کد سوال : 50704
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تفسير آيه 13 سوره هود چيست؟ چرا خداند گفته است ده سوره مانند قرآن بيآوريد آيا نه سوره مثل قرآن را مىتوان آورد؟ چرا مثل بقيه آيات را نفرموده است كه يك آيه (سوره) مثل آن بياوريد؟
پاسخ : آيه سيزدهم سوره هود عبارت است از: ام يقولون افتراه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتريات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقين: "يا گويند پيغمبر(ص) قرآن را به دروغ به خدا بسته، بگو اگر راست گوئيد پس ده سوره ماننده آن به دروغ آوريد هر كس را به جاى خدا توانيد به كمك طلبيد". (پس اگر نتوانستيد، بدانيد كه قرآن ناشى از علم مخصوص خدا است). اما تفسير آيه شريفه: مىتوانيم "ام" را متصله بگيريم، چون "فلعلك تارك" در آيه قبل از آن استفهام است و تقدير آيه اين است: آيا تو اى پيامبر از ترس درخواستهاى كافران پارهاى از آن چه به تو وحى مىشود، ترك كنى. يا آن كه گويند تو قرآن را به دروغ بر ما بستهاى، زيرا بعيد است كه كلام من بر مردم خوانده شود و مردم ايمان نياورند و گفته شده كه: "ام" منقطعه است و معنايش: "بل يقولون افتراء" است و "قل فاتوا بعشر سور مثله مفتريات" تحدى و اتمام حجت واضحى است و ضمير "مثله" به قرآن يا به سوره بر مىگردد، چون سوره نيز جزئى از قرآن است. "فاء" در "فأتوا" مفيد آن است كه اين جمله فرع "افتراه" قرر داده شد. و در اين كلام براى رعايت ايجاز "حذف و ايصال" صورت گرفته و تقدير آيه اين است: به آنان بگو اگر اين قرآن را به دروغ به خدا بستهام پس از طرف خودم است و ممكن است ديگرى هم مانند آن بياورد و اگر شما در ادعاى خود صادقيد و جدى مىگوييد و شوخى نمىكنيد، ده سوره دروغى مثل آن بياوريد و در اين راه با دعوت هر كس به جز خدا - با دعوت بتهاتان كه خيال مىكنند خدايان شمايند و در حاجات خود به سوى آنان مىشتابيد - و هم دعوت ديگران و ساير خلايق كمك بگيريد، تا همه اسباب و وسايل برايتان را هم آيد و هيچ كس از افرادى كه طمع و اميد مىرود كمكشان مؤثر و سودمند افتد فروگذار نشوند، زيرا اگر قرآن از ناحيه من است و از طرف خدا نيست شما مىتوانيد مثل آن بياوريد. با اين بيان واضح شد كه تحدى به قرآن در اين آيه شريفه منحصراً از حيث نظم و بلاغت نيست؛ زيرا خدا به آنان مىگويد هر كس را مىتوانند، دعوت كنند، اعم از خدايانشان يا اشخاص ديگر در حالى كه در بين دعوت شدگان كسانى يافت مىشوند كه كلام عربى يا شيرينى نظم و صفت بلاغتش را نمىدانند. پس تحدى و مبارزه عام است و شامل همه معارف حقيقى و حجتها و دلايل و براهين روشن و درخشان و مواعظ نيكو اخلاق كريمه و شرايع الهى و اخبارغيبى و فصاحت و بلاغت مىشود. نظير مضمون اين آيه: قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيراً(1) يعنى "بگو اگر جن و انس گرد هم آيند كه مانند اين قرآن بياورند، مانند آن نياورند هر چند پشتيبان يكديگر باشند".(2) در هر حال در دنباله آيه مورد سؤال چنين آمده: "فان لم يستجيبوا لكم فاعلموا انما انزل بعلم الله" آيه شريفه دلالت بر آن دارد كه تحدى در اين آيه به آن است كه قرآن متضمن حقايقى است و علم به اين حقايق مختص به خدا است و ديگران بدان راه ندارند و چنين چيزى ذاتاً افترا پذيرنيست و گويى چنين گفته شده: "قرآن ذاتاً افتراپذير نيست". اما در جواب اين سؤال كه عنوان داشتيد: "چرا خداوند فرموده است ده سوره مانند قرآن بياوريد و چرا نه سوره و يا يك سوره و يا يك آيه نفرموده است"؟ پاسخ چند قولى است: يكى به دليل تنزل از بالاتر به پايينتر. شاعرى به ديگرى مىگويد اگر راست مىگويى يك ديوان مثل من بياور نه ده غزل با اغراض مختلف يا بلكه يك غزل انشاء كن، لذا طبق نزول اين نديم اول فرمود: مثل قرآن بعد فرموده سوره، بعد تنزل كرد به يك سوره دوم - سوره به معنى مجموعهاى از آيات است كه غرض واحدى را تعيين مىكند. بنابراين ده سوره و يك سوره فرقى ندارد راغب درباره آيه سوره انزلناها مىگويد جمله من الاحكام و الحكم يعنى مجموعه از احكام.قول سوم: در آيه شريفه "قل فأتوا بعشر سور مثله" از آن رو به ده سوره از سورههاى قرآن تحدى و مبارزه كرده است، چون تعداد آنها زياد است داراى بيانى گوناگون و اغر ض متنوع هستند. و عدد ده نها براى كثرت انتخاب شده است. چون ده از الفاظى است كه دلالت بر كثرت دارد، مثل صد و هزار، زيرا خداى سبحان در قرآن مىفرمايد: "يود احدهم لو يعمر ألف سنة".(3) يعنى "هر يك از اينها دوست دارد هزار سال عمر كند" هدف: عمر زياد است. بنابراين مراداز ده سوره، سورههاى زيادى است كه مرتبهاى از كثرت را كه بين مردم معروف است در برداشته باشد. گويى گفته شده تعدادى سوره و مثلاً ده سوره بياوريد تا معلوم شود كه تنوع اغراض قرآنى در بيان معجزآساى قرآن جز از طرف خدا نيست. حتى در قرآن مجيد تحدى به يك سوره هم آمده است آن جا كه مىفرمايد: "قل فاتوا بسورة مثله" (4) اين از نظرخصوصيتى است كه يك سوره دارد، يعنى در يك سوره يك غرض تام و ج امع از اغراض الهى با بيانى قاطع و بدون هيچ گونه سستى بيان شده است. در جاى ديگر مىفرمايد: "فليأتوا بحديث مثله" گويا تحدى عامى صورت گرفته كه اعم از تحدىهاى ديگر مىباشد زيرا "حديث" هم شامل يك سوره مىشود و هم شامل ده سوره و هم شامل همه قرآن و بنابراين اين تحدى نسبت به مطلق خصوصيت قرآنى انجام گرفته است.(5) براى اطلاعات بيشتر به تفسير الميزان ج10، ص 253 - 266 ت و تفسير نمونه، ج9، ص 36 - 45 مراجعه فرماييد.پىنوشتها:1 - اسرا (17) آيه 88.2 - بقره (2) آيه 96.3 - تفسير الميزان، ج10، ص 253 - 254 و سوره بقره (2) آيه 96.4 - قرآن، يونس آيه 38.5 - تفسير الميزان، ج 10، ص 262 - 263.
کد سوال : 50705
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا زنان فرزندان آدم(ع) (هابيل و قابيلن) خواهران آنها بودهاند يا از جنس ديگرى بودهاند؟
پاسخ : برادر بزرگوار ضمن تشكر و تقدير از مكاتبه شما با اين واحد، جزوهاى درخصوص فرزندان آدم(ع) كه نظر مرحوم علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مىباشد، براى شما ارسال مىگردد كه انشاءالله مورد استفاده شما قرار خواهد گرفت، نظريه ديگرى نيز در تفسير نمونه وجود دارد كه به آن اشاره مىشود:در ذيل آيه شريفه "و بثّ منهما رجالاً كثيراً و نساء" (1) يعنى از آن دو (آدم و حوّا) مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت" آمده است: در اين جا احتمال ديگرى نيز هست كه گفته شود؛ فرزندان آدم با بازماندگان انسانهاى پيشين ازدواج كردهاند ؛ زيرا طبق رواياتى حضرت آدم اولين انسان روى زمين نبوده، مطالعات علمى امروز نشان مىدهد كه نوع انسان احتمالاً ازچند ميليون سال قبل در كره زمين زندگى مىكرده، در حالى كه از تاريخ پيدايش آدم تاكنون زمان زيادى نمىگذرد، بنابراين بايد قبول كنيم كه قبل از آدم، انسانهاى ديگرى درمين مىزيستهاند كه به هنگام پيدايش آدم در حال انقراض بودهاند، چه مانعى دارد كه فرزندان آدم(ع) با باقيمانده يكى از نسلهاى پيشين ازدواج كرده باشد، ولى اين احتمال با ظاهرا آيه فوق چندان سازگار نمىباشد.(2) انشاءالله .پىنوشتها:1 - نساء (4) آيه 1.2 - آيةالله مكارم شيرازى، تفسيرنمونه، ج3، ص 247.
کد سوال : 50706
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دربارة بى بند و بارى توضيح دهيد. اين مطلب درست است كه مي گويند شيطان در هر روز دو بار دست خود را بر سر آنان مى كشد؟ چه كارى كنيم كه شيطان از ما فرار كند؟
پاسخ : سبك شمردن دستورهاى خدا و بى توجهي به آن ها انسان را به لاابالى گرى و بى بند و بارى ميكشاند. كسانى كه به دستور خدا كه در قرآن و روايات آمده است، اهميت مي دهند و آن ها را مو به مو انجام مي دهند، دچار بى بند و بارى نمى شوند. كسى كه به نماز اهميت نمى دهد يا آن را درست و به موقع نميخواند، كسانى كه دنبال هواپرستى و شيطنت هستند و به اموال و ناموس مردم تجاوز مي كنند و حد و حدود انسانى و اسلامى را مراعات نمى كنند، گرفتار شدايد دنيوى و اخروي خواهند شد.در سورة نساء آمده است: " خدا مي خواهد شما را [از آلودگي ها] پاكيزه كند، ولى كسانى كه دنبال شهوت ها و عياشى ها هستند، تمايل فراوانى به فساد و تباهى دارند. خدا مي خواهدكه گناهان شما را ببخشد، ولى انسان ضعيف النفس است و پيروى از هواهاى نفسانى خويش را مي كند".[4]و در سورة مريم مي خوانيم: " فرزندان ابراهيم افراد خوب و پاكي بودند. اهل عبادت و سجده بودند، ولى بعد از آنان گروهى آمدند كهنماز را ضايع مي كردند و ازشهوت ها تبعيت مي كردند. اينان به زودى دچار عذاب خواهند شد مگر كساني كه توبه كردند و ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند".[5]بى بندو بارى بالاخره انسان را دچار بدبختى و عذاب مي كند. اين گونه افراد مود تأييد شيطان اند، چون هر كس در مسير خدايى و انسانى گام بر ندارد، خواه در مسير شيطان گام مي نهد و نيازى نيست كه شيطان دست بر سر آن ها بكشد. اينان خود شيطان اند.براى اينكه انسان ازشر شيطان سالم بماند، بايد به نمازهاى واجب اهميّت بدهد و راز و نياز با خدا داشته باشد.ركوع و سجده هاى طولانى باعث غضب شيطان و دورى او و موجب رضايت خدا مي گردد. رسيدگى به محرومان و دستگيرى از بيچارگان، چشم پوشى از ناموس مردم، پاكى دست و شكم از مال حرام ، قرائت قرآن و توجه به معانى و تدبر در آيات باعث دور شدن انسان از شيطان مي شود.2[4] نساء (4) آية 27 و 28.2[5] مريم (19) آية 59.
کد سوال : 50707
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا هنگام ظهور امام زمان(ع) همة مردم در ركاب او جنگ خواهند كرد يا فقط يارانش و يا كسانى كه دعاى عهد را خوانده اند؟
پاسخ : مسلّماً خواندن دعاى عهد و اظهار شوق و علاقه نسبت به ظهور حضرت و جنگيدن و در ركاب حضرت و اظهار وفادارى و بيعت ، انسان را از زمرة ياران حضرت قرار مي دهد. كسى كه دعاى عهد را ميخواند، از خدا مي خواهد كه توفيق زيارت و همراهى با حضرت را داشته باشد.البته افرادى كه دعاى عهد را مي خوانند، ولى بر اساس تقوا قدم بر نمى دارند و در هر گناهى حاضر ميشوند ، افراد مورد بحث ما نيستند. اينان شايد با ظهور حضرت جزو دشمنان ايشان باشند.كسانى توفيق يارى رساندن به حضرت مهدي(ع) را خواهند يافت كه همواره از مسير تقوا و پاكى زبان و چشم و قلب پا فراتر ننهند. افرادى كه دنيا پرستى چشم آنان را پر نكرده باشد و دل به دنيا نبسته باشند. خواه اين افراد دعاى عهد خوانده باشند يا نخوانده باشند.
کد سوال : 50708
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه ديگرى را مسخره مي كند، در آن دنيا به چه شكل وارد خواهد شد؟
پاسخ : يكى از گناهان بزرگ مسخره كردن و استهزاى ديگران است. قرآن فرموده است: "ويل لكلّ همزهْْ لمزهْْ؛[1] واى به كسي كه ديگران را مسخره مي كند و از ديگران عيب جويى مي كند. با چشم و ابرو ديگران را مورد تمسخر قرار مي دهد".در سورة حجرات فرمود: " يا ايها الذين آمنوا لا يسخر قوم من قوم عسى ان يكونوا خيراً منهم؛1[2] اى كساني كه ايمان آورده ايد! نبايد بعضى از شما بعضى ديگر را مسخره كند، شايد آنان بهتر از شما باشند".امام صادق(ع) فرمود: " هر كس در ظاهر با مردم يك نحوه برخورد كند و در پشت سر آنان به نحوة ديگري، در روز قيامت با دو زبان وارد محشر خواهد شد".[3]در جريان معراج، پيامبر (ص) گروهي را ديد كه لبانشان مانند لبان شتر آويزان بود. اين افراد گوشت بدن خويش را قيچى مي كردند و در دهان خود مي جويدند. از جبرئيل سؤال كرد: اينان چه گروهى هستند؟ او گفت: اينان كسانى بودند كه ديگران را عيب مي كردند و با زبان و چهره ديگران را مسخره مي كردند.1[1] همزه (104) آيه 1.1[2] حجرات (49) آيه 11.2[3] بحارالأنوار،ج 75، ص 203.
کد سوال : 50709
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ظلم به حد كامل خود رسيده است كه امام زمان(ع) ظهور كند؟
پاسخ : آنچه كه در روايات فراوان آمده است كه وقتى حضرت مهدي(ع) ظهور خواهد كرد كه جهان پر از ظلم جور شده باشد، بدين معنا نيست كه بايد ظلم بكنيم و ديگران نيز اگر ظلم كردند، ما خوشحال باشيم!نه هرگز ما نبايد خودمان ظلم بكنيم و نه دلمان بخواهد كه ديگران ظلم بكنند، چون اگر انسان ظالم باشد، جايگاهش جهنم است و اگر راضى باشد كه ديگران ظلم كنند، باز با ظالمان خواهد بود.اين روايات مي خواهد بگويد كه نشانة ظهور حضرت مهدى اين خواهد بود كه جهان پر از ظلم خواهد شد. "پر شدن جهان از ظلم" علامت ظهور حضرت است، نه علّت ظهور حضرت.پس ما نبايد ظلم بكنيم و نبايد همراه با ظلامان يا راضى به ظلم كردن آنان باشيم. ما بايد همواره در مسير تقوا و پاكى گام برداريم تا بتوانيم از اصحاب و ياوران آن حضرت باشيم.آيا جهان پر از ظلم شده ؟ كى و در چه زمانى خواهد شد؟ اين مطلب را كسى نمى داند. فقط مي دانيم به واسطة گسترش فرهنگ غربى و شرقى و بر قرار ارتباطات از طريق اينترنت و ماهواره و از طرفى كنترل نشدن آن ها جامعة جوان دنيا را به سوى بى بند و بارى و فساد و قتل و چپاول مي كشاند. از طرفى استكبار جهانى به سركردگى امريكا ، لجام گسيخته به هر جايى كه دلش بخواهد ، حمله مي كند و انسان هاى بى گناه و اطفال و زنان را مي كشد. همة اين ها باعث گسترش فساد و ظلم و بيعدالتى در جوامع بشرى مي شود. اميداواريم ما شيعيان اميرالمؤمنين و علاقه مندان به خاندان عصمت و طهارت جزو ظالمان روزگار نباشيم و از ظلم و ظالمان حمايت نكنيم و در برقرارى عدل و انصاف گام برداريم.
کد سوال : 50710
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حد بلند گذاشتن ناخن براى مرد تا چه اندازه است؟
پاسخ : حد براى بلند گذاشتن يا كوتاه بودن ناخن در مردها و زنها نيست، ولى مستحب است هر هفته يا هر دو هفته يك بار ناخنها كوتاه شود تا كثافت زير ناخنها نماند و باعث بيمارى و درد و رنج براى انسان نشود. در خانمها بلند گذاردن ناخنها براى زيبايى اشكالى ندارد و در روايات به آن تصريح شده، ولى بايد از جمع شدن كثافت زير آنها جلوگيرى نمايند.
کد سوال : 50711
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معناى كلمه (مسرى) در مسئله 705 رساله آيت الله فاضل يعنى چه؟
پاسخ : كلمه مسرى يعنى سرايت كنند اگر نجاست كف دست هنگام تيمم بر اثر خيس بودن به جاى ديگر سرايت مىكند، ايشان مىفرمايد: بايد با پشت دست يا با مچ دست تيمم بنمايد.
کد سوال : 50712
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر فرش نجس باشد، آيا مىتوان با خاكى كه از آن عبور كرده تيمم كرد؟
پاسخ : اگر نداند كه آن خاكها نجس است، مىتواند بر آنها تيمم نمايد، ولى بهتر است در تيمم از خاك دست نخورده و تميز استفاده شود.
کد سوال : 50713
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى كه مشغول نماز ظهر است، شك درگفتن نيت كند كه آيا نيت نماز ظهر يا نماز ديگر كرده؟ چه حكمى دارد؟
پاسخ : شك بعد از گذشت محل اعتبارى ندارد و نماز صحيح است.