کد سوال : 49024
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پرستار و بسيجى هستم با 19 ماه سابقه جبهه، علاقه شديدى به خدمتگزارى حجاج در مكه و لبنان و... دارم؛ اگر امكان دارد از طريق هلال احمر زمينهاش را برايم فراهم كنيد؟
پاسخ : برادر محترم! اين واحد، متصدى پاسخ به سؤالات اعتقادى، فرهنگى، مشاوره خانواده، مسائل اجتماعى و مشكلات روحى و بالاخره مسائل علمى در زمينههاى مختلف است و زمينه فراهم كردن براى اعزام به خارج از كشور يا سفارش و معرفى كردن افراد براى اعزام از حوزه فعاليت اين واحد بيرون است.بهتر است با دفتر مقام معظم رهبرى در تهران مكاتبه فرماييد.
کد سوال : 49025
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدرم تاجر عمده فروش مواد غذايى است. اهل ديانت نيست. مرتب نماز نمىخوانند و خمس نمىدهند و نجاست و طهارت را رعايت نمىكنند و بداخلاق و تندخو و دشمن سرسخت قرآن و روحانيت و مسجد و دعا است. آبروى خانواده را پيش ديگران مىبرد و حالت ديكتاتورى دارد. ميل دارد ا
پاسخ : برادر عزيز و گرامى! درود بر شما. از اين كه با ما مكاتبه كرده و درد دل خود را با مادرميان گذاشتيد، خدا را شاكريم. از اين كه اهل نماز و روزه و ديانت و درس هستى و خواهان ارتقاى سطح علمى مىباشى بسيار خوشحاليم. بايد خدا را به خاطر داشتن چنين روحيه و خصلت هايى سپاس گزار باشيد. چون در محيط آن چنان - طبق تعريف خودت - داشتن چنين اوصافى بسيار ارزشمند و پربها است.حتماً سرگذشت حضرت يوسف (ع) را خوانده و مىدانيد. آن بزرگوار يازده رشيد و قدرتمند داشت كه به وجود آنها مىباليد، اما آنها جز بنيامين، به خاطرموقعيت و محبوبيت حضرت يوسف بين اقوام - به ويژه پيش پدرش، حضرت يعقوب - به او رشك برده و چشم ديدنش را نداشتند. به همين دليل تصميم گرفتند او را سر به نيست كنند. او را با مكر و حيله از پدر گرفتند و به صحرا بردند و با ضرب و شتم و توهين به چاه انداختند. بعد از سالها اسيرى و بردگى و تحمل مرارتهاى طاقت فرسا، به مقام وزارت در مصر نايل شد. سپس قحطى شديدى پيش آمد و مردم از هر طرف براى گرفتن آذوقه به مصرهجوم آوردند، از جمله برادرانش.حضرت آنها را شناخت، ولى عكس العملى نشان نداد و به آن ا مثل ديگران بلكه بالاتر كمك نمود.وقتى آنها حضرت را شناختند، دلهره و اضطراب پيدا كردند و با شرمندگى گفتند: ما خطاكار و گناهكاريم. استدعا داريم ما را عفو فرماييد.حضرت ياد همه آن رنجها و سختىها را كنار گذاشت و اصلاً به روى خود نياورد و با بزرگوارى گفت: "بر شما ملامت و سرزنشى نيست. خداوند شما را مىبخشد. او مهربانترين مهربانها است". (1)درسى كه از شيوه برخورد حضرت يوسف(ع) با برادران ظالم و مكارش مىگيريم، عبارت است از: 1 - خون را با خون نمىشويند و بدى را با بدى جبران نمىكنند. حضرت نفرمود: چون شما نسبت به من ظلم كرديد، من هم امروز از شما انتقام مىگيرم و سخت مجازات مىكنم!2 - يك انسان مؤمن و بسيجى بايد صبور و سعه صدر داشته باشد. او در مقابل كارهاى ديگران نبايد از كوره در برود، گرچه ظالمانه باشد.3 - يك فرد مؤمن درحد امكان بايد بين افراد و خانواده بماند و با اعمال و حركات انسانى خويش آنان را متوجه اعمال ناشايستشان كرده و از آن عمل بازدارد.البته با شيوه حكيمانه و اميد دادن به آنان همين كه گاهى نماز مىخوانند، جاى شكرش باقى است. حضرت يوسف(ع) در زندان با برخورد نيك و عاقلانه خود توجه زندانيان، را جلب كرد، به گونهاى كه درد دل و اسرار خود را با او در ميان مىگذاشتيد.امام على(ع) مىفرمايد: "شما با اموال و پولتان نمىتوانيد قلوب مردم را تسخير كنيد و آنان را متوجه خود سازيد، بلكه از طريق گشاده رويى و برخورد نيك، چنين كارى ممكن است". (2)با توجه به مطالب و درسهاى فوق پيشنهاد مىكنيم:1 - هر چند برخورد برخى ظالمانه و غير منصفانه است، اما براى آنان دعا كنيد و از خدا بخواهيد آنان را به صراط مستقيم هدايت كند.چنان كه حضرت ابراهيم خليل، كه جوان و تقريباً 19 - 20 ساله بود، در برابر برخورد تند و خشن عموى خود گفت: "درمقابل اين همه بى مهرى، از خداوند بزرگ براى شما طلب آمرزش مىكنم".(3)2 - هنوز يك سالى مانده است كه ان شاء الله ديپلم بگيريد. مىتوانيد در مقابل اصرار آنها بگوييد: اجازه بدهيد ديپلم را بگيرم و بعد اگر بخواهد، شغل پدر را انتخاب خواهم كرد.بعد از گرفتن ديپلم، اگر در دانشگاه قبول نشديد، كار پدر آماده است. 3 - پدر و مادر هر چقدر بد باشند، فرزند حق توهين ندارد. بى حرمتى به پدر و مادر آثار شومى دارد.4 - امام خمينى فرمود: يكى از علماى بلاد ايران روزى پيش من آمد و شروع كرد از ارگان و نهادها (سپاه، كميته و...) بد گفتن. گفتم: چرا اينها بد هستند؟ گفت: چون با من بدند. يعنى خود را محور همه خوبىها و نيكى مىدانست. لذا هر كسى با او خوب بود، انسان خوبى بود و هر كسى مخالف خط و مشى او بود، انسان بدى بود!برادر عزيز، آيا فكر كردهايد چرا از برخى اعضاى خانواده بدتان مىآيد؟ آيا فكر نمىكنيد كه عيب در شما باشد؟مثلاً زود رنج و پر توقع مىباشيد و خود را يك سر و گردن از ديگران برتر مىدانيد؟اگر توقع را كم كرده و صبر و تحمل را پيش بگيريد، اميدواريم بسيارى از مشكلات حل شود.5 - فكر جدا شدن از خانواده، خطرناك است. آن را از ذهن خويش دور كنيد.امروز افراد منحرف دنبال افرادى مىگردند كه سر پناهى نداشته باشند و دور از خانواده زندگى كنند. بديهى است گرفتار شدن در دست اينها چه عاقبت شومى دارد. از سوى ديگر شغل پدر را ادامه دادن، ممكن است شما را دركار اقتصادى موفق نمايد. اگر نتوانستيد ادامه تحصيل بدهيد، چه اشكالى دارد شغل پدر را ادامه بدهيد و در بُعد اقتصادى رشد نماييد؟ منتظر نامه بعدى تان هستيم. ما را از موفقيتهاى خود با خبر كنيد.
کد سوال : 49026
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كمى در مورد اختيار و قضا و قدر توضيح دهيد؟
پاسخ : دست آفرينش انسان را موجودى تصميم گير و انخاب گر آفريده كه براى تحقق بخشيدن به خواسته هاى خود, از نيروى تشخيص و تميز بهره مى گيرد و با كمال رشد و بصيرت و درك و آگاهى و موازنه وحسابگرى خاص يكى از دو طرف را بر مى گزيند . معناى آزادى و مخار بودن اسنان اين نيست كه تمام خصوصيات وجودى يك فرد از لحظه تولد تا لحظه مرگ در اختيار او باشد, بلكه واقعيت اين است كه انسان درحركت دادن دست و گردش قلب و هضم معده خود را نسبت به حركت دادن دست و تكلم و حرف زدن مسئول و انتخاب گر مى داند, در حالى كه خود را نسبت به گردش قلب و هضم معده مسئل نمى داند . درست است كه در قلمرو زندگى , بخشى از سرنوشت انسان خارج از اختيار انسان است ; گاهى ناخواسته طعمه حريق مى شود و يا در كام سيل و زلزله و بنردهاى خونين فرو مى رود, ولى نسبت به يك رشته از كارها احساس اختيارو آزادى مى كند و در برابر اراده نافذ خود مانع و وادعى نمى بيند او نسبت به كارهايى كه از كف اختيار او بيرون است , هيچ گونه مسئوليت و كيفر و پاداشى ندارد. مسئوليت وى نسبت به كارهايى است كه زمام آن ها در دست دارد و مى تواند عنان آن را به هر طرف كه بخواهد بگرداند و همه اين ها به قضا و قدر و مشيت ذات پاك الهى است ; يعنى او انسان را مختار و آزاد آفريد و تقدير كرد تا او در انجام اعمالش كمال اختيار را داشته باشد. قرآن كريم تصريحاً و تلويحاً آزادى اسنان را زير بناى تشريع خود دانسته و سرنوشت او را در رست خود مى داند ومى فرمايد: اصولاً ارسال پيامبران و تشريع قوانين و كوشش هاى تربيتى و تأسيس اين همه دانشكده هاى علوم انسانى و برنامه هاى پرورشى ,همه بر اصل آزادى انسان استوار است و اگر اين اصل متزلزل گردد براى هيچ كدام معناى صحيحى نخواهد بودو بايد تمام تلاش هاى دانشمندان علوم تربيت را كوششى بى ثمر دانست . براى اطلاع بيشتر مى توانيد كتباانسان و سرنوشت اثر استاد مطهرى و كتاب منشور جاويد, ج 4از استاد جعفر سبحانى را مطالعه فرماييد. ضمن اين كه جزوه جبر و اخيتار و قضا و قدر برايتان ارسال مى شود.
کد سوال : 49027
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حد حجاب و پوشش زن چيست ؟
پاسخ : حجاب براى خانم ها از ضروريات احكام نورانى اسلام است . كيفيت پوشش و حجاب عبارت است از پوشيدن تمام بدن و موى سر; يعنى بر زن واجب است بدن و موى خود را از نامحرم ببوشاند(1). ضمناً استفاده خانم ها از چادر براى پوشش خود واجب نيست , بلكه بهتر است .(پـاورقى 1ـ محمدكاظم طباطبائى يزدى , عروة الوثقى , ج 2 ص 807, مسئله 51 توضيح المسائل مراجع ج 2 ص 417مسئله 2435 امام خمينى تحريرالوسيله , ج 2 ص 244 مسئله 23
کد سوال : 49028
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گوش دادن به موسيقى چه حكمى دارد؟
پاسخ : گوش دادن به غنا و موسيقى مطرب و ماسب با مجالس لوه و لعب , حرام است . به نظر حضرت امام خمينى (رحمة الله عليه ) شنيدن صدا هاى مشكوك (غنا و حرام بدونش معلوم نباشد) مانع ندارد.(1)منظور از مطرب يعنى اين كه رقص آور باشد و مخصوص مجالس لوه و لعب و از الحان اهل فسوق و عصيان به شمار برود; اين گونه موسيقى و آوازها حرام است و گر نه مطلق موسيقى حرامتى ندارد.(پـاورقى 1ـ امام خمينى , استفتائات , ج 2 ص 12 سوال 25و 26 آية الله فاضل لنكرانى , استفتائات , ج 1 ص 252, صوال 974
کد سوال : 49029
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : استعمال سيگار و ترياك چه حكمى دارد؟
پاسخ : كشيدن سيگار اشكال ندارد, گر چه بهتر است استفاده نشود; ولى چنان چه استعمال سيگار ضررمعتنابه و مهمى داشته باشد جايز نيست (1).استفاده از ترياك به نطر بعضى مراجع معظم تقليد مطلقاً حرام است و به نصر عده اى از آنان مصرف ترياك اگر به منظور اعتياد و يا زمينه اى براى آن باشد, جايز نيست .(2)به نظر آية الله فاضل لنكرانى , استعمال دخانيات اگر زمينه اعتياد را ايجاد كند, حرام است و استعمال ترياك براى جوانان جايز نيست و براى پيران در صورت عدم اعتياد جايز نيست .(3)(پـاورقى 1ـ آية الله مكارم شيرازى , توضيح المسائل , مسئله 2262 توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 531 مسئله 2630(پـاورقى 2ـ آية الله فاضل لنكرانى , استفتائات ج 1, ص 384, سوال 1372 جزوه مواد مخدر ص 19و 24 آية الله مكارم شيرازى , توضيح المسائل , مسئله 2262(پـاورقى 3ـ آية الله فاضل لنكرانى , همان , ص 250 سوال 964و 967
کد سوال : 49030
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه در نماز حضور قلب داشته باشيم ؟
پاسخ : نماز مظهر پيوند و ارتباط بنده با خدا است , به همين دليل دربين همه عبادات ارزش ويژه اى دارد و ازتمام آن ها برتر و بالاتر است تا جايى كه در قيامت محور قبول تمام اعمال و عبادات مى باشد. امام باقر7فرمود:(1) نماز عبادتى است كه ترك آن , عواقب وخيم و بسيار دردناك دارد قران كريم مى فرمايد: نمى خوانديم > حضور قلب و توجه به نماز در حال نماز از اهميت ويژه اى برخوردار است . رسول خدا6فرمود:(2) عدم درك عظمت خدا و غفلت از ياد خدا در طول روز موجب حواس پرتى انسان و عدم حضور قلب در نماز است .موثرترين عامل حضور قلب در نماز, هميشه به يادخدا بودن و درك عظمت الهى است كه نتيجه اش لمس فانى بودن و بى ارزشى دنيا و ماديات مى باشد قرآن مى فرمايد:(3) از نظر قرآن كريم فلسفه نماز, ذكر و ياد خدا است از اين رو اگر در ساير اوقات به ياد خدا باشيم در نماز هم حضرو قلب داشته و به ياد خدا هستيم و هيچ چيز آرامش دل ما را به هم نخواهد زد. قرآن مى فرمايد: (4) مرحوم علامه طباطبائى مى فرمود: ار اول نماز متوجه خدا باشيد و مراقبت كنيد اين توجه تا آخر نماز حفظ شودوبدين صورت حضور قلب پيدا كنيد براى اطلاع بيشتر شما جزوه حضور قلب برايتان ارسال مى شود.(پـاورقى 1ـ محمدرى شهرى , ميزان الحكمه , ماده اصلاعات ,شماره 10570(پـاورقى 2ـ همان , شماره 10635(پـاورقى 3ـ طه (20 آيه 14(پـاورقى 4ـ رعد(13 آيه 28
کد سوال : 49031
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : درباره ارزش علم توضيحاتى دهيد تا بتوانم با جديت درس بخوانم ؟
پاسخ : دنيا و نعمت هاى گوناگون و فراوانش , همه مخلوق ذات اقدس اله است و چيزى كه مخلوق و آفريده خدا باشد خوب است مخصوصاً كه مواهب مادى براى بهره گيرى انسان مسخر شده اند قرآن مجيد مى فرمايد:. و مى فرمايد: ان الله سخر لكم ما فى السموات و ما فى الارض و اسبع عليكم نعمة;(1) آيا نديديد خداوند آن چه را در آسمان ها و زمين است مسخر شما كرده و نعمت هاى آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است >بسيار روشن است وقتى نعمات الهى براى استفاده انسان آفريده شده است , آدمى بايد از آن بهره گرفته و زندگى خودرا ادامه دهد. از نظر اسلام كار و كوشش يك امر مقدس شمرده شده و بى كارى و تنبلى يك امر مرد و دو مطرودشناخته شده است . رسول خدا6فرمود: خانواده خود كار مى كند و به سعى و كوشش تن مى دهد, مانند مجاهدى است كه در ميدان كار را از براى خدا جهادمى كند>. امام رضا7فرمود: (2) نبى گرامى اسلام 6فرمود: مطرود درگاه الهى است كسى كه بار زندگى خود را بر دوش ديگران بيفكند و از دست رنج مردم امرار معاش كند.>امام امير مومنان على 7فرمود: (3) بنابراين از نظر اهل ايمان , دنيا جاى خوبى است به شرط آن كه به دنيا به چشم وسيله و ابزار نگاه كنيم ;يعنى از آن و تمام نعت هايش براى كسب رضاى پروردگار استفاده كنيم ; مثلا دنبال روزى و كسب برويم , چون رضايت خدا در اين است كه براى امرار معاش و محتاح ديگران نشدن بايد تلاش كنيم . وقتى با اين ديد به سراغ كسب و كار رفتيم مسلما كسب و كارهاى مشروع و حلال را انتخاب مى كنيم و براى به دست اوردن مال دنيا ازوسيله هاى نامشروع مانند دروغ و چاپلوسى بيزارى مى جوييم و نيز وقتى هدف از زندگى دنيايى , تحصيل سعادت ابدى و بهشت برين و در نهايت رضوان الهى باشد, در مواقع انفاق و كمك به هم نوعان انسان با كمال ميل انفاق راانتخاب و از بخل و حرص به دنيا دورى مى گزيند. و نيز كسى كه دنيا را راه و آخرت را مقصد بداند, هنگان نماز كار رارها مى كند و به نماز مشغول مى شود. پس اگر مومن به دنيا به همان ديد نگه كند كه خدا و رسولش دستور داده اند دنيا مى شود جاى خوب و محل تحصيل سعادت , ولى اگر خود دنيا هدف باشد نه وسيله , مايه غرور و فريب و بدبختى مى شود كه در نهايت زندگى انسان را تباه و به خاكستر مبدل مى كند; مثل اين كه انسان صبح تا شب بدون وقفه كار كند و مزد بگيرد مزدش راداخل كيسه اى بگذارد واز طرفى مارى داخل كيسه جا گرفته باشد, شب هنگام كه مى خواهد از داخل كيسه پول بردارد و خرج كند قبل از رسيد دستش به پول مار با زدن فقط يك نيش به زندگى وى خاتم دهد. انسانى كه هدفش فقط دنيا است , وضعش بسيار خطرناك تر از اين قضيه است , زيرا عذاب هاى اخروى بسيار دردناك تر و رنج آورتراز نيش مار است . قران كريم چه زيبا و رسا فرموده است : ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند و يك ديگر را به حق بسفارش كرده و يك ديگر را به صبر و شكيبايى توصيه كرده اند>. مولاى متقيان على 7فرمود: .(4) نتيجه اين كه انسان نبايد به بهانه اين كه دنيا بد است دست از كار و كاسبى و تحصيل علم و خدمت به ديگران كشيده و گوشه نشين باشد, بلكه لازم است از اين فرصت طلايى يعنى عمر گران بها استفاده كرده و با رنگ خدايى دادن به همه كارها دين و دنياى خود را آباد كند.اما اين كه دنيا فانى و بى اعتبار است نياز به توضيح ندارد, به قول معروف : چيزى كه عيان است چه حاجت به بيان است . على 7 فرمود: خداوند را فرشته اى است كه هر روز فرياد مى زند: براى مردن بزاييد, براى فنا و از بين رفتن جمع كنيد و براى خراب شدن و ويران گشتن بسازيد>.در صفحات زرين تاريخ آمده : اسكندر مقدونى ]شنيدم در وصاياى سكندر كه گفتى با ارسطوى هنروركه از روى زمين چون ديده بستم برون آريد از تابوت دستم كه تا بينند مغروران سرمست كه از دنيا برون رفتم تهى دست (5)]جبرئيل به حضرت نوح عرض كرد: اى كسى كه در ميان پيامبران الهى داراى طولانى ترين عمر هستى (طبق روايات , حضرت نوح 2500سال عمر كرد) دنيا را چه گونه يافتى ؟ حضرت نوح فرمود: مانند خانه اى كه داراى دودر باشد, از درى داخل و از درب ديگر خارج شدم (6).]خوش است عمر دريغا كه جاودانى نيست پس اعتماد برين پنج روز فانى نيست گلى است خرّم و خندان و تازه و خوش بوى و ليك اميد ثباتش چنان كه دانى نيست دوام پرورش اندر كنار مادر دهرطمع مكن كه در و بوى مهربانى نيستمباش غره و غافل چوميش سر در پيش كه در طبيعت اين گرگ , گله بانى نيست چه حاجت است عيان را به استماع بيان كه بى وفايى دور فلك نهانى نيست كدام باد بهارى وزيد در آفاق كه باز در عقبش نكبت خزانى نيست دل اى رفيق درين كاروان سراى مبندكه خانه ساختن آيين كاروانى نيست طريق حق رو و در هر كجا كه خواهى باش كه كنج خلوت صاحب دلان مكانى نيست (7)(سعدى )]متوكل , خليفه سفاك و جبار عباسى از توجه معنوى مردم به امام هادى 7بيم ناك بود و از اين كه مردم از آن حضرت اطاعت مى كنند رنج مى برد, سعايت كنندگان هم به او گفتند: ممكن است على بن محمد7باطناً قصد انقلاب داشته باشد و بعيد نيست اسلحه و يا لااقل نامه هايى كه دال بر اين مسئله باشد در خانه اش پيدا شود, از اين رومتوكل يك شب بى خبر بعد از آن كه نيمى از شب گذشته و همه چشم ها به خواب رفته بود, عده اى از دژخيمان را به خانه امام فرستاد كه خانه اش را تفتيش و حضرت را هم حاضر كنند. متوكل اين تصميم را در حالى گرفت كه بزمى تشكيل داده و مشغول ميگسارى بود. مامورين سرزده وارد خانه امام شدند ديدند حضرت فرش اتاق را جمع كرده وروى سنگ ريزه نشسته و به ذكر خدا مشغول است . امام را با خود آوردند حضرت وقتى وارد شد كه متوكل مشغول شراب خوارى بود او به امام شراب تعارف كرد. حضرت فرمود: به خدا قسم هرگز شراب داخل خون و گوشت من نشده , مرا معاف دار. متوكل قبول كرد و گفت : پس با خواندن شعر مجلس را رونق دهيد, حضرت فرمود: من اهل شعرنيستم متوكل گفت : بايد شعر بخوانى , حضرت شروع به خواندن اشعارى كرد كه مضمونش اين است : قله هاى بلند رابراى خود منزل گاه كردند و همواره مردان مسلح در اطراف آن ها بودند ونگهبانى مى دادند, ولى هيچ يك از آن هانتوانست جلوى مرگ را بگيرد و آن ها را از گزند روزگار محفوظ بدارد, آخر الامر از دامن آن قله هاى منيع و از داخل آن قلعه هاى محكم به داخل گودال هاى قبر پايين كشيده شدند و با چه بدبختى به آن گودال ها فرود آمدند, دراين حال منادى فرياد كرد و به آن ها بانگ زد كه : كجا رفت آن زين ها و آن تاج ها و شكوه و جلال ها, كجا رفت آن چهره هاى نعمت ها كه هميشه از روى ناز و نخوت در پس پرده هاى الوان خود را از انظار مردم مخفى نگاه مى داشت ؟ قبر عاقبت آن كرد, آن چهر هايى نعمت پرورده عاقبت جولان گاه كرم هاى زمين شدند كه بر روى آن حركت مى كنند. هم آن ها كه خورنده همه چيز دنيا بودند, امروز حشرات زمين آن ها را مى خورند. با شنيدن اين اشعار از امام 7نشئه شراب از سر مى گساران پريد, متوكل جام شراب را محكم به زمين زد و اشك هايش مثل باران جارى شد.(8) ])]پيش صاحب نظران ملك سليمان باد است بلكه آن است سليمان كه ز ملك آزاد است آن كه گويند كه بر آب نهاده است جهان مشنو اى خواجه كه چون در نگرى , بر باداستدل در ين پيرزن عشوه گر دهر مبندكاين عروس است كه در عقد بسى داماد استآن كه شداد در ايوان ز زر افكندى خشت خشت ايوان شه اكنون ز سر شداد استخاك بغداد به مرگ خلفا مى گويد ورنه اين شط روان چيست كه در بغداد استگر پر از لاله سيراب بود دامن كوه مرو از دراه كه آن خون دل فرهاد استهم چو نرگس بگشا چشم و ببين كاندر خاك چند روى چو گل وقامت چون شمشاد استخيمه انس مزن بر در اين كهنه رباطكه اساسش همه بى موقع وبى بنياد است (9)(خواجوى كرمانى )(پـاورقى 1 لقمان (3 آيه 20(پـاورقى 2 محمدباقر مجلسى , همان , ج 74 ص 140 حديث 20(پـاورقى 3 نهج البلاغه (فيض الاسلام ) ,كلمات قصار, ضماره 126(پـاورقى 4 نهج البلاغه , فيض الاسلام , كلمات قصار, شماره 128 1140(پـاورقى 5 عبدالحسين زرين كوب , تاريخ در ترازو, ص 257(پـاورقى 6 محمد رى شهرى , ميزان الحكمه , مادهء دنيا, شماره 6043(پـاورقى 7ـ احمد احمدى بيرجندى , شعر در زندگى ص 125(پـاورقى 8ـ مرتضى مطهرى , داستان و راستان , ج 1 ص 76(پـاورقى 9ـ احمد احمدى بيرجندى , شعر در زندگى , ص 127
کد سوال : 49032
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى توانيم به همهء وظايفمان مانند درس خواندن , عبادت كردن و ديدار اقوام و... عمل كنيم ؟
پاسخ : غفلت از ياد خدا و پيام هاى الهى و هشدارهاى قرآن و موعظه هاى اولياى گرامى اسلام و سختى هاى عالم پس از مرگ , خطر بزرگى براى سعادت انسان ها است , خطرى كه هر لحظه ممكن است دامان انسان را بگيرد واو را به كام نيستى فرو برد, خطرى كه مى تواند زحمات ساليان دراز عمر انسان را در يك لحظه بر باد دهد. شايدبارها شنيده باشيم . كه فلان شخص با رحمت بسيار اموال و سرمايه هاى عظيم به دست آورده بود, اما بر اثر يك لحظه آتش سوزى عظيمى به وجود آمد كه تمام آن ها را در كام خود فروبرد. انسان نيز در مسير سعادت چنين است . ممكن است افتادن در دام غفلت در يك لحظه كوتاه , سرمايه هاى معنوى او را مبدل به خاكستر حسرت كند.قرآن كريم عامل نهايى بدبختى جهنميان را غفلت معرفى فرموده است : ملاقات ما (روز رستاخيز) ندارند و به زندگى دنيا خشنود شدند وبر آن تكيه كردند و آن ها كه از آيات ما غافلند(همه ) آن ها جايگاهشان آتش است به خاطر كارهايى كه انجام مى دادند>. آيات , آخرين چيزى كه روى آن تكيه شده از آيات الهى است كه در واقع رشته اصلى انكار معاد و اعتماد بر دنيا و فراموشى آخرت است . واقعاًغفلت , چشم را كور و گوش را كر مى كند به گونه اى كه آدم غافل از كنار حوادث عبرت انگيز جهان بى تفاوت مى گذرد. فانى بودن و ناپايدارى زندگى دنيا بر كسى پوشيده نيست و همه مى دانند روزى از اين جهان به جهان ديگرمنتقل خواهند شد, ولى جنايت كاران تاريخ بر سر همين رياست چند روزه , تعداد زيادى از انسان هاى بى گناه ازنابود كرده اند و چه قدر چشم هاى انسان هاى زنده را در آورده اند بر سر همين دنياى پست پدر به دست پسر و پسر به دست پدر و برادر به دست برادر كشته شده است و عامل همه اين جنايت ها و خيانت ها, غفلت از عواقب وخيم ودردناك اين كارها است بنابراين , انسان عاقل و دورانديش بايد از خواب غفلت بيدار شود و زندگى خود را بر اساس تعاليم و قوانين و دستورات دين مقدس اسلام پى ريزى كرده و طبق آن حركت كند تا به خوش بختى هر دو جهان نايل آيد.عوامل غفلت : 1 چهل و نادانى (غفلت ) و بى خبرى , سرچشمه هاى زيادى دارد كه نخستين عامل آن , جهل و ناآگاهى است .عدم شناخت مقام پروردگار و اين كه خدا به تمام اعمال و كردار حتى افكار انسان ها آگاه است , بى توجهى به مسئله قيامت و عذاب دردناك جهنم و فشار قبر كه اميرالمومنين 7فرمود: قبر چنان فشار مى دهد كه مغز انسان از نوك انگشتانش بيرون مى آيد, ناآگاهى به بى اعتبارى مال و مقام و ثروت دنيا, بى خبرى از وسوسه هاى شيطان و شيطان صفتان , از مهم ترين عوامل غفلت است . امام على 7فرمود: وضع روزگار (و بى اعتبارى دنيا) را بداند, از آمادگى براى سفر آخرت غافل نمى شود. آرى , جهل به هر يك از اين امور سبب افتادن در گرداب غفلت و گرفتار شدن در عواقب شوم آن است .2 غرور و خودبينى : غرور يكى ديگر از عوامل غفلت است , زيرا انسان مغرور تنها پيروزى هاى خود را مى بيندو به امتيازهاى خود مى بالد و گاه همه اين ها را جاودان مى پندارد و همين امر سبب مى شود از واقعيت ها غافل شود واين غفلت عامل مؤثرى براى شكست او خواهد شد.]بزرگان نكردند در خود نگاه خدا بينى از خويشتن بين مخواه بزرگى به ناموس و گفتار نيست بلندى به دعوى و پندار نيستتواضع سر رفعت افراز دست تكبر به خاك اندر انداز دستگرت جاه بايد مكن چون خسان به چشم حقارت نگه در كسانز خاك آفريدت خداوند پاك پس اى بنده افتادگى كن چو خاكحريص و جهان سوز و سركش مباش ز خاك آفريدندت آتش مباشچو گردن كشيد آتش هولناك به بيچارگى تن بينداخت خاكچون آن سرفرازى نمود اين كمى از آن ديو كردند از اين آدمى (1)]سعدى 3 مستى نعمت : مستى نعمت نيز انسان را در گرداب غفلت مى افكند هنگامى كه افراد كم ظرفيت خود را در نازو نعمت ديدند, گويى مست مى شوند و مستى , آنان را در غفلت از واقعيت هاى كه اطراف او را گرفته است فرو مى بردو اين بى خبرى و غفلت هم چنان ادامه مى يابد تا سرانجام سيلى اجل به صورت او نواخته شود و بيدارش كند.اميرالمؤمنين 7فرمود: مرگ او را بيدار خواهد كرد>. امام زين العابدين 7فرمود: (2)(4 عافيت و سلامت جسمانى : عافيت و سلامت گر چه از نعمت هاى بزرگ خدا است , ولى يكى از عوامل غفلت نيز است , به همين دليل يكى از الطاف خفيّه الهى آن است كه گهگاه صحت و سلامت را از انسان مى گيرد و او را به درد و رنج مبتلا مى سازد تا پرده هاى غفلت از برابر چشم هاى او كنار رود و واقعيت ها را با چشم دل ببيند و آمداگى عكس العمل مناسب در برابر آن ها پيدا كند. به همين دليل در يكى از بيانات رسول خدا7در حديثى در فوايد وبركات بيمارى آمده ا ست كه خطاب به سلمان فارسى به هنگام عيادش فرمودند: كنار مى رود و به همين دليل دعاى تو به اجابت مى رسد>.5 آرزوهاى دراز: يكى ديگر از عوامل غفلت , آرزوهاى دراز و دست نيافتين است , زيرا تمام فكر انسان رامشغول مى كند و از ساير امور غافل مى سازد. اميرالمومنين 7فرمود: .(3) غفلت عواقب دردناكى مانند قساوت , مرگ دل , فساد اعمال , دورى از خدا و در نهايت هلاكت در دنيا وآخرت به دنبال دارد. امام على 7فرمود: او به سرعت فرا مى رسد>.نشانه هاى غفلت : غفلت علائم و نشانه هايى دارد; از جمله : هم نشينى با فاسدان و مفسدان , دورى از مسجد ومجالس عيادت , بى اعتنايى به عوامل هشداردهنده و بيدار كننده مانند عبور از قبرستان و ديدن مردگان و سپرى كردن عمر در امورى كه سودى براى آخرت ندارد; صرف عمر در لهو و لعب و در چيزى كه نه سودى در دنيا دارد و نه در آخرت . اميرمومنان على 7مى فرمايد: همين بس كه عمر خود را در چيزى كه مايه نجات او نيست ضايع كند>.راهاى زدودن غفلت :1 عبرت از تاريخ : بايد تاريخ رابا دقت بررسى كرد. قبور در هم شكسته نيرومندان ديروز و اسيران خاك امروزو يا پير مردان و پيرزنان كه نه قدرت راه رفتن دارند و نه توان نشستن و نه حوصله سخن گفتن كه همه اين ها روزى جوان و نيرومند و با نشاط بودند, اما گذشت روزگار و آنان را به چنين سرنوشتى گرفتار كرده است ; دقت وانديشه درهمه اين ها و تحول روزگار و جابجا شدن حكومت ها و قدرت ها و ثروت ها و عزت ها, انسان را از خواب غفلت بيدار مى كند امام صادق 7فرمود: .(4)2 استمرار و دوام ذكر: استمرار ذكر و ياد خدا, دل را بيدار مى كند, روح را صفا مى بخشد و چشم بصيرت را بينامى كند امام على 7فرمود: (5)3 نماز با حضور قلب : اداى نماز دروقت مقرر و با حضور قلب , زنگار غفلت را از آيينه روح مى زدايد, امام باقرعلى 7فرمود: (6).4 تفكر: انديشه در آثار مثبت , كارهاى خوب و در عواقب سوء, كارهاى زشت , غفلت را از انسان دور مى كند.تفكر در مرگ و زندگى جهان آخرت و اين كه نتيجه اعمال هر چه باشد نصيب انسان خواهد شد, در بيدارى از غفلت بسيار موثر است . امام على 7به فرزندش امام حسن 7فرمود: .(7)5 تغيير محيط: بسيارى از محيطها به طور طبيعى غفلت زا است , مجالس لهو و لعب , خانه هاى پرزرق وبرق واشرافى انسان را به سوى غفلت مى كشاند, ترك شركت دراين گونه جلسات و اماكن فسادزا براى رهايى از غفلت ضرورى است . امام سجاد7هنگام مناجات به خدا عرض مى كند: (8). نتيجه اين كه غفلت عامل هلاكت انسان است و رهايى از آن يك ضرورت براى سعادت وى مى باشد.(9)(پـاورقى 1احمد احمدى بيرجندى , شعر در زندگى , ص 52پـاورقى 2ابومحمد حسن بن على حرانى , تحف العقول , ص 196(پـاورقى 3 همان , ص 293(پـاورقى 4 محمدباقر مجلسى , بحارالانوار, ج 74 ص 112(پـاورقى 5 غررالحم و درالحكم , حديث 4269(پـاورقى 6 محمدبن يعقوب كلينى , فروع كافى , ج 3 ص 270(پـاورقى 7 محمدباقر مجلسى , بحارالانوار, ج 74 ص 237(پـاورقى 8 مفاتيح الجنان , دعاى ابوحمزه ثمالى .(پـاورقى 9 آية الله ناصر مكارم شيرازى , اخلاق در قرآن , ج 2 ص 321تا 348
کد سوال : 49033
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه تحصيل رضايت پدر و مادر چيست ؟
پاسخ : مسئله نيكى به پدر و مادر و رعايت ادب و احترام آنان و پرهيز از اذيت و آزار آن ها نه تنها ازسفارشات مؤكد قرآن و اولياى گرامى اسلام است , بلكه يكى از اصول انسانى است كه حتى كسانى كه پايبند به دين ومذهب نيستند طبق الهام فطرت خويش به آن جذب مى شوند. كسانى كه به اين وظيفه بزرگ الهى - انسانى پشت پامى زنند نه تنها مسلمان واقعى نيستند كه نام انسان نيز براى آن ها شايسته نيست . آيات قرآن اهميت فوق العاده اى به احترام و اكرام پدر و مادر قائل شده است قرآن مى فرمايد: نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد, هرگاه يكى از آن دو يا هر دوى آنها پير و سالخورده شوند زنهار كلمه اى كه مايه رنجش آن ها شود, حتى اگر به گفتن باشد, به آن ها مگو و بر آن ها فرياد مزن و گفتار لطيف و محترمانه وبزرگوارانه به آن ها بگو و بال هاى تواضع از محبت در برابر آنان فرود آر و بگو پروردگارا, همان گونه كه آن ها مرادر كوچكى تربيت كردند مشمول رحمتشان قرار ده .> قرآن در تعبير جالب ديگر مى فرمايد: و ياد آوريد هنگامى را كه از بنى اسرائيل عهد گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و درباره پدر ومادر نيكى كنيد>. ذكرنيكى به والدين بلافاصله بعد از يكتاپرستى و مبارزه با شرك , دليلى روشن بر اهميت فوق العاده حق پدر و مادر دردستورهاى اسلامى و نقش آن در تأمين سعادت فرزند مى باشد. قرآن شكرگزارى در برابر پدر و مادر را در رديف شكر گذارى در برابر نعمت هاى خدا قرار داده است , با اين كه نعمت خدا بيش از آن است كه قابل شمارش باشد و اين دليل بر عمق وسعت حقوق پدران و مادران است قرآن مى فرمايد: كه براى من و براى پدر و مادرت شكر به جا آور>. هيچ مكتبى به اندازه مكتب اسلام بر رعايت حق پدر و مادر تأكيدنكرده است امام صادق 7فرمود: (1) امام صادق فرمود: مردى به نزد پيغمبر6آمد و عرض كرد يا رسول الله مراپندى ده ! حضرت فرمود: به خدا شرك نورز, گرچه تو را به آتش بسوزانند, مگر اين كه دلت سرشار از ايمان به خدا و مطمئن باشد و پدر و مادرت رااطاعت كن و هم در زندگى هم در مگشان دربارهء آن نيكى كن و اگر تو را امر كردند كه از خانه ات بيرون شده و از مالت دست كشى ,اطاعت كن كه اين از ايمان است >(2) از رسول خدا6از حقوق والدين سؤال شده فرمود: آن دو بهشت و جهنم تو هستند>; يعنى نيكى و جلب رضايتشان , موجب بهشت و عاق شدن و فراهم نمودن موجبات اذيتشان , سبب جهنم رفتن اولاد مى شود. و نيز آن حضرت فرمود: نيكى به پدر و مادر باعث طول عمر مى شود>(3)و فرمود: بپرهيزيد, همانا بوى بهشت از هزار سال راه استشمام مى شود, ولى عاق والدين و قاطع رحم آن را نمى يابند>(4)نتيجه اين كه از نظر دين مقدس اسلام , نيكى و احسان به والدين و اداى حقوق آنان واجب و عاق شدن يعنى آزردن و رنجاندن آن ها حرام و از گناهان بزرگ است . اساساً رمز خوش بختى و سعادت و آبرومندى , احترام به والدين و علت افتادن در منجلاب بدبختى و دور شدن از مغفرت الهى , عاق والدين شدن است . اميدواريم شما جوان عاشق حسين 7با نيكى و رعايت ادب و احترام به والدين خود به كمال ايمان برسيد.(پـاورقى 1 تفسير نمون , ج 12 ص 79(پـاورقى 2 محمد رى شهرى , ميزان الحكمه , مادهء ولد شماره 22669(پـاورقى 3 همان , شماره 22677(پـاورقى 4 شهيد عبدالحسين دستغيب , گناهان كبيره , ج 1 ص 118