کد سوال : 49584
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدت صيغه موقت چقدر بايد باشد؟
پاسخ : در عقد موقت همان طور كه از نامش پيدا است، بايد مدت تعيين شود، مثلاً صيغه نود و نه ساله اشكالى ندارد، اگر چه چنين مدتى حتى در ازدواج دائم به جز موارد استثناء تجربه نمىشود، چون زن و مرد معمولاً براى اين مقدار از عمر مجال زندگى مشترك را ندارند، ولى در صيغه و عقد موقت حتى چنين مدت طولانى مىتواند شرط شود، و اين عقد تبديل به دائم نخواهد شد. زيرا مىتوانند در صورت عدم رضايت به ادامه عقد، مدت باقى مانده را ببخشند يا عقد را تبديل به دائم كنند و يا از يك ديگر جدا شوند.(1)به اولين مسئله احكام نكاح و ا زدواج در توضيحالمسائل رجوع شود.پى نوشتها:1 - آية الله فاضل لنكرانى، استفتاءات، ج1، ص 436، مسئله 1544.
کد سوال : 49585
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با چه كسى مىتوان صيغه موقت خواند؟ آيا زن و يا دختر بودن شخص كه صيغه مىشود، فرقى دارد؟
پاسخ : ازدواج موقت و به تعبير معروف "زن صيغهاى" اگر چه چون ازدواج دائم در صدر اسلام رواج داشته و در بين مسلمانان امرى نيكو به شمار مىآمده، ولى اكنون به خاطر بعضى دلايل، متروك و كنار گذاشته شده است، گويا زنى كه به صيغه رو مىآورد، گناهى مرتكب شده است و يا مردى كه صيغه مىكند، هوس ران قلمداد مىشود! به هر حال باور بعضى از مردم امروز چنين است و اين عقيده به عنوان عقيدهاى ريشه دار و محكم در اذهان جامعه جا گرفته است، ولى در عين حال و به طور مخفى بعضى فرصت چنين كارى را پيدا مىكنند، حال آن كه اگر طبق برنامهاى مشخص و از مجراى قانونى باشد، نه تنها عيبى ندارد، بلكه ثواب خواهد داشت.چه كسى مىتواند مورد صيغه موقت باشد؟ طبق روال زن هايى كه شوهر ندارند و در عده طلاق نيستند مىتوانند با فردى كه از صلاحيت اخلاقى و شرعى برخوردار باشد، ازدواج موقت كنند.چرا صيغه بين دخترها معمول شده است؟ اين به چند دليل مىتواند باشد.1 - دخترى كه مورد صيغه اين و آن قرار گيرد، شانس ازدواج دائم را از دست خواهد داد.2 - دخترى كه بكارت خود را به واسطه عقد دائم از دست مىدهد، مصونيت بيشترى نسبت به ديگران از جهت التزام به امور زندگى پيدا خواهد كرد و شوهر نسبت به او مسئول خواهد بود.3 - هيچ پدر و مادرى اجازه چنين كارى را نخواهد داد و اصولاً دختر اگر متدين و نجيب و عفيف باشد، راضى به اين كار نخواهد شد.4 - جامعه امروزى چنين كششى را ندارد كه دختران مورد صيغه قرار گيرند.5 - دخترى كه صيغه مىشود، معمولاً نمىتواند در زندگى دائم فردى متعهد و وفادار بماند.علاوه بر اين در كلمات معصوم(ع) چنين وجود دارد كه صيغه كردن دختر كار پسنديدهاى نيست امام صادق(ع) فرمود: "اياكم و الابكار أن تزوجهن متعة؛ از صيغه كردن دختران (باكره) بپرهيزيد.(1) و در حديث ديگر حضرت فرمود: "متعه دختران كارى بزرگ است، پس از اين كار بپرهيزيد(2).لازم به ذكر است كه در شوهر كردن دختر باكره اذن و اجازه پدر يا جد پدرى منوط است.(3)پى نوشتها:1 - وسائل الشيعه، ج14، كتاب نكاح، ص 460، حديث 13.2 - همان، حديث 14.3 - توضيح المسائل مراجع مسئله 2376.
کد سوال : 49586
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من نذر كردم كه اگر برادر زادهام از بيمارى شفا يابد، به نيت او روزه بگيرم. آيا اين نذر صحيح است؟
پاسخ : اگر كسى صحيح نذر كند و متعلق نذرش راجع و معقول باشد، نذرش صحيح است و بايد به آن عمل كند و اگر عمل نكند، بايد كفاره بدهد.نذر صحيح به اين صورت است كه بگويد: براى خدا برگردن من باشد كه اگر برادرزادهام از بيمارى نجات يافت، من يك روز يا چند روز روزه بگيرم، يا فلان مقدار صدقه بدهم، يا چند جزء قرآن بخوانم، يا به مسجد كمك كنم و... در اين صورت نذر صحيح است، چون هم صيغه نذر صحيح است و هم متعلق نذر كه روزه گرفتن يا... باشد، مطلوب و پسنديده است.(1)اما اگر كسى صيغه عقد را صحيح نخواند، لازم نيست به آن نذر عمل نمايد. در مورد سؤال، عمل كردن به نذر واجب نيست، ولى خوب است.پى نوشتها: 1 - امام خمينى، تحريرالوسيله، ج2، ص 116؛ آيت الله فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج1، ص 368.
کد سوال : 49587
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مراحل پس از مرگ را توضيح دهيد.
پاسخ : دروازه آخرت، مرگ است. گرچه نام مرگ براى بسيارى هولانگيز است، ولى از ديدگاه اسلامى بسان يك تولد تازه است و وارد شدن در جهانى وسيعتر، همان طور كه كودك از دنياى تنگ رحم مادر پا به دنياى وسيعترى مىگذارد. قرآن مىفرمايد: "كل نفس ذائقة الموت و انما توفون أجوركم يوم القيامة؛(1) هر كس مرگ را مىچشد و شما پاداش خود را به طور كامل در روز قيامت دريافت خواهيد كرد" نيز: "و جاءت سكرة الموت بالحق ذلكما كنت منه تحيد؛(2) سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مىرسد (و به انسان گفته مىشود) اين همان چيزى است كه از آن مىگريختى".البته اين افراد با تقوا و افراد گناهكار در نحوه مردن بسيار فرق است.بعضى از مرگ مىترسند، ولى افراد با تقوا مىگويند:مرگ اگر مرد است، گو نزد من آىتا در آغوشش بگيرم تنگ تنگمن زاو جانى ستانم جاوداناو زمن دلقى ستاند رنگ رنگ(3)امام زين العابدين (ع) مىفرمايد: "در روز عاشورا هنگامى كه كار جنگ بالا گرفت، پدرم حسين(ع) و بعضى از يارانش چهرههايشان برافروختهتر و اعضاى بدنشان آرامتر و خونسرديشان بيشتر مىشد.بعضى به هم مىگفتند: ببينيد اينها اصلاً اعتنايى به مرگ ندارند".(4)مرحله پس از مردن عالم برزخ است، كه با بيرون آمدن روح از بدن آغاز مىشود و پايانش برپايى روز قيامت است: "و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون؛(5) و پشت سر آنان برزخى است تا روز قيامت كه برانگيخته مىشوند".پيامبر(ص) فرمود: "هنگامى كه يكى از شما از دنيا برود، جايگاه او صبح و شام به او عرضه مىشود.اگر از اهل بهشت باشد، جايگاهش در بهشت است و اگر از اهل دوزخ باشد، جايگاهش در دوزخ.به او گفته مىشود: اين جايگاه تو است. هنگامى كه خداوند تو را در قيامت مبعوث مىكند".(6)درباره آل فرعون مىفرمايد: "النار يعرضون عليها غدوا و عشياً؛(7) هر صبح و شام آتش بر آل فرعون عرضه مىشود". در حديث آمده است: "القبر اما روضة من رياض الجنة من حفر النيران؛(8)قبر باغى از باغهاى بهشت يا حفرهاى از حفرههاى دوزخ است".يكى از ويژگىهاى عالم برزخ، سؤال و جواب در قبر است. از امام زين العابدين(ع) نقل شده است: پيامبر(ص) در هر جمعه در مسجد به مردم نصيحت مىكرد و مىفرمود: "از پروردگارت، از پيامبر و از دينى كه به آن پاى بند بودى، از تو سؤال مىكنند و از امامى كه ولايتش را پذيرفتهاى و از كتابى كه آن را مىخواندى و از عمرت كه چگونه و در چه راهى مصرف كردى و از اموالت كه از كجا به دست آورد. پس جانب احتياط را نگه داريد و درباره خود بيانديشيد".(9)ويژگى ديگر عالم برزخ، فشار قبر است. پيامبر(ص) هنگان دفن سعد بن معاذ فرمود: "هيچ مؤمنى نيست مگر اين كه فشارى در قبر دارد".(10)در حديث ديگر آمده است:"فشار قبر براى مؤمن كفاره ضايع كردن نعمتها است".(11)برپايى قيامتشروع قيامت با نفخ صور است و همه مردهها زنده مىشوند و نامه اعمال افراد به آنان داده مىشود. با در دست داشتن پرونده اعمال، همه به سوى بازرسىها حركت مىكنند و هيچ كس به فكر ديگرى نيست.آياتى كه بيانگر اين مطالب است: "و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد؛(12) در صور دميده ميشود. اين روز وعدهها سخت است"."ان كانت الا صيحة واحدة فاذا هم جميع لدينا محضرون؛(13) يك صيحه بيش نيست. ناگهان همگى نزد ماحاضر مىشوند"."فاذا جاءت الصاخة يوم يفر المرء من أخيه؛(14) هنگامى كه صداى عجيب و مهيب بيايد. هر كس از برادرش فرار مىكند (هر كس به فكر خودش است")."القارعةما القارعة وما ادراكما القارعة يوم يكون الناس كالفراش المبثوث؛(15) آن حادثه كوبنده چه حادثه كوبندهاى است! تو چه مىدانى كه آن چيست؟ روزى كه مردم مانند پروانههاى پراكنده به هر سو مىدوند".از مجموع اين آيات استفاده مىشود كه آغاز جهان ديگر به صورت ناگهانى و با يك صيحه رخ مىدهد.هنگامى كه نامه عمل پيش روى انسان گذارده مىشود، گناهكاران در حال ترس و لرز مىگويند: اى واى برما! اين چه پروندهاى است؟! همه اعمال از ريز و درشت در آن ثبت است: "وضع الكتاب فترى المجرمين مشفقين مما فيه و يقولون يا ويلتناما لهذا الكتاب لا يغادر صغيره و لا كبيرة الا احصاها؛(16) كسانى كه نامه اعمالشان به دست راستشان داده مىشود، بهشتى اند و آنان كه به دست چپشان داده شود، اهل جهنم خواهند بود".(17)مسئله مهمى كه در روز قيامت وجود دارد، احضار عمل و تجسم اعمال است. اعمال خوب به صورت زيبا و قشنگ مجسم مىشود و اعمال بد به صورتهاى زشت تجسم پيدا مىكند: "يوم تجد كل نفسما عملت من خير محضراً؛(18) روزى كه هر كس آن چه را از كار نيك انجام داده است، حاضر مىبيند".در تفسير عياشى از امام باقر(ع) نقل شده است: "هر بندهاى كه از پرداختن زكات امتناع ورزد، خداوند آن اموال را مبدل به اژدهايى آتشين مىكند كه مانند طوق بر گردن او قرار مىدهند".(19)"و وفيت كل نفسما عملت و هو اعلم بما يفعلون؛(20) به هر كس آن چه انجام داده است. به طور كامل تحويل داده مىشود و خدا نسبت به اعمال آنان آگاهتر است".جزا و پاداش در آخرت، همان اعمال خوب يا بد دنيوى است، اما به شكل اخروى و تجسم يافته:"انما تجزونما كنتم تعملون؛(21) آن چه را كه در دنيا عمل كردهايد، جزا و پاداش مىبينيد"."و لا تجزون الاما كنتم تعملون؛(22) جزا داده نمىشويد مگر به اعمالتان".مرحوم علامه طباطبايى (ره) در ذيل آيه هفتم سوره تحريم مىگويد: "عذابى كه شما گرفتار آن مىشويد، همان عمل سوء و بد شما است كه انجام دادهايد و امروز حقيقت آن ظاهر و آشكار شده است".(23) اعمال بد به صورت موجوداتى زشت و زننده و موذى و ناراحت كنند، و اعمال خوب به صورت موجوداتى زيبا و جالب و دلپذير و روحبخش ظاهر مىگردد و همراه صاحبانشان خواهند بود.از آن بهشت و جهنم شروع مىشود كه توضيح آن فرصتى ديگر را مىطلبد.پى نوشتها:1 - آل عمران(3) آيه 185.2 - ق (50) آيه 19.3 - ناصر مكارم، پيام قرآن، ج5، ص 439.4 - ناصر مكارم، پيام قرآن، 441، به نقل از معانى الاخبار، ص 288.5 - مؤمنون (23) آيه 100.6 - پيام قرآن، ج5، ص 450.7 - مؤمن(40)، آيه 46.8 - بحارالانوار، ج6، ص 218.9 - پيام قرآن، ج5، ص 467، به نقل از بحارالانوار، ج6، ص 223.10 - همان، ص 469، به نقل از بحار، ج6، ص 221.11- همان.12 - ق (50) آيه 20.13 - يس (36) آيه 53.14 - عبس (80) آيه 33.15 - قارعه (101) آيه 1 به بعد.16 - كهف (18) آيه 49.17 - واقعه (56) آيات 27 به بعد.18 - آل عمران(3) آيه 30.19 - پيام قرآن، ج6، ص 125، به نقل از تفسير عياشى، ج1، ص 207.20 - زمر (39) آيه 70.21 - طور (52) آيه 16.22 - يس (36) آيه 54.23 - پيام قرآن، ج6، ص 132، به نقل از الميزان، ج19، ص 388.
کد سوال : 49588
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در خصوص قضيه فدك و حجادثه شكستن پهلوى فاطمه زهرا3توضيح دهيد.
پاسخ : فدك روستايى در اطراف مدينه بود كه چشمه ها و باغ هاى نخل فراوان در آن بود و در سال هفتم هجرت بدون جنگ و خونريزى به دست پيغمبر اسلام افتاد و چون پيغمبر6خيبر را بگشود خداوند آن چنان رعبى در دل يهود فدك افكند كه خود به نزد حضرت آمده فدك را تسليم نمودند و حضرت آن را به خودشان سپرد كه در آن كار كنند و نيمى از محصول آن را به حضرت بپردازند و فك هم چنان ملك پيغمبر6بود; زيرا آن از املاكى بوده كه به جنگ و لشكركشى بدست مسلمانان نيفتاده بود كه جزء بيت المال باشد. رسول خدا6اين قريه را درحيات خود به فاطمه 3بخشيد. گروهى از مفسران و محدثان ذيل آيه (1) نوشته اند چون اين آيه نازل شد پيغمبر6فدك را به فاطمه 3بخشيد. پس از رحلت پيامبر اكرم 6 ابوبكر گفت : آن چه به عنوان فئى در تصرف پيامبر6بود, جزء بيت المال مسلمانان است و اكنون بايد در دست خليفه باشد. بدين جهت عاملانِ فاطمه 3را از دهكده فدك بيرون راندند.(2) و بدين صورت فدك كه حق فاطمه زهرا3بود غصب شد.به هر حال نزد مسلمانان صدر اسلام امرى واضح و روشن بوده كه فدك حق فاطمه زهرا3بود و از او غصب شد. اما حادثه جانگذاز شكستن پهلوى فاطمه زهرا6به يك روايت اين گونه آمده است : بعد از آن كه همه باابوبكر بيعت كردند, عمر به ابوبكر گفت همه به جز على 7با تو بيعت كرده اند شخصى را بفرست و او را احضار كن .ابوبكر قنفذ را فرستاد و هربار آن حضرت از بيعت با ابوبكر امتناع نمود. عمر خشمگين شد و همراه خالدبن وليد وقنفذ به سوى خانه حضرت زهرا3روان شد و هيز طلبيد و درب منزل فاطمه زهرا6را به آتش كشيد. سپس بايك لگد درباز شد و ناگاه فاطمه زهرا3فرياد كشيد: .عمر شمشيرش را كه در نيام بود, بالا برد و به پهلوى حضرت زهرا3ضربه زده ناله حضرت زهرا3بلند شد.عمر با اين ضربه پهلوى فاطمه زهرا3را شكست و محسن فاطمه 3سقط شد و به شهادت رسيد. فاطمه زهرا3رياد زد فضه مرا درياب . بعد از مدتى فاطمه زهرا3بر اثر ضربه هاى اين جفاكاران به شهادت رسيد و به سوى پدربزرگوار خويش شتافت .(3) (پـاورقى 1.روم (30 آيهء 38(پـاورقى 2.سيد جعفر شهيدى , زندگانى حضرت فاطمه زهرا3 ص 114(پـاورقى 3.ره توشه راهيان نور, ويژه ماه مبارك 1375 ص 555و 556
کد سوال : 49589
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علت اساسى در خواب غفلت ماندن براى نماز صبح چيست ؟
پاسخ : بزرگترين عاملى كه از انسان سلب توفيق مى كند و انسان موفق به اقامه فرايض نمى شود, گناه است .گناه موجب مى شود انسان دچار غفلت شود و انسان غافل از بسيارى توفيق ها محروم مى شود. در قرآن كريم شيطان به عنوان منع كننده از نماز و بطور كلى ذكر خداوند معرفى شده است .(1)اعمال انسان اگر شيطانى بود, دل دچار غفلت مى شود و اين انسان توفيق اقامه نماز شب را ندارد, توفيق اقامه نماز صبح را ندارد. از اين رو بايد سعى كردد گوهر جان را به گناه و ستم و مال حرام آلوده نكرد تا امكان عبادت به راحتى ميسور گردد و ظرف و بستر مناسب مهيا شود و توفيق اقامه نماز صبح از انسان سلب نشود. انسان سعى كند باوضو بخوابد و با شكم پر نخوابد, به محاسبه اعمال روزانه خود بپردازد, به تدريج بر توفيقات او افزوده مى شود. دراين مسير نه تنها سقوط نمى كند بلكه به سمت تعالى و كمال حركت مى كند.(پـاورقى 1.مائده (5 آيهء 91
کد سوال : 49590
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : توضيح مختصرى در خصوص زندگينامهء امام حسن 7و امام حسين 7بدهيد و توضيح دهيد چراروضه امام حسن 7كمتر خوانده شود.
پاسخ : پيشواى دوم جهان تشيع امام حسن 7نخستين ميوه پيوند فرخنده حضرت على 7با دختر گرامى پيامبر اسلام 6 فاطمه زهرا3بود كه در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود.امام حسن 7از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد; زيرا او تقريباً هفت سال بيشتر نداشت كه پيامبراسلام 6رحلت نمودند. پس از رحلت پيامبر6تقريباً سى سال در كنار پدرش اميرمؤمنان 7قرار داشت وپس از شهادت على 7(در سال 40هجرى ) به مدت ده سال امامت امت را بر عده داشت و در سال 50هجرى باتوطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48سالگى به درجه شهادت رسيد و در قبرستان بقيع در مديه مدفون گشت .(1)امام حسين 7در سوم شعبان سال چهارم هجرى در شهر مدينه ديده به جهان گشود. او دومين فرزند على 7وفاطمه زهرا3بود. حسين بن على 7در دوران عمر خود به شجاعت و آزادگى و ايستادگى در برابر ظلم و ستم شهرت داشت .امام حسين 7مدت شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوار خود سپرى كرد و پس از رحلت آن حضرت , مدت سى سال در كنار پدرش حضرت على 7زندگى كرد و در حوادث مهم دوران خلافت ايشان به صورت فعال شركت داشت . پس از شهادت امير مؤمنان 7مدت ده سال در صحنه سياسى و اجتماعى در كنار برادربزرگوار خويش امام حسن 7قرار داشت و پس از شهادت امام حسن 7به دمت ده سال , در اوج قدرت معاويه ,بارها با وى به مخالفت برخاست وپ س از مرگ وى نيز در برابر حكومت پسرش يزيد قيام كرد و در محرم سال 61جرى در سرزمين كربلا به شهادت رسيد.(2)روضه امام حسن 7نسبت به روضهء امام حسين 7كمتر خوانده مى شود چون همه معصومين حتى امام حسن 7توصيه به ذكر مصيبت امام حسين 7نمودند. اما روضه امام حسن 7نسبت به ساير ائمه كمتر خوانده نمى شود, بلكه شايد بيشتر هم خوانده شود و در مقايسه با امام حسين 7براى ديگر معصومين : هم به اندازه آن حضرت روضه خوانده نمى شود, چون عظمت و شدت مصيبت امام حسين 7به حدّى است كه ائمه همه توصيه وتأكيد بر ذكر مصيبت آن حضرت نمودند.(پـاورقى 1.مهدى پيشوايى , سيره پيشوايان , ص 87(پـاورقى 2.مهدى پيشوايى , سيره پيشوايان , ص 143
کد سوال : 49591
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يوگا طريقى عرفانى است كه موجب پيوند بين ذهن و روح و جسم فانى مىشود. اخيراً اين دانش به عنوان يك فرهنگ در ايران به صورت كتاب چاپ و منتشر شده است. يوگا با تمرينات انسان را به آرامش و تعادل روحى مىرساند و حتى براى تمركز و ذكر و حضور قلب در نماز و مطالعه و
پاسخ : يوگا نحوهاى از آداب عرفانى و تربيتها و رياضتهاى بدنى و فكرى است كه هدف آن رسيدن به "موكشا" يعنى رسيدن به (نجات) است. نيز به مكتب فلسفى خاصى هندوان، يوگا مىگويند كه اساسش مبتنى بر اعتقاد به جدايى بين ماده و روح است. آن چه متضمن رياضتهاى يوگا است، مشتمل بر تربيت منازل و مقاماتى است كه پيمودن آنها شرط وصول به (نجات) خوانده مىشود. بعضى از اين مقامات جنبه سلبى دارد و عبارت است از پرهيز و اجتناب از بعضى امور. بعضى ديگر جنبه ايجابى دارد و مشتمل است بر اجراى بعضى مناسك و آداب. اساس رياضتهاى يوگا عبارت است از التزام به خلوت نشينى، مداومت در روزه؛ تمركز حواس، حبس نفس، تفكر و ذكر. البته رياضتهاى بدنى در حكم مقدمه براى اذكار روحانى است كه (نجات) از آن حاصل مىشود، ولى به هر حال نجات واقعى و نهايى فقط پس از مرگ حاصل مىشود.(2)در عرفان اسلامى نيز از بعضى رياضتهاى مذكور براى تربيت نفس استفاده مىشود، ولى بعضى از رياضتهاى يوگا مخالفت با رياضتهاى شرعى اسلامى است. مانند حبس يا اذيت كردن بدن. به اضافه اين كه هدف در عرفان اسلامى رسيدن به خدا و لقاى الهى است، ولى در رياضتهاى هندى، هدف رسيدن به كمالات نفسانى و به تعبير ديگر (نجات) است. البته تأثير رياضتهاى اسلامى و رياضتهاى هندى، آرامش روح و روان و كم شدن غم و غصهها و تعادل روحى و تمركز حواس است. در اين آثار هر دو مشتركند، اما نحوه رياضت و هدف رياضت در يوگا با عرفان اسلامى فرق مىكند.پى نوشتها:1 - همان، به نقل به از بحار، ج74، ص 307.2 - دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج2، ص 3374.
کد سوال : 49592
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ظاهراً اويس قرنى ازدواج نكرده و عمر خود را صرف نگه دارى از مادر نابيناى خود كرده است. از اين رو پيامبر از او تمجيد كرده، در حالى كه سنت پيامبر ازدواج است. آيا اين دو با هم تنافى ندارد؟
پاسخ : "اويس بن عامر مرادى قرنى" از بزرگان تابعين است. شخصيتى كه لباس فقر را به مناعت طبع و عزت نفس خويش زيور نموده و باديه نشينى را با كمال معرفت ايمان و فقه و روايت همراه كرده است. پيامبر درباره او فرمود: "انى لأجد روح الرحمن من قبل اليمن و تفوح روايح الجنه من قبل قرن و اشوقاه اليك يا اويس؛ بوى خوش الهى را از جانب يمن مىشنوم و نسيمهاى عطرآگين بهشتى را از جانب قرن استشمام مىكنم. وه چقدر به تو شوق دارم، اى اويس!". پيامبر (ص) فرمود: "در ميان امت من كسانى اند كه از برهنگى نتوانند به مسجد يا نمازگاه خود حاضر شوند و ايمان شان آنها را اجازه ندهد كه دست نياز به كسى دراز كنند. از جمله آنها اويس قرن و فرات بن حيان است."وى در ميان مسلمانان - از عامه و خاصه - به ايمان و تقوا شهرت داشته و كسى دربارهاش اختلافى نداشته است. عبدالرحمن بن ابى ليلى گويد: "در جنگ صفين مردى از اهل شام در برابر لشكر اميرالمؤمنين (ع) فرياد زد كه آيا اويس قرنى در ميان شما است؟ گفتند: آرى، از او چه مىخواهى؟ گفت: از رسول خدا شنيدم كه فرمود: اويس قرنى از بهترين تابعين است. سپس عنان اسبش را برگردانيد و به طرف شكر على(ع) آمد و جزء لشكريان حضرت شد". موقعى كه اويس در يمن بود، شتربانى مىكرد و مادر پيشرش را سرپرستى مىنمود. وقتى سخت مشتاق ديدار پيامبر(ص) شد، از مادر اجازه گرفت تا به حجاز آيد حضرت را زيارت كند. مادر اجازه داد، ولى گفت: اگر پيغمبر را در مدينه نديدى، بيش از نيم روز در مدينه نمان. اويس آن راه طولانى را پيمود و به مدينه و به خانه پيامبر(ص) آمد، ولى آن روز حضرت در مدينه نبود. وى به حضرت ابلاغ سلام نمود و عذر خود را گفت و بازگشت. چون پيغمبر(ص) بازگشت، پرسيد كسى به خانه ما آمده است؟ گفتند: آرى، شتربانى از يمن به نام اويس آمد. فرمود: آرى اين نور اويس است كه در خانه ما به هديه گذاشته است.(1) اويس در جنگ جمل در ركاب اميرالمؤمنين(ع) و در جنگ صفين نيز شركت كرد و در آن جا به شهادت رسيد. به اويس قرنى گفتند: حالت چطور است؟ گفت: چگونه باشد حال كسى كه چون صبح شود، نداند تا شب زنده است و چون شب شود، نداند كه تا صبح زنده است.(2) درباره اين كه اويس قرنى ازدواج كرده يا نه، مطلبى را نيافتيم. پى نوشتها: 1 - سيد مصطفى دشتى، معارف و معاريف، ج1، ص 563، به نقل از اسد الغابه.
کد سوال : 49593
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با مراجعه به كميته امداد براى كمك مالى براى عمل جراحى فرزندم گفتهاند: عمل جراحى را انجام بده و بعد فاكتورهاى آن را به كميته ارئه بده تا كمك كنيم و گرنه طبق مقررات كميته امداد نمىتوانيم به شما كمك كنيم. لطفاً ما را يارى كنيد.
پاسخ : خداوند متعال فرزندتان را شفا عنايت فرمايد. همان طورى كه از نامه كميته امداد برمىآيد، براساس ضوابط به صورت موردى مىتوانند به شما كمك كنند. بامراجعه به بيمارستان يا با قرض كردن پول، عمل جراحى را انجام دهيد و فاكتورها را براى كميته امداد ببريد تا نشاءالله مشكلات شما حل شود. راه ديگرى براى ما مقدور نيست. خداوند همه مريضان را شفا عنايت فرمايد.