با سلان خدمت یلدا خانوم over seaو ندای اسمانی من
من داداش کوچیک شمام و جدیدا تو بحث هایه یلدا شرکت میکنم اما با دیدن اینجور حرفها یکم ناراحت میشم شما انگار وقتی میشینید رو برویه کامپیوتر و میخواید یک چیزی تو تاپیک بنویسید انگار میزنید رو دکمه محبت و لطافت و بدون دیدن حرفهایه عقل و دلتون فقط کلمات و قطعات رو به صرف چینش اونها زیبا دونسته و اینجا مینویسید
ندایه اسمانی من چرا دلت واسه روزی که نیومده تنگ شده در حالی که امروز میتونه قشنگ ترین روز تو باشه روزی که هیچ وقت یادت نمیره ما در تمام سخنان بزرگان داریم که امروز رو باید زندگی کنیم نه در اینده و دیروز امروزتو بساز.چرا تو فقط تبعیز و جنگ ودروغ رو مببینی در هالی که اگه خار نبود گلی هم نبود ایا این جهان زیبایی نداره و فقط خون ریزی کشتار ظلم و غیره توش هست؟این حرفت خیلی ناراحتم کرد(دلم واسه شنیدن صدا هایه اسمانی تنگه)خدا حتما باید بیاد تو گوشت بگه سلام من اینجام تو خدارو تو ادعونی استجب لکم نمیبینی یا تویه افریده هاش ؟تویه یک برک تویه یک کلونی مورچه و... تو خدارو تو چهره یه خودت روبرویه ایینه نمیبینی ؟ایا اسمونی که عرش خدا اونجاست و ما وقت مرد به اونجا میریم شیله پیله داره یعنی ما میریم بین دروغ و دغل
over sea عزیز چرا دلت از دنیایی که خدا افریده میگیره مگه تو توش زیبایی نمیبینی؟همون ادمهایی که نقاب دارن و مثل ادم اهنی هستن نشانه خداست نمیبینی؟نگو نه که ناراحت میشم خدا اونا رو نشون میده که بفهمی چقدر دوست داره که اینجوری سرت نیاورده و گرنه واسه اون فقط یک ارادست چرا دلت تنگیهات واسه اونه شادیهات واسه خودت و اطرافیات و باید بگم که دنیا همیشه دلش با توییه همین که صبح بیدار میشی یک نصیم رو حس میکنی و کلی ادم جدید و چیز هایه جدید میبینی خودش نشانه دنیایه زیباست
اگه بخواین با این جور حرفها دنیارو ببینید هیچ وقت اونو زیبا نمیبینید من دنیامو سراسر خدا و زیبایی میبینم من رشتم شیمیه بزارین چیزیرو که خودم هر روز تو ازمایشگاه و کلاسام میبینم براتون بگم. ات هالا شده با یک دید ریز تر از درس خوندن اتم و ملکول هارو نگاه کنین ؟چرا وقتی دو تا اتم به هم میرسن انرژی بینهایتی تولید میکنن(هم جوشی هسته ای) ایا نمونه اینو بین ادمها سیارات و کهکشانها نمیبینید؟چرا اتمها به هم میچسبند و ماده تو لید میکنن ؟برایه رسیدن به پایداری و ارامش و ازبین بردن نیازشون به الکترون ایا تویه روابط ادمها اینو نمیبینید؟ایا اینها نشانه زیبایی خدایی نیستند؟تویه ریز ترین حرکات اتمها دست خدا به وضوح دیده میشه
اگه دید شما به این دنیا اینه که مینویسید پس یک پرده برزنتی یا کتونی 3لایه با چهارتا عینک سیاه و کلی شیشه کثیف جلو چشماتونه
نمیدونم کدوم شما پسره ولی ما پسرا معمولا تو سن حدود 17 18 یک بار عاشق میشیم منم عاشق شدم و اون طرف منو رها کرد حالا به دلایل موجه خودش همه دوستام و اطرافیانم اینو یک چیز عادی میدیدن و لی من یک موقع وقتی تویه اتاق نشسته بودم و ساز میزدم رفتم تو فکر که این چی بود که من دیدم؟کمی بیشتر بررسی کردم به نتیجه نرسیدم و همونایی رو دیدم که دوستام میدیدن ولی یک بار دیدمو عوظ کردم و اونو زیبایی دیدم و فهمیدم که اون تمثالی از زیبایی بی حد خدا بود که منو مدهوش کرده بود شاعر میگه
سراسر جهان و هرچه در اوست عکس یک پرتوییست از رخ دوست
شاید بگید این پسره داره شعار میده ولی من از اون روز خدا رو تو خیلی جا ها هس میکردم حتی تویه یک تصادف زشت که اخیرا کردم یک مشت ادم عرق خور و یک ادم ....رو سوار ماشینم کردم وقتی اون به در ماشین دست زد حس کردم کخ امشب یک چیزی بخاطر کار اشتباهم میاد وقتی خودم تنها شدم داشتم میرفتم خونه تصادف کردم و ماشینم یک ماه تو تعمیرگاه اوفتاد همه پولامم خرج شو و زیر بار قرض هم رفتم پیامو گرفتم توبه کردم معظرت خواستم و دیگه با اون ادما قطع رابطه کردم با هاشون دعوام شد و دیگه گفتم از اون..... دیگه سوار ماشینم نمیکنم
به عنوان داداش کوچیک شما خواهش میکنم این حرفهایه تجارتی رو فقط بخاط قشتگیشون ننویسید و به خاطر نسپرید ببینید چی میگه ایا واقعا دنیا اینجوریه تو این نوشته ها معمولا یکی تناهست یا یکی غم گینه یا دل تنگه هیچکس خوشحال نیست همه مینالند
دیدتونو به دنیا عوظ کنید یکم دقیق تر نگاه کنی همه جاش زیبایی که ذات خداوند هستو میبینی حتی تو بد ترین لحظه ها یا فجیع ترین قتل ها و جنگ ها و جنایات نشانه هاشو میبینید دیگه از این واضح تر خدا رو نمیشه دید
اگه جایی تند گفتم بزارید به حساب کم سوادیم و نادونیم من داداش کوچیک شمام دوست دارم خودمو معرفی کنم من پدرام هستم و20 سالمه از شیرازم خوشحالم که منو هم تو جمع زیباتون راه بدین ببخشید که روده درازی کردم
داداش کوچیکه شما که عرادتمند افکارودید زیباتون هست