• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49314
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خلقت فرشتگان از آتش است يا از نور؟
پاسخ : فرشتگان الهى موجوداتى هستند كه با حواس ظاهرى ما درك نمى شوند از اين رو مبدأ آفرينش ملائكه بر ما مجهول است علما, محدثين و محققين , در حقيقت و مبدا آفرينش فرشتگان الهى اخلاف نظردارند; به اين بيان كه آيا ملائكه مجرد تام عقلانى هستند يا اجسلام لطيف (1). قران كريم مبدا خلقت انسان را خاك (2) و مبدا خلقت جن را آتش (3) معرفى نموده است ولى درباره با صراحت مبدا و منشأيى ذكر نكرده است ; اما احاديث , منشأ خلقت ملائكه را نور دانسته اند. مرحوم طوسى در تفسير شريف مجمع البيان ذيل آيه يك از سوره جن مى فرمايد: جن موجودى است داراى جسمى نامريى كهاشكالى برخلاف شكل آدميان و فرشتكان دارند, زيرا انسان از خاك و ملك از نور و جن از آتش آفريه شده است .(پـاورقى 1 تفسير نمونه , ج 18 ص 176 محمد تقى مصباح يزدى , معارف قرآن , ص 294 مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ماده ملائكه ; عليرضا رجايى تهرانى , فرشتگان , ص 25ـ 19(پـاورقى 2 غافر (40 آيه 67و آل عمران (3 آيه 59(پـاورقى 3 حجر(15 آيه 27و رحمن (55 آيه 15
کد سوال : 49315
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اولين نماز جمعه كى و كجا برگزار شد؟
پاسخ : نماز جمعه از عبادت هايى بسيار مهم و با ارزش است. مرحوم مجلسى مى‏فرمايد: "با توجه به تأكيدات خداوند در سوره جمعه نسبت به نماز جمعه معلوم مى‏شود كه نماز جمعه با فضيلت‏ترين و محبوب‏ترين عبادت‏ها در پيش خداوند است".(1)رسول خدا(ص) فرمود: "چهار نفر گناهانشان بخشوده شده و بايد عمل را از سر بگيرند: بيمار پس از بهبودى، مشرك بعد از قبول اسلام، حاجى بعد از اعمال و كسى كه از نماز جمعه بازگردد، بدين شرط كه به انگيزه ايمان به خدا و به حساب آن را انجام داده باشد".(2)در بعضى از روايات اسلامى آمده است كه مسلمانان مدينه، پيش از آن كه پيامبر(ص) هجرت كند، با يكديگر صحبت كردند و گفتند: يهود در يك روز هفته (شنبه) اجتماع مى‏كنند و نصارا نيز روزى (يكشنبه) براى اجتماع دارند. خوب است ما هم روزى قرار دهيم و در آن روز جمع شويم و ذكر خدا گوييم و شكر او را به جا آوريم. آن‏ها روز قبل از شنبه را كه در آن زمان "يوم العروبه" ناميده مى‏شد، برا اين هدف برگزيدند و به سراغ "اسعد بن زراره" رفتند. او نماز را به صورت جماعت با آن‏ها به جا آورد و اندرز داد. آن روز "جمعه" ناميده شد، زيرا روز اجتماع مسلمانان بود. اين نخستين جمعه‏اى بود كه در اسلام تشكيل شد.اولين جمعه‏اى كه رسول خدا(ص) بااصحابش تشكيل داد، هنگامى بود كه به مدينه هجرت كرد. حضرت چهار روز در دهكده "قبا" ماند و مسجد قبا را بنيان نهاد. سپس روز جمعه به سوى مدينه حركت كرد و به هنگام نماز جمعه به محله "بنى سالم" رسيد و مراسم نماز جمعه را به جا آورد. اين اولين نماز جمعه‏اى بود كه رسول خدا(ص) در اسلام به جا آورد. خطبه‏اى هم خواند كه متن خطبه در بحارالانوار آمده است.(3)برادر گرامى به علت تراكم نامه‏ها بيش از ده سؤال ارسال نكنيد. به ده سؤال پاسخ داده شد. بقيه سؤالات را در نامه ديگرى ارسال كنيد.پى‏نوشت‏ها:1 - محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج‏86، ص 133.2 - همان، ج 65، ص 288، حديث 47.3 - محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج‏86، ص 232، حديث 66، تفسير نمونه، ج‏24، ص 130.
کد سوال : 49316
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يزيد بن معاويه چگونه شخصيتى داشت؟
پاسخ : يزيد بن معاويه بن ابى سفيان، مادرش ميسون دختر بجدل كلبى است. وى دومين حاكم از حكام بنى اميه، مردى عياش و هوسران و دائم‏الخمر بود. لباس‏هاى حرير و جلف مى‏پوشيد و سگ و ميمونى داشت كه ملازم و هم بازى او بودند. مجالس شب نشينى او با ساز و طرب و شراب و قمار برگزار مى‏شد. ميمون خود را ابوقيس مى‏خواند و او را لباس زيبا مى‏پوشانيد و در مجالس شربش حاضر مى‏ساخت و گاهى سوار اسبش مى‏كرد و به مسابقه مى‏فرستاد. صاحب كنز العمال كه از اهل سنت است، حديث كرده كه رسول خدا(ص) فرمود: "يزيد! خدا بركت ندهد به يزيد! واقعه كشته شدن حسينم را به من خبر دادند و تربتش را به دستم سپرده و نام قاتلش را به من گفته‏اند... واى بر فرزندان آل محمد از خليفه به جاى مانده عياش كه نسل مرا و جانشينان مرا به قتل مى‏رسانند".(1)يزيد در نخستين سال حكومتش، فاجعه بزرگ كربلا و به شهادت رساندن امام حسين(ع) و ياران با وفايش، و در سال دوم، واقعه حرّه و قتل عام مردم مدينه و مباح نمودن مال و آبرو و ناموس مردم، و در سال سوم ماجراى سنگ بستن و به آتش كشيدن خانه خدا و كعبه مقدسه را به وجود آورد. سرانجام در نيمه ربيع‏الاول سال 64 به سن 38 سالگى به هلاكت رسيد.(2)پى‏نوشت‏ها:1 - علاءالدين على المتقى، كنزالعمال، ج‏11، ص 166، حديث شماره 31061.2 - مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج 10، ص 591، ماده: يزيد بن معاويه.
کد سوال : 49317
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت سكينه(ع) كه بود؟
پاسخ : حضرت سكينه دختر بزرگوار امام حسين(ع) است كه در علم و معرفت و توجه به حق و جذبه پروردگار كم نظير و مورد توجه خاص پدر بود. نام اصلى اين بانور بزرگوار آمنه، امينه، اميمه يا امامه ثبت گرديده است و لقب "سكينه" از طرف مادرش (رباب) به او داده شد. او كه خواهر على اصغر (ع) بود، در كربلا حضور داشت و در عاشورا حدوداً ده يا سيزده ساله بود. وى محضر سه امام (پدرش امام حسين، برادرش امام سجاد و برادرزاده‏اش امام باقر(ع) ). را درك كرد. او از زنان بزرگ اسلام است و از اخلاق فاضله و آداب مرضيه و صفات حميده و از وفور عقل و دانش وجود و كرم و مقامى بس بلند برخوردار بود و در فنون فصاحت و بلاغت از اساتيد وقت و سيده زنان عصر خود بود. نوشته‏اند خانه‏اش مركز تجمع شعرا و محل مناقشه و بحث و نقد ادبى بود. به شاعران بزرگ همچون فرزدق و جرير صله عطا مى‏كرد. ابتدا به عقد مصعب بو زبير در آمد و پس از او زوجه عبدالله بن عثمان گرديد، و بالاخره در پنج ربيع الاول سال 117 در هفتاد سالگى در مدينه درگذشت.(1)پى‏نوشت‏ها:1 - جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 227.
کد سوال : 49318
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مروان بن حكم كه بود؟
پاسخ : مروان بن حكم بن ابى العاص بن امية در سال دوم هجرت در مكه متولد شد و به جهت اين كه پيغمبر(ص) پدرش را به طائف تبعيد كرده بود، در طائف زيست. پس از وفات رسول الله (ص) به مدينه آمد. او در ايام عثمان از مشاوران و دبيران وى شد و پس از قتل عثمان، به خون خواهى وى، در جنگ جمل شركت كرد. پس از شكست در جمل، به معاويه پيوست و در جنگ صفين در كنار معاويه بود. در سال 42 از طرف معاويه والى مدينه گرديد، ولى عبدالله زبير او را از شهر خارج كرد و او ساكن شام شد و در بسيارى از فتنه‏هاى مدينه و شام شركت كرد. در سال 64 به خلافت رسيد و بدين وسيله مؤسس سلسله آل مروان كه طبقه ديگرى از خلفاى اموى است گرديد. خلافت اين سلسله از سال 64 تا 132 دوام داشت. مروان ده ماه خلافت نمود و بنا به نقلى همسرش ام خالد در خواب بالشى بروى نهاد و او را خفه كرد.(1)پى‏نوشت‏ها:1 - مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج‏9، ص 299، ماده: مروان بن حكم؛ فرهنگ معين، ج‏6، ص 1958، ماده: مروان بن حكم.
کد سوال : 49319
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عبيدالله بن زياد كه بود؟
پاسخ : عبيدالله بن زياد به سال 28 قمرى از مادرش (مرجانه) كه كنيزى زناكار و مجوسى بود، متولد شد حضرت زينب(س) اشاره به نسبت ناپاك وى كرد و او را (يابن مرجانه) خطاب نمود. امام حسين(ع) هم در كربلا به عبيدالله بن زياد فرمود: "زنازاده پسر زنازاده".او از خدمتگزاران مشهور بنى اميه و در سال 54 هجرى از طرف معاويه به حكومت خراسان منصوب شد و چند ناحيه از ماوراءالنهر را فتح كرد. او به سال 56 از آن جا معزول به حكمرانى بصره نصب شد و پس از مرگ معاويه در سال شصت، با حفظ سمت، والى كوفه شد و در سال 61 فرمان قتل امام حسين(ع) را به عمر سعد صادر كرد. او پس از مرگ يزيد در بصره و كوفه ادعاى خلافت كرد، ولى موفق نشد و پنهانى به شام فرار كرد. وى به سال 65 از طرف مروان بن حكم به جنگ سليمان بن صرد خزاعى آمد و در عين الورده با او درگير شد و بيشتر سپاهيان سليمان را كشت و در سال 67 از طرف عبدالملك مروان با هشتاد هزار نفر به موصل آمد و با سپاه مختار بن ابى عبيده ثقفى جنگيد. و در اين جنگ به دست ابراهيم بن مالك اشتر كشته شد و سرش را نزد مختار بردند، مختار سر را نزد محمد حنفيه و امام سجاد(ع) فرستاد.(1)پى‏نوشت‏ها:1 - فرهنگ معين، ماده عبيدالله بن زياد؛ مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج‏7، ص 268، ماده عبيدالله بن زياد؛ جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 305؛ مرتضى مطهرى، حماسه حسينى، ج‏2، ص 280.
کد سوال : 49320
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ماجراى هلاكت نمرود به وسيله پشه چيست؟
پاسخ : نمرود بن كنعان، جبار روى زمين بود. وى ادعاى خدايى نمود و حضرت ابراهيم(ع) را به جرم خداپرستى و دعوت مردم به يكتاپرستى، به آتش افكند.امام صادق(ع) فرمود: "سخت‏ترين عذاب در قيامت از آن هفت نفر است و يكى از آن‏ها نمرود بن كنعان است".(1)نمرود عمر طولانى نمود و سرانجام خداوند موجود ضعيفى (پشه) را به جنگ اين انسان متكبر فرستاد كه در بينى او جاى گرفت و مغز سرش را خورد و او را به هلاكت رساند.(2)پى‏نوشت‏ها:1 - محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج‏12، ص 43، حديث 34.2 - مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج‏10، ص 225، ماده نمرود بن كنعان.
کد سوال : 49321
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عبدالله بن حنظله كه بود؟
پاسخ : عبدالله بن حنظله تنها فرزند حنظله غسيل الملائكه است. حنظله، جميله دختر عبدالله بن ابى سلول را به زنى گرفت و در شبى كه بامداد آن جنگ احد بود، با او زفاف كرد و فرداى آن شب در معركه احد به شهادت رسيد. پس از شهادتش پيامبر(ص) فرمود: "ملائكه را ديدم كه حنظله را درميان زمين و آسمان با آب (مزن) در ظرفهاى نقره غسل مى‏دادند". به همين خاطر به حنظله يا غسيل الملائكه معروف گشت. زنش فرزندى آورد كه اسمش را عبدالله گذاشتند.(1)پس از شهادت امام حسين(ع) مردم مدينه بيدار شدند و براى بررسى اوضاع، هيأتى را به سرپرستى عبدالله بن حنظله به شام فرستادند. وقتى هيأت از شام برگشت گفتند: ما با خليفه‏اى (يزيد بن معاويه) روبرو شديم كه علنى شراب مى‏خورد؛ قمار مى‏كرد؛ سگبازى مى‏نمود؛ ميمون بازى مى‏كرد و حتى با محارم خود زنا مى‏كرد. بعد عبدالله بن حنظله كه هشت پسر داشت، رو به مردم مدينه كرد و گفت: من چيزى فهميدم. شما قيام بكنيد يا نكنيد، من قيام مى‏كنم، حتى با همين هشت پسر خودم. همين طور هم شد. در قيام حرّه عليه يزيد در سال 63 هجرى قمرى خود و هشت پسرش به شهادت رسيدند.(2)پى‏نوشت‏ها:1 - مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج‏4، ص 677، ماده: حنظلة بن ابى عامر.2 - همان، ص 466، ماده حرّه؛ مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج‏17، ص 106 - 107.
کد سوال : 49322
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه در وقت هجوم به خانه على(ع) با وجود حضرت، فاطمه زهرا(ع) پشت درآمد؟
پاسخ : موضوع هجوم به بيت وحى و يورش به خانه يگانه يادگار رسول خدا(ص) فاطمه زهرا(س) و شكستن حرمت نبوت و امامت، از دردناك‏ترين و تلخ‏ترين حوادث تاريخ اسلام است. شهرستانى در اين باره مى‏نويسد: "در اسلام در هيچ زمان هيچ شمشيرى چون شمشيرى كه به خاطر امامت كشيده شد، بر بنياد دين آهيخته نگرديد".(1)هنگامى كه امامت به خطر افتاد و على(ع) براى دفاع از حق خويش و اعتراض به گزينش خليفه و بيعت نكردن با خليفه ناحق، در خانه نشست و در را بر روى خود بست، مأموران خليفه براى بردن حضرت براى بيعت، به منزل زهراى مرضيه هجوم آوردند. فاطمه(ع) براى دفاع از امامت و به عنوان انجام وظيفه پشت در آمد تا شايد آنان به احترام زهرا و رعايت حرمت رسول خدا(ص) دست از كارشان بردارند، ولى صد افسوس كه آن بى‏شخصيت‏ها نه حرمت خانه رفيع وحى را نگه داشتند و نه مقام و موقعيت دختر رسول خدا را رعايت كردند. فاطمه زهرا نه تنها براى دفاع از امامت به پشت درآمد، بلكه هنگام بردن مولاى متقيان به مسجد به شدت مقاومت كرد تا جايى كه زهرا را مضروب ساخته و به زمين انداختند و على(ع) را به مسجد بردند.(2) دختر معصوم رسول خدا شب هنگام سوار بر مركب مى‏شد و به همراه شوهرش در خانه مهاجر و انصار مى‏رفت و حق بودن امامت و خلافت على (ع) را به آنان گوش زد مى‏كرد و يارى مى‏طلبيد. او همه اين‏ها را به عنوان وظيفه انجام مى‏داد. چنان كه فرزندش امام حسين(ع) با اين كه از شهادت خود و اسارت اهل بيتش خبر داشت، معدن غيرت بود، اهل و عيال را با خود برد و براى ايفاى وظيفه الهى خانم زينب و ساير بانوان با وضع بسيار فجيع به اسارت رفتند.پى‏نوشت‏ها:1 - جعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا(ع)، ص 113، به نقل از ملل و نحل، ج‏1، ص 16.2 - جعفر سبحانى، فروغ ولايت، ص 187 - 189.
کد سوال : 49323
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بزرگان دين كه منبع علم بوده‏اند، مخترع هيچ گونه وسيله‏اى نبوده‏اند؟
پاسخ : اولاً بسيارى از كسانى كه به نظر شما مخترع بوده‏اند، اين طور نبوده كه خودشان رأساً و بدون مقدمات مخترع چيزى شده باشند، بلكه يك سلسله زنجيروار از علما و اساتيد و محققان بوده‏اند كه كم كم مراحلى را طى نموده‏اند و مقدمات را فراهم كرده‏اند تا به نقطه‏اى رسيده‏اند كه چند قدم ديگرى برداشته شود، يك اختراعى صورت مى‏گيرد، مثلاً اديسون كه كاشف برق است، صدها سال تحقيقات و فن آورى از انسان‏هاى قبلى مقدمه اختراع او شده است و در اين راستا انبياى الهى نقش بسيار مهمى داشته‏اند. ثانياً شغل انبيا اين گونه امور نيست، بلكه كار و هدف آنان تهذيب نفوس و تربيت اخلاقى و تعليم و تربيت است. اگر پيامبر يا امامى اختراعى و اكتشافى صورت نداد، نقصى در پيامبر يا امامت او نيست.ثالثاً زمان آنان اقتضاى اين گونه مسائل را نداشت. اگر اديسون برق را كشف كرد، قطعاً قطعاتى و وسايلى مانند سيم و مفتول و زغال سنگ و بسيارى از چيزها اختراع شده بود، اما در زمان پيامبران و امامان اين گونه امور نبود، مثلاً اگر اميرالمؤمنين بفرمايد:من مى‏توانم از اين آبشار نورى را به دست بيآورم كه شب‏ها در تاريكى نباشيد، كشانى كه اين حرف را مى‏شنيدند، پوزخند مى‏زدند. لذا در موردى كه مى‏خواستند بگويند ميكروب، به جاى آن كلمه شيطان را به كار مى‏بستند و مى‏فرمودند: از ظرف شكسته آب يا غذا نخوريد، زيرا شيطان در آن جمع مى‏شود، يا مى‏فرمودند: خاكروبه‏ها را زير فرش جمع نكنيد، زيرا مركز شيطان است. بنابراين زمان آنان اقتضاى پيشرفت‏هاى علمى و اختراعات را نداشته است.