کد سوال : 50094
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راجع به نذر, فلسفهء نذر, طريق اداى نذر برايم توضيح دهيد و بفرماييد در چه چيزهايى نذر روااست ؟ آيا مى توان نذر مربوط به اطعام در ايام عزادارى را صرف كمك به افراد فقير و محتاج نمود؟
پاسخ : نذر آن است كه انسان بر خود واجب كند كار خيرى را براى خدا به جا آورد, يا كارى را كه نكردن آن بهتر است , براى خدا ترك كند. نذر در دو قسم است : اوّل , نذرى كه به صورت مشروط انجام مى شود مثلاً مى گويد: چنان چه بيمارى من بهبود يابد, انجام فلان كاربراى خدا برعهدهء من است . اين گونه نذر را نذر شكرى گويند, يا اگر مرتكب فلان كار زشت شوم , فلان كار خير رابراى خدا انجام خواهم داد, اين گونه نذر كردن را نذر زجر گويند. دوم , نذر مطلق و آن نذرى است كه بدون هيچ قيدى و شرطى بگويد: من براى خدا نذر مى كنم كه نماز شب بخوانم . همهء اين نذرها صحيح است . در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست آن را به عربى بخوانند و بايد لفظبه زبان گفته شود و قصد آن در دل كافى نيست .()(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 541 مسأله 264و 2641 نذر بايد به امر راجعى تعلق بگيرد. از اين رو اگر نذر كند كار حرام يا مكروهى را انجام دهد, يا كار واجب يامستحبى را ترك كند, نذر او صحيح نيست . اگر نذر كند كه كار مباحى را انجام دهد يا ترك نمايد, چنان چه به جاآوردن آن و ترك آن از هر جهت مساوى باشد, نذر او صحيح نيست .()(پـاورقى 2.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 545 مسأله 2648و 2649 درخصوص اطعام و نذر نمودن براى امامان عليهم السلام و ايام عزادارى سيدالشهداء7 اگر مصرف معينى راقصد كرده , بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معيّنى را قصد نكرده , بايد به فقرا و زوّار بدهد.()(پـاورقى 1له .همان , ص 55و 551 مسأله 2663 فقها در موردى كه مصرف معين قصد نشده , فرموده اند بايد به فقرا بدهند و بر اين امر تأكيد نموده اند. اگر انسان بخواهد به حقيقت اين گونه اعمال جامهء عمل بپوشاند, بايد به صورتى خدا پسندانه انجام دهد وانسان هاى نيازمند را مدنظر قرار دهد, نه اين كه قصد يا كارى و تظاهر داشته باشد كه اين با روح و باطن عمل منافات دارد. اگر خواهان جزوه اى هستيد, اعلام بفرماييد تا در صورت امكان مساعدت به عمل آيد.
کد سوال : 50095
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند سالى است در شهرك شهداى سپيداى , مسجدى به نام امام على 7ساخته شده است . درحال حاضر ساختمان مسجد مام شده است . مردمى كه در پلاك زمين مسجد و زمين هاى مالكيت دارند, اختلاف پيدا كرده اند و حاضر به گذشت از حق خويش نيستند و اظهار مى دارند به نماز خواندن در
پاسخ : راجع به زمينى كه فعلاً مسجد شده , سؤال عزيزان گويا و واضح نيست . اگر مالك يا مالكان پلاك ,زمين مسجد ربا از ابتداى كار واگذار نكرده اند و جمعى خودسرانه مسجد ساخته اند, اين زمين غصب بوده و نبايدمسجد مى ساختند, چون مالكان از ابتدا راضى به ساختن مسجد در آن مكان نبوده اند. پس چرا در آن جا مسجدساخته ايد؟ اگر ابتدا راضى بوده و زمين را براى ساختن مسجد هديه يا وقف كرده اند, ديگر نمى توانند بگويند ما راضى نيستيم , چون از ملكيت آنان خارج شده است و نماز خواندن در آن مسجد جائز و بدون اشكال است . اگر صاحبان زمين هاى اطراف مسجد از ساختن مسجد در آن مكان يا از بودن مسجد در آن مكان ناراضى هستند, رضايت يا عدم رضايت آنان به مسجد و نماز در مسجد ندارد و آنان حقّى نسبت به مسجد ندارند تا بگويندما راضى نيستيم .
کد سوال : 50096
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ انسان كه مى ميرد, به عالم برزخ مى رود يا به عالم ديگر؟
پاسخ : دنيا براى همهء انسان ها دارالبلاء است . اميرمؤمنان 7فرمود: با بلاها و سختى ها و امتحانات در هم پيچيده است >. دنيا با اين خصوصيات با همهء مشكلاتش براى افرادى كه بتواننداز دنيا به بهترين وجه استفاده ببرند و زاد و راحله اى براى آخرت بردارند و دنيا را براى آخرت بخواهند, نه دنيا رابراى دنيا, گهوارهء آرامش خواهد بود. اميرالمؤمنين 7فرمود: آخرت برداريد>. با فرمود:(1)در روايات ديگر آمده : .(2) على 7فرمود: المتجر أن ترى الدنيا لنفسك ثمناً;() به معامله اى است كه خود را به دنيا بفروشى >.از ديدگاه على 7آرامش دل ها در قطع علاقه از دنيا و بالا بردن درجهء تقوا است . فرمود: . قرآن مى فرمايد: تطمئنّ القلوب ; با ياد خدا قلب ها آرامش مى يابد>. وقتى آرامش واقعى خواهد بود كه ذكر خدا در قلب راسخ شود.اگر انسان داراى ايمان قوى باشد و خود را از گناه دور كند و در مشكلات صبور و باوقار باشد, دنيا دارالشفا براى اوخواهد بود و گرنه بربختى و شقاوت نصيب او خواهد شد.(پـاورقى 1. نهج البلاغه, خطبهء 103(پـاورقى 2. همان , خطبهء 32
کد سوال : 50097
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مگر آن دنيا چقدر است كه همه مى ميرند و آن جا مى روند؟
پاسخ : هنوز پس از پيشرفت هاى علمى , وسعت دنياى كنونى معلوم نشده و حد و حدود آن را نمى دانند.بعضى مى گويند اين دنيا نامحدود است . بعضى مى گويند بالاخره حدّى و پايانى دارد. البته دنيا محدود است به حسب عقلانى , ولى نورى كه از اولين ستارهء جهان رصدپذير به سوى زمين حركت مى كند, ميليون ها سال طول مى كشد تا به زمين برسد. اما دنياى ديگر كه به آن آخرت مى گوييم , بسيار وسيع تر از اين دنيا است . قرآن مى فرمايد:< و سارعوا الى مغفرةمن ربّكم و جنّة عرضها السموات و الارض اعدّت للمتّقين (1); پيشى گيريد به سوى ج اسباب ج مغفرت و آمرزش و به سوى بهشتى كه پهناى آن به اندازهء پهناى آسمان ها و زمين است كه براى پارسايان آماده شده است .در اين آيه يك بهشت را به اندازهء كلّ آسمان ها و زمين دانسته است . در روايتى از اميرالمؤمنين 7نقل شده كه فرمود: .(2) پيامبر6فرمود: .(3) اين مقدار تنها از محوطهء بهشت است . جهنم نيز بسيار بزرگ است . بنابراين عالم آخرت بسيار بزرگ است ومى تواند جايگاه همهء انسان ها باشد. (پـاورقى 1.آل عمران (3, آيهء 133 (پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 8 ص 117 (پـاورقى 3.همان , ص 193
کد سوال : 50098
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند از همه چيز بى نياز است , حتى از عبادت . چرا خداوند انسان ها را آفريد تا عبادت كنند؟هدف از خلقت انسان چيست ؟
پاسخ : نظام و همبستگى جهان آفرينش كه هر چيزى از آن چون به جاى خويش نيكو قرار داده شده و نظام أحسن را تشكيل مى دهد, اين حقيقت را روشن مى كند كه جهان هستى بيهوده آفريده نشده و در آفرينش هدف و نقشه اى حكيمانه در كار بوده است .قرآن مجميد با قاطعيت در اين باره سخن مى گويد:.(1).(2)بازگشت نمى كنيد؟!>. بنابراين خلقت هستى و از جمله انسان داراى هدفى بوده است . حال بايد ديد هدف و غرض از خلقت هستى و به خصوص انسان چيست ؟ آيا سودى است كه عايد آفريدگارخواهد شد يا عايد آفريده شدگان ؟از آن جا كه خداوند سرچشمهء هستى و خيرات است , پس بى نياز مطلق است و كمبودى ندارد كه بخواهد ازطريق آفرينش آن را جبران نمايد. اين ما هستيم كه به او نياز داريم :ستوده است . اگر بخواهد, شما را مى برد و خلق تازه اى مى آورد و اين بر خدا گران و سنگين نيست >. از اين رو مى توان گفت : از آفرينش عالم و آدم سودى عايد خدا مى شود. او فقط با اين كار جود مى كند. ]من نكردم خلق تا سودى كنم بلكه تا بر بندگان جودى كنم ] خداوند چون بخشنده است , كارش جود كردن آفرينش است . عالم آفرينش را آفريد و به انسان عقل , كه بهترين ابزاربهره بردارى از جهان آفرينش است داده و راه و رسم زندگى كردن را نيز به او آموخته است تا انسان فرمان خدا را ببردو اطاعت خدا را بكند. با فرمان بردن و اطاعت كردن , سودى عايد خدا نمى شود. اگر همهء انسان ها نافرمانى كنند, بردامن كبريايى اش گردى ننشيند. تمام چيزى كه در فرمانبردارى منظور بوده , اين است كه آدمى بتواند استعدادهاى نهفته اش را آشكار كند. در نتيجه جانشين خدا و مظهر كمالات مطلقهء الهى گردد. اين كه در قرآن كريم فرمود: (3)منظور به كار بستن تمام دستورهايى است كه جسم و جان آدمى را به كمال مى رساند. داشتن عقايد پاك و اخلاقيات عاليه و اعمال شايسته و دورى از رذايل اخلاقى , همه مقتضاى بندگى و عبوديت خدا است .(4)(پـاورقى 1.ص (38, آيهء 27 (پـاورقى 2.دخان (44 آيهء 38 (پـاورقى 3.ذاريات (51, آيهء 56 (پـاورقى 4.زين العابدين قربانى , فلسفهء آفرينش انسان , ص 75 با تلخيص .
کد سوال : 50099
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ چرا مؤمنان هميشه در دنيا فقير هستند, ولى ظالمان ثروتمند هستند؟
پاسخ : اين طور نيست كه تمامى مؤمنان فقير باشند. نيز صحيح نيست بگوييم تمامى ظالمان ثروتمند هستند.اين برداشت از روى استقرا و جست و جوى ناقصى است كه مى كنيم . ما چند نمونه انسان هاى خوب و متدين رامى بينيم كه وضعشان خوب نيست . آن وقت به طور كلّى مى گوييم همهء مؤمنان فقيرند! مؤمنان نيز بيشمارى در بين طرفداران اديان هستند كه ثروتمند مى باشند. مؤمنان مانند حضرت داوود و حضرت سليمان و حضرت خديجه و نيزعبدالله بن جعفر بن ابى طالب و غير اينان در تاريخ فراوانند. البته فقر و ثروت درجاتى دارد. بعضى از مؤمنان خيلى ثروت دارند, بعضى كمتر و بعضى فقيرند و بعضى خيلى فقيرند, همين طر ظالمان . نكتهء مهم در بحث اين است كه در اسلام فقر و غنا, زيبايى و زشتى , سلامتى و بيمارى , هم زمينه هاى امتحان الهى است . چه بسا ثروتمندى به وظائف خود خوب عمل كند, ولى فقيرى به وظائفش عمل نكند. در اين صورت آن ثروتمند مؤمن و متعهد, بهتر از آن فقير است . چه بسا فقيرى به وظائف خود عمل نمايد و ناسپاسى نكند, ولى ثروتمندى اين طور نباشد. در اين صورت آن فقير بهتر از ثروتمند است . البته وظيفهء فقير از غنى سبك تر و كمتر است . پيامبر6فرمود: .(1)قال رسول الله 6 است >. پيامبر6فرمود: .(2)باز پيامبر6فرمود: .(3)(پـاورقى 1.آثار الصادقين , ج 16 ص 54 به نقل از كنزالعمال , ج 6 ص 477 (پـاورقى 2.همان , ص 59(پـاورقى 3.همان .
کد سوال : 50100
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ چرا ظالم در دنيا بسيار است و خداوند هيچ كارى به آنها ندارد؟
پاسخ : اين كه در دنيا ظالم بسيار است , صحيح است , اما اين كه خداوند هيچ كارى به آنان ندارد, صحيح نيست , زيرا اين برداشت ما با ديد و نگاهى محدود است . از ديدگاه ما كه محدود هستيم و نزديك بين , مى خواهيم مثلاً صدام يا هيتلر يا هر ظالم ديگر در اولين فرصت بدون اين كه حجت تمام شود و در تحولات زندگى فرصت تجديد نظر داشته باشند, معدوم و نابود شوند و خداوند متعال فوراً آنها را در دنيا مجازات كند. در اين جا دو مطلب بايد واضح شود: 1ـ ماهيت انسان , 2ـ سنت هاى الهى . در بخش اوّل انسان داراى ماهيتى دو بعدى است . فطرت اوليه او بر كمال خواهى و زيبايى طلبى و خدا خواهى است , ولى بعد ديگر انسان كه حيوانيت او است , گاهى انسان را از فطرت اوّليّه به خوى و ماهيتى ثانوى تبديل مى كندو به اصطلاح انسان را مسخ و مبدل و منكوس و معكوس مى كند. انسانى كه تمايلات حيوانى بر او غالب شده است ,خميره و نهاد او عوض مى شود و او انسانى حيوان صفت مى گردد. وقتى به او نگاه مى كنى , ظاهرش انسان است , ولى در باطن حيوانى است كه گاهى آثار آن از اعمال و رفتار او ظهور و بروز مى كند (از كوزه برون همان تراود كه دراوست ). مى توان گفت اولين برنامهء اديان الهى به خصوص اسلام اين است كه انسان را به سوى انسانيت راهنمايى كند و اورا از رذائل اخلاقى بازدارد. پيامبر6هدف خود را از بعثتش چنين بيان كرد: .(1) اما در اين وادى بسيارى از انسان ها تحت تأثير هواهاى نفسانى (حيوانى ) قرار مى گيرند و متأسفّانه خوى ظلم وتجاوز به حد و حدود ديگران را پيدا مى كنند. بخش دوم كه سنّت الهى دربرخورد با ظالمان باشد, اين نيست كه هر كس ظلمى انجام داد, فوراً او را مجازات كند. دنيا دار مهلت و امتحان است و انسان داراى اختيار و انتخاب است : .خداوند متعال راه را از بيراهه مشخص كرده است . هم عقل داده و هم پيامبران و اوليا را براى راهنمايى فرستاده است .از طرفى راه بازگشت و توبه را باز گذاشته است . بنابراين سنّت الهى بر نابودى ظالم به صورت فورى و سريع نيست .از طرفى ظلم آنان نيز بى مجازات باقى نمى ماند: يا در دنيا مجازات مى شوند و يا در آخرت . قرآن از مجازات بسيارى از ظالمان در دنيا خبر داده است : را به خاطر ظلم هايشان سوزانيد>. و به جاى آنان گروه ديگرى آورديم >. آبى براى آنان مى آورند كه همچون فلّز گداخته صورت ها را بريان مى كند! چه بد نوشيدنى و چه بد محل اجتماعى است >.اميرالمؤمنين 7فرمود: ستمگران است و گلوى آن ها را در دست دارد كه هر زمان بخواهد حتى نگذار آب دهان فرو برند>. امام باقر7فرمود: (2)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 16 ص 210 (پـاورقى 2.محمدى رى شهرى , ميزان الحكمة, ج 2 عنوان 2457
کد سوال : 50101
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ هدف خداوند كه زمين و آسمان را آفريد و بعد همه را به هم مى ريزد و خرابى مى كند چيست ؟
پاسخ : درهم ريختن كرات و تكوير خورشيد و انكدار و تاريك شدن ستارگان و زلزال در زمين به شكل ناگهانى , يك جريان طبيعى است . يك ساختمان عمرى دارد و مقاومتى ; وقتى تمام , به طور طبيعى خراب مى شود,ولى درهم ريختن جهان به معنى خرابى عالم به مفهومى كه در ذهن ما هست , نمى باشد, حوادث زينه را براى آفريدن نسل هاى بعدى فراهم مى كند. بشر از آيندهء مخلوقات يعنى كرات آسمانى و كهكشان ها خبر ندارد و دست علم ودانش هنوز به جايى نرسيده است . از آيهء شريفهء (1) ممكن است استفاده خلق كردن خدا تمام نشده است , بلكه همواره خلق و آفرينش صورت مى گيرد, چنان كه دانشمندان از ايجاد بعضى كرات , به تازگى خبرداده اند, كه شايد مقدمهء برپايى قيامت باشد. يكى از هدف هاى خداوند متعال از خلقت آسمان ها زمين است , خلقت انسان بوده و انسان از شرافت خاصى برخوردار است و مورد توجه پروردگار مى باشد. چون انسان قابليت و توانايى رسيده به مقامات عالى الهى را دارد ورسيدن به اين مقامات جز با تهذيب نفس و پيروى از انبيا و اولياى الهى ممكن نيست , بايد برنامه هايى براى تهذيب نفس و پاكى نفس از گناه داشته باشيم و زمينه هاى گناه را كه اخلاق فاسد است , از خود دور كنيم تا به خليفه شدن برروى زمين زديك شويم . (2)خداوند عمل خوب از ما مى خواهد و بندگى و عبوديت , انسان را به كمال مى رساند. اين هدف نهايى خلقت انسان بوده است . (پـاورقى 1.فاطر (35, آيهء 1 (پـاورقى 2.مصباح يزدى , معارف قرآن , ص 167
کد سوال : 50102
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ آيا در روى كرهء زمين زن بيشتر است يا مرد؟
پاسخ : آمار تعداد زنان و مردان در روى كرهء زمين به طور دقيق معلوم نيست , ولى مى توان حدس زد كه آمارزنان بيشتر از مردان است , چون اوّلاً طبق تحقيق كارشناسان , عمر متوسط زنان از عمر متوسط مردان بيشتر است ثانياً مردان به جهت فعاليت هاى سخت اجتماعى تلفات بيشترى دارند, در جنگ ها كارهاى سخت و طاقت فرسا ودر رو به رو شدن با حوادث طبيعى روزگار, مردان بيشتر از زنان از بين مى روند. لذا تعداد زنان هميشه از مردان بيشتر است . از طرفى چون مردان عقده هاى درونى و ناراحتى هايشان را در درون نگه مى دارند, فشارهاى زيادى برآنان وارد مى شود. لذا دچار سكته ها و مرگ هاى زودرس مى شوند, ولى زنان عقده هاى درونى خود را نگه نمى دارندو با حرف زدن هاى ممتد و با گريه , عقده هاى درونى را بيرون مى ريزند. لذا درصد سكته هاى مغزى و قلبى در زنان كم تر از مردان است . البته عوامل ديگرى براى سكته وجود دارد كه زن و مرد در آن مساوى است .
کد سوال : 50103
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ آخرين نفرى كه از دنيا مى رود و انسان ها نابود مى شوند, چه كسى خواهد بود؟
پاسخ : اسم و خصوصيات و مشخصات آخرين نفرى را كه با مردن او انسان ها نابود مى شوند, در جايى وكتابى نيافتيم , ولى حجت خدا شايد آخرين نفر باشد. فقط در اصول كافى در كتاب الحجّة ابوابى ذكر شده از قبيل و (اگر روى زمين دو نفر باشند, يكى از آن دو حجّت خدا است ) كه ذيل اين دو باب رواياتى ذكر شده است : عن ابى عبدالله 7قال : دو حجّت خدا است بر ديگرى >. باز فرمود: دو امام است >. امام باقر7فرمود: زمين نباشد, زمين اهلش را فرو مى برد, مانند دريا> از امام رضا7سؤال شد: آيا زمين بدون امام باقى مى ماند؟ فرمود: نه .از اين روايات فهميده مى شود آخرين نفرى كه از دنيا برود, حجّت خدا (امام و خليفة الله ) خواهد بود.