• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50594
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : غذايى كه در منزل اقوام و آشنايان نزديك مى خورم و عموماً مالى است كه خمس و زكات آن داده نشده و حتى در خانة خودم اطمينان به دادن خمس ندارم و جرأت پرسش از پدرم را در اين خصوص ندارم، چه حكمى دارد؟
پاسخ : در معاشرت و استفاده از اموال كسانى كه انسان مى داند خمس مال خود را نمى دهند و علم به بودن خمس در مال مورد ابتلا را ندارد، تصرف در آنها مانعي ندارد،1[1] مگر يقين كنيد از پولى غذايى خريدارى كرده كه يك سال كنار بوده است. در اين صورت بايد خمس غذاى خود را بدهيد.1[1] توضيح المسائل مراجع، ج 2 ، ص 35.
کد سوال : 50595
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ملاك امتياز انسان ها در عالم هستى ، نزد خداوند متعال چيست و شخص سيد با غير سيد چه تفاوتى دارند كه سيد به خاطر انتسابش عزيزتر باشد؟
پاسخ : خدا در قرآن ملاك برترى و امتياز انسان ها را به تقوا مى داند: " اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد [اينها ملاك امتياز نيست] . گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شما است و خداوند دانا و آگاه است" .[6]در جامعه مردم از قبايل و اصناف گوناگونى هستند و اين عرف مردم است كه امتياز و قراردادهاى خاصى بين خود دارند، مثلاً به فردى كه داراى خاندان معتبر و يا ريشه و اصالت است، بيشتر از ديگران احترام مى گذارند و اين مسئله اى كاملاً طبيعى است و يا شخصى كه به نوعى از ريشه و اصالت برخوردار نيست ، او را به چشم ديگرى مى بينند، مگر آن كه با تلاش و جديت اعتبار و آبرو كسب كند. البته بايد دانست اين گونه مسائل فقط مربوط به دنيا است و در آخرت تمام افراد در گرو عمل و سعى خويش هستند، نه آن كه چون منتسب به فلان قبيله هستند، پس مى بايست آقايى داشته باشند. احترام به افراد به ريشه و نسبت فرد بر مى گردد. اگر مردم به شخصى كه سيد است، احترام مى كنند، احترام به پيامبر گرامى اسلام(ص) است. اگر چنين موقعيتى موجب سوء استفادة فرد شود، بايد جلو آن را گرفت، مثلاً سيدى متجاهر به فسق و گناه باشد و گناه به شكل علنى از او ديده شود. سيادت دليل نمى شود كه از دفتار او چشم پوشي كرد و چون سيد است، از جدّش ترسيد!پيامبر اكرم(ص) در حديثى فرمود: " اگر عبد و بندة حبشى (سياه چهره) در اطاعت خدا باشد، از سيد و آقاى قريشى [طايفه اى كه داراى شرافت بودند و پيامبر از ميان آن ها برخاست] كه معصيت كار باشد ، بهتر است ".امام صادق(ع) فرمود: " در روز قيامت كسى جز به عمل گرامى داشته نمى شود ...".به درستى كه گرامى ترين شما نزد خدا با تقواترين مشا است و دليل اين مطلب قول خداون متعال است: " هنگامى كه در صور دميده شوه (هنگام قيامت) نسب و ارتباطي در آن روز وجود ندارد.".[7]پس سيادت و آقايى عده اى به شرط حفظ آن فقط براى اين دنيا است، اگر چه ديگر افراد جامعه مى توانند با تلاش و كوشش به مراحل عالية عرفانى و اخلاقى برسند. آقايى فقط در سيادت ختم نمى شود. بسيار زشت و بد است كه افرادى در اين مرام به سوء استفاده برخيزند. چون دنيا ضامن هيچ انسانى نيست، حتماً در آن دنيا عقوبت مى شوند.3[6] حجرات (49) آية 13.3[7] بحارالانوار، علامه مجلسى ، ج 7، ص 239.
کد سوال : 50596
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ‌دختر 29 ساله مجرد هستم، با مشكلاتى مانند اختلاف پدر و مادر نفهميدن عوارض تجرد و از دست‌رفتن موفقيت‌هاى خوب ازدواج و عصبى بودن مادر 71 ساله چه كنم؟
پاسخ : ‌ ‌خواهرم، ضمن تشكر از اين كه ما را محرم راز خود دانسته و با ما مكاتبه نموديد، هنز بحمدالله‌موقعيت و فرصت خوبى در اختيار شما است. از يك طرف طلبه بودن و تعهّد شما، جاى سرور و خوشحالي‌دارد، چرا كه مي‌تواند جلوى ورود شما به گناه را بگيرد. از طرفى دبيرى و شاغل بودن شما، مزيّتى است كه‌مي‌تواند خواستگارهاى بهترى را به ميدان بياورد. لازم مي‌دانيم نكاتى را به شما يادآور شويم: پيشنهاد مي‌دهيم‌كه خود را به جامعه ومحيط اطراف‌تان بيش‌تر معرفى كنيد، مثلاً غير مستقيم آبرومندانه به دوستان حقيقى و‌صميمى خود بسپاريد كه اگر جوان خوبى و حتى مسن‌تر پيدا شد، شما را به او معرّ‌فى كنند. مثلاً از اين راه‌بتوانيد خواستگار ايده‌آل خود را پيدا كنيد البته يادآور مي‌شويم كه بايد توقّع خود را كمى پايين بياوريد، زيرا به‌سن و سال شما روز، روز اضافه مي‌شود. ديگر اين كه در مجامع و محافل عمومى و اجتماعى زنان بيش‌تر‌شركت كنيد تا خانم‌ها شما را بيش‌تر بشناسند. اين راه مي‌تواند كمك زيادى به شما جهت فراهم كردن‌خواستگارهاي ايده‌آل باشد. ضمناً توصيه مي‌شود اگر در شهر شما بنياد ازدواج و يا عالم محرم يا امام جمعه‌وجود دارد، به آنها نيز مستقيم يا غير مستقيم به وسيله نامه و يا از طريق دوستان صادق و صميمي‌تان، مراجعه‌نموده تا ان شاء الله خداى سبحان مشكل شما را حل نمايد. توصيه مي‌كنيم يأس و نااميدى را به خود راه‌ندهيد كه گناه بزرگى است. با دعا و تضرّع به درگاه خداوند متعال و توسّل به پيامبر اكرم(ص) و آل او و زيارت‌عاشورا و امثال آن كه در مفاتيح الجنان وجود دارد، ان شاء الله مشكل شما حل خواهد شد. رفت و آمد با‌خانواده را قطع نكنيد و از مادرتان بخواهيد كه با دعا و توسّل براى حل اين مشكل به شما كمك كند. نگران‌نباشيد و برگذشته افسوس نخوريد.‌به فكر آينده خود باشيد، چرا كه خدا ارحم الرّ‌احمين مي‌باشد. ضمن اين كه صد در صد به مادر خود فكر‌نكنيد، چرا كه شما بعد از ازدواج نيز مي‌توانيد به او سر زنيد و به او در زندگى كمك كنيد. در درجه اول به فكر‌زندگي و حل مشكلات خود باشيد. از مادر 71 ساله توقع نداشته باشيد مثل شما فكر كند. هر چه روابط با مادر‌خوب باشد عاقبت خيرى براى شما دارد. احتمالاً بيمارى گوارشى شما، به خاطر اعصاب و عصبى است، كه‌آن را مي‌توانيد با مراجعه به اطبّا و كنترل اعصاب رفع كنيد. درخصوص برنامه‌هاى راديو معارف به مسئولان آن‌تذكر خواهيم داد، ولى بايد ديد آيا امكانات در اختيار آنها هست كه بتوانند شهر شما را تحت پوشش بگيريند؟‌اميدواريم كه اين مشكل هم رفع گردد. ضمن اين كه مي‌توانيد در اين خصوص به مسئولان محترم شهرتان‌مراجعه و يا تلفن زده تا آن‌ها از طريق قانونى و اداري، جدّي‌تر پيگير اين مسئله شوند.
کد سوال : 50597
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دچار بيمارى وسواسى از نوع شديد هستم. لطفاً در اين مورد يارى ام كنيد. نيز اگر مراكز مشاوره وجود دارد، معرفى فرماييد.
پاسخ : وسواسى بيمارى است كه گاهى تا ساليانى بعضى از انسان ها را با خود درگير مى كند و بعضاً ره آوردى جز روان پريش و نيز مشغوليت شديد ذهنى ندارد. شخص وسواس در ابتدا چون افراد عادى با موضوعاتى چون طهارت و نجاست برخورد مى كند ، ولي به دلايلى كه گاه از يك كنجكاوى ساده نشأت مى گيرد، نم نم ريشه گرفته تا مدت ها به بلاى جانش مبدّل مى شود. البته در اين بين اطلاع رسانى نادرست در مسائل ديني خصوصاً موضوعات مربوط به پاكى و نجسى و يا نشان دادن رفتارهاى ناصحيح از آداب و سنن اسلامى مثلاً وضو گرفتن، طهارت ، شستن و انجام غسل ، اين باور غلط را در افرا حساس بارور مى كند كه دين اسلام يعنى سخت گيرى و انجام دادن تكاليف مشقت بار. مثلاً بعضى هنگام وضو گرفتن و يا انجام غسل آن قدر وسواس نشان مى دهند كه بسياري خيال مى كنند نكند وضو يا غسلى كه انجام مى دهند، غلط است و يا بعضى چيزى را كه نجس شده ، به حدّى زير شير آب مى گيرند كه گاهى از اين عمل خسته مى شوند ، ولى پاك شدن آن را باور نمى كنند. حال آن كه دين اسلام به اين گونه اعمال سخت اعتراض مي كند. شخص وسواس همان طور كه به تدريج بيمارى اش تشديد شده است، مى بايست به تدريج از عمل وسواسى اش فاصله بگيرد و كم كم بر بى اعتنايى اش نسبت به آن چه كه او را به شك و ترديد مى اندازد بيفزايد وگرنه براى فرد وسواس فاصلة ناگهانى گرفتن از آن چه كه عادت كرده، شايد محال نمايد. مثلاً اگر امروز براى غسل يا وضو به ده مرتبه آب ريختن و شستن اعضا راضى مى شود، فردا آن مقدار را به نه مرتبه برساند. روزهاى بعد آن را به تدريج كم كند تا اين عمل طبيعى انجام شود. مثال معروفى است كه شايد مستند به كلام معصوم باشد كه : بخورى و بياشاميد ؛ ولى قبل از آن كه سير شويد، دست از غذا بكشيد. در اين مطلب اندازه اى اراوه شده و اين فقط به احساس و تمايل فرد مربوط مى شود كه خودش بهتر از ديگران مى فهمد. وسواسى هم نوعى تمايل و اشتهاى كاذب بر انجام دقيق تكاليف است، در حالى كه شيطان به او تلقين مى كند عملى كه انجام داده از شرايط صحيح برخوردار نبوده است و با اين گمان وسوسه ، به انجام دوباره و يا چند بارة آن اقدام مى كند. در نهاى به صحت عمل مطمئن نشده و شايد از روى خستگى آن را ترك مى كند و اگر در مقولة پاكى و نجسى بوده به گناهى ديگر كه عبارت از اسراف آب است، اقدام كرده است، در حالى كه نمى داند آبي كه او براى وضو يا غسل مصرف مى كند، حق همنوعان بسيارى است كه از استفادة آن حتي، در حدِّ ضرورت محروم هستند. شخص وسواس مرتكب چند گناه شده است: 1ـ بدعت، كه يعنى نوآورى در دين و خلاف آن چه كه دين مى گويد ، عمل كردن. دين اسلام مى گويد مثلاً فلان نجاست اگر با آب كر زايل شد، ديگر آب كشيدن دوباره و سه بارة آن كارى بيهوده است و به اسراف و وسواس ختم مى شود، ولى او به خاطر به دست آوردن اطمينان خاطر كه فقط از القائات شيطانى ناشى مى شود، شايد ده ها بار به اين كار اقدام مى كند و در آخر از روى خستگى با اعصابى در هم ريخته و از روى اجبار، از فعل خود دست بر مى دار و دوباره براى كار ديگر، مشغله اى نو پيش رويش خواهد آمد.2ـ دومين گناه وسواس اسراف است، آن هم اسراف در امر مهمى چون آب كه ماية حيات است. آب سهم عمومى و بهترين نعمت خدادادى و حق تمامى مردم كرة زمين است. وسواس به دلل كج فهمى و برداشت ناصحيح از دين، حق ندارد براى انجام كارى كه شايد نياز به مقدار كمى آب دارد، ده ها ليتر آب را به هدر دهد.3ـ سومين گناه شخص وسواس لطمه زدن به آزادى و آرامش فردى خانواده و جمع است. چنين شخصى با سخت گيرى هاى بى مورد هم خودش را اذيت مى كند و هم موجب دردسر خانواده اش مى شود. وسواس در حق را زير پا گذاشته است: 1ـ حق آزادى خودش، 2ـ حق آزادى همسر و فرزندان و پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده.اگر بگوييم حق اوّل مربوط به خودش است، ولى حق دوم بر عهده اش مى ماند و بايد پاسخ گوى آن باشد. براى نجات از درد و رنجى كه حاصل عمل وسواس است، هيچ كس نمى تواند به اندازة خود شخص به خودش كمك كند. يكى از علما در مورد عمل وسواس مى فرمايد: " اشكالى نيست، كه احتياط في نفسه [به لحاظ اين كه در بعضى موارد موجب يقين عمل به وظيفه و سبب رسيدن به واقع مى شود] خوب است و رجحان شرعى دارد، ولى گاهى عوارض سوء و پيامدهاى خلاف شرع و عقل دارد. در چنين موارى احتياط نه تنه رجحان ندارد، بلكه احتياط در ترك احتياط است. مثلاً اگر احتياط كردن ، انسان را در معرض وسواس قرار دهد، يعنى اگر بيش از حدّ دست كشيدن و آب زياد از حد اندازه ريختن و دست و پا و لباس را بى جهت آب كشيدن انسان را به وسواس و وسوسه گرفتار كند، خلاف شرع و حرام است، همان طور كه مرحوم سيد ره در عروهْْ الوثقى و ديگر علماى عظام فرموده اند. و در خصوص وضو بايد توجه داشت كه علاوه بر مسائل و مفاسد مترتبه بر اصل وسوسه، اگر شخص در وضو گرفتن وسواسي باشد و .... بيش ا ز اندازه آب بريزد، صحت وضوى او نيز مشكل است، چون لازم مى آيد با اب جديد مسح كند، بلكه اگر اب زياد هم نريزد، ولى بيش از حد اندازه دست بكشند، صحت وضو او مشكل است، چون اين كار موجب مى شود كه رطوبت كف دست كه بايد با آن مسح كند، با رطوبت ذراع او مخلوط شود و مسح با اب مخلوط انجام شود. گذشته از اين ها وسوسه يك حالت نفسانى و تخيّل شيطانى است كه چنين حالتي فى نفسه مذموم و مرجوح و نشانة بى عقلى انسان است، چرا كه اين حالت باعث هدر رفتن اوقات گرانبها و تضييع عمر شريف و بى بديل شخص مى شود و گاهى موجب ترك واجب يا فعل حرام مى شود. لذا نقل شده كه بعضى از علما فرموده اند : اشكالى نيست كه عمل به وسواس حرام است و بعضى فرموده اند : حرام است انسان خود را در معرض وسواس قرار دهد ، چون در معرض وسواس قرار دادن اطاعت از شيطان است و اطاعت از شيطان ، مبغوض خداوند متعال است. علاوه بر اين ها در روايات صحيحه آمده است كه عبدالله بن سنان مى گويد: در خدمت امام صادق (ع) از شخصى كه در وضو و نماز مبتلاى به وسواس بود ، نام بردم و گفتم: او شخص عاقلى است. حضرت فرمود : چگونه عاقلى است كه از شيطان اطاعت مى كند؟!عرض كردم: چگونه از شيطان اطاعت مى كند؟ فرمود: از خودش سؤال كن و بپرس كه اين حالت وسواس از كجا و از چه چزى مى باشد؟ ( منشأ آن چيست؟) خواهد گفت: اين حالت و رويّه از عمل شيطان است. بنابراين شخص مؤمن و عاقل از دست كشيدن بيش از حدّ و آب كشيدن بى مورد پرهيز مى كند. مبادا به دام شيدان بيفتد و دچار تضييع عمر و اسراف و شبهه در صحت وضو و گاهى موجب بيمارى و ضرر بر نفس و درد پيا و بازماندن از زندگى وهدر دادن آب شود. خصوصاً در زمان ها و مكان ها و شهرهايى كه مردم با كم آبى مواجه [هستند] و چه بسا نياز به آب براى ضروريات زندگى و خوردن دارند" .[1]مى توانيد از مشورت با مسئول محترم واحد استاد حاج آقا شريعتى سبزوارى با تلفن مستقيم 7743183ـ0251 بهره مند شويد.در ضمن مى توانيد با تماس تلفنى با مجله پيام زن از مشاوران خانم در آن مجله استفاده بريد .تلفن تماس 7733305 و 7738743 دفتر مجله پيام زن قم . 1[1] آيت الله فاضل لنكراني، استفتاءات ، ج 2، ص 86.
کد سوال : 50598
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ‌ من مقلّد آيهْْ ‌‌الله فاضل لنكرانى هستم و آيا در اين مسئله(كثير السفر) مي‌توانم به آقايان عظام‌حضرت آيهْْ ‌‌الله بهجت و مكارم رجوع كنم؟
پاسخ : مسأله كثير السفر، از مسائل احتياط وجوبى است و‌مسائلى كه در آن فتواى مرجع تقليد، احتياط واجب باشد، مي‌شود در آن مسئله، به مرجع تقليد ديگري رجوع‌كرد و از او تقليد نمود. شما هم مي‌توانيد در اين مسئله رجوع نماييد.
کد سوال : 50599
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ‌ آيا بايد در محل تحصيلم قصد كنم؟
پاسخ : اگر محل تحصيل خود را به عنوان‌وطن دوم انتخاب نكرديد، در آن جا هم بايد نماز را شكسته به پا داريد و نمي‌توانيد روزه بگيريد مگر اين كه در‌آن جا قصد عشره يا ده روز نموده و در محل تحصيل خود بمانيد تا نماز و روزه شما درست گردد.
کد سوال : 50600
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانشجوى كارشناسى ارشد دانشگاه شهيد چمران اهواز هستم، محل تحصيل بنده با وطنم‌چهار ساعت فاصلهدارد، به طورى كه تقريباً هر ماه يك بار به وطنم مي‌روم؛ ولى محل تحصيلم با منزل خانمم‌يك ساعت فاصله دارد، به طورى كه هر هفته معمولاً بايد به منزل همسرم بروم، نماز و
پاسخ : برادر بزرگوار، ضمن تشكر از ارتباط و اطمينان شما نسبت به اين واحد، در پاسخ به سؤال اول‌شما عرض مي‌كنيم: طبق نظر آيهْْ ‌‌الله فاضل لنكراني، نماز و روزه انسان فقط در وطن انسان و يا در جايي كه‌انسان قصد اقامه ده روز را دارد، تمام و صحيح مي‌باشد. علاوه بر اين كه شما جزء افراد كثيرالسفر محسوب‌نمي‌شويد تا نماز و روزه او كامل و صحيح باشد. در جواب سؤال اول شما عرض عرض مي‌كنيم كه نماز در شهر‌و خانه همسرتان شكسته و ناتمام مي‌باشد و روزه مي‌توانيد بگيريد مگر اين كه در آن جا ده روز قصد اقامت و‌ماندن داشته باشيد تا نماز شما كامل گردد و بتوانيد روزه بگيريد و ماندن دو يا سه روز يا كم‌تر از ده روز فايده‌اي‌ندارد. در نتيجه جواب سؤال سوم شما هم روشن و پاسخ داده شده.
کد سوال : 50601
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ‌ ‌آيا امام زمان (‌عج) اطلاعات كامل درخصوص دنياى مردم مظلوم افغانستان، فلسطين و لبنان‌دارند؟
پاسخ : ‌ ‌امام زمان (‌عج)، امام حاضر و آخرين امام شيعيان است كه واسطه فيض عالم و آفريدگار عالم و‌قطب عالم امكان است. امام(ع) جان جهان است و جهان به وجود او بستگي دارد. امام(ع) هم واسطه در فيض‌تكوين است و هم واسطه در فيض تشريعى است. هر گونه فيضي، كه از مبدأ فياض مي‌رسد، از طريق واسطه‌فيض افاضه مي‌گردد. در واقع فيض اعظم، خود واسطه وجود و خلقت است. او نخستين خلق است و سبب‌پديد آمدن ديگر مخلوقات است. همواره فيض الهى از طريق او و امتدادات وجودى او به كاينات ايصال‌مي‌گردد. كسب فيض از مبدأ افاضه كننده، نيازمند به واسطه قابل است. واسطه قابل، به قابليت خود فيض را‌كسب مي‌كند و به مستفيض مي‌رساند. حقيقت ولايت مطلقه، همان فيض است و واسطه رسيدن فيض به ديگر‌كاينات است. نفس ولى مطلق مبدأ سريان فيض الهى است و سرچشمه فيضان جود و وجود به ديگر‌موجودات است بنابراين، نفس ولى (‌پيامبر يا امام) صاحب چنين محوريتى در مركز جهان هستى است.[13]‌در بعد تشريع قوانين و تعيين احكام نيز نفوس قابل، وحى و هدايت‌هاى الهى را دريافت كنند و به بشريت‌برسانند و بياموزند و بشر به تنهايى نمي‌تواند شكل اعمال تكاملى و حكمت و اسرار آن‌هارا بيابد و راه حركت‌صحيح و مستقيم را كشف كند. عقل نيز براى وصول به اين مقاصد عالى كافى نيست و نياز به مددرسان و‌راهنماى بصير دارد. واسطه فيض تكوينى و تشريعى در مصداق خارجي، يكياست: پيامبر، و به نيابت از‌پيامبر، امام(ع) است كه هدايت انسان‌ها را نيز عهده دارند.[14]‌امام زمان (‌عج) حاضر و ناظر بر اعمال مسلمانان است و اعمال مسلمانان بر ايشان عرضه مي‌گردد و از‌حقايق عالم وجود آگاهى دارند و بر سراسر جهان سيطره دارند و ملائك الهى يعنى جبرئيل و ميكائيل و ديگر‌ملائكه به فرمان ايشان هستند و اعمال شيعيان بر ايشان عرضه مي‌شود و حضرت از احوال امت اسلامي‌مطّلع‌اند[15] آن وجودى كه عالم كون و مكان در خدمت او است، قطعاً بر وقايع و حوادث عالم اطلاع دارند.([13])‌محمد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، ص 222 تا 224، با تلخيص. ([14])‌محمد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، ص 225 و 226، با تلخيص. ([15])‌آيت الله حسين مظاهري، جهاد با نفس، ص 226 با تلخيص.
کد سوال : 50602
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ‌ ‌چند موضوع از دعاى ندبه اختصاص به حضرت مهدى (‌عج) دارد؟
پاسخ : ‌ ‌دعاى ندبه، يكى از دعاهاى جالب و پر معنا است. از نظر فصاحت بسيار فصيح و روان و حساب‌شده و متين است و از نظر محتوا يك دعاى عقيدتي، سياسى و در عين حال پر احساس و عاطفى است. در‌آغاز دعا نخست اشاره‌اى به فلسفه بعثت پيامبران، سپس اشاره كوتاهى به تاريخچه آنان و مقامات مختلف هر‌يك، و سپس به طور مشروح‌تر بحثى از قيام پيامبر اسلام و مقامات آن بزرگوار، بعد به طور مشروح خلافت‌بلافصل اميرمؤمنان علي(ع) با دلايل ومدارك زنده و قاطعى از آيات و رواياتى كه مورد قبول همه فِرَق اسلامي‌است، مورد بحث قرار گرفته، به علت‌هاى قيام جمعى از افراد شقاوت پيشه بر ضد اهل بيت و خاندان پيغمبر و‌شهادت و كشتار و تبعيد آنان، سپس به دعوت امامان اشاره رفته است، به طورى كه قلوب را كاملاً متوجه قيام‌مهدى (‌عج) مي‌نمايد. از آن پس با لحنى عاشقانه و آميخته با هيجان خاص روحى و عميق‌ترين احساسات‌انسانى خطاب به حضرت ولى عصر (‌عج) مي‌شود و ضمن ابراز اشتياق شديد به قيام حضرتش برنامه‌اصلاحى و انقلابى او تشريح مي‌گردد.‌قسمت عمده و اساسى دعاى ندبه به وجود نورانى و با بركت امام زمان (‌عج) اختصاص دارد كه شيعيان‌با آن امام بزرگوار ارتباط برقرار مي‌كنند و در حق‌اش دعا مي‌نمايند و درخواست تعجيل در ظهورش را‌مي‌كنند.
کد سوال : 50603
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ‌ ‌درباره زيارت جامعه كبيره توضيح دهيد.
پاسخ : ‌ ‌زيارت جامعه كبيره، از جمله زيارات شيعى است كه داراى مضامين عالى و بلند مي‌باشد. شيعيان‌هنگام تشرف در كنار يكى از قبور معصومين(ع) آن را مي‌خوانند، مرحوم مجلسي فرمود: "‌اين زيارت احسن و اكمل زيارات است و من تا در عتبات عاليات (‌كربلا، نجف، كاظمين و سامرا) بودم‌زيارت نكرمد ائمه(ع) را مگر به اين زيارت". ‌علما و بزرگان بر اين زيارت مداومت مي‌ورزند و از آن غفلت نمي‌كنند.[11]‌سند زيارت جامعه كبيره در كتاب شريف بحارالانوار چنين آمده: دقاق و سنائى و ورّ‌اق و مكتب همه اينها از‌اسدى از برمكى از نخعى نقل كنند كه گفت: به على بن محمد بن على بن موسى الرضا (‌امام علي‌النقي(ع)): عرض كردم: يابن رسول اللّه! مرا چيزى بياموز كه چون يكى از شما را زيارت كنم، گفتارى رسا‌باشد و حق زيارت شما را بدان ادا كرده باشم. حضرت زيارت جامعه كبيره را به من تعليم فرمود.[12]‌در باب زيارت جامعه نقل نموده‌اند كه الفاظ زيارت همه از صفات جامعه است كه اختصاص به بعضي‌ندارد. بنابراين از جامعه بودن اين زيارت جمع و خواندن آن در همه مشاهد مناسب است. ([11])‌مفاتيح‌الجنان، ص 1084. ([12])‌بحارالانوار، ج 99، ص 127.