• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49754
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعضى از افراد به عطسه كردن اعتقاد دارند و مى گويند در عطسه هاى فرد بايد دست از كار كشيد و درعطسه هاى زوج به كار خويش ادامه داد! آيا چنين چيزى درست است ؟ اگر درست نيست , چگونه احاديث متعددى در اين باره وجود دارد؟
پاسخ : در كتاب شريف بحارالانوار(1) بابى به نام وجود دارد كه حضرات معصومان :به اين مناسبت بياناتى فرموده اند كه از جمع بندى سخنان ايشان به دست مى آيد عطسه نشانهء سلامتى است . نيز اگركسى آن را بشنود, حمد خدا بگويد كه خداوند او را از شرّ بيمارى و آفات مصون دارد. امام على 7فرمود .(2)عبدالدين يعنور مى گويد: .(3)در هر حال از اين دست روايات در باب عطسه فراوان است , اما اين كه در نزد مردم شايع شده است اگر كسى يك عطسه بزند, بايد صبر كند و اگر به جايى مى خواست برود, كمى با تأخير برود, انسان نبايد به چنين خرافاتى اعتقاد پيدا كند. چنين اعتقاداتى ساخته و پرداختهء ذهن عوام است كه فائده اى بر آن مترتب نمى شود. از قول معصوم :حكايت است كه اگر عطسه اى آمد و خواستى به كارى برسى در كارت تأخير نينداز و براى مقابله با رسم غلط صبردر اين مواقع , در انجام كار عجله بكن .براى دست يابى به اطلاعات بيش تر به جزوهء همراه مراجعه شود.(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 73 ص 51 چ بيروت . (پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.همان .
کد سوال : 49755
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه تشخيص و شناخت امتحان با عذاب الهى در حوادث و رويدادهاى زندگى چيست ؟ مگر اينطورنيست كه هر چه بر سرمان مى آيد, از نتيجهء اعمالمان است و خداى متعال ستمى بر ما نمى كند؟
پاسخ : عذاب و امتحان الهى هر كدام مقوله اى است جداگانه كه در طول زندگى هر بشرى اتفاق خواهند افتادكه گاهى انسان ها مورد عذاب و يا امتحان خداوند قرار مى گيرند و ياگاهى هر فرد به تنهايى مورد امتحان يا عذاب خدا واقع مى شود.براى نمونه با ذكر دو آيه كه يكى از نتيجهء عمل و ديگرى از امتحان و ابتلا سخن مى گويد, پاسخ را آغاز مى كنيم .آيه اى كه از نتيجهء عمل انسان ها خبر مى دهد: .(1)اين نتيجهء طبيعى عمل انسان ها است . انسان در دنيا براى اين آفريده شده كه خود را به سعادت و تكامل برساند وآن چه كه مراد خالق هستى است , برآورده شود و وقتى صاحب خِرَد شد, حجّت بر او تمام است و عذرى از او قبول نخواهد شد. عقل امتياز برترى بر ديگر موجودات عالم است . صاحبان عقل مسئول كار خويش هستند و عقل دركى گسترده بر فهم اين مطلب كه ظلم بد و عدالت خوب است , دارد. حتى اگر شريعت نگويد كه بى عدالتى بد است و اگركسى كار بدى كرد مستحق عذاب و كيفر است , عقل اين مطلب را به وضوح درك مى كرد. خداى عالم كه آفريننده ءعقل و هوش و درك است , مى داند كه اگر بنده اش راه انحراف و خيانت را در پيش گرفت , چگونه او را به كيفر عملش برساند.پس عذاب الهى فقط مختص بدكاران و افرادى است كه راه صواب و مستقيم را در پيش نمى گيرند. پس خداوندبه ما ستم نمى كند عذاب الهى نتيجهء عمل ما خواهد بود. خداوند دربارهء افراد و اقوامى كه هر كدام دچار زيان و متحمل عذاب الهى شده اند, مى فرمايد: .(2)طبيعى است هر عملى , عكس العملى خواهد داشت . انسان به گونه آفريده شده است كه اگر كار بدى بكند, ضميرناخودآگاه و وجدانش او را سرزنش خواهد كرد, مگر آن كه در اثر تكرار و اصرار بر گناه , انجام عمل زشت برايش امرى عادى شود, ولى اصل اوليهء نهفته در وجود هر آدمى , پاكى و خداگرايى است .آيه اى كه به صراحت سخن از امتحان و ابتلاى بشر دارد: .(3)خطاب آيه عام است . در اين موارد فرقى بين انسان ها وجود ندارد و چنين مى نمايد كه همهء افراد چه خوب و چه بد در معرض امتحان و آزمايش الهى هستند. آزمايش غير از عذاب و كيفر است . عذاب نتيجهء اعمال و يا نتيجه ءسقوط در امتحان است , مثلاً انسان را به پول وشهو امتحان مى كند. انسان پولدار در پى عياشى حركت مى كند. امتحان براى تذكيه ارواح و پرداخت روان ها است . خداوند انسان را امتحان مى كند. كه استقامت او را بسنجد. انسان اگر اين واقعيت را بپذيرد كه دنيا محل زندگى نيست , پس اگر بر او در مال و جان و آن چه مربوط به او است , ضربه اى واردشود, استقامت كرده و آن را نشانه اى از امتحان خدامى داند. رمز موفقيت افرادى كه به رستگارى رسيده اند, همين نكته است كه ايشان خود را از تعلق خاطرى كه موجب بدبختى و فلاكت افراد مى شود رهانيده اند. در قرآن بيشتر از بيست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است . اين يك قانون كلى و سنت دائمى براى پرورش دادن استعدادهاى نفهته است .(4)خداوند در قرآن مى فرمايد: .(5)امام على 7مى فرمايد .(6)قرآن مى فرمايد: .قرآن در جايى ديگر امتحان را فقط به آفات و بليات و نقص در مال و از دست دادن عزيزان خلاصه نمى كند,بكله حتى خير و خبوى را كه به انسان مى رسد, جزء امتحانات الهى دانسته و به آن توجه مى دهد و مى فرمايد: .(7)بايد دانست رمز موفقيت در امتحانات الهى , صبر و تحمل است كه خداوند به صابران بشارت مى دهد.چگونه انسان مى تواند بين عذاب و امتحان راتشخيص بدهد؟ معلوم است گناه و نافرمانى تنها عامل تفاوت بين عذاب و امتحان است . انسان نافرمان و عاصى چه در اين دنيا و چه در آن دنيا بايد منتظر عذاب خداوند باشد, آن گونه كه به آن اشاره شد; ولى امتحان خدا فراگير و عمومى است و هر انسانى را گريزى از آن نيست . همهء افراد بشر درطول زندگى به نوعى موردآزمايش خداوند هستند كه اين آزمايش , گاهى به تلخى و گاهى به شيرينى انجام مى شود,مثلاً در مورد امتحان شدن به خير و خوبى مى شود چنين گفت كه ثروت فراوانى نصيب بعضى مى شود كه متأسفانه راه درست استفاده از آن را نمى دانند و همه چيز را براى خود مى خواهند و به شخصى خسيس و خود پرست تبديل مى شوند كه از اندك انفاقى در راه خدا دريغ مى كنند, يا به شخصى حكومت و سلطنت رسيده و اين مقام عالى وسيله اى براى بدعاقبتى او خواهد شد; زيرا شيطان در وجودش نفوذ كرده و او را مغرور خواهد كرد; در نتيجه براى بقاى حكومتخود به هر كارى دست خواهد زد.مصداق و مثال امتحان و يا عذاب الهى فراوان است و شايد امتحان را بسيار فراگيرتر از حد تصور دانسته وعذاب و ثوابى را كه ثمرهء افعال بندگان است , نتيجهء امتحان بدانيم . اگر كسى از امتحان سربلند بيرون آمد, مستحق پاداش خواهد بود وگرنه از عذاب الهى نمى تواند بگريزد. پس به طور فراگير مى توان گفت كه هر عملى كه انسان انجام مى دهد, امتحانى است كه در پيشگاه خداوند پس مى دهد كه نتيجهء آن ثواب است يا كيفر.(پـاورقى 1.زلزال (99 آيات 8و 7(پـاورقى 2.بقره (2 آيهء 155(پـاورقى 3.همان(پـاورقى 4.تفسير نمونه , ج 1 ص 385 (پـاورقى 5.آل عمران (3 آيهء 154(پـاورقى 6.تفسير نمونه , ج 1 ص 358به نقل از نهج البلاغه . (پـاورقى 7.انبياء (21 آيه 35
کد سوال : 49756
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ميهمانى كه يكى از حاجيان پولدار بعد از برگشت از سفر مكّه در يكى از هتل هاى گرانقيمت تهران مى دهد و در اين وضع سخت مردم , اسراف نيست و شركت كردن بر سر اين سفره ها اشكال ندارد؟
پاسخ : ميهمانى كردن كار بسيار خوب و پسنديده اى است و در چند مورد سفارش بيش ترى شده است ;پيامبر6فرمود: است : 1 در عروسى (ازدواج );2 در تولّد فرزند;3 هنگامى فرزند ختنه مى شود;4 در خريد خانه ;5 در بازگشت از مكه >.اما اسراف و تبذير و بريز و بپاش هاى فراوان مسلّماً مورد نكوهش است . قرآن مى فرمايد: . و .اميرالمؤمنين خطاب به عثمانبن حنيف انصارى كه بر سفره اى چرپ كه ثروتمندان بصره بر سر آن دعوت شده بودند, شركت كرده بود, فرمود: .(1)در ادامهء اين نامه آمده است : .(2)گرچه در روايات نسبت به اكرام ضيف (ميهمان ) سفارش بسيار شده است , ولى هر چه تكلّف و تجمّل كمترباشد, به آن چه كه موجود است اكتفا بشود و يمهمانى ساده برگزار شود, رابطه ها افزون مى شود و صلهء ارحام بيشترانجام مى گيرد. شخصى به نام حارث , اميرالمؤمنين را به منزل خود دعوت كرد. حضرت فرمود: به اين شرط به منزل تو مى آيم كه خود را به زحمت نياندازى و به آن چه در منزل هست , اكتفا كنى .(3)در مهيمانى بايد سعى شود از افراد ضعيف و فقير دعوت شود. امام صادق 7فرمود: (4)باز فرمود: (5)بعضى از ميهمانى ها كه در آن ريخت و پاش و اسراف و تبذير ميشود, جنبهء ريايى و خودنمايى پيدا مى كند وچشم و هم چشمى و اين گونه مسائل ضد ارزشى را به خود مى گيرد.پيامبر6فرمود: مى سازد و آتشى در شكمش مى ريزد تا حسابرسى تمامى مردم پايان يابد>.(پـاورقى 1.نهج البلاغه , نامهء 45(پـاورقى 2.ناصر مكارم شيرازى , ترجمه و شرح نهج البلاغه , ج 3 ص 113(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 72 ص 456(پـاورقى 4.همان .(پـاورقى 5.همان .
کد سوال : 49757
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر وضع مالى كسى خوب باشد و بتواند لباسهاى فاخر و گران قيمت بپوشد, ولى براى جلوگيرى ازفخر فروشى و يكسان شدن با ديگران اين كار را بكند, ريا محسوب مى شود؟
پاسخ : اين كار قطعاً ريا نيست , چون ريا خودنمايى كردن و خود را به رخ ديگران كشيدن است . اين كار برعكس است و از مصاديق تواضع و فروتنى است , كه در روايات فراوانى بدان سفارش شده است . از طرفى فخرفروشى و خود را به رخ ديگران كشيدن مذموم است و آثار بد اجتماعى دارد.امام اميرالمؤمنين 7فرمود: 1 ترس از فقير شدن ; فخر فروشى >.(1)در حديث ديگر فخر فروشى را ديوانگى و حماقت مى داند.(2) امام زين العابدين 7در دعاى مكارم الاخلاق مى گويد: .(3) على 7افتخار كردن را از صفات شيطان مى داند(4) و مى فرمايد: آدمى كه اولش نطفهء بد بو و آخرش مردارى گنديده خواهد بود, فخر كردنش چيست ؟!>.(5)اگر انسان بتواند در عين توانايى مالى , خود را از تجملات و هواپرستى دور كند, بزرگ ترين مبارزهء با نفس وجهاد اكبر را انجام داده است . همان طور كه اولياءالله از آن دور مى كردند. اميرالمؤمين 7در نهج البلاغه فرمود: .(6)در جاى ديگر مى فرمايد: .(7)استفاده نكردن از توانمندى ها و متواضع بودن و همدردى با فقرا و نداران را مى گويند كه از فضائل اخلاقى محسوب مى شود. پيامبر6فرمود: .(8)باز فرمود: .(9)(پـاورقى 1.محمدى رى شهرى , ميزان الحكمة, ماده فخر.(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.همان .(پـاورقى 4.همان .(پـاورقى 5.همان .(پـاورقى 6.نهج البلاغه نامه امام به عثمان بن حنيف , شماره 45(پـاورقى 7.بحارالانوار, ج 40 ص 348(پـاورقى 8.محمدى رى شهرى , ميزان الحكمة, ماده مواساة.(پـاورقى 9.همان .
کد سوال : 49758
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر پولى به شخصى بدهيم كه لوازم اوليه كارش به قيمتى ارزانتر بخرد و مابه التفاوت را به ما بدهد,آيا مضاربه محسوب شده و حلال است يا پولى نزد كسى مى گذارد و بدون قيد و شرط, طرف ماهانه پول مى دهد;حلال است ؟
پاسخ : در قراردادهاى شرعى بايد مراعات مقرّرات بشود و طبق تعهدات عمل شود. مضاربه به اين شكل است كه شخصى مبلغى را به فرد ديگر مى دهد تا با آن كار بكند و در استفاده آن با هم شريك باشند. مى توانند درتعهدنامه و قرارداد قيد كنند كه على الحساب ماهانه مبلغى را به صاحب پول بپردازد.بنابراين هر كس بخواهد از پولش استفاده ببرد و نمى خواهد به كسى قرض الحسنه بدهد, بايد قرارداد مشخّص ومعيّن , چه با بانك و چه با غير بانك ببندد. بدون قراردادن نمى توان پولى را به كسى داد و بعد ماهانه چيزى را دريافت كرد.اگر كسى پولش را به صورت قرض الحسنه به شخصى بدهد و شرط كند كه بيشتر از مقدار مذكور به او برگرداند,ربا و حرام است .(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 215
کد سوال : 49759
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شوهر من براى گرفتن وام خريد تجهيزات از بانك به اين صورت عمل كرده است كه يك سرى اجناس را از فروشگاه خريده است و مدتى بعد به قيمتى گرانتر به همان فروشنده فروخته است با اين فاكتور خريد ازبانك وام گرفته است اين قضيه شرعاً مشكل ندارد؟ بانك به اين صورت وام مى
پاسخ : چون بانك هاى جمهورى اسلامى ايران با مراجعان بر اساس معاملات شرعى قرارداد مى بندند, بايداين قراردادها صدورى و ظاهرى نبشاد, بلكه بايد بر طبق قرارداد عمل شود. اگر شوهر شما تجهيزاتى لازم داشته باشد و بخواهد تهيه كند, مى تواند با بانك در اين رابطه قرار داد ببندد, حال با فاكتور جديد يابا آن فاكتور قديمى .(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 24 ص 271
کد سوال : 49760
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اين كه در قرآن به پيامبر خطاب شده كه : براى رضايت همسران , حلال را بر خود حرام نكن , يعنى مثلاً در مواردى كه براى مرد حلال است , نبايد رضايت همسر جلب شود, مثلاً مردى به خاطر رضايت همسر, از سفرتفريحى يا گردش , صرف نظر كند؟
پاسخ : آيه اوّل سورهء مباركهء تحريم چنين فرموده است : .در شأن نزول اين آيات روايات زيادى نقل شده است كه ما به صورت خلاصه مى گوييم : پيامبر گاه كه نزد زينب بنت حجش (يكى از همسرانش ) مى رفت , زنب او را نگه مى داشت و از عسلى كه تهيه كرده بود, خدمت پيامبر6ى آورد. اين كار به گوش عايشه رسيد و بر او گران آمد. وى مى گويد: با حفصه (يكى ديگر از همسران پيامبر) قرارگذاشتيم كه هر وقت پيامبر نزد ما آمد, فوراً بگوييم : آيا صمغ مغافير خورده اى ؟ مغافير شيرهء درختى بود كه بد طعم بود. پيامبر6مقيد بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان يا لباسش استشمام نشود, بلكه هميشه از بوى خوش و عظر استفاده مى كرد.به اين ترتيب روزى پيامبر6نزد حفصه آمد. او اين سخن را به پيامبر6گفت . حضرت فرمود: من مغافيرنخورده ام , بلكه عسلى نزد زينب نوشيدم . سوگند ياد مى كنم كه ديگر از آن عسل ننوشم , ولى اين سخن را به كسى مگو. (مبادا به گوش مردم برسد و بپندارند آن را تحريم كرده ام يا به گوش زينب برسد و دل شكسته شود).ولى سرانجام حفصه اين راز را فاش ساخت و بعداً معلوم شد اصل قضيه توطئه بوده است . پيامبر6سخت ناراحت شد و آيات فوق نازل شد و ماجرا را چنان پيايان داد كه ديگر اين گونه كارها در درون خانهء پيامبر6كرار نشود. حال با توجه به اين شأن نزول , دوباره به ترجمهء آيات دقت كنيد. مسئله و مشكل جواب داده و حل مى شود.(1)
کد سوال : 49761
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت على 7در پاسخ مردى كه براى او هديه آورده بود, دشنام داد: خدا مرگت دهد! آيا اورا به دادن رشوه متهم كرد؟
پاسخ : اميرالمؤمنين 7در خطبهء 224نهج البلاغه مى فرمايد:... از اين سرگذشت شگفت آورتر داستان كسى است كه نيمهء شب ظرفى سر پوشيده پر از حلواى خوش طعم و لذيذ به درب خانهء ما آورد, ولى اين حلوامعجونى بودكه من از آن متنفّر شدم . گويا آن را با آب دهان مار خمير كرده بودند. به او گفتم : هديه است يا زكات و يا صدقه ؟ كه اين هر دو بر ما اهل بيت حرام است . گفت : نه اين است و نه آن , بلكه هديه است . به او گفتم : زنان بچه مرده بر تو گريه كنند (خدا مرگت دهد)! آيا از طريق آيين خدا وارد شدى كه مرا بفريبى ؟ آيا دستگاه عقلت به هم ريخته (ديوانه شده اى )؟ يا هذيان مى گويى ؟ به خدا سوگند! اگر اقليم هاى هفت گانه را با آن چه در زير آسمان ها هست , به من بدهندكه با گرفتن پوست جويى از دهان مورچه اى , خدا را نافرمانى كنم , هرگز نخواهم كرد و اين دنياى شما از برگ جويده اى كه در دهان ملخى باشد, نزد من خوارتر و بى ارزش تر است . على را با نعمت هاى فناپذير و لذّت هاى نابودشدنى دنيا چكار؟!(1)دربارهء اين كه شخصى كه حلوا آورده بود, چه كسى بود, اختلاف هست . بعضى مى گويند اشعث بن قيس است كه مورد خشم امام 7آورد. امام 7از مقصد او آگاه گرديد و هديهء او را نپذيرفت , وگرنه قبول هديه از نظر اسلام ايرادى ندارد. پيامبر6هديه مى پذيرفت و امام 7هداياى گروهى از ياران خود را قبول نمود. حتى روزى يكى از علاقه مندانش حلوايى تهيه كرد و حضرت را دعوت نمود. امام 7از آن ميل نمود. آن گاه پرسيد: به چه مناسبت آن را تهيه كرده اى ؟ پاسخ داد: امروز نوروز است . امام 6از آن ميل نمود. آن گاه پرسيد: به چه مناسبت آن را تهيه كرده اى ؟ پاسخ داد: امروز نوروز است . امام 7خنديد و فرمود: اگر مى توانى همه روز را نوروز قرار ده . آرى اخلاق كريمانه و صفات نيك امام اجازه نمى دهد اگر كسى هديه اى را براى او آورد, دست رد به سينه اش بزند, اما هرگاه احساس مى كرد منظور از اين كار مطامع دنيوى و دست يافتن به اموال مسلمانان است , آن را به شدّت رد مى نمود.(2)اما در مورد كلماتى كه به ظاهر نفرين است و پيامبر يا امامان به اصحاب يا اطرافيان خود مى گفتن , اين ها هميشه در تمامى موارد براى بدگويى و نفرين نبوده است . اين جملات را در موارد يا به كار مى بردند. بنابراين معناى اصلى اين جملات مردا نيست , بلكه در موارد تأكيد, تعجب , استحسان , تعظيم و يا انكار به كارگرفته مى شده است .(3)در همين خطبه على 7به برادرش عقيل گفته استلا . امام حسن 7در بحث و گفت گو با مروان مى گويد: .(4)امام حسين 7به حرّ فرمود: .(5)(پـاورقى 1.نهج البلاغه خطبهء 224(پـاورقى 2.ناصر مكارم شيرازى , شرح و ترجمهء نهج البلاغه ج 2 ص 559(پـاورقى 3.مجمع البحرين , ج 1 ص 316(پـاورقى 4.بحارالانوار, ج 44 94و 95(پـاورقى 5.همان , ص 377
کد سوال : 49762
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا درست است كه مى گويند اگر زن و مرد كار كنند, روزى اى كه قرار بوده به دست مرد باشد,تقسيم مى شود؟ يعنى تلاش زن در كمك به مخارج زندگى بى تأثير است ؟
پاسخ : اين مطلب صحيح نيست . هر كس اعم از مرد و زن بايد تلاش كند و رزق و روزى را با كوشش وزحمت به دست آورد. اين كه در آيات و روايات آمده كه رزق و روزى به دست خدا است , به اين معنا است كه خداوند متعال زمينهء آن را فراهم كرده و اين انسان است كه بايد دانه را بكارد و زمين را آماده كند و در استحصال آن بكوشد تا روزى به دست آورد. اگر بنا باشد كه هر كس در خانهء خود بنشيند و اميد به رزق الهى داشته باشد, اين اميدبيهوده است . بنابراين هم مرد و هم زن و هم بچه ها رزق و روزى دارند و بايد آن را استحصال كرد, حال با كشاورزى يا با كارهاى ديگر. پيامبر فرمود: عياله كالمجاهد فى سبيل اللّه ; هر كس براى به دست آوردن رزق و روزى خود و زن و فرزند خود كوشش كند, مانند كسى است كه جهاد در راه خدا كرده است >.مام صادق 7فرمود: آبروى خود را حفظ كند و ديون خود را ادا نمايد>.(1)پيامبر6فرمود: .(2) باز فرمود: .(3)پيامبر6فرمود: .(4)كار و كوشش از برنامه هاى زندگى امام اميرالمؤمنين و امام باقر و امام صادق و ديگر ائمه و بزرگان است .(پـاورقى 1.همان , حديث 7206و 7208و 7209و 7218(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.همان .(پـاورقى 4.همان .
کد سوال : 49763
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا سرزده و بدون دعوت به خانهء برادر و خواهر و عمو و عمه رفتن اشكال دارد؟ آيا بدون اجازه وارد خانهء ديگران شدن اشكال دارد؟
پاسخ : از نظر اخلاقى شايد صحيح انسان بدون دعوت , به خانهء خويشان برود, ولى اشكال شرعى ندارد.خوب است آيات و ورايات را در اين زمينه متذكر شويم و بعد قضاوت كنيم .در وصاياى پيامبر6به على 7آمده است : 1 رفتن به سر سفره اى كه به آن دعوت نشده است ...>.(1)در روايت ديگر امام صادق 7از پيامبر6نقل مى كند: .(2)اين مطلب اخلاقى مخصوصاً در زمان ماكه مردم عادت به تجملات و حفظ آبرو دارند, بايد بيش تر مورد اهميت و تأكيد قرار گيرد, چه اين كه بدون خبر و سرزده اگر وارد بر كسى حتى بر خويشاوندان بشويم , شايد آمادگى نداشته باشند و خجالت زده و شرمنده شوند. ما تجملات بيش از اندازه را تأييد نمى كنيم , ولى فعلا, كه جامعه اينطور شده است و از آن گريزى نيست , لابد بايد مراعات بقيهء مسائل بشود.از طرفى در سورهء مباركهء نور در مورد غذا خوردن و استفاده از خانهء خويشان فرموده است : .(3)رواياتى كه تشويق به صلهء رحم و ديدار از خويشان مى كند, ما را بر آن مى دارد كه رفت و آمدها و رابطه هاى خويشاوندى بيش تر شود و به صورت ساده ديدارها تازه گردد.در اين زمان به جهت مشغله هاى فراوان و فراگير شدن تجملات و درگيرى با مسائل زندگى , ارتباطات خويشاوندى كم رنگ شده است كه آثار بد دنيوى و اخروى درد. بهتر است با تلفن زدن آنان را با خبر كرده و سر زده وارد نشويم , اما رابطه ها را بيشتر كنيم .(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 72 ص 444(پـاورقى 2.همان , ص 445(پـاورقى 3.نور (24, آيهء 61