کد سوال : 49114
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا علمى كه موجب كنجكاوى در مخلوقات و مسائل طبيعى شود, مفيد است ؟ در صورت امكان , آدرس و صندوق پستى دفاتر مراجع بزرگوار قم را ارسال فرماييد.
پاسخ : كنجكاوى درباره هر چيزى كه موجب رشد فكرى و ارتقاى سطح معومات و تقويت بينه اعتقادى و بالأخره شناخت خالق هستى شود, بسيار مفيد است . اتفاقاً قرآن براى درك بيش تر ذات اقدس حق وصفات كماليه او مردم به كنج كاوى و تحقيق در اشياى طبيعى دعوت كرده است ; از جمله مى فرمايد: آيا آنان به شتر نگاه نمى كنند كه چگونه آفريه شده است ؟ و به آسمان نمى نگرند كه چگونه بر افراشته شده و به كوه ها نگاه نمى كنند كه درجاى خود نصب شده و به زمين كه چگونه گسترده و همراه شده است ...(1). و در آيات ديگر مى فرمايد: انسان به غذاى خويش نمى نگرد؟ ما آب فراوان از آسمان نازل كرديم , پس زمين را ازهم شكافتيم و در آن دانه هاى فراوان رويانديم و انگور و سبزى بسيار و زيتون و نخل فراوان و باغ هاى پر درخت و ميوه و چراگاه تا وسيله براى بهره گيرى شما و چهار پايان تان باشد(2).(پـاورقى 1ـ آيع 21ـ 17 (پـاورقى 2ـ عبس
کد سوال : 49115
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ارزش هاى اسلامى چيست ؟ موسقى و رقس محلى از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
پاسخ : در مكتب و آيين يك سرى امور ارزشى وجود دارد و يك سرى امور ضد ارزشى كه افراد اين مكتب ها در حفظ و نگه دارى و سبط ارزش هاى خود همواره سعى و تلاش مى كنند و نمى گذارند ارزش هاى موجود شان خدشه درا شوند. ارزش به امورى اطلاق مى شود كه به انسان رشد و تعالى بخشيده و ابه اهداف آن مكتب نزديك كند و ضد ارزشى امروى هستند كه مانع رشد و تعالى اسنان بوده و از رسيدن به اهداف دورمى كند. از ديدگكاه دين مقدس اسلام , هدف و كمال نهايى اسنان , قرب الى الله است ; يعنى اسنان متصف به صفات و متخلق به اخلاق شود. بنابراين هر كارى كه انسان را به كمال نهايى اش نزديك كند, ارزشى و هر كارى كه او را از هدف دور سازد, ضد ارزشى است ; مثلاً نماز, روزه و كال فروع دين , صداقت , امانت دارى ,شجاعت , ايثار, حجاب و فصاص و از ارزش هاى اسلامى هستند و در مقابل دروغ , خيانت , بى حجابى , بزدلى ,بخل و حسد, تعطيل حدود اليه و ضد ارزش اند. در مورد موسيقى فقها فرموداند: موسيقى كه ماسب مجالس لهو و لعب باشد و به تعبر ديگر موسيقى كه داراى طرب و ترجيع باشد, حرام است .(1) معناى مطرب اين است كه حالت غير عادى از نظر وجد و نشاط به وجود آورد(2). بنابراين موسيقى مطرب و ماسب مجالس لهو و لعب حرام است و فرقى بين محلى و غير محلى ندارد. درباره رقص نيز نظرات مراجع مختلف است ; بعضى كلاً حرام مى ادنند اما آيه الله خوئى و آيه الله فاضل لنكرانى مى فرامايند: رقص زن براى زن و مرد براى مرد با همراه نبودن محرمات ديگر مانعى ندارد. و فرقى نمى كند كه رقص محلى باشد يا غير محلى . (پـاورقى 1ـ آية الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 254و 258 سوال هاى 988ـ 989و 1006(پـاورقى 2ـ آية الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 254و 258 سوال هاى 988ـ 989و 1006
کد سوال : 49116
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه نوع نوشته و كتاب هايى از نظر بزرگان دينى ـ سياسى براى جوانان مفيد است ؟
پاسخ : برادر نصرت الله يعقوب خانى غياثوند, درود بر شما, از اين كه با ما مكاتبه كرده و شبهات وخواست هاى خود را از ما مطالبه كرديد, متشكريم . تبه طور كلى علما و انديشمندان دينى ـ سياسى براى عموم به ويژه جوانان كتابى را مفيد و سودمند مى دانندكه از نظر اعتقادى , ايمانشان را به اصول دين , تقويت و از نظر علمى , اْان را به انجام دستورات كتاب و سنت راغب واز حيث اخلاق فردى و اجتماعى مؤدب به آداب اسلامى كند. از نظر سياسى نيز به گونه اى به جوانان بينش دهد كه بتوانند در موضع گيرى هاى سياسى و انواع و اقسام شعارها و گرايشات , سره را از نناسره تشخيص دهند. مطالعه آثرا استاد شهيد مطهرى بسيار مفيد است , چنان كه امام به جوانان سفارش كرده اند كتاب هاى آيةالله حسن زاده , آية الله جواد آملى , آية الله مكارم شيرازى , مصباح يزدى , جعفر سبحانى , هشامى رفسنجانى (مخصوصاً كتاب هاى فلسطين و اميركبير) و هم چنين كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوى كه خاطرات ارتشبدحسين فردوس است , و كتاب بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى ره تأليف حميد روحانى كتاب هايى مفيدو معتبر هستند كه توصيه مى كنيم آن ها را مطالعه كنيد. موفق و پيروز باشيد.
کد سوال : 49117
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شركتى كه شوهرم در آن كار مى كرد ورشكست شد شركت بيمه 320هزار تومان بابت حق بيمه به ما دادند اما خيلى زود تمام شد چون هم پول ترم دانشگاه آزاد داشتم و هم هزينه كمرشكى زندگى . پدرشوهرم به هر فرزندى يك ميليون و نيم دادند كه شوهرم با يك دستگاه كوچك پرس روعن كش
پاسخ : درود بر شمااز اين كه با ما مكاتبه كرده و مشكل خود را باما درميان گذاشتيد, سپاس گزاريم . نامه شما را به دقت مطالعه كرديم و عميقاً متأثر شديم و براى رفع مشكل تان دعا كرديم . اگر به پيشنهادهاى زى رعمل كنيد اميدواريم بتوانيد نشاط و شادى گذشته را به كانون زندگى تان برگردانيد:1 به همشرتان روحيه بدهيد و او را اميدوار به زندگى كنيد و بگوييد زندگى همين است , فراز و نشيب داردهنوز جوان هستيد ميتوانيت كار بهترى پيدا كنيد, شكر خدا در ماه چند تومانى حقوق دارم و مى توانيم با صرفه جويى زندگى با به پيش ببريم . 2 با او خوش برخورد باشيد. هر وقت شوهر تان به خانه مى آيد با آغوش باز به استقبالش برويد و با گفتن عزيزم , كجا بودى , چرا دير آمدى خداى ناكرده مشكل خاصى پيش نيامده دختر كوچكتر بهانه شما را گرفته گفتم : الان بابا مى آيد و امثال اين حرفها او را به زندگى گرم كنيد. گاهى دختر را وادار كنيد كه پدرش را وادار سازااو را هم به همراه خود ببرب تا مجبور شود به مراكز آلوده نرود. حضرت على هم سعى كنيد با يك خانواده خوب معاشرت داشته باشيد. در روايتى مى خوانيم كه امام على 7فرمود: اموال شما گنجايش مردم را ندارد;يعنى به وسيله مال و ثروت نمى توانيد دل مردم را به دست آوريد و آن ها را راضى نگه داريد, پس از طريق گشاده رويى و خوش برخوردى دل آن ها را به دست آوريد.() احساس مسئوليت را با زبان خوش روى زنده (پـاورقى 11 نقل از: منتهى الأمال , ج 2 شرح حال حضرت جواد7كنيد. او را وادار به بچه دارى نماييد و به دختر بفهمانيد كه از پدرش بخواهد به گردش بروند.3 شب ها سعى كنيد به پارك برويد و با خوردن سانديچى شب را بگذرانيد تا بهتر مأنوس شويد. انتقادبيش از حد, شوهر را كلافه مى كند. از پدر و برادر شوهر تان تقاضا كنيد او را با خود به همراه ببرند و بيشتر با آنهامعاشرت كنند.4 درحد امكان سعى كنيد او را سرگرم نگه داريد, به عنوان مثال چون بيكار است , هر موقع مدرسه مى رويد دختر 5ساله ات را پيش او بگذاريد تا او را تر و خشك كند. وقتى هم كه برگشتيد گر چه خسته ايد, امادندان به جگر گذاشته به اتفاق به پارك , خيابان و يا ديدن اقوام برويد تا جايى كه امكان دارد ايشان را به خدا ودين و مقررات اسلامى علاقه مند كنيد كه اثر فوق العاده اى دراد.5 با شگرد خاصى , به گونه اى كه حساسيت پيدا نكند, ارتباط او را با دوستان نابابش كم كنيدو6 با توسل و كمك خواهى از اين و آن سعى كنيد وام مورد نظر را بگيريد تا خيال شوهرتان راحت شود.
کد سوال : 49118
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ضمن تشكر از پاسخ قبلى تقاضا دارم مرا به امام جمعه شهرمان معرفى فرماييد.
پاسخ : از اين كه با پاسخ قبلى ما خوشحال و مسرور شدهايد، براى ما مغتنم و خوش حال كننده است زيرا اگر چه بر اثر نبودن امكانات مادى در اختيار اين مركز، نتوانستيم مشكل شما برادر مؤمن و عزيزمان را حل كنيم ليكن با ارسال پاسخ و اظهار همدردى قلبى دل از بندگان الهى را شاد نمودهايم. خاتم الانبيا حضرت محمد(ص) فرمود: "من سر مؤمنا فقد سرنى و من سرنى فقد سراللَّه؛ هر كس مؤمنى را شاد كند مرا شاد كرد و هر كس مرا مسرور كند خدا را خوشحال كرده است".طى نامهاى شما را به امام جمعه شهرتان معرّفى نموديم. پس از رسيدن پاسخ نامه به دستتان به امام جمعه محترم مراجعه نماييد كه انشاءاللَّه گشايش در زندگى تان فراهم شود به اميد روزى كه با گسترش عدل اسلامى در جامعه اسلامى مشكلات مؤمنان بر طرف شود. شما هم ان شاءاللَّه كارى كنيد كه سرپاى خود بايستيد كه عزّت مؤمن در عدم نياز به ديگران است.
کد سوال : 49119
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اين جانب دخترى 22 ساله هستم كه با اجبار خانواده با پسرى ازدواج كردم و دو سال است كه به خانه پدرم آمدهام هميشه احساس مىكنم كه با شوهرم رابطه غير مشروع دارم. لطفاً بفرماييد آيا اصلاً اين عقد صحيح بوده است و يا اين چنين عقدى نياز به طلاق دارد؟ اين شخص نفق
پاسخ : خواهر گرامى، جواب پرسش شما مىطلبد كه چند محور بيان گردد:1- بطلان و عدم بطلان عقددر حوزه فرهنگ اسلام تشكيل نظام خانوادگى بايد بر اساس رضايت دو ركن اصلى خانواده يعنى پسر و دختر به وجود آيدك زيرا آنها هستند كه مسير پرفراز زندگى را طى مىكنند. اگر ازداج بر اساس اكراه و اجبار و عدم رضايت دختر و پسر شكل گيرد، نظام مقدّس خانوادگى آسيبپذير مىشود و ساختمان خانواده فرو مىريزد؛ از اين رو در اسلام براى تشكيل خانواده ضابطهپذير و موفق، اجازه دختر و پسر شرط شده است. آيت اللَّه فاضل لنكرانى مىنويسد: "اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است".(1) از اين فتوا استفاده مىشود كه در ازدواج رضايت دو طرف عقد شرط است و اگر عقد بدون رضايت دختر و پسر به وجود آيد، باطل است. از سوى ديگر اكثر فقها اجازه پدر و جد پدرى را براى ازدواج دختر شرط مىدانند. امام راحل مىنويسد: "دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، احتياط است از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست".(2)اجازه پدر و مادر و يا جد در ازدواج دختر بدان معنا نيست كه شخصيت دختر ناديده گرفته شده باشد، بلكه اجازه ولى به خاطر آن است كه پدر دلسوزترين فرد براى فرزند خود بوده و تجربه بيشترى دارد. به قول حافظ: نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوستتر دارندجوانان سعادتمند پندپذير دانا رابى پير مرو در خراباتهر چند سكندر زمانىاگر ازدواج بدون رضايت شما شكل گرفته باشد، عقد باطل بوده و به طلاق نياز ندارد، زيرا اصلاً عقدى به وجود نيامده است تا نياز به طلاق باشد.بيان اين نكته ضرورى است: براى عدم رضايت خود به ازدواج بايد شاهد و دليل داشته باشيد، زيرا برخى از زنان بعد از عقد كه با شوهر خود اختلاف دارند، ادعاى مىكنند كه به ازدواج راضى نبودهاند. وانگهى چه كسى شما را عقد كرده است؟ مگر عقد كننده از شما رضايت نطلبيده است؟ اگر از شما اجازه نگرفته و عقد را خوانده است بدون شك باطل است و نيازى به طلاق و نفقه ندارد ولى اگر به حسب ظاهر و تحت فشار پدر و مادر (بله) گفته باشيد، قطعاً عقد صحيح است و نياز به طلاق دارد.2- ندادن نفقهبى ترديد نفقه زن بر شوهر واجب است. امام خمينى مىنويسد: "زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذّتى كه مىخواهد تسليم نمايد، و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن جلوگيرى نكند واگر در اينها از شوهر اطاعت كند تهيه غذا و لباس و منزل او بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند، چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد، مديون زن است... اگر زن در كارهايى كه در مسئله پيش گفته شد، اطاعت شوهر نكند، گناهكار است و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بين نمىرود".(3) از فتواى امام استفاده مىشود كه نفقه زن بر شوهر در صورتى واجب است زن از شوهر اطاعت كرده و بدون اجازه شوهر خانه را ترك نكند، اما اگر زن از شوهر تمكين نكرده و از وى اطاعت نكند و بدون اجازه شوهر خانه را ترك كند، نفقه زن بر مرد واجب نيست البته تشخيص اين كه زن از شوهر اطاعت كرده يا نه بايد به دست مراجع قانونى همانند دادگاه باشد.3- طلاق دادندر حوزه تعليماتى اسلام فروپاشى نظام خانوادگى نكوهش شده است. از سوى ديگر اسلام نظام خانوادگى را كه بر اساس تفاهم و محبّت و همسويى به وجود نيامده باشد نمىپذيرد. بر اين اساس طلاق را مطرح كرده است. البته همان طور كه بيان شد اگر ازدواج بدون رضايت شما شكل گرفته باشد، عقد باطل است و نياز به طلاق ندارد و شما مىتوانيد بدون طلاق از شوهرتان جدا شويد ولى جدايى بدون هماهنگى با مراجع قانونى مانند دادگاه ممكن است پيامدهاى منفى را در پى داشته باشد، از اين رو بايد به دادگاه رجوع نموده و عدم رضايت خود را درباره ازدواج مطرح كنيد، تا از هر گونه پيامدهاى آسيب آفرين جلوگيرى شود. دادگاه نيز شوهر شما را راضى و يا مجبور به طلاق نموده و يا اصلاً عقد را باطل اعلام مىكند. بر اين اساس رجوع به دادگاه و تقاضاى طلاق يكى از راهكارهاى قانونى جدايى شما از شوهرتان است.4- روابط با شوهريكى از راهكارهاى روابط مشروع دختر و پسر، عقد خواندن است كه بايد با رضايت دختر و پسر به وجود آيد؛ از اين رو اگر رضايت وجود نداشته باشد، عقد باطل است ولى اگر به حسب ظاهر به دليلى قبل از عقد و يا بعد از اجراى عقد رضايت دختر جلب شود، عقد صحيح است، ولى اگر بدون اجازه عقد كننده باطل مىشودو هر گونه روابط زن با چنين شوهرى غير مشروع است همان طورى كه خود شما نيز چنين احساسى داشتهايد.پى نوشتها: 1. توضيح المسائل، ص 461.2. همان، ص 406.3. امام خمينى، توضيح المسائل، ص 411.
کد سوال : 49120
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا نماز براى پدر بزرگ و مادر بزرگ واجب است؟
پاسخ : نماز خاصى به عنوان نماز براى پدر بزرگ و مادر بزرگ نداريم، ولى مى توان نماز و روزههاى قضاى آنها را به نيابت از آنان انجام داد. نيز مى شود نماز و روزه مستحبى و قرائت قرآن و احسان وصدقه و دعا و كارهاى خوب ديگرى انجام داد و ثوابش را براى آنان هديه كرد، زيرا آنان پس از مرگ دست شان از اعمال خير كوتاه گرديده و اميد احسان دارند. امام صادق(ع) فرمودذ "بسيار باشد كه ميت در تنگى و شدت باشد و خدا به او وسعت بدهد و به او گويند: اين فرجى كه به تو رسيد، به خاطر نمازى است كه فلان مؤمن براى تو خواند". و نيز فرمود: هر مسلمانى براى ميتى عمل صالحى انجام بدهد، خداوند ثواب اين عمل را مضاعف مى كند و ميت از اين عمل منتفع مى گردد. در روايت ديگر آمده است: "هر گاه شخص به نيت ميّتى تصدقى بكند، خداوند جبرئيل را امر مى نمايد كه با هفتاد هزار ملك به نزد قبر او مى روند و هر يك طبقى از نعمتهاى الهى در دست دارند و هر يك از ملائكه به او گويند: السلام عليك، اى دوست خدا! اين هديه فلان مؤمن است براى تو. پس قبر او روشن مى شود.(1) اصولاً بر آوردن حاجت مسلمان به ويژه خويشان مخصوصاً والدين و پدر بزرگ و مادر بزرگ، از جمله امورى است كه در مكتب مقدّس اسلام بسى بر آن تأكيد شده و فضايل عالى بر آن بيان گرديده و ثوابهاى عظيم وعده داده شده است. مردگان بيش از زندگان، به ما نياز دارند، چون دست خودشان از دنيا كه دار عمل است، كوتاه شده است. حضرت صادق(ع) فرمود: "برآوردن حاجت مؤمن افضل است از طواف خانه خدا...".(2)پى نوشتها: 1. شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، ص 397 و 398.2. مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ماده قضاى حاجت.
کد سوال : 49121
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اثر فال چيست؟
پاسخ : فال چيزى يا مطلبى را به نيكى و به سود خود تعبير و تفسير كردن است، يا به بدى و به زيان خود پندار نمودن. مثلاً آدم مريض از كسى بشنود. اى سالم، و اين را به فال خوب بگيرد و خوش باشد و اميدوار به بهبودى پيدا مى كند، يا كسى از ديدن چيزى ناراحت شود و آن را به فال بد بگيرد و به ضرر خويش تغيير كند.رسول خدا(ص) فال نيك را دوست و فال بد را دشمن مى داشت و مى فرمود: "الطّيرة شرك؛ اعتقاد به تأثير فال بد شرك به خداوند است. لذا انسان نبايد معتقد به تأثير فال بد باشد و نبايد فال بد زند. يكى از ترسهاى زيان بخش و غير واقعى، ترس از فال بد است كه موجب عوارض نامطلوب روحى مى شود. دين مقدّس اسلام با اين عقيده غلط و خرافى به شدّت مبارزه كرده، تا جايى كه اعتقاد به تأثير فال بد را شرك دانسته است.على(ع) فرمود: "فال بد يك امر حقيقى و واقعى نيست". امام صادق(ع) مى فرمايد: تأثير و بى تأثيرى فال بد در روان آدمى تابع وضعى استكه آن را در نهاد خود قرار مى دهيد. اگر سست و ناچيزش بدانى سست و ناچيز خواهد بود. اگر آن را يك امر واقعى و مهم پندارى، اثرش در تو هم شديد خواهد بود، چون انسان وقتى مثلاً طنابى را خيال كند مار است، به همان اندازه مى ترسد كه از مار واقعى مى ترسد. و اگر اصلاً به فال بد ترتيب اثر ندهى و آن را غير واقعى بدانى، هيچ و بى اثر خواهد بود. خلاصه فال بد واقعيت ندارد و اثرش بسته به چگونگى برخورد انسان با فال بد دارد. اگر آن را بى خود و بى اثر و زاييده تخيّلات باطل دانست، همان طورى كه اسلام فرموده است، به كلى باطل و بى اثر خواهد بود. فال بد در قوانين نظام افرينش اصلاً منشأ اثر نيست و نمى تواند حادثه نامطلوبى بيافريند. كسانى كه بدان معتقد نيستند آسوده خاطرند و كمترين تأثر فكرى از فال بد را ندارند. ولى كسى كه جاهلانه به آن معتقد باشد فكر و روح خود را مختل و نگران كرده است.(1)پى نوشتها: 1. محمد تقى فلسفى، جوان، ج 2، ص 177 تا 179؛ مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ماده فال.
کد سوال : 49122
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : استخاره چيست؟ مى شود آن را باور كرد؟
پاسخ : استخاره به معنى خير خواستن از خداوند است خداوندى كه جهان آفرينش در قبضه قدرت او است، آفريدگارى كه سرنوشت تمام موجودات جهان از او سرچشمه مى گيرد و مى تواند بنده خود را به نيكىها راهنمايى كند.استخاره از خدا، خواستن اين است كه از بين دو يا چند كار، بهترين را براى او انتخاب نمايد.در كارهاى مهم، انسان وقتى عقل و فكرش به جايى نرسيد و مشورت هم حلاّل مشكل نشد، به وسيله استخاره از خدا مى خواهد وى را به هر چه صلاح او استك راهنمايى كند. انسان پس از استخاره از حالت شك و ترديد و انجام بدهم يا انجام ندهم كه حالت روحى رنج آورى است نجات و آرامش پيدا مى كند. آدم متحير در انجام يا عدم انجام يك عمل بالاخره بايد يكى را انتخاب كند: يا انجام بدهد و يا ترك كند، چون مسلّماً نمى شود كارى را در آن واحد هم انجام داد و هم ترك كرد. پس چه بهتر كه در انتخاب يكى از دو طرف از خدا كمك بخواهد تا دلش آرام گيرد. امام صادق(ع) فرمود: "هيچ بنده مؤمنى از خداى خود گزينش بهترين را در خواست ننمود جز اين كه خداوند آن چه بهتر بود برايش انتخاب نمود هر چند آن را كه برايش گزيده مورد پسند بنده نباشد".(1) پس استخاره طلب خير از خداوند به هنگام ترديد در انتخاب و شك در خير و صلاح خود است و اين از نظر روحى و روانى خوب است، چون به انسان آرامش بخشيده و از حالت دو دلى رهايش مى كند. اما شكل استخاره به صورت قرآن و تسبيح گرچه روايتهاى اندكى رسيده است، ليكن قابل اعتماد نمى باشد تنها روايت هايى كه داريم در مورد نماز استخاره است كه پس از دو ركعت نماز استخاره، سر به سجده گذاشته و صد و يك مرتبه مى گوييم: "استخير اللَّه برحمته خيرة فى عافيه؛ از خداوند خير مى خواهم در سلامت و عافيت. پى نوشتها: 1. مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ماده استخاره، جعفر سبحانى، پرسشها و پاسخها، ص 138.
کد سوال : 49123
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا همه پيامبران در سرزمينهاى عربى مبعوث شدهاند؟
پاسخ : اطلاع دقيقى از منطقه بعثت همه پيامبران الهى كه طبق اخبار و روايات صد و بيست و چهار هزار نفر بودهاند، در دست نيست ولى گاهى اين سؤال عنوان مى شود كه پيامبران اولوالعزم كه داراى شريعت و كتاب آسمانى بودهاند، طبق صريح تواريخ از شرق ميانه برخاستند. نوح(ع) از سرزمين عراق برخاست و مركز دعوت ابراهيم(ع) عراق و شام بود و به مصر و حجاز نيز سفر كرد. موسى(ع) از مصر برخاست، سپس به فلسطين آمد. مركز تولد و قيام و دعوت مسيح(ع) نيز شام و فلسطين بود، و پيامبر اسلام(ص) از سرزمين حجاز مبعوث گشت. آيا دليلى دارد كه آنها از اين منطقه برخاستهاند؟در پاسخ مى توان گفت: با توجه به وضع پيدايش جامع بشرى و ظهور تمدن انسانى، اين مسئله جاى شگفتى نيست، زيرا مورّخان بزرگ جهان تصريح مى كند كه مشرق زمين مخصوصاً شرق ميانه گهواره تمدن انسانى است و منطقهاى به نام (هلال خصيب) هلال پر بركت: اشاره به منطقهاى است كه از دره نيل شروع مى شود و تا مسير دجله و فرات و اروند رود ادامه پيدا مى كند و به صورت يك هلال بزرگ روى نقشه جغرافيا منعكس است زادگاه تمدنهاى بزرگ جهان است تمدن مصر باستان كه قديمىترين تمدن شناخته شده جهان است و تمدن بابل در عراق و تمدن يمن در جنوب حجاز هم چنين تمدن ايران و شامات همه نمونه تمدنهاى معروف بشرى هستند. آثار تاريخى مهمى كه دراين منطاق باقى مانده و سنگ نوشتهها شاهد گوياى اين مدعا است. قدمت تمدن انسانى در اين مناطق، به هفت هزار سال يا بيشتر باز مى گردد. اين از يك سو و از سوى ديگر رابطه نزديكى ميان تمدن انسانى و ظهور پيامبران بزرگ هست، زيرا انسانهاى متمدّن نياز زيادترى به آيينهاى الهى دارند تا هم قوانين حقوقى و اجتماعى را تضمين كرده جلوى تعديات و مفاسد را بگيرد و هم فطرت الهى آنها شكوفا شود. به همين دليل مى گوييم نياز بشر امروز مخصوصاً كشورهايى كه از تمدن صنعتى سهم بيشترى دارند، به مذهب از هر زمانى بيشتر است. اقوام وحشى يا نيمه وحشى آمادگى زيادى براى پذيرش مذاهب ندارند و اگر مذهب را پذيرا باشند، قدرت نشر و صدور آن را ندارند، ولى هنگامى كه مذهب در مراكز تمدن آشكار شود، به سرعت از آن جا به نقاط ديگر نشر پيدا مى كند، زيرا مردم مناطق ديگر براى حل مشكلاتشان دائماً در اين مناطق رفت و آمد مى كنند. به علاوه وسايل نشر هر چه باشد در اين مراكز بيشتر است.ممكن است گفته شود: پس چرا اسلام، بزرگترين آيين الهى از يك نقطه عقب افتاده برخاست؟ اگر درست به نقشه جغرافيا نگاه كنيم، مى بينيم اين نقطه عقب افتاده يعنى مكه، در واقع مركزى بود كه در اطراف آن بقاياى پنج تمدن معروف و بزرگ وجودداشته و مكه نسبت به آنها مانند مركز دايره حساب مىشد.در شمال تمدن روم شرقى و شامات، در شمال شرقى تمدن ايران و كلده و آشور، در جنوب تمدن يمن و در غرب تمدن مصر باستان، درست به همين دليل هنگامى كه اسلام گسترش يافت، تمام قلمرو اين تمدنهاى پنج گانه را زير سيطره خود قرار داد و همه را در خود ذوب نمود. جنبههاى مثبت هر كدام را گرفت و جنبههاى منفى را حذف كرد و مسايل مهم عقيدتى و عملى را بر آن افزود و تمدن با شكوه اسلامى در سرتاسر اين مناطق ظاهر گشت. پس با توجه به آنچه گفته شد، روشن مى شود: چرا خداوند حكيم پيامبران بزرگ خويش را از شرق ميانه مبعوث كرد و چرا مشرق زمين كانون ظهور اديان بزرگ الهى بوده است.(1)پى نوشتها: 1. پيام قرآن، ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن، ج 7، ص 367 تا 369.