| رسول جون ممنونم از سرعت عمل بالات، فقط من قبلش یه توضیح کوچولو در مورد رسول عزیز بدم که ایشون واقعا از نظر تجربیات و دانش در حد خوبی قرار دارن، دوستان واقعا می تونن با سوالاتشون چیزهای بسیار خوبی رو از ایشون یاد بگیرن، به شخصه خیلی چیز میز ازشون یاد گرفتم |
خواهش می کنم. ای بابا حالا این دفه تو با کی کار داری مهدی.
| خب رسول خان باشه قبول انفجار رو بی خیال میشم ولی دیگه کاریت نباشه که آبپز یا کباب شدنت رو!!! من میخوام از تو آبپز شی از بیرون کباب، به به کباب رسول همراه با نوشابا و نون اضافه!!! |
باشه چون تو میگی. فقط یه جوری درستم کن که استخونامم ترد بشه.
راستی مهدی روشور داری.
| رسول جون گفتی اون چیزا که خارقالعاده نیست منظورت چیه یعنی از اون باور نکردنیتر هم وجود داره؟؟ |
تا دلت بخواد تو این دنیا چیزای باورنکردنی تری وجود داره. البته از نظر بعضی ها خرافاته ولی حقیقت داره.
| چطور تو اونا رو باور کردی؟ |
خب قبول بعضی هاش برام خیلی سخت بود. بضی هاشم که یه جورایی بهم الهام می شد.
| وقتی به این باور رسیدی نترسیدی جامعه به خاطر این اندیشت طردت کنن؟ |
به تنها چیزی که فکر نمی کردم همین بود. برای من رسیدن به هدفم از این چیزا مهمتره.
| تا حالا مگه روحت رو از بدنت خارج کردی؟ اونوقت اگه آره به کجا فرستادیش؟ |
بله ، ولی خیلی سخت بود و انرژی زیادی ازم می گرفت. جای دوری نفرستادمش. همین دور و برا بود. تو کهکشان بغلی.
| چند تا از کارهایی که تو زندگی یاد گرفتی و بهشون افتخار میکنی؟ |
آرامشم ، صبرم ، ایمانم و موسیقی.
| چند تا از خصلتهای بد رسول رو برام بگو. (در صورت وجود) |
مگه شما تا حالا انسان بی عیب دیدید؟ زود دل می بندم.
| یکی از خاطرات ملس سربازیت رو برامون بگو؟ |
از سربازیم خاطره ای ندارم. فقط برام یه جورایی کسب تجربه بود که آدمای رو که قط حرف می زنن بشناسم.
| گفتی بچه بودنی شر بودی!! شر بودنت رو برامون تعریف کن. |
گفتم که کمی شر. خب همسا یه ها از دستمون عاصی بودن. زنگ می زدیم در می رفتیم و از این جور کارای بچه گانه.
| بخوای از ورزش ایروبیک یه چیزی بگی که همه چیزشو گفته باشی تو یه خط اونو برام بگو. |
البته قبل از این بگم که ایروبیک تو مراحل پیشرفتش همون رقصه.
تحرک ، نشاط ، سرزندگی ، شادی.
| هدفت رو از زندگی گفتی، چقدر احساس میکنی بهش رسیدی، کجای مسیری الآن؟ |
خب هدف من یه چیزه نامحدوده ، پس هر چی برم بازم جا داره. برام رضایت بخش بوده. کجا بودن برام مهم نیست مهم اینه که دارم مسیرمو درست می رم. به خاطر همین هر جا که وایسم اونجا می تونه مقصد باشه.
| رسول چه استعدادهایی تو خودش میبینه و چقدر به استعدادهاش رسیدگی کرده؟ |
خب من استعدادهای زیادی دارم. موسیقی ، ورزش ، آشپزی و ... تا اونجایی که تونستم بهشون رسیدم. اگه ببینم در یه زمینه استعدادم خوبه می رم دنبالش تا اونو کسب کنم.
| رسول کتاب میخونی؟ چه جور کتابایی؟ چند تا کتاب که روت خیلی تاثیر گذاشتن رو برامون نام ببر. |
من یه کتاب خورم. کتابای مدیریتی و روانشناسی و فلسفی.
4 اثر از فلورانس اسکاول شین ، جاناتان ، مرغ دریایی ، 13 اشتباه مهلک مدیران ، مسافر کوچولو و ... هر کتابی بالاخره تاپیرات خودشو داره.
ولی یه کتاب که تمام زندگی منو تغییر داد و اونو به مسیر درستی راهنمایی کرد جوآن فالون هستش.
| رسول چقدر خودتو شناختی؟ اصلا خود شناسی چقدر میتونه در زندگی آدم مفید باشه؟ خودشناسی سخته یا اسون؟ |
99/99 درصد خودمو شناختم. خیلی تو زندگی تاثیر داره. یه جور جهت دهی به زندگیه و اونو پر معنا می کنه. بستگی داره به چه دیدی نگاش کنی. گاهی تلخه گاهی شیرین.
| میگن فرشته روزهشو با گریه افطار میکنه تو باچی افطار میکنی؟؟ |
با خرما و چایی | میگن دنیا دو روز!! تو چی میگی؟ |
میگم دنیا هر چند روز که باشه مهم نیست مهم اینه تو همین چند روز درست و صحیح زندگی کنی. | میگن زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق؟ تو چی میگی؟ |
من میگم زندگی یعنی رشد کردن با ریشه هایی از جنس عشق | رسول تا حالا شده دختری و یا پسری رو ببنی که داره ادامس میفروشه، اون موقع چه حسی داشتی،به حست چه پاسخی دادی؟ |
آره زیاد دیدم. البته یه کم دلم براشون سوخته ولی خب اینا هم بر طبق کارماشون اومدن تو این زندگی. | اگه یه روز رسول بخواد معروف بشه، اسطوره بشه، دوس داری تو چه چیزی اسطوره و معروف بشی؟ |
موسیقی. دلم یه سنتور نواز خیلی ماهر بشم. البته با علاقه ای و پشتکاری که دارم مطمئنم که میشم. | رسول اگه پولدار شه اخلاقش چه جوری میشه؟ |
تجربش کردم. عوض نمی شم | رسول از نظر ظاهری چه جوری هستی، به خودت میرسی، برای خودت خرج میکنی، همچینی با خودت لارج برخورد میکنی و یا کلا قانعی؟ مثلا تا پیرهنت پاره نشه نمیری چیزی بخری؟ |
کلن تو لباس پوشیدن و ظاهرم متعادلم. نه خیلی قانع و نه خیلی لارج. از هر چیزی که ببینم و ازش خوشم بیاد می خرمش. کلن به خودم اهمیت می دم.