کد سوال : 49274
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا حضرت مريم (ع) و حضرت ابراهيم(ع) قبر ندارند؟
پاسخ : همة پيامبران و اولياى الهى كه ازدنيا رفته اند مانند ساير مردگان قبر دارند گرچه ما به خاطر ثبت نشدن در تاريخ از محل قبر اكثر آن بزرگواران بى اطلاع هستيم.قبر حضرت ابراهيم خليل الرحمن (ع) در روستاى " حبرون" كه امروز به شهر "الخليل" معروف است و از شهر هاى فلسطين مي باشد واقع شده است. اين مكان را حضرت ابراهيم از شخصى به نام "صفوان" به پنجاه درهم خريدارى نمود و زنش حضرت ساره را در آن جا دفن نمود و خودش را هم بعداً در همين مكان دفن كردند و به امر خداون حضرت سليمان محل قبر حضرت ابراهيم(ع) را شناسايى و بر رويش بنايى برقرار نمود تا قبر قهرمان توحيد زيارتگاه عاشقان و خداپرستان باشد.[7]قبر حضرت مريم سلام الله عليها در بيت المقدس است. حضرت مريم روزى كه به صحرا رفته بود ، در دامنة كوهى خسته شد و خوابيد و از دنيا رفت، خداوند حوريان بهشتى را فرستاد تا او را غسل دادند و پارچة سفيدى رويش انداختند. عيسي(ع) به سراغ مادر رفت و ديد خوابيده و پارچةسفيدى روى او كشيده شده، دلش نيامد مادر را بيدار كند تا مدتى اطراف او راه مي رفت. چون وقت نماز و افطار مادر شد و از وقت گذشت آهسته آهسته او را صدا زد و جواب نشنيد، نزديك رفت و بلندتر صدا كرد ، جواب نشنيد تا پارچه را عقب كرد ديد مادرش از دنيا رفته است، با دل سوخته و ديدة گريان مادر را برداشت و برد و در بيت المقدس به خاك سپرد.[8]3[7] محمد حسين اعلمى حائري، دائرهْْ المعارف، الشيعهْْ الاماميهْْ ، ج 2، ص 84.3[8] عماد زاده، قصص الانبيا، ص 733.
کد سوال : 49275
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وقتى خداوند ناظر بر كارها است و ما را مي بيند چرا بايد موقع نماز حجاب داشته باشيم؟
پاسخ : حكمت پوشانيدن عورت بر مرد و پوشيدن تمام بدن و رعايت حجاب اسلامى بر زن در حال نماز پنهان كردن و مستور نمودن از خدا نيست؛ زيرا همان طور كه خود نوشته ايد چيزى از علم خدا پنهان نيست و خداوند بر همه چيز در همه حالات آگاه است، بلكه يكى از حكمت هاى اين حكم رعايت ادب است، يعنى عرفاً بدون ستر عورت و نماز خواندن بى احترامى به حساب مي آيد. حكمت ديگر اين است كه رعايت حجاب و آداب و ديگر نماز مانند پاك بودن بدن و لباس د رتحصيل حضور قلب مؤثر است و رعايت اين برنامه ها شخص را از غياب به حضور مي رساند و پرده ها و حجاب هايى را كه ميان بنده و خدا ايجاد شده است كنار ميزند. حكمت ديگر تأكيد در موضوع پوشش و حجاب بانواناست، و اين كه حجاب و پوشيده بودن بدن زن پسنديده و محبوب خدا است.2[6]2[6] لطف الله صافي، معارف دين، ج 1، ص 282 - 288.
کد سوال : 49276
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن در عادت ماهانه (حيض) نمى تواند نماز بخواند، ولى مي توان قران بخواند در حاليكه هر دو صحبت كردن با خدا است؟
پاسخ : يكى از چيزهايى كه بر زن حائض حرام است خواندن نماز است.[3] و نيز خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جايى ازبدن به حاشيه و ما بين خط هاي قرآن براى زن حائض مكروه است.1[4]بنابراين، نماز خواندن و قرائت قرآن هر دو براى زن حائض خوب نيست، منتها يكى حرام و ديگرى مكروه است و از آن جايي كه نماز يك عبادت خاص است و مشتمل بر سجده مي باشد در حد حرمت بر حائض ممنوع گرديده است.هم چنين خواندن چهار سوره از قرآن كه سجده واجب دارد بر حائض حرام است.البته بعضى از مراجع معظم تقليد فقط خواندن آيه سجده را حرام مي دانند نه تمام سوره مشتمل بر آيه سجده را.[5] لازم به ذكر است كه احاطه بر همه حكمت هاى احكام خدا بر ما ها كه انسان هاى عادى و غير معصوم هستيم ممكن نيست. گرچه مي دانيم تمام احكام و دستورهاى الهى داراى حكمت و مصلحت است.1[3] توضيح المسائل مراجع، مسئلة 450.1[4] همان، مسئله 477.2[5] همان، مسئله 355و 450.
کد سوال : 49277
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا حجاب در اسلام واجب است ، ولى در ديگر اديان واجب نيست و زنان به راحتى بدون حجاب مي گردند؟
پاسخ : حجاب و پوشش در اديان و اقوام پيش از اسلام بى سابقه نيست و قدر مسلم اين است كه حجاب قبل از اسلام در ميان بعض ملت ها حتى در ميان مردم ايران باستان وجود داشته است.[1]حجاب از ضروريات و مسلمات دين مبين اسلام است و پس از آمدن اسلام همه مردم جهان موظف هستند كه اسلام را بپذيرند و دينى غير از اسلام مورد قبول نيست. قرآن مي فرمايد: "و من يتبغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو فى الآخرهْْ من الخاسرين؛ هر كس جز اسلام آيينى براى خود انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيان كاران است".[2] پس علاوه بر اين كه حجاب در اديان ديگر هم بوده است مسئله اساسى اين است كه با آمدن دين حضرت محمد(ص) و ساير اديان نسخ شده اند و عموم انسان ها در واقع بايد از اسلام و قوانين آن پيروى نمايند، ولى عده اى بر اثر جهالت و عدم تحقيق وشرايط زمانى و مكانى از اديان ديگر ( كه مورد قبول هم نيست)پيروى مي كنند و با تحريف در اديان آسماني شراب مي خورند، از گوشت خوك استفاده مي كنند وساير محرمات را انجام مي دهند و حجاب را هم رعايت نمى نمايند.اينان در همه اين موارد از دين حق و قوانين آن سرپيچى كرده اند. و از سعادت ابدى و اخروى محروم گشته اند. اسلام همان گونه كه شراب و محرمات ديگر را به خاطر مفاسدى كه در اين گناهان وجود دارد حرام نموده است، بى حجابى را هم بر اثر مفاسد گوناگون آن ممنوع فرموده است.اسلام مي خواهد زن كرامت داشته باشد و وقتى درجامعه حضور پيدا مي كند به عنوان يك انسان ظاهر شود نه به عنوان جنس مخالف مرد. زن و مرد در درجه اول هر دو انسانند و هر دو بايد در محيط اجتماع و در برخورد با يكديگر به گونه اى ظاهر شوند كه ماية الودگى و ناپاكى جامعه نشوند. زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش و داشتن حجاب به نوعى احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وى از نگاه هاى شهوانى و حيوانى است. در محيطى كه حجاب است و شرايط ديگر اسلامى رعايت مي شود دو همسر تعلق به يكديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است، ولى در بازار آزاد برهنگى و بى حجابى كه عملاً زنان به صورت كالاى مشترك (لااقل در مرحله غير آميزش جنسي) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشويى مفهومى نمى تواند داشته باشد. بنابراين ، دين مقدس اسلام براى حفظ حرمت زن و حراست از آلودگى اجتماع و جلوگيرى از شعله ورشدن غريزة جنسى ، رعايت حجاب را براى زنان لازم دانسته است.مسئلة حجاب براى زن، يك حكم مسلم و قطعى اسلامى و قرآنى است و خداى عالم با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد، حجاب را واجب فرموده است. براى اطلاع بيشتر به كتاب حجاب شهيد مطهرى و كتاب حجاب فتحيه فتاحى زاده را مطالعه فرماييد.1[1] مرتضى مطهري، مسئله حجاب، ص 21؛ فتحيه فتاحي زاده، حجاب از ديدگاه قرآن و سنت، ص 15 و مصطفى حسينى دشتى ، معارف و معاريف، ج 4، ص 379، مادة حجاب.1[2] آل عمران (13) آيه 85.
کد سوال : 49278
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در اسلام اقتصاد اصل است يا هدف؟
پاسخ : اقتصاد در اسلام بسيار با اهميت شمرده شده ، به گونه اي كه در روايت آمده است: اگر اقتصاد نباشد، مردم دنبال نماز و روزه نمي روند (بارك الله، في الخبز، لولا الخبز ما صلينا و لا صمنا) ليكن در مسير تربيتي و سعادت ابدي انسان، وسيله است، نه هدف
کد سوال : 49279
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : انتقاضفه كه در مورد مسائل فلسطين به كار مي رود يعني چه؟
پاسخ : انتفاضه در لغت به معناي جنبش و لرزش است. نيز به معناي حركت و جنبشي كه همراه با نيرو و سرعت باشد.(1) انفاضة فلسطين يعني نهضت و جنبش خود جوش قدرت مند مردمي فلسطين.پي نوشت ها :1 - فرهنگ لاروس، عربي - فارسي ، ج1، ص 338.
کد سوال : 49280
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كلمة مصلحت به چه معنا و مفهوم است و آيا دين اسلام مصلحت را با ارزش مي داند؟فلسفه تأسيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در جمهوري اسلامي ايران چيست؟
پاسخ : مصلحت به معناي آن چه كه به صلاح و سود شخص يا گروهي باشد، خير انديشي، خيرخواهي و كار نيك به كار مي رود.(1)اما اين كه مصلحت در اسلام ارزش دارد، يا نه، پاسخ مثبت است. در اسلام مصلحت ارزشمند است، بلكه تمامي احكامي اسلامي بر پاية مصالح و مفاسد است. امام هشتم (ع) فرمود: "هر آن چه خداوند حلال كرده، به جهت صلاح و مورد نياز بشر است و هر چه را كه حرام كرده است، به جهت وجود فساد در آن مي باشد".بنابراين صلاح، رستگاري و مصلحت با دين اسلام آميخته است، ليكن بايد دقت كرد كه نوعي حركت هاي مصلحت انديشانه وجود دارد كه اسلام آن را نمي پذيرد و آن موردي است كه انسان از حريم قانون به جهت سود شخصي خويش تجاوز مي كند (سود جمعي را فداي سود شخصي مي كند). اين گونه مصلحت انديشي ارزشي ندارد و اسلام مسلمانان را از آن نهي كرده است، مثلا اگر كسي به جاي اين كه برود در جبهه و كنار سربازان اسلام با دشمن متجاوز بجنگد، در پي عافيت طلبي و مصلحت انديشي باشد و از اين وظيفة مهم شانه خالي كند، اين نوع مصلحت انديشي در اسلام ممنوع و ضد ارزش است.اما فلسفة مجمع تشخيص مصلحت نظام: در جمهوري اسلامي مصوبات مجلس شورا بايد به تصويب شوراي نگهبان برسد. حال اگر بين اين دو اختلاف شود، مجمع تشخيص مرجع رسيدگي و حل اين اختلاف است. نيز اين مجمع بازوي مشورتي رهبري در تصميمات كلان نظام است.(2)اما نقش دولت و مجلس: دولت موظف است قوانين و مصوبه هاي مجلس را اجرا كند و مجلس وظيفه دارد و چهار چوب خاصي قانون وضع كند.پي نوشت ها :1 - فرهنگ معين، واژة مصلحت.2 - اصل 112 قانون اساسي.
کد سوال : 49281
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وقتى كه بچه بودم، با پسرهاى فاميل بازى مىكرديم. آيا گناه محسوب مىشود؟
پاسخ : تا قبل از بلوغ گناهى براى بچه نوشته نمىشود و به تعبير ديگر: بچه موضوع تكليفهاى الهى نيست و گناهكار محسوب نمىشود، ليكن به مجرد بلوغ بايد انسان بداند تمام اعمالش تحت محاسبه و مراقبت خواهد بود، حتى خلوت با اجنبى گناه است.
کد سوال : 49282
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در قرآن امامت على 7با ذكر نام آن حضرت بيان نشده است ؟
پاسخ : قرآن كريم كلام الهى و معجزه جاويدان پيامبر خاتم حضرت محمد6و ضامن تأمين سعادت بشر است تا پايان عالم دنيا از اين رو بايد از تحريف و دست برد تحريف گران و منافقان و دشمنان اسلام ومسلمانان مصون بماند. خداوند حكيم هم خود حافظ و پاسدار قرآن است . خداوند در قرآن مى فرمايد: انانحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون ;()ما قرآن را نازل كرديم و ما به طور قطع آن را پاسدارى مى كنيم . يكى از(پـاورقى 11 حجر(15 آيه 9راه هاى حفظ قرآن از تحريف كه به وسيله خداوند انجام شده است , تصريح نكردن به اسم مبارك حضرت على و يازده امام معصوم 7است , ريرا همان طورى كه مى انيم پس از وفات پيامبر اكرم 6 جمعى با اين كه به وضوح مى دانستند خلافت حق مسلم امام على 7است بر سر خلافت نزاع كردند تا جايى كه على 7براى حفظ وحدت اسلامى و مصالح دين دست از خلافت كشيد. هوا پرستان چنان به خلافت طمع داشتند كه حاضر بودند براى به دست آوردنش دست به هر كارى بزنند, اگر در آيات قرآن نام امامان معصوم صراحتاً زكرشده بود ممكن بود مغرضين , آن آيات رااز قرآن حذف كنند ; از اين رو خداوند متعال با آن كه علائم وخصوصيات امام وظيفه را كاملاً ذكر كرد, كه هر انسان بى غرضى فوراً او را مى شناسد در عين حال صريحاً اسم نبرد و آيات قرآن را از دستبرد خائنين حفظ كرده است ().(پـاورقى 22 سيد حسن ابطحى , پاسخ ها به مشكلات جوانان , ج 6 ص 121قرآن كريم مى فرمايد: انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكوة و هم راكعون ;() سرپرست و ربهر شما تنها خدا است و پيامبر و و آن ها كه ايمان آورده اند و نماز بر پا مى دارند و(پـاورقى 33 مائه (5 آيه 55درحال ركوع زكات مى دهند اين آيه شريفه از آيا تى است كه به عنوان يك نص قرآنى دلالت بر ولايت و امامت على 7مى كند, زيرا به شهادت بسيارى از كتاب هاى اسلامى و منابع اهل تسنن اين آيه شريفه در شأن على 7ازل شده است و مراد از والذين آمنوا... امام على 7است .اين عباس , عمارياسر, عبدالله بن سلام , سلمه بن كهيل , انس بن مالك , محتبة بن حكيم , عبدالله بن الى ,عبدالله بن مخالب , جابربن عبدالله انصارى و ابوزدر عفارى نقل كرده اند كه اين آيه درباره على 7نازل شده است . متجاوز از سى كتاب از منابع اهل سنت اين شأن نزول را نقل كرده اند .مفسرين در شأن نزول آيات قرآن به يك يا دو روايت قناعت مى كنند, ولى گويا تعصب اجازه نمى دهد كه اين همه زوايات و اين همه گواهى دشمندان درباره شأن نزول اين آيه مورد توجه قرار گيرد. نزول اين آيه درباره على 7بهقدرى روشن و آشكار بوده كه حسان بن ثابت , شاعر معروف عصر پيامبر6در شعر خود آورده است : ().(پـاورقى 11 تفسير نمونه , ج 4 ص 425 فروغ ولايت , ص 145واقعه غدير خم كه على 7در آن روز به دست رسول خدا6به امامت منصوب شد, بسيار مورد توجه دانشمندان اعم از محدث و مفسر و متكلم و فيلسوف و خطيب و شاعر و مورخ وسيره نويس قرار گرفته است .يكى از عللى اين عنايت و توجه ويژه به اين حادثه , نزول آيه 3و آيه 67سوره مائدهدرباره اين واقعه وولايت اميرالمومنين 7است (). ولى با اين همه روشنى در همان ابتداى امر بعد از رحلت رسول اكرم 6اين حادثه (پـاورقى 22 همان , ج 5 ص 4 جعفرسبحانى ,تاريخى چنان به فراموشى سپرده شد كه گويا اصلاً چنين واقعه مهمى اتفاق نيفتاده است . اگر نام على 7درقرآن به صراحت ذكر مى شد, آن آيه را از قرآن حذف مى كردند و قرآن را از اعتبار مى انداختند و براى اين كه قراْاز تحريف مصون بماند نام على 7 را به صاحت كر نكرد, گر چه به مكرر با كنايه ذكر فرموده است ().(پـاورقى 33 محمدحسين طباطبائى , الميزات , ج 4 (ترجمه ) ص 577
کد سوال : 49283
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : هميشه به عدالت خدا شك مىكنم و برايم قابل قبول نيست كه كارهاى خدا براساس حكمت و مصلحت است. چرا هر چه حكمت و مصلحت است، عليه من است و هيچ به نفع من نيست؟!
پاسخ : اين گونه افكار به خاطر فشار مشكلات يا توقعات بيجا و يا به خاطر ظلم و بى عدالتى از جانب پدر، مادر، دوست، همسايه، معلم، استاد، كارگر، كارفرما و يا بر اثر ندانم كارى مسئولان است.اين گونه مشكلات و افكار در روح و روان تأثير منفى مىگذارد و انسان را به همه چيز بدبين مىكند. راه درمان آن اين است كه اگر دچار مشكلى باشيد، مثلاً فقير يا مريض باشيد، دنبال علاج برويد و همواره ذكر خدا و استمداد و طلب صبر و استقامت از او داشته باشيد. اگر دچار ظلم و اجحاف ديگران هستيد، بايد به نحوى خودرا از آن دور سازيد يا مقابله كنيد و از حق خود دفاع نماييد. مىتوان گفت همه نابسامانىها را از دست خدا ديدن و به خدا مربوط كردن، يك نوع برداشت اشتباه و لا اقل توقع بيجا است. "ابى الله أن يجرى الأمور الا باسبهابها؛ خداوند همه كارها را بر روال طبيعى و سبب و علت خودش اجرا مىكند". اگر كسى مىخواهد از فقر نجات يابد، بايد دنبال كار و تلاش برود. اگر كسى مىخواهد علم و آگاهى پيدا كند، بايد زحمتها و مشقتهاى درس خواندن را تحمل كند. اگر مريضى بخواهد سالم شود، بايد خود را مداوا كند. خداوند متعال انسان را آفريد و وسائل لازم براى زندگى دنيوى و روحانى و معنوى او را فراهم كرد و بقيه امور را به خود انسان و اگذار كرد، كه با تلاش و كوشش امور خود را بچرخاند. ما نبايد هر گرفتارى را كه برايمان پيش مىآيد، به خدا نسبت بدهيم، بلكه بسيارى از بدبختىها به دست خودمان ايجاد مىشود:"و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم؛(1) هر مصيبتى بر شما وارد مىشود، به خاطر آن چيزهايى است كه خودتان كسب كردهايد (سبب مصيبتها و گرفتارىها اعمال و رفتار خودتان است).""ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس؛(2) فساد در زمين ظاهر شد به واسطه آن چه كه مردم انجام مىدهند". حكمت الهى، قانون است. ارزاق را تقسيم كرده و هر كس را در جايگاه خاص قرار داده است. معنى حكمت و عدالت همين است. اگركسى ديگرى را بكشد، اين ربطى به خدا ندارد. نظم و عدالت اين است كه اگر بخواهد كسى خودكشى كند بتواند، ولى عدالت در كار است.پىنوشتها:1 - شورى (42) آيه 30.2 - روم (30) آيه 41.