و درباره حقوق طلبگى بايد عرض كنيم كه مقدارى شهريه به طلاب داده مى‏شود كه اگر قانع باشيد مى‏توانيد با آن زندگى را سپرى كنيد.
کد سوال : 51276
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در روايت آمده غيبت كردن باعث قبول نشدن 40 روز عبادت است، آيا چنين مطلبى از باب تأكيد است يا واقعاً همين طور تأثير را دارد؟
پاسخ : پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: "من اغتاب مسلماً او مسلمة لم يقبل اللَّه تعالى صلاته و لا صيامه اربعين يوماً ليلية الاّ ان يغفر له صاحبه؛(1)هر كس غيبت مسلمانى را بكند خداى تعالى نماز و روزه او را تا چهل روز قبول نمى‏كند مگر اين كه غيبت شده او را ببخشد".ظاهر روايت همين است كه تا چهل شبانه روز نمازها و روزه‏ها قبول نيست و اين واقعيت حاكى از مذموم بودن غيبت است كه جامعه را از هم مى‏پاشد و مؤمنين را نسبت به يكديگر بدبين و دشمن مى‏كند.پى نوشت‏ها: 1. جامع احاديث الشيعه، ج 16، ص 327.
کد سوال : 51277
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كارهايى براى رسيدن به مراحل كمال و گناه نكردن بايد انجام داد؟
پاسخ : با تهذيب نفس، كسب فضايل اخلاقى، جهد و كوشش پى گير و تحمل سختى‏ها مى‏توان به اين مراحل دست يافت. استاد حسن زاده آملى مى‏فرمايد:"انسان كامل عبداللَّه و عنداللَّه است و صاحب مرتبه ولايت؛ يعنى ولىّ اللَّه است و قلب او اوعى و اوسع قلب‏ها است، و قطب عالم امكان و حجّة اللَّه و خليفة اللَّه است و راسخ در علم و خازن و منبع علم لدنّى و ينبوع حكم و زارع قلوب و شوراننده دفائن عقول و مأمون و امين اللَّه است، و متصرف در كاينات و مسخر جن و انس و حوش و طيور و در عين حال بى اعتنايى به دنيا است و شجاع و در مرتبه يقين و بر طريق واضح و صراط مستقيم و مسير عدل و در افق اعلاى انسانى و عالم ربانى است و زمين هيچ گاه خالى از چنين انسان كامل نيست...".(1)ايشان مى‏فرمايد: انسان كامل ولى اللَّه است - انسان كامل خليفة اللَّه، قطب زمان است، معدن كلمات اللَّه است، حجةاللَّه است، مصلح مردم است، عقل مستفاداست، انسان كامل شجره وجود و كمال است.آيات آخر سوره فرقان مشخصات و صفات انسان‏هاى متقى را بيان مى‏كند كه به يك نمونه اشاره مى‏شود: "عبادالرحمن الّذين يمشون على الارض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاماً و الّذين يبقون لربّهم سجّداً و قياماً والّذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنم انّ عذاب‏ها كان غراماً آنهاساوت مستقراً و مقاماً والّذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً؛بندگان خالص خدا، كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبّر بر زمين راه مى‏روند و هنگامى كه جاهلان آنان را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند) به آن‏ها سلام مى‏گويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند) كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‏كنند كسانى كه مى‏گويند: "پروردگارا عذاب جهنم را از ما بردار كه عذابش سخت و پر دوام است مسلماً جهنم بدجايگاهى است و كسانى كه (هنگامى كه) انفاق مى‏كنند نه اسراف مى‏كنند و نه سخت‏گيرى بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند...".بنابراين، براى رسيدن به كمال بايد در تهذيب نفس كوشيد و با مطالعه كتب اخلاقى، داشتن استاد خوب، رفيق با تقوا، دورى كردن از دوستان ناباب، برپا داشتن نماز شعائر اسلامى مى‏توان به مراحلى از كمال دست يافت.پى نوشت‏ها: 1. انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، ص 66.
کد سوال : 51278
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با چه اعمالى مى‏توان اثرات گناهان را محو كرد؟
پاسخ : عوامل محو گناهان و آثار آن‏ها چند امر است:1- توبه: پشيمانى از گناه و بازگشت به سوى خدا."انى لغفّار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ًثم اهتدى؛من بخشنده‏ام هر آن كسى را كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد".(1)"قال ربّ انى ظلمت نفسى فاغفرلى فغفر له انه هو الغفور الرّحيم؛(2)(آدم) گفت: پروردگارا من به خود ظلم كردم مرا ببخش خداوند او را بخشيد، او بخشنده مهربان است".در بحث توبه اين مطلب قابل بحث است كه آيا توبه فى حد نفسه و به تنهايى عامل بخشش و پاك شدن گناه است يا بايد همراه با عمل صالح هم باشد؛ يعنى اگر كسى توبه كند و بعد عمل صالح انجام ندهد آيا خداوند گناه او را پاك مى‏كند؟مرحوم طبرسى مى‏فرمايد: اگر كسى مخفيانه گناه كرده توبه سرّى و مخفيانه كافى است، ولى اگر كسى معصيت علنى كرده براى جبران اشتباه خود و براى كسب آبرو نزد مردم بايد بعد از پشيمانى قلبى علناً اظهار نمايد و در جامعه توبه كند و اشتباه علنى خود را علناً جبران نمايد" (مجمع البيان). پس حقيقت توبه همان بازگشت و پشيمانى قلبى است.و در گناهان شخصى و مخفيانه همان توبه مخفيانه كافى است و پشيمانى و گريه و زارى به درگاه خدا جبران كننده و از بين برنده گناهان قبلى مى‏شود، مگر اين كه در جايى دليلى دلالت كند كه غير از پشيمانى قلبى بايد مثلاً كفاره هم بدهد، مانند افطار عمدى روزه ماه رمضان كه توبه اين عمل زشت علاوه بر پشيمانى، كفّاره و جريمه است.امام باقر(ع) فرمود: "كف يبالندم توبه؛ براى توبه، پشيمانى كافى است".(3)البته پشيمانى (ندم) شايد يكى از مراحل توبه واقعى باشد.على(ع) فرمود: ".. هى (التوبة) اول درجة العابدين... والاستغفار اسم واقع لمعان ستّ: اوّلها النّدم على ما مضى؛توبه اولين درجه عابدين است و استغفار اسمى است كه بر معناهاى ششگانه منطبق است: اولين درجه آن پشيمانى بر اعمال گذشته مى‏باشد".(4)هم چنين حضرت رسول اكرم(ص) مى‏فرمايد: "التائب من الذنب كمن لا ذنب له؛ توبه از گناه باعث پاكى از گناه مى‏شود".(5)اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "استغفرا پاك كننده گناهان است" و باز فرمود: "خود را معطر كنيد به استغفار".(6)البته لازم به ذكر است كه در مورد حق النّاس غير از پشيمانى از گناه بايد حق مردم را ادا كند و آنان را راضى نمايد.2- ايمان؛ پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: "الاسلام يجبّ ما كان قبله؛ اسلام آوردن و ايمان آوردن كارهاى قبلى را مى‏پوشاند".(7)وقتى كه اسلام آوردن باعث شود كه شرك و كفر قبلى بخشيده شود، پس به طريق اولى گناهانى كه در زمان شرك و كفر، مانند ترك نماز، ترك روزه، قتل در جنگ با مسلمانان و غيره را جبران مى‏كند و كسى كه مسلمان شد ديگر مسلمانان حق ندارند او را به جرم كارهاى قبليش مجازات كنند.3- اعمال صالح؛ اعمال صالح باعث از بين بردن گناهان است، قرآن مى‏فرمايد: "و اقم الصلوة طرفى النهار و زلفاً من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات؛ در دو طرف روز و اوايل شب نماز را بر پادار چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آن‏ها) را از بين مى‏برد).(8) هم چنين اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: "الصلاة صابون الخطايا؛ نماز صابون شست و شوى گناهان است".(9)پيامبر(ص) فرمود: "نمازهاى پنج گانه و نماز جمعه تا جمعه ديگر كفاره گناهان است مگر گناهان بزرگ".(10) مواردى كه در روايات، كفاره و از بين برنده گناهان هستند عبارت اند از:1- مريض شدن فرزند، كفاره گناهان پدر و مادر است؛2- مردن، كفاره گناهان مؤمن است؛3- فشار قبر، كفاره گناهان مؤمن است؛4- احسان به برادران دينى، كفاره اعمال بد است.5- ذكر و ياد خدا، كفاره گناهان است؛6- غسل روز جمعه كفاره گناهان ما بين دو جمعه است؛ 7- تب كردن، كفاره گناهان است؛8- نمازهاى پنج گانه، كفاره گناهان است؛9- فكر كردن، كفّاره گناهان است؛ 10- اجابت مؤذّن و تكرار اذان به تبع مؤذّن، كفّاره گناهان است؛11- نماز شب، كفاره گناهان در روز مى‏باشد؛12- قرائت قرآن، كفاره گناهان است؛13- انتظار نماز، كفاره هر گناهى است؛14- استغفار براى كسى كه حقّى بر گردن شما دارد كفاره گناه است؛ 15- روزه گرفتن ماه شعبان، كفاره گناهان بزرگ است؛ 16- روزه گرفتن عيد غدير خم، مفاره شصت سال است؛17- روزه گرفتن روز عرفه، كفاره 2 سال است؛18- اعمال عمره تا عمره ديگر، كفاره گناهان ما بين آن دو است؛19- خدمت كردن به زن و بچه، كفاره گناهان كبيره است؛20- تنگى در روزى، كفاره گناهان است؛ 21- هنگام برخاستن، گفتن ذكر سبحانك اللّهم و بحمدك، كفاره آن مجلس است،22- اقامه حدّ ب رگناه كار، كفاره گناه او است؛ 23- اقامه حدّ بر گناه كار، كفاره گناه او است؛ 23- وضو گرفتن براى نماز مغرب و صبح، كفاره گناه است؛24- مبتلا شدن به خوف، كفاره گناه است؛25- آمدن به مسجد براى نماز جمعه، كفاره گناه است؛ 26- شهادت در راه خدا و كشته شدن، كفاره هر گناهى مى‏تواند باشد مگر بده كارى به مردم؛27- رسيدگى به بيچارگان، كفّاره گناهان بزرگ است؛28- سخن خوب و زيبا، كفاره گناهان بزرگ است؛ 29- افشاى سلام، كفّاره است؛30- اطعام طعام، كفاره است. ر.ك: معج بحار الانوار، ماده كفاره).31- محبت على(ع) گناهان را ذوب مى‏كند و از بين مى‏برد چنان كه آتش هيزم را مى‏سوزاند. پى نوشت‏ها: 1. طه (20) آيه 82.2. قصص (28) آيه 16.3. بحارالانوار، ج 6، ص 20، ح 9.4. همان، ص 21، ح 16.5 . همان، ص 27، ح 28.6. بحارالانوار، ص 22، ح 17 و 18.7. همان، ص 23، ح 24. 8. هود (11) آيه 114.9. همان، ص 91، به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 20، ص 313.10. همان، ص 89، به نقل از صحيح مسلم، ج 1، ص 209.
کد سوال : 51279
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به فلسفه احباط و تكفير، آثار منفى گناه در دنيا و آخرت تا چه حدّ بر قوت خود باقى است.
پاسخ : بعضى اعمال، كارهاى خوب انسان را از بين مى‏برد كه به اين (از بين رفتن) حبط مى‏گويند. از جمله چيزهايى كه اعمال خوبد را از بين مى‏برد، عبارت است از:1- كفر بعد از ايمان؛ اگر مؤمنى، كافر شود، تمام اعمال خوب يكه در حال ايمان انجام داده از بين مى‏رود. "و من يكفر بالايمان فقد حبط و هو فى الاخرة من الخاسرين؛(1)هر كس بعد از ايمان كافر شود عملش از بين مى‏رود و در آخرت از زيان كاران است".2- شرك به خدا: اگر شخص موحد، مشرك شود، تمام اعمالش از بين مى‏رود."لئن اشركت ليحبطنّ عملك و لتكوننّ من الخاسرين؛اگر مشرك شوى عملت از بين مى‏رود و در آخرت از زيان كاران هستى".(2)3- تكذيب آيات خدا و تكذيب روز قيامت: "والّذين كذّبوا باياتنا و لقاء الاخرة حبطت اعمالهم؛كسانى كه آيات ما را تكذيب مى‏كنند و به آخرت ايمان ندارند اعمالشان حبط مى‏شود".4- ارتكاب گناه: بعضى از گناهان باعث حبط مى‏شوند، مثلاً ريا عمل را از بين مى‏برد يا امام صادق(ع) به همسرش (مادر اسماعيل) به كنيز خود بدبين شد او را كتك زد و سر او را تراشيد، حضرت فرمود: اين كار حج تو رإ؛ح‏ح‏تل حبط كرد.(3)علامه مجلسى مى‏فرمايد: حق اين است كه اگر كسى بعد از ايمان، كافر بميرد اعمالش حبط مى‏شود و هم چنين اگ ركسى بعد از كفر، با ايمان از بين برود اهل بهشت است".(4)و روايات زيادى دال بر اين است كه بسيارى از معاصى، ثواب بسيار از طاعات را از بين مى‏برد و بسيارى از طاعات كفاره كثيرى از گناهان مى‏شود و روايات در اين باب متواتر است و آيات هم دلالت دارد، مثل: "انّ الحسنات يذهبن السّيّئات؛ اما اين آيه معلوم نيست در جميع طاعات و معاصى عموميّت داشتهب اشد. البته ظاهر كلام معتزله و اكثر اماميه اين است كه طاعات نمى‏تواند سيئات را از بين ببرد و معصيت هم نمى‏تواند ثواب را از بين ببرد و فقط چند چيز اين طور هستند: 1- اسلام.2- ارتداد.3- توبه.بنابراين، هر حسنه‏اى، هر سيئه‏اى را از بين نمى‏برد، بلكه اسلام و توبه، سيئات را مى‏شويد و سيئه‏اى نمى‏تواند هر حسنه‏اى را از بين ببرد، بلكه بعضى از سيئات، مانند ارتداد مى‏تواند حسنات را از بين ببرد و حبط كند. بنابراين، "انّ الحسنات يذهب السيئات، اطلاق ندارد".در بحار مى‏فرمايد: "بدان كه احباط در عرف متكلمين عبارت است از باطل كردن حسنه توسط كارى كه انتظار انجام آن را از او نداشتيم:بعد مى‏فرمايد: اصل احباط و تكفير قابل انكار نيست، ليكن خلافى نيست بين مسلمانان در اين كه مؤمن صالح هميشه در بهشت خواهد بود و كافر هم اهل جهنم خواهد بود و طائفه سوم مؤمنان هستند كه هم عمل خوب دارند و هم عمل بد. "خلطوا عملاً صلالحاً و آخر سيئاً".درباره اين‏ها اختلاف نظر هست بعضى از مرجعه گفته‏اند كه ايمان لغزش‏ها را از بين مى‏برد بنابراين اگر كسى مؤمن بماند و احياناً لغزشى نداشته باشد، عقابش نخواهند كرد كما اين كه اگر كسى كافر بميرد براى كارهاى خويش ثوابى نخواهد بود. پس بدان كه آن چه اكثر اصحاب ما بر آن اند كه احباط و تكفير را انكار مى‏كنند با اين كه آيات فراوان و روايات كثير و متواترى در اين دو مورد مى‏باشد و بعد از تأمل و تحقيق مى‏فهميم كه نفى احباط و تكفير منافات با ظاهر آيات و اخبار ندارد بلكه مناقشه، لفظى است. چون كه آنان مى‏گويند كه مرگ همراه با كفر، ثواب جميع اعمال را از بين مى‏برد و اين نه به خاطر احباط باشد بلكه به خاطر اين است كه از اول خدا شرط كرده كه هر كس با ايمان بميرد جزاى خوب به او مى‏دهد".(5)كلام مرحوم علامه طباطبايى: حبط همان بطلان عمل است و بى تأثير بودن آن... و مراد ا زحبط اعمال، همه اعمالى است كه با آن‏ها انسان به سعادت مى‏رسد چه اعمال عبادى و چه غير عبادى... .و آن چه باعث حبط مى‏شود يا كفر يا ارتداد... و هم چنين بعضى از اعمال هم باعث، حبط اعمال خوب مى‏شوند."يا ايّها الّذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النّبى و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لا تشعرون".ظاهر آيه اين است كه بالا بردن صدا بر صداى پيامبر و فرياد كشيدن نزد آن حضرت موجب حبط مى‏شود با اين كه اين عمل (غير مؤدّبانه) كفر و ارتداد نيست. ايشان مى‏فرمايد: بله حسنات باعث پوشش سيئات مى‏شود بلكه حسنات باعث تبديل سيئات به حسنات مى‏شود."فاولئك يبدل اللَّه سيئاتهم حسنات".(6)نتيجه: حبط از بين رفتن اعمال سابق يا خود عمل به واسطه كفر يا ارتداد يا شرك يا بعضى اعمال بد. يعنى كسى كه مسلمان بوده بعد كافر يا مشرك مى‏شود اعمال خوب سابق بدون جزاء و پاداش اخروى است. بله بعض آثار دنيوى مثل اين كه (صدقه مرگ بد را از بين مى‏برد). براى كافر ثابت است و از اين آثار بهره‏مند است و لكن پاداش اخروى ندارد.و تكفير به معناى پوشاندن است و آن اين است كه خداوند به فضل و رحمتش بعض گناهان را به خاطر بعضى از اعمال صالحه مى‏پوشاند.اعمالى كه موجب تكفير مى‏شود:1- دورى از گناه: "او تجنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفّر عنكم سيئاتكم".(7)اگر از گناهان بزرگ دورى كنيد ما بدى‏هاى شما را مى‏پوشانيم.2- تقوى: "و من يتّق اللَّه يكفّر عنه سيئاته و يعظم له اجراً؛هر كس تقوا پيشه كند خداوند گناهان او را مى‏پوشاند و اجر و مزد او را اضافه مى‏كند".(8)3- ايمان و اعمال صالح:"فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم اوذوا فى سبيلى و قاتلو و قتلوا لا كفّرنّ عنهم سيئاتهم و لا دخلنّهم جنات؛كسانى كه هجرت كردند و آوارده شدند و در راه خدا مشقّتها را تحمل كردند و جنگيدند و كشته شدند. بدى‏هاى آنان را مى‏پوشانيم و آنان را داخل بهشت‏ها مى‏گردانيم".4- توبه: "الاّ من تاب و آمن و عمل صالحاً فاولئك يبدّل اللَّه سيئاتهم حسنات و كان اللَّه غفوراً رحيماً؛(9)هر كسى كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد خداوند بدى‏هاى آنان را تبديل به حسنات مى‏كند و خداوند بخشنده و مهربان است.پى نوشت‏ها: 1. مائده (5) آيه 5.2. زمر (39) آيه 65.3. وسائل الشيعه، ج 1، ص 507، باب 28، از ابواب جنابت، ج 4 و تفسير الميزان، ج 18، ص 308.4. بحارالانوار، ج 5، ص 333.5. بحارالانوار، ج 68، س 197.6. فرقان آيه 70 ؛علامه طباطبايى، الميزان، ج 2، ص 167.7. (4) 31.8. "65"، 5.9. "25"، 70.
کد سوال : 51280
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گناهان چگونه مى‏توانند سرنوشت انسان را تغيير دهند؟
پاسخ : از آيات شريفه، آثار و احكامى براى اعمال از لحاظ پاداش و كيفر، استفاده مى‏شود كه به طور اختصار ذكر مى‏كنيم:1- بعضى گناهان، حسنات را در دنيا و آخرت حبط (از بين بردن) مى‏كنند، مانند ارتداد. قرآن مى‏فرمايد:"و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبط اعمالهم فى ا لدنيا و الاخرة؛ "كسانى كه مرتدّ شوند و از دينشان برگردند و كافر بميرند تمامى اعمالشان كه در حال اسلام به جا آورده‏اند حبط مى‏شود".(1) هم چنين كفر ورزيدن و انكار كردن آيات الهى باعث از بين رفتن اعمال مى‏شود، قرآن مى‏فرمايد: "انّ الّذين يكفرون بايات اللَّه و يقتلون النبيين بغير حق و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشر هم بعذاب اليم و اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدّنيا و الاخرة؛ "كسانى كه به آيات الهى كافر مى‏شوند و پيامبران را به ناحق مى‏كشند و كسانى را كه امر به عدل و قسط مى‏كنند و مى‏كشند، بشارت بده به عذاب دردناك. اينان كسانى اند كه اعمال شان در دنيا و آخرت حبط مى‏شود".(2)2- پاره‏اى گناهان، قسمتى از حسنات را حبط مى‏كند، مانند مخالفت كردن با پيامبر(ص)."انّ الّذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللَّه و شاقوا الرسول... لن يضرّوا اللَّه شيئاً و سيحبط اعمالهم؛مخالفت با پيامبر باعث حبط اعمال مى‏شود چنان چه متابعت از پيامبر موجب حسنه و مانع از بطلان عمل مى‏شود.(3)3- برخى گناهان باعث انتقال حسنات انسان به ديگرى مى‏شود مانند قتل: "انّى اريد ان تبوء باثمى و اثمك".هابيل به برادش قابيل گفت: برادر اگر تو به سوى من دست دراز كنى كه مرا بكشى من به سوى تو دست دراز نمى‏كنم و تو را نمى‏كشم) من مى‏خواهم هم گناه من و هم گناه خودت را ببرى و جزايش را ببينى".(4)4- برخى گناهان موجب چند برابر شدن عذاب مى‏شود:"اذاً لاذقناك ضعف الحياة و ضعف الممات؛و آن هنگام تو را دو برابر زيستن و دوبرابر مردن (از عذاب) مى‏چشانيم".(5)"يضاعف لها العذاب ضعفين؛عذاب برايش دو چندان شود".(6)5- بعضى گناهان باعث مى‏شود همانند گناهان ديگرى براى انسان نشوشته شود:"ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامةو من اوزار الّذين يضلّونهم بغير علم؛(7)در روز رستاخيز بايد تمام بارهاى (گناه) خويش را با (قسمتى) از بارهاى گناه كسانى كه به نادانى گمراهشان مى‏كردند به دوش كشند".(8)قرآن مى‏فرمايد: "و لقد اهلكنا القرون من قبلكم لمّا ظلموا و جائتهم رسلهم بالبيّنات و ما كانوا ليؤمنوا كذلك نجزى القوم المجرمين؛چه بسيار نسل‏ها را پيش از شما وقتى كه ستم كردند و پيامبرانشان با برهان‏ها سوى ايشان آمدند و آنان ايمان نياوردند، نابودشان كرديم و گناهكاران را در اين چنين كيفر مى‏دهيم".(9)"و اذا اردنا نهلك قرية امرنا متر فيها ففسقوا فيها فحقّ عليها القول فدمّر ناها تدميراً؛چون بخواهيم قريه‏اى را نابود كنيم (و وقت نابوديشان رسيده باشد) خوشگذرانان و عيّاشان را وادار مى‏كنيم (از باب استدراج و غافل گير كردن تدريجى نعمت‏هاى آن‏ها را افزون كنيم) تا در آن قريه گناه كنند و عذاب خدا بر آنان محقّق گردد و يكسره آنان را ويران كنيم.(10)از اين آيات استفاده مى‏شود كه گناه در هر جا پديد آيد و شيوع پيدا كند مقدّمه نابودى و عذاب است و ملّتى كه خوش گذران و عيّاش و گناهكار در آنان بسيار گردد، بايد منتظر نابودى و عذاب الهى باشند. وقتى در تاريخ ملّت‏هاى گذشته مطالعه مى‏كنيم مى‏بينيم هر ملّتى كه رو به گناه رفتند و معصيت در آنان شيوع يافت طولى نكشيد كه نابود شدند و آثارشان از بين رفت و تنها نامى از آنان در زواياى تاريخ به جا ماند تا شايد ديگران ا ز حال آنان عبرت گيرند.در اين زمان هم مى‏توانيم با چشم بصيرت به اين حقيقت دست يابيم كه شوروى سابق چگونه به ناوبدى و اضمحلال كشيده شد و غروب غم بارى را براى آنان به وجود آورد و آن هم ثمره هفتاد سال ظلم و جنايت و مقابله با خدا و دين خدا بود كه دچار اضمحلال شدند و اميدواريم كه به زودى آمريكا هم به چنين سرنوشتى دچار شود. زيرا اين قانون خدا است. جامعه‏اى كه در بى خدايى و تجاوز و ظلم فرو رود دگرگون و مضمحل مى‏شود. گناه هم آثار فردى و هم آثار اجتماعى دارد، زندگى فردى را زير و رو مى‏كند. او را مبتلا به انواع دردها و تنش‏ها و هيجانات مى‏كند و آرامش را از وى سلب مى‏كند و در اجتماع هم تأثيرات منفى به جاى مى‏گذارد.امام صادق(ع) فرمود: خداى تعالى مى‏فرمايد: "وقتى كه مردم نافرمانى مرا بكنند بر آنان كسانى كه دين ندارند و خدا را نمى‏شناسند و ظالم اند رإ؛ح‏ح‏تل مسلط مى‏كنم".(11)هم چنين امام باقر(ع) مى‏فرمايد:"در كتاب پيامبر خواندم، هرگاه پس از من زنا زياد شود مرگ‏هاى ناگهانى فراوان مى‏گردد و هرگاه كم فروشى كنند، دچار انواع قحطى و كمبود مى‏شوند و هر كس از دادن زكات دريغ كند، زمين را از زراعت و ميوه‏ها و معادن بى بركت مى‏كنم وهرگاه در قضاوت، ظلم كنند و ناعادلانه حكم كنند نتيجه‏اش اين مى‏شود كه هم به يك ديگر ظلم مى‏كنند و حق يك ديگر را پايمال مى‏كنند و هنگامى كه مردم پيمان هايشان را با خدا بشكنند (بى وفا و اهل كوفه بشوند و نقض بيعت بكنند) خداوند اشرار را بر آنان مسلّط مى‏كند.(12) روايات زيادى در اين موارد، در جلد 3 و 4 اصول كافى وجود دارد كه مى‏توانيد به آن رجوع كنيد.پى نوشت‏ها: 1. بقره (2) آيه 217.2. آل عمران (3) آيه 123.3. محمد (47) آيه 33. 4. مائده (5) آيه 34.5. اسراء (17) آيه 75.6. احزاب (33) آيه 30.7. نحل (16) آيه 251.8. سيد محمد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج 2، ص 172.9. يونس (10) آيه 13.10. اسراء (17) آيه 6.11. اصول كافى، ج 3، ص 378، ح 30، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت.12. همان، ج 4، ص 81، ج 2، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت.
کد سوال : 51281
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من داراى روحيه ضعيف و عدم اعتماد به نفس مى‏باشم: لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : با مطالعه نامه شما از احوال شما مطلع شديم. چند مشكل را مطرح فرمده‏ايد كه همه به يك جا بر مى‏گردد عدم تمركز حواس، ناتوانايى در برنامه ريزى، عدم اعتماد به نفس، نا اميدى و احساس يأس، فكرهاى پريشان، بى خوابى و پريشانى و غيره. همه اين‏ها نتيجه يك مطلب است و آن اين كه شما خودتان را خيلى دست كم گرفته‏ايد و به اصطلاح خود را باخته‏ايد در حالى كه شما خيلى از مزايا را دارا مى‏باشيد كه بعضى از جوانان دارا نمى‏باشند، اولاً شما سيدّ هستيد فرزند پيامبر(ص) و زهرا(ع) اين بالاترين شرف و بزرگى براى شما است. بايد به خودتان افتخار كنيد.ثانياً: فرزند شهيد هستيد اين هم مزيّت و برترى ديگرى است كه شما داريد همان طور كه شهدا داراى افتخارند و فرنزدان شهدا نيز سربلند و با افتخاراند. با اين دو مزيّت و شرافت چه كم داريد كه اين قدر خود را باخته‏ايد؟ شما به خود باور نداريد و توانايى‏هاى خود را ناديده مى‏گيريد شما يك مرد هستيد، نبايد احساس ضعف و سستى بكنيد. درست است كه تازه ازدواج كرده‏ايد نبايد خودتان را آن قد شل و بى حال جلوه دهيد كه خداى ناكرده خانمتان احساس تفوّق و برترى بر شما بكند و شما احساس ضعف و ناتوانى. نه! شما يك مرد هستيد، بايد با اراده خود هم خانم و هم فرزندان را انشاءاللَّه اداده كنيد. بحمدللَّه تعالى خانم خوبى هم داريد، هم با استعداد است و هم از خانواده مذهبى است، ولى غالب خانم‏ها اين طور هستند كه چرب زبان‏تر از مردهايشان هستند و اگر احساس كنند كه مردشان كم رو و كم حرف است ديگر به اصطلاح بر او سوار مى‏شوند و حاكميت پيدا مى‏كنند، شما نبايد از خود ضعف و سستى نشان بدهيد به اصطلاح دست ه گل به آب بدهيد، بلكه با اراده‏اى قوى و مردانه در مقابل مشكلات بايستيد و مانند كوه مقاوم باشيد و اصلاً فكر طلاق نكنيد، چون بسيارى زن‏ها همين طور هستند مى‏خواهند بر مردشان حاكم باشند اين روحيه زن‏ها است اين مردها هستند كه نبايد خود را ببازند و تسليم شوند. شما بايد او را تحت اختيار خود بگيريد نه به اين معنا كه با او دعوا كنيد. نه! هرگز، بلكه با زبان خوش و با وعده‏هاى آن چنانى، او را به خودتان جلب كنيد او اگر احساس كند كه شوهر زرنگى دارد خوشحال مى‏شود و احساس قدرت و اميدوارى مى‏كند، ولى وقتى كه در شما ضعف و سستى ببيند او هم دچار ضعف مى‏شود و به زندگى نا اميد مى‏شود و پيش خود فكر مى‏كند و به خود مى‏گويد چرا من ازدواج كردم؟ چرا چنين شده، چرا چنان شد؟ و در نتيجه اين احساس درونى كم كم به صورت عقده بروز مى‏كند با شما به تندى برخورد مى‏كند احياناً دعوا و قُرقُر مى‏كند. از خودش و شوهرش و زندگى آينده احساس نااميدى دارد. ضعف روحيه در شما باعث ضعف روحى خانمتان مى‏شود و كم كم آثارش بروز مى‏كند. بنابراين، شما بايد مردانه احساس قدرت و توانايى بكنيد. به او وعده‏هاى بلند، مثلاً مى‏خواهيم در آينده به مشهد برويم، من دارم پول جمع مى‏كنم كه انشاءاللَّه به مكه برويم، خانه آن چنانى مى‏خواهيم بسازيم. مادر من چقدر تو را دوست دارد من هم تو را دوست دارم، هر وقت به منزلشان مى‏رويد با دست پر برويد، مثلاً يك شاخه گل يا مقدارى بستنى يا شيرينى. (اين تذكر را بدهم كه دروغ گفتن و وعده‏هاى آن چنانى كه ذكر شد ولو دروغ باشد براى اميدوار كردن همسر اشكالى ندارد) همه مردها بايد زن هايشان را به نحوى نگه دارند اگر مرد كه وارد خانه مى‏شود روحيه ضعف و نا اميدى از خود بروز بدهد زن و بچه‏اش هم احساس ضعف مى‏كنند نا اميد مى‏شوند، ولى اگر مرد با روحيه باز و با برخوردى شاد و با وعده‏هاى آن چنانى آنان را و روحيه آنان را بتواند سرحال و زنده نگه دارد، هنر است: اين مرد، مرد موفقى خواهد بود. مرد بايد مرد باشد مخصوصاً شما كه با آن مزيت‏ها و شرافت هايى كه داريد. خود را بالاتر و بهتر بدانيد و احساس كمبود نكنيد. احياناً سؤال هايى را كه مشكل است پيش پاى خانمتان مطرح كنيد كه نتواند جواب بدهد و بعد به او بگوييد انشاءاللَّه با مطالعه بيشتر بتوانيد جواب سؤآل‏ها را بدهيد و يا اگر برايتان چاى آورد يك نقطع ضعفى از او بگيريد. مثلاً بگوييد: مثل اين كه حال نداشته‏اى كه خوب استكان‏ها را بشويى.البته مذكر باشيد اين مسائلى كه براى شما مى‏گوييم نبايد براى هميشه باشد، بلكه تا مدتى كه بتواند مشكل شما را حلّ كند. اين حرف كه گفته مى‏شود، مانند دارويى است كه دكتر براى مريض تجويز مى‏كند مسلماً داروها، قطعى است، نه هميشگى، مثلاً مرد نبايد هميشه اعتراض بكند، به خانمش پرخاش كند، بر او عيب بگيرد، لج بازى بكند، بلكه گاهى وقت‏ها چنين اعمالى لازم است. اين‏ها ترفندهاى زندگى است ما در روايات هم داريم كه مثلاً با زنتان مشورت بكنيد، امّا حتماً لزومى ندارد گوش به حرف او بدهيد. خلاصه مرد بايد زن را نگه دارى كند، روحيه زن‏ها با روحيه مردها فرق دارد هر مردى احتياج به درك روحيه زنش دارد؛ يعنى اولاً بايد روحيه او را بشناسد و بعد بر اساس آن روحيه برنامه ريزى كند (چه وعده هايى بدهد؟ هر چند روز به ديدن او برود؟ چه چيزهايى برايش بخرد؟ چگونه با او حرف بزند كه نا اميدش نكند.)در هر صورت شما اگر روحيه تان را از دست بدهيد همان طور كه ما از نامه شما حساس كرديم نخواهيد توانست بر مشكلات فائق بياييد و خداى نكرده فشار روحى و روانى شما را مريض خواهد كرد. خوب حواستان را جمع بكنيد از خود هيچ گونه ضعفى بروز ندهيد و هيچ احساس كمبود نكنيد، شما چند مزيّت داريد:1- اين كه مرد هستيد.2- سيّد هستيد.3- فرزند شهيد هستيد، كه هيچ كدام را خانمتان ندارد. پس با عشق و علاقه به زندگى بچسبيد و نگذاريد روحيه خانمتان هم تضعيف بشود و اين شما هستيد كه مى‏توانيد با دست خودتان و با راه كارهاى صحيح و منطقى داراى يك زندگى شرافتمندانه و با آبرو باشيد و همراه با خانمتان به يك زندگى خوبى دست بيابيد و يا خداى نكرده با شيوه‏هاى غلط و روحيه يأس و نا اميدى و بروز آن، هم خودتان را مريض كنيد و هم زندگيتان راخراب كنيد. شما تمام فكرها و يأس‏ها را زير پايتان له كنيد و نگذاريد افكار آن چنانى به شما روى بياورد و شما را تحت فشار قرار دهد. بر خورتان مسلّط باشيد نه اين كه افكار و هيجانات بر شما مسلط بشود.از شما برادر بزرگوار متشكريم. انشاءاللَّه راه كارها مفيد باشد و در نامه بعدى بشارت پيروزى بر يأس و نااميدى را از شما دريافت كنيم به اميد آن روز. از دعا و نماز غافل نباشيد و از خدا يارى و كمك بگيريد و ما هم دعاگوى شما هستيم. در ضمن دو جزه خدمت شما براى مطالعه ارسال مى‏شود.
کد سوال : 51282
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر حوزه درباره گفتگوى تمدن‏ها كه رئيس محترم جمهور مطرح كرده‏اند چيست؟
پاسخ : درباره "گفت و گوى تمدن‏ها" كه رئيس جمهور محترم مطرح فرموده‏اند و همان طورى كه شما توضيح داده‏ايد كه چگونه دستگاه تبليغاتى استكبار جهانى عليه اسلام و جمهورى اسلامى سم پاشى مى‏كند و چهره اسلام و مسلمانان را نزد مردم جهان مخدوش مى‏سازد، طرح اين مسئله از سوى ايشان كه روحانى و فرزند حوزه مى‏باشند بسيار مفيد و لازم و مورد استقبال مجامع جهانى قرار گرفته و به همين مناسبت سال 2000 به عنوان سال گفت و گوى تمدن‏ها نام گرفت.اين خود از الطاف الهى است و ما بايد بر اين نعمت بزرگ خدا را شاكر و سپاس گزار باشيم. انشاءاللَّه در آينده نزديك آثار و بركات اين طرح نمودار خواهد شد. البته استكبار جهانى مخصوصاً آمريكا هيچ موقع راضى به اين گونه تحرك‏ها نيست و هميشه در مقابل طرح هايى كه نفع خود را در آن نبيند ايستاده است و مبارزه آمريكا و صهيونيست در مقابل اسلام و مسلمانان بر كسى مخفى نيست. اين را به قطع بدانيم كه آمريكا دنبال منافع خود است و در هر كجا به هر وسيله بتواند ولو با نام زيباى "حقوق بشر" و "آزادى" و "اصلاح‏طلبى" سعى در توطئه، براندازى، محاصره اقتصادى و... دارد و اين خاصيت استكبارى آمريكا و اذناب او است.بنابراين، ما هم مانند شما با هر طرحى كه بتواند جنگ‏ها را تبديل به صلح كند، ظلم‏ها را نابود كند ريشه‏هاى ظلم، استبداد را بخشكاند موافقهيم و بايد در راه آن گام برداريم، اما از اين نكته نبايد غافل شد كه مثلاً ما دم از صلح بزنيم و آن‏ها با نام صلح‏طلبى بر ما مسلط شده و ما را به دوران جاهليت سوق دهند. بايد بيدار و هوشيار بود و فريب نيرنگ‏ها را نخورد. "و مكروا و مكر اللَّه واللَّه خير الماكرين".(1) ضمناً نكته‏اى را كه بايد تذكر داد اين است كه در ابتداى اين نامه و نامه پيشين خود لطيفه و طنزى را ذكر نموده و بعد سؤال خود را خيلى مبهم وانمود كرده‏ايد و پاسخ را بسيار ساده و اظهر من الشّمس، در صورتى كه بايد سعى شود سؤال براى كشف حقيقت باشد وگرنه اگر كسى با پيش فرض اين كه صددرصد عقيده و نظر خودش درست است بخواهد وارد مسئله شود به خود مجال انديشه در جوانب پاسخ طرف را نخواهد داد، لذا على(ع) مى‏فرمود: "سل تفقّهاً و لا تسأل تغتاً".(2) درخواست عاجزانه ما از شما برادر عزيز اين است كه اولاً: با حوصله بيشتر مسائل را تجزيه و تحيليل كنيد و به مطالب نظريه گونه غربيان اين اندازه خوشبين نباشيد. ثانياً: با دقت بيش‏تر آن‏ها را مطالعه كنيد، چون در نامه شريفتان اسم صاحب نظريه برخورد تمدن‏ها را "هانينگتون" نوشتيد در صورتى كه هانتينگتون است و اين نظريه نيز تا كنون بارها مورد نقد و بررسى قرار گرفته است از جمله نقدى است كه گپى آن را از مجله حكومت اسلامى(3) براى شما ارسال داشته‏ايم و اميدواريم از ما نرنجيد، بلكه بردبارى را با ذهن نقاد و بيان شيواى خود همراه ساخته و با تجزيه و تحليل درست مسائيل سياسى انشاءاللَّه آينده درخشانى داشته باشيد.پى نوشت‏ها: 1. آل عمران (3) آيه 54.2. بحارالانوار، ج 1، ص 222، ح 7.3. مجله حكومت اسلامى، شماره 11، سال چهارم، شماره اوّل، بهار 78.
کد سوال : 51283
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : برخى از دانش‏آموزان در جلسه امتحان به برگه دوست خود نگاه مى‏كنند خواه با رضايت وى يا نارضايتى، آيا اين عمل جايز است؟
پاسخ : اين عمل بر خلاف مقررات نظام است و جايز نيست به علاوه اگر نگاه كردن به منظور تقلب در امتحان و استفاده از نوشته ديگران باشد خيانت است و خيانت در علم و دانش به مراتب بدتر از خيانت در مال است.(3)