شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره ...سلام رفقا... یه تاپیک جالب تو کانون بود گفتم اینجا باشه بد نیست.شاید بتوان فهمید کیا واقعا با ادبیات انس دارن. این مسابقه مشاعره ی تعیینی هستش و شما با حرفی شعرتون رو شروع می کنید که نفر قبل برای شما تعیین کرده و دوباره شما وقتی شعرتون رو نوشتید برای نفر بعد یه حرف دلخواه می نویسید شعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر و مشـــــــــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــــــــــــــــــــره
Into the sorrow of the night Through the valley of dark dispair Across the black sea of iniquity Where the wind is the cry of the suffering There came a glorious saving light The light of eternal peace Jesus Christ, the King of Kings.
...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...
کل آیتم ها 599
فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ lمن این بیت رو خیلی دوست دارمو زیاد هم برای وصف خودم به کارش میبرم از تنگی دل است که کم گریه میکنممیـــنای غـــنچه زود نریزد گــلاب را نفر بعدی با ثبیتی بگوید!
فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ
باید بروم در خلوت سرخ
تا بتوانم ترانه ی آگاهی بخوانم
و خدا است تنها پناهم
خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد
به نام خدا
سلام
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد
« ر »
بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...
و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!
روز مرگم هرکه شیون کند ار دور و برم دور کنید ،
همه را مست و خراب از می انگور کنید ...
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید ،
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید ...
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ ،
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ ...
خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .
چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...
سلام سلام سلام
لطفیست که میکند غمت با دلِ من ورنه دلِ تنگِ من چه جایِ غمِ توست
حالا این "ژ" رو بدید
دلتان شاد و لبتان خندان
با سلام
ژیــــــــــــــــــــــــــــلا گــــــــــــــــــــل من
گــــــــــــل خوشــــــــــــــــــــــــــــــــل من
نفر بعدی هم هر چی " عقل " ش حکم کرد !
با تشکر آنلاکر
آهای دنیاپرستا تو این دنیا خدا هست
یکی همیشه ناظر به کارهای شما هست
بدونین هر چی باشین به تار مویی بندین
به جز لطف خدایی به دنیا دل نبندین
(ئ)
انلوکر تکراری گفتی
این شعر شادمهرو قبلا یکی گفته بود
حالا من می گم
یا رب ای کاش آشنایها نبود. یا به دنبالش جدایی ها نبود. یا که او با من نمی شد آشنا. یا که من از او نمی گشتم جدا
"ژ"
از خودم:
ژرف نگاهی به من انداختی
با نگهت كار مرا ساختی
ملتمس لطف شدم من ترا
آمدی وقافیه را باختی
"ث"بده
به به جناب برزخ عزیز ،
ثمــود را به خیــال آور عــاقبت بنـگر دگــر چه ســود تـذكر به بدخیال و حسود
حالا "ژ"
ژاله از روی لاله دور مکن؛
تا نسوزد زشعله بستان را.
(فخرالدین عراقی)
(گ)