کد سوال : 50234
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بايد ما از يك مرجع تقليد پيروى كنيم و حال آن كه ما با مطالعهء رسالهء مراجع ديگر مى توانيم راه آسانتر را انتخاب كنيم و در يك مسئله از يك مرجع تقليد و در مسئلهء ديگر از مرجع تقليد ديگر پيروى كنيم .
پاسخ : برادر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . تقليد در لغت به معناى گردن بند در گردن كسى انداختن و در اصطلاح فقهى عمل به فتواى مجتهدى نمودن را تقليد گويند. چنان كه شيوهء عقلا در هر عصر وزمان بر اين است كه اگر كسى جاهل به امرى از امور بود, به آن كس كه آگاه به آن امر باشد رجوع مى كند و از اين راه رفع جهل خويش مى نمايد. در مورد احكام دين نيز امر بدين منوال است چه هر كسى كه نتواند احكام دين را بااستدلال و استناد به مدارك و به طريق اجتهاد دريافت دارد. از اين رو بايد به متخصص و خبره در امر دين يعنى فقيه جامع الشرايط مراجعه بنمايند.(1)تقليد از ضروريات زندگى انسان است , چه عالم باشد و چه جاهل , نياز جاهل به تقليد در زندگى روزمره اش محتاج به بيان نيست و نياز عالم به تقليد به اين جهت است كه هر دانشمندى دايره دانش او به قسمت ناچيزى ازاحتياجات او محدود است , مثلاً دانشمند در طب در ساختمان خانه اش بايد مقلد مهندس و معمار ساختمان باشد واگر سوار هواپيما شد مقلّد خلبان و اگر سوار كشتى شد پيروى بى چون و چراى ناخدا باشد. بنابراين , كسى كه ايمان به دين دارد و مى داند در دين براى او وظايف و تكاليفى معين شده است , به حكم عقل و فطرت خود ملزم است نسبت به آن وظايف يكى از سه راه را انتخاب كند: يا تحصيل علم به آن ها كند و يا از عالِم به آن ها پيروى كند و ياجانب احتياط را مراعات كند و در صورتى كه نه عالم به آن وظايف است و نه اهل احتياط, راه منحصر به پيروى ازنظريات عالم و دانشمند به آن احكام است و اگر دانشمندان در آن احكام اختلاف نظر داشتند, از نظر اعلم آن هاپيروى كند.(2)انسان بايد در احكام از مرجع تقليد اعلم پيروى نمايد و زمانى كه مرجع تقليد خود را شناخت بايد فقط از اوپيروى نمايد و نمى تواند مسئله اى را از مرجع ديگر تقليد نمايد و ملاك تقليد به دست شخص نيست تا از هر كس كه خواست در مسئله اى پيروى نمايد. از اين رو يك نفر شيعه اولاً: بايد از مرجع اعلم تقليد نمايد; ثانياً: ملاك تقليدآسانى و سختى نيست بلكه انسان مقلّد بايد از نظرات و فتاواى مرجع تقليد خود پيروى نمايد. البته در صورتى كه مساوى باشند انسان در گام اول مى تواند در هر مسئله اى از يكى از مراجع كه مساوى هستند تقليد كند پس از تقليدنمى توان برگشت . (پـاورقى 1.سيد مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ج 3 ص 637(پـاورقى 2.آيت ا... وحيد خراسانى , رساله توضيح المسائل , ص 172و 173
کد سوال : 50235
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا همه علما "شور زدن" را در سينه زنى حلال مىدانند؟
پاسخ : شور زدن از اصطلاحات خاص عزادارى و نوحه خوانى است. وقتى سينه زنى يا زنجير زنى به نقطه اوج خود مىرسد، ريتم حركتها و صداها سريعتر و پرشورتر مىشود. فقها اين گونه عزادارى را جايز مىدانند و نهى خاصى از ناحيه فقها در اين خصوص وارد نشده است. امروزه اين حالت در عزادارىها رايج و متعارف است.
کد سوال : 50236
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفه سينه زنى در عزاداريها چيست؟
پاسخ : براى تعظيم شعائر الهى و شركت در غم و اندوه مصيبت سيد الشهداء(ع) سينه زنى صورتى مىگيرد. سينه زنى از مراسم سنتى عزادارى براى سيد الشهداء(ع) و ديگر ائمه مظلوم است كه همراه با نوحه خوانى و با جهنگ خاصى بر سر و سينه زدن همراه است. اصل اين سنت به ويژه درميان عربها رواج داشته و بعدها به صورت موجود در آمده است. اين امر در دوران صفويه توسعه يافت و در عصر قاجاريه بيشتر رواج پيدا كرد.(1)پىنوشتها:1 - جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 237.
کد سوال : 50237
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در برخى روايات حضرت زهرا(س) از امام حسين(ع) در مورد مطالب ايراد شده در مسجد مىپرسد. آيا خود حضرت در ماز جماعت شركت نمىكردند؟
پاسخ : براساس تحقيقى كه به عمل آمد، اصل حضور با عدم حضور حضرت زهرا(س) در نماز جماعت امرى است كه مستندى براى آن يافت نشد و تنها مطلبى كه روايت خاصى در بحارالانوار ذكر كرده، شركت آن حضرت در نماز ميت است كه همراه ساير زنان مؤمنه و مهاجران در اقامه نماز ميت شركت نمودند.(1)پىنوشتها:1 - بحارالانوار، ج22، ص 162.
کد سوال : 50238
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خواهشمندم در صورت امكان القاب و اسامى حضرت فاطمهء زهرا3را براى اين جانب بنويسيد.
پاسخ : در كتاب شريف بحارالانوار از قول امام صادق 7دربارهء نام هاى حضرت فاطمه 3به نُه اسم اشاره شده است .حضرت امام صادق 7فرمود: سپس حضرت ادامه داد: آيا چيزى از تفسير نام فاطمه مى دانيد... فاطمه يعنى بريده از شرّ و بدى .()(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 43 ص 10 حديث اول .نويسندگان و محدّثان اسلامى (پـاورقى 2.ر.ك , زندگانى فاطمهء زهرا3 دكتر سيد جعفر شهيدى , ص 33
کد سوال : 50239
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به عنوان فردى علاقمند به مسائل عرفان نظرى و عملى به راهنمايى هاى عارفى و اصل و كامل نياز دارم . لطفاً مراراهنمايى بفرماييد.
پاسخ : آن چه براى مكلف در امر هدايت و راهنمايى لازم است , درك مرتبت عرفان عملى مى باشد. راه هدايت مشخص است , همان گونه كه قرآن مى فرمايد: .(1)انسان به عنوان موجود برتر نظام هستى , تمامى ابزارهاى هدايت را در دست دارد كه مهم ترين آن عقل و پيامبران و هدايت كنندگان است . انسان عاقل به راحتى و بدون واسطه مى فهمد كه عدل خوب , و ظلم بد است . خوردن مال مردم بدون اجازه , حرام و تعدّى به حقوق ايشان جايز نيست . اين فهم از مرتبت عقل است كه خداوند آن را بر ما ارزانى داشته است . علاوه بر اين و براى آن كه عقل در بعضى موارد دچار كمبود و كاستى فهم مى شود, خداوند پيامبران و اولياى الهى را به سوى ما ارسال كرد تا ديگر عذرو بهانه اى در ميان نباشد. اكنون مفتخريم كه تابع دين اسلام هستيم و اسلام بر پايهء دو عنصر مهم بنا شده است : 1 انجام واجب ;2 ترك حرام .اما امورى چون مستحبّات كه دايرهاى وسيع دارد, بعد از اين قرار مى گيرد; به اين معنى كه اگر واجبى انجام و يا حرام ترك نشود, هر چند به امور مستحبى پرداخته شود, ارزشى ندارد. اين كه مى خواهيم با راهنمايى عارفى و اصل و بلند مرتبه برقله هاى عرفان و معنويت گام نهيم , هر چند عقيدهء خوبى است , اما تنها گزينه نيست , بلكه گزينهء اول به دست خود آدمى است . تشخيص حلال و حرام كار سختى نيست و فهم تقواى الهى و اين كه تقوا چه چيز است , كار دشوارى نخواهد بود, ولى پرهيزاز غيبت و تهمت و دروغ و بدزبانى و خيانت در امانت و بد عهدى و بى مبالاتى نسبت به عهد كه كارى عملى است , مشكل مى باشد. چه بسيارند عارفانى واصل به اللّه كه در كسوت كشاورزى و چوپانى در روستاهاى دور افتاده و در ميان مردم به گمنامى مى زيستند و از دنيا رفتند و آخرتى آباد براى خود ساختند, و اين ميسّر نشده است جز به انجام واجب و ترك محرّم .آن ها با چراغ عقل و هدايت انبيا و ائمه و گوش كردن به مواعظ كه در فطرت آدمى اثر مى گذارد, دروازه هاى معرفت را گشوده و به وادى عرفان قدم گذاردند. آن چه كه علما و بزرگان دين را نزد مردم عزيز كرده , علم و معلومات آن ها نبوده , زيرا علم به خودى خود حجاب اكبر است ; يعنى علم بدون تقوا در مسير خدمت به مردم به كار گرفته نمى شود, بلكه چنين علمى چون باغرور و كبر همراه مى شود, در جهت آسيب رساندن به منافع مردم و به بيراهه كشاندن آن ها به كار مى رود. پس آن چه كه علماى دين را شاخص و ممتاز مى كند, پرهيز از محرمات و انجام واجبات و قرار گرفتن در مسير تقواى الهى است . به همين جهت نزد مردم عزيز مى شوند و اين راهى است كه همگان مى توانند طى كنند.در عين حال براى دريافت توصيه هاى عرفانى و عملى عارفان و علما و نيز نويسندگان بزرگ مى توانيد به كتاب هايى نظيركتاب هاى مرحوم ميزا جواد ملكى تبريزى , كتاب اخلاق عملى , آيت اللّه مهدوى كنى , كتاب خودسازى آيت اللّه امينى مراجعه فرماييد.(پـاورقى 1.انسان ( ) آيهء 3
کد سوال : 50240
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب دخترى هستم با مدرك ديپلم كارودانشكه به خاطر علاقهء زياد به حوزهء علميه در امتحان ورودى شركت كردم , اما متأسفانه قبول نشدم و آن هايى هم كه قبول شده بودند تعدادشان به حد نصاب براى تشكيل كلاس نرسيد. خواهشمندم تعداد ديگى و اين جانب را هم انتخاب نماين
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . اين واحد در خصوص مشكل شما كارى نمى تواند انجام دهد, اما شما مى توانيد جهت حل مشكل خود با نهاد رسمى متكفّل اين امر يعنى جامعة الزهرا3ماس حاصل نماييد. شماره تماس 2925111ـ 0251يا مى توانيد به آدرس قم ـ بلوار امين جامعة الزهرا بخش پذيرش مكاتبه نموده و خواستهء خود را مطرح كنيد.
کد سوال : 50241
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا علما در حرمت تراشيدن ريش اختلاف دارند؟ توضيح دهيد.
پاسخ : درخصوص حكم تراشيدن ريش، فقها دو نظريه عمده ارايه نمودهاند: 1 - بنابر نظريه اول، تراشيدن ريش بنابر احتياط واجد جايز نيست؛(1) يعنى چه موهاى چانه باشد و چه غير چانه. حضرت امام خمينى (ره)، حضرت آيت الله فاضل لنكرانى و برخى فقها اين نظريه را قبول دارند.2 - بنابر نظريه دوم، احتياط واجب آن است كه ربع صورتى را كه چانه در آن واقع شده است، نتراشند و از تراشيدن ريش چانه و اطراف آن اجتناب شود. تراشيدن ريش در غير چانه مانعى ندارد.(2)
کد سوال : 50242
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه لزومى دارد صيغه عقد به زبان عربى باشد؟ آيا صيغه چى. ى غيرا. توافق طرفين است؟ اگر دو نفر توافق كنند كه با هم ازدواج كنند( دائم يا موقت) كفايت نمىكند؟
پاسخ : براى تحقق عقد جدا از شرايط بلوغ و عقل، بايد طرفين رضايت به اين عقد داشته باشند و صيغه خوانده شود. برخى از فقها(1) معتقدند صيغه بايد به عربى صحيح خوانده شود. عده ديگر از فقها(2) بنابراحتياط مستحب صيغه عقد را عربى مىدانند و ترجمه صيغه عقد را به فارسى مجزى مىدانند. صرفاً تراضى طرفين جهت تحقق عقد كفايت نمىكند و بايد صيغه انشا شود تا عقد محقق شود.پىنوشتها:1 - توضيح المسائل مراجع، ص 384.
کد سوال : 50243
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : درخصوص جمله "انا قتيل العبرات" توضيح دهيد. آيا مستند است؟
پاسخ : "انا قتيل العبرات" (1) روايت از امام حسين(ع) است كه فرمود: "من كشته اشكها هستم". از اين رو كشته اشكها از لقبهاى سيد الشهدا است. در حديث ديگرى فرمود: "انا قتيل العبره، لا يذكرنى مؤمن الا استعبر؛ (2) من كشته اشكم. هيچ مؤمنى مرا ياد نمىكند مگر آن كه اشك به چشمانش مىآيد". اين صفت در زيارتنامهها هم براى حضرت به كار رفته و معتبر است.پىنوشتها:1 - محدث قمى، منتهى الامال، ص 538.2 - شيخ صدوق، امالى، ص 118.