کد سوال : 49184
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از پاك شدن از حيص يا از استحاضه و بعد از غسل اگر لكه هايى خيلى كم رنگ خون ديده شود آيا بايد دوباره غسل كرد يا مى توان لباس را عوض كرد و نماز خواند؟
پاسخ : از ابتداى حيض، تا قبل از ده روز اگر خونى ديده شود بايد غسل حيض انجام داد ولى اگر بعد از ده روز باشد حكم استحاضه را دارد اگر متوسطه يا كثيره باشد احتياج به غسل دارد والاّ با شستشوى محلّ خونى و عوض كردن لباس مى توان نماز خواند و احتياجى به غسل ندارد.(1)پى نوشتها: 1. آيت اللَّه مكارم، توضيح المسائل، مسئله 461.
کد سوال : 49185
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 18 ساله هستم اوين بارى كه حائض شدم سال سوم راهنمايى بود ولى دومين بار بعد از 5 ماه ديگر بود و هر چهار يا پنج ماه يك بار حيض مى شوم. البته هر ماه پنج يا شش روز خون مى بينم ولى اين خونها علائم خون حيض را ندارد و شباهت به خون استحاضه دارد از اين جهت
پاسخ : در تعريف خون حيض اين طور آمده: حيض خونى است كه غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زن خارج مى شود.(1) بنابراين چون شما به طور مرتب هر ماه چند روزى خون مى ديدهايد بايد آنها را حيض محسوب مى كرديد. گرچه بعضى از خصائص خون حيض را نداشته چون آن خصوصيتها و علامتها غالبى است (به طور غالب علامت حيض است) ممكن است در بعضى زنها و يا در بعضى از زمانهاى عادت ماهيانه آن علائم وجود نداشته باشد ولى بايد آن چند روزى د رماه كه خون مى ديدهايد شرائط ديگر حيض را داشته باشد مثلاً بايد كمتر از سه روز نبوده باشد يعنى سه روز به طور مداوم يا خون بيرون آيد و يا در مجراى رحم وجود داشته باشد و مابين دو دفعه خون ديدن كمتر از ده روز فاصله نباشد بنابراين بعد از پاك شدن اگر تا ديدن خون در نوبت بعدى ده روز يا بيشتر فاصله باشد و خون دوم نيز سه روز به طور مداوم باشد حيض است. از بين اقسام زنانى كه خون حيض مى بينند شما در قسم مضطربه هستيد اگر خون هايى كه مى بينيد كمتر از ده روز است همهاش حيض است.(2)اگر در ايامى كه خون مى بينيد حداقل سه روز خون نمىبينيد يا در مجرا به طور مداوم در سه روز خون نباشد و فقط لكّه هايى خون آلوده مى بينيد اين گونه خونها حيض نيست و استحاضه محسوب مى شود. در مواقعى كه معلوم نيست كدام يك از حيض يا استحاضه است بايد به وظائف مستحاضه عمل نماييد. در هر صورت با توضيحى كه شما دادهايد در هر ماه، ايامى كه خون مى بينيد احتياط كنيد.پى نوشتها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 247.2. توضيح المسائل مراجع، 2. آيت اللَّه مكارم، توضيح المسائل، مسئله 432.
کد سوال : 49186
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من ده ماه از خواهرم بزرگ ترم، اما احساس تنهايى مىكنم، چون خواهرم بيشتر مورد توجه است. به من بگوييد كه با خواهرم كه بيشتر از من اجتماعى است. و مرا براى خوشبختى و ازدواج خود مانع مىداند، چه بكنم؟ چه كار كنم كه تنفر از خودم دور كنم؟ با خواهرانم و پدر و ما
پاسخ : خواهر گرامى! اميدواريم مورد لطف خداوند متعال قرار گرفته و در سايه رحمت الهى زندگى خوبى را پيش رو داشته باشيد.نامه پر از گلايه و شكوه شما را خوانديم. برداشت ما اين است كه شما خود را با خواهرتان مقايسه مىكنيد و از طرفى حسادت، روحيه شما را ضعيف كرده است. اگر به اين افكار و خيالپردازىها ادامه دهيد، حالات نامطلوبى براى شما به وجود خواهد آمد. لذا شما بايد خوشحال باشيد كه خواهرتان مورد توجه است. اگر شما خيرخواه و دلسوز او باشيد و براى او دعا كنيد و از او تعريف و تمجيد نماييد، خداوند اول به شما لطف مىكند و بعد به او چون شما را فرد عاقلى مىدانند و يار و مددكار مادر هستيد، بيشتر از خواهرتان مورد توجه خداى تبارك و تعالى هستيد. انسان بايد كارى كند كه توجه و لطف خدا را جلب كند.بحمدالله هم به خاطر فداكارىها و تواضع شما در خانه و يارى و مددرسانى شما به پدر و مادر حتماً آينده بهتر و يا همسانى با خواهرتان خواهى داشت. بايد خود از اين افكار انحرافى و ضد اخلاقى تخليه كنيد و بيشتر به ذكر و ياد خدا مشغول باشيد و براى آينده خود و خواهرتان دعا كنيد. اصلاً به فكر انتقامگيرى از مادر يا از خواهر برنياييد. اين فكرها شيطانى است. از سوى ديگر بايد دقت كنيد چرا خواهرتان مورد توجه است. شايد او راز دار و عاقل و باهوش است و شما سادگى مىكنيد. بايد خيلى سنگين و تودار باشيد. توجه شما را به چند نكته جلب مىكنيم:1 - چون موقع ازدواج شما رسيده است، در اولين فرصتى كه خواستگار خوب و متدينى براى شما آمد، ازدواج كنيد و در اين امر سختگيرى نكنيد. چون شما خواهر بزرگتر هستيد، بايد زودتر ازدواج كنيد.2 - اصلاً مادر و خواهرتان نسبت به شما كم توجه نيستند، بلكه شما را دوست دارند و چون خواهر بزرگتر هستيد، احترام مىگذراند.3 - خودخواهى و خودبينى و حسادت از صفات رذيله و پست اخلاقى است. بايد آنها را از خود دور كنيد به جاى آنها خيرخواهى، تواضع و خوش خلقى را جايگزين كنيد.4 - بدبينى هايى كه نسبت به ديگران و معلم و خواهرانتان داريد، بيجا است و ممكن است تخيلاتى بيش نباشد. خيال مىكنيد كه شما را دوست ندارند. آنان دوستتان دارند، ولى سادگىها و نگهدارى نكردن رازها موجب كم توجهى شده است، آن هم با تغيير رفتار درست خواهد شد.5 - خوشبختىها و هدايتها دست خدا است. بر خدا توكل كنيد و وظائف خود را خوب انجام دهيد. خداوند جبران مىكند. چه بسا دخترانى كه از زيبايى بهرهاى نداشتهاند، اما همسر خوبى نصيبشان شده و داراى فرزندان صالحى شدهاند و وضع زندگى خوبى پيدا كردهاند و بسا دخترانى زيبا كه به خاك سياه كشيده شدهاند. 6 - از حالا به نمازتان بيشتر اهميت بدهيد و بعد از نماز گريه و زارى به درگاه خدا داشته باشيد و براى آينده خود دعا كنيد.7 - توقعات و انتظارات خود را پايين بياوريد. دخترانى كه انتظارات بيش از اندازه دارند، اگر به آنها نرسند، دچار مشكلات روانى مىشوند. بنابراين گرچه شما درس خواندهايد، اگر شوهر كاسبى كه كمتر از شما درس خوانده و جوان متدين و پاكى است، پيدا كرديد با او ازدواج كنيد.
کد سوال : 49187
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اخيراً شركتى اقدام به پخش كارت هايى كرده است ; بدين شرح كه شخصى اين كارت را از شركت به مبلغ 1200000ريال خريدارى مى كند. و شركت سه عدد كارت براى همان شخص ارسال مى كند و او با فروش هر كارت به مبلغ مذكور, مبلغ 400000ريال برداشت كرده و الباقى به حساب شركت وا
پاسخ : اين گونه معاملات كه يك كارت را به 120000تومان بخرند و بعد.... هيچ وجه شرعى ندارد, چون مقلوم نيست به چه عنوان اين كارها صورت مى گيرد و اين پول ها از كجا به دست مى آيد و به چه عنوان مصرف مى شود و با چه معامله اى (خريد و فروش , اجاره , مضاربه و...) صورت مى گيرد. در هر صورت وجه شرعى براى اين گونه كارها متصور نيست . لذا بايد از آنها پرهيز كرد.انجام اين گونه كارها از آستان قدس رضوى بسيار بعيد است , گر چه ما اطلاع از آن نداريم .
کد سوال : 49188
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بحمدالله تقريباً مشكل ارتباط او با من كم كم حل مىشود و از دست او رها مىشوم. فقط ترس آن دارم كه به خانه ما زنگ بزند و آبروى مرا بريزد. من به نصيحتهاى شما گوش كردم. در اين مورد باز مرا راهنمايى كنيد و درمورد برنامه درسى براى كنكور راهنمايى نماييد.
پاسخ : خدا را شكر مىگوييم كه به تدريج شر آن شخص هوسباز كه همواره در كمين امثال شما نشسته و منتظر فرصت است، از سر شما كوتاه شده است و اين به تدبير شما و قدرت اراده بر مىگردد و پذيرش نصيحت از فهم و درايت حاكى است، كه به نصيحتهاى ما گوش داديد و رابطه را قطع كرديد. خدا را بسيار شكرگزار باشيد و همواره بخواهيد تمامى شر او از سر شما برداشته شود. همان طور كه عرض كرديم انسانهاى هوسباز با انواع حيلهها افراد پاكى مانند شما را به دام مىاندازند و پس از مدتى او را رها مىكنند و دنبال صيد ديگرى مىروند. آن صيد اولى همين طور با هزاران غم و غصه، تنهاى تنها مىماند و هيچ كس به فرياد او نمىرسد. بحمدالله شما با جديت و بلند نظرى و صبر و متنانتى كه داشتيد، توانستيد با او قطع رابطه كنيد بايد همين روش را ادامه دهيد و هرگز دل به او نبندد و منتظر زنگ او هم نباشيد، و هرگز نگرانى از زنگ زدن او نداشته باشيد. با جديت تمام درسهاى خود را بخوانيد و خود را براى امتحان كنكور آماده كنيد. در تمامى شبانه روز با نظم و برنامه درسهاى خود را بخوانيد تا ان شاءالله موفق بشويد. چون رشته شما تجربى است، بايد محفوظات شما نسبت به درسهاى سال اول و دوم و سوم و چهارم بسيار باشد. بنابراين بعد از ظهرها كه درخانه هستيد، با برنامه ريزى درسها را دوره كنيد و مطالب را خوب حفظ كنيد اگر كتابخانهاى ويژه خواهران هست برويد. البته براى اين كه خسته نشويد و تنوع در مطالعه داشته باشيد، اگر بتوانيد با دوستان خود درس بخوانيد، بهتر است، يا مثلاً اگر بعد از ظهرها پنج ساعت فرصت مطالعه داشته باشيد، هر ساعتى را به درسى اختصاص بدهيد، مثلاً ساعت اول را به دوره كردن درسهاى سال اول. بعد از آن به اندازه ده دقيقه چشم هايتان را ببنديد و كمى استراحت كنيد. بستن چشمها براى استراحت ذهن بسيار مفيد است. پس از آن يك ساعت درسهاى رياضى سال اول و دوم و سوم و همين طور پس از آن درسهاى اختصاصى سال دوم را مطالعه كنيد. تنوع در درسها جلوى خستگى و فرسودگى ذهن را مىگيرد و كمى استراحت در بين، ذهن را آماده براى ساعتهاى بعدى مىكند. البته تنظيم برنامه به ذوق و سليقه خودتان است و مقصود اين است كه بهترين بهره ورى از مطالعه را داشته باشيد و در ضمن خسته نشويد. بخشى از ساعات فراغت را به حل كردن تستهاى كنكور از سالهاى گذشته اختصاص بدهيد، اما بدانيد اگر در درسهاى اختصاصى و غير اختصاصى سالهاى دبيرستان را خوب بخوانيد و خوب فهميده باشيد، چون اكثر سؤالها از آنها طرح مىشود، خواهيد توانست در امتحان موفق بشود.در پايان در فرصت مناسب اگر خواستگار مناسب برايتان آمد، از ازدواج دريغ نكنيد،چون ازدواج باعث اطمينان خاطر و آرامش قلب مىشود به اضافه اين كه موقع ازدواج شما رسيده و تأخير از آن موجب ضرر است.نكته ديگر اين كه از ادعا و راز و نياز به درگاه خدا غافل نباشيد. در فرصتهاى مناسب به ذكر خدا مشغول باشيد و به پدر و مادرتان احترام بگذاريد و در كارهاى خانه به آنان كمك كنيد و نسبت به خواهرهايتان دلسوزى و تواضع نشان دهيد و بيشتر به آنان توجه كنيد و در كارهاى خانه به خواهرتان كمك كنيد و از آنها بخواهيد براى شما دعا كند.
کد سوال : 49189
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روستايى مشمول قانون اصلاحات ارضى گرديده و در قسمت شمال آن قطعه زمين وقفى واقع شده است كه قبل از اصلاحات ارضى مالك آن هر سال مبلغى براى عزادارى امام حسين(ع) هزينه مىكرد و بعد از اصلاحات ارضى و تقسيم زمينهاى روستا بين كشاورزان، زمين وقفى در قسمتى واقع گر
پاسخ : برادر عزيز و گرامى! اگر زمين مذكور وقف حضرت اباعبدالله (ع) بوده است، با تقسيم اراضى از وقفيت نمىافتد، بلكه باز وقف حضرت است. فعلاً آن قطعه زمين در دست هر كس از كشاورزان باشد، بايد اجازه زمين در عزادارى امام حسين(ع) هزينه شود. اگر آن زمين متولى دارد، بايد اجازه زمين مذكور را به متولى آن زمين وقفى پرداخت نمايد تا متولى، آن را در عزاداريب امام حسين(ع) هزينه كند و اگر متولى خاصى ندارد، بايد با اجازه زمين را بگيرد و خرج عزادارى نمايد. بنابراين وظيفه گرفتن اجاره زمين و هزينه كردن آن در عزادارى به عهده متولى آن زمين است و اگر متولى خاصى ندارد، بايد با مراجعه به يك مجتهد، شخص متدين و مورد اطمينانى را به عنوان متولى انتخاب نمايد و درباره آن زمينه تصميمگيرى كند.(1)پىنوشتها:1 - آيت الله فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج1، ص 348.
کد سوال : 49190
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وضع اقتصادى كشور در دوره آقاى هاشمى و دوره آقاى خاتمى چگونه است؟ به نظر شما آيا پيشرفتى صورت گرفته است؟
پاسخ : البته همه دولتمردان در دولت آقاى خاتمى تلاش و كوشش مىكنند تا وضعيت اقتصادى كشور بهتر شود، همچنان كه در دولت آقاى هاشمى همين طور بود. بد و خوب بودن وضعيت اقتصادى كشور از چند چيز مشخص مىشود:1 - از وضعيت اقتصادى مردم و فقيرتر يا غنى شدن آنان؛2 - از وضع بيكارى و يا اشتغال مردم. اگر بر بيكاران افزوده شده باشد، وضعيت اقتصادى بدتر شده است. 3 - از گرديدن و چرخش كارخانهها و كارايى آنها نيز مىتوان وضع اقتصادى كشور را درك كرد. اگر در دورهاى كارخانهها و كارگاهها روز به روز تعطيل شوند و كارگران بازخريد شوند و بر نرخ بيكارى افزوده شود، علامت بدى وضع اقتصادى خواهد بود.4 - از گرانى و ارزانى اجناس با توجه به درآمد مردم. اگر در دورانى نرخ اجناس ارزانتر و درآمد مردم نسبتاً بيشتر بود و در دوره ديگر نرخ درآمد مردم آن چنان رشد نكرده باشد، ولى نرخ اجناس چند برابر شده باشد، علامت وضعيت بد اقتصادى خواهد بود.
کد سوال : 49191
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه بايد با جوانان برخورد كرد كه حرف حق را بپذيرند؟
پاسخ : تربى نوجوانان و جوانان ظرافت خاصى را مىطلبد و اگر پدر و مادر يا معلم و استاد و يا يك مربى تربيتى آموزشىهاى لازم را نديده باشند، نمىتوانند به طور صحيح وظيفه مهم خود را انجام دهند، بلكه گاهى عوض تربيت كردن، نتيجه معكوس گرفته مىشود و جوان را از هدايت و نور بدبين و زده مىكند و او را به ضلالت سوق مىدهد.بنابراين كسى كه مىخواهد مربى باشد اولاً بايد راهكارهاى آن را به خوبى بداند.ثانياً: روانشناس خوبى باشد، چون همه نوجوانان و جوانان يك جور نيستند، بلكه روحيات آنان متفاوت است و هر كدام جداگانه احتياج به روانكاوى و روحيهشناسى مخصوص به خود را دارند. به تعبير ديگر هر كدام درمان خاصى را مىطلبند. بنابراين مربى بايد اقسام و انواع روحيات و راه و روش برخورد با هر كدام را بداند، تا شيوه مناسب پيش گيرد.آن چه كه به طور كلى مىتوان گفت و براى همگان راهكار مناسب و مفيدى است، برخورد به نحو احسن و با خوش رويى است. ارشاد و هدايت نسل جوان مستلزم شناخت دنياى نوجوان و جوان و در نظر داشتن واقعيتهاى مربوط به آن ها است. بايد بدانيم و در يابيم آنها درچه دنيايى زندگى مىكنندو چه فكر و انديشهاى دارند و خواستههايشان چيست بايد دانست او در سن و مرحلهاى است كه مىخواهد با ديگران الفت داشته باشد و به گونهاى احساسات و فشارهاى وارده بر خود را تخليه كرده و به زندگى آرام و مطمئن برسد. به همين جهت روايات اسلامى هشدار مىدهند كه به ووجوان و جوان بايد رسيد و جوانان را به وظائفشان آشنا كرد، پيش از آن كه ديگران آنان را بربايند و ذهن پاك آنان را آلوده كنند. به نوجوان و جوان بايد راههاى آزادانديشى و آزادمنشى را آموخت و مسائل مربوط به رشد و اصول و قواعد بزرگسالى را به او ياد داد و نوع موضغگيرى در برابر آداب و رسوم و هنر و ادبيات و طرز تفكرها را مشخص كرد.از طرفى وظيفه پدر و مادر و مربيان جامعه در برابر لغزشها هشدار دادن و هدايت كردن و در موارد شديدتر، انذار و اخطار است. كه عواقب دنيوى و اخروى را به او گوشزد كنند. در برابر دشوارىها بايد آنان را هدايت كرد و گاهى بايد آنان را در كام مشكلات و دشوارىها انداخت تا به تدريج با آنها آشنا و به آنها عادت كنند.گاهى ضرورى است كه مستقيم يا غير مستقيم مسائل را براى او تجزيه و تحليل كنيم و براساس منطق با او سخن بگوييم، مثلاً تشريح عواقب يك كردار ناپسند، بيان و تحليل اين مسئله كه ارتكاب فلان امر چه سرانجامى خواهد داشت، در هدايت به سوى خوبىها و سعادت و خير مؤثر است. آنان بايد بدانند اگر فلان عادت زشت را كسب كردهاند، به چه بيمارىهاى جسمى يا روانى دچار خواهند شد و اگر تن به فلان عمل زيانبخش بدهند، چه آينده پر دردسرى درانتظار آنها است. بايد دريابند در برابر طوفانهاى غريزه، خود نگه دار باشند وگرنه سر از رسوايى و بدبختى درمىآورند.در برخورد با نوجوان و جوان شرح صدر و صبر و متنانت لازم است و تحسين و آفرين گفتن و تهييج و ايجاد انگيزه درآنان آثار خوبى دارد. از برخوردهاى ناپسند و تند و خشن و غير مؤدبانه بايد پرهيز كرد.
کد سوال : 49192
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به نظر شما چرا زن حق حاكميت ندارد؟
پاسخ : اگر به حاكميت به ديد يك وظيفه سنگين و مشكل نگاه كنيم و آن را وظيفه سخت و پر مشقت بدانيم، هر كس آن را نداشته باشد، راحتتر و سبك بالتر است. پستها و مقامها از ديدگاه اسلام مسئوليتهاى مشكل و پر مشقتى است كه در آخرت پاى ميزان حساب، به دقت از آن بازجويى خواهد شد. از طرفى مسئولان حكومتى اگر واقعاً متدين و متشرّع باشند و از خداوند متعال خوف داشته باشند، هرگز به خوشگذرانى و عياشى و چپاول بيت المال نمىزنند، مثلاً اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (ع) كه حدود پنج سال رياست و رهبرى جامعه اسلامى را بر عهده داشت به جز گرفتارى و مشقت و بى خوابى و آوارگى در بيابانها براى جنگيدن با دشمنان اسلام چيزى نصيب او نمىشد و از طرفى در بيت المال مسلمانان احتياط و دقت مىكرد و خودش از آن بهره نمىبردو اگر ديگران غذاى خوشمزه و لذيذى مىخوردند، اما آن حضرت نمىخورد. حال اين گونه مسئوليت و رياست را كه مطلوب اسلام است، در نظر بگيريد و تصور بكنيد و خودتان قضاوت بكنيد. اين گونه رياست با اين شرايط سخت، چيزى نيست كه انسان در بدر دنبال آن بدود وخواستار آن باشد.ثانياً رهبرى و رياست جمهورى شرايطى دارد كه غالباً زنان توانايى اداره آنان را ندارند و نمىتوانند از عهده آن به خوبى بر آيند. از جمله شرايط، قوت و توانايى جسمى و روحى است. رهبر و امام بايد بتواند فرماندهى را بهع عهده بگيرد، و بايد بتواند به موقع نياز قضاى خوبى باشد. درتمام دنيا زن رسماً حاكميتى ندارد و ملكهها تشريفاتى هستند، چون درحكومت وظائف سخت و مشكلى است كه توانايى جسمى و روحى بالايى را مىطلبد و زنان اين توانايىها را ندارند. اگر بگوييد زن، رهبر و امام باشد، اما اين گونه كارهاى مشكل را به مردان واگذار كند، جوابش اين است كه در اين صورت آن زن يك رهبر و يك امام صورى و ظاهرى و در حقيقت ماكتى از رهبر و امام خواهد بود و اين خارج از بحث است.
کد سوال : 49193
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قوانين و شرايط استدلال و استنتاج چيست؟
پاسخ : براى رسيدن به (مدلول) يقينى احتياج به شناخت راههاى استدلال منطقى داريم و روش استدلال و استنتاج بر سه نحو است: 1 - قياس 2 - تمثيل 3 - استقراءدر حقيقت اگر بخواهد استلال، قطعى و يقينى و بدون شبهه و شك باشد، بايد از راه قياس منطقى وارد شد و الا تمثيل و استقراء روشهاى يقينى براى رسيدن به نتيجه نيستند.اما قياس كه روش علمى است. به اين صورت است كه هر قياسى مشتمل بر يك عده قضاياى يقينى باشد زيرا اگر يكى از مقدمات يقينى نباشد نتيجه، يقينى نخواهد بود چون نتيجهاى كه بدست مىآيد تابع أخسّ مقدمتين است. مثلاً اگر بگوئيم: (اين ميز است) و (گمان مىكنم كه هر ميزى از چوب باشد) نمىتوانيم به نتيجه قطعى دست يابيم يعنى نمىتوانيم به طور قطع بگوئيم. (اين ميز از چوب است) بنابراين شرط اساسى براى نتيجهگيرى اين است كه مقدماتى كه در طريق استدلال است، هم يقينى باشد. هر گاه از مقدمات علمى به نتيجه يقينى دست يافتيم به اين استدلال قياس مىگويند بنابراين شرط استنتاج بر نحو قياس اين است كه مقدمات يقينى باشد، شرط ديگر اين نحوه استدلال اين است كه واسطهاى در كار باشد تا به وسيله آن بتوانيم به نتيجه برسيم. مثلاً مىگوئيم: (اين چوب است). و (هر چوبى و زنش از آب سبكتر است). پس نتيجه مىگيريم كه اين چوب نيز از آب سبكتر است. همان طور كه مشاهده ميشود حد وسط يا واسطه در استدلال كلمه چوب است. شرط سوم اين است كه مقدمه دوم (كبرى) كلى باشد. شرط چهارم اين است كه مقدمه اولى (صغرى) قضيه موجبه (مثبت) باشد و منفى نباشد اين يك شكل از اشكال اربعه قياس است اين قياس داراى 4 شكل است.(1)پىنوشتها:1 - با استفاده از محمد رضا مظفرالمنطق، ج2، ص 240.