• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49784
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كدام يك از آلات نوازندگى اشكال دارد و كدام حرام است؟
پاسخ : در نامه خود نام نام 43 ساز را آورده‏ايد، در لسان روايات نام دف، تار، تنبور و مزمار (نى) به عنوان سازهاى حرام آمده است كه با توجه به رشد موسيقى و ساخته شدن انواع و اقسام سازها مى‏توان تار تنبور را به انواع و اقسام سازهاى كششى زخمه‏اى از تار و سه تار و گيتار و... گرفته تا ويلنسل و... تعميم داد و سازهاى آرشه‏اى مثل كمانچه، ويلن و غيره را نيز در آن داخل كرد و حتى سنتور و قانون و مشابهات آن‏ها (پيانو، ارگ، سن ته سايزر و...) را نيز به آن‏ها ملحق دانست. مزامير نيز شامل انوع نى و شيپور و كلاً سازهاى بادى مى‏شود و دف شامل همه سازهاى كوبه‏اى. بنابى اين تعميم عنوان روايات، همه سازها بدون استثنا حرام مى‏باشند. اما مسئله اين جاست كه اين‏ها "آلات مشتركه" هستند؛ يعنى ابزارى كه هم استفاده حرام دارند و هم استفاده حلال - بنابر اين اگر از هر يك از اين سازها يا سازهاى ديگرى كه نام نياورده‏ايم، استفاده حرام بشود، مثلا در مجالس لهو و لعب با آن‏ها نواخته شود، يا قطعه‏اى حرام با آن‏ها نواخته شود و... حرام است. در غير اين صورت مباح است و اشكالى ندارد، درست مثل كارد آشپزخانه، اگر با آن آدمى را بكشى،استفاده از آن حرام است و اگر به كار آشپزى به آن بپردازى، استفاده از آن مباح مى‏باشد. اميدواريم در اين پرسش و پاسخ توانسته باشيم به برخى از سؤالات شما پاسخ داده باشيم.
کد سوال : 49785
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خوانندگى براى مردان و زنان اشكال دارد؟ اگر خانمى در گروه كر بخواند، اشكال دارد؟
پاسخ : قانون در موسيقى همان است كه پيش از اين گفتيم، خوانندگى مرد با زن اشكالى ندارد، مگر آن كه مربوط به حرام ديگرى بشود، گروه كر هم حكم خوانندگى را دارد.
کد سوال : 49786
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر موسيقى حرام است، چرا از صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران پخش مى‏شد؟ آيا همه نوارهايى كه مجوز پخش از ارشاد مى‏گيرند، بلا اشكال هستند؟
پاسخ : اولا موسيقى به طور مطلق حرام نيست. بعد از آن صدا و سيماى جمهورى اسلامى و وزارت ارشاد، زبان گوياى اسلام نيستند و همه كارشان لزوماً مطابق با اسلام نيست. بنابر اين عملكرد آن‏ها نبايد نوعى حكم اسلامى يا دستور فقهى تلقى گردد.
کد سوال : 49787
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عايشه زن پيامبر و ام ّالمؤمنين است . در بعضى از محافل او را مورد لعن و نفرين قرار مى دهند. آيا اين كار درست است ؟ گرچه عايشه عليه على 7جنگ راه انداخت و فتنه ايجاد كرد و مسلمانان را به كشتن داد. امّاخود امام على 7پس از جنگ او با احترام به مدينه بازگردانيد
پاسخ : شكى نيست كه عايشه زن پيامبر6بود و طبق قرآن او يكى از امهات المؤمنين است و بايد مورداحترام قرار بگيرد, ولى گناه و فساد و فتنه اى كه به وجود آورد, باعث قتل و كشتار هزاران مسلمان شد و عليه امام زمان خويش خروج كرد و جنگيد, در حالى طبق قرآن وظيفه داشت در خانه بنشيند و بر اين گونه كارها اقدام نكند:. امّا على رغم هشدار پيامبر6و با بى توجهى به دستورقرآن , دست به كارى اشتباه و جبران ناشدنى زد كه قابل توجيه نيست . امّا با همهء اين موارد پس از جنگ ,اميرالمؤمنين 7او را با احترام به خانه اش در مدينه فرستاد و به او سفارش كرد كه طبق آيهء قرآن عمل نمايد. البته ما سفارش نمى كنيم به كسى لعن و نفرين بشود. خوب است در مراسم و جلسات مذهبى اين كار نشود, ولى ما شيعيان در قلب و دلمان بيزارى خود را نسبت به كسانى كه با على 7جنگيدند و اهل بيت پيامبر را مظلوم قراردادند, داريم و از كار آنان همان طورى كه پيامبر6به على 7فرمود: اى على ! من در جنگم با كسانى كه با تو در جنگ هستند و دوست هستم با كسانى كه با تو در مسالمت هستند>(1). انس بن مالك مى گويد: پيامبر6به على 7فرمود: . از عبدالله بن مسعود نقل شده است كه : ديدم پيامبر6دست على 7را گرفته بود و مى فرمود: الله وليّى و أناوليّك و معادى من عاداك و مسالم من سالمك ;(2) خدا دوست من است و من دوست تو و با دشمنان تو دشمن هستم و با دوستان تو دوست هستم >. پژوهشگران در مورد رفتار عايشه با على 7جز كينه و نفرت نسبه به ايشان نمى يابند. او آن قدر كينه داشت كه حتّى توان شنيدن نام على 7را نداشت !(3) پس از آن كه فهميد مردم با على بيعت كرده اند, تاب ديدن او را نداشت و گفت : اى كاش آسمان بر زمين مى آمد و على به خلافت نمى رسيد!(4)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 39 ص 26 (پـاورقى 2.همان , ص 273 (پـاورقى 3.دكتر تيجانى , از آگاهان بپرسيد, ج 1 ص 193 به نقل از صحيح بخارى , ج 1 ص 162و ج 2 ص 135و ج 5 ص 14 (پـاورقى 4.همان .
کد سوال : 49788
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا دختر باكره مى تواند صيغهء موقت شود. اگر ازدواج موقت صورت گرفت , پس از پايان مدت آن مرد او را رها مى كند. آيا اين تعدّى به حق زن نيست كه اين گونه از او سوء استفاده كند, سپس بدون مزدى او را رهاسازد؟
پاسخ : عقد دختر باكره چه به صورت عقد دائم باشد و چه به صورت عقد موقت ـ بايد با اجازهء ولىّ او (پدريا جدّ پدرى ) صورت بگيرد. در تمامى عقود مانند تمامى قراردادها هر طرف قرارداد بايد با هوشيارى و دقت و سياست و عاقبت انديشى دست به عقد بزند و محكم كارى كند و سعى نمايد ديگرى از او سوءاستفاده نكند. به تعبير ديگر انسان عاقل نبايداقدام به ضرر خود بنمايد. بنابراين هنگامى كه آن دختر مى خواهد به عقد موقت شخصى درآيد, نبايد اجازه دهد و يابا گرفتن مهريه اى مانند مهريهء عقد دائم اجازهء ازدواج دهد, تا بعد از پايان عقد موقت دستش خالى نباشد. سوء استفاده مردان از برخى زنان , چه ربطى به اسلام و قوانين اسلام دارد؟! اسلام نگفته است دختر, مفت ومجّانى خود را در اختيار مردى بگذارد, آن هم به صورت عقد موقت . بنابراين اگر برخى افراد سوءاستفاده مى كنند, به جهت سهل انگارى دختر يا ولى او است . در عقد موقت نيز مانند عقد دائم مرد و زن بايد به محاضر رسمى ازدواج بروند. و زن با دقت و محكم كارى و با قرار دادن شروط ضمن عقد, راه سوءاستفاده را بر مرد ببندد و با سهل انگارى وساده انديشى از كنار اين مسئله نگذرد.
کد سوال : 49789
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ازدواج عقد موقت با زنان اهل كتاب جائز است . حال اگر شخصى با زنى غير مسلمان از اهل كتاب عقد موقت بست و از او فرزندى متولد شد, اين طفل شرعاً مسلمان است يا غير مسلمان و سرپرستى او به كه مى رسد؟
پاسخ : اگر پدر يا مادر طفل مسلمان باشند, بچه در حكم مسلمان است و سرپرستى آن طفل برعهده ءسرپرست مسلمان است .(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 86 عروةالوثقى , ج 1 ص 68
کد سوال : 49790
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از بسيارى از آيات و روايات به دست مى آيد كه مؤمنان حقيقى كه همان شيعيان حقيقى اند از آتش نجات خواهند يافت . بنابراين هيچ گاه اهل بهشت از غير شيعه نخواهند بود. آيا اين مطلب درست است ؟
پاسخ : درست است كه بهشت براى نيكوكاران و با تقوايان است و مصداق كامل آنها شيعيان واقعى هستند وكفّار و منافقان از بهشت بهره اى ندارند, ولى بايد گفت بهشت جزاى كسانى است كه به وظائف الهى و عقلى خود عمل كرده اند و نزد پروردگار حجّت دارند و جوابگوى اعمال خويش اند: بر آنان اتمام حجّت نكرده باشيم و رسول بر آنان نفرستاده باشيم , عذاب نمى كنيم >. يعنى اگر حجّت را بر مردم تمام كرديم وآنان طبق وظيفهء الهى خود عمل كردند, آنان را عذاب نمى كنيم , امّا اگر بر آنان اتمام حجّت كرديم و به وظائف شان عمل نكردند, اهل عذاب خواهند بود. پس ملاك اصلى براى بهشت و جهنم , اتمام حجّت است . بنابراين انسان ها بايد با تحقيق و دقّت وظائف خود را تشخيص دهند تا بتوانند جوابگوى اعمال و كردار خودباشند. هر انسانى اين احتمال را مى دهد كه ممكن است پس از مرگ بازپرسى و مجازات شد. همين احتمال كافى است كه خود را آمادهء پاسخگويى كند. انسان , هر دينى و مسلكى كه دارد, اگر شرايط تكليف (عقل و بلوغ ) را داشته باشد, بايد خود را آمادهء امتحان الهى بكند و در اعتقادات جوابگوى اعتقادات خود باشد, منتها لازم است هر فردتحقيق كند و دين حقّ را پيدا كند و به آن معتقد شود, تا اگر در روز قيامت از ا و سؤال شد, بتواند حجّت و برهانى برعقايد خويش داشته باشد. در حديثى از امام صادق 7آمده است : (1) اگر كسى در رواياتى كه از امامان بزرگوار8رسيده و بيش تر آنها در و اصول كافى گرد آمده است , دقّت كند,مى يابد كه ائمه 8تكيه شان بر اين مطلب بود كه هر چه بر سر انسان مى آيد, به دليل اين است كه حق برادر عرضه مى شود, ولى او در مقابل حق تعصب و عناد مى ورزد و يا لا اقل در وضعى است كه مى بايست تحقيق و جست و جوكند, اما تحقيق نمى كند. اما افرادى كه ذاتاً و يا به خاطر قصور فهم و ادراك و يا به علل ديگر در وضعى به سر مى برندكه مصداق منكر و يا مقصّر به شمار نمى روند, در رديف منكران و مخالفان نيستند. آن ها از مستضعفان به شمارمى روند. از روايات نيز استفاده مى شود كه ائمه اطهار8بسيارى از مردم را از اين طبقه مى دانند.(2) مرحوم علامه طباطبايى , مفسر كبير قرآن در تفسير الميزان مى گويد: خداوند جهل به امر دين و ممنوعيت از اقامه ءشعائر دين را ظلم شمرده است و عفو الهى شامل آن نمى شود, امّا مستضعفان كه قدرت بر انتقال و تغيير محيط ندارند,استثنا شده اند. استثنا اختصاص ندارد به اين كه استضعاف به اين صورت باشد. همان طور كه ممكن است منشأاستضعاف عدم امكان تغيير محيط باشد, ممكن است به اين دليل باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد.(3)بنابراين , كسانى كه به هر دليل مرام و مسلكى برايشان يقينى شده و هيچ احتمال خلاف نمى دهند, يعنى احتمال نمى دهند كه دين شان باطل است و به راه خود يقين دارند, اگر در اخلاق و رفتار, ظلم و گناه و اجحاف نكنند و حق كسى را پايمال نكنند و بتوانند پاسخگوى اعتقادات و اعمال و كردار خود در روز قيامت باشند, اهل جهنم نخواهندبود. (پـاورقى 1.اصول كافى , ج 2 كتاب الايمان و الكفر, باب اصناف الناس , ص 388 (پـاورقى 2.مرتضى مطهرى , عدل الهى , ص 398 (پـاورقى 3.الميزان , ج 5 ص 51 به نقل از مرتضى مطهرى , عدل الهى , ص 394 با تلخيص .
کد سوال : 49791
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با اين كه در روايات آمده كه غذا خوردن نزد صاحب عزا از مكرهاى دوران جاهليت است و سنت اسلامى اين است كه براى صاحبان عزا غذا ببرند,() آيا غذا دادن صاحبان عزا به عنوان احسان براى كسانى كه از راه (پـاورقى 1.وسائل الشيعه , ج 2 ص 889 باب 67 روايت 6 دور و نز
پاسخ : حدود ده روايت در باب 67از ابواب الدفن در كتاب وسائل الشيعه , جلد 2در اين باره آمده و مرحوم صاحب وسائل (شيخ حرّ عاملى ) بابى را به عنوان ; مستحب است براى صاحبان مصيبت تا سه روز غذا ببرند و كراهت دارد مردم نزد آنان غذابخورند, ذكر فرموده است . بنابراين فتوا و برداشت علما از اين روايات اين است كه غذا خوردن نزد آنان كراهت دارد و مستحب است غذابراى صاحبان عزا ببرند. امّا اگر صاحبان عزا آمادگى آن را داشته باشند كه براى رسيدن ثواب به ميّت , به ديگران غذابدهند, مخصوصاً در صورتى كه از راه هاى دور آمده باشند, اشكالى ندارد و احسان و نيكى و ثواب براى ميّت محسوب مى شود, كه بهتر است بعد از گذشت سه روز باشد. امام خمينى در توضيح المسائل فرمود: بعد از دفن مستحب است صاحبان عزا را سرسلامتى دهند و نيز مستحب است تا سه روز براى اهل خانهء ميّت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مكروه است .()(پـاورقى 2.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئلهء 632 كراهت غذا خوردن نزد صاحبان عزا منافاتى با اطعام صاحبان عزا به مردم ندارد زيرا از دور مقوله است : از يك طرف به مردم گفته مى شود خودشان را بر صاحبان عزا تحميل نكنند, ولى به صاحبان عزا گفته نشده كه شما اطعام نكنيد. هيچ روايتى دلالت ندارد كه صاحبان عزا نبايد غذا بدهند.
کد سوال : 49792
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : برايم توضيح دهيد كه چگونه موسيقى هايى حرام است و چه موسيقى هايى اشكال ندارد؟
پاسخ : موسيقى هايى كه مطرب باشد؛ يعنى مهيج شهوت باشد و مناسبت با مجالس لهو و لعب و عياشى داشته باشد، هم نواختن آن‏ها و هم گوش دادن شان حرام است. (1) موسيقى‏هاى مشكوك مانعى ندارد. پاورقى: 1 - آيت اللَّه فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج 1، ص 254، امام خمينى، استفتاءات، ج 2، ص 11.
کد سوال : 49793
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر موسيقى تند باشد و انسان را به حركات موزون وادارد، ولى انسان اين حركات را با انجام ندهد باز گوش دادن به آن حرام است؟.
پاسخ : رقصيدن اگر همراه با حرام ديگرى باشد، حرام است، مثل رقصيدن در انظار عمومى، رقصيدن با شهوت و... ولى اگر در تنهايى باشد و فقط انجام يك سرى حركات موزون باشد، اشكالى بر آن مترتب نيست. بايد مواظب بود كه شادمانى، به از خود بى خود شدن نيانجامد. موسيقى داراى تأثير ناخود آگاهى است. هر انسانى حركت پاهايش ناخود آگاه با ريتم يك "مارش" نظامى هماهنگ مى‏شود و قطعات ضربى در انسان ضرباهنگ خود را ايجاد مى‏كنند و او را به حركت موزون وا مى‏دارند. اين اشكالى ندارد، ولى بايد مواظب بود حرام ديگرى داخل در اين مسائل نشود. به طور مثال عده بسيارى با ريتم يك موسيق به ورزش و نرمش اقدام مى‏كنند. در حقيقت اين ريتم، يك نوع نظم در حركات آنان ايجاد مى‏كند، كه مى‏دانيم اين كار اشكالى ندارد.