• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50214
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونگى ازدواج با حوريه هاى بهشتى و زاد و ولد در بهشت را توضيح دهيد.
پاسخ : از مهمترين اسباب آرامش خيال و انس و نشاط در زندگى , داشتن همسرى مناسب و از هر لحاظصاحب كمالات است . وجود چنين همسرى در زندگى انسان خواه نسبت به مرد باشد يا زن , مى تواند تحمّل همه ءمشكلات را آسان سازد و به زندگى شادابى و شيرينى و نشاط بخشد.نداشتن چنين همسرى يا داشتن همسرى نامناسب , كافى است كه شهد شيرين زندگى را در كام انسان تلخ كند,هر چند وسائل ديگر از هر نظر آماده باشد.بى جهت نيست كه در قرآن از جمله نعمت ها را بر شمرده : زوّجناهم بحور عين ;(1) ما آن ها را با حور العين تزويج مى كنيم >.حورٌ مقصوراتٌ فى الخيام (2), كانهنّ الياقوت و المرجان ;(3) حورالعين هايى كه در خيمه هاى بهشتى هستند و مانند(پـاورقى 2.الرحمان (55 آيه 72ياقوت و مرجان زيبا مى باشند>.(4)چگونگى تزويج با حور العين و اين كه آيا عقد ازدواج مى خوانند و آيا زاد و ولدى در بهشت هست ؟ در جايى ازقرآن و ساير كتاب ها ذكر نشده است . تزويج با حور العين نتيجهء اعمال خوب انسان است . ظاهراً زاد و ولدى در بهشت نخواهد بود, يا لااقل زاد وولدى شبيه زاد و ولد دنيا نخواهد بود.(پـاورقى 1.دخان (44 آيه 54(پـاورقى 3.همان , آيهء 58(پـاورقى 4.ناصر مكارم شيرازى , پيامبر قرآن , ج 6 ص 259 با تلخيص .
کد سوال : 50215
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا تغيير جنسيت و تبديل به حيوانات و پرندگان به صورت موقّت امكان پذير است ؟
پاسخ : سؤال داراى ابهام است . آيا مراد اين است كه انسان تبديل به حيوان بشود و يا انسان با پيشرفت علم بتواند حيوانى را به حيوان ديگر تبديل بكند. مثلاً سگ را به گربه تبديل كند يا مرد را به زن يا زن را به مرد تبديل كند؟اگر مراد اوّل باشد, تبديل انسان به حيوان به معناى تناسخ و يا تبديل سيرت انسانى به سيرت حيوانى است ; يعنى انسانى ظاهراً انسان است , ولى در باطن خوى و صفات حيوانى دارد. اين را تغيير جنسيت نمى گويند.اگر مراد, معناى دوم باشد كه انسان ها در اثر پيشرفت علم و فناورى (تكنولوژى ) بتوانند كبوترى را تبديل به انسان كنند يا مردى را تبديل به زن يا زنى را تبديل به مردى كنند, بايد بگوييم تبديل حيوان به انسان يا تبديل انسان به حيوان بسيار بعيد است , ول يتبديل مرد به زن يا زن به مرد, به امكان نزديك تر است و از نظر فقهى و شرعى اشكالى ندارد كه مردى را تبديل به زن يا زنى را تبديل به مرد كنند. امام خمينى (ره ) مى فرمايد: .(1)آيت اللّه مكارم فرمود: .(2)(پـاورقى 1.تحريرالوسيله , ج 2 ص 626(پـاورقى 2.استفتائات جديد, ص 470
کد سوال : 50216
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تاريخچهء حجر الاسود را توضيح دهيد.
پاسخ : حجرالاسود سنگى سياه رنگ است كه بر ركن جنوب شرقى كعبه منصوب شده و بوسيدن و لمس آن مستحب است و واجب مى باشد. طواف از محاذى (مقابل ) آن آغاز گردد و به همان جا ختم شود. پيش از اسلام نيزاين سنگ مورد احترام اعراب بود.از امام صادق 7روايت شده است كه ما بين ركن يمانى و ركن حجرالاسود, هفتاد پيامبر كه همه از گرسنگى وسختى مرده اند, مدفونند.(1)از امام باقر7نقل شده كه سه سنگ از بهشت آمده است : حجرالاسود, سنگ مقام ابراهيم و سنگ بنى اسرائيل كه چشمه هاى آب از آن مى جوشيد.(2)از امام صادق 7روايت شده است كه قريش در زمان جاهليت , كعبه را به قصد بازسازى منهدم ساختند...نزديك بود درگيرى و قتل صورت گيرد. پس بر اين اتّفاق كردند كه نخستين كسى كه به مسجد الحرام وارد شود,داورى وى را در اين باره بپذيريم . در اين حال رسول خدا6از در وارد شد و چون سخن آنها را شنيد, دستور دادجامه اى بگستردند و خود, حجر را در آن نهاد و فرمان داد از هر قبيله يك نفر گوشهء جامه را بلند كنند. هنگامى كه حجر محاذى جايگاه خود رسيد, حضرت با دست مبارك خود حجر را برداشت و به جاى مخصوص نهاد.(3)در جنگ ميان حجاج و عبداللّه بن زبير, كعبه منهدم گشت . سپس آن را بازسازى نمودند و خواستند حجرالاسودرا نصب كنند. هر يك از علما يا قضات يا زُهاد كه مى خواست آن را به جاى خود نهد, كعبه به لرزه مى آمد و سنگ مستقرّ نمى گشت . امام سجاد7وارد شد و سنگ را از دست آنان گرفت و نام خدا را بر زبان جارى كرد و آن را درجاى خويش نصب نمود, بى آن كه لرزش يا اضطرابى رخ دهد. صداى مردم به تكبير بلند شد.(4)اين سنگ همواره در ميان مسلمانان محترم و معزّر بود. آن را مى بوسيدند و بدان تبرّك مى جستند و كسى راجرأت جسات به آن نبود, تا سال 317كه قرامطه به مكّه هجوم آوردند و حاجيان را قتل عام نمودند و جواهرگرانبهايى را كه در كعبه بود, غارت نمودند و حجرالاسود را از جاى خود كنده , به بلاد خود (احساء, از سرزمين بحرين ) بردند. مدت 22سال در آن جا بود و هرچه بعباسى تلاش كرد نتوانست از آن ها باز ستاند.حتى هزارها دينار به ازاى آن قول داد, ول ينپذيرفتند, تا در زمان عباسى كه شريف ابوعلى عمر بن يحيى علوى ميان خليفه و آن ها وساطت نمود و در سال 339آن را به كوفه آوردند و به ستون هفتم مسجد كوفه آويختند وسپس مسلمانان آن را به جايگاه خود برده و نصب نمودند.(5)امام باقر7فرمود: .(6)(پـاورقى 1.سيد مصطفى دشتى , معارف و معاريف , ج 4 ص 405 به نقل از بحار, ج 14 ص 464(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.همان , به نقل از كافى , ج 4 ص 217(پـاورقى 4.همان , به نقل از خرائج .(پـاورقى 5.همان , ص 406(پـاورقى 6.همان , ص 407
کد سوال : 50217
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تفاوت غروب و مغرب را بيان كنيد. آيا پايان وقت نماز عصر, غروب است يا مغرب ؟
پاسخ : تعدادى از روايات انتهاى دقت نماز عصر را غايب شدن خورشيد در افق نمازگزار دانسته است :روايت 1باب 4از ابواب مواقيت : .روايت 5از همان باب : .روايت 7از همان باب : .روايت 20از همان باب : .روايت 22از همان باب : .روايت 5از باب 7 .روايت 32از باب 8 .روايت 12باب 9 .روايت 13باب 9 .و روايت 8باب 10 .از مجموعهء اين روايات و ده ها روايت ديگر استفاده مى شود كه پنهان شدن خورشيد در افق , پايان وقت نمازعصر است . لذا فتواى فقها از قدما و متأخرين بر اين است كه غيبوبت قرص خورشيد, انتهاى وقت نماز عصر است .مرحوم صاحب شرايع (محقق حلّى ) فرمود: مشرقيه مى داند>.مرحوم آيت اللّه حكيم در مستمسكمى فرمايد: خلاف فيه كما عن جماعة او لا ريب فيه كما عن آخرين او اجماعى و فى الجواهر هو من ضروريات الدين و يدل عليه نصوص المتواترة; دخول وقت مغرب به واسطهء غروب خورشيد اجماعى است و صاحب جواهر فرموده : ازضروريات دين است و روايات متواتره دلالت بر اين معنا مى كند>.از اين مطالب استفاده مى شود كه انتهاى وقت نماز عصر, غروب خورشيد است .آيت اللّه خوئى در منهاج الصالحين مى فرمايد: خورشيد در افق محقق مى شود>.به اين نتيجه رسيديم كه انتهاى وقت نماز عصر, غروب خورشيد است . فتواى بعضى از فقها و مراجع فعلى همين است . آيات عظام : خوئى , تبريزى , وحيد خراسانى , سيستانى , بهجت , مكارم و مرحوم حكيم (صاحب مستمسك العروة الوثقى ) غروب آفتاب را پايان نماز عصر مى دانند.(1)اين بحث پيش مى آيد كه آيا ابتداى وقت نماز مغرب , غروب خورشيد است يا ذهاب حكره مشرقيه از بالاى سرافق مصلّى (نمازگزار)؟ آيا افطار در ماه رمضان به صرف غروب خورشيد جائز است يا بايد صبر كنيم تا حمره ءمشرقيه از فوق سر بگذرد؟ در اين باره رواياتى است (2) كه دلالت مى كند وقت نماز مغرب و وقت افطار, گذشتن حُمرهء مشرقيه از بالاى سر است و به صرف غروب قرص خورشيد, نمى توان نماز مغرب را خواند و افطار كرد. لذا بين فقهاى عظام اين مسائل مورد بحث جدّى است . تعداد زيادى از آنان معتقدند كه غروب , انتهاى وقت عصر و ابتداى وقت نماز مغرب و افطاراست , ليكن احتياط خوب است . در عمل فقهاى شيعه , نماز مغرب و افطار را تا ذهاب حمرهء مشرقيه , به تأخيرمى اندازند.در ترجيح قول اوّل كه غروب آفتاب انتهاى عصر و ابتداى نماز مغرب اس , مرحوم حكيم بحث كاملى دارد. براى آگاهى بيشتر به آن جا مراجع شود.(3)همان طور كه گفتيم شهرت عمل فقهاى شيعه اين است كه نماز مغرب را از غروب آفتاب تأخير مى اندازند. برخى از فقهاى زنان ما نيز انتهاى نماز عصر و ابتداى نماز مغرب را برطرف شدن حمرهء مشرقيه از بالاى سر دانسته اند.آيات عظام : امام خمينى , گلپايگانى , اراكى صافى , خامنه اى , زنجانى , نورى همدانى , صاحب عروة الوثقى و بعضى ديگر از فقها از اين دسته اند. بنابراين : غروب را به معناى پنهان شدن قرص خورشيد در افق نمازگزار مى دانيم كه انتهاى وقت نماز عصر است , ولى اگر كسى نماز عصرش را نخوانده باشد, مقتضاى احتياط اين است كه بعد از غروب نمازش را نه به نيّت ادا و نه به نيّت قضا, بلكه به نيت ما فى الذمّه بخواند و اگر روزه است , افطار را تا وقت مغرب به تأخير اندازد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 423(پـاورقى 2.وسائل الشيعه , ج 3 ص 126(پـاورقى 3.مستمسك العروة الوثقى , ج 5 ص 71 تا 81
کد سوال : 50218
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا صحبت هاى دكتر الهى قمشه اى كه تأكيد بر موسيقى دارد, اشكال شرعى دارد؟
پاسخ : مراد ايشان از موسيقى , غير مطرب است ; يعنى موسيقى هايى كه فاسده كنندهء اخلاق فردى و اجتماعى و باعث فساد در جامعه نباشد.مضافاً بر اين كه ايشان متخصص فقه و فقاهت نيست . مسايل شرعى در حوزهء مسئوليت مراجع تقليد است , نه سخنوران .
کد سوال : 50219
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا رفتن به خانهء اقوامى كه غيبت گويى زياد است , جائز است و نرفتن آن قطع رحم نيست ؟
پاسخ : صلهء رحم تنها رفتن و آمد نيست , بلكه با تلفن زدن و احوالپرسى كردن و ديدار در خيابان يا بانامه نگارى وظيفهء صلهء رحم انجام مى شود(1) و ثانياً رفتن به خانهء اقوام در فرض مزبور كه يقين نداريد غيبت كسى خواهد شد, اشكالى ندارد. اگر غيبت شد, بايد نهى از منكر بكنيد يا جلسه را ترك كنيد.(پـاورقى 1.آيت اللّه صانعى , مجمع المسائل , ج 1 ص 696
کد سوال : 50220
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر مراجع در مورد رفتن به خانهء اقوامى كه مال آن ها حرام است , چيست ؟ با توجه به اين كه نرفتن باعث قطع رحم مى شود و رفتن باعث استفاده از مال حرام مى شود.
پاسخ : رفتن به خانه اقوامى كه شك داريد مال آن ها مخلوط به حرام است , اشكالى ندارد و غذا خوردن ياتصرف در اموال آنان اشكالى ندارد, ولى اگر يقين داشته باشيد اموال آن ها حرام است , مثلاً خانه و فرشها و غذا وميوهء آنان از حرام به دست آمده است , با اجازه گرفتن از مجتهد يا نمايندهء وى مى توانيد به خانه آنان برويد و از اموال آنان استفاده كنيد.(1) بدون اجازه نمى توانيد در آن اموال تصرف كنيد. مى توانيد صلهء رحم را با نامه نگارى يا تلفن زدن انجام دهيد.(پـاورقى 1.امام خمينى , استفتائات , ج 1 ص 414 س 208به بعد; آيت اللّه مكارم , استفتائات جديد, ص 105 س 360
کد سوال : 50221
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر مراجع در مورد رفتن به عروسى اقوام كه احتمال رقص وجود دارد, چيست ؟
پاسخ : رفتن به جشن عروسى اقوام يا غير اقوام اشكالى ندارد, ولى اگر رقصى كه حرام است , شروع شد, بايدنهى از منكر كنيد يا از آن جا خارج شويد.(1) البته منظور رقصى است كه آميخته با تار و تنبور و آلات موسيقى است وگرنه رقص زن در ميان زن ها مشروط بر عدم آميختن با ابزارهاى موسيقى مانعى ندارد.(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 256 آيت اللّه مكارم , استفتائات جديد, ص 148 احكام روابط زن و مرد, ص 116استفتاء از آيات عظام امام و اراكى و گلپايگانى .
کد سوال : 50222
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حجاب تا چه حدى مى باشد؟
پاسخ : خانم ها بايد تمامى بدن خود را به غير از گردى صورت و دست ها تا مچ بپوشانند, خواه پوشش باچادر باشد يا با مانتو,(1) ولى پوشيدن چادر بهتر است .(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 417
کد سوال : 50223
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا سود بانكى با توجه به شرايط موجود در بانك ها حلال است ؟ آيا وام مسكن با توجه به شرايطبانك مسكن مشكل شرعى دارد؟
پاسخ : چون بانك ها در جمهورى اسلامى ايران بر اساس عقود و معاملات شرعى پى ريزى شده است , اگرمراجعين و بانك ها شرايط را مراعات بكنند, سودها و استفاده هايى كه گرفته مى شود, اشكالى ندارد.(1) وام مسكن نيز اگر بر اساس ضوابط و شرايط عمل شود, اشكال شرعى ندارد.(2)(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 286(پـاورقى 2.همان , ص 285