به نام خدا سلام
واقعا عجبا ! از دیروز ظهر که اومدم به بقیه
تحلیل ها جواب بدم تا ساعت 8 و نیم شب تبیان خراب بود ! نگید آرسو تنبلی کردها ! میریم
برای باقیش ...
گویای خاموش
عشق آبی : پر از
لطافته... عشق که خودش آخر لطافته، آبی هم که رنگ آرامش و لطافته، به خصوص اگر آبی
ملایم باشه
آره . دقیقن هم منظور من آبی یواش هست
این نشون دهنده ی یه روح خیلی لطیف دخترونه ست
لطیف هست اما نه خیلی . گاهی خیلی روحش زمخت میشه
حالا من بیام همچین تفسیری براش بنویسم که اصلاً تو یه فاز دیگه ست!
ای بابا بنویس ! دلیل دیگه ش هم همون بوده دیگه
خوب از اون جایی که یادمه از قدیم الایام استقلالی بودی (درست یادمه؟!) / می
شه گفت خواستی بگی «عشق آبی» هستی
اگزکتلی
_Aarsoo_ : یه
صفت ازت توی ذهنم شکل گرفت: دختری به شدت تنوع طلب... عاشق تنوع... فراری از تکرار
و روزمرگی...
آی گفتی خواهر . خیلی تنوع رو دوست دارم / فکر کنم این تحلیل به درد
شناسه سکرتم هم بخوره . چون اون سکون نداشت . درسته ؟ ؛)
این که واقعاً به دنبال زیبایی هستی؛ اسم
آرسو رو انتخاب کردی در حالی که معنی ش رو هم درست و حسابی نمی دونستی، تا
بعد کم کم بهش پی بردی.
زیبایی آره واقعا . نوا بهم میگه من همنیجوریش سلیقه ندارم ولی سلیقه
نتیم حرف نداره ! هه هه / معنیشو می دونستم . نمی دونستم انتخاب نمی کردم . چون
معنی برام مهم بود از فرهنگ اسامی استفاده کردم که بهترین انتخاب رو داشته باشم :
)
چون از اون جایی که دو تا حرف a از اولین
چیزهاییه که توی صفحه ی a می یاد، پس فقط کافیه
همون صفحه ی اول رو نگاه کنی.
مرسی . آره اینکارو کردم . خیلی کم بودن که زیاد هم انگلیسی نبودن . (
چرا به ذهن خودم نرسید نمی دونم !!!!!!!! )
از اون جایی که معلومه از این اسم خیلی خوشت می یاد، هنوزم نمی
خوای دعوام کنی؟! چشمک
نه بابا ! دعوا چیه ؟! من این روزا در دورانی هستم که اعصابم به شدت
فولادی شده و دعوا نمی کنم .. دو روز دیگه اعصابم پنبه ای میشه ممکنه دعوات کنم !
امضا: بی نظیره... عاشقش شدم... زیباست...
واییییی چقده نازه...
متعلق به خودته .. بله خیلی زیباست
« معصومیتی که تلاش می شه از دست نره»... « افسوس ِِ از دست
رفتن گذشته ی زیبا و بی نظیر»... « احساس گناه و خطا»...
« حس غربت و تنهایی»... « دلی شکسته» ... « دلی شکسته»... « دلی شکسته»...
باهاش خوب ارتباط برقرار کردی .. بله همه اینا J
آواتار: درختی که
برگ هاشو از دست داده، اما با « بودنش» داره تلاش می کنه تا « هستی» خودش رو
حفظ کنه... سعی می کنه حتی اگر همه چیزشو از دست داده، اما بازم « زندگی» بکنه
ممنونم گویا .. ممنونم
انگار می خواد بگه تا وقتی که قطرات پاک و روشن آب روی شاخه هام
نشسته، پس هنوز هم زیبا هستم... « پس هستم!» و سعی می کنم که « باشم»...
خیلی دوست دارم اینجوری بشه
یکی همون زیبا پسندی که قبلاً هم گفتم؛ و اون یکی هم یه حس خستگی ه
که به نظرم توی وجودته
خستگی .. خستگی ... خستگی
چون از بالا از گوشه یه نور سفید داره به نا
امیدی هات می تابه... یعنی که خستگی ها و نا امیدی ها با امید و توکل
و عشق به خدا خیلی زود درت از بین می رن.
آره .. همیشه اینطوری بوده برام . کلا خاصیت خستگی و ناامیدی همینه
که بالاخره خستگی در میره و ناامیدی هم .....
* ممنونم گویا جان . یکی از بهترین تحلیل ها بود . :X