• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 50764
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : درجات ايمان را مورد دانسته اند كه چهار تاى اول آن به ترتيب: اسلام، ايمان، تقوا و يقين مي‌‌ باشد. شش تاى ديگر باقى مي‌‌ ماند. خواهشمندم ده درجة ايمان را براى اينجانب ارسال داريد.
پاسخ : برادر بزرگوار، ضمن تشكر از مكاتبة شما با واحد و آرزوى موفقيت براى شما.در بحارالانوار مرحوم علامه مجلسي، در روايتى از پيامبر گرامى اسلام،درجات ايمان را ده مورد بيان فرمود: " الايمان فى عشرهْْ: المعرفهْْ، والطاعهْْ ، والعلم، والعمل، والورع و الإجتهاد، والصبر، و اليقين ، والرّضا، والتسليم، فأيّها فقد صاحبه بطل نظامه؛ [1]ايمان در ده چيز مي‌‌‌‌ باشد: 1ـ معرفت و شناخت خدا؛2ـ اطاعت كردن؛3ـ علم؛4ـ عمل؛5ـ وَرَع و پرهيزگاري؛6ـ كوشش و اجتهاد؛7ـ صبر؛8ـ يقين؛9ـ رضا؛10ـ تسليم.پس هر كدام از اين ها را صاحب ايمان از دست داد، نظام ايمانش را باطل ساخته است". 1[1] علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 66، باب درجات ايمان و حقائقه، ص 175، چاپ مؤسسة وفا، بيروت.
کد سوال : 50765
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كتاب هاى كه در مورد تعبير خواب مورد تأئيد است ، نام ببريد.
پاسخ : كتاب هاى در تعبير خواب نوشته شده است، از جمله: تعبير خواب ابن سيرين و فرهنگ جامع تعبير خواب.
کد سوال : 50766
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وظيفه خواهرانى كه ازدواج آن ها به تأخير مى افتد و دعايشان جهت ازدواج مستجاب نمى شود، چيست؟
پاسخ : همان گونه كه رزق و روزى مالى و توسعة آن تحت شرايطى از طرف خدا عنايت مى گردد، نصيب شدن همسر شايسته و متدين و سازگار و موفق نيز نيازمند شرايط ويژه اى است . رعايت عفت و تقوا در همة حالات ، داشتن معاشرت و رفت و آمد با اقوام و آشنايان و اجتناب از تنها يى و گوشه گيري، خوش اخلاقى و گشاده رويى و نرم زبانى از جمله شرايط آن است.اگر چه معروف است كه برخى از بزرگان و علما در گذشته صريحاً به شاگردان خود يا ديگران اعلان مى كردند ما دختر "پا به بخت" داريم و جوانى كه داراى فلان شرايط باشد، دختر ما آمادة ازدواج است، اما عرف وجامعة ما اين كار را نمى پسندد و اين عمل را نوعى تحقير دختر يا خانواده مى دانند. چنان كه شهيد مطهرى (ره) در كتاب حقوق زن اين عمل را پسنديده نمى داند.اما خانواده ها مى توانند به افراد مورد اعتماد كه مى توانند راز دار زندگي شان باشد، سفارش دهند تا دخترشان را به خانواده هايى كه دنبال دختر خوب براي ازدواج مى گردند، معرفى نمايند.
کد سوال : 50767
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا دية زن نصف دية مرد است؟
پاسخ : كمتر بودن دية زن نه به خاطر اين است كه زن از مرتبة انسانيت دورتر است. از اين حيث زن و مرد در يك مرتبه اند. هم زن انسانبا ارزش است و هم مرد. هر كس از نظر علم و تقوا و ارزش هاى معنوى بيشتر باشد، گرامى تر است و در پاداش و جزا با هم مساوى اند و هيچ كدام براى رسيدن به مقامات عالية انسانى چيزى كم ندارند. اما در ديه و مقدار آن بحث ارزش عملى و شعاع وجودى اجتماعى زن و مرد بايد لحاظ شود. شكى نيست خسارتي كه از كشته شدن مرد معمولاً به خانواده مي‌‌‌‌ رسد و نان آور خانه از بين مي‌‌‌‌ رود. زن و فرزندان او بدون سرپرست مي‌‌‌‌ شوند، به مراتب از خسارتى كه از كشته شدن زن حادث مي‌‌‌‌ شود، بيشتر است ، چون زن ها معمولاً مسئوليتى در نان آور بودن و سرپرستى و ادارة شوهر و بچه ها ندارند.مردان در خانواده عضو مؤثر اقتصادى و ادارى هستند و با فعاليت هاى خود چرخ اقتصادى و ادارة خانواده را به گردش در مي‌ آورند. بنابراين تفاوت از بين رفتن مرد و زن از نظر اقتصادى و امنيتى و مديريتى بر كسى پوشيده نيست. اگر اين تفاوت مراعات نشود، خسارت بى دليلى به بازماندگان مرد مقتول و همسر و فرزندان بى گناه او وارد مي‌ شود . از اين رو اسلام با بيشتر كردن دية مرد خلأ اقتصادى و ضربة سنگينى را كه به خانواده مي‌ خورد، تا حدودى جبران كرده است.آيت الله جوادى آملى در كتاب " زن در آيينة جلال و جمال" مي‌ نويسد: ديه در اسلام بر معيار ارزش معنوى انسان مقتول نيست، بلكه يك دستور خاصى است كه ناظر به مرتبة بدن انسان كشته شده مي‌ باشد. قرآن كريم با تصريح به عدم تساوى ارزش هاى الهيِ افراد، تصريح به تساوى آنان در قصاص دارد و در اين باره مي‌فرمايد: " و كتبنا عليهم فيها أنّ النّفس والعين بالعين ...؛[2] مقرر كرديم بر ايشان كه جان مقابل جان و چشم در برابر چشم ... قصاص شود". يعنى هر انسانى اعم از زن و مرد در قبال انسان ديگر قصاص مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شود، ولى اين عموم با آية " الأنثى بالأنثى "[3] تخصيص مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خورد؛ يعنى زن در قبال زن قصاص مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شود. اگر مردى را كه قاتل زن است، بخواهند قصاص كنند، بايد نصف ديه را به مرد بدهند و او را قصاص كنند.[4] در روايت از امام صادق(ع) آمده است : " ديهْْ المرأهْْ نصف ديهْْ الرجل؛[5] دية زن نصف دية مرد است". به همين مضمون در روايات اهل سنت نيز آمده است.[6] بنابراين تفاوت ديه بين زن و مرد ربطى به مقام و ارزش معنوى يكى بر ديگرى ندارد، بلكه ناشي از تفاوت خلقى و فطرى آن دو است. خلقت مرد از جهاتى متفاوت از خلقت زن است.مرد از توانمندى جسمى و روحى ويژه اى برخوردار است، بر خلاف زن كه جنبة عاطفه و احساس او غلبه دارد. بر اين اساس وظائف سخت ترى بر مردان تحميل شده است، از قبيل كار و تلاش براى تأمين غذا و پوشاك و مسكن و سائر لوازم زندگيِ زن و فرزندان و ايجاد امنيّت و نگهدارى خانه و خانواده و دفاع از آنان در برابر تهاجم بيگانگان و حفظ و نگهدارى جامعه و ادارة اجتماع و حفظ و ايجاد امنيت اجتماعي، كه همة وظائف سختى است كه بر اساس توانايى هاى مرد بر دوش او نهاده شده است. زن نيز بر اساس توانايى هاي جسمى و وجودى خود وظائفى متناسب دارد. اين نكته از آية " الرجال قوامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض و بما أنفقوا من أموالهم؛ مردان بر زنان حاكم اند، به جهت فضيلتى كه خداوند به آنان داده و به جهت خرجى هايى كه بر گردن آنان نهاده شده است" . فهميده مي‌‌ شود. البته جعل قوانين هميشه جنبة عام و كلى دارد، چون مردان غالباً با آن خصوصيات اند و زنان نيز غالباً چنين اند، اين احكام قرار داده شده است. خلاصة مطلب اين كه وظائف مرد به گونه اى جدا از وظائف زن مي‌‌ باشد و باعث شده است كه ارزش اجتماعى و وجودى او بيشتر از ارزش اجتماعى و وجودى زن باشد، نه ارزش انسانى و معنوى و ارزش انسانى و معنوى هر دو يك نواخت است. هر دو انسان اند و هر دو كامل آفريده شده اند و بحث ديه و تفاوت آن در مرد و زن به تفاوت ارزش وجودى و خلقى آن دو بر مي‌‌ گردد.[2] مائده (5) آية 45.[3] بقره (2) آية 178.[4] زن در آيينة جلال و جمال، ص 355، با تلخيص و اضافات.[5] وسائل الشيعه، ج 19، ص 151.[6] كنز العمال ، ج 15، ص 57.
کد سوال : 50768
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امكان دارد انجام ندادن يك أمر مستحب، سبب شود أمر واجبى باطل شود؟
پاسخ : خير ، امكان ندارد عدم انجام امر مستحبي، سبب بطلان امر واجبى شود، زيرا در صورت انجام مستحب انسان از ثواب برخوردار مي‌‌ شود، ولى اگر كسى آن را انجام نداد، سبب بطلان أمر واجبى نمى شود.
کد سوال : 50769
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اين جمله كه " اگر بعد از نماز، نمازگزار دعا نكند و از خداوند چيزي نخواهد، نماز او اشكال دارد" ، درست است؟
پاسخ : برادر گرامي! ضمن تشكر از مكاتبة شما با اين واحد، در پاسخ عرض مي‌‌ كنيم كه دعا كردن بعد از نماز واجب نمى باشد، بلكه از مستحبّاتى است كه در روايات و كتب روايى به آن سفارش شده است.بعد از نماز ، انسان از خداى سبحان روا شدن حاجات خود را طلب كند و دعاهاى وارده و يا تعقيبات مشتركه و مخصوصه زمزمه كند. اين دعاهادر مفاتيح الجنان وارد شده است.
کد سوال : 50770
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در ادعيه زمانى كه از خداوند طلب شفاى مريض مي‌ نماييم، آيا شفا فقط در بهبود مريض مي‌ باشد يا اين كه شفا مي‌ تواند بهصورت خلاص شدن از بيمارى و فوت بيمار نيز باشد؟
پاسخ : در دعا هر گونه كه دعا كننده قصد كند و آن را از خدا بخواهد، مورد استجابت واقع مي‌‌‌ شود. استجابت و عدم استجابت دعا مبتنى بر شرايطى است كه بايد وجود داشته باشد. گاهى انسان دعا مي‌‌‌ كند كه بيمار سالم شود، ولى مي‌‌‌ ميرد. در اينجا شرط استجابت دعا نبوده، يعنى زمينة كافى وجود نداشته است، مثلاً بيمارى او آن چنان رشد كرده كه با دعا بر طرف نمى شود. انسان قبل از بيمار شدن بايد دعا كند كه زمينة بيمارى برايش پيش نيايد . البته اگر براى شفاى مريض دعا كند، حتى اگر بيمار شفا پيدا نكند و بميرد، براى دعا كننده ثواب عبادت نوشته مي‌‌ شود.
کد سوال : 50771
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا فروشندگان مي‌‌ توانند جنسى را كه مي‌‌ فروشند بگويند نقداً مثلاً 5000 تومان و اگر مي‌‌ خواهى نسيه و با چك مدت دار بپردازي، بايد 5500 تومان بپردازي؟ آيا اين 500 تومان در قبال مثلاً چهار ماه ربا محسوب نمى شود؟
پاسخ : برادر عزيز ! خريد و فروش به صورت نقدى انجام مي‌‌‌ شود يا نسيه . اگر فروشنده و خريدار توافق كردند پرداخت پول جنس خريدارى شده، چند ماه تأخير داشته باشد، فروشنده مي‌‌‌ تواند به ازاى آن مدت، جنس را گران تر بفروشد و اضافه اى كه در برابر آن مدت گرفته مي‌‌ شود، اشكالى ندارد.
کد سوال : 50772
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در قرآن به طور صريح آيه اى در خصوص حرمت غنا و موسيقى آمده است؟
پاسخ : تحريم غنا در قرآن به عنوان "لهوالحديث" و "قول الزور" آمده است. در تفسير آية " و مِن الناس مَن يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل الله؛[4] بعضى از مردم گفتارهاى بيهوده را مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خرند تا مردم را گمراه كنند" و آية " واجْتنبوا قول الزور؛[5] از گفتارهاى بيهوده دورى كنيد" يكى از مصاديق "گفتار لهو" و "گفتار نابجا" غنا است.واژة " لهو الحديث" مفهوم گسترده اى دارد كه هر گونه سخنان يا آهنگ هاى سرگرم كننده و غفلت‌زا كه انسان را به بيهودگى يا گمراهى مي‌ كشاند، در بر مي‌ گيرد، خواه از قبيل غنا و الحان و آهنگ هاى شهوت انگيز باشد و خواه سخنانى كه از طريق محتوا انسان را به بيهودگى و فساد سوق دهد، مانند كتاب هاي افسانه اى و داستان هاى خرافى و تصنيف ها و اشعار عاشقانه يا سخنان مسخره آميز كه انسان را از مسير اصلى زندگى و صراط مستقيم انسانيت منحرف مي‌ كند.[6]در روايات نيز به گستردگى لهو الحديث اشاره شده است. در حديثى از امام صادق(ع) مي‌ خوانيم: "الغنا مجلسٌ لا ينظر الله إلى أهله و هو ممّا قال الله عزّ و جلّ : " و مِن الناس مَن يشترى لهوالحديث ليضلّ عن سبيل الله؛ مجلس غنا و خوانندگيِ لهو و باطل، مجلسى است كه خدا به اهل آن نمى نگردو آن ها را مشمول لطف خود قرار نمى دهد، كه مصداق اين آيه است : " بعضى از مردم سخنان بيهوده خريدارى مي‌‌‌ كنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند". [7]در حديث ديگر از امام صادق(ع) مي‌ خوانيم كه در تفسير آية " واجتنبوا قول الزور " فرمود: "سخن باطل غنا است". [8]البته غنا از مقولة خواندن و خوانندگى و سخن با آواز است، كه مناسب با مجالس لهو و لعب و خوشگذرانى و عياشى و باطل باشد، ولى موسيقى از مقولة صوت موزون است. دربارة صداهاى موزون (موسيقي) در قرآن آيه اى نيامده است، ولى بزردگان اسلام و ائمة اهل بيت(ع) موسيقى و آلات موسيقى را در ضمن "قول زور" و لغو و "لهو الحديث" آورده اند. [4] لقمان (31) آية 6. [5] حج (22) آية 30.[6] تفسير نمونهّ ج 17، ص 15.[7] همان، ص 15.[8] همان، به نقل از بحارالانوار، ج 76، ص 239 به بعد.
کد سوال : 50773
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امروز متداول شده بسيارى از مردم ، اجناس را به صورت اقساط خريدارى مي‌ كنند و با احتساب چند ماه معمولاً چهار درصد سود روى آن حساب مي‌ كنند. اين سود از نظر شرعى چه حكمى دارد؟ آيا ربا محسوب مي‌‌‌ شود؟
پاسخ : خريد اجناس به دو صورت ممكن است: نقد و نسيه.اگر جنسى خريدارى شود و پول آن را نقداً پرداخت نمايد، مسلّماً قيمت كمترى پرداخت مي‌نمايد، ولى اگر جنسى را نسيه خريدارى كرد، به خاطر اين كه در پرداخت پول مهلت داده شده، فروشنده مي‌ تواند گران تر حساب كند و از نظر شرعى اشكالى ندارد و ربا نيست، چون " للأجل قسطٌ من الثمن ؛ اين مدت داراى ارزش است".[3][3] رواياتى در وسائل، ج 12، ص 367 در اين باره آمده است.