• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50744
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا حضرت مهدى (عج) نمى آيد؟
پاسخ : حضرت مهدي(عج) به امر خداوندى ظهور خواهد كرد. خداوند آن حضرت را به عنوان ذخيرة امامت در پس پردة غيبت قرار داده است تا در زمان مناسب به امر خداوندى ظهور نمايد. حضرت مهدى كه به عنوان "خاتم اوصيا" و " امام اثنى عشر" ظهور كند و در پي اين باشد كه جهان را پر از عدل وداد كند، بايد آمادگى هاى لازم، وجود داشته باشد. بايد مردم پذيراى حكومت جهانى حضرت باشند كه وقتى ظهور نمود، جهان از قسط و عدل پُر گردد. امامان اگر كشته مي‌ شدند، امام ديگرى جايگزين مي‌ شد، اماامام مهدي(عج) به حكم اين كه آخرين امام از سلسلة امامان اهل بيت (ع) است و مسئول پياده كردن وعدة الهى براى حكومت صالحان است، هنگامى ظهور خواهد كرد كه شرايط براى تحقق وعدة الهى آماده باشد.
کد سوال : 50745
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نام حضرت مهدي(عج) چيست و چرا مردم آن را بر زبان جارى نمى كنند؟
پاسخ : حضرت مهدى (عج) هم نام پيامبر اسلام(ص) (محمد) و هم كنية آن حضرت (ابوالقاسم) است.[1]اما اين كه چرا نام حضرت را مردم بر زبان جارى نمى كنند، پاسخش اين است كه اهل بيت پيامبر(ص) مردم را از اين كار منع نموده اند. امام صادق(ع) به يكى از يارانش به نام صفوان بن مهران فرمود: " و لا يحل لكم تسميته؛ بر شما روا نيست كه نام امام مهدى (عج) را بر زبان جاري كنيد" . در روايتى ديگر امام موسى بن جعفر(ع) همين سخن را به محمد بن زياد از وى فرمود.[2]برخى از نويسندگان نوشته اند: اين كه جايز نيست نام حضرت بر زبان ها جارى گردد، مربوط به شرايط سخت تقيه در آغاز غيبت كبرى است، تا دشمنان نتوانند حضرت را شناسايى كنند. برخى از روايات به اين سخن دلالت دارد.[3][1] مجلسي، بحار، ج 51، ص 32، خ 6.1[2] همان، خ 4 و 5.1[3] همان، ص 33 ؛ خ 8و 9.
کد سوال : 50746
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا با تحصيل در علوم ديگرى غير از علوم دينى مي‌ توان به خدا نزديك شد؟
پاسخ : نزديكى و قرب به خدا به وسيلة تقوا وپاكى حاصل مي‌‌‌‌‌‌‌‌ شود: "إنّ أكرمكم عندالله أتقيكم؛[15] گرامى ترين شمانزد خدا ، با تقواترين شمايند". بنابراين انسان در هر رشتة علمى كه تحصيل كنديا به هر كارى كه مشغول باشد ، اگر تقوا را مراعات كند و از گناهان دورى كند، به خدا نزديك است. البته كسانى كه در علوم اسلامى مشغول به تحصيل هستند، چون با روايات و ايات بيشتر مأنوس هستند، زمينة تقوا در آنان بيشتر است.2[15] حجرات (49) آية 13.
کد سوال : 50747
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى دروغ بگويد، ولي بعداً بگويد: دروغ گفته بودم، آيا گناه او بخشيده مي‌ شود؟
پاسخ : دروغ گفتن از گناهان كبيره و حرام است و با اين كه به مخاطب بگويد: دروغ گفته بودم، گناهش بخشيده نمى شود، بلكه بايد استغفار و توبه كند.
کد سوال : 50748
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر انسان آشكارا دروغ نگويد، ولى منظور خود را طورى بيان كند كه مخاطب چيزى غير از حقيقت برداشت كند، آيا گناه دروغ را دارد؟
پاسخ : اين گونه دروغ گفتن را "توريه" مي‌‌‌‌‌‌‌‌ گويند. توريه به سخنى گفته مي‌‌‌‌‌‌‌‌ شود كه از ظاهر آن چيزى فهميده مي‌‌‌‌‌‌‌ شود، در حالى كه منظور گوينده چيز ديگرى است. مشهور ميان فقها اين است : در مواردي كه دروغ به خاطر ضرورتى تجويز مي‌‌‌‌ شود، از توريه بايد استفاده كرد و تا توريه ممكن است، نبايد دروغ صريح گفت. نزد برخى از عالمان اهل تسنن نيز چنين است.در معناى توريه گفته اند: عبارت از اين است كه انسان كلامى بگويد و از آن معنا مطابق واقع اراده نموده، ولى كلام طوري است كه شنونده معناى ديگرى از آن مي‌ فهمد، مثل اين كه از كسى پرسيدند: جانشين پيامبر اسلام (ص) كه بود؟ گفت: " من بنتُهُ فى بيته؛ آن كه دخترش در خانة او بود". شنونده فكر كرد منظور ابوبكر است، در حالى كه منظور گوينده علي(ع) بود. به طور كلّى در مورد توريه سه قول ديده مي‌ شود: 1ـ عده اى معتقدند توريه اصلاً دروغ نيست. لذا گفته اند: بايد در موارد ضرورت چنان سخن بگويد كه از دروغ خارج گردد.2ـ برخى معتقدند كه توريه كذب است، زيرا مقياس در صدق و كذب ، ظاهر كلام است، نه مراد و مقصود گوينده.3ـ برخى مانند غزّالى گفته اند كه توريه مصداق كذب است، ولى ميزان قبح و فساد آن از كذب معمولى كمتر است.[11]مي‌ توان از جهت ديگر توريه را به سه قسم تقسيم كرد:1ـ در مواردى كه توريه مصلحتي داشته باشد يا مفسده اى را دفع كند، مانند اين كه ظالمى دنبال مظلومى است كه او را دستگير كند. در اين جا توريه كردن خوب ، بلكه لازم است.2ـ اگر به سبب توريه كردن حقّ پايمان مي‌ شود يا مال يا آبروى مسلمانى ضايع گردد، حرام است.3ـ مصلحتى در آن نيست و سبب مفسده اى هم نمى گردد. بعضى از فقها فرموده اند: حرام است، زيرا توريه از اقسام كذب است. بعضى ديگر فرموده اند: حرام نيست، زيرا توريه دروغ نيست.[12]امام خمينى مي‌ فرمايد: "ملاك حرمت دروغ در توريه نيز هست. بنابراين توريه و اين گونه سخن گفتن جائز نيست".[13] صاحب جواهر نيز فرموده است: "توريه و دروغ به شوخى حرام است".[14]2[11] آيت الله مكارم، زندگى در پرتو اخلاق، ص 102، با تلخيص.2[12] شهيد دستغيب، گناهان كبيره، ج 1، ص 290 ، با تلخيص.2[13] مكاسب محرمه، ج 2، ص 39.2[14] جواهر الكلام ، ج 22، ص 72.
کد سوال : 50749
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كشته شدن در راه امر به معروف و نهى از منكر حكم شهيد را دارد؟
پاسخ : كشته شدن در راه امر به معروف و نهى از منكر در صورتى كه طبق شرايط عمل كرده باشد، شهيد است يا مظلوم. در هر دو صورت داراى اجر عظيم است.اميرالمؤمنين (ع) فرمود: " هر كس در مقابل زشتى ها و منكرات با قلب و زبان و دستش ايستادگى نكند و از آن جلوگيرى ننمايد، مرده اى است بين زندگان".[10] 2[10] جواهر الكلام، ج 21، ص 353.
کد سوال : 50750
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا استفاده از شطرنج وپاسور براى سرگرمى اشكال دارد؟
پاسخ : استفاده از شطرنج در صورت عدم برد و باخت اشكالي ندارد. استفاده از پاسور در صورتى كه مانند پاسور هايى باشد كه بچه ها با آن ها بازى مي‌ كنند، و برد و باخت ماليدر آن شرط نشده باشد، اشكالى ندارد.اگر پاسوري باشد كه مخصوص قمار بازان است، بازى با آن حرام است، حتى اگر برد و باخت در آن نباشد.[9]2[9] آيت الله فاضل، جامع المسائل ، ج 1، ص 247.
کد سوال : 50751
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اهداى خون در صورت راضى نبودن پدر اشكال دارد؟
پاسخ : اگر اهداى خون موجب اذيّت و ناراحتى پدر و مادر شود، جائز نيست.
کد سوال : 50752
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا صحيح است كه عثمان با دو دختر پيامبر ازدواج كرده است؟ لطفاً منبع و سند آن را از طريق شيعه و سنّي بنويسيد.
پاسخ : دو دختر پيامبر (ص) به نام هاي رقيّه و ام كلثوم از زنان عثمان بوده اند. رقيّه كه قبل ازاسلام در مكه تولد يافت، قبل از بعثت و بعد از نزول سورة " تبّت يدا ابى لهب" به عقد عثمان بن عفّان در آمد و در هجرت اول مسلمانان به حبشه با وى هجرت كرد . آنگاه به مكه بازگشت و سپس به مدينه هجرت كرد و در سال دوم هجرت سه روز بعد از جنگ بذر وفات يافت.ام كلثوم نيز در مكه تولد يافت وپيش از اسلام به عقد "عتيبهْْ بن أبى لهب" در آمد و در سال سوم هجرت با عثمان ازدواج كرد و در سال نهم هجرت وفات يافت.[7]ابن قتيبهْْ دينورى در كتاب "المعارف" گفته است: عثمان با رقيّه ازدواج كرد و سپس با ام كلثوم.[8]2[7] دكتر آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، ص 76؛ منتهي الآمال ، ج 1، ص 108.2[8] ابن قتيبه، المعارف، ص 82.
کد سوال : 50753
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت محمد (ص) اوّل داراى مقام امامت بودند يا مقام رسالت؟ حضرت قبل از اسلام چه دينى داشته است و به چه طريقى خدا را شناخته و عبادت مي‌‌‌ كرد؟
پاسخ : حضرت(ص) ابتدا داراى مقام نبوت شدند، سپس داراى مقام امامت، چون مقام امامت بالاتر و سنگين تر از نبوت است. همان طور كه حضرت ابراهيم(ع) ابتدا پيامبر شد، سپس به مقام امامت رسيد: "هنگامى كه خداوند ابراهيم را به وظايف سنگين ودشوارى آزمود و او به خوبى از پس آن ها برآمد، خداوند او را امام و پيشواى مردم قرار دارد".[3] يعنى مقام امامت و رهبرى جامعه را به او عنايت كرد.پيامبر اسلام(ص) از خاندانى شريف بود كه به حضرت ابراهيم (ع) منتهى مي‌ شود. همگى آنان افرادى پاك طينت و خداپرست بودند. علامة مجلسى (ره) فرمود: "پدر و مادر حضرت رسول (ص) و جميع اجداد و جدّات آن حضرت تا آدم همه مؤمن بوده اند و از احاديث استفاده مي‌ شود كه همة آنان از حاملان و طرفداران دين الهى كه اسلام است، بوده اند و فرزندان اسماعيل كه اجداد آن حضرت اند، اوصياى حضرت ابراهيم(ع) بوده اند. كيش ابراهيمى در ميان ايشان بوده است و حتى با آمدن پيامبرانى چون حضرت موسى و حضرت عيسي، اسلام ابراهيمى منسوخ نشده است و ايشان حافظان آن شريعت ابراهيمى بوده اند".[4]دين اسلام، خدا پرستى وعبوديت و عمل كردن بر اساس دستور الهى است كه از حضرت آدم جريان داشته و همة پيامبران به آن ها دستور مي‌ داده اند.شهيد مطهرى مي‌ گويد: " از نظر قرآ" دين خدا از آدم تا خاتم يكى است. همة پيامبران اعم ازپيامبران صاحب شريعت وپيامبران غير صاحب شريعت به يك مكتب دعوت مي‌ كرده اند. اصول مكتب انبيا كه دين ناميده مي‌ شود، يكى بودهاست. تفاوت شرايع آسمانى يكى در يك سلسله مسائل فرعي و شاخه اى بوده كه به حسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط متفاوت مي‌ شده است، ولي همه به سوى يك هدف بوده است، و ديگر در سطح تعليمات بوده كه پيامبران بعدى به موازات تكامل بشر در سطح بالاترى القا كرده اند. قرآن كريم كه دين خدا را از آدم تا خاتم يك جريان پيوسته معرفى مي‌ كند، نه چند تا ، يك نام روى آن مي‌ گذارد و آن "اسلام" است: " إنّ الدّين عندالله الاسلام؛ دين ِنزد خدااسلام است". يا مي‌‌ گويد: ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى ، بلكه حقجو و مسلمان بود.[5]بنابراين پيامبر (ص) قبل از وحى و پيامبريش ، موحّد و خداپرست بوده و طبق روشى كه انبياى الهى داشته و به فرزندان خود القامى كرده اند، بوده است.1[6]1[3] بقره(2) آية 124.1[4] شهيد دستغيب، 82 پرسش ، ص58.1[5] وحى و نبوت، ص 165 به بعد، با تلخيص.1[6] شهيد دستغيب، 82 پرسش ؛ پرسش ها و پاسخ ها ، محمد مظفري.