• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 48944
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از امام زمان(ع) و نحوه ارتباط، حضرت برايم بنويسيد.
پاسخ : مهم‏ترين عاملى كه مى‏تواند در تواضع انسان مؤثر باشد، اين است كه انسان از عمق جان باور كند آن چه اسلام فرمود، به صلاح او است و عمل به آن خوش بختى را دنبال دارد از نظر اسلام تكبر و خود بزرگ بينى از گناهان بزرگ و از بيمارى‏هاى خطرناك روانى است متكبر در نظر مردم پست و حقير و در پيشگاه" خدا معذب و گرفتار است. امام صادق(ع) فرمود: "بزرگى جامه‏اى است مخصوص خداوند بى نياز و شايسته آن ذات مقدس است. كسى كه با خدا در اين صفت به معارضه برخيزد و به مردم بزرگى بفروشد، خدا جز پستى و حقارت چيزى بر او نمى‏افزايد" تواضع و فروتنى از ديدگاه اسلام بسيار پسنديده و خوب است. مردم به كسانى كه متواضعند و خود را كمتر از ارزش واقعى خويش به جامعه معرفى مى‏كنند بيشتر احترام مى‏گذارند.پيامبر(ص) فرمود: "تواضع جز رفعت مقام نمى‏افزايد. تواضع كنيد اميد است مشمول فيض و رحمت الهى واقع شويد" امام على(ع) فرمود: "تواضع برايت سلامتى به دنبال دارد".(1) و فرمود: "كسى براى رضاى خدا تواضع كند، خداوند او را به مقام بلند مى‏رساند".پس با اعتقاد و باور اين كه تواضع مايه خوشبختى و سعادت و اعتبار و احترام و تكبر موجب بدبختى و پستى است، تواضع را انتخاب و در برخورد با بندگان الهى متواضع خواهيم بود. البته هميشه و در همه كارها از خدا بايد كمك خواست.(2)تواضع كن، تواضع بر خلايق‏تكبر جز خدا را نيست لايق‏هر آن كس كاو به خود مغرور باشدبه فرسنگ از مروت دور باشدتواضع سر رفعت افرازدت تكبر به خاك اندر اندازدت.(3)پى‏نوشت‏ها: 1 و 2 - محمد رى شهرى، ميزان الحكمه، ماده تواضع، شماره 21861 و 21875.3 - محمد تقى فلسفى، كودك، ج 1، ص 421 و 423. 4 - احمد احمدى بيرجندى، شعر در زندگى، ص 51 و 52.
کد سوال : 48945
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا گوش دادن به موسيقى حرام است؟
پاسخ : گوش دادن به غنا و موسيقى و آهنگ‏هاى تحريك‏آميز و مناسب با مجالس و محافل فسق و فجور حرام است، ولى گوش دادن و شنيدن صداهاى مشكوك و غير مطرب اشكال ندارد.(2)پيامبر اسلام(ص) مى‏فرمايد: كان ابليس اول من تغنى؛ شيطان اولين كسى بود كه غنا خواند. امام صادق(ع) فرمود: خانه‏اى كه در آن غنا باشد، ايمن از مرگ و مصيبت دردناك نيست و دعا در آن به اجابت نمى‏رسد و فرشتگان وارد آن نمى‏شوند. و در حديث ديگرى فرمود: "غنا روح نفاق را پرورش مى‏دهد و فقر و بدبختى مى‏آفريند".(3) گوش دادن به غنا و موسيقى حرام هم مضر به جسم است و اعصاب را زيان مى‏رساند و هم براى روح آدمى زيان بار است كه او را از خدا غافل و از معنويت و در نتيجه موجب عذاب اخروى و آتش جهنم مى‏شود.پى‏نوشت‏ها: 1 - مجله معارف، شماره 42، ص 118 تا 120. 2 - امام خمينى، استفتاآت، ج 2، سؤال 26، 27 و 29. 3 - تفسير نمونه، ج 17، ص 21.
کد سوال : 48946
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از كمرويى و خجالتى بودنم رنج مى‏برم. راه رهايى از آن چيست؟
پاسخ : يكى از صفات ناپسند و مذموم كه ممكن است از كودكى دامن‏گير انسان شود و همواره صاحبش را رنج دهد كم رويى و خجالت كشيدن‏هاى بى مورد و نا به جا است؛ ولى اين حالت روانى مانند بسيارى از صفات مذموم و ناپسند قابل درمان است. براى درمان بيمارى كم رويى و خجالت مطالب زير بايد رعايت شود:1 - تلقين: به نظر روان شناسان؛ تلقين در درمان بسيارى از بيمارى‏هاى جسمى و روحى مؤثر است. اين جمله را همواره با خود تكرار كنيد كه: من از عهده سخن گفتن در برابر ديگرى برمى‏آيم كم رويى نشانه ترس از شكست و دليل وحشت از برخورد با اشخاص است. اين ضعف روحى را با فرار از معاشرت نمى‏توان رفع كرد؛ بلكه بايد خود را به معاشرت و گفت گو با مردم مجبور سازيد از خود بپرسيد: چرا مقابل تخته سياه خود را گم مى‏كنم؟ من كه استعداد دارم، من كه درسم را خوب بلدم، پس بايد مثل بلبل حرف بزنم و پاسخ گويم. در اين صورت مى‏رسيد به اين كه علت امر، ترس از شكست است و اين ترس بسيار بد و مذموم است و بايد از بين برود.وقتى به خود مكرر تلقين كرديد كه مى‏توانيد به بهترين وجه پاسخ گوييد، كم كم اين ترس به كلى از بين مى‏رود و مشكل شما حل مى‏شود.يكى از گويندگان مشهور انگليسى اقرار مى‏كند و مى‏گويد كه در طول چند هفته قبل از نخستين خطابه‏اى كه قرار بود ايراد كند، چنان ناراحت بود كه آرزو مى‏كرد پيش از فرا رسيدن روز سخنرانى پايش بشكند تا در مجلس حضور پيدا نكند. او موقعى كه به طرف محل سخن‏رانى مى‏رفت، آن چنان از وحشت و اضطراب خود را باخته بود كه قيافه رقت بارى پيدا كرده بود. روزى تصميم گرفت در وضع خود به درستى تأمل كند. با خود گفت: هنگام سخنرانى چه خطرى ممكن است براى من پيش بيايد؟ خودش جواب داد: هيچ چيز مهمى اتفاق نخواهد افتاد. همين جمله باعث شد كه ناراحتى او برطرف شده و خيلى راحت سخن بگويد. در نتيجه يكى از بزرگ‏ترين گويندگان عصر خود شد. شما نيز باور كنيد كه اگر حرف بزنيد، به معلم جواب بدهيد و در مجالس حاضر شويد، مى‏توانيد مانند ساير مردم به بهترين صورت سخن گفته و با آنان معاشرت كنيد. مسلم بدانيد و بر خود تلقين كنيد. همان طورى كه وقتى يكى از دانش‏آموزان مقابل تخته به سؤالات معلم جواب مى‏دهد، هيچ از يك بچه‏هاى كلاس قصد خنديدن و توهين به او را ندارند و فقط به سخنان وى گوش مى‏دهند و هيچ اتفاقى نمى‏افتد. وقتى شما مقابل تخته سياه مى‏ايستيد، مسئله به اين صورت است؛ يعنى هيچ كس قصد اهانت به شما را ندارد.2 - اعتماد به نفس: انسان براى تأمين خوش بختى و سعادت خود بايد به شخص و به نيت و عمل خويش تكيه نمايد و باور كند كه بايد پله‏هاى ترقى و تكامل را با پاى خود بپيمايد. وقتى به فكر و عقل خود مراجعه كردى و درست تجزيه و تحليل نمودى و دريافتى خداوند مهربان است و شما را مانند ساير بندگانش آفريده و عقل و بدن سالم عنايت نموده و استعداد خوبى داده و به قول خودت زبان خوبى داده، مى‏رسى به اين كه چيزى از ديگران كم ندارى، بلكه زياد هم دارى. وقتى فهميدى مانند ديگران هستى، باور مى‏كنى بايد همانند آنان معاشرت كنى و ا ز سخن گفتن در مقابل ديگران خجالت به خود راه ندهى اين را به خودت بباوران كه تو انسانى و خداوند در انسان نيرويى به نام اراده قرار داده كه اگر همين نيرو را به كار بيندازد، قادر به برطرف كردن مشكلات خواهد بود. شما اراده كرده و تصميم بگيريد هر طور شده بر مشكل كم رويى پيروز شويد. انشاءالله پيروز خواهيد شد. 3 - تمرين: سخن گفتن مانند هر كار ديگر احتياج به تمرين دارد. همه گويندگان كم و بيش در ابتدا با مشكلى هم چون مشكل شما مواجه مى‏شوند و حتى از ضعف و نارسايى در اداى كلمات رنج مى‏برند، اما با صبر و تمرين نقايص خود را برطرف مى‏كنند. شما هم مى‏توانيد در خانه پيش خانوداه و در مقابل پدر و مادر سؤال‏هاى درسى را مطرح كرده و پاسخ گويى تا بر اثر تكرار اين عمل كاملاً دريابى با حرف زدن در مقابل ديگران اتفاق ناگوارى نخواهد افتاد.4 - اميد: اميدوار باش و يقين بدان مشكل كم رويى شما به آسانى برطرف خواهد شد، زيرا بحمدالله از استعداد خوبى برخوردار هستى. فقط يك تصميم قاطع و اراده آهنين لازم است كه مشكل شما را به طور كلى حل نمايد. مولاى متقيان على(ع) مى‏فرمايد: هر گاه سختى چيزى باعث بيم و هراس شما شد. تو نيز در مقابل آن سخت و مقاوم باش تا مشكل بر تو آسان گردد.نتيجه اين كه شما با توكل به خدا و اعتماد به نفس و باور اين كه از استعداد برخوردارى و بايد آنرا شكوفا نمايى،و تلقين اين كه من به خوبى از عهده گفتن در مقابل ديگران بر مى‏آيم و مطمئناً اتفاقى نمى‏افتد و چنان چه كسى در گتفار من نقصى پيدا كند، آسمان به زمين نمى‏آيد و چيزى از من كم نخواهد شد و نبايد از اين ناراحت شوم، بلكه بايد سعى در برطرف كردن نقصم نمايم، زيرا هيچ كس در دنيا بى عيب و نقص نيست. آدم فهميده و عاقل كسى است كه در راه برطرف نمودن عيبش قدم بردارد، نه اين كه از شنيدن عيبش ناراحت شود.امام جعفر صادق(ع) فرمود: احب اخوانى الى من أهدى الى عيوبى؛ محبوب‏ترين دوستانم كسى است كه عيب هايم را به من بگويد. اگر به همين گفتار زيبا و پرمعناى امام صادق(ع) عمل كنيم، خوش بخت مى‏شويم، زيرا عيب‏هاى روحى همانند مرض‏هاى جسمانى است. وقتى مرض فردى معلوم شد، درمان آن آسان است، كه اگر به فكر درمان افتاد، جانش را نجات داده و گرنه خود را در معرض خطر قرار داده است. نقص و بيمارى‏هاى روحى و روانى هم اين طور است. وقتى معلوم شد و كسى به ما تذكر داد كه فلان نقص را دارى، به جاى ناراحتى، بايد خوش حال شده و از او تشكر نماييم و هر چه زودتر به فكر علاج و اصلاح باشيم. اصلاً از اينكه در فلان سخن گفتن نقصى از شما پيش بيايد، نگران نباشيد، بلكه با كمال شجاعت سخن را آغاز كنيد و مطلب خود را بيان نماييد. انشاءالله موفق خواهيد. (1) ضمناً مشكلات ديگرى كه در نامه خود مطرح كرديد، با توجه به آن چه گفته شد و احساس شخصيت و اعتماد به نفس، برطرف مى‏شود. انشاءالله.پى‏نوشت‏ها: 1 - محمد رى شهرى، ميزان الحكمه، ماده عيب، شماره 14684.
کد سوال : 48947
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در ازدواج هيچ دخترى امروزه حاضر نمى شود با پدر و مادر انسان به طور مشترك زندگى كند.بنابراين انسان به ناچار از پدر و مادرش جدا مى شود و بعد از مستقل شدن امكان خدمت به آنها بسيار كم مى شود.آيا شرع راهى معين كرده است ؟ مجبور ساختن زن به زندگى مشترك با پدر و
پاسخ : در اسلام تاكيد زيادى نسبت به تكريم پدر و مادر شده است . احترام گذاشتن به پدر و مادر منافاتى ندارد با اين كه انسان مجرد باشد يا متأهل ; با آنها به طور مشترك زندگى كند يا مستقل . تشكيل زندگى مشترك درجهت تكامل روحى و جسمى انسان صورت مى گيرد و انسان با ازدواج هم دين خود راكامل مى كند و هم سعه وجودى پيدا مى كند. ازدواج اگر با شناخت و درك صحيح از مفهوم خانواده و جايگاه پدر و مادر و همسر صورت گيرد, مى تواند كانون خانواده را گرم تر كند و محبت ها را بيشتر كند و قلب ها رابه همديگر نزديك تر كند.محبت به پدر و مادر صرفاً به زندگى مشترك با آنها نيست , بلكه انسان ممكن است از لحاظ زندگى با آنها جداباشد, ولى آنها را مورد محبت و اكرام قرار دهد. چه بسا فرزندانى كه با پدر و مادر به طور مشترك زندگى كنند واحرام و محبت مناسبى بين آنان وجود نداشته باشد.ازدواج و تشكيل خانواده بر اساس انتخاب مونس و همدم براى همه عمر صورت مى گيرد مرد مسلمان زمانى مى تواند زندگى موفقى داشته باشد كه بتواند هم به پدر و مادر محبت كن و هم به همسر محبت كند. شما در مقام رجحان همسر يا پدر و مادر نباشيد كه اين موجب تزلزل كانون خانواده مى شود بلكه سعى كنيد به يارى خدا زندگى بادوام و سعادتمندانه اى داشته باشيد كه در آن هم احترام پدر و مادر محفوظ باشد و هم به همسر احترام گذاشته شود.
کد سوال : 48948
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه با اين كه به ديدن امام عصر7بسيار علاقه مند هستم و بارها دعاهاى موجود در مفاتيح الجنان را خوانده ام , حتى شايستگى نيافته ام كه حضرت را در خواب ببينم , به نظر شما چه علتى دارد؟
پاسخ : ّّديدن امام عصر7براى ما بسيار سخت ومشكل است و مفيد هم ممكن است نباشد, چون عمل ماحجاب است و حال آن كه امام زمان 7حاضر است , اما مانع و حجاب از ناحيه خود ما و عمل مااست . عاشق ودلداده واقعى كوى مهدى فاطمه , سختى ها و رنج ها راتحمل مى كند تا خود را به مرحله اى برساند كه لياقت ديدارمهدى 7را داشته باشد. براى اين كه انسان بتواند به مراحل بالاى كمال روحى و معنوى برسد بايد, قبلاً خود رامتصف به صفت منتظر واقعى حضرت بنمايد. چند وظيفه از وظايف منتظر واقعى عباتند از: 1 محزون و ناراحت بودن از عدم دسترسى به حضرت مهدى 72 انتظار فرج و دعا كردن براى آن حضرت 3 انجام حج به نيابت از حضرت مهدى 74 دعا براى حفظ ايمان خود در زمان غيبت 5 استمداد از حضرت مهدى 7در سختى ها و مشكلات6 خودسازى و تزكيه نفس7 اصلاح جامعه چشم هايى مى تواند آن حضرت را ببينند كه از همه محارم اعراض كرده باشد و وجودى مى تواند آن حضرت را درك كند كه پاك از همه زنگارها باشد. برخى از علما كه به اين مرحله رسيدند, از زهاد وعباد عصر خود بودند. بايد سعى كنيم اعمال ما موجبات رضايت امام زمان 7را فراهم كند و اگر عشق حضرت به مهدى 7عشقى حقيقى است , بايد از تنسيات نفسانى بگذريم و گرنه با ادعا و انجام چند عمل عبادى نمى توان متوقع بود كه حضرت را ديدار كرد. از همه مهمتر تفاهم فرهنگى با حضرت مهدى است .
کد سوال : 48949
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مد نظر قرار دادن دانش آموزانى كه فرزند شهيد هستند يا پدر و مادر خود را از دست داده اند و ياخانواده هاى فقير چه حكمى دارد؟
پاسخ : مد نظر قرار دادن فرزندان شهيد وديگر دانش آموزانى كه پدر يا مادر خود رااز دست داده اند نبايد به صورتى باشد كه در مجموعه دانش آموزان به شكلى تبعيض آميز جلوه گر شود, بلكه رفتار طبيعى باآنها مى تواندمفيدتر باشد, چون هم شخصيت فرزندان شهدا به صورتى طبيعى رشد و تكامل مى يابد و در تحمل سختى ها مقاوم ترمى شود و هم ديگر دانش آموزان ذهنيت منفى نسبت به فرزندان شهدا پيدا نمى كنند.قابل ذكر است فرزندان شهدا گل سرسبد ملت هستند كه پدران خود را در راه دفاع از ارزش هاى اسلامى و نظام مقدس جمهورى اسلامى از دست داده اند. از اين رو مساعدت به آنان و كمك صحيح و مناسب به آنان وظيفه تك تك ما است . اما نحوه مساعدت و حمايت از آنان نبايد بهصورتى باشد كه هم در خودشان و هم در ديگران تأثيرمنفى بگذارد. پس بايد سعى كنيم به طريق صحيح نسبت به آنان مساعدت نماييم و در عين شخصيت مستقل آنان شكوفا شود. سعى كنيد جمع بين اين امور را به عمل آوريد و به صورت معتدل رفتار نماييد, چون نحوه عمل وظرافت رفتار در اين خصوص , نقش تعيين كننده در حمايت حقيقى از آنان خواهد داشت . چه اشكالى وارد معلمان به نوبت در هفته هر كدام يك ساعت علوم پايه را به آنان بياموزند و نقاط ضعف درسى را به آنان گوشزد كنند و پولى هم دريافت نكنند و يا بنياد شهيد چنين حركتى را ايجاد كند و يا در مواقع تعطيلى كلاس ويژه بگذارند؟
کد سوال : 48950
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اخراج دانش آموزانى كه احساس مى شود ديگر دانش آموران را از لحاظ علمى سست و از لحاظ معنوى به سقوط مى كشانند, چه حكمى دارد؟ آيا دانش آموزان پررو را كه روبروى معلم مى ايستند مى توان از درس محروم كرد؟
پاسخ : در خصوص دانش آموزان نامنظم و آنهايى كه اخلاق مناسبى ندارند و حتى ممكن است موجب انحراف ديگر دانش آموزان شوند, در بدو امر تذكرات خيرخواهانه بدهيد و از طريق خانواده آنها وارد شويد. اگرموفق نشديد, بايد مطلب به اطلاع مسئولان مدرسه رسانده شود تا آنها بتوانند تصميم مناسب را اتخاذ كنند. همين طور درخصوص دانش آموز بى ادب كه حرمت معلم را نگه نمى دارد. نخست تذكر دهيد اگر نشد, به خانواده و پدر ومادر و برادر بزرگتر اخطار دهيد اگر ممكن نشد, معلم مى تواند به مدير مدرسه و ديگر مسئولان مدرسه اطلاع دهد تاتصميم مناسب اتخاذ شود. در همه مواردى كه شما ذكر كرديد, بايد اصل و بناى اوليه ساختن دانش آموز باشد. اين نقش عمده را معلم بر عهده دارد و اگر ملاحظه شد دانش آموزى نه تنها در مسير پيشرفت نيست , بلكه زمينه انحراف و سقوط در ديگر دانش آموزان را مهيا مى كند, بايد به صورت منطقى و صحيح با او برخورد شود و با مشورت اولياى مدرسه نسبت به دانش آموز تصميم گيرى لازم به عمل آيد. اخراج يا محروميت دانش آموز از تحصيل , بر عهده اولياو مدير مدرسه است و آموزش و پرورش هم در اين خصوص مقررات خاصى دارد و در اين قضايا نمى شود به صورت سليقه اى بر خورد كرد. اما آن معلمى موفق است كه بتواند با جاذبه اى قوى دانش آموزان شكل ساز راجذب كند و آنان را به مسيرى درست راهنمايى كند و گرنه طريق حذف و اخراج ساده ترين وبدترين شيوه برخورد است كه بايد براى آخرين مرحله كه راهى براى اصلاح آن شخص نباشد, اعمال شود.
کد سوال : 48951
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانش آموزانى هستند كه در امتحانات نمى توانند نمره قبولى كسب كنند. آيا مى توانيم بدون اين كه ازجهت علمى اين گونه دانش آموزان شايستگى داشته باشند, به آنها نمره بدهيم , تا قبول شوند؟ البته منظور تبديل نمره 9به 10نيست , بلكه تبديل نمره هاى بسيار كم به قبولى
پاسخ : برادر گرامى ميرباقر سيدزاده ; از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . شما به عنوان دبير آموزش وپرورش بايد بر اساس قواعد ومقررات حاكم بر اين وزارتخانه و آنچه در حيطه وظيفه يك دبير و فرهنگى قرار دارد,عمل نماييد. كمك به دانش آموز در بدترين شكل بادادن نمره هاى غير واقعى شكل مى گيرد. اين دانش آموز با كمك غير واقعى و دريافت نمره اى كه استحقاق آن را ندارد نمى تواند ارتقاى علمى پيدا كند, بلكه در مراحل بعدى تحصيلات بامشكلات بيشترى مواجه مى شود و افت علمى او بسيار زيادتر مى شود.بهترين مساعدت و كمك به اين گونه دانش آموزان , كمك و مساعدت جهت تقويت توانايى علمى آنان است دراين جهت اگر تلاش كنيد و وقت بگذاريد تا آنها را به مرتبه بالاترى از توانايى علمى برسانيد, شايد كار مشكلى باشد, اما سر انجام نيكوترى دارد. از اين رو شما بايد در اين جهت تلاش بكنيد سطح علمى آنان را بالا ببريد. در اين مسير اگر بر اثر اضطرار و مشكلات خاص , به دانش آموزان به صورت موردى و استثنايى مساعدت نماييد, اشكالى ندارد بهتر است اولياى آنها را بخواهيد. اگر كسانى هستند كه بتوانند آنها را در رشته اى كه احتمال افت آنها مى رود,كمك كنند, خيلى بهتر است .
کد سوال : 48952
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از وقتى با خدا رو راست شده ام , وضعيت مالى ام خراب شده است ! در حالى كه سال هاى گذشته پولدار بودم !
پاسخ : يكى از مسائل مهمى كه نسل جوان و نوجوان با آن رو به رو است , احساس خود كم بينى و حقارت است .با توجه به ميل باطنى نوجوانان و جوانان به تشخص طلبى و ابراز شخصيت و حس برترى جويى , احساس حقارت از طريق اسباب طبيعى و بيمارى ها و عوامل تربيتى و شرايط اقتصادى و غيره دامن گير آن ها مى شود و اگرآنان به فكر درمان نباشند و خود را از فشارهاى سنگين روحى رهايى نبخشند, به عوارض گوناگون آن مبتلا خواهندشد. بنابراين بر اوليا و مربيان و دست اندركاران امر تعليم و تربيت لازم است به اين موضوع مهم توجه ويژه مبذول دارند و به حكم از ابتلاى فرد, خانواده و جامعه بدان جلوگيرى كنند و اگر دچاراين مشكل شدند براى علاج آن كوشا باشند.در آغاز با نشانه هاى خود كم بينى و سپس به عوارض و عوامل و درمان آن مى پردازيم : علائم خود كم بينى : خود كم بينى به صورت هاى مختلفى در انسان آشكار مى گردد; گاهى اين حالت به صورت يك عكس العمل خودنمايى مى كند و در قالب امر و نهى بر افراد ناتوان و گاه با راه رفتن با فخر و تكبر خود را نشان مى دهد و گاهى به صورت ناله و فرياد و ابراز يأس و سرخوردگى و بزرگ كردن نواقص و عيوب خود را نشان مى دهد و احساس حقارت خود را با ذكر اين عبارت كه و يا اظهار مى دارند و براى تسكين درد خويش , حتى از جسارت و بى ادبى به ديگران دريغ ندارند. عكس العمل هايى كه مردم بر اثر احساس حقارت از خود نشان مى دهند به مقتضاى شدت و ضعف اين روحيه واختلاف شرايط محيط و عومل اجتماعى متفاوت است ; بعضى با سكوت و كم حرفى و بعضى با پرگويى و عده اى باتملق و چاپلوسى و عده اى ديگر با تواضع و فروتنى و برخى با تكبّر و خود بزرگ بينى عقدهء حقارت خود را نمايان مى سازند.آثار منفى خود كم بينى :احساس حقارت و خود كم بينى در حد متعارف نه تنها مضرّ نيست بلكه مفيد هم هست . برخى از روان شناسان ,عقدهء حقارت را به دليل فوايد آن , ناميده اند, زيرا در سايهء آن , پيشرفت و تكامل حاصل مى شود, امّااگر از اين حدّ گذشت و به حد افراط خود رسيد, زيان ها و عوارض منفى بزرگى دارد كه غير قابل انكار است , كه به مهم ترين آن ها اشاره مى كنيم :1 عدم اعتماد به نفس ;2 ناسازگارى و طغيان ;3 تكبّر و فخر فروشى ;4انتقام جويى ;5 انزوا و گوشه گيرى ;6 اعتياد به مواد مخدر;7 دو رويى و نفاق ;8 دروغ ;9 افسردگى ;10 بلند پروازى و خيالبافى ;11 گناه و معصيت ;12 كم رويى .كم رويى :يكى ديگر از آثار منفى خود كم بينى , كم رويى و خجالت كشيدن از مردم است . در بعضى از موارد احساس حقارت چنان تأثير مى گذارد كه آن شخص مبتلاء جرأت معاشرت با مردم را پيدا نمى كند و از ترس اين كه مبادا درميان جمع مورد تحقير واقع شود, كناره گيرى را بر هر گونه بودن با جمع ترجيح مى دهد و يا آن كه ناراحت و پريشان به كنجى مى نشيند و از مشاركت در فعاليت هاى اجتماعى و گروهى امتناع مى ورزد و با مواجه شدن با دوستان وطرح دوستى و رفاقت و انتخاب دوست با مشكلاتى روبرو مى شوند و از اين مسئله رنج مى برند.راه هاى عملى درمان كم رويى1 تلقين : به نظر روان شناسان , تلقين در درمان بسيارى از بيمارى هاى جسمى و روحى مؤثر است . اين جمله راهمواره با خود تكرار كنيد كه من از عهدهء سخن گفتن در برابر ديگران بر مى آيم . كم رويى نشانهء ترس از شكست ودليل بر وحشت از برخورد با اشخاص است . اين ضعف روحى را با فرار از معاشرت نمى توان رفع كرد بلكه بايد خودرا به حشر و معاشرت با مردم مجبور سازيد و در مقابل انكار نفس از خود بپرسيد كه چرا از اين شخص يا از اين جمعيت مى گريزم ؟ ترس يا اضطراب , اساس تمام حركات عصبى است . اگر نمى توانيد در جمع سخن بگوييد و يادچار مشكل مى شويد, دليلش ترس درونى است . على 7مى فرمايد: آدمى حاكى از درجهء قدرت روحى او است >.ترس از روبرو شدن با مردم , ترس مذموم و موهوم است . على 7مى فرمايد: .()(پـاورقى 2.همان , ص 342با تلقين به قدرت و تظاهر به نترسيدن بخشى از مشكل حل مى شود. يكى از گويندگان مشهور انگليسى در قرن نوزدهم اقرار مى كند كه در طول چند هفته قبل از نخستين خطابه هاى كه قرار بود ايراد كند چنان ناراحت بود كه آرزومى كرد پيش از فرا رسيدن روز معقود پايش بشكند تا از حضور در مجلس معاف گردد, او موقعى كه به طرف كرسى خطابه مى رفت آن چنان از وحشت و اضطراب خود را مى باخت كه قيافهء رقت بارى پيدا مى كرد. عاقبت روزى تصميم گرفت در وضع خود به درستى تأمل كند, با خود گفت : هنگام سخنرانى چه خطرى ممكن است براى من پيش بيايد؟ هيچ چيز مهمى اتفاق نخواهد افتاد. اضطراب شديد او با اين جمله مرتفع شد و متوجه شد كه خيلى راحت سخن مى گويد و در نتيجه يكى از بزرگ ترين گويندگان عصر خود گرديد.2 اعتماد به نفس : توجه به توانايى ها و استعدادها مانع اظهار ضعف است . يكى از دلايل كم رويى , بى اعتمادى به خويش است . افراد كم رو همواره در اين فكرند كه ديگران در مورد آن ها چه فكر مى كنند, در صورتى كه اگر اين افراد بدانند در مقايسه با ديگران ضعفى ندارند و شايد در بسيارى از موارد در زندگى نسبت به ديگران ارجحيت هم دارند, در اين حال در خود چنان قدرتى مى يابند كه مى توانند در برابر هر امرى مقاومت كنند. خودباورى و دورى ازخود كم بينى بسيارى از مشكلات روحى را درمان مى كند. عدم اعتماد به نفس موجب مى شود افراد در زندگى قدرت مقاومت نداشته باشند و هموره چشم اميد به حمايت ديگران بدوزند. على 7مى فرمايد: .() (پـاورقى 1له .نهج البلاغهء فيض الاسلام , حكمت 149كسى كه اعتماد به نفس ندارد خود را از همه كس ناتون تر مى بيند و از اين رو از قبول مسئوليت شانه خالى مى كندو حتى كارهاى شخصى خود را به ديگران واگذار مى كند.3 معاشرت با مردم : على رغم ترس درونى , براى درمان كم رويى لازم است با ديگران معاشرت كنيد. على 7ى فرمايد: .() و در جاى ديگر مى فرمايد: سخت تر از ابتلاى به آن است >.()(پـاورقى 3.نهج البلاغه , كلمات قصار 166سعى كنيد در معاشرت ها خود را فراموش كنيد. براى آن كه اين امر حاصل شود اولاً, به هر كه مى رسيد سلام كنيدو ثانياً, خوش رو باشيد. على 7مى فرمايد: .4 تمرين و ممارست : سخن گفتن مانند هر كار ديگر احتياج به تمرين و رياضت دارد. همه گويندگان كم و بيش در ابتدا با مشكلى هم چون مشكل شما مواجه مى شوند و حتّى از ضعف و نارسايى در اداى كلمات رنج مى رند, اما باصبر و تحمل و تمرين , نقايص خود را برطرف مى كنند. ]به كوشش به هر چيز خواهى رسيدبه هر چيز خواهى كماهى رسيد]5 تربيت ناصحيح والدين : برخورد نامناسب والدين با فرزندان كه به صورت هاى گوناگونى از جمله : كم محبتى ,خشونت , پرخاشگرى , تنبيه بدنى , فرق گذاشتن ميان فرزندان و نظاير آن بروز مى كند, اثر بسيار زيادى در ترسوشدن فرزندان دارد. ارتباط صحيح و سالم با كودكان مى تواند از بروز هر گونه احساس حقارت جلوگيرى كند. گاهى خانواده ها از لحاظ اقتصادى در سطح خوبى قرار دارند اما ارتباط والدين با فرزندان محبت آميز و عاطفانه نيست ,بلكه پرخاشگرانه و تند است . همين امر موجب مى شود كه فرد به تدريج از والدين فاصله بگيرد و منزوى و گوشه گيرشود و احساس حقارت كند تا جايى كه هر كسى بتواند به او زور بگويد و قدرت برخورد با آن را نداشته باشد.دبير محترم ! آن چه كه در درمان اين مشكل مؤثر و مهم است , ريشه يابى ترس و خجالت اين دانش آموز است ,زيرا مشكلات روانى اگر به درستى ريشه يابى نشوند, به آسانى درمان نمى شوند. البته يك احتمال قوى اين است كه مشكل اين دانش آموز, مشكل خانوادگى باشد; يعنى ريشه در خانواده داشته باشد و شايد هم دلايل ديگرى داشته باشد. به هر روى شما دبير محترم كه علاقه مند رفع مشكل دانش آموزتان هستيد, خود را بيشتر به او نزدكى كنيد و بااو رفيق شويد و از طريق صحبت هاى او و سؤالاتى كه خود شما از او مى پرسيد, سعى كنيد علت مشكل او را بفهميد,ضمن اين كه با پدر و مادر ايشان نيز صحبت كنيد و اگر توانستيد به خانهء آن ها برويد تا سرنخ هايى از مشكل اين دانش آموز كشف شود.علاوه بر موارد ذكر شده در درمان كم رويى , شناساندن الگوهايى مانند حسين فهميده , دكتر محمد حسين طباطبائى , بازگو كردن داستان هاى پيامبران , معرفى كتاب هاى مفيد در سنين كودك و نوجوان , بهادادن به وى درجمع كلاس و در جمع اساتيد و دوستانش در كمك به رفع كم رويى اين دانش آموز مؤثر است .مجدداً از شما دبير محترم و گرامى كه سعى در رفع مشكل دانش آموزتان داريد, بسيار تشكر مى كنم . اميدوارم هميشه و در تمام مراحل زندگى موفق و پيروز باشيد. ضمناً مطالعه فصلى از كتاب كودك آقاى فلسفى تحت عنوان حياى پسنديده و ناپسند مى تواند مفيد باشد.
کد سوال : 48953
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دوست دارم با يكى از همكارانم كه خانم 23ساله اى است , ازدواج كنم , ولى او به خاطر وضعيت بد مالى من , به من رغبتى ندارد. چه كار مى توانم بكنم ؟
پاسخ : در نامهء خود به چند مسئله اشاره كرده ايد كه ما به ترتيب پاسخ آن ها را براى شما مى نويسيم : 1 نوشته ايد پدر و مادر شما و پدر و مادر دخترِ مورد نظرتان , با ازدواج شما موافق هستند, ولى خود دختر كمتربه اين وصلت رضايت دارد. اگر شما تا اين حد پيش رفته ايد كه خانواده ها با وصلت شما موافق هستند. مى توانيدرسماً به خواستگارى برويد و با دختر مورد علاقه تان با اجازهء والدينش به گفت گوبنشينيد و بالاخره به نتيجهء معقولى برسيد.2 متذكر شده ايد در حال حاضر بهيار بيمارستان هستيد, ولى جايگاه شغلى شما معلوم نيست . از طرفى وضعيت اقتصادى مساعدى نداريد. با اين حال ننوشته ايد چه برنامه اى داريد؟ ننوشته ايد براى شروع يك زندگى امكانات مادى لازم را داريد يا خير؟ هم چنين يادآور نشده ايد خانم مورد علاقهء شما داراى چه تحصيلات و چه رتبهء شغلى است و در بيمارستان به چه كارى مشغول است . اين ها مسائلى است كه ما به واسطهء نداشتن علم غيب ازآن ها بى اطلاع مانديم و به همين دليل نمى توانيم شيوهء خاصى را به شما پيشنهاد كنيم . در هر صورت , اگر شما وضع مالى قابل پيش بينى و معينى نداريد, بايد بتوانيد به آن خانم حق بدهيد نسبت به آينده نگران باشد. شايد ايشان هم به شما علاقه مند باشد, ولى در انتظار اين است كه نوعى ثبات در زندگى شما پديد آيد تا با خيال راحت بتواند تن به ازدواج بدهد.اما اگر عدم رضايت ايشان به ازدواج با شما, فقط به خاطر مسائل مادى است و ايشان از آن كسانى است كه فقطمعيارش در زندگى مادّيات است , بهتر است از او دست برداريد و زندگى خود را به خاطر مسايل ناچيز هستى تباه نسازيد.3 در نامه نياورده ايد كه به چه دلايلى به اين خانم دل بسته ايد. آيا سجايا و فضايل اخلاقى او سبب اين علاقه شده است يا اخلاق و رفتار و گفتارش ؟ جمال يا كمال خاصى دارد يا به خاطر ثروت و مالش به او دل بسته ايد؟ آياگمان مى كنيد اين مورد رضايت خدا است يا باعث پريشانى فكر و اندوه روان و در غلتيدن به گناه است ؟يادتان باشد اميرالمؤمنين فرمود: .(1)نيز امام صادق 7فرمود: .(2)بنابراين مواظب باشيد اين عشق شما را به ناكجا آباد نبرد و عمر گرانمايه را در راه آن هدر نسازيد.4 لازم مى دانيم نكته اى را هم در اين جا يادآورى كنيم و آن يك قاعدهء مسلّم روان شناسى است . در روايات نيزوارده شده كه . تجربه هاى عشقى فراوانى نشان داده است و در اوان جوانى داراى حالتى هستند كه هيچ نوع بى توجهى و بى اعتنايى از خاطرشان محو نمى گردد. ثمرهء اين حساسيت آن است كه در صدد ضربه زدن , تخريب , به چنگ آوردن و در اختيار گرفتن طرف مقابل است . گاهى اين حساسيت , بروز و ظهور پيدا مى كند كه شيوه و انواع آن درانسان ها متفاوت است ; بعضى گريه مى كنند, بعضى دشنام مى دهند, بعضى دعوا و مرافعه راه مى اندازند. بعضى تحمل مى كنند, ولى از درون تخريب مى شوند, بعضى كم كم تعادل روانى را از دست مى دهند و بعضى ... . در موردعكس العمل پسران در برابر هر نوع غرور و بى اعتنايى دختران نيز روش هاى گوناگونى شناخته شده است : انجام كارهايى پيش روى دختر كه سبب جلب توجه او شود, مثل بلند صحبت كردن در خيابان , شوخى هاى غيرمنتظره با دوستان و..., متلك گفتن و ريشخند كردن , ترساندن با موتور و دوچرخه يا... . يكى از اين عكس العمل هاعاشقى هاى پرسوز و گذار و سوزان است ; يعنى فرد مى خواهد به هر نحو ممكن , با روح معشوق خود پيوند خورد واز او جدا نشود.شما مى توانيد خوب فكر كنيد و ببينيد علت روى آوردن شما به اين خانم , بر اثر يك عكس العمل روحى بوده است يا خير؟ آيا نياز شما به تملك اين خانم , بر اثر شناخت هاى عقلى صحيحى صورت گرفته يا بر اثر نيازهاى اشباع نشده روحى ايجاد شده است ؟ در صورت پاسخگويى به اين سؤالات مى توانيد در درك موقعيت خود به امكانات بهتر و بيشترى دست يازيد و براى ازدواج خود با ايشان منطقى قويتر داشته باشيد.5 هم چنين نوشته ايد ايشان 23سال دارد و شما 22ساله هستيد. آيا فكر نمى كنيد با توجه به اين كه زن هازودتر از آقايان شكسته مى شوند و غرايز و خواسته هايشان زودتر افول مى كند, اين مسئله برايتان مشكل ساز شود؟امروزه دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه بهترين ميزان اختلاف سن ميان دختر و پسر, 5تا 6سال است . اين اختلاف سنى ميان زن و شوهر, سبب مى شود زن بيشتر به خُلق و خوى شوهر عادت كند و در كل , زندگى برايش قابل هضم تر باشد؟ چون هنوز شخصيت يك دختر 16ـ 17ساله شكل نگرفته , شما به راحتى مى توانيد او را در طى سال هايى كه شخصيت اش شكل مى گيرد به نحو دلخواه خود بسازيد; بر عكس , دخترى كه از نظر شخصيتى كامل شده , مخصوصاً اگر از نظر سن و سال و ميزان تحصيلات و رتبهء شغلى بالاتر از شوهرش باشد, خود را داراى حقوق مستقل مى داند و شوهرش را ميان بايدها و نبايدهاى خاصى مخيّر مى سازد. بدين سبب نوعاً مشكل اين خانواده هابيشتر از خانواده هايى است كه در آن ها سن و سال و موقعيت دختر لحاظ مى گردد. 6 لازم است يادآور شويم ازدواج شرايط خاصى از نظر عقلى و شرعى دارد كه رعايت آن ها مسلّماً به سودجامعه و خود فرد است . بنابراين متوجه باشيد به خاطر عشقى كه در دل داريد, نواقص و كمبودهاى خانم موردعلاقه تان را نديده نگيريد و او را ملكهء خوبى ها و خوشبختى ها ندانيد عاقبت انديش باشيد و بدانيد بر اثر گذشت زمان و رشد شما از نظر احساسى و عقلى , اين آتش كنترل مى شود و روابط به حد معتدلى مى رسد. در آن وقت اگر ازابتدا معيارهاى درستى نداشته باشيد, دچار مشكل مى شويد.7 در آخر به شما اين نكته را يادآورى مى كنيم كه ممكن است دو نفر از نظر عاطفى و احساسى عشاقان خوبى باشند, ولى اين بدان معنا نيست كه حتماً زن و شوهر خوبى هم خواهند بود. بنابراين را هرگز زير بنا و بنياديك ازدواج و تشكيل خانواده قرار ندهيد.(پـاورقى 1.وسائل الشيعه , ج 14 ص 12(پـاورقى 2.همان .