• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49494
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانشجوى دوره كارشناسى رشته ادبيات فارسى هستم. آيا مى توانم پس از گرفتن مدرك ليسانس براى طلبه شدن در حوزه علميه قم ثبت نام كنم؟ در صورت امكان لطفاً تاريخ ثبت نام وش رايط آن و هم چنين آدرس حوزه علميه خواهران را ذكر نماييد تا مكاتبه نمايم؟
پاسخ : خواهر گرامى! شرايط و مقرراتى براى طلبه شدن در جامعة الزهراى قم يا هر حوزه علميه ديگر وجود دارد كه اگر آن شرايط را داشته باشيد مى توانيد ثبت نام كنيد و هيچ مانعى براى تحصيل شما نخواهد بود. فرم شرايط و تاريخ ثبت نام حوزه علميه خواهران (جامعة الزّهرا(ع)) قم براى شما ارسال مى گردد كه شما مى توانيد دراين خصوص براى دريافت اطلاعات بيشتر با آن جا مكاتبه فرماييد.
کد سوال : 49495
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : زنا، لواط، استمنا و هوسرانى‏هاى مختلف مرتكب شده‏ام چنان چه توبه كنم توبه‏ام قبول است؟
پاسخ : برادر گرامى! آلودگى به گناه و بى باكى در معاصى و ارتكاب محرمات شرع انور و شكستن حرمت مقام ربوبى الهى بسيار زشت و بدبختى آور است. انجام عمل خلاف شرع موجب تباهى انسان و باعث فنا و هلاكت او است. امام باقر(ع) فرمود: "ما من نكبة تصيب العبد الا بذنب؛ هيچ نكبتى دامن گير شخص نيم شود مگر به واسطه گناهى كه مرتكب شده است".(1)امام على(ع) مى فرمايد: "خداوند آسايش و زندگى راحت هيچمردمى را نمى‏گيرد مگر به علت گناهانى كه مرتكب شده‏اند، خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمى‏كند".(2)گناه صرف نظر از خطراتى كه براى جهات فردى و اجتماعى دارد اصولاً بزرگ‏ترين عامل انحطاط و سقوط انسانيت است، انسان گناه كار هرگز از مزاياى افتخارآميز بشريت و تكامل انسانى برخوردار نيست، پليدى گناه حجاب نورانيت دل و صفاى باطن است، گناه كار قبل از اين كه به جامعه يا به شخص خود ضربه‏اى وارد كند شخصيت خود را ساقط مى‏نمايد و انسانيت خود را مى كشد. كسى كه عاشق فضايل انسانى و آزاد مردى است بايد از پليدى گناه مبرى و منزه باشد. على(ع) مى فرمايد: "كسى كه به كرامت نفس و شرافت آدمى علاقه دارد حتماً بايد از گناه بپرهيزد".(3) و در حديث ديگر فرمود: "آزاد مرد كسى است كه تمايلات غير مشروع خود را ترك كند".(4) و در جاى ديگر فرمود: "ما زنى غيور قطّ؛ غيرت‏مند و جوان مرد هرگز زنا نمى‏كند".(5)قرآن كريم در مورد زنا مى فرمايد: "ولا تقربوا الزّنا انّه كان فاحشة و ساء سبيلاً؛ نزديك زنا نشويد كه كار بسيار زشت و بد راهى است".(6) زنا از گناهان كبيره است و آثار و عواقب بسيار خطرناك دنيوى و اخروى به دنبال دارد. امام صادق(ع) مى فرمايد: "زنا شش اثر دارد: سه اثر در دنيا، سه اثر در آخرت. اما آثار دنيويه زنا: آبرو را مى برد، رزق را كم مى كند، مرگ را نزديك مى كند، و آثار اخرويه آن: غضب پروردگار، سختى حساب و دخول در آتش و جاودان ماندن در آن".(7)در جاى ديگر حضرت از رسول خدا(ص) حديث كرده كه فرمودند: "كسى كه با زن مسلمان يا زن يهودى، يا نصرانى يا مجوسى، آزاد يا كنيز زنا كند، پس توبه نكند، و با اصرار به اين گناه از دنيا برود خداوند در قبرش سيصد درب عذاب را باز مى فرمايد كه از هر در مارها و عقرب‏ها و افعى هايى از آتش بيرون مى ايند و اين آدم تا روز قيامت مى سوزد، و چون از قبرش بيرون شود از بوى گندش مردم اذيّت مى شوند، و به اين بوى گند شناخته مى شود، و دانسته مى شود كه زناكار است. تا اين كه امر مى شود او را به آتش برند".(8)اميرمؤمنان(ع) مى فرمايد: "در روز قيامت به امر خدا بوى گندى وزيده مى شود كه تمام اهل محشر ناراحت مى شوند تا اين كه نفس كشيدن بر آن‏ها مشكل مى گردد، پس منادى ندا مى كند آيا مى دانيد اين بوى گند چيست؟ گويند نمى‏دانيم و سخت ناراحتمان كرده، پس گفته مى شود: اين بوى عورت زناكاران است كه بدون توبه از دنيا رفته‏اند پس آن‏ها را لغنت كنيد كه خدا آن‏ها را لعنت كرده پس كسى نمى‏ماند در محشر مگر اين كه آن‏ها را نفرين مى كند و مى گويد خدايا زناكاران را لعنت فرما".(9) حضرت رسول(ص) فرمود: "كسى كه با زن شوهر دار زنا كند پس در جهنم از عورت هر دو چرك خارج مى شود، به مقدار پانصد سال راه و اهل جهنم از بوى گند آن دو در اذيت خواهند بود و عذابشان از همه شديدتر است".(10) لواط نيز مانند زنا از گناهان كبيره است و حرمت و عقوبتش از زنا شديدتر است. رسول خدا(ص) فرمود: "كسى كه با پسرى جمع شود روز قيامت جنب وارد محشر مى شود و آب دنيا او را پاك نمى‏كند و خشم خدا بر او است و او را لعنت فرموده، دوزخ را برايش آماده مى فرمايد و بدجايگاهى است. هرگاه كسى لواط كند عرش خدا به لرزه در آيد و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برايش آماده مى كند و ملوط (مفعول) را در كنار جهنم نگه مى دارند تا خلايق از حساب فارغ شوند، پس او را در جهنم مى اندازند و در طبقات دوزخ هميشه معذب خواهد بود".(11)در زمان عمر غلامى كه مولاى خودش را كشته بود پس از اقرار، عمر امر به كشتنش نمود، حضرت اميرالمؤمنين(ع) از غلام پرسيد چرا مولاى خود را كشتى؟ عرض كرد به زور با من لواط كرد پس او را كشتم. حضرت از اولياى مقتول پرسيد آيا او را دفن كرده‏ايد؟ گفتند: آرى هم اكنون از دفنش مى آئيم پس به عمر فرمود غلام را تا سه روز نگهدار. پس از سه روز از اولياى مقتول حاضر شوند. پس از سه روز حضرت به اتفاق عمر و اولياى مقتول بر سر قبرش آمدند از اوليايش سؤال كرد اين قبر ميت شما است؟ گفتند: آرى. فرمود: قبر را بشكافيد تا بلحد برسد، چون بلحد رسيدند و آن را برداشتند، جنازه را نديدند، حضرت تكبير گفت و فرمود: به خدا قسم دروغ نگفتم. شنيدم از رسول خدا(ص) فرمود: هر كس از امت من عمل قوم لوط را مرتكب شود و بدون توبه از دنيا برود پس در قبرش بيش از سه روز نمى‏ماند تا اين كه زمين او را فرو مى برد و به جايى كه قوم لوط هستند و هلاك گرديده‏اند ملحق مى نمايد. پس در زمره ايشان محشور مى شود".(12)بنابراين زنا و لواط و بى عفتى و بى بندوبارى جنسى فاسد كننده دنيا و آخرت است و كسى كه خداى نكرده مرتكب چنين اعمال شنيع شده واجب و لازم است فوراً نادم شده و توبه كرده و به سوى خداوند باز گردد تا خود را از منجلاب بدبختى نجات دهد. رسول اكرم(ص) فرمود: "هر مرضى دارويى دارد و داروى گناهان استغفار و طلب عفو از پيشگاه ذات پاك الهى است".(13) توبه كه به معنى پشيمانى واقعى از معصيت است موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگى پاك و تيرگى را مبدّل به روشنايى مى سازد.گناه هر چه باشد قابل توبه است و توبه از آن در درگاه الهى پذيرفته مى شود به شرط آن كه توبه حقيقى باشد يعنى انسان از عمق دل توبه كرده باشد. مكتب تربيتى اسلام تمام آلودگان به گناه را دعوت مى كند كه براى اصلاح خويش و جبران گذشته از در توبه كه درب رحمت الهى است وارد شوند و سعادت خود را باز يابند.امام زين العابدين(ع) در مناجات زيباى خود مى فرمايد: "معبود من تو كسى هستى كه به روى بندگانت درى به سوى عفو گشوده‏اى و نامش را توبه نهاده‏اى و فرموده‏اى باز گرديد به سوى خدا و توبه كنيد، توبه خالص حال كه اين در رحمت باز است عذر كسانى كه از آن غافل شوند و توبه نكنند چيست؟".(14)توبه هرگاه واقعى باشد و از اعماق جان برخيزد و انسان از كرده خويش پشيمان شود مقبول در گاه خدا مى شود و آثار و بركات توبه نمايان مى گردد. توبه كار واقعى خود را از مجالس گناه دور مى دارد و از عواملى كه گناه را وسوسه و تداعى مى كند برحذر مى باشد و خود را در پيشگاه خدا شرمنده مى بيند و همواره در صدد كسب رضاى او مى باشد. خداوند نه تنها توبه را مى پذيرد بلكه توبه كار واقعى را دوست دارد. لذا شما مسلماً توبه كنيد و مصمّم باشيد كه ديگر از اين كارها نكنيد چون عواقب بيسار خطرناك و نابود كننده دارد و مطمئن باشيد كه ان شاءاللَّه خداى مهربان توبه شما را خواهد پذيرفت. ضمناً براى نامزد خود هم بايد عقد شرعى خوانده شود و قبل از عقد حتى يك كلمه هم با او حرف‏هاى محرك نزنيد چون حراماست و تا عقد خوانده نشود مثل ساير زنان بر شما نامحرم است. "خداوندا همه ما را بيامرز".پى نوشت‏ها: 1. محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 2، ص 269، حديث 4.2. محمد تقى فلسفى، كودك، ج 1، ص 16 (المستطرف، ج 2، ص 461).3. همان، ص 11 (ارشاد مفيد، ص 141).4. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 74، ص 237.5. نهج البلاغه (فيض الاسلام) كلمات قصار، شماره 297، ص 1222.6. اسراء (17) آيه 32.7. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 76، ص 22، حديث 17.8. محمد بن حسن حرعاملى، وسايل الشيعه، ج 14، ص 242، حديث 1 از باب 9.9. همان، ص 243، حديث 1 از باب 10.10. عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 1، ص 182.11. محمد بن حسن حرعاملى، وسائل الشيعه، ج 14، حديث 1 از باب 17 و 252، حديث 1 از باب 18.12. عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 1، ص 205.13. محمد رى شهرى، ميزان الحكمه، ماده ذنب، شماره 6655، ج 2، ص 997.14. آيت اللَّه مكارم شيرازى، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 218.
کد سوال : 49496
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اقوال مختلفى در مورد شهادت حضرت على(ع) هست؛ كدام صحيح است؟
پاسخ : از تاريخ به دست مى آيد عبدالرحمن بن ملجم مرادى، برك بن عبداللَّه تميمى و عمروبن بكر تميمى تصميم گرفتند على(ع) و معاويه و عمروعاص را از ميان بردارند. عبدالرحمن بن ملجم براى كشتن على(ع) حركت كرد و در روز بيستم ماه شعبان سال چهلم هجرى وارد كوفه شد و در منزل اشعث بن قيس فرود آمد و يك ماه در آن جا ماند و هر روز به تيز كردن شمشيرش مى پرداخت. در همان جا با دخترى از خوارج به نام قطام كه از زيباترين دختران كوفه و به گفته مسعودى، دختر عموى ابن ملجم بود و پدر و برادرش در نهروان به دست على(ع) كشته شده بودند، آشنا شد و عاشق وى گرديد و از او خواستگارى كرد. قطام گفت: با كمال ميل همسرى تو را مى پذيرم، به شرطى كه سه هزار درهم و يك غلام و كنيز و كشتن على بن ابى طالب(ع) را مهرم قرار دهى. ابن ملجم گفت: تصور نمى‏كردم مرا بخواهى و قتل على(ع) را به من پيشنهاد كنى، قطام گفت: سعى كن او را غافلگير كنى، در صورتى كه او را بكشى هر دو انتقام خود را گرفته‏ايم و روزگار خوشى خواهيم داشت و اگر در اين راه كشته شوى، جزاى اخروى و آن چه خداوند براى تو ذخيره كرده، از نعمت‏هاى اين جهان بهتر و پايدارتر است. ابن ملجم گفت: بدان كه من براى همين كار به كوفه آمده‏ام.قطام گفت: من هم جمعى از قبيله خود را با تو همراه مى كنم، و مرد ديگرى از خوارج به نام وردان بن مجالد را با وى همراه ساخت. ابن ملجم با يكى ديگر از خوارج به نام شبيب بن بجره از قبيله اشجع ديدار كرد و او را به همكارى راغب ساخت. در روز سيزدهم ماه رمضان به مسجد كوفه آمدند و با قطام كه در مسجد معتكف بود، ديدار كردند واو مجاشع بن وردان بن علقمه را نيز به آنان معرّفى و همراه كرد و در شب عمليات يعنى نوزدهم ماه رمضان با دستمال حرير سرهاى هر سه را بست و آنان شمشيرهاى خود را به دست گرفته، با كسانى كه در مسجد مى ماندند، به سر بردند و در مقابل در معروف به باب السده نشستند. هنگامى كه على(ع) وارد مسجد شد و به نماز ايستاد، وقتى به سجده رفت، ابن ملجم در حالى كه فرياد مى زد: للَّه الحكم يا على لالك با شمشير زهر آلود ضربتى بر سر مبارك حضرت وارد ساخت. از قضا اين ضربت بر محلى اصابت كرد كه شمشير عمروبن عبدود در جنگ خندق فرود آمد. و فرق او را تا پيشانى شكافت. همين ضربت باعث شهادت حضرت شد.(1)پى نوشت‏ها: 1. فروغ ولايت، جعفر سبحانى، ص 697، با تلخيص.
کد سوال : 49497
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدت يكى دو سال است كه عده اى در كردستان شورش و بلوا به پا مى كنند و نام جوانان كرد را بدنام مى كنند. ما چكار كنيم كه از اين عده به حساب نياييم ؟
پاسخ : معلوم است كه عصبانيت براى شما به صورت يك عادت در آمده است . بهترين راه ترك عادت , , و است . بنابراين براى ترك عادت خود به نكات زير توجه كنيد: 1 قبل از انجام هر كار يا قرار گرفتن در هر موقعيتى , به خودتان بگوييد كه هيج عاملى نمى تواند شما را از كوره به در ببرد.2 ببينيد چه چيزهايى سبب تحريك شما شود. سعى كنيد از قرار گرفتن در اين موقعيت ها پرهيز كنيد. 3 شب ها پيش از خواب , ده دقيقه به خودتان تلقين كنيد كه .با انجام اين سه دستور مهم به زودى بر عادت خويش غلبه خواهيد كرد. در انتها يادآور مى شويم كه به يادنداريم نامه اى از شما به اين واحد رسيده باشد والاّ حتما جواب آن را دريافت مى داشتيد. در انتظار نامه هاى بعدى شما هستيم .
کد سوال : 49498
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حال حاضر چند حزب و جناح در ايران فعاليت مى كنند؟ اگر مى شود نام آن ها و عقايدشان رابنويسيد. چرا اين همه حزب و گروه به وجود آمده است ؟ جناج راست و جناج چپ يعنى چه ؟ مگر ما فقط يك رهبرنداريم ؟
پاسخ : پاسخ سؤال اول شما را نمى دانيم , اما مطمئناً ارتشى عمومى براى جهاد با اسرائيل در ايران وجودندارد كه شما بتوانيد در معيّت آن ها به اسرائيل برويد. اگر گروه خاصى وجود داشته باشيد, بيشتر در حد آموزش به رزمندگان فلسطين است كه آن ها از افراد با تجربه و زبدهء جنگ و جهاد هستند. براى مكاتبه با مقام معظم رهبرى و رياست جمهور كافى است در پشت پاكت نامه بنويسيد: تهران , خ پاستور,مقام معظم رهبرى يا رياست محترم جمهورى .نوار سخنرانى هاى شهيد مطهرى موجود است و در اكثر نوار خانه ها به صورت امانى داده مى شود. مى توانيد به نوارخانه هاى امانى شهر مثل سازمان تبليغات مراجعه نماييد.
کد سوال : 49499
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بر اثر سوء اخلاق پدرم اكثراً با او قهرم. تقاضاى راهنمايى دارم.
پاسخ : از نظر قرآن كريم و پيشوايان دينى، احترام به پدر و مادر و نيكى به آنان از اهميّت بسيار فوق العاده‏اى برخوردار است. خداوند مى فرمايد: "و قضى ربك ألا تعبدوا إلاّ إياه و بالوالدين احساناً؛(1) خداى تو فرمان قطعى صادر نمود كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و چنان چه آن دو يا يكى از آن‏ها پير و سالخورده شوند، كم‏ترين اهانتى به آن‏ها روا مدار، و بر آن‏ها فرياد مزن، و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن‏ها بگو و بال‏هاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! همان گونه كه آن‏ها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده".قرآن در آيه ديگر مى فرمايد: "و إخذنا ميثاق بنى اسرائيل لا تعبدون إلاّ اللَّه و بالوالدين احساناً...؛ از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر نيكى و احسان كنيد".(2)همان طورى كه مى بينيم خداى متعال چگونه پس از فرمان به پرستش و عبادت خوددستور مى دهد به پدر و مادر نيكى كنيم.مردى آمد خدمت پيامبر اسلام(ص) و عرض كرد: من مشتاق جهاد در راه خدايم. حضرت فرمود: پس جهاد كن در راه خدا كه اگر كشته شوى، نزد خدا زنده‏اى و روزى مى خورى، و اگر بميرى، اجر تو با خدا است و اگر به سلامت برگردى، از گناهان پاك مى گردى، مثل روزى كه از مادر متولد شدى. عرض كرد: يا رسول اللَّه! پدر و مادرى دارم كه هر دو پير شده‏اند و با من اُنس دارند و دوست ندارند كه از نزد آن‏ها بيرون روم.حضرت فرمود: پس نزد ايشان بمان. قسم به خدايى كه جانم به دست او است! هر آينه اُنس پدر و مادر به تو در يك شبانه روز از جهاد يك سال بهتر است.(3) جالب اين است كه از نظر اسلام در لزوم نيكى به پدر و مادر فرقى بين والدين مسلمان و غير مسلمان نيست. زكريا پسر ابراهيم با آن كه پدر و مادر و همه فاميلش نصرانى بودند و خود نيز بر آن دين بود، مدتى بود كه در قلب خود تمايلى نسبت به اسلام احساس مى كرد و وجدان و ضميرش او را به اسلام مى خواند. آخر بر خلاف ميل پدر و مادر و فاميل، دين اسلام اختيار كرد و به مقررات اسلام گردن نهاد. موسم حج پيش آمد. زكرياى جوان به قضد سفر حج از كوفه بيرون آمد و در مدينه به حضور امام صادق(ع) تشرف يافت. ماجراى اسلام خود را براى امام تعريف كرد. امام فرمود: چه چيز اسلام نظر تو را جلب كرد؟ گفت: همين قدر مى توانم بگويم كه سخن خدا در قرآن كه به پيغمبر خود مى گويد: "اى پيغمبر! تو قبلاً نمى‏دانستى كتاب چيست و نمى‏دانستى كه ايمان چيست، اما ما اين قرآن را كه به تو وحى كرديم، نورى قرار داديم و به وسيله اين نور هر كه را بخواهيم، راهنمايى مى كنم".(4) درباره من صدق مى كند. امام فرمود: تصديق مى كنم خدا تو را هدايت كرده است.آن گاه امام سه بار فرمود: خدايا! خودت او را راهنما باش! سپس فرمود: پسركم! اكنون هر پرسشى‏دارى بگو.جوان گفت: پدر و مادر و فاميلم همه نصرانى هستند. مادرم كور است. من با آن‏ها زندگى مى كنم و قهراً با آن‏ها هم غذا مى شوم. تكليف من دراين صورت چيست؟امام پرسيد: آيا آن‏ها گوشت خوك مصرف مى كنند؟نه يابن رسول اللَّه! دست هم به گوشت خوك نمى‏زنند.حضرت فرمود: معاشرت تو با آن‏ها مانعى ندارد.آن گاه فرمود: مراقب حال مادرت باش. تا زنده است، به او نيكى كن.وقتى كه مُرد، جنازه او را به كسى ديگر وامگذار. خودت متصدى تجهيز جنازه او باش. در اين جا به كسى نگو كه با من ملاقات كرده‏اى. من هم به مكه خواهم آمد. ان شاءاللَّه در منا همديگر را خواهيم ديد.جوان در منا به سراغ امام رفت. در اطراف امام ازدحام عجيبى بود. مردم مانند كودكانى كه دور معلم خود را مى‏گيرند و پى در پى بدون مهلت سؤال مى كنند، پشت هم از امام سؤال مى كردند و جواب مى شنيدند.ايام حج به آخر رسيد و جوان به كوفه مراجعت كرد، سفارش امام را به خاطر سپرده بود. كمر به خدمت مادر بست و لحظه‏اى از مهربانى و محبّت به مادر كور خود فروگذار نكرد. با دست خود او را غذا مى داد و حتى شخصاً جامه‏ها و سر مادر را جست جو مى كرد كه شپش نگذارد. اين تغيير روش پسر، خصوصاً پس از مراجعت از سفر مكه، براى مادر شگفت آور بود! يك روز به پسر خود گفت: پسرجان! تو سابقاً كه در دين ما بودى و من و تو اهل يك دين و مذهب به شمار مى رفتيم، اين قدر به من مهربانى نمى‏كردى. اكنون چه شده است كه با اين كه من و تو از لحاظ دين و مذهب با هم بيگانه‏ايم، بيش از سابق با مهربانى مى كنى؟- مادر جان! مردى از فرزندان پيغمبر ما به من اين طور دستور داده است.- پسرم خود آن مرد هم پيغمبر است.- نه، او پيغمبر نيست او پسر پيغمبر است.- پسركم خيال مى كنم خود او پيغمبر باشد، زيرا اين گونه توصيه‏ها وس فارش‏ها جز از ناحيه پيغمبران از ناحيه كس ديگرى گفته نمى‏شود. - نه مادر، مطمئن باش او پيغمبر نيست. او پسر پيغمبر است. اساساً بعد از پيغمبر ما پيغمبرى به جهان نخواهد آمد.- پسركم دين تو بسيار دين خوبى است. از همه دين‏هاى ديگر بهتر است، دين خود را بر من عرضه بدار.جوان شهادتين را بر مادر عرضه كرد. مادر مسلمان شد. سپس جوان آداب نماز را به مادر كور خود تعليم كرد. مادر فرا گرفت. نماز ظهر و نماز عصر را به جا آورد. شب شد. توفيق نماز مغرب و نماز عشا را نيز پيدا كرد. آخر شب ناگهان حال مادر تغيير كرد. مريض شد و به بستر افتاد. پسر را طلبيد وگفت: پسرم! يك بار ديگر آن چيزهايى را كه به من تعليم كردى، تعليم كن. پسر بار ديگر شهادتين و ساير اصول اسلام يعنى ايمان به پيغمبر و فرشتگان و كتب آسمانى و روز بازپسين را به مادر تعليم كرد.مادر همه آن‏ها را به عنوان اقرار و اعتراف بر زبان جارى و جان به جان آفرين تسليم كرد.صبح كه شد، مسلمانان براى غسل و تشييع جنازه آن زن حاضر شدند. كسى كه بر جنازه نماز خواند و با دست خود او را به خاك سپرد، پسر جوانش زكريا بود.(5)همان طورى كه نيكى به والدين بر فرزندان واجب است، عقوق والدين يعنى آزردن و رنجاندن آنان حرام و از گناهان كبيره است. رسول اكرم(ص) فرمود: "از آزردن والدين بپرهيزيد. به درستى كه بوى بهشت از هزار سال راه استشمام مى شود، ولى عاق والدين و قاطع رَحِم آن را نمى‏يابند".(6)نيز فرمود: "كسى كه پدر و مادر خود را به خشم در آورد، خدا را به غضب در آورده است".(7) و فرمود: "عاق والدين، هر عملى كه مى خواهد به جا آورد؛ هرگز داخل بهشت نمى‏شود".(8) و نيز فرمود: "سه طايفه‏اند كه در روز قيامت خداوند با ايشان سخن نمى‏گويد و نظر رحمت به آن‏ها نمى‏كند، و ايشان را پاك نكرده و از براى آن‏ها عذاب دردناكى است: شراب خواران و تكذيب كنندگان قدر الهى (قضا و قدر) و عاق والدين".(9)امام صادق(ع) فرمود: "كسى كه به پدر و مادرش از روى غيظ نگاه كند، در حالى كه والدين بر او ستم كرده باشند، خداوند نماز او را نمى‏پذيرد".از مجموع آيات و روايات چنين بر مى آيد نيكى و احسان به والدين يكى از مهم‏ترين وظايف فرزندان است. حتى اگر پدر و مادر هيچ خدمت خاصى به فرزندان نكرده باشندك باز لازم است فرزندان نسبت به آنان نيكى كنند و در خدمت آنان باشند. از طرفى فرزند نبايد كوچك‏ترين اهانتى نسبت به پدر و مادرش انجام دهد، حتى در صورت اهانت به فرزندان و دست دراز كردن به سوى آنان باز نبايد فرزند تندى كند، بلكه بايد كمال ادب و متانت را در حق پدر و مادر رعايت كنند. گرچه والدين نسبت به افعال و كردارشان در مورد فرزندان مسئولند، ليكن هر يك در برابر وظيفه خود مسئولند. اين كهش ما در همين سن پايين به فكر وظيفه شرعى خود هستيد، بسيار خوب و مايه خوشبختى شما است. اين را بدانيد كه هر چه نسبت به پدرت احترام كنى و ادب را كاملاً رعايت كنى و حتى در مقابل حرف بد او جواب خوب بدهى، مسلّماً در دنيا و آخرت به نفع شما و ضامن سعادت و نيك بختى خواهد شد. به وسيله حُسن اخلاق تو، اخلاق پدرت هم تغيير خواهد كرد. خداوند تمام نعمت‏ها و بركاتش را بر شما و خانواده‏ات نازل فرمايد.پى نوشت‏ها: 1. اسرا (17) آيه 23 و 24.2. بقره (2) آيه 83.3. محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 2، ص 160 (كتاب ايمان و كفر، باب بربه والدين، حديث 10).4. شورى (42) آيه 52.5. مرتضى مطهرى، داستان راستان، ج 2، ص 210، داستان 116 (اصول كافى، ج 2، ص 160)6. عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 1، ص 118.7. همان.8. همان.9. همان، ص 119.
کد سوال : 49500
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : احساس غربت و تنهايى، ناهنجارى رفتارى و روحى و روانى، مشكل ناسازگارى با اعضاى خانواده و برخى مشكلات ديگر روحيه صاحب نامه را آزرده و رنجور ساخته و درخواست كمك و چاره جويى نموده است.
پاسخ : خواهر گرامى! نامه طولانى و مفصل شما با صبر و حوصله و دقّت لازم از آغاز تا انجام مطالعه شد و محتواى آن در چهارده بند تلخيص گشت تا در موقع مناسب پاسخ آن داده شود، اما همان گونه كه در پزشكى، تشخيص به شيوه "بالينى" از دقيق‏ترين راه‏ها، هم براى شناسايى ريشه و علت بروز بيمارى است و هم نافذترين و مؤثرترين راه درمان و معالجه مى باشد. شناخت ريشه مشكلات و معضلات اجتماعى و اخلاقى و روحى و روانى و استرس و اضطراب‏ها و از اين گونه امور كه هر يك از آن‏ها نوعى بيمارى مى باشند، در حل و درمان آن بايد از شيوه "بالينى" و آزمايش‏هاى علمى بهره برد.به همين دليل فعلاً نيازى نمى‏بينيم به نامه شما پاسخ دهيم. همان گونه كه پزشك متخصص گاهى تا نتيجه آزمايش را نبيند، دارو تجويز نمى‏كند. بنابراين يك آزمايش مى دهيم. پس از اجراى دقيق آزمايش نتيجه آن را برايمان بنويس تا تصميم لازم اتخاذ گردد.اگر نياز شد، به نامه‏اى كه نزد ما است، پاسخ خواهيم داد، چون هدفمان حل مشكل و رفع معضل اصلاح رفتارها و گفتارهاى ناهنجار است. يادتان باشد در نامه خويش مكرّر نوشته‏اى هر چى شما بگوييد، عمل خواهم نمود.نامه‏اى به پدراولين تست براى يافتن راه حل علمى مشكلات شما، نوشتن نامه‏اى به پدرت (كه مدير خانه و محور زندگى است)، توسط خود شما تشخيص داده شد.نامه‏اى با مضمون و بلكه الفاظ و عبارات ذيل به پدرت بنويس و عكس العمل و پاسخى را كه پدرت به نامه شما مى دهد، برايمان ارسال كن.بسم اللَّه الرحمن الرّحيم. پدرم، تاج سرم. سلام عليكم؛بابا، اى آسمان عزت و سعادت و پرواز من، اى زمين آسايش و امنيت و كمال من، مجدداً سلامم راتقديم شما مى كنم. سلامى لطيف‏تر از شبنم و گرم‏تر از خورشيد و ستارگان چشمك زن آسمان.پدرم، اى كسى كه خدا تو را واسطه آفرينش من قرار داد و ولايت و اطاعت تو را بر من فرض و واجب ساخت.من شما را دوست دارم و به داشتن پدرى چون شما افتخار مى كنم. به خودم مى بالم و از خداوند پيوسته صحت و سلامتى و نشاط و شادابى شما را طلب مى كنم تا سايه عزت آفرين شما بر سرم به بلنداى آفتاب و عمر زمين و زمان گردد.پدر عزيز و محبوبم. من رعنا دخترت هستم. دوست دارم صميمانه با شما سخن بگويم و درد دل‏هاى خويش را با شما در ميان بگذارم، چون شما فرهنگى و اهل درايت و منطق هستيد و تمام تلاش شما اصلاح فرهنگ جامعه و تربيت شايسته فرزندان اين مرز و بوم مقدّس است. پس قطعاً فرزندت كه حاصل عمر و ميوه دل و ثمره تلاش و زحمات طاقت فرساى شمإ؛ خخ است، بيشتر مورد محبّت و لطفتان قرار مى گيرد، ولى از طرفى شرم و حياى پدر فرزندى و احترام ويژه‏اى كه در درون دلم و از اعمال ضمير و قلبم براى شما قائلم، باعث شده است كه حرف هايم را از طريق نامه و نوشته در ميان بگذارم.پدر محبوبم، من كوچك‏تر از آن هستم كه بخواهم به شما چيزى بياموزم، اما از خود شما معلّم عزير و پدر مهربانم آموخته‏ام كه گاهى پيامبر عظيم الشأن اسلام، كه آيينه تمام نماى صفات جمال و جلال خداوندى و عالى‏ترين تجلّى گاه اسماى حُسنا و اسم اعظم پروردگار بود، به سلمان و ابوذر مى فرمود: مرا نصيحت كن، زيرا قرآن مى فرمايد: "انّ الذكرى تنفع المؤمنين". البته من كوچك‏تر از آن هستم كه بخواهم خودم را جاى سلمان و ابوذر قرار دهم، ولى با شما پدر فرهنگى و فهميده كه پيرو راستين پيامبر اسلام(ص) هستيد، مى خواهم صحبتى صميمانه داشته باشم.پدرم، قبول دارم كه فرزندى "بد اخلاق و بلكه بد زبان و عصبانى هستم" اما شما هم قبول داريد كه از بدو تولّد بد اخلاق و عصبانى به دنيا نيامده‏ام، بلكه عواملى در فرهنگ حاكم بر خانواده، طرز برخورد و رفتار و حرف زدن اعضاى آن يا جوّ موجود در مدارس و يا علت يا علل ناشناخته ديگرى چنين وضعيتى را برايم پيش آورده است كه خودم نيز به شدّت از آن رنج مى برم و دست نياز به سوى شما پدر دلسوز و رئوف دراز مى كنم تا به من كمك كنى.پدرم، گاهى كه از طرز نگاه يا حرف‏هاى سرد و گرم اعضاى خانواده رنجيده خاطر و عصبانى مى شوم، احساس مى كنم هيچ كس در اين دنيا - حتى خدا - مرا دوست ندارد! لذا حرفهاى زشت و نامناسب از دهانم بيرون مى آيد، ولى بعد به خلوت كه مى روم از گفتار و رفتار پشيمان مى شوم. با خواندن نماز و استغفار و گريه و اشك خويش به درگاه خداوند از او مى خواهم مرا ببخشد و هدايت كند و كارى نمايد كه ديگر با گفتار و رفتارم موجبات رنجش خاطر مبارك شما و مادرم و خواهرانم را فراهم نكنم. اما پدرِ بهتر از جانم، چه كنم؟ دست خودم نيست. هنور چند ساعت يا روزى نگذشته است كه جوّ حاكم و وضعيت عصبانيت و پرخاشگرى منزل ما، باعث مى شود بى اختيار كنترل خودم را از دست بدهم. من چاره اين درد را به دست مبارك شما مى بينم. اگر شما با مديريت و رأفت پدرانه خويش يك جلسه خانوادگى برايمانب گذارى و مادرم و خواهرانم و خودم در آن جلسه حضور داشته باشيم و شما آثار مخرّب روحى و روانى بد اخلاقى در دنيا و عذاب و كيفر آخرتى آن را براى همه اعضاى خانواده توضيح دهيد و تأثيرات منفى سوء معاشرت و بداخلاقى و بدزبانى را كه در جسم و جان و رزق و روزى و عمر و خوشبختى انسان مى گذارد و باعث مى شود آدمى در دنيا احساس غربت و تنهايى كند، بفرماييد، گذشته‏ها را فراموش كنيم و از همين امروز زندگى جديد و تولّدى دوباره را با اخلاق حسنه و برخوردى شايسته و صميمى شروع كنيم. هر هفته در يك ساعت معينى اين جلسه خانوادگى را داشته باشيم و از روى كتاب‏هاى علمى و روانشناسى يا اخلاقى و آيات و روايات فوايد خوش اخلاقى و عواقب سوء بداخلاقى را بخوانيد و توضيح دهيد، مثلاً از كتاب اخلاقى و ارزشمند "معراج السعادة" مى توانيم شروع كنيم و اگر صلاح دانستيد، در برخى جلسات چند دقيقه‏اى از احكام و مسايل شرعى از روى مسئله مراجع توضيح داده شود.با اين كار مطمئنم هم به تدريج همه اعضاى خانواده نسبت به هم صميمى‏تر و مهربان‏تر مى شويم و همه ما در صدد اصلاح خودمان بر مى آييم و هم مطلب جديدى را از شما پدر دلسوز و استاد و راهنماى زندگى مان مى آموزيم.پدرم، خواهش مى كنم نامه‏ام را با دقت بخوان و با تصميم عملى خويش پاسخ نامه دخترت را بده. منتظرم پدرم. والسلام.خواهر عزيز و گرامى! نگو خجالت مى كشم. شرم و حياى بى مورد مهلك و كشنده است، هم چنان كه شرم و حيا اگر عاقلانه باشد، ارزنده‏ترين سرمايه حيات انسانى است. حيا و شرم شيطانى كه در روايات به "حياء الحُمْق" يعنى شرم و حياى برخاسته از جهالت و نادانى تعبير شده، آدمى را از حركت و تكامل و بالندگى و سازندگى باز مى دارد. منتظر اقدام شما و ارسال عكس العمل و پاسخ نامه شما از طرف پدرت مى باشيم.
کد سوال : 49501
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : - مرجع تقليد را بر چه اساسى بايد انتخاب كرد؟
پاسخ : انسان در مساول مربوط به فروع دين، چون نماز و روزه و حج و امر به معروف و نهى از منكر و خمس بايد از مرجع تقليد يعنى شخصى كه در علوم دينى و فقهى كارشناس و صاحب نظر است، تقليد كند. مرجع تقليدى كه نامش را برديد، بر اثر آگاهى انتخاب شده است، در امر تقليدتان ايرادى وارد نمى‏شود. اگر در اين مورد دچار ترديد هستيد، با افراد آگاه مشورت كنيد، تا به راه حل مناسبى برسيد. در هر حال آيت اللَّه فاضل لنكرانى از مراجع بنام و مطرح كشور هستند.
کد سوال : 49502
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر هنگامى كه مشغول به كار هستيم، لباسم نجس باشد و لباس ديگرى ناشته باشم و از طرفى براى نماز جز اندكى وقت باقى نمانده باشد، آيا مى‏توانم با لباس نجس نماز بخوانم يا آن كه بعداً قضاى آن را به جا آورم؟
پاسخ : لازم است در اين گونه مواقع با تدبيرى كه از قبل انديشيده‏ايد، لباس طاهرى داشته باشيد و هنگام نماز آ را به تن كنيد، ولى اگر وقت تنگ است و لباس ديگرى نداريد، اگر بخواهيد لباس تميز تهيه كنيد، وقت مى‏گذرد، مى‏شود با لباس نجس نماز خواند. انسان تا هنگامى كه اراده دارد،حق ترك واجبى چون نماز را ندارد؛ يعنى اين كه در حال اختيار نمى‏توان به دلايل گوناگون مثلاً چون آب نيست كه وضو بگيرم و يا چون لباس نجس است، نماز نخوانده باشد.
کد سوال : 49503
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مكانى كه حضور نامحرم غير قابل اجتناب است، چگونه يك زن مى‏تواند وضو بگيرد، در حالى كه وقت كمى است و در مكان ديگر نمى‏شود وضو گرفت؟
پاسخ : حضور غير قابل اجتناب نامحرم نمى‏تواند سبب بى مبالاتى و يا گرفتن وضو به شكل علنى باشد. لازم است هنگام گرفتن وضو احتياط بيشترى به خرج داده و حتى اگر لازم باشد، با ساترى چون پرده يا چادر، مانع ديد نامحرم شويد و يا اگر ممكن باشد هنگام گرفتن وضو از افراد نامحرم بخواهيد محوطه را براى چند لحظه ترك كنند. هر كارى راه و چاره‏اى دارد. هر كسى كه به اصول دين و مذهب معتقد است، پس بايد از حجاب كمترى برخوردار بود، و يا چون هوا گرم است، بايد از پوشيدن جوراب صرف نظر كرد و يا چون محيط كار مختلط است و اين مسئله هر روز تكرار مى‏شود، پس بايد خودمانى شد، پايبندى به تقيدات شرعى و دينى، موجب سلامت و مصونيت است.