• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 20526)
چهارشنبه 5/4/1387 - 19:41 -0 تشکر 45122
صندلی داغ "impertu_world" مدیر انجمن روباتیک و مکانیک

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

با توجه به قانون نانوشته نیوتن که هر کی خربزه بخوره بازم می‌تونه بخوره ولی در انتها پای لرزشم می‌شینه دوست خوبمون کاربر "impertu_world" به روی صندلی نشستن.

سایر دوستان عزیز می‌تونن با در نظر گرفتن سند معرف انجمن صندلی داغ و اهداف انجمن سوالاتشون رو از ایشون بپرسن.

و آما، در راستای هدف اصلی انجمن مبنی بر شناخت بیشتر خود بر حسب سوالات دوستان، از آقای جهان آرامش می‌خوایم که در انتهای کار، گزارش کاری از صندلی داغ خودشون در اختیارمون بذارن. این خیلی مهمه و لطفاً حتما اجراش کنید.

مجددا از همگیه دوستان خواهشمندم که قبل از زدن هر پست حتما سند معرف رو مطالعه بفرمایند تا خدای ناکرده بعدا شرمنده کسی نشیم، پیشاپیش و پساپس از همکاری همگیتون سپاس‌گزارم، باتشکر.

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم

MCLAREN SUPER CARS

مسئول انجمن صندلی داغ

جانشین انجمن مکانیک و روباتیک

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

جمعه 7/4/1387 - 15:3 - 0 تشکر 45492

سلام
سلام

شما که منو نمیشناسی....اوم اوم

ولی من سوالامو میپرسم

بله نمی شناسم ولی شما بفرمایید. البته همچینم نا آشنا نیستید
چرا یه آدم حساس میشه؟؟؟ یعنی از وقتی به دنیا میاد حساسه تااااااااا شصت هزار سال بعد؟
اگه منظورتون حساس بودن به معنی زودرنج بودنه به خاطر ضعف انسانه.

خب آدم معمولن به چیزایی حساس میشه که یا ازشون میترسه یا براش مهمه. (اینم جنبه دومش)

چرا یه آدم منفی نگر میشه؟اصلا چی میشه که منفی میبینه همه چیو؟

چقدر اتفاقای تو زندگیش تاثیر داره تو این قضیه....

منفی بودن به نطر من یک شیطان که انسان رو از خوب دیدن دور می کنه.

وقتی اون شیطان بیاد تو جلدت ، منفی نگر می شی.

این بستگی داره که چقدر به گذشتش اهمیت بده. اگه اتفاقای گذشته رو فقط به عنوان یه تجربه بدونه می گم که هیچی. ولی اگه همش غصه گذشتشو بخوره تاثیر زیادی داره.

یه جا یکی به یکی دیگه در مورد صداقت اگاهانه و کودکانه گفته بود؟به نظر شما من اگر صداقتی داشتم

اگاهانه بوده یا کودکانه؟

این دوتا مکمل همدیگن. شما از هر دو داشتید.
من چند سالمه؟؟؟سن شناسنامه ای نه ها...
16 ، 17 سال

من کاملا خودمو میشناسم...همه نقاط ضعف و قوت و خلاصه همه چیو در مورد خودم میدونم

پس مشکل این که حل نمیشه ضعف ها یا خیلی سرعتش کنده چیه؟

خب این خودش یه پیشرفت بزرگه که شما خودتونو میشناسید. مشکل اینه که یا از صمیم قلب نمی خوایم یا داریم راه رو اشتباه میریم. بعضی از ضعف ها ریشه خیلی عمیقی دارن (ریشه در گذشته های خیلی دور) و از بین بردنشون وقت میبره ولی نباید بی خیالشونم شد.
چرا همه اینجا میان سوالا بپرس شما رو بشناسن من میام خودمو بشناسم ؟!!!!
برای خودشناسی تنها کسی که می تونه بهتون کمک کنه خودتون هستید. دیگران فقط نقش راهنما رو دارن

نظرتون در مورد این جمله ها چیه: واای ببین من چه ادمیم که تونستم جهان آرامش رو از اون حالت صبورانش در بیارم...ناامید میشویم از خودمان!!!

من هیچ وقت در مورد شما از حالت صبورانم خارج نشدم. هیچ وقت ناامید نشو. ما همیشه وقتی ناامید میشیم که داریم به نتیجه می رسیم.
اگه به یکی 1:30 ساعته زنگ بزنید جواب نده اولین فکری که میاد تو ذهنتون چیه؟
خب شاید بنده خدا کار داشه باشه ، نتونه جواب بده. همین
گفته بودید بدمینتن دوست دارید...باید بگم هوووم من عاشق بدمینتونم...فکر میکنید اگه بازی کنیم کی میبره؟؟؟
برد و باخت مهم نیست. مهم اینه که قشنگ بازی کنی.

یه خواهش هم بکنم...میشه با رنگ های تیره بنویسید؟

متشکرم...

چشم. خواهش میکنم. کلن من فلیکسی بیلیتیم بالاست.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 15:5 - 0 تشکر 45493

امیدوارم قبل من كسی نیاد تا پاسخ 1400 به نام من ثبت بشه !
منم امیدوارم
به به آقای محمدی ! صندلی داغتون مبارك ! چه بی خبر ؟!
ممنون. همچین بی خبره بی خبرم نبود.
ممنون از نمره عالی ئی كه به من دادین . مثل همیشه به من لطف داشتین . ان شاءالله همونایی باشم كه گفتین . ولی خداییش من طنز پردازیم اندازه مورچه ست ! اصلا نمیشه بهش گفت طنز !
خواهش می کنم. مطمئنن هستید. شکسته نفسی نفرمایید. حالا از کدوم مورچه هاست؟

بازم تشكر می كنم

بر می گردییییییییییییییم بعدا جور دیگریییییییییییییییی

براتون تنی مقاوم در برابر صندلی داغ از خدواند منان خواستارم

موفق باشید

خواهش می کنم. منتظر برگشتن جور دیگرتون هستم. مرسی.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 15:6 - 0 تشکر 45494

سلام بسته ی داغ صندلی جناب محمدی رو قراره پرده برداری کنیم . این بسته با بقیه فرق داره ، چون عکاس جسور ما شجاعانه رفته و این عکس رو از هواپیمای شخصی محسن خسرو گرفته .
عکس جالبی شده. ولی خداییش فوتو شاپت اصلن خوب نیست.
یک جملاتی هم آقا رسول هنگامی که بالا بودند می گفتند که خبرنگارمون نوشتند : من بی گناهم ، من جو گیر شدم . من جو گیر شدم . ....
آقا محسن یاد بگیر که تو زندگی با هر چیزی شوخی نکنی. من یه مشکلی با این سریال داشتم این بود که این چیزها رو به مسخرگی گرفته بود.
رسول ، عکاس اسطوره ایمون حاج قلی خان قلی زاده ی اصل  در سال فلان زمانی که حاج فلان بر تخت بودند این عکس را از شما گرفتند که شما خیلی کوچولویید اگر بذاری بذارم حتما میذارم . حالا اجازه میدی ؟ بذارم ...
من خودمم عکس کوچولی هامو ندارم. بذار ببینیم چه کردی.
ممنونم از تو دوست خوبم . خوشم اومد از اینکه شناسم رو دوربین معنی کردی ای ول . من با این همه خلاقیت چی کار کنم رسول تو بگو ...

خواهش می کنم. حالا کجاشو دیدی محسن جان.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 15:9 - 0 تشکر 45495

رسول جون ممنونم از سرعت عمل بالات، فقط من قبلش یه توضیح کوچولو در مورد رسول عزیز بدم که ایشون واقعا از نظر تجربیات و دانش در حد خوبی قرار دارن، دوستان واقعا می تونن با سوالاتشون چیز‌های بسیار خوبی رو از ایشون یاد بگیرن، به شخصه خیلی چیز میز ازشون یاد گرفتم
خواهش می کنم. ای بابا حالا این دفه تو با کی کار داری مهدی.
خب رسول خان باشه قبول انفجار رو بی خیال میشم ولی دیگه کاریت نباشه که آبپز یا کباب شدنت رو!!! من میخوام از تو آبپز شی از بیرون کباب، به به کباب رسول همراه با نوشابا و نون اضافه!!!
باشه چون تو میگی. فقط یه جوری درستم کن که استخونامم ترد بشه.

راستی مهدی روشور داری.

رسول جون گفتی اون چیزا که خارق‌العاده نیست منظورت چیه یعنی از اون باور نکردنی‌تر هم وجود داره؟؟
تا دلت بخواد تو این دنیا چیزای باورنکردنی تری وجود داره. البته از نظر بعضی ها خرافاته ولی حقیقت داره.
چطور تو اونا رو باور کردی؟
خب قبول بعضی هاش برام خیلی سخت بود. بضی هاشم که یه جورایی بهم الهام می شد.
وقتی به این باور رسیدی نترسیدی جامعه به خاطر این اندیشت طردت کنن؟
به تنها چیزی که فکر نمی کردم همین بود. برای من رسیدن به هدفم از این چیزا مهمتره.
تا حالا مگه روحت رو از بدنت خارج کردی؟ اونوقت اگه آره به کجا فرستادیش؟

بله ، ولی خیلی سخت بود و انرژی زیادی ازم می گرفت. جای دوری نفرستادمش. همین دور و برا بود. تو کهکشان بغلی.

چند تا از کارهایی که تو زندگی یاد گرفتی و بهشون افتخار می‌کنی؟

آرامشم ، صبرم ، ایمانم و موسیقی.

چند تا از خصلت‌های بد رسول رو برام بگو. (در صورت وجود)
مگه شما تا حالا انسان بی عیب دیدید؟ زود دل می بندم.
یکی از خاطرات ملس سربازیت رو برامون بگو؟
از سربازیم خاطره ای ندارم. فقط برام یه جورایی کسب تجربه بود که آدمای رو که قط حرف می زنن بشناسم.
گفتی بچه بودنی شر بودی!! شر بودنت رو برامون تعریف کن.
گفتم که کمی شر. خب همسا یه ها از دستمون عاصی بودن. زنگ می زدیم در می رفتیم و از این جور کارای بچه گانه.
بخوای از ورزش ایروبیک یه چیزی بگی که همه چیزشو گفته باشی تو یه خط اونو برام بگو.
البته قبل از این بگم که ایروبیک تو مراحل پیشرفتش همون رقصه.

تحرک ، نشاط ، سرزندگی ، شادی.

هدفت رو از زندگی گفتی، چقدر احساس میکنی بهش رسیدی، کجای مسیری الآن؟
خب هدف من یه چیزه نامحدوده ، پس هر چی برم بازم جا داره. برام رضایت بخش بوده. کجا بودن برام مهم نیست مهم اینه که دارم مسیرمو درست می رم. به خاطر همین هر جا که وایسم اونجا می تونه مقصد باشه.
رسول چه استعداد‌هایی تو خودش می‌بینه و چقدر به استعداد‌هاش رسیدگی کرده؟
خب من استعدادهای زیادی دارم. موسیقی ، ورزش ، آشپزی و ... تا اونجایی که تونستم بهشون رسیدم. اگه ببینم در یه زمینه استعدادم خوبه می رم دنبالش تا اونو کسب کنم.
رسول کتاب می‌خونی؟ چه جور کتابایی؟ چند تا کتاب که روت خیلی تاثیر گذاشتن رو برامون نام ببر.
من یه کتاب خورم. کتابای مدیریتی و روانشناسی و فلسفی.
4 اثر از فلورانس اسکاول شین ، جاناتان ، مرغ دریایی ، 13 اشتباه مهلک مدیران ، مسافر کوچولو و ... هر کتابی بالاخره تاپیرات خودشو داره.
ولی یه کتاب که تمام زندگی منو تغییر داد و اونو به مسیر درستی راهنمایی کرد جوآن فالون هستش.
رسول چقدر خودتو شناختی؟ اصلا خود شناسی چقدر میتونه در زندگی آدم مفید باشه؟ خودشناسی سخته یا اسون؟
99/99 درصد خودمو شناختم. خیلی تو زندگی تاثیر داره. یه جور جهت دهی به زندگیه و اونو پر معنا می کنه. بستگی داره به چه دیدی نگاش کنی. گاهی تلخه گاهی شیرین.

میگن فرشته روزه‌شو با گریه افطار می‌کنه تو باچی افطار می‌کنی؟؟

با خرما و چایی

میگن دنیا دو روز!! تو چی میگی؟

میگم دنیا هر چند روز که باشه مهم نیست مهم اینه تو همین چند روز درست و صحیح زندگی کنی.

میگن زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق؟ تو چی میگی؟

من میگم زندگی یعنی رشد کردن با ریشه هایی از جنس عشق
رسول تا حالا شده دختری و یا پسری رو ببنی که داره ادامس میفروشه، اون موقع چه حسی داشتی،به حست چه پاسخی دادی؟
آره زیاد دیدم. البته یه کم دلم براشون سوخته ولی خب اینا هم بر طبق کارماشون اومدن تو این زندگی.
اگه یه روز رسول بخواد معروف بشه، اسطوره بشه، دوس داری تو چه چیزی اسطوره و معروف بشی؟
موسیقی. دلم یه سنتور نواز خیلی ماهر بشم. البته با علاقه ای و پشتکاری که دارم مطمئنم که میشم.
رسول اگه پولدار شه اخلاقش چه جوری میشه؟
تجربش کردم. عوض نمی شم
رسول از نظر ظاهری چه جوری هستی، به خودت میرسی، برای خودت خرج می‌کنی، همچینی با خودت لارج برخورد می‌کنی و یا کلا قانعی؟ مثلا تا پیرهنت پاره نشه نمیری چیزی بخری؟
کلن تو لباس پوشیدن و ظاهرم متعادلم. نه خیلی قانع و نه خیلی لارج. از هر چیزی که ببینم و ازش خوشم بیاد می خرمش. کلن به خودم اهمیت می دم.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 15:11 - 0 تشکر 45496

با سلام...به به!! ممنون از پاسخ هاتون!! در ضمن! یه چی بین نوشته هاتون خوندم!! جلیقه ی ضد حریق!! چی شنیدم؟؟ عمل بر خلاف مقررات؟؟ نچ نچ نچ.. به جناب مكلارن میسپرمتون تا جریمتون كنه!! نچ نچ نچ.... در ضمن.. ممنون از پاسخ هاتون و به ادامه ی سوالات میپردازیم..
سلام . به خدا من بی گناهم. همش تقصیره دوست نابابه.
" گر نكوبی شیشه ی غم را به سنگ *.*.*.* هفت رنگش میشود هفتاد رنگ "
به نظر من اصلن به شیشه غم کاری نداشته باش. اونو بذار کنار و فقط به شادیهای زندگی توجه کن.
جهان آرامش...
جانم
چه راهی رو برای مقابله با غم و غصه پیشنهاد میكنه به ما!

تنها راهی که خیلی موثره در لحظه زندگی کردنه. شما وقتی در لحظه زندگی کنید ، دیگه هیچ چیزی نمی تونه ناراحتتون کنه.

بهمون میگه كه چطوری هیچ مشكلی رو تو زندگی نمیبینه؟

خب من برای این کار فقط اون لحظه رو نمی بینم. به آینده نگاه می کنم و به تجربه های قبل که چقدر از این جور چیزا برم پیش اومده و با مقاومت و سرسختی تونستم برطرفش کنم. من همه اینها رو یه لطف از طرف خدای خودم می دونم.

راحته غمگین باشه ظاهرا یا شاد؟خنده راحت تره یا گریه؟

من سعی می کنم که هیچ چیزیم ظاهری نباشه و باطنن هم همونطور باشم. خنده یا گریه ، هر دو به وقتش راحته.
چقدر میتونه غم و غصه ی دیگران رو از بین ببره!! برای از بین بردنش از چی استفاده میكنه؟؟ آرامش محض!؟
معمولن با هر کسی که صحبت می کنم بهش آرامش می دم. از آرامش استفاده می کنم ولی نه محض. بعضی وقتا آروم ، بعضی وقتا بلند ولی هر طور که باشه با آرامش درونی همراهه.
"من با خیال خویش.... با خواب های رنگین ... با خنده های دختر دردانه ام بهار.. با آنچه شاعران به بهاران سروده اند... در باغ خشك خاطر خود شاد و سرخوشم..."
بله با هر کدوم از اینها به تنهایی میشه برای همه عمر شاد و سر خوش بود.

با چه چیزایی شاد و سرخوشه؟؟

با خیلی چیزا میشه شاد بود. اگه دقت کنید تمام زندگی پر از شادیه. به نشانه ها توجه کن.

چقدر شادی دیگران براش مهم بوده؟

اونقدر مهمه که وقتی میبینم که دیگران شاد هستن منم شاد میشم. حالا غریبه و آشنا فرقی نمی کنه.

دنیا رو این طور كه هست دوست داره یا نه؟چرا؟

همین طوری که هست دوستش دارم. چون دنیا رو نمی شه تغییر داد. باید خودمونو تغییر بدیم تا دنیامون هم تغییر کنه.

اگه یه چراغ جادویی داشت چه آرزوهایی میكرد؟

اگه یه کم دقت کنید همه ما یه چراغ جادو داریم فقط باید اونو درک کنیم و اون موقست که آرزوهای ما برآورده میشه.آرزویی که من دارم با این چراغ جادوهایی که میگید برآورده نمیشه.
وقتی حسابی شاد و سرخوشه، داره از سر یه چهار راه رد میشه... یه بچه دنبالش میفته و هی میگه... عمو... گل میخری؟؟ عمو.. عمو... یه دسته بخر... عموووو.... چه حسی بهش دست میده؟؟ چی كار میكنه؟؟
خوشحال میشم و ازش میخرم. خب اینم یه جور تقسیم کردن شادیه. ولی آدامس یا فال نمی خرم.

دنیای خیالش چقدر با اینی كه توش هست متفاوته؟

تقریبن تفاوتی نداره.
فعلا همینا... بازم پیشاپیش ممنون از پاسخ هاتون.

خواهش می کنم

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 15:53 - 0 تشکر 45509

سلام
واقعنی که آرزوی سلامتی و خیر و خوشی و البته فعالی دارم برای آقا رسول عزیز… چرا؟ چون میترسم که این طلسم صندلی داغ ایشون رو هم بگیره. آخه تا حالا هرکی نشسته روی این صندلی، بعدش یهویی غیبش زده؛ مثال بخواین، آقا میلاد آبی (آبی بیکران)، یلدا خانوم، روح زنگار زده… از هیچ کدوم هم خبری نیست…
والا منم اخیرا با شما آشنا شدم، اما ظاهرا شما از بروبچ پرسابقه اید، نه؟… من که حدود هفت هشت ماهه که گذرم به انجمن هاست و خدا رو شکر که کمتر از این نشد…
ممنون از امتیاز تپل مپلتون؛ خیلی مرسی… بعنوان اولین سوال؛ اون "پسر خندون" اتفاقی به ذهنتون رسید یا از مطالبم بهش رسیدین؟
و اما سایر طوطوهایی که باید بریزیم تا خوب اذیت بشین…
فرهنگ لغات؛ "شامبوس گامبولی" یعنی چی؟ از کجا اومده و ریشش چیه؟…
بینش؛ بنظرتون کامل شدن انسان توی این دنیاس؟ چرا؟…
روانشاسی؛ احتمالا فکر نمیکنین اسم دیگه اون همه سوال توی ذهنتون همون فضولی باشه؟… هه هه شوخی کردم…
فضولی؛ برای هربار کنکور تقریبا چقد در روز مطالعه داشتین؟ دانشگاه چی قبول شدین (دولتی آزاد پیام جون…) و کجا؟…
فضولی2؛ توی سال 83 درستون رو با چه مدرکی تموم کردین؟…
ادبیات ملل؛ این فالون که گفتین رو بیشتر معرفی کنین و همنطور کتاب جوانش رو…
جغرافیا؛ سربازی رو کجا گذروندین؟…
علم اقتصاد؛ حقوقتون چقده؟(تفره نرین و به این فضولیم جواب بدین)…
نظرسنجی؛ حالا بعد اینهمه فضولی هام، نظرتون رو دوباره در مورد من بگین؛ آیا هنوز هم دارم خوب پیش میرم؟...
کیهان شناسی؛ در مورد اون آدم فضایی ها میخوام بدونم چطور به این نتیجه رسیدین که بمبشون اتمه و کامپیوتر از طرف اونهاست؟ اصلا آدم فضایی رو چطور تعریف میکنین؟
روانشناسی2؛ چرا کودک درونتون دختره؟ و چرا هر وقت بخواد اسمش رو عوض میکنه؟
ماوراء؛ تا حالا تونستین اونطوری که گفتین، روحتون رو از تن خارج کنین؟
هنر؛ موسیقی چی کار میکنین؛ منظورم اینه که چه سازی رو میزنین؟
بینش2؛ گفتین زندگیتون رو به هیچ بهایی نمیدین؛ میخوام بدونم، حتی به ماوراء هستی هم نمیدین؟ به ندونسته هایی و ندیده هایی که کمتر کسی دیده و فهمیدشون؟!
ادبیات ملل2؛ چند جمله قصار قشنگ که قبولشون دارین رو بگین...
...
واما نکته آخری که میخوام بگم باید قول بدین که فحش ندین؛ حداقل فحش بدبد ندین...
از نصب هرگونه آب خوری و امثالهم در محدوده صندلی داغ معذوریم، بشدتاااا... کل فازش به اون تشنگی ایه که باید از داغی این صندلی تحمل کنین، باقیش که لطفی نداره... اصلا شما فکر جیب این آقا مهدی مکلارن رو کردین؟! فکر کردین که آبخوری بذاره باید آب سردکن بذاره و آب سردکنم میون اینهمه داغیه اینجا خوب زود خراب میشه و روز از نو روزی از نو ووووو... اصلا فکر کردین که اگه آقا مهدی میخواست از اینجور خرج ها بکنه، چطوری میخواس مکلارن بخره که سوارش شه؟؟؟ نمیشد دیگه... پس خواهشا خواهش های سخت سخت نکنین...
خوش و شاد و شنگول باشید...
یاحق
مجتبی

در نگاه آنانکه پرواز را نمی فهمند،                                                                        
هرچه اوج بگیری، کوچکتر می شوی...                                         
جمعه 7/4/1387 - 17:12 - 0 تشکر 45524

سلام علیکم

بنده زیاد شما را نمی شناسم براهمین زیاد دو آتیش نمیام فقط چندتا سوال دارم ؟

1) واقعا اگر در زمان امام حسین (ع) بودی او را همیاری می کردی ؟ حالا به فرض جوابتون این بود که الان زمان امام زمان و باید به امام زمان فکر کنید خب چقدر امام زمانتو شناختی و حسی نسبت به ایشون دارید ؟

2) چرا به اینترنت اومدید هدف و انگیزتون رو لطفا بیان کنید ؟

3) اسلام چقدر برات اهمیت داره ؟

4) آیا تا بحال فکر زن گرفتن را کردی ؟

5) بهترین آرزوت چیه ؟

6) بیشتر چه نوع موسیقی گوش می دی ؟

7) بهترین دوستانت در تبیان ؟چرا؟

8) روز مادر چه هدیه به مادرت دادی و روز پدر چه هدیه خواهی داد؟

9) بهترین معلم دوران تحصیلی خودت آیا تا بحال از معلمت کتک خوردی دلیلش چه بود؟

10) خودت را از نظر روحی توصیف کن ؟

با تشکر یونس _ صالحی

http://rahpoyvesal.blogfa.com
جمعه 7/4/1387 - 17:51 - 0 تشکر 45526

سلام
سلام

ممنون از حاج رسول به خاطر اینکه درباره ی بنده نظر دادن سعی میکنم دیگه نامید نشم

واما میریم سراغ سوزاندن
خواهش می کنم. بفرمایید.
اگه اسمون ابی نبود دوس داشتی چه رنگی بود؟
صورتی
به نظرت تو یه اسمونی هستی؟
ما همه آسمونی هستیم ، فقط باید باورش کنیم.
اگه استاد لی هنگجی رو از نزدیک ببینی چیکار میکنی؟
میرم بهشون احترام میزارم و از صحبتاشون استفاده می کنم.
دلت بیشتر واسه کی تنگ میشه؟
واسه کسی تنگ نمی شه چون من هر کسی رو که دوست داشته باشم اونو تو قلب خودم نگه می دارم.
نظرت درباره ی خدا؟
بزرگ تر از اونی هستش که من بخوام در موردش نظر بدم.
تا حالا خدا دعوات کرده یا شده تو باهاش قهر کنی؟
دعوام نکرده ولی نصیحتم کرده. من نه باهاش قهر نکردم.
تو سربازی مربای هویج خوردی ومی خوام بدونم از این نوع مربا خوشت میادیانه به خدا سوالم مسخره بازی نیستو و تخصصیه؟

بله زیاد خوردم. بله خوشمزه بود. مخصوصن وقتی گرسنت هم باشه.

از اول این تاپیک دروغ گفتی؟
نه به هیچ وجه
فداکاریو دوس داری حاضری جونتو واسهه کی فدا کنی ؟

بستگی داره ارزششو داشته باشه یا نه. حاضرم جونمو واسه کسی فدا کنم که ارزش جون منو داشته باشه.

تا حالا شده کودک درونت گریه کنه اصلا اذیتش میکنی؟
اولین بار که دیدمش بله. داشت گریه می کرد. نه من اذیتش نمی کنم.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 17:54 - 0 تشکر 45527

سلام
سلام

خب سوالم میاد چی کار کنم؟

طاقت نمیارم...هه هه
بفرمایید
اگه من الان بگم به من یاد بدید روحمو بفرستم بیرون یعنی همون از تنم خارج کنم یاد میدید؟
اول هدفتو می پرسم و بعدن یاد می دم یا یاد نمی دم.

این عکسه که شما نیستید؟؟؟؟من این لحن محسن خسرو رو نمیفهمم جدیه یا شوخی

گفتم شاید سالهااااااااا پیش این شکلی بودید ناگهان تغییر شکل دادید
این عکس خودمه. این عکس برا پارساله

یادمه اولین باری که اون پسر 17 ساله هه رو گفتید یعنی ویژگیهاشو تا 6 ماه از تعجب هی شاخ در میاوردم

چی باعث شد اون پسره بخواد عوض شه؟
دیگه خسته شده بودم و به بن بست رسیده بودم.

بعد این اراده قوی تو اون پسر از اول بود یا همون خواسته باعث شد ارادش اینجوری قوی بشه

(وای خدایا این قیافه من الان دیدن داره....خیلی باحال و مشتاقه

آخه اون پسر 17 ساله هه رو خیلی تحسین میکنم....بیشتر از الانتون

چون واقعا شاهکاری کرده و جهان ارامشی ساخته اینجوری

خیلییییییییییییییییی باحال بوده جان خودم)
از اون اول بود واینجا دیگه بیشتر شد.

من خیلی سوال دارم...هه هه نمیدونم کدومو بپرسم

هیم نمیخوام به دلایلی بپرسم

چرا سوالای من همش مورد داره...از روح زنگ هم هیچی نتونستم بپرسم

با اینکه کلی سوال داشتم

آخرشم سوالام از شما میمونه
شما هر سوالی داشته باشید من جواب می دم اگه هم نشه جواب داد خوب می گم چرا جواب ندادم.

این آرامش شما واسه چیه؟یعنی از کجا میاد؟یه سری ها که از نظر معنوی خیلی قوین

توکلی دارن که این توکله باعث میشه هیچ وقت حتی یه کوچولو ناامید

خسته مضطرب و...نشه

این آرامش شما دلیلش چیه؟
هم اونی که شما گفتین و هم آگاهی در مورد بضی چیزا که باعث شده اون ایمان خیلی قوی بشه.

حس نمیکنید گاهی خیلی آروم بودن اعصاب طرف مقابلو میریزه بهم؟

دقیقا این آروم بودن شما گاهی باعث شده من کلمو بکوبم به دیوار

چون شده یکی دوبار بدجور انرژی منفی داده بهم...

نه در موردشما فقط هاااا...در مورد کس دیگه هم این اتفاق افتاده

(نمیدونم میتونید مثالی بیارید تو ذهنتون که منظورمو بفهمید یانه...چون من از زدن مثال معذورم!!(
میفهمم که چی میگید. بله زیاد اتفاق افتاده. مثلن تو محل کار قبلیم رییسم از این آرامش و حوصله من اعصابش خورد می شد ولی بعدن متوجه شد که به نفعه خودشه ، چون کارا بهتر پیش میره. خب مطمئنن با آشفتگی هیچ کاری نمیتونه پیشرفتی داشته باشه. ( به جمله امضام دقت کن)

تا حالا شده بخواهید به کسی غیر مستقیم چیزی رو بفهمونید بعد اون نفهمه؟

بعدش چی کار کردید؟؟
زیاد اینکارو کردم و طرف مقابلم هم فهمیده ولی بعضی جاها هم نمی فهمید که دیگه مسقیم و با صراحت بهش می گفتم.

تا حالا دل شکستید؟

چه از نوع خوبش چه از نوع بدش

نوع خوبش اونه که مثلا صلاح کسی رو بهتر از خودش میدونید و کاری رو

برخلاف میل اون میکنید

حتی به قیمت شکستن دلش

بله این تفاق قبلن زیاد میوفتاد ولی الان با حرف طرف مقابلمو قانع می کنم.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

جمعه 7/4/1387 - 17:57 - 0 تشکر 45528

برادر یعنی چی؟
یعنی یه راهنما و یه تکیه گاه محکم.
وظیفه یه برادر در قبال خواهرش چیه؟؟
اونو راهنمایی کنه و براش سنگ صبور باشه و یه دوست صمیمی.
تکیه گاه داشتن خوبه یا بده؟
خوبش خوبه
پشت و پناه با تکیه گاه یا حامی چه فرقی با هم دارن؟
پشت و پناه قویتر از تکیه گاهه. دیدید که می گن خدا پشت و پناهت. چرا نمی گن خدا تکیه گاهت؟

حستون نسبت به این مصرع چیه:

من از بی تکیه گاهی همیشه میترسم
خب بستگی داره تو چه حسی باشی. اگه تنها باشی خب حس ترس داره. ولی اگه محکم باشه حس آرامش.

تنهایی یعنی چی؟

چرا من جون به جونمم کنن احساس تنهایی میکنم؟
یعنی فراموش کردن.
خب این مسئله ایه که به خودتون برمی گرده باید ریششو پیدا کنید.
اعتماد به نفس من چنده؟
از 100 ، 50
یکی بخواد من رو "نصیحت"کنه چی بهش میگید؟
من خیلی موافق نصیحت کردن نیستم. چون در خیلی مواقع اثری نداره. بیشتر درک کردن اون طرف مهمه.

چرا گاهی اوقات سکوت و دخالت نکردن کسی رو به حساب بی اعتناییش و اهمیت نداشتن اون مسئله برای اون شخص میدونیم؟

چون ما همیشه انتظار داریم یکی مخصوصن عزیزانمون یه چیزی بهمون بگن.
چقدر به روابط مجازی اعتقاد دارید؟
این روابط روابط خوبی هستند اگه درست و منطقی کنترل بشن.
چقدر هنرمندید؟؟
خیلی

چرا سنتور؟؟؟چرا گیتار نه....اون سنتی تره ولی گیتار همچین میگن کلاس و اینا داره(ایییییییییی)

صداشم که وجدانی قشنگه
چون سازیه که به مثل خودمه. جهان آرامشه. من به کلاس و این حرفا کاری ندارم. وقتی یه کاری از لحاظ روحی ارضام نمی کنه چرا باید انجامش بدم.

صدامم خوب قشنگ هست ولی نفس برا خوندن ندارم.

اگه یکی بهتون بگه صداتون قشنگه چی بهش میگید؟
می گم مرسی از لطفتون.
میدونستید گلا شد 6 تا؟؟؟
جدی؟ به سلامتی و میمنت. امیدوارم به زودی بشن 8 تا.
چقدر آشپزی بلدید؟؟
من چون در دوران داشجویی مجرد زندگی کردم آشپزی هم بلدم. یعنی کلن خونه داری بلدم.
اسم دختر و پسری که دوست دارید چیه؟
پسر: زکریا و سبحان
دختر: شکیلا
تو خونه چقدر به مامان کمک میکنید؟
قبلنا که هنوز خواهرم ازدواج نکرده بود من فقط زیر سفره ای رو می بردم تو حیاط تمیز می کردم. ولی الان که دیگه تنها فرزند خونه هستم هر کاری که بشه انجام می دم.

من با وجود اینکه همه سوال و جواب ها رو خوندم ممکنه بازم یادم رفته باشه و سوال تکراری پرسیده باشم

شرمنده

شاد باشید
خواهش می کنم. ایراد نداره. مرسی.

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.