کد سوال : 51074
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا عده زيادى به دنبال مسائل جنسى هستند و چگونه مى توانند خود را كنترل كنند؟
پاسخ : افراد در جامعه به خاطر نوع تربيت و پرورش و نيز با رفتار و ساختار اجتماعى كه در آن هستند و هم چنين طرز تلقى شخص و انتخاب زندگى و مقصد و هدف , با يك ديگر متمايزند, در ميان نوع بشر, گذشته ازمعصومين , علما و بزرگانى پرورش پيدا كرده اند كه شمس هدايت مردم شده اند . مثلا شخص حضرت امام خمينى (س ) از اين نوع است و در مقابل اشخاصى چون صدام و هيتلر و يزيد و شمر و معاويه به وجود آمدند كه خود عامل اصلى گمراهى خويش و ظلم به مردم بوده اند. با اين مقدمه خواهيد دانست كه چرا عده اى در دنيا در پى هدايت وچرا عده اى در پى گمراهى و پيروى از خواهش هاى نفسانى اند و البته چنين افرادى نيز مى توانند در سلك تربيت صميمى قرار گيرند ; ولى بايد با رياضت هاى سخت و طاقت فرسايى خود را آماده ورود به جاده هدايت سازند , اماچگونه اين افراد خود را كنترل كنند ; اگر مجرد هستند و در سنين ازدواج قرار دارند, همسر مناسبى اختيار كنند و اگرنمى توانند ازدواج كنند , تا آن زمان تقواى الهى پيشه كرده و وقت خود را صرف مطالعات , درس و ورزش كنند تامجالى براى داشتن لحظات خالى و پروراندن افكار بيهوده نداشته باشند.
کد سوال : 51075
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رجعت از ديدگاه شيعه چيست ؟
پاسخ : در مورد رجعت دانست چند امر لازم است ;1 رجعت چيست ؟ 2 چه اشخاصى رجعت دارند؟3 فلسفه رجعت 4 ذكر چند نمونه از تحقق رجعت در دنياگفتنى است , شرح تفصيلى امور فوق براى ما ممكن نيست , تنها با اشاره مى گذريم .ماهيت رجعت آن است كه بعد از ظهور حضرت مهدى عليه السلام و در آستانه رستاخيز گروهى به اين جهان بازمى گردند.آن طور كه از مجموع روايات بر مى آيد, دو گروه رجعت دارند: مؤمنان خالص , آن هايى كه در يك مرحله عالى از ايمان قرار دارند. و گروه دوم كفار و ستم گرانى كه در مرحله منحطى از كفر و ظلم قرار دارند.امام صادق عليه السلام فرمود: رجعت عمومى نيست , بلكه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى رجعت مى كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.(1راجع به فلسفهء رجعت گفته اند: مؤمنين خالص را مى آورند تا به سير تكاملى در دنيا ادامه دهند, ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در دنياى اين حكومت شركت مى جويند.كافر و ستم گر محض را مى آورند تا علاوه بر كيفر خاص در عالم آخرت مجازات هاى اين جهان را نظير آن چه اقوام سركشى مانند فرعونيان و نمروديان , ديده اند به بينند.قرآن , به طور اجمال , در چند مورد از تحقق رجعت در امت هاى پيشين ياد كرده است :1ـ عزير پيامر كه بعد از صد سال مجددا زنده شده است : (1)2ـ گروهى كه به بهانه وبا از شركت در جهاد خوددارى كرده و از خانه بيرون رفتند , اما در بين راه به فرمان خداهمه مردند, پس زنده شدند; (2)3ـ افرادى كه به دست حضرت عيسى (ع ) به اذن پروردگار زنده شدند. ((و اذ تخرج الموتى باذنى ; وقتى كه مرده را به اذن من زنده مى كنيد)). (3)4 زنده شدن قاتلى از بنى اسرائيل با زدن قسمتى از بدن گاو به او .(4) پاورقي1(بقره 2 آيه 259.پاورقي2(بقره 2 243.پاورقي3(مائده 5 آيه 110.پاورقي4(بقره 2 آيه 73
کد سوال : 51076
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : صهيونيسم چيست ؟ بنيان گذار آن كيست ؟ از نظر اعتقادى چه تفاوتى با يهوديان دارد؟
پاسخ : 26059صهيونيسم يك حزب و تشكيلات سياسى است كه با وسايل و ابزار ظالمانه و نامشروع اهداف جابرانه و غاصبانه اى را تعقيب مى كند.صهيون كوهى است در اورشليم كه بارگاه حضرت داود پيامبر(ع ) در آن قرار دارد و واژهء صهيونيسم از آن گرفته شده است .قبل از جنگ جهانى اول روزنامه نگارى به نام (تئودر هرتزل ) اهل اطريش , يا مجارستان در سال 1895كتابى به نام (دولت يهود نوشت و منتشر نمود.در اين كتاب پيش نهاد نمود كه آژانس يهود تشكيل شود تا برنامه مذاكران و نقشه هاى حزب را تنظيم نمايد ويك شركت يهودى به وجود آيد كه احتياجات اقتصادى نهضت را تأمين كند.در اين كتاب به محل و مركز تشكيل دولت يهود اصلا اشاره اى نشد.اولين كنگره حزب صهيونيسم در شهر (بال سوئيس ) تشكيل گرديد كه در آن كنگره فلسطين محل تشكيل دولت يهود تعيين شد.پس از شكست دولت عثمانى و حاكميت انگلستان بر فلسطين و لبنان و شروع جنگ جهانى اول كه دامنه اش به حدود فلسطين رسيده بود. يكى از رهبران صهيونيسم به نام (هربرت سموئل ) يادداشتى به اعضاء كابينه انگلستان ونمايندگان عوام آن كشور تقديم كرد و در آن ياداشت پيش نهاد كرد كه يك دولت يهودى تحت نظارت انگلستان درفلسطين ايجاد شود, و از طرفى , جمعى ديگر از رهبران يهود ,و در رأس آن دكتر وايزمن استاد كرسى شيمى دانشگاه منچستر انگليس كه در اثر كشف ماده (اسيتون ) كه براى مواده منفجره ضرورى بود, در جامعه و دستگاه دولتى انگليس صاحب نفوذ بودند , با مقامات انگليس و هم چنين فرانسه و آمريكا درباره تشكيل دولت يهودى درفلسطين مذاكره كردند و بالاخره كار به جايى رسيد كه بالفور وزير خارجه وقت انگليس وعده تشكيل دولت يهودى را در روز دوم نوامبر 1917ميلادى به صهيونيست ها داد و در نتيجه يهودى ها با حمايت كامل انگليس و آمريكا وفرانسه دولت خود را تشكيل دادند. (1از نظر اعتقادى ظاهرا تفاوتى بين صهيونيسم و ديگر يهوديان نيست . هر دو مدعى پيروى از حضرت موسى كليم (ع ) هستند. اما در واقع صهيونيسم يك قوم خودخواه نژاد پرست است و مدعى تشكيل يهودى از نيل تا فرات است از راه قهر و سلطه نظامى .تذكر :به طور خلاصه عوامل مؤثر در تشكيل دولت صهيونيز به شرح زير است :1 پافشارى سردمداران يهود و صهيونيسم براى تشكيل دولت يهود در فلسطين ; 2ـ آمادگى حكومت هاى غرب و شرق براى نجات ملت آن ها از شر يهودى ها و مزاحمتهاى سياسى و اقتصادى ; زيرا يهود در هر كشورى كه باشد اقتصاد آن كشور را قبضه مى كند و به همين دليل هيتلر يهودى ها را سوزاند و روسيه آن ها را اخراج كرد ;3 از همه مهم تر استكبار جهان بر آن بود كه يك غده سرطانى را در قلب كشور هاى اسلامى قرار دهد تا دولت هاى غرب و مسلمان نتوانند به وحدت برسند و دوباره تجربه امپراطورى عثمانى تجديد نشود و اصولا جامعه گرفتاراسرائيل شوند .
کد سوال : 51077
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اكثر دعاها با واژهء ربّ ((ربّى , ربّنا...)) آغاز مى شود؟
پاسخ : 26059معرفت و پذيرش ولايت امير المؤمنين (ع ) و ائمه معصومين عليهم السلام يكى از شرائط قبولى اعمال است . در روايات آمده است : بدانيد اگر شخصى شب ها را به عبادت بپردازد و روزها را روزه دار باشد و جميع مالش را صدقه بدهد , و هر سال به مكه رود, اما ولايت ولى خدا را قبول نداشته باشد در ثواب آن اعمال هيچ حقى ندارد واز اهل ايمان به حساب نمى آيد.(1 اين شخص صرفا مسلمان است , ولى مؤمن نيست .هم چنين در روايات ديگر شرط قبولى اعمالى همچون نماز, روزه , حج , جهاد را به قبول ولايت دانسته است (2در اين راستا حديثى از پيامبر (ص ) رسيده كه همه مسلمان ها قبول دارند ((من مات و لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة الجاهلية)) پس معرفت امام زمان شرط قبول اسلام است . اين جا اين اين بحث پيش مى آيد كه آيا همه كفار وغير مؤمنان به جهنم مى روند؟ و به دنبال اين بحث , بحث كفر و ايمان مطرح بايد بشود كه اصلا كفر يعنى چه ؟ و كافرچه كسى است از مجموعه مباحث و روايات اين طور استفاده مى شود كه كفر درجات و مراتبى دارد و اصل كفر يك حالت حق پوشى و لجاج و عناد است كه شخصى با توجه به درك حقيقت , باز عناد و لجاجت بورزد و حق پوشى كند . به شب هم معناى كفر صدق مى كند, زيرا همه چيز را زير خيمه سياه خود مى پوشاند.درباره مجازات آنان نيز, آن چه از روايات فهميده مى شود , اين است كه اگر عدم پذيرش ولايت , از روى عنادو لجاج باشد, اهل عذاب اند, اما اگر مصداق منكر يا مقصر در تحقيق و شناخت حق نبوده , بلكه از قاصران ومستضعفان باشند, اميد نجات براى آنان وجود دارد.(3
کد سوال : 51078
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سپردن عوايد مالى مسجد به عنوان سپرده , يا قرض الحسنه و سود آن چه حكمى دارد؟
پاسخ : گذاردن پول هاى مسجد در بانك به عنوان قرض الحسنه اشكالى ندارد .هم چنين گذاردن پول هاى مسجد در بانك به عنوان سپرده كوتاه مدت يا دراز مدت با توجه به اين كه بانك هامراعات حدود شرعى را كنند و ربا بوجود نيايد , اشكالى نداردآن چه در بانك ها به صورت سپرده كوتاه مدت يا دراز مدت گذاشته مى شود طبق قانون مضاربه است منافعى كه به دست مى آيد بايد صرف مسجد شود.
کد سوال : 51079
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از جمع گريزانم , داراى اراده نيستم , خجالتى , كم رويى و نااميدى رنجم مى دهد, لطفاً مرا كمك كنيد.
پاسخ : معلوم است كه پديده خجالت , جزو طبيعت كودكان است . شايد نخستين علائم آن در سن چهارماهگى ظاهر شود و در سن يك سالگى علايم آن كاملاً آشكار مى شود; زيرا در اين سن و سال خود را از شخص غريب بر مى گرداند يا چشم هاى خود را مى بندد يا صورت خود را مى پوشاند. وراثت در خجالتى بودن كودكان نقش عجيبى دارد, محيط و شرايط آن در زياد كردن يا تعديل خجالت كاملاًمؤثر است ; زيرا كودكانى كه با اطفال ديگر آميزش دارند كمتر خجالتى هستند تا آنان كه آميزش ندارند. راه علاج اين است كه كودكان را اجتماعى بار آورده و آنان را به منزل دوستان ببريم , هم چنين دوستان را به منزل دعوت كنيم , در حضور ديگران از او تعريف كنيم و از آنان بخواهيم كه در حضور ديگران سخن بگويند.يكى از راه هاى مؤثر براى اجتماعى بار آوردن و مبارزه با كم رويى و خجالت كودكان اين است كه بزرگ ترهاسؤالاتى مطرح كنند و كودكان را به انديشه و سخن وادارند و چه بهتر كه در اين راه , آن ها را با بزرگ ترها مشاركت دهند. يكى از عوامل خجالتى بار آمدن كودك اين است كه بزرگ ترها همواره او را از هر سخنى و هر حركتى در برابردوستان و رفقا و آشنايان و بيگانگان باز دارند و با اشارت تهديدآميز چشم ها, لب ها و انگشت ها او را به سكوت فراخوانند و اگر سخنى بگويد او را به گونه اى سركوب كنند كه تشخيص دهد براى مصون ماندن از خطر ملامت و استهزاو براى جلب رضايت خاطر بزرگ ترها راهى بهتر از سكوت و سر به زير بودن وجود ندارد.بنابراين , براى اين كه كودك گرفتار كم رويى و خجالت نشود و بتواند بدون افتادن در ورطهء پررويى و هرزگى ودريدگى , در عرصه اجتماع و در برابر اشخاص , مزاياى وجودى خود را بروز دهد و شخصيت خود را آشكار سازد,راهى جز اين نيست كه به او فرصت حضور در مجامع و سخن گفتن و شركت در بحث ها بدهيم و او را در مقابل مطالبى كه بيان مى كند, تشويق كنيم و اگر خطايى دارد با محبت و احترام و تواضع اصلاح كنيم . شركت دادن او در بحث ها و مشورت ها و فرصت دادن به او براى اين كه خاطره هاى خود را بيان دارد و دادن سمت و مسؤليت به او, وسيله هايى براى تجلّى شخصيت او و منع از خجالتى شدن و خمودى و ترس و كم رويى است . تنهاچيزى كه مهم است اين است كه طفل براى ابراز وجود و اظهار عقيده و نظر خويش , گرفتار گستاخى نباشدو به شخصيت و آرا و عقايد و نظريات ديگران نيز احترام بگذارد و اگر در جايى به شخصيتش اهانت و به كرامتش لطمه اى خورد با صراحت و ادب از حق خويش دفاع نمايد. فرق حيا و خجالت خجالت , يعنى خوددارى طفل از حضور و سخن گفتن در برابر ديگران , اما حيا به معناى ملتزم بودن طفل به برنامه هاى فضيلت و آداب اسلام است . اگر طفل را عادت دهيم كه از ارتكاب منكرات و انجام معاصى و هرزگى ها و بى بند و بارى ها پرهيز كند, چنين طفلى خجول نيست . اگر طفل , عادت كند كه بزرگ ترها را احترام كند و از محرمات چشم بپوشد و گوش را از سرقت اسرار بازبدارد, چنين طفلى خجالتى نيست . اگر طفل از بدزبانى بپرهيزد و از باطل اجتناب كند و وقت خود را صرف چيزهاى بيهوده نكند به او خجالتى و كم رو گفته نمى شود.اين ها مصاديق حيا است كه اديان الهى و آسمانى به آن توصيح كرده است .(1)آفات كم رويىكم رويى و خجالت , آفت و بلاى خاصى است كه عامل جلوگيرى از موقعيت ها و پيروزى هاى انسان در صحنه ءزندگى مى شود. كم رويى به صورت يك دشمن درونى همانند يك دشمن بيرونى عمل مى كند. يك دانش آموز كم رو و خجالتى نمى تواند مشكل خود را مطرح كند و هميشه منتظر مى ماند تا از دهان ديگران سؤال خود را مطرح كند. كم رويى فقط يك احساس است , يك تصور باطل است و بر واقعيت مبتنى نيست . كم رو فكر مى كند داراى ارزش اجتماعى نيست و ديگران براى او ارزشى قائل نيستند در حالى كه ممكن است چنين چيزى واقعيت نداشته باشد. تا وقتى كه اين تصور در انسان كم رو هست نمى تواند از پى آمدهاى آن در امان باشد. افراد كم رو خود را از نطر فكرى ضعيف و حقير مى شمارند, اگر مطلبى مى نويسند يا سخنى مى گويند, نكته اى رامى دانند آن را بى ارزش و غير قابل طرح مى شمارند و فكر مى كنند همه آن را مى دانند, لذا از اظهار نظر خوددارى مى كنند, كمتر مى توانند خود را براى سخنرانى آماده كنند و زود دست و پاى خود را گم مى كنند و حرف خود رافراموش مى كنند و خود باعث مى شوند كه ديگران متوجه ضعف آنان بشوند. گروهى ديگر فكر مى كنند شكل و قيافه شان زننده و يا زشت است و عيب و ايراد دارند, از اين رو, خود را درمنظر عمومى قرار نمى دهند و هميشه گوشه گيرند و از حضور در جامعه خوددارى مى كنند و از اين كه ديگران چشم به آنان بدوزند در هراسند و فوراً از جمع خارج مى شوند. انزوا نتيجه اين طرز تفكر و تصور باطل است . بعضى افراد كه دچار شكست در هر زمينه اى شده اند فكر مى كنند, همه مردم از وضع او خبر دارند و اگر درجامعه حضور يابد همه او را نشان خواهند داد و با اين تصور منزوى مى شوند. بعضى افراد فروتنى را با كم رويى اشتباه مى گيرند و با گرفتن ژست كم رويى خود را مى خواهند فروتن نشان دهند در حالى كه تواضع و فروتنى يك نوع فضيلت است , ولى خجالت بى جا نوعى عيب و نقص است . فرد فروتن ازارزش خود آگاه است , ولى تفاخر نمى كند, در حالى كه فرد كم رو اسير تخيلات واهى است و خود را قربانى ارزيابى هاى نادرست مى كند. چه بايد كرد؟ 1 تمرينات ذهنى در طول روز مؤثر است , بايد به خود به قبولانيد كه از لحاظ شعور و عقل و آگاهى در حدمعمول هستيد و به اندازه ديگران استعداد داريد و واهمه و ترس را كنار بگذاريد و در ميان جمع وارد شويد. بايد به خود تلقين كنيد كه كسى با نظر بد به شما نگاه نمى كند و رفتار و حركات و گفتار شما طبيعى است ومى توانيد انديشه خود را بيان كنيد و از منافع خود دفاع كنيد. در موقع انتقاد ديگران از كوره در نرويد و حتى الامكان جواب آن را بگوييد و از نظر خود دفاع كنيد و از اين كه پشت سر شما حرف بزنند باكى نداشته باشيد.2 بايد توجه داشت كه در يك جمع هميشه دانستنى هاى افراد با هم متفاوت است . 3 نبايد راجع به برخورد ديگران پيش بينى حتمى كرد و سپس نگران شد. 4 بايد اعتماد به نفس را افزايش دهيد, توانايى ها و استعدادهاى خود را بشناسيد. در زمينه هايى كه ذوق وتوانايى داريد بيشتر كار كنيد. 5 صحبت در جمع را تمرين كنيد از جمع كوچك و از خودى ها شروع كنيد و بعد جمع دوستانه و هم شاگردى هاو... .6 فرار از جمع مشكل را روز به روز زيادتر مى كند. 7 در خاطر داشته باشيد حضرت موسى 7كنت زبان داشت , ولى با اتكا بر خدا در برخوردهاى اجتماعى به گونه اى ظاهر شد كه حتى دشمنان نتوانستند اين نكته را وسيلهء تمسخر قرار دهند و او را به انزوا بكشانند. 8 اين آيه را زياد بخوانيد(رب الشرح لى صدرى و يسّر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى )9 هر لفظ و جمله اى كه بر زبان سنگين مى آيد به معادل آن كه راحت تلفظ مى كنيد تبديل مى سازيد. 1 اگر در مخارج بعضى از حروف ها مشكل داريد با تمرين و تكرار و سپس تبديل آن به جمله ديگر بر طرف سازيد.11 به احدى در دوستى دل نبنديد دوست را نگهداريد, اما بيش از حد به دوست توجه كردن باعث زدگى اومى شود, همواره در همه امور اعتدال را پيشه كنيد و از افراط و تفريط پرهيز كنيد. براى رهايى از نااميدى راه هاى زيادى وجود دارد, يكى از آن ها توكّل بر خدا است . انسان با دل گرمى و اتكال برآفريننده و هستى بخش جهان مى تواند از كابوس تنهايى و نااميدى و بى ارادگى رهايى يابد, فكر كند كه خداوندمهربان او را از نيستى به وجود آورده و در رحم مادر آن چه مورد نياز او بوده به وى عنايت فرموده و چون به اين جهان آمده شير مادر را در اختيار او گذاشته و از روز اول مكيدن پستان را به او ياد داده است . خداوند به انسان توانايى هاى زيادى داده كه با آن منافع مادى و معنوى را كسب كند و دنيا و آخرت خود را آبادسازد و در اين مسير نياز به تلاش و كوشش لازم است , خداوند مى خواهد انسان با عقل و درايتى كه به او داده شده در اين راه گام هاى بزرگى بردارد و در همهء زمينه ها يأس و نااميدى را از خود دور ساخته و با توكل بر او به پيش گام نهد. همان طور كه قرآن كريم فرموده است شيطان هميشه به انسان وعده فقر و نادارى و ناتوانى مى دهد.(2)پس ما بايد منشأ همه نااميدى ها را شيطان و افكار شيطانى بدانيم . كسى كه اميدوار است , و به فضل و رحمت الهى چشم دوخته است هرگز فريب شيطان و افكار شيطانى را نمى خورد و با روحيه اى قوى به پيش مى رود. اگر انسان به خدا متكى شد اعتماد به نفس پيدا مى كند و در راه هدف هاى انسان خود تزلزل پيدا نمى ند. سعادت انسان بستگى به عقايد و اعمال او دارد و بدبختى هاى او هم ناشى از رفتار ناپسند خود او است . كسى كه با بى اعتنايى به وسوسه هاى دشمن يا دوستان نادان كار و تلاش مى كند به زودى نتيجه مى گيرد و روز به روز بر اميدش افزون مى گردد و كسى كه با يك نگاه تحقيرآميز دست از كار مى كشد و نااميد مى گردد روز به روز بر كسالت وافسردگى اش افزوده مى گردد. وقايع تلخ و دل سرد كننده و ناكامى ها و محروميت ها و شكست هاى متوالى و افسردگى منجر به عدم اعتماد به نفس و نااميدى مى شود. غم و غصّه گذشته و تشويش و اضطراب براى آينده نشاط و طراوت و اميد را از انسان مى گيرد و به تدريج به احساس پوچى و بى هدف بودن زندگى مى انجامد. براى مبارزه با اين معضل اجتماعى دستورات اسلامى , ما را به آرامش و سكون دعوت مى كنند. على 7مى فرمايد: قلبت را از اندوه گذشته آكنده مساز كه تو را از آمادگى براى آينده باز مى دارد.(3)هم چنين مى فرمايد: نگرانى هاى سال را بر نگرانى امروزت اضافه مكن , براى امروز مشكلات خودش كافى است .(4)اسلام به منظور حفظ روحيه شاداب انسان به شدت از يأس و نااميدى نكوهش كرده و آن را گناه كبيره دانسته است و از غم ها و غصه هاى بى مورد بر حذر داشته است . على 7مى فرمايد: اثر غصه و غم انسان نيرومند را ناتوان مى كند و در جوانى او را فرسوده و نيمه پير مى سازد. (5)براى درمان نگرانى ها ياد خدا و ذكر خدا به عنوان بهترين داروى آرام بخش در قرآن مجيد ذكر شده است .(6) راه ديگر مبارزه با يأس و نااميدى كار و تلاش است , انسان با كار و تلاش احساس شخصيّت مى كند. على 7مى فرمايد: به من مى گويند در كار و كسب ننگ است و من مى گويم : ننگ اين است كه انسان از ديگران كمك بخواهد.(7)كار, سازنده عقل و سازنده دل و قلب انسان است , وقتى انسان به كار روى مى آورد فكرش منطقى مى شود و فكرشيطانى و خيالى و آرمان گرايى را از خود دور مى كند و با كار خود را مى آزمايد و با آزمايش , استعدادهاى خود راكشف مى كند و از طرفى با كار تمركز قوا حاصل مى شود و از پريشانى و ترديد جلوگيرى مى كند از اين رو است كه على 7مى فرمايد: اگر تو نفس را به كارى مشغول نكنى او ترا به خودش مشغول مى كند. و بر اين اساس در اسلام بيكارى مردود و ممنوع است و كار از جايگاه خاصى برخوردار است به طورى كه درحديث آمده است :خداوند مؤمنى را كه داراى يك حرف باشد دوست دارد.(8) يا فرموده اند: كسى كه خود را براى اداره زندگيش به مشقت مى اندازد مانند كسى ا ست كه در راه خدا جهاد مى كند.(9)بهره بردارى از نيروى عقل و تفكر يكى از عوامل مؤثر در خودباورى و اعتماد به نفس است . در روايت استكه : هيچ علمى مانند تفكر نيست .(10)يكى ديگر از عوامل پيشرفت و ترقى كسب تجربه از ديگران است از مواهب بزرگ و با ارج الهى كسب تجربه است آدمى از راه تجربه به نسل هاى گذشته مرتبط مى شود و معلومات آنان را اقتباس مى كند. از اين راه انسان مى تواند روش هاى خوب ديگران را فرا گيرد و به رفاه و خوش بختى و كمال برسد, ابتكار و خلاقيت و نوآورى نتيجه كسب تجارت ديگران است . على مى فرمايد: سزاوار است انسان عاقل رأى خردمندان را به رأى خود بيفزايد و دانش علما را به دانش خود اضافه كند. (پـاورقى 1. اقتباس از اسلام و تربيت كودكان , ص 216ـ 221(پـاورقى 2. بقره (2, 268 (الشيطان يعدكم الفقر)(پـاورقى 3. غرر, ج 6 ص 345(پـاورقى 4. نهج البلاغه , كلمات قصار, 379(پـاورقى 5. نهج البلاغه , كلمات قصار, 143(پـاورقى 6. رعد(13, آيهء 28 (الا بذكر الله تطمئن القلوب )(پـاورقى 7. رباعى منسوب به حضرت امير 7به نقل از شهيد مرتضى مطهرى ;, كتاب تعليم و تربيت دراسلام , ص 424(پـاورقى 8. وسائل الشيعه , ج 12 ص 13(پـاورقى 9. كافى , ج 5 ص 88(پـاورقى 10. نهج البلاغه , كلمات قصار, 113
کد سوال : 51080
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دچار وسواس در غسل و طهارت و نجاست مى باشم , لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : وسواس همان توهّمات ذهنى و فرض روانى است كه هر چه زودتر بايد با آن مبارزه كرد و راه مبارزه اين است كه به توهمّات و وسوسه ها توجه نشود. شما كه در غسل كردن و تطهير و پوشيدن لباس وسواس داريد براى نجات پيدا كردن از اين گرفتارى ها بايد باشيد بايد مانند بقيهء مردم غسل كنيد و تطهير نماييد.اسلام دين آسانى است . پيامبر (ص) فرمود: من بر دين آسانى مبعوث شده ام . (1)پيامبر (ص) يكى از كارهايش اين بود كه غل ّها, رنجيرها و كارهاى دست و پاگير كه انسان را از ادامهء مسير بازمى دارد, از ميان بردارد.(2) با يك مدّ (75رم ) آب مى توان وضو گرفت و با يك صاع (3يلو) آب مى توان غسل كرد و بعد از من اقوامى مى آيند كه اين مقدار را اندك به حساب خواهند آورد, آنان برخلاف روش و سنت من خواهند بود.(3)بايد علت وسواسى شدن خود را جست و جو كنيد و زمينه هاى آن را از بين ببريد و بدانيد وسواس داشتن ووسواسى بودن از كارهاى شيطان است . دربارهء زيان وسواسى همين مقدار بدانيد كه به تدريج توسعه يافته و همهء برنامه زندگى انسان را تحت الشعاع قرار مى دهد و هم چنين قدرت و توان انسان را از او سلب مى كند. بنابر اين , وسواس عاملى براى اتلاف عمر, هدردادن وقت و ايجاد ناراحتى براى همسر و اولاد است . حالت وسواسى روح انسان را معذب و مضطربنگه مى دارد, باريك بينى هاى افراطى و مضرّ پديد مى آورد, حسّاسيّت , تمام ذهن او را فرا مى گيرد و فعاليتش رافلج مى سازد, حالت دفع در او به كندى صورت مى گيرد, چون وحشت از آلودگى دارد و معمولاً چنين افراد اغلب يبوست مزاج دارند, در همهء مسائل آداب و تشريفات دارند و براى بهتر كردن آن به خيال بافى هايى مى پردازند, مثلاًبه مسافرت كه مى خواهند بروند به فكر شلينگ براى تطهير يا به دست شويى هايى كه آب لوله كشى داشته باشند,هستند. راه هاى درمان : 1 آگاهى دادن به مسئله شرعى كه با يك مرتبه آب ريختن مثلاً نجس پاك مى شود و يا يك مرتبه فشار دادن ,لباس پاك مى شود, بازار مسلمانان علامت پاك بودن است . دست مسلمان پاك است وسائل مسلمانان پاك است . 2 انسان وسواسى غالباً گرفتار ضعف است بنابراين , تقويت كردن جسم بسيار لازم است . 3 تقويت اراده براى وسواس لازم است . ارادهء خودش را بايد قوى كند و بتواند تصميم بگيرد تا بتواند به خودبقبولاند كه فلان چيز پاك است . 4 مسافرت هاى دسته جمعى , زيرا در مسافرت هاى دسته جمعى مخصوصاً طولانى به تدريج حالت وسواس ازبين مى رود. 5 دورى از كسانى كه مبتلا به وسواس هستند; زيرا ارتباط داشتن با آنان زمينهء تقويت وسواس بيشتر مى شود.بنابراين , با توجه به مضرّات وسواسى و بى فائده بودن آن و با به كارگيرى روش هاى درمان بايد كوشش كنيد كه اين مرض مهلك از شما دفع شود. از خداوند متعال هم يارى بطلبيد در رفع اين مشكل . ما هم دعاگوى شما هستيم . (پـاورقى 1.1 بحار الانوار, ج 22 ص 264 حديث 3 .(پـاورقى 2.2 اعراف (7, آيه 157(و يضع عنهم اصرهم و الاغلال الّتى كانت عليهم )(پـاورقى 3له . وسائل الشيعه , ج 1 باب 5 ح 6
کد سوال : 51081
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پوشيدن كفش ديگران "دمپايى" در مركز دانشجوئى شبانه روزى كه توسط گروهى از دانشجويان صورت مىگيرد چه حكمى دارد؟ اگر براى به دست آوردن پاسخ پرسش خود به توضيح المسائل مراجع جلد 2، ص 496، مسئله 2581 مراجعه كنيد بسيار به جا مىباشد. چرا نوجوانان و جوانان نس
پاسخ : عوامل زيادى دخالت دارد از جمله:1- عدم آشنايى به فلسفه دين و مذهب.2- مسامحه كارى و اهميّت ندادن به مذهب.3- توهّم هدم سازش باور دينى با لذّات دنيوى.4- خانواده يعنى خانواده شان يا مذهبى نيستند يا مذهبى هستند منتهى جوّ معنوى در منزل حاكم نيست، يا جو معنوى هم حاكم است منتهى عمل كرد و برخورد خشن و غير اصولى است.5- برخوردهاى نامناسب افراد مذهبى با ديگران.6- عدم موفقيت متدصيان امر تبليغ در استفاده شيوههاى درست تبليغ.
کد سوال : 51082
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روشن كردن آتش در مقبره امام زادهها و غير امام زادهها چه صورتى دارد؟
پاسخ : ظاهراً بايد روشن كردن چراغ، يا شمع و امثال آن در مقبره امام زادهها و ساير مقبرهها به قصد علامت و ياد كردن صاحب قبر اشكالى نداشته باشد "البته اگر صاحب قبر مؤمن و متدين و مسلمان باشد".چنانكه در روايتى مىخوانيم وقتى حضرت امام باقر(ع) رحلت فرمودند امام صادق(ع) دستور دادند در اطاق نشيمن امام باقر(ع) چراغ روشن كنند و همين طور پس از شهادت امام صادق(ع) به دستور حضرت امام موسى كاظم در اطاق مسكونى امام صادق(ع) چراغ روشن مىنمودند.(1)پى نوشتها: 1. بحارالانوار، ج 47، ص 7.
کد سوال : 51083
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از روح در آيه شريفه 4 سوره قدر تنزّل الملائكة و الرّوح... كيست؟
پاسخ : براى روح سه معنى ذكر شده است يكى اين كه مرا جبرئيل است. دوّمى به معنى وحى است، سوّمى مخلوق عظيمى است مافوق فرشتگان كه معنى سومى نزديكترين معنا به نظر مىرسد و رواياتى بر اين معنى دلالت دارند از جمله امام صادق(ع) در جواب سائلى مىفرمايند "جبرئيل از ملائكه است و روح بزرگتر از ملائكه است...".(1)پى نوشتها: 1. تفسير برهان، ج 4، ص 481، به نقل از تفسير نمونه، ج 27، ص 185.