بسم رب الحسین
خب دوستان تا الان دلایل زیادی رو اوردند و من هم متعاقبا به همیچنین !
نظر دوستان بر حکم ولایت فقیه و مراد از ان احکام اداره حکومت و کشور و مخصوصا جنبه های سیاسی ، است . هر چند منتظر شدیم امثال خانم ماندگاری یا شجاعتی عزیز که کاش الان در بینمون میبود، بیایند و صحبتای خودشون رو بفرمایند اما نیومدند و تنها جناب هادی رو مزاحمشون میشیم در این باب .
اما جناب هادی عزیز ؛ شما براساس برخی علما و مجتهدین تلاش در اثبات ولایت فقیه در اسلام رو دارید ،
اما """ولایت مطلقه فقیه""" اثبات شده نیست. نه بر اساس نظرات شخصی مثل من بلکه بر اساس نظرات بزرگان عالم تشیع .
جدای از فتواهای امثال آیه الله وحید خراسانی و آیه الله سیستانی که نمونه هاش رو دیدیم و همچنین آیه الله صانعی که حکم اجتهادشان ثابت شده است ،
بنده فتواهای دیگر بزرگان رو بعضا پیدا کردم که دوست داشتم بیان کنم و نظرات دوستان رو هم در موردش بشنویم
ابتدا نظر ایه الله خوئی (ره) :
(جناب هادی عین متن عربی به همراه ترجمه اش رو میذارم . هرچند شما نیازی به ترجمه دیگه ندارید)
"" أن الولایة لم تثبت للفقیه فی عصر الغیبة بدلیل وإنما هی مختصة بالنبی والأئمة (علیهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروایات أمران : نفوذ قضائه وحجیة فتواه ، ولیس له التصرف فی مال القصّر أو غیره مما هو من شؤون الولایة إلاّ فی الأمر الحِسبی فإن الفقیه له الولایة فی ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكیله وانعزال وكیله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتیقن لعدم جواز التصرف فی مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بیعه لمال القصّر أو الغیّب أو تزویجه فی حق الصغیر أو الصغیرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبیة ولم یكن بدّ من وقوعها فی الخارج كشف ذلك كشفاً قطعیاً عن رضى المالك الحقیقی وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقیقة ، والقدر المتیقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقیقی ، هو الفقیه الجامع للشرائط فالثابت للفقیه جواز التصرف دون الولایة ""
ترجمه:
""ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمیشود. «ولایت» تنها به پیامبر(ص) و ائمه(علیهم السلام) اختصاص دارد. آنچه از روایات برای فقها، اثبات میشود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوایشان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون «ولایت» است ـ ندارند مگر در امور حسبیه و فقها در این محدوده «ولایت» دارند، اما نه به معنای ادعا شده [یعنی نه به معنای ولایت] بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش ... بنابراین، آنچه برای فقیه، ثابت میباشد «جواز تصرف» است، نه «ولایت». ""
منبع ، سایت رسمی آیه الله خوئی:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
...ادامه دارد...