• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 7224)
چهارشنبه 27/6/1387 - 15:35 -0 تشکر 58454
غریب كوفه

 


امام علی ( ع ) فرمود : روزه ی قلب بهتر از روزه ی زبان است و روزه ی زبان بهتر از روزه ی شكم است . غرر الحكم ج 1 ص 417 ح 80

شهادت حضرت علی (ع ) بر همگان تسلیت باد

 

در این تایپیك قصد دارم با یاری دادن شما دوستان گرامی در باره ی فضائل و اخلاق های این امام بزرگوار بنویسم.

 

دوشنبه 1/7/1387 - 18:19 - 0 تشکر 59741

 داستان ابن عبّاس و تحقق پیش بینى على (ع )
مورد دیگر اینكه : حضرت على (علیه السلام ) در محلّ ((ذى قار)) (نزدیك بصره ) نشسته بود و از مردم براى (جنگ با ناكثین ) بیعت مى گرفت ، به آنان فرمود:((از جانب كوفه هزار نفر - نه یك نفر كم و نه یك نفر زیاد - به سوى شما مى آیند و با من تا پاى ایثار جان ، بیعت مى كنند)).
((ابن عباس )) مى گوید: من از این خبر، پریشان شدم و ترسیدم كه مبادا یك نفر از هزار نفر كم یا زیاد گردد، آنگاه موجب شك و تردید و دهن كجى منافقین شود (كه بگویند دیدى على (علیه السلام ) دروغ گفت ) همچنان اندوهگین بودم ، كم كم جمعیّتى از جانب كوفه آمدند آنان را شمردم 999 نفر بودند، دیگر كسى نیامد، با خود گفتم :(اِنّا للّهِِ وَاِنّااِلَیْهِ راجِعُونَ ) سخن على (علیه السلام ) را چگونه باید توجیه كرد، همچنان در فكر فرو رفته بودم ، ناگهان شخصى را دیدم كه از جانب كوفه مى آید، وقتى نزدیك آمد، دیدم لباس موئین پوشیده و شمشیر، سپر و آفتابه به همراه دارد، به حضور امیرمؤ منان على ( علیه السلام ) رفت و عرض كرد:((دستت را دراز كن تا با تو بیعت كنم ))
.
على (علیه السلام ) فرمود:
((براى چه هدفى بیعت كنى ؟))
.
او گفت :
((بیعت با تو كنم كه پیرو و گوش به فرمان تو باشم و در ركاب تو تا ایثار جان با دشمن بجنگم و در این راستا بمیرم و یا خداوند پیروزى را نصیب تو كند))
.
امام على (علیه السلام ) به او فرمود:
((نامت چیست ؟))
.
او عرض كرد:
((من اویس هستم ))
.
- به راستى تو اویس قرنى هستى ؟.
- آرى .
(126)
امام على (علیه السلام ) فرمود:
((اَللّهُ اَكْبَرُ! حبیبم رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به من خبر داد كه من مردى از اُمّتش را ملاقات مى كنم كه ((اویس قرنى )) نام دارد، او از افراد حزب اللّه است و از حزب رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى باشد، مرگش قرین شهادت است و از شفاعت او (در قیامت ) جمعیّتى به تعداد نفرات دو قبیله (بزرگ ) ربیعه و مُضّر، وارد بهشت مى شوند))
.
((ابن عبّاس )) مى گوید:((سوگند به خدا! شادمان شدم و اندوهم در مورد هزار نفر (كه كم و زیاد نشود) برطرف شد)).

دوشنبه 1/7/1387 - 18:19 - 0 تشکر 59742

 داستان ابن عبّاس و تحقق پیش بینى على (ع )
مورد دیگر اینكه : حضرت على (علیه السلام ) در محلّ ((ذى قار)) (نزدیك بصره ) نشسته بود و از مردم براى (جنگ با ناكثین ) بیعت مى گرفت ، به آنان فرمود:((از جانب كوفه هزار نفر - نه یك نفر كم و نه یك نفر زیاد - به سوى شما مى آیند و با من تا پاى ایثار جان ، بیعت مى كنند)).
((ابن عباس )) مى گوید: من از این خبر، پریشان شدم و ترسیدم كه مبادا یك نفر از هزار نفر كم یا زیاد گردد، آنگاه موجب شك و تردید و دهن كجى منافقین شود (كه بگویند دیدى على (علیه السلام ) دروغ گفت ) همچنان اندوهگین بودم ، كم كم جمعیّتى از جانب كوفه آمدند آنان را شمردم 999 نفر بودند، دیگر كسى نیامد، با خود گفتم :(اِنّا للّهِِ وَاِنّااِلَیْهِ راجِعُونَ ) سخن على (علیه السلام ) را چگونه باید توجیه كرد، همچنان در فكر فرو رفته بودم ، ناگهان شخصى را دیدم كه از جانب كوفه مى آید، وقتى نزدیك آمد، دیدم لباس موئین پوشیده و شمشیر، سپر و آفتابه به همراه دارد، به حضور امیرمؤ منان على ( علیه السلام ) رفت و عرض كرد:((دستت را دراز كن تا با تو بیعت كنم ))
.
على (علیه السلام ) فرمود:
((براى چه هدفى بیعت كنى ؟))
.
او گفت :
((بیعت با تو كنم كه پیرو و گوش به فرمان تو باشم و در ركاب تو تا ایثار جان با دشمن بجنگم و در این راستا بمیرم و یا خداوند پیروزى را نصیب تو كند))
.
امام على (علیه السلام ) به او فرمود:
((نامت چیست ؟))
.
او عرض كرد:
((من اویس هستم ))
.
- به راستى تو اویس قرنى هستى ؟.
- آرى .
(126)
امام على (علیه السلام ) فرمود:
((اَللّهُ اَكْبَرُ! حبیبم رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به من خبر داد كه من مردى از اُمّتش را ملاقات مى كنم كه ((اویس قرنى )) نام دارد، او از افراد حزب اللّه است و از حزب رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى باشد، مرگش قرین شهادت است و از شفاعت او (در قیامت ) جمعیّتى به تعداد نفرات دو قبیله (بزرگ ) ربیعه و مُضّر، وارد بهشت مى شوند))
.
((ابن عبّاس )) مى گوید:((سوگند به خدا! شادمان شدم و اندوهم در مورد هزار نفر (كه كم و زیاد نشود) برطرف شد)).

دوشنبه 1/7/1387 - 18:19 - 0 تشکر 59743

از جا كندن دَر عظیم خیبر
یكى از كارهاى عجیب على (علیه السلام ) كه روایات بى شمار در نقل آن آمده و همه علما و دانشمندان از سنّى و شیعه آن را پذیرفته اند داستان از جا كندن درِ عظیم ((قلعه خیبر)) (در ماجراى جنگ خیبر در سال هفتم هجرت ) توسّط امیرمؤ منان على (علیه السلام ) است ، درى كه به قدرى سنگین بود كه كمتر از پنجاه نفر كسى توانایى جا به جایى آن را نداشت ، ولى على (علیه السلام ) به تنهایى آن را از جا كند و به كنار انداخت .
عبداللّه پسر احمد بن حنبل به سند خود از جابر بن عبداللّه انصارى نقل كرده كه :
((پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در جنگ خیبر، پرچم بزرگ جنگ را به على (علیه السلام ) داد، پس از آنكه براى او دعا كرد، على (علیه السلام ) شتابان به سوى قلعه خیبر روانه شد، یاران مى گفتند:((مدارا كن )) (كه به تو برسیم ) تا اینكه آن حضرت به قلعه رسید و در عظیم آن را با دست خود از جا كند و به كنار انداخت ، سپس هفتاد نفر از ما همزور شدیم تا آن در را از زمین برگردانیم و كوشش فراوان براى این كار كردیم ))
.
و این توان و قدرت فوق العاده از ویژگیهاى على (علیه السلام ) بود و هیچ كس نبود كه مانند او باشد و چنین كار دشوارى را انجام دهد، خداوند او را به این ویژگى اختصاص ‍ داد و آن را نشانه و معجزه او ساخت .

سه شنبه 2/7/1387 - 8:5 - 0 تشکر 59890

سلام

الحمد لله الذی اکرمنی بک ایها الشهر المبارک

سلام بر شب قدر و سلام بر امام شب قدر

*******

جلوگیری از دو بار قصاص

مردی مرد دیگری را كشت ، برادر مقتول قاتل را نزد عمر برد، عمر به وی دستور داد قاتل را بكشند، برادر مقتول قاتل را به قدری زد كه یقین كرد او را كشته است . اولیای قاتل او را برداشته به خانه بردند و چون رمقی در بدن داشت به معالجه اش پرداختند و پس از مدتی حالش خوب شد. برادر مقتول چون قاتل را دید دوباره او را گرفت و گفت : تو قاتل برادر من هستی باید تو را بكشم ، مرد فریاد برآورد تو یك بار مرا كشته ای و حقی بر من نداری . مجددا نزاع را به نزد عمر بردند، عمر دستور داد قاتل را بكشند، ولی نزاع ادامه یافت تا این كه به نزد حضرت امیر علیه السلام رفته و از او داوری خواستند. علی علیه السلام به قاتل فرمود: شتاب مكن ، و خود آن حضرت به نزد عمر رفت و به وی فرمود: حكمی كه درباره آنان گفته ای صحیح نیست . عمر گفت : پس حكمشان چیست ؟ علی علیه السلام : ابتدا قاتل شكنجه هایی را كه برادر مقتول بر او وارد ساخته از او قصاص می گیرد و آنگاه برادر مقتول می تواند او را بكشد. برادر مقتول با خود فكری كرد كه در این صورت جانش در معرض خطر است پس از كشتن او صرف نظر كرد. و همین خبر را ابن شهر آشوب در مناقب با اندك اختلافی نقل كرده و در آخر آن می گوید: عمر دست به دعا برداشت و گفت : سپاس خدای را، یا اباالحسن ! شما خاندان رحمتید، و آنگاه گفت : اگر علی نبود عمر هلاك می شد.

محمد تستری- قضاوتهای امیر المومنین(ع)

اللهم عجل لولیک الفرج

ماندگار باشید

یا حق

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

سه شنبه 2/7/1387 - 13:34 - 0 تشکر 59947

عاقبت قاتل امیرالمؤ منین على علیه السلام

در جلد هشتم بحارالانوار كه در احوال حضرت امیر المؤ منین على علیه السلام است .
روایت كرده كه از راهبى كه مسلمان شده بود، سبب مسلمانى او را سوال كردند در جواب گفت
:
روزى مرغى را دیدم در بالاى سنگى فرود آمد و ربع انسانى را قى كرد و رفت و دوباره آمد و ربع دیگرش را قى كرد و رفت دفعه سوم آمد و ربع سومش را قى كرد و رفت چون مراجعت نمود، ربع چهارمش را قى كرد و رفت دیدم كه آن ربع چهارگانه به انسان كاملى تبدیل شد
.
باز همان مرغ آمد چهار مرتبه و در هر مرتبه آن آدم را بلع نموده و رفت و روز دیگر نیز آن مرغ چهار مرتبه آمد و به قرار اولى معمول داشت آن راهب مى گوید
:
كه پیش از آمدن مرغ من از آن شخص سوال نمودم تو كیستى و این چه حكایت است ؟ در جواب گفت : من قاتل امیرالمؤ منین على علیه السلام هستم ، از روزى كه مرا كشته اند عذاب من این است كه دیدى

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

سه شنبه 2/7/1387 - 13:34 - 0 تشکر 59948

كرامت حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام

مرویست كه روز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در مسجد كوفه به جماعت مسجد فرمود: كه هر كس كه ما را و اولاد ما و اهل بیت ما را دوست مى دارد، برپا خیزد، همه جماعت برپا ایستادند مگر یك نفر زن پیرى كه بلند نشد، پس حضرت به آن زن فرمود: مگر تو، و اولاد ما را دوست نمى دارى ؟ كه برپا نایستادى ؟
عرض كرد: فدایت شوم من نیز تو را و اهل بیت تو را با جان دل دوست مى دارم ، حتى این كه پسر مرا در محبت و دوستدارى تو معاویة بن ابى سفیان مدتى است كه محبوس نموده و از غم فراغش دلم چنان سوخته ، و غصه و اندوهش مرا به مرتبه بى قرارى و بى اختیارى نموده كه صبر و توانائیم از دست رفت حالت بر پا شدن ندارم ، معذورم فرما!
آنحضرت فرمود: اگر من الساعة در همین مسجد فرزند تو را به تو برسانم چه میكنى ؟ عرض كرد: جان و فرزند خود را فداى دو نور دیده تو حسن و حسین علیهم السلام مى كنم پس آنحضرت به مصداق السلام على یدالله الباسطة و عین الله الناظرة دست یداللهى خود را در پیش چشم جماعت دراز كرد، دست و بازوى فرزندش را گرفته به نزد مادرش به زمین گذاشت ، چون آن ضعیفه ، فرزند خود را نزد خود دید دو دست خود را به گردن فرزندش حمایل نمود، چون خواست جوانش را به آغوش كشیده و به رویش بوسه زند! پسر گفت : اى مادر! دستهایت را از گردنم بردار به جهت اینكه معاویه امر نموده بود، در مدت محبوسى زنجیرى به گردنم افكنده بودند، و زنجیر گردنم را مجروح نموده دستهایت جراحت گردنم را به سوزش آورده و ناراحت مى شوم .
در میان سخن ضعیفه به شدت گریه نمود، و از گریه اش آن حضرت نیز به گریه درآمد یكى از حضار عرض كرد پدر و مادرم به فدایت تو چرا گریستى ؟ فرمود: به خاطر آوردم حالت لیلا مادرم على اكبر را در روز عاشورا

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

سه شنبه 2/7/1387 - 16:59 - 0 تشکر 59998

*به نام مهربان پروردگارم*

سلام

علی (ع) کار را تفریح می دانست

تفریح او را  ,  مسافرت ,کمک به دیگران ,تحصیل و تدریس ,  سرودن ,  نوشتن ,

 حفظ و قرائت قران ,  مباحثه  ,  نگریستن به طبیعت و ورزش تشکیل می داد .

پرداختن به ورزشهای شمشیر بازی ,  پرتاب نیزه ,  اسب سواری ,  کشتی ,

 وزنه برداری و شرکت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است

چقدر جالب بوده است ! احتمالا به دلیل همین دیدگاه امیرالمومنیننسبت به تفریح

و زندگی بوده است که اگر سرتاسر زندگی شان را مرور کنیم ,

لحظه ای توقف و سکون در ان نمی یابیم. گویی حتی یک لحظه هم با لحظه قبلی اش

مشابه نبوده است و درست بدلیل همین دیدگاه بود که شوخی و خنده هم

در سیره مولای متقیان شکل دیگری داشت

موید باشید

جانشین انجمن قرآن و عترت

anjoman.qoran@tebyan.org

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
چهارشنبه 3/7/1387 - 18:16 - 0 تشکر 60247

كرامت حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام

مرویست كه روز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در مسجد كوفه به جماعت مسجد فرمود: كه هر كس كه ما را و اولاد ما و اهل بیت ما را دوست مى دارد، برپا خیزد، همه جماعت برپا ایستادند مگر یك نفر زن پیرى كه بلند نشد، پس حضرت به آن زن فرمود: مگر تو، و اولاد ما را دوست نمى دارى ؟ كه برپا نایستادى ؟
عرض كرد: فدایت شوم من نیز تو را و اهل بیت تو را با جان دل دوست مى دارم ، حتى این كه پسر مرا در محبت و دوستدارى تو معاویة بن ابى سفیان مدتى است كه محبوس نموده و از غم فراغش دلم چنان سوخته ، و غصه و اندوهش مرا به مرتبه بى قرارى و بى اختیارى نموده كه صبر و توانائیم از دست رفت حالت بر پا شدن ندارم ، معذورم فرما!
آنحضرت فرمود: اگر من الساعة در همین مسجد فرزند تو را به تو برسانم چه میكنى ؟ عرض كرد: جان و فرزند خود را فداى دو نور دیده تو حسن و حسین علیهم السلام مى كنم پس آنحضرت به مصداق السلام على یدالله الباسطة و عین الله الناظرة دست یداللهى خود را در پیش چشم جماعت دراز كرد، دست و بازوى فرزندش را گرفته به نزد مادرش به زمین گذاشت ، چون آن ضعیفه ، فرزند خود را نزد خود دید دو دست خود را به گردن فرزندش حمایل نمود، چون خواست جوانش را به آغوش كشیده و به رویش بوسه زند! پسر گفت : اى مادر! دستهایت را از گردنم بردار به جهت اینكه معاویه امر نموده بود، در مدت محبوسى زنجیرى به گردنم افكنده بودند، و زنجیر گردنم را مجروح نموده دستهایت جراحت گردنم را به سوزش آورده و ناراحت مى شوم .
در میان سخن ضعیفه به شدت گریه نمود، و از گریه اش آن حضرت نیز به گریه درآمد یكى از حضار عرض كرد پدر و مادرم به فدایت تو چرا گریستى ؟ فرمود: به خاطر آوردم حالت لیلا مادرم على اكبر را در روز عاشورا

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

چهارشنبه 3/7/1387 - 18:18 - 0 تشکر 60248

گواهى دادن آب فرات به ولایت على علیه السلام

روایت شده وقتى حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام از جنگ صفین و وقایع آن سرزمین فارغ گردید با اصحاب و احباب در كنار فرات ایستاده و خطاب به آن فرمود: (( من انا)) آب فرات به موج و اضطراب و لرزش ‍ درآمده و موجهاى آبش بلند گردید، و جماعت لشكر ملاحظه اوضاع فرات نموده متوجه بودند، كه ناگاه جمیع حاضرین شنیدند كه آب فرات به بیان افصح و ابلغ گفت


اشهد ان لا اله اله الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان امیرالمؤ منین علیا ولى الله و حجة الله على خلقه


و فرات همان نهریست كه در مهر و صداق فاطمه زهرا علیهما السلام داخل شده و مال مطلق آن مخدره بود و به همه كس بلكه بر حیوانات صحراها و پرندگان مباح و حلال بوده

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

پنج شنبه 4/7/1387 - 10:42 - 0 تشکر 60393

سلام

الحمد لله الذی اکرمنی بک ایها الشهر المبارک

*******

حق بازنشستگی برای پیرمرد نصرانی

مردی نصرانی که جوانی خود را به کار و تلاش گذرانده بود، و کور و فقیر شده با کمال درماندگی در کنار خیابان گدایی می‌کرد، و مردم از روی ترحّم چیزی به او می‌دادند.

روزی امیرالمومنین علی علیه‌السلام از آنجا عبور می‌کرد و او را دید و از حال او پرسید.

گفتند: پیرمرد نصرانی است که از روی پیری و کوری، گدایی می‌کند.

امام علی علیه‌السلام فرمود:

استعملتموه حتّی اذا کبر و عجز منعتموه؟

در روزگار جوانی و سلامت، او را به کار گرفتید، و اکنون که پیر و کور شده او را از حق خویش محروم ساخته به حال خود رها کرده‌اید؟

بر حکومت است که تا او زنده است مخارج زندگی او را تامین کند.

سپس به مسئول بیت‌المال دستور داد:

انفقوا علیه من بیت‌المال؛ از بیت‌المال مسلمین او را اداره کنید.

اللهم عجل لولیک الفرج

ماندگار باشید

یا حق

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.