• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 5700)
چهارشنبه 23/2/1388 - 19:32 -0 تشکر 112617
...............

...................

 

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

پنج شنبه 7/3/1388 - 17:49 - 0 تشکر 116944

آقای میلادی...غیبت؟!!

شما باید پدر رو هم درک کنید.هر چی باشه پدر....

مخصوصا اگر تک دختر باشه حساسیت باباها خیلیه....

به هر حال آرزوی وصال براتون دارم...

         عشق در قالب الفاظ نبود ،                    ما به يک حرف تمامش کرديم.

       شربتي را که به هر درد دواست،             نچشيديم و حرامش کرديم.

                                     *التماس دعا*

پنج شنبه 7/3/1388 - 17:52 - 0 تشکر 116945

سلام

دیگه کار من از غیبت و گناه گذشته....

مستبد گفتن غیبت نیست

به رضا خان هم میگفتن مستبد

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

پنج شنبه 7/3/1388 - 18:2 - 0 تشکر 116950

به نام خدا

بازم سلام

ببینید آقای میلادی، حالا که ایشون شما رو با این شرایط قبول نمی کنن (و قرار شد یک طرفه هم فکر نکنیم ها، به هر حال ایشون هم فکر دخترشون هستن، نگرانش هستن)، پس حالا از ایشون فرصت بخواهید.

بگید نظر دخترشون رو بپرسن، اگر اون هم به شما علاقه ای داره، پدرش به شما فرصت بده، تا برید سربازی، و همچنین بقیه ی مسائل رو سر و سامون بدید.

آقای میلادی می دونم چیزهایی که من می گم توی کلمه آسونه و در عمل خیلی خیلی سخت ه، اما به هر حال باید تلاشتون رو بکنید دیگه.

بازم می گم، به این زودی نا امید نشید...

همیشه شاکرش باشیم...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

پنج شنبه 7/3/1388 - 21:21 - 0 تشکر 117003

به نام خدا

دوستان سلامم

در نا امیدی بسی امید است         پایان شب سیه سفید است

این یه واقعیته

امید همه جا هست

اگه یكم توجه كنیم وقتی یه مشكلی از مشكلاتمون حل میشه و بعدش به عقب نگاه می كنمی به خودمون خنده مون میگیره كه چرا من اون زمان اون موقع نا امید بودم!

این مدل اتفاقات برای همه افتاده و مطمئنان شما هم تجربه ش كردید.

پس درجه اول اینه كه ناامید نشید.

درجه دوم در باره عاشق شدنه.

این كه آدم سر یه موضوعی كه به شكست منجر میشه(البته هنوز چیزی مشخص نیست) بگه من دیگه ازدواج نمی كنم! این حرف درست نیست چون باز به زودی (اگه این مشكل حل نشه) همه چیزی دوباره درست میشه و فراموش. پس در مورد این كه دیگه قصد ازدواج ندارید بهتره نظرتون رو عوض كنید.

اما نكته بعدی هم اینكه دوباره

در نا امیدی بسی امید است      پایان شب سیه سفید است.

هنوز اول راهی

چرا نا امید شدی؟

اونم بهاین شدت!

ادامه بده

این نوع رفتار پدر محترم هم از نظر من پسندیده نیست

یعنی ندانسته و نشناخته قضاوت كردن!

حساسیت های بیش از حد گاهی ببلای جان آدم میشه.

اللَّهُــــــــمّے صَــــــلٌے  و سَلّـــــمّے علَےَ مُحمَّــــــــدْ وَ آلِےَ مُحمَّـــــــــدْ و عجِّـــــــلْ فرَجَهُــــــمّے
 
 
پنج شنبه 7/3/1388 - 23:13 - 0 تشکر 117013

بنام خدا

سلام

آقای میلادی

این حرفها چیه میزنید

به قول خانوما خدا کنه جِز جیگر بگیره...

چطوری میتونید تو روی این پدر زن آیندتون نگاه كنید

اگه بعداً بفهمه این حرفها رو پشت سرش زدین میخواین چیكار كنید؟

مطمئن باشین، این جواب پدر دختر، یعنی اینكه اون دختر خانوم به شما علاقه داره و الان تو خونشون سر شما بحث و جدل هستش.

وگرنه اون پدر به شما میگفت:"دخترم شما رو دوست نداره". به همین سادگی.

اما حالا كه گفته: نگرانیش آینده دخترشه و اینو به شما گفته، یعنی الان اون دختر خانوم به خاطر شما داره اونجا باپدرش بحث و جدل میكنه.

من احتمال میدم اون پدر و دختر به این نتیجه رسیدن كه اراده و عشقتون آزمایش بشه. و الان اون خانم منتظر تلاش دوباره شماست.

با نا امید شدن شما ، اون دختر هم نا امید میشه، و حرف پدرش براش ثابت میشه.

شما دوباره برین و بگین هر شرط معقولی بذارن قبول میكنید.

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
جمعه 8/3/1388 - 2:33 - 0 تشکر 117046

با سلام

خب نمیدونم داستان شما الان چیه ولی من به تیتر نگاه کردم و دارم مینویسم منم عاشق بودم ولی بین خودمون بمونه کسی نمیدونه و نمیخوام بدونه آدم که عاشق میشه اول چیزی که به یادش میفته خداست واقعا برای خودم پیش اومده هر وقت عشق شعله ور تر میشه عشق به خدا هم بیشتر میشه تجربه ای هست که خودم تجربه کردم بار ها گفتم اندازه یه مرد 60 سال تجربه دارم با این سن کمم ولی خب بالاخره باید این تجربیات رو از یه جایی کسب کرد یا نه خب منم کسب کردم مشکلات گرچه بود و سختی ها زیاد ولی تجربیات اومد.

عشق تنها نعمت خوبی بود که خدا بهم داده بود من از خدا همینو بیشتر نخواستم که عاشقم کنه همیشه تو فکر عشق بودم نه چیز دیگه زندگی بدون عشق برام اصلا معنایی نداره وقتی مییخوام با همسر آیندم زندگی کنم همسری رو انتخاب میکنم که از درونم دوستش داشته باشم و عاشقش باشم خب عاشق شدن به ظواهر و این بعد مادی نیست برای من اصلا مهم نیست که چی باشه مهم باطن آدمی هست که بزرگان به باطن تاکید کردند وگرنه این ظاهر چیه که براش بخوایم خودمون رو به آب و آتیش بزنیم زندگی توی یه اتاق رو بیشتر از زندگی در یه خونه ی ویلایی بزرگ بدون عشق دوست دارم دوست دارم عاشق باشم ولی پولدار نباشم واقعا وقتی که انسان عاشق میشه هیچی براش مهم نیست اینا رو دیدم که میگم نه اینکه فقط خودم اینطور بودم نه خیلی های دیگه مثله من بودند باهاشون حرف زدم میدونم.

اونایی که ادعای دل شکستگی میکنند اونایی که میگند خیلی تنهاند و کسی رو ندارند یه لحظه فقط یه لحظه خودشون رو جای خدا بزارند ببینند میتونند خدا بشند؟؟؟؟

بارها به این مورد فکر کردم که درست زندگی خیلی خوبه و همه چیز داره ولی اون چی که مهم عشق انسان هست درست هر انسانی میاد میره مهم اینه که چیکار کرده تو طول عمرش!!!!!

نمیخوام زندگیم بدون عشق بره برای چی وقتی که عاشقم چرا بی خود عشق رو به مال و ثروت دنیا بفروشم وقتی که تو عالم خودم زندگی میکنم و دنیا مو زیر رو میکنم چه لزومی به ثروت دارم!!!!!

به اندیشمندان و عالمان دنیا نگاه کنید کمتر میتونی پیدا کنید که عاشق پول باشه همه عشق به یه چیز والا داشتند و یه هدفی که هیچ وقت نمیشه انکارش کرد.

حرفا زیاد هست و این دلم خیلی حرف داره ولی آیا همه چیز رو باید به زبون گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با تشکر آنلاکر

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
جمعه 8/3/1388 - 7:55 - 0 تشکر 117091

به نام خدا

سلام

ببخشیدا جناب vahedmeladi شما انتظار برخورد دیگه ای داشتید؟

خودتون شرایط خودتون رومیدونستید و اونجوری ناراحت بودید چه انتظاری از پدر ایشون دارید؟

کاری که میتونید انجام بدید از اینجا به بعد دو چیزه

1- یه جوری بفهمید نظر قطعی ه اون خانم چیه نسبت شما

و اگر مثبت بود پس با خیال راحت برید سربازی و برگردید

2- از خانوادتون بخواهید با خانوادش صحبت کنن و قضیه رو به بعد از سربازی موکول کنید

فرهاد اینقدر زود نا امید نشداااا

یا حق

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
جمعه 8/3/1388 - 17:31 - 0 تشکر 117184

سلام

آخرین باری که با هم صحبت کردیم بهم گفت من به پدرم میگم من راضی ام ولی اون میگه من خیر و صلاح تو رو میخوام .....نمیخوام تنها بچه ام بدبخت بشه

اگه زن اون پسره بشی دیگه پدرت نیستم

بهم میگه تو بگو من چیکار کنم؟

منم میگم والا منم موندم

آخرش هم گریه کرد....منم همیشه سعی میکردم پیش کسی گریه نکنم ولی منم گریه کردم....اون دستمال کاغذی که بهم داد نیگرداشتم

البته از نظر شرعی میتونیم بدون اجازه پدر عقد کنیم

همه فقها از شهید اول بگیرین تا عصر حاضر فتوا دادن که اگه دختر خودش راضی باشه و پدرش اونو به کفوی او (یعنی من) نده ولایت پدر ساقط میشه

خب من نمیخوام درگیری و جدایی و این مسائل پیش بیاد.....طاقت گریه هاشو ندارم

به جان خودم دو تا دختر از من خواستگاری کردن ....نمیخوام بگم حالا من چه تحفه ای هستم

یعنی میخوام بگم که من تا حالا به هیچ خانمی هیچ حسی نداشتم....عشق رو در ظاهر میدیدم......ولی اون دختر نگاه منو به زندگی عوض کرد

مواظب خودتون باشین که عاشق نشین.....اگر هم دلتون لرزید حال و روز من یادتون بیافته

الان دو روزه چشمم درد میکنه

شاید از فراق یار باشه....شایدم از سینوزیت...

از همه نظرات ممنونم

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

جمعه 8/3/1388 - 20:32 - 0 تشکر 117245

سلام

وحید

شما مشخصاتشو بده به یكی ازین خانمای انجمنی اگه واقعا خواهری گری و ابجیگری دراره میره واست تحقیق

البته اگه دوس داشتی و داوطلبش پیدا میشدفسكی و خودت هم مایل بودی و اگه داوطلبی برای اینكار پیدا شد ولی

با این جوابایی كه من میبینم فقط در حده حرف و سخنه و جوابه اخر هم به شما شلیك شده البته به وسطه قلبفسكی

من میرم برای هر كی بخواد تحقیق میكنم البته خانم نباشه كه اره!!

ولی بعدش نیاید بگید مگه خودمون چلمن بودیم یا ادمشو نداریم كه 

برای خودمون استین بالا بزنیم

این یه حركت انسان دوستانه و انجمن دوستانه و البته دور از والدینانس كه قلمه اخر نظر به خود طرف داره كه ندید بگیره یا نه

موفق

جمعه 8/3/1388 - 22:27 - 0 تشکر 117277

بنام خدا

سلام

البته از نظر شرعی میتونیم بدون اجازه پدر عقد کنیم

دوست عزیز این راه بمونه برای آخرین راه.(اگه دیدین میخوان به زور به یكی دیگه شوهرش بدن).

به خدا توكل كنید

درست میشه

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.