• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 48904
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد حكم نماز و روزهء مسافر اين احتمال وجود دارد كه در قديم مسافرت ها مشكل بوده وامكانات كمتر وجود داشته , از اين رو روزه ساقط و نماز شكسته مى شده است , ولى حالا با امكانات وسيع و راحت ديگر مشكلى درمسافرت ها نيست , پس چرا هنوز نمازهاى چهارركعتى شكسته
پاسخ : شما در استدلال خود فرموده اند: اين احتمال وجود دارد, اگر به جاى اين جمله مى گفتيد: اين مطلب قطعى است , نتيجه اى كه گرفته ايد, صحيح بود. بنابراين استدلال شما از نظر عقلى صحيح نيست . درحقيقت شماعلت شكسته بودن نماز مسافر و روزه نگرفتن او را مشكلات سفر دانسته ايد, از شما سوال مى كنيم : از كجا اين علت را استنباط كرده ايد؟ نه تنها احكام شرعى بايد طورى باشد كه بتوان آن ها را مستند به شرع و پيامبر و خدا كرد. وقتى مجتهدى به حكمى فتوا مى دهد, بايد طورى باشد كه افترا و تهمت به خدا و بدعت گذارى در دين نباشد. درحقيقت مجتهد آزاد نيست كه به هر احتمالى بتواند استدلال كند و بر اساس آن فتوا بدهد و بگويد حكم خدا اين است . فقها نيزمانند شما اين احتمال را در بحثها و درس هاى اجتهادى خود مطرح مى كنند و اين طور نيست كه علما و فقها اين احتمالات را ناديده بگيرند و به آن ها توجهى نداشته باشند.مضافاً اين كه تشريع و فريضه نماز در بدو امر دو ركعت بود, حضرت رسول از ذات اقدس الهى در خواست كردكه دو ركعت بر نمازهاى چهار ركعتى براى كسانى كه در حضر هستند اضافه شود. اين درخواست پذيرفته شد كه براى حاضران و كسانى كه در وطن خود حضرو دارند يا در جايى هستند كه در حكم وطن است دو ركعت افزوده شود, اما در حال سفر همان دو ركعت به حال خود باقى ماند; از اين رو نماز شكسته مفهومى ندارد, چرا كه در سفرهمان دو ركعت فرض الله به حال حمد باقى است . آن دو ركعتى كه براى مقيم اضافه شده فرض الينى مى باشد;بنابراين فلسفه و حكمتش ممكن است اين باشد.
کد سوال : 48905
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : باتوجه به اين كه عزرائيل مسئول قبض روح است , در مواردى كه در هر ثانيه صدها نفر مى ميرندچگونه مى تواند همه آنان را در يك لحظه قبض روح كند؟ در اين باره چه استدلال عقلى وجود دارد؟
پاسخ : چون ما حقيقت ملائكه را نمى توانيم درك كنيم , آن ها را مانند موجودات مادى كه محدود ومحصورند, در ذهن خود تصور مى كنيم و فكر مى كنيم كه مانند ما انسان ها هستند و حال آن كه حقيقت آنان چيزديگرى است كه فهم آن براى ما غير ممكن است ; مانند حقيقت روح كه درك آن براى ما ممكن نيست . به همين دليل مى پنداريم كه مثلاً عزرائيل اگر مشغول قبض روح يك نفر باشد, در همان حال نمى تواند ديگرى را قبض روح كند يااگر در يك مكان باشد, نمى تواند در مكان ديگر باشد. در ماديات نيز موارد مشابهى به چشم مى خورد; مثلاً هزاران نفر با اتصال به برق قوى در يك زمان مى ميرند, چگونه اتصال برق در يك لحظه , هزاران نفر را مى كشد; پس مى توان تصور كرد كه موجودى به نام عزرائيل بتواند در يك لحظه جان هزاران نفر را قبض كند اين مسئله هيچ بعدى ندارد.
کد سوال : 48906
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه بيشتر مردم غير مسلمان هستند و مسلمان واقعى نيز كم است , تكليف بقيه مردم بابهشت و جهنم چگونه خواهد بود; آيا اين جمعيت زياد همه به جهنم خواهند رفت ؟
پاسخ : انسان ها اگر به وظايف خود چه از نظر اعتقادى و چه از نظر اخلاقى و عملى به طور عمل كنند كه اگرخداوند در روز قيامت با آنان كند, بتوانند جوابگوى اعمال خويش باشند و محكوم نشوند, اهل بهشت خواهندبود و يا لااقل اهل جهنم نخواهند بود, خواه مسلمان باشند يا غيرمسلمان و يا به هر دين و آيينى باشند.ممكن است در اين سوالى در ذهن انسان خطور كند كه پس اين همه تأكيد بر اين كه فقط مسلمانان و از بين آنان فقط شيعيان و از بين آنان هم شيعيان واقعى اهل بهشت خواهند بود, براى چيست ؟جواب اين است كه اين دو مطلب با هم تنامى ندارد, زيرا در قرآن آمده : ; يعنى اگر حجت بر مردم تمام كرديم و آنان طبق وظيفه الهى خود عمل كردند, آنان را عذاب نمى كنيم , اما اگر بر آنان اتمام حجت كرديم و به وظايفشان عمل نكردند, اهل عذاب خواهند بود پس ملاك اصل در مجازات به بهشت و جهنم , اتمام حجت است .بنابراين انسان ها بايد با حقيقت و دقت وظايف خود را تشخيص دهند تا بتوانند جوابگوى اعمال وكردار خودباشند, هر انسانى اين احتمال را مى دهد كه ممكن است پس از مرگ , بازپرسى و مجازات شوم , همين احتمال كافى است تا خود را آماده پاسخگويى كند. هر انسانى هر دين و مسلكى كه دارد اگر شرايط عامه تكليف اعم از عقل وبلوغ در داشته باشد, بايد خود را آماده امتحان الهى بكند و همين طور در اعتقادات بايد خود را آماده كند تاجوابگوى اعتقادات خود باشد. منتها لازم است فردى تحقيق كند و دين حق را پيدا كند و به آن معتقد شود دوباره اگردر روز قيامت از او سوال شد بتواند حجت و برهانى بر عقايد خويش داشته باشد. در حديثى از امام صادق 7آمده است : انكار بر نيايند, كافر نمى شوند>. اگر كسى در رواياتى كه از ائمه اطهار: رسيده و بيشتر آن ها در و اصول كافى گرد آمده است دقت كند, مى يابد كه ائمه : تكيه شان بر اين مطلب بوده كه هرچه بر سر انسان مى آيد به دليل اين است كه حق بر او عرضه مى شود و او در مقابل حق تعصب و عناد مى ورزد و يالااقل در شرايطى است كه مى بايست تحقيق و جستجو كن اما تحقيق نمى كند. اما افرادى كه ذاتاً و يا به خاطر قصورفهم و ادراك و يا به علل ديگر در شرايط به سر مى برند كه مصداق منكر و يا مقصر در تحقيق و جست جو به شمارنمى روند, آن ها در رديف منكران و مخالفان نيستند; آن ها از مستضعفان به شمار مى روند و از روايات نيز استفاده مى شود كه ائمه اطهار: بسيارى از مردم را از اين طبقه مى دانند(1). مرحوم علامه طباطبائى , مفسر كبير قران در تفسير الميزان مى گويد: خداوند جهل به امر دين و ممنوعيت از اقامه شعائر دين را ظلم شمرده است و عفو الهى شامل آن نمى شود, اما مستضعفان كه قدرت بر انتقال و تغيير محيط ندارند,استثنا شده اند, استثنا به صورتى ذكر شده كه اختصاص ندارد به اين كه استضعاف به اين صورت باشد همان طورى كه ممكن است منشأ استضعاف , عدم امكان تغيير محيط باشد و ممكن است به اين دليل باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد.(2)بنابراين كسانى كه به هر دليلى مرام و مسلكى برايشان يقين شده و هيچ احتمال خلاف نمى دهند يعنى احتمال نمى دهند كه دينشان باطل است . و به راه خود يقين دارند اگر در اخلاق و اعمال ظلم و گناه اجحاف نكنند و حق كسى را پايمال نكنند و بتوانند پاسخگوى اعتقادات و اعمال و كردار خود در روز قيامت باشند, اهل جهنم نخواهند بود.(پـاورقى 1 مرتضى مطهرى , عدل اليه , ص 398(پـاورقى 2 الميزان , ج 5 ص 51 به نقل از: مرتضى مطهرى , عدل الهى , ص 394
کد سوال : 48907
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا بهشت و جهنم هم اكنون وجود دارند يا بعد از قيامت درست مى شوند؟
پاسخ : بهشت و جهنم هر فرد با اعمال و كردار خوب و بد او درست مى شود, چون بهشت و جهنم يا نتيجه وپاداش و جزاى اعمال دنيوى انسان است يا عين اعمال دنيوى است لكن به شكل اخروى . بنابر قول اول كه بهشت وجهنم نتيجه و پاداش و جزاى اعمال دنيوى باشد, بهشت و جهنم آنان كه مرده اند و آنان كه زنده اند, برايشان آماده شده و وجود دارند. بنابر قول دوم نيز كه بهشت و جهنم همان اعمال و كردار دنيوى است اما به شكل اخروى , باز بهشت و جهنم هرفرد در عالم خودش موجود است .ابوصلت هراتى از امام رضا7پرسيد: آيا بهشت و جهنم فعلاً موجودند و خلق شده اند يا هنوز خلق نشده اند؟حضرت 7فرمود: بهشت و جهنم هر دو خلق شده اند و دليلش اين است كه پيامبر در معراج به آن ها سفر كرده ازميوهء آن خورده است كسانى كه مى گويند: هنوز بهشت و جهنم خلق نشده است , از ما نيستند(1) البته در قرآن كريم از بهشت و جهنمى سخن مى گويد كه با اعدت للستقين و للكافرين آمده است ; يعنى آماده شده براى كافرين و تقواداران و هم چنين از آيه معلوم مى شود كه دوزخ خلق شده است .مخفى نماند بهشت و جهنم بر دو قسم است : بهشت و جهنم برزخى و اخروى ; اولى , ثمرهء اعمال انسان است وبراى برزخيان آماده است و ديگرى نيز طرق ظواهر و نصوص اخبار مخلوق مى باشند.(پـاورقى 11 بحارالانوار, ج 8 ص 119
کد سوال : 48908
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان 7از مواهب طبيعى نظير آب و غذا و خواب وهمسر بهره مند است ؟
پاسخ : دليل متقنى در اين باره نداريم . و از نحوهء زندگى و كيفيت جا و مكان و آب و غذا و خواب و همسر وفرزند يا فرزندان او در آيه يا روايتى مطلب معتبرى به چشم نمى خورد, بلكه از تجسس از مكان و زندگى شخصى اونهى شده ايم اما درباره وجود آن حضرت , علت وجود او, كيفيت ظهور, حوادث و تحولاتى كه قبل از ظهور و هنگام ظهر و بعد از ظهور او رخ خواهد داد و مدت حكومت او در روايات مفصلاً بحث شده است . مطالبى درباره جزيره خضراء و مثلث برمودا و محل زندگانى حضرت مهدى 7در آن جا در بعضى كتابها نوشته شده است كه نزد علما ودانشمندان قابل اعتبار وارزش علمى نيست در اين باره و كتابى بر رد جزيره خضرا نوشته شده است .
کد سوال : 48909
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيش از آفرينش انسان و ديگر خلايق , وضعيت دنيا و ساير افلاك چگونه بوده است و اصلاً خداوندچه دارد؟
پاسخ : هيئت و شكل و قيافه از عوارض جسم است و چون خداوند جسم نيست نمى توانى براى او شكل وقيافه اى تصور كرد هر چه را ذهن در خود بپروراند, ساخته و پرداخته خود ذهن است نه شكل و قيافه و هيئت خدابنابراين در اين مورد ذهن , فكر و عقل بشر هر چه هم فكر كند نمى تواند به نتيجه مطلوبى برسد. از اين رو روايات , مارا از فكر كردن درباره ذات خدا منع كرده است و در مقابل به فكر كردن در صفات و عظمت آثار او توصيه نموده است .دراين زمينه به چند روايت اشاره مى كنيم : قال رسول الله 6 تكفروا فى كل شى و لا تفكروا فى ذات الله ;(1)در هر چيزى به جز ذات خدا فكر و انديشه كنيد. قال رسول الله 6 تكفروا فى خلق الله و لاتفكروافى الله فتهلكوا;(2) در مخلوقات خدا فكر كنيد, ولى در ذات خدا فكر نكنيد (چون به جايى نمى رسيد).امام صادق 7فرمود:چشم قابل درك نيست و قابل توصيف به مقدار و اندازه نيست >.خداوند تبارك و تعالى قبل از خلقت انسان , زمين و زمان با بعد از خلقت آن ها تفاوتى پيدا نكرده است و از نظرعلمى و فلسفى , تغيير و تحول و دگرگونى در ذات خدا حاصل نمى شود و حوادث در او تغييرى ايجاد نمى كند. اوآفرينندهء مخلوقات و حوادث است , انسان و ساير موجودات را خلق كرده است . زمين و كرات آسمانى , ميلياردهاسال قبل از تولد انسان بر روى زمين به وجود آمده اند. تحولات و دگرگونى هايى در جهان طبيعت رخ داده تا زمينه مساعدى براى خلقت انسان و حيوانات به وجود آمد و پس از تهيه اسباب و لوازم حيات بشر, خداوند انسان را خلق كرده است . سوره توحيد (قل هو الله احد) و آيات اول سوره حديد درباره خداوند متعال بحث كرده كه از تعمق و معانى دقيق برخوردار است , از اين رو امام سجاد7در پاسخ به اين سوال كه توحيد چيست ؟ فرمود: چون خدا مى دانسته كه در آخر الزمان مردمانى دقيق و متكفر خواهند بود, سروه قل هو الله احد و آيات اول سوره حديد را نازل كرده است (3).بنابراين خوب است ما درباره صفات خدا و عظمت مخلوقات او بيشتر فكر و انديشه كنيم . و از كيفيت افلاك وچگونگى خلقت آن ها به طور دقيق و علمى اطلاع كافى و كامل به دست آوريم . طبق آيات قرآن و كشفيات علمى , كرات در گذشته به شكل كنونى نبوده اند و جهان فعلى ميليونها سال است كه به صورت تكامل تدريجى در حال سپرى شدن است . قرآن و علم مى گويد: كرات به صورت دود (گاز, بوده است :.نكته دوم اين كه پس از ساخته شدن كرات , همگى به شكل مجموعه اى بودند و سپس از هم جدا شدند: پيوسته بود, ما آن ها را از هم جدا ساختيم > كپرنيك ولاپلاس نظريه اى شبيه به قرآن دارند, بالاخره يك روزى علم مى تواند اسرارى را كه در قرآن مطرح شده ادراك كند.وانگهى ما درباره جهان خلقت قائل به فيكسيسم () نيستم ; بلكه معتقد به ترانسفورميسيم (4) و تكامل تدريجى (پـاورقى 35 اين نظريه مبتنى است بر خلقت , موجودات بدون ارتباط با يك ديگر ; يعنى از هر نوع يك نر و ماده آفريده شده و بعد تكثر پيدا كرده اند ; مانتد خلقت آدم وحوا.(پـاورقى 1 محمد رث شهرى , ميزان الحكمة, ج 6 ص 165(طبع مكيت الاعلام الاسداى ) به نقل از: كنز الالعمال , ج 3 ص 108(پـاورقى 2 همان .(پـاورقى 3 محمدى رى شهرى , ميزان الحكمه , ج 6ص 162(پـاورقى 4اين ديدگاه ناظر به خلقت تكاملى موجودات جهان است كه انسان تكامل يافته ترين موجود دراين سلسله موجودات طبيعت مى باشد.مى باشم , ساير موجودات هم در گذشته كاستى هاى داشته اند سپس تكامل پيدا كرده اند.
کد سوال : 48910
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بچه اى كه از زنا متولد شده باشد و هيچ تقصيرى هم ندارد, چرا در اسلام از ارث و ساير حقوق محروم مى شود؟
پاسخ : روايات محدودى در اين باره از طريق اهل سنت وارد شده از قبيل : رسول خدا6فرمود: ولدزنا نه ارث مى برد و نه از او ارث برده مى شود>.در جواهر الكلام دربارهء (موجبات ارث ) آمده : موجبات و اسباب ارث يا از طريق نسبب است يا از طريق سبب واز طريق نسب بايد نسب شرعى (از راه ازدواج محقق مى شود) يا در حكم شرع (مانند ولد شبهه )() باشد تا فرزند(پـاورقى 22 ولد شبهه اين است كه مردى بازنى به پندار اين كه زن و شوهر هستند, هم بستر شوند و آن زن بچه اى به دينا بيايد.بتواند از پدر يا پدر از فرزند ارث ببرد.سپس مى فرمايد: . در بحث موانع ارث مى فرمايد: تعداد آن ها به بيست عدد مى رسد, ولى سه مانع از آنها را ذكر مى كند و بيشتر از آن ذكر نمى كند و آن سه مانع , ,< >, است و بحثى از مانعيت زنا از ارث نمى كند.امام خمينى (ره ) درتحرير الوسيله مى فرمايد:بچه اى كه از زنا متولد شده باشد, ارث نمى برد و از آن بچه ارث نمى برد, ولى متولد از شبهه مانند حلال زاده است وارث مى برد.(1)ولد زنا از نظر ارزش فرقى با ساير بچه ها ندارد,امام صادق فرمود: . اگراسلام از تصدى بعضى از مناسب حساس او را محروم كرده است : به خاطر اين است كه اولا زنا در جامعه واقع نشودو وجدان زانى و زانيه از عوارض آن به درد آيد و از چنين عمل شنيعى دست بردارند, زيرا در برابر اين بچه تا آخرعمر رنج خواهند برد و گرفتار و ندامت وجدان خواهند شد;در ثانى طبيعى است كودكى كه پدر و مادرش معلوم نيست , يك كودك طبيعى نخواهد بود, از نظر روحى همواره پرخاش گر و انتقام جو بار مى آيد, مگر اين كه فرهنگ اسلامى به قدرى سايه گستر شود كه بچه زنا احساس حقارت نكند. البته خيلى مشكل است روانشناسان قديم , ولد زنا را جانى باالفطره نام گذارى مى كردند, اما اسلام مى گويد: كل موالد يولد على الفطره ; چه ولد زنا و غير زنا بر طبق فطرت توحيدى و انسانيت پرورش يافته اند و در پيشگاه خدا وقانون مساوى هستند و ميتوانند به قله سعادت برسند. با وجود اين , واقعيت ها را نمى شود ناديده گرفت . نطفه اى كه به شكل قاچاقى به وجود آمده و از همان لحظه كه خود را شناخته پدر و مادر خود را نمى شناسد, مسلما به صورت زمان و طبيعى بار نمى آيد به همين دليل بعضى حكومت ها كماندوهاى خود را از بچه هاى بى پدر و مادر گزينش مى كردند, چرا كه آنان از خونريزى لذت مى بردند. در اسلام ولد زنا مرجعيت قضاوت كردن امام حمايت بودن و ارث بردن محروم است , چون غالباً پدر و مادر و جود او را منكرند. زنى بدكاره نمى تواند بچه را به كسى نسبت دهد واثبات كند, از اين رو اسلام محدوديت هايى را قرار داده است . (پـاورقى 1 تحريرالوسيله , ج 2 ص 369
کد سوال : 48911
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا محراب مسجد از كف مسجد گودتر است ؟
پاسخ : محل ايستادن امام جماعت نبايد بلندتر از جايگاه مأمومين باشد. البته كمى بلندى (كمتر از يك وجب ) اشكالى ندارد و همين طور بلندى اگر به صورت شيب باشد و جايگاه امام در بلندى باشد اشكال ندارد, ولى جايگاه مأمومين اگر بلندتر از مكان امام باشد ولو زياد باشد, اشكالى ندارد.(1)دليل بر اين حكم , رواياتى است كه در وسائل الشيعه , ج 5 ص 463آمده است و بحث مفصل آن در جواهرالكلام , ج 13 ص 165آمده است .آن چه از اين روايات استفاده مى شود اين است كه مكان امام جماعت نبايد بلندتر از مكان ماموم باشد, امااستحباب گود بودن محراب و جايگاه امام جماعت از آن استفاده نمى شود. اين كه مشاهده مى شود در بعضى مساجد, محراب مسجد گودتر از بقيه سطح مسجد است نه به خاطر استحباب آن باشد, بلكه به خاطر اين است كه مأمومين در صورت نياز در جاهايى مانند حياط مسجد يا كوچه هاى اطراف مسجد كه پايين تر از سطح مسجد است ,بتوانند به امام جماعت اقتدا كنند.علت و فلسفه اين كه چرا جايگاه امام جماعت نبايد بلندتر از مكان مأموم باشد,درجايى بيان نشده است .(پـاورقى 1 سيدمحمد كاظم يزدى , عروة الوثقى , شرائط نماز جماعت و مستمسك العروة الوثقى , ج 7 ص 225
کد سوال : 48912
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يكى از مبطلات روزه , فرو بردن سر زير آب است . اين مسئله چه فلسفه اى دارد و اصولاً بردن يانبردن سر زير آب چه تأثيرى و چه ضررى به روزه مى رساند؟
پاسخ : درباره فرو بردن تمامى سر زير آب روزه را باطل مى كند يا نه ؟ دو دسته روايات وجود دارد, يك دسته مانند روايت صحيح محمدبن مسلم از امام باقر7است كه فرمود: اگر روزه دار از سه چيز اجتناب كند, بقيه موارد اشكالى ندارد و به روزه اش ضررى نمى رسد: 1 خوردن و آشاميدن ; 2 زنان ; 3 فرورفتن درآب .(1)و روايت ديگر از امام صادق 7آمده است : پنج چيز روزه راباطل مى كند:... فرورفتن در آب .(2)باز از امام صادق 7نقل شده : انسان محرم وانسان روزه دار نبايد در آب فروروند. و امام باقر7فرمود: روزه دار مى تواند در آب فرو رود و بر خود آب بريزد و خود را خنك كند,... ولى نبايد سرش را در آب فرو كند.از مجموعه اين روايات استفاده مى شود فرورفتن در آب براى انسان روزه دار در صورتى كه سرش زير آب نرود, اشكالى ندارد.از روايتى ديگر استفاده مى شود كه فرورفتن در آب براى انسان روزه دار اشكال نداردو آن روايت اسحاق بن عمار است كه مى گويد: به امام صادق 7عرض كرد: آيا روزه دار مى تواند عمداً در آب فرو رود؟ آيا بر او قضاى آن روزه واجب است ؟ حضرت 7فرمود: قضاى آن واجب نيست , ولى ديگر اين كار را نكند.مشهور علما از مجموعه اين روايات استفاده كرده اند كه انسان روزه دار نبايد عمداً تمامى سر را يك دفعه زيرآب ببرد(3).مرحوم شهيد اول در كتاب دروس در اين مورد فتوا نداده و توقف كرده (4). و مرحوم شيخ طوسى در كتاب استبصار و علامه حلى و فرزندش و شهيد ثانى و صاحب شرايع و مدارك فرموده اند: فروبردن سر به زير آب براى انسان روزه دار كار حرامى است , ولى روزه باطل نيست ; يعنى حرمت تكليفى دارد و انسان روزه دار اگر سرش رازير آب بكند گناه كرده , ولى روزه اش صحيح است (5). اما مشهور علماى متأخر و مراجع فعلى مى گويند: اگر عمداً تمامى سر را يك دفعه زير آب فرو ببرد, روزه اش باطل مى شود.(6) بنابر آن چه ذكر شد دليل بر اين كه نبايد روزه دار تمامى سر را يك دفعه زير آب ببرد صرفاً رواياتى است كه ذكر شد, ولى فلسفه و علت آن مشخص نيست .(پـاورقى 1 وسائل الشيعه , ج 7 ص 19(پـاورقى 2 همان , ص 21(پـاورقى 3 آية الله حكيم , مستمسك العروة الوثقى , ج 8 ص 262(پـاورقى 4 همان , ص 264(پـاورقى 5 همان , ص 263(پـاورقى 6 توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 842 مسئله 1608
کد سوال : 48913
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا همانند سازى مرد و زن اشكال دارد; يعنى مرد طورى خود را تزيين كند كه شبيه زن شود وبالعكس ؟
پاسخ : كمال مرد به مردانگى و مرد بودن اوست , همان طور كه كمال زن نيز به زن بودن او است و هركدام بخواهند خود را به شكل ديگرى در آورند بر خلاف مسير تكامل خود قدم برداشته است , زيرا اين كار حاكى از خودباختگى و از خود دور شدن است . كسى كه اين كار را مى كند, حتماً علتى دارد كه بايد آن را جست و جو كرد. بايدديد منشأ اين كه مردى يا زنى خود را شبيه سازى مى كند چيست ؟ آيا اثر و نفعى براى مرد يا زن دارد؟ آيا مقصودشان شهوت رانى است ؟ در بعضى از كشورهاى جهان مخصوصاً در غرب اين گونه مفاسد گسترش پيدا كرده و مسئله هم جنس بازى به صورت هنجارى در آن كشورها در آمده است . به نظر مى رسد كه بعد شهوت رانى اين كار برديگردلايل غلبه دارد. در پيش گويى هايى كه رسول خدا6در حجة الوداع بيان فرمود آمده است : زمانى خواهد آمد كه مردم پول هاى حرام را با رغبت فراوان و با خوشحالى به جيب خواهند زد و زكات دادن را ضرر و زيان بر خود محسوب خواهند كرد و مردان از زنانشان اطاعت خواهند كرد و به همسايگان خود ظلم خواهند كرد و به پيران رحم نخواهندكرد, از حياء و عفت نوجوانان كاسته خواهد شد, ساختمان ها را محكم بنا خواهند كرد و وفادارى اندك خواهد شد وزنا و فحشا فراوان خواهد شد, مردان به شكل زنان بيرون خواهند آمد و مثل آنان خود را زينت خواهند كرد و پرده حيا و عفت پاره خواهد شد, در آن زمان شكل و شمايل مردم به صورت انسان خواهد بود ولى قلبشان قلب شياطين خواهد بود, كلام و سخنشان شيرين تر از عسل اما قلوبشان تلخ تر از حنطل خواهد بود(1). در روايتى ديگر امام صادق 7وضعيت آيندگان را اين طور ترسيم كرده : زمانى در پيش است كه فسق و فجورعلنى و ظاهر خواهد شد و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا خواهند كرد و عمل زشت با پسران انجام خواهد شد,در آن زمان مردان خود را زينت خواهند كرد و روغن خواهند ماليد (لوازم آرايشى استفاده خواهند كرد) براى مردان و زنان براى زنان .(2)از اين روايات كه اندكى از مسائل را مذمت كرده و وضعيت خطرناك آينده بشر را ترسيم كرده استفاده مى شودكه شهوت رانى و فرو رفتن در غرايز حيوانى علت و اساس اين گونه شبيه سازى ها است . وگرنه مردى كه خود راشبيه زن بكند يا زن خود را شبيه مرد بكند هيچ وجه عقلايى و معقولى ندارد. در زمان شاه چند تن از پسرهاى سوسول و گروهى از دختران مى گويند: اين ها را چه كسى خواهد گرفت ؟ در پاسخ دخترى گفت : مسلماً تا شما باشيدمردها به سراغ ما نخواهند آمد. در فقه اسلامى , فقها به حرمت تشبه مردان به زنان و عكس آن فتوا داده اند. از آية الله فاضل سوال شده كوتاه كردن زن موى خود را به طورى كه شبيه مرد شود يا بلكه گذاشتن مو براى مرد به طورى كه شبيه زن شود, حكمش چيست ؟ ايشان فرموده اند: اگر تشبه زن به مرد اين حكم است , عبارت اند از:امام صادق 7فرمود:(3) رسول خدا6فرمود: (4)از ما نيست هر زنى كه خود را شبيه مردان كند يا هر مردى كه خود را شبيه زنان كند> .باز از آن حضرت نقل شده كه فرمود:لعنت كند مردى را كه لباس زن بپوشد و زنى را كه لباس مرد بپوشد خود را شبيه ديگرى كند.>على 7مردى را در مسجد ديد كه خود را شبيه زنان كرده بود, به او فرمود از مسجد خارج شو اى كسى كه رسول خدا6او را لعنت كرده و بعد فرمود: از پيامبر6شنيدم كه مى فرمود:شبيه مردان كنند>. (پـاورقى 1 بحارالانوار, ج 52 ص 263(پـاورقى 2 همان , ص 256(پـاورقى 3 محمد رى شهرى , ميزان الحكمة, ج 5 ص 18 به نقل از: وسائل الشيعه , ج 3 ص 355(پـاورقى 4 همان , به نقل از كنز العمال , حديث 41237