کد سوال : 48984
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تحصيلات حوزوى غير حضورى چند سال طول مىكشد؟ كتب و جزوات مربوطه را از كجا بايد تهيه كرد؟ هزينهاش چقدر است؟ آيا امتحانش حضورى است يا غير حضورى؟ چند نوبت امتحان مىگيرند؟ آيا در اين سن بيش از 50 سال مىتوانم در دروس حوزوى ادامه تحصيل بدهم؟
پاسخ : اولاً: درغير حضورى شرايط سنى مطرح نيست. داوطلب در هر سنى مىتواند از ادامه تحصيل حوزوى بهرهمند گردد.ثانياً: غير حضورى دو قسم است: رسمى و غير رسمى.در رسمى بعد از پايان دوره مقرر، مدرك تحصيلى رسمى داده مىشود و در غير رسمى از چنين مدركى خبرى نيست.ثالثاً: هر كدام شرايطى دارد براى اطلاع بيشتر برگه جامعة الزهرا به پيوست ارسال مىگردد لطفاً مطالعه فرمائيد.
کد سوال : 48985
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جوانى شانزده سالهام. در سال سوم هنرستان فنى در رشته الكترونيك تحصيل مىكنم. دو مشكل بزرگ دارم. 1- انحراف جنسى؛ 2- وسواسى. از طرفى چون آدم شكاكى هستم، نمىدانم مؤسسه شما مشكلات مرا مورد توجه قرار مىدهد و پاسخ مىگويد؟ يا نه؟
پاسخ : برادر گرامى! جوانى، بهار عمر و حيات انسانى است، ولى فصل بهار براى همه انسانها طربانگيز و مسرت بخش نيست. به بيان ديگر: بهار بسيارى از افراد از زمستان، زمختتر و سردتر است.آن بيمارى كه در بستر آرميده و در قالب زندگى ظاهرى، به مرگ تدريجى دچار گشته، يا آن تنبل و تن پرور و يا ولگردى كه به جاى كار و تلاش و فعاليت در فضاى عطرآگين و مصفاى طبيعت، به "خور و خواب و شهوت" روزگار مىگذراند و آيندهاى شوم و پر نحوست را براى خويش پايه ريزى مىكند، ايا بهار آنان سردتر و پربرفتر از هر زمستانى نيست؟ يا در مورد آدمهاى بى برنامه و بى انديشه و بى عرضهاى كه نمىدانند و نمىخواهند بدانند از اين همه مواهب و نعمتهاى ارزشمند طبيعت كه خداوند به رايگان در اختيار آنان گذاشته، چگونه استفاده كنند و از آنها براى رشد و كمال مادى و معنوى خويش بهره ببرند، چه مىتوان گفت؟آيا جوانى آنان، سرمايه عمر و بهار حيات و مزرعه جاودانگى و كمال هميشگى است؟ بنابراين تصديق و تأييد مىكنيد همان گونه كه بهار طبيعت براى همه افراد، يكسان و يك اندازه مفيد و زندگى ساز و نشاط آفرين نيست، جوانى و بهار عمر آدمى نيز اين گونه است.آرى ايّام جوانى، مخصوصاً سالهاى اوّل دوران بلوغ جنسى، بحرانىترين و شكنندهترين دورانِ "شخصيت جويى و هويتطلبى" انسان است. كمتر جوانى است كه در اين مرحله دچار لغزش و انحراف نگردد و اسير ديو نفس امّاره نشود. اگر چه برخى جوانها از همان آغازين روزهاى بلوغ جنسى، در مسير انحراف، به خواب غفلت و خود فراموشى دچار مىشوند و خود را گم مىكنند و آن چنان در "لاك كيش شخصيتِ كاذب خود ساخته" فرو رفته و در خواب عميق "غرور و جهل مركب" به تماشاى رؤياهاى تخيّلى مشغول مىشوند كه "تنبّه و بيدارى" براى آنان ميسّر نمىگردد، تا آن كه مرگ به سراغ آنان آيد. پيامبر اكرم(ص) فرمود: "النّاس نيام اذا ما توا انتبهوا؛ مردم در خوابند. وقتى كه مردند، بيدار مىشوند".اما پيوسته همه آنان در اين بحران باقى نمىماند و گند نمىگيرند، بلكه افرادى كه داراى خمير مايه تربيتى اصيلى هستند، سرانجام دير يا زود خود را مىيابند و به "اصل و فطرت پاك" خويش باز مىگردند. به ديگر بيان: طينت و طبيعت حقيقت جوى برخى جوانان، مسير "حق" و "سعادت و خوشبختى" و راه "رشد و كمال حقيقى" را در بُعد مادى و معنوى به آنان مىنماياند و آنان را از افتادن در ورطه هلاكت و غرق شدن در منجلاب گناه و فسادهاى فردى و اجتماعى نجات مىبخشد و يا آنان را در جاده "خودشناسى و خوديابى" قرار مىدهد.در برخى ديگر، اسب سركش نفس اماره، مهار آنان را در اختيار مىگيرد و بر "انسانيت" آنان لجام مىزند و وجد و سرور و لذّت و شادى آنان را در راهى قرار مىدهد كه وقتى به پايان جوانى يا سرانجام زندگى رسيدند، فرياد مىزنند: "... يا حسرتا على ما فرّطتُ فى جنب اللَّه و ان كنت لمن السّاخرين؛(1) (آن گاه هر نفسى به خود آيد و از خواب غفلت بيدار شود و) فرياد واحسرتا برآورد و گويد: واى بر من كه جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حق خود ظلم و تفريط كردم و (از روى جهل و غفلت) وعدههاى خدا را مسخره و استهزا نمودم".آقاى شكراللهى! خدا را پيوسته سپاس و ستايش نما كه شما را مورد عنايت ولطف خويش قرار داد و در جاده "خودشناسى و خوديابى" قرار گرفتهايد و در انديشه "اصلاح فكر و عمل و حالات درونى و رفتارهاى برونى" خويش افتادهايد.آرى برادر، اين مركز به شما جوانان تعلّق دارد. محرم راز و اسرار شما است.سنگ صبورى است كه مىتوانيد با آن درد دل كنيد و گفت گو نماييد و راه چاره مشكلات مختلف روحى و ذهنى و فكرى و اعتقادى خود را بيابيد و رفتارهاى "ناهنجار" دوران جوانى را به "هنجار" مبدّل سازيد.جهت آشنايى بيشتر با مشكلات شما و اندازهگيرى "روحيات و ذهنيات و معلومات" غير كلاسيكتان دو جزوه در دو موضوعى كه مربوط به مشكلات شما است يعنى: 1- راههاى مبارزه با انحراف جنسى؛ 2- درمان وسواس از نظر عقل و وحى. خدمت شما تقديم كرديم. با مكاتبه بعدى ما را از نتايج مطالعه خود و مشكلات باقى مانده شما، مطلع سازيد.پى نوشتها: 1. زمر (39) آيه 56.
کد سوال : 48986
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : استفاده و خريد و فروش مواد مخدر چه حكمى دارد؟
پاسخ : مواد مخدر در عصر ما يكى از بلاهاى بزرگ و از آن بلاهايى است كه خانمان سوز است . يكى ازابزارهاى مهم قدرت هاى جهانىِ دنيا براى به بند كشيدن كشورهاى ديگر همين مواد مخدر است . حكم اسلام هم در اين جا بسيار روشن است . يكى از مراجع در اين باره مى نويسند: .(1)(پـاورقى 1.ويژه نامه مواد مخدر, ص 37
کد سوال : 48987
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : افرادى كه از راه غير مشروع پولدار مى شوند و از اين پول براى زيارت مصرف مى كنند; زيارتشان قبول است ؟
پاسخ : تصرف در اموالى كه از راه غير شرعى و حرام به دست آيد, حرام است و فرقى نمى كند در چه راهى مصرف شود. چندى بود كه در ميان مردم عوام نام شخصى بسيار برده مى شد و شهرت او به قدس و تقوا و ديانت همه جا پيچيده بود. در محافل عامهء مردم سخن از بزرگى و بزرگوارى او مى گفتند. مكرر در محضر امام صادق 7سخن از آن مرد و ارادت و اخلاص عوام الناس نسبت به او سخن به ميان مى آمد. روزى حضرت آهسته دنبال او روان شد.آن مرد جلو دكان نانوايى ايستاد و همين كه صاحب مغازه غفلت كرد, دو عدد نان برداشت و در زير جامهء خويش مخفى كرد و راه افتاد. امامبا خودش گفت : شايد منظورش خريدارى است و پول نان را قبلاً داده است يا بعداً خواهدداد. باز حضرت آن مرد را تعقيب كرد. ديد از يك ميوه فروشى دو عدد انار برداشت و زير جامهء خويش پنهان كرد وراه افتاد. بر تعجب امام فزوده شد. بعد حضرت ديد اين مرد نان و انا را به يك مريض بينوا داد و راه افتاد. امام خود رابه او رسانيد و اظهار داشت : من امروز كار عجيبى از تو ديدم . او گفت : خيال مى كنم تو جعفربن محمدى ؟ فرمود: بلى او گفت : تو فرزند رسول خدايى , اما افسوس كه اين اندازه نادانى كه اين پرسش را از من كردى ! مگر نمى دانى ثواب كار نيك ده برابر است و كار بد فقط يك كيفر دارد؟ با اين حساب من دو نان و دو انار دزديدم , چهار خطا محسوب مى شود و چون همه را در راه خداد داد, چهل حسنه نصيب من شده است : چهار تا به جاى چهار خطا, در نتيجه سى وشش حسنهء خالظ دارم , و تو از درك اين حساب ساده عاجزى !حضرت جواب داد: خدا مرگت دهد; جاهل تو هستى ! خدا فقط عمل پرهيزكاران را مى پذير. تو چهار دزدى كردى , چهار خطا است و چون تصرف در مال هم كردى , چهار خطا هم اضافه شد و مجموعاً تو هشت گناه كردى وهيچ حسنه اى ندارى .(1)بنابراين قبولى انفاقات و زيارت ها مكه و كربلا از انسان هاى با تقوا مقبول است وگرنه كافران مى توانند به زيارت حج و عتبات بروند.(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , داستان راستان , ج 1 ص 210 شماره 64
کد سوال : 48988
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در يك جلسه به خاطر تفسير و تجزيه و تحليل، يكى از آياتى كه سجده واجب دارد، چند بار قرائت شود، آيا بايد براى هر بار سجده كرد يا يك سجده كفايت مىكند؟
پاسخ : اگر انسان چند دفعه آيه سجده را شنيد و يا خود قرائت كرد، اگر بعد از اولى سجده كرد واجب است باز براى دفعات بعد سجده كند و اگر بعد از اولى سجده نكرد، بنابر احتياط واجب براى هر قرائت يا شنيدن آيه، سجده كند(1) همان طور كه ملاحظه مىشود آيةالله بهجت به صراحت مىفرمايند: بايد براى هر قرائتى يك سجده كرد، منتهى اگر بعد از قرائت اول سجده كند، دفعات بعد واجب است و اگر سجده نكند، احتياط واجب است كه براى هر قرائتى يك سجده جداگانه كند.اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مىخواند، از ديگرى بشنود، چنانچه خودش با اراده گوش داده، دو سجده نمايد، و اگر به كوشش خورده و خود قصد شنيدن را نداشته، يك سجده كافى است. (2)از عبارات آيات عظام: امام (ره) و گلپايگانى(ره) و صافى و فاضل... استظهار مىشود كه اگر انسان چند بار با قصد آيه سجده را بخواند، بايد براى هر بار سجده كند. آيةالله مكارم شيرازى يك بار سجده كردن را كافى مىداند.(3)پىنوشتها: 1 - توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 616، فتواى آيتالله بهجت.2 - همان، مسئله 1094.3 - همان، ج1 ص 616، مسئله 1904، حاشيههاى مكارم.
کد سوال : 48989
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شفاعت فقط در جهان آخرت مصداق دارد؟ در دنيا مؤمنان از شفاعت شافعان برخودار نيستند؟
پاسخ : حتماً توجه داريد كه شفاعت در عرف دو معناى متفاوت دارد كه معناى عرفى مورد قبول اسلام و شرع نيست. در لسان عرف و عامه، شفاعت به اين گفته مىشود كه شفاعت كننده نظر صاحب قدرتى را در مجازات و كيفر دادن به زيردستان برگرداند. گاهى با استفاده از نفوذ خود، يا وحشتى كه از نفوذش دارند، و گاهى با پيش كشيدن مسايل عاطفى او را تحت تاثير قرار داده تا از تنبيه مجرم صرف نظر كند. زمانى هم مبانى فكرى صاحب قدرت را درباره گناه مجرم و استحقاق او تغيير دهد. يقيناً اين نوع شفاعت در بحثهاى مذهبى معنا ندارد و مراد نيست، زيرا، نه خداوند در كارش اشتباه مىكند كه بتوان نظرش را عوض كرد، و نه عواطفى مثل انسان دارد كه بتوان آن را برانگيخت و از اين طريق در او اثر نمود، و نه از نفوذ كسى وحشت دارد و ملاحظه مىكند.بالاخره كيفر و پاداش بر غير محور عدالت دور نمىزند كه نياز به تغيير داشته باشد.شفاعت مورد نظر شرع اين است كه شخص مجرم (شفاعت شونده) تحولى پيدا كرده و موجباتى فراهم مىسازد تا از يك وضع نامطلوب و درخور كيفر بيرون آمده و به وسيله ارتباط با شخص برتر (شفيع) خود را در وضع مطلوبى قرار دهد كه شايسته بخشودگى شود.چنين شفاعتى در واقع يك مكتب عالى تربيت و وسيله اصلاح افراد گناهكار مىباشد.(1) هر چند محل شفاعت اصطلاحى در عالم آخرت است، يعنى مجرم در اثر تحولات روحى و انقلاب درونى، زمينه بخشودگى را پيدا كرده و و از باب اين كه مثلاً با محمد (ص) و آل محمد ارتباط دارد، از آنها مىخواهد از خدا بخواهند لطفش را شامل حال او نمايد، و چون زمينه بخشودگى را فراهم كرده و در خود تحول ايجاد نموده، و از طرف ديگر رحمت الهى بر غضبش پيشى دارد (يا من سبقت رحمته غضبه) خداوند شفاعت شافعان را مىپذيرد و او را مورد عفو قرار مىدهد. تحقق اين نوع شفاعت در دنيا معنى ندارد؛ چنانكه "حرّ بن يزيد رياحى" در كربلا متحول شد و زمينه بخشودگى را فراهم كرد و از پيشگاه حضرت اباعبدالله(ع) عذر خواهى كرد و از امام خواست از خدا بخواهد از سر تقصيرش درگذرد و چنين شد.(2)پىنوشتها: 1 و 2 - برداشت از تفسير نمونه، ج1، ص 224 - 225.
کد سوال : 48990
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : باچه شرايطى دست دزد قطع مىشود؟
پاسخ : سرقت به هر شكل و صورت و به هر اندازه از نظر اسلام حرام است و سارق فرداى قيامت مجازات مىوشد، اما در همه جا و همه حال دست سارق قطع نمىشود؛ در صورتى قطع مىشود كه حايز شرايط زير باشد:1 - متاعى كه سرقت شده، حداقل بايد قيمت يك ربع دينار باشد. هر دينار يك مثقال شرعى طلاى مسكوك است و مثقال شرعى معادل 18 نخود يعنى سه چهارم مثقال معمولى است.2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جيب سرقت شده باشد.3 - در قحط سالى كه مردم گرسنه و راه به جايى ندارند نباشد.4 - سارق عاقل و بالغ و در حال اختيار دست به اين كار بزند.5 - سرقت پدر از مال فرزند يا شريك از مال مورد شركت اين حكم را ندارد.6 - سرقت ميوه از درختان باغ نيز استثنا شده است. 7 - كليه مواردى كه احتمال اشتباه براى سارق باشد يعنى سارق احتمالاً مال خود را با ديگرى اشتباه كرده باشد، از اين حكم استثنا است.(1)گفتنى است شرايط ديگرى نيز دارد كه بايد به كتب فقهى مراجعه نمود.پىنوشتها: 1 - جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج4، ص 376.
کد سوال : 48991
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قرآن در سوره بقره آيه 34 مىفرمايد: "همه فرشتگان سجده كردند جز ابليس" ظاهرش اين است كه شيطان از جنس ملائكه است، در صورتى كه در آيه 50 سوره كهف مىفرمايد: "كان من الجن؛ او از جنس اجنّه است". جمع بين اين دو نوع آيه چگونه است؟
پاسخ : حتماً مىدانيد علماى علم نحو استثنا را به سه قسم تقسيم نمودهاند: متصل، منقطع يا منفصل مفرغ.متصل آن است كه مستثنى داخل در مستثنى منه باشد، ولى از حكم آن خارج شده باشد مانند "جاء القوم الا زيداً؛ همه افراد قبيله آمدند جز زيد". زيد داخل در قبيله بوده، اما از حكم آمدن خارج شده است. منفصل يا منقطع آن است كه مستثنى جزء و جنس مستثنى منه نباشد، ولى از حكم مستثنى منه خارج شده باشد، مانند "جاء القوم الا حماراً؛ همه افراد قبيله آمدند، جز حمار" روشن است حمار از جنس انسان نيست ولى از آمدن استثناء شده است. مفرغ به استثنايى گفته مىشود كه مستثنى منه در كلام ذكر نشده باشد، مثل "ما جاء الا اخوك؛ جز برادرت كسى نيامده". با توجه به مطالب فوق در پاسخ پرسش گفته مىشود:آيه شريفه ظهور در اين دارد كه ابليس از جنس ملائكه است، زيرا در استعمال عرب استثناى متصل شايع است و منقطع نادر(1) اما آيه شريفه 50 سوره كهف صراحت دارد كه ابليس از جنس جن است، نه فرشته. از نظر قواعد اصولى نص مقدم بر ظاهر است. بنابراين بر حسب صراحت آيه 50 سوره كهف مىفهميم استثنا در آيه 34 سوره بقره استثناى منقطع مىباشد، نه متصل.پىنوشتها: 1 - رشيد شرتومى، مبادى العربية فى الصرف و النحو، ج4، ص 323.
کد سوال : 48992
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در چند آيه از جمله سوره يونس، آيه 19 و سوره هود، آيه 110 عبارت "لولا كلمة سبقت من ربك" و در چند آيه نيز از جمله سوره انبيا، آيه 101 شبيه آن (ان الذين سبقت لهم منا الحسنى) آمده است، توضيح دهيد مراد از اين عبارت چيست؟
پاسخ : مراد از "كلمة" در اين گونه آيات، فرمان و سنت و مقررات الهى است."سبقت" يعنى قبلاً و جلوتر و سابق.مقررات و سنتهاى الهى زياد است، از جمله اين كه بشر در كارهاى خود آزاد و مختار باشد و هر كارى مىخواهد، تا وقت مقرر انجام بدهد.ديگر اين كه هرگاه مصالحى از نظير عليم و تربيت و هدايت مردم ايجاب كند، در عقوبت آنان شتاب نمىشود.در سوره يونس آيه 19 عبارت "لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم..." بعد از عبارت "... و ما كان الناس الا امة واحدة فاختلفوا" آمده است؛ يعنى مردم فطرتاً و ذاتاً موحد آفريده شدند. لذا در ابتدا امت واحده بودند و جز توحيد، آيين ديگرى درميان آنان نبود، ولى با گذشت زمان بر اثر افكار غلط و گرايشهاى شيطانى، دستخوش دگرگونى شده و گروهى از جاده توحيد منحرف شده و به شرك روى آوردند. بنابراين شرك يك نوع بدعت و انحراف از فطرت است. چون در اين جا ممكن بود اين سؤال پيش آيد كه چرا خداوند از طريق مجازات سريق جلوى شرك و انحراف از فطرت را نگرفت؟ لذا براى دفع اين سؤال بلافاصله فرمود: اگر از اول مقرر نمىدانستيم و جزء سنت خود قرار نمىداديم كه بشر در كارهاى خود آزاد باشد، بعد از انحراف از فطرت آنان را مجازات مىكرديم، لكن چون چنين مقرر داشتيم، لذا در مجازات آنها تعجيل نكرده و نمىكنيم. در آيه 110 سوره هود ابتدا مىفرمايد: "هر آيينه ما به موسى كتاب آسمانى (تورات) را داديم، ولى در آن اختلاف كردند؛ بعضى پذيرفتند و بعضى منكر شدند.بعد بلافاصله مىفرمايد: "و لو لا كلمة سبقت..." ؛ يعنى اگر مقرر نمىداشتيم كه هرگاه مصالحى از نظر تعليم و تربيت و هدايت مردم اقتضا كند، در عقوبتشان عجله نكنيم، بلافاصله آنان را به خاطر اختلاف در كتاب آسمانى مجازات مىكرديم، لكن چون مقرر كرديم، در مجازات آنان عجله نكرديم. بنابراين مراد از عبارت "و لو لا كلمة سبقت من ربك..." اين است كه اگر قبلاً سنت ما چنين و چنان نبود، در مجازات آنها شتاب مىكرديم. برداشت از تفسير نمونه، ج8، ص 251 - 252 و ج 9 ص 255.
کد سوال : 48993
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا پيامبر(ص) از ميان فرزندان خود بيش از همه حضرت فاطمه را ستوده است؟
پاسخ : حضرت فاطمه(ع) خصايل، خصايص، فضايل و امتيازاتى داشته كه ديگر فرزندان رسول خدا(ص) نداشتند مانند زهد، تقوا، تدين، تعبد، علم، اخلاق، عشق به پدر شوهردارى، داشتن فرزندانى چون امام حسن و امام حسين(ع) و... زهرا كسى است سورههاى كوثر و هل آتى، و آيات تطهير و مباهله و دهها آيات ديگر در شأن او نازل شده است زهرا كسى است كه خلقتش خلقت استثنايى است قبل از انعقاد نطفه از طرف خدا مأمور شده چهل شب از حضرت خديجه فاصله بگيرد و مشغول عبادت و راز و نياز با خداوند شود تا موقع انعقاد فرا رسد...گفتنى است: پيامبر(ص) به همه فرزندان خويش علاقهمند بود، اما علاقه به حضرت فاطمه(ع) چيزى ديگرى بوده است.