• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4531
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : فرق بين امل و آرزو كه در احاديث از آن نهي شده، با مديريت و برنامه ريزي براي آينده چيست؟
پاسخ : اميدهاى زياد درباره زندگى، داشتن آرزوهاى طول و دراز، انتظار باقى ماندن و هميشه بهره بردن از لذات دنيوى امل مى‏باشد. امل ريشه‏هايى دارد كه مهم‏ترين آن ريشه‏ها جهالت و محبت دنيا مى‏باشد. 1. جهالت: آدم نادان در هنگام جوانى، سلامت، برخوردارى، امنيت و آسايش، اين نعمت‏ها و وديعه‏ها و امانت‏هاى الهى را مالك و دائمى مى‏داند و تصوّر انفصال و جدايى از آن‏ها را باور نمى‏كند، به آنها دل خوش نموده تا جايى كه تصوّر مرگ را، كه سبب مى‏شود انسان به فكر تجهيز شدن باشد، از ياد مى‏برد تا مى‏رسد به اينكه ناگهان مرگ او را درمى‏يابد. 2. محبت دنيا و انس به لذّات زودگذر: انس با شهوت و دلخوشى به مطامع دنيوى سبب مى‏شود انسان از مرگ غافل شود و غفلت از ياد مرگ بزرگ‏ترين آفتى است كه زندگى معنوى و سعادت انسان را تهديد مى‏كند. انسان غافل سعى و تلاش براى رسيدن به قرب و خشنودى الهى را به تأخير مى‏اندازد و اگر گاهى به ياد مرگ و قبر و قيامت بيفتد خود را به اميد و آرزوى واهى تسلّى مى‏دهد و تصوّر نزديك شدن اجل را نمى‏كند، تا پايان عمر به دنيا دلخوش مى‏دارد تا آنجا كه قرآن مى‏فرمايد: A}انّ الذينَ لايرجون لِقائَنا و رَضوا بالحَيوة الدّنيا و اطمأنّوا بها والذين هم عَن آياتنا غافلون اولئك مَأواهُم النّار بما كانوا يكسبونM}{Aكسانى كه اميدى به لقاى ما ندارند و دل بسته‏اند به زندگى دنيا، و آرامش يافته‏اند به آن، و كسانى كه از آيات ما بى‏خبرند ايشان جايگاهشان آتش است به سبب آن چه كه عمل مى‏كرده‏اند{M(V}سوره‏ى يونس، آيات 7 و 8{V). حال كه دانستيم امل، ريشه در جهالت و حبّ دنيا دارد و نيز فهميديم كه آفت و ضرر «امل» اين است كه آدمى را از ياد مرگ و مهيّا شدن براى سفر آخرت باز مى‏دارد و سرانجامِ امل را متوجه شديم كه شقاوت و بدبختى انسان را به دنبال دارد، در ريشه‏كن ساختن آن اقدام كنيم؛ در مرحله اوّل مى‏بايست معرفتى صحيح نسبت به مبدأ و معاد خود به دست آوريم و از مواعظ و اخبار قرآن و اهل‏بيت(ع) بهره‏مند شويم. فاصله مبدأ و معاد فرصتى براى رسيدن به سعادت است. اگر انسان از دو وديعه الهى ـ كه انسان را از ساير موجودات ممتاز نموده ـ آگاهى و قدرت انتخاب و اختيار، در راه رسيدن به مقصود استفاده كند مسلماً درمى‏يابد كه سعادت دنيوى و اخروى وى در پيمودن صراط مستقيم نهفته است و دورى از اين راه (هوس‏مدارى و شيطان‏پرستى) به ضلالت او خواهد انجاميد. تفكر در ابتداى انسان كه از نطفه‏اى به وجود آمد و در مبدأ او كه سرانجام به مردارى تبديل خواهد شد، دامن آرزوهاى طولانى را برخواهد چيد و عمده آرزومندى و اَمل‏زدگى انسان به خاطر فراموشى تولد و مرگ است. پس معالجه‏ى طول امل، با ياد مرگ ميسر است. امير بيان، مولى على(ع) چه زيبا از دنيادوستى بر حذر مى‏دارد(:V}نهج البلاغه، خطبه‏ى 111{V). پس از ستايش پروردگار؛ همانا من شما را از دنياى حرام مى‏ترسانم، زيرا در شهوات و خواهش‏هاى نفسانى پوشيده شده و در ديده انسان سبز و رنگارنگ و به كام شيرين مى‏نمايد... در لباس آرزوها خود را نشان مى‏دهد (و تحلّت بالآمالِ)... دنياى حرام بسيار فريبنده و بسيار زيان رساننده است... آنگاه كه به دست آرزومندان رسيد و با خواهش‏هاى آنان دمساز شد مى‏نگرند كه جز سرابى بيش نيست. آيا شما در جاى گذشتگان خود به سر نمى‏بريد؟ كه عمرشان از شما طولانى‏تر و آثارشان بادوام‏تر و آرزوهايشان طولانى‏تر بود (وَ اَبعَد آمالاً؟!) دنيا را چگونه پرستيدند؟ و سپس از آن رخت بربستند و رفتند؟ بى‏توشه‏اى كه آنان را براى رسيدن به منزلگاه كفايت كند و بى‏مركبى كه آنان را به منزلشان رساند... پس بدانيد و مى‏دانيد كه آن را ترك مى‏كنيد و از آن رخت برمى‏بنديد. برنامه‏ريزى و مديريت مقوله‏اى است كه انسان در عرصه زندگى از آن براى رسيدن به اهداف خود استفاده مى‏كند، هر كس در طول زندگى خود با مسائل و مشكلاتى روبروست. مثلاً يك دانشجو با مسائلى از اين قبيل مواجه است: چگونه درس بخوانم؟ چگونه زندگى زناشوئى را تشكيل دهم؟ در زندگى با چه كسانى معاشرت داشته باشم؟ چه مطالعات و تحقيقاتى داشته باشم تا به موفقيت تحصيلى برسم؟ اوقات فراغت را چگونه سپرى كنم؟ و... برنامه‏ريزى و مديريت، اهداف را روشن‏تر و قابل دسترس‏تر مى‏سازد، به طورى كه هيچ كس بر حسب تصادف به هدف خود نمى‏رسد بلكه با برنامه‏ريزى به سمت تحول و دگرگونى مثبت و مفيد پيش مى‏رود، وانتخاب‏هايش را عاقلانه‏تر مى‏كند تا سرانجام به مقصد برسد. برنامه‏ريزى و مديريت يك روند فعّال و پويا در جهت هدفيابى و كامروايى است. اگر اين روند و سير در جهت رسيدن به لذّت پايدار و سعادت اخروى باشد بسيار پسنديده و مورد تحسين است. كسب روزى، تحصيل، كار و فعاليت اجتماعى، ازدواج و زناشويى، روابط اجتماعى، صله رحم، انجام وظايف اجتماعى و مسئوليت‏هاى فردى و گروهى و... جملگى امورى هستند كه هر كس موظف است درباره آن‏ها اطلاعات لازم را كسب نموده و با يك برنامه‏ريزى دقيق براى موفقيت در آنها به تلاش و مجاهده بپردازد و در پايان به خاطر اين تلاش‏ها پاداش داده خواهد شد. مردى به امام صادق(ع) عرض كرد: سوگند به خدا كه من دنياطلب شده‏ام، (به وسيله كار و كشاورزى) دنيا را مى‏طلبم و دوست دارم ثروتمند شوم. امام از او پرسيد: مى‏خواهى با اين ثروت چه كنى؟ جواب داد: مى‏خواهم به وسيله آن هزينه زندگيم را تأمين كنم. امام صادق(ع) فرمود: H}ليس هذا طلب‏الدّنيا، هذا طلب الآخرةM}{Hاين روش دنياطلبى نيست، بلكه آخرت‏طلبى است{M(V}وسائل الشيعه، ج 12، ص 19{V). اينكه آن شخصى به امام عرض مى‏كند «مى‏خواهم به وسيله آن هزينه زندگيم را تأمين كنم» نشان دهنده‏ى هدف و مقصود او مى‏باشد. هدف او امرار معاش و سربار اجتماع نبودن است و هر كار و فعاليتى كه به اين منظور انجام شود مورد تأييد دين مى‏باشد. بعد از اينكه شناختى اجمالى راجع به «امل» و «برنامه‏ريزى» و اختلاف آرزو به دست آورديم به اين نتيجه مى‏رسيم كه برنامه‏ريزى در جهت رسيدن به اهداف واقعى و برآوردن نيازهاى مادى و معنوى، بسيار پسنديده است و اين فعل اختيارى مشمول پاداش و جزاى الهى مى‏باشد و با امل و آرزوى واهى اختلاف ذاتى دارد. برنامه‏ريزى انسان را به تلاش و جديت وامى‏دارد و برعكس اَمَل انسان را از وصل به مقاصد اصلى زندگى بازمى دارد. اين برنامه‏ريزى است كه در ارتباط با هدفى مشخص و متعالى برگزيده مى‏شود، اما در مورد آرزو و امل، هدف مشخص و معين وجود ندارد. يعنى در برنامه‏ريزى يك هدف در نظر گرفته مى‏شود، امّا در آرزو محورى، اكتفا نمودن به خود امَل مطرح است و نيز اهدافى كه در برنامه‏ريزى يك مؤمن و مسلمان مدّ نظر است ارزشمند مى‏باشد، اما هدف «امَل» بى‏ارزش و نابودشونده است.
کد سوال : 4532
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در مواردي از خانم ها قضاي نماز خواسته نشده ، ولي روزه را بايد قضا كنند؟
پاسخ : طبق رواياتى كه از ائمه اطهار(ع) گزارش شده، كيفيت عبادت خانم‏ها در مواردى خاصّ (عذرِ شرعى مثلِ ايام عادت) دچار تغيير مى‏شود؛ از جمله‏ى اين تغييرات، عدمِ وجوبِ قضاء نمازها و وجوبِ به جا آوردنِ قضاىِ روزه است. امّا آن چه شايان توجّه است اين مى‏باشد كه: ـ برطرف شدنِ موقّتى نماز، به معناى عدم جوازِ هر گونه عبادتِ ديگر نيست. زن‏ها مى‏توانند در آن چند روزِ مخصوص، موقع نماز وضو گرفته و بر سجاده‏ى نماز نشسته و همان‏طور رو به قبله به گفتنِ اذكار و خواندن ادعيه بپردازد؛ حتّى قرائت قرآن نيز كه مكروه مى‏باشد به اين معناست كه ثوابش كمتر نه اين كه حرمت دارد. پس: عبادت كردن تعطيل نمى‏شود، فقط دچار تغيير كمّى و كيفى مى‏گردد. - هر چند نماز، معراجِ مؤمن و عمود دين است؛ امّا چه نمازى؟ آيا هر گونه نماز مى‏تواند اين قابليّت را داشته باشد؟ واقعيّت آن است كه انسان بايد آن طورى با خدا رابطه برقرار كند كه رضايتِ خدا در آن باشد، مثلاً همين نمازِ با عظمت و اثرساز را نمى‏توان از دو ركعت به سه ركعت تغيير داد، آن هم به اين دليل كه من اين جور بيشتر دوست دارم. چون رابطه‏ى با خدا، رابطه‏ى دو طرفى است و همچنان كه در ساير روابط، تنظيم كيفيت و چگونگى ساختار رابطه به دست طرفين رابطه است و هر چه اين رابطه عاشقانه‏تر باشد، ميزان محوريّت نظر و خواسته‏ى معشوق بيشتر شده و عاشق سعى مى‏كند، آن طورى رابطه برقرار كند كه معشوق مى‏پسندد؛ پس به حكم «پسندم آن چه را جانان پسندد!» خدا نماز دو ركعتى مى‏پسندد، نه سه ركعتى! و همچنين عبادتِ زن‏ها در موارد خاصّ را كاملاً مى‏پسندد، امّا نه در قالبِ نماز، بلكه در قالبِ اذكار، ادعيه، نيايش، توسل. بنابر اين: ايجاد تغيير در ساختارِ عبادتِ زن‏ها، نه به معناى پَست و ناقابل دانستنِ آن‏ها است و نه به معناى عدم نياز به عبادت! چه، آدمى «عبد» است و «عبادت» كاركرد متناسب با اوست، و تنها علّت اين تغيير، حكمت و مصلحت‏بينى خداست و اين كه دستورات او، به حكم مهربان بودنش، همگى جلوه‏اى از رحمت و مهربانى اوست. اينك، پس از توجّه به نكاتِ ياد شده، به بررسى علّت عدم قضاء نماز و وجوب انجام قضاء روزه مى‏پردازيم: از حضرت امام صادق(ع) نيز همين سؤال پرسيده شد، حضرت فرمودند: روزه‏ى ماه مبارك رمضان در تمام سال، يك ماه بيشتر نيست، امّا نماز هر روز و شب به جا آورده مى‏شود. و چون جبران كردنِ آن همه نماز موجب سختى و اذيّت زن است، خداوند به جهت راحتى و رفعِ سختى قضاء نماز را نخواسته؛ ولى نسبت به روزه و قضاء آن: چون در سال يك ماه كه بيشتر نيست، و زن نيز حداكثر ده روز از اين مدت را به خاطر عادت، روزه نمى‏گيرد. پس ديگر تصوّر سختى و مشقّت در انجام قضا در روزه راه ندارد. حتى اگر نياز باشد كه بيش از ده روز نيز جبران گردد، باز مشكلى در كار نخواهد بود. خلاصه اين كه انگيزه‏ى نخواستنِ روزه‏ها در آن ايام مخصوص، ضررآور بودن و سختى‏ساز بودنشان است و اگر پس از آن ايام هم بخواهد قضاء روزه‏ها را انجام دهد، چندان دچار نخواهد بود، امّا نسبت به قضاء آن همه نماز، سختى و دشوارى وجود دارد، همچنان كه خواندنِ نماز در آن ايام خاصّ، تناسبى با راحتىِ زن در آن موقعيّت سختى و فشار ندارد(V}جهت آگاهى بيشتر ر.ك: علل الشرايع، ج 1، باب 224، جديث 2{V).
کد سوال : 4533
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه انسان مي تواند ارتباط خوبي با خدا داشته و حرف دلش را بزند؟
پاسخ : اولاً، خدا را درست بشناسيد و وجود و حضور او را در هستى و تمامى امور دريابيد. ثانيا، مخلصانه و به دور از هرگونه شائبه شرك او را بخوانيد؛ به ويژه پس از نمازها و نيز نيمه‏شب‏ها. مسلما خداوند دعاهاى خالصانه را مستجاب خواهد كرد، البته عجول هم نباشيد. آشنايى و نزديكى بيشتر با خدا از راه‏هاى متعددى امكان پذير است؛ از جمله: الف) سير و مطالعه در جهان (آيات آفاقى و انفسى)؛ از ديدگاه عاِلم هر جزء عالَم نشانه و آيتى از خداى حكيم است. به قول سعدى: P}آفرينش همه تنبيه خداوند دل است {E}دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار{P P} اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود{E} هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار،{P ب ) مطالعات فلسفى و تأملات عقلانى، ج ) عرفان نظرى و عملى و كشف و شهود باطنى از طريق تصفيه نفس انجام رياضات شرعيه و پالاييدن دل از زنگار هواها و تعلقات دنيوى. د ) مطالعه و تدبر در متون دينى؛ مانند قرآن احاديث و دعاها كه عالى‏ترين و بهترين گنجينه‏هاى معرفت الهى هستند و راه‏هاى ارزشمند و بى‏نظيرى در جهت شناخت و تقرب به حق تعالى به روى انسان مى‏گشايند. امتياز اين راه بر ديگر راه‏ها چند چيز است: 1) سهولت و دسترس پذيرى، 2) فقدان خطا، 3) ايجاد انس و ارتباط بين فرد و خالق علاوه بر ثمره علمى و معرفتى. خلاصه مطلب اين كه هر كس خواهان آن است كه در دنيا و آخرت به لقاء پروردگار برسد و همراهى خداوند را درك نموده و بى‏واسطه با او سخن بگويد و از جانب او پاسخ بشنود و حاجاتش برآورده شود، مى‏بايست ايمان بياورد و موحد باشد و اعمال شايسته انجام دهد. A}«... فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملاً صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا»{A؛ V}(كهف، آيه 110).{V
کد سوال : 4534
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر در خيابان به ما حرف ركيك و متلك بگويند، چه بايد بكنيم؟
پاسخ : براى اين كه وظايف خود را در تعامل و برخورد با مردم بشناسيم مهمترين و بهترين روش بهره‏گيرى از قرآن و سيره اهل‏بيت(ع) مى‏باشد. قرآن كريم در اين زمينه دستورالعمل‏هاى خاصى را ايراد نموده است از جمله: A}و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماM}{Aبندگان شايسته خداوند كسانى‏اند كه بر روى زمين با تواضع و فروتنى راه مى‏روند و اگر جاهلان با سخنان ياوه ايشان را مخاطب قرار دهند، به درستى و بدون تعرض به ايشان پاسخ مى‏دهند{M(V}فرقان، آيه 63{V). يعنى از ايشان در مى‏گذرند و عفو مى‏نمايند. يا در آيه ديگر مى‏فرمايد: A}و اذا مروا باللغو مروا كراماM}{Aو چنانچه به امر ياوه و بيهوده‏اى برخورد نمايند با بزرگوارى و كرامت از كنار آن مى‏گذرند و اعتنا نمى‏كنند!{M(V}فرقان، آيه 72{V). بعد از قرآن به روش پيامبر مكرم اسلام كه نمونه راستين براى همه مسلمانان است مى‏نگريم. پيامبر گرامى زمانى كه اسلام در جزيرة‏العرب توسعه يافت و حكومت اسلامى رسما تأييد شد از جانب خداوند مأموريت داشت كه با دشمنان خود به بهترين شيوه برخورد نمايد شايد اين برخورد نه تنها دشمن را حفظ نمايد بلكه او را با تغيير روحيه، به دوستى صميمى تبديل كنيد. البته خود قرآن اذعان دارد كه پيمودن اين راه و روش كار آسانى نيست و هر كسى توان انجام آن را ندارد A}ولا تستوى الحسنة ولا السيئة، دفع بالتى هى احسن فاذا الذى بينك و بينه عداوة كانه ولى حميمM}{Aو نيكى با بدى يكسان نيست، بدى را به بهترين شيوه دفع كن، آن گاه ميان تو و ميان آن كه با تو دشمنى دارد، گويى تبديل به دوستى صميمى مى‏گردد{M(V}فصلت، آيه 34{V). در فراز اول آيه مى‏فرمايد خوبى با بدى يكسان نيست يعنى شما خوبى را انتخاب كنيد و در اين ترديد نداشته باشيد كه خوش‏رفتارى به هر كس و در تحت هر شرايطى پسنديده است، چون ممكن است اين رفتار در شخص مقابل تأثير مثبتى بگذارد و او از رفتار ناپسند دست بردارد. در آيه بعد سختى اين راه و روش را تبيين مى‏نمايد A}و ما يلقاها الا الذين صبروا و ما يلقاها الا ذوحظٍ عظيمM}{Aبه اين خصلت نمى‏رسد مگر افرادى كه صبر و استقامت داشته باشند و به اين ويژگى نمى‏رسد مگر صاحب بهره‏اى بزرگ{M(V}فصلت، آيه 35{V). شايد سختى پيمودن اين راه سبب شده كه خداوند تنها رسولش را مورد خطاب قرار دهد «اى رسول ما تو بدى را به بهترين شكل، دفع كن» ولى براى مؤمنان كه در درجات بعدى هستند دستورالعمل با جمله مضارع و بيان تشويق‏آميز همراه مى‏باشد. A}و يدرئون بالحسنة السيئة اولئك لهم عقبى الدارM}{Aآنان كه بدى را با خوبى مى‏زدايند برايشان عاقبت خوش و سراى باقى در انتظار است{M(V}رعد، آيه 22{V). از مقايسه اين دو آيه پى مى‏بريم كه پيامبر در مرتبه و افق بسيار بالاترى از مؤمنان قرار دارد زيرا قرآن، مؤمنان را طورى تربيت مى‏كند كه به درجه‏اى برسند كه بدى را با خوبى پاسخ گويند و براى رساندن آنان به اين درجه از كمال، پاداش‏هاى فراوانى را ذكر مى‏كند. اما پيامبر(ص) به درجه‏اى رسيده است كه مسلما بدى را با خوب‏تر و نيكوتر پاسخ مى‏گويد. و چه زيبا و چه عالى پيامبر(ص) به اين دستور الهى عمل نمود، آنجا كه فتح مكه رخ داد از دشمنان و مشركان انتقام نكشيد حتى به رؤساى آنان احسان‏هايى نيز كرد. او حتى و حتى غلام ابوسفيان - قاتل حضرت حمزه عموى بزرگوارش - را نيز مورد عفو قرار داد(V}كامل ابن اثير، ج 2، ص 250{V). به عنوان يك برنامه تربيتى سعى نماييد دعاى مكارم الاخلاق امام سجاد(ع) را به صورت مداوم بخوانيد. خواندن اين دعا مخصوصا بعد از زيارت ائمه و در مشاهد و امكان متبركه مورد تأكيد است.
کد سوال : 4535
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در ميان حيوانات، فقط خوك و سگ نجس هستند؟
پاسخ : قبل از بيان حكمت نجاست سگ و خوك، به شناخت مفهوم «نجس» مى‏پردازيم: در اصطلاح فقهى، نجس به آن چيزى مى‏گويند كه يا از لحاظ ظاهرى و مادّى آنچنان پليد، زيان بار و خطرساز است؛ و يا از لحاظ باطنى و روحى داراى شقاوت، پليدى و خباثت مى‏باشد؛ و يا اين كه در بردارنده‏ى هر دو بُعد ياد شده است. به حدّى كه حتى وجود يكى از ابعاد ياد شده، در لزوم اجتناب و پرهيز داشتن از آن‏ها كافى است. سگ و خوك نيز هم از لحاظ ظاهرى و هم از لحاظ باطنى و روحى، خطرساز و ضررآفرين‏اند و اجتناب از آن‏ها ضرورى است و دربردارنده‏ى نوعى پليدى و در نتيجه «نجاست»اند. وجودِ «تريشينوزيس»، براى بيمارى‏هاى انگلى، كرم‏ها و داشتن بستر مناسب براى انتقال ميكروب‏ها در بدن سگ و خوك به انسان همگى موجب اتّخاذ تدابير بهداشتى و محدوديّت‏هاى سنگين در مورد اين جانداران شده. البتّه شايد ادّعا شود كه اگر محيطى فراهم آيد كه ما يقين كنيم ديگر اين ميكروب در وجود چند مورد محدود از سگ و خوك‏ها وجود نداشته يا به حدّاقل برسند، آيا باز هم حكم به نجاست آن‏ها ادامه خواهد داشت؟ در پاسخ گفته مى‏شود: 1. اين ادّعا شامل آن دسته از ميكروب‏هايى مى‏شود كه شناخته شده‏اند و نمى‏توان ادعا نمود كه گندزدايى كامل در مورد تمام ميكروب‏ها صورت گرفته. به عبارتى: شما حتى اگر بتوانيد واكسنى تهيه كنيد كه بشر و زندگى طبيعى او را در برابر تمام سگ و خوك‏ها سالم و بهداشتى نگهدارد، اين واكسن فقط در مقابل ميكروب‏هاى موجود و شناخته شده كارساز است و شامل ميكروب‏هاى ناشناخته و بلكه به وجود نيامده نخواهد بود. 2. روش پذيرفته شده در قانون‏گذارى‏هاى عقلاء جهان آن است كه در قوانين، همواره حالات و موقعيّت‏هاى اكثريّتى مدّ نظر بوده و چنانچه فرد يا افرادى به عللى جزء استثناءها باشند، باز خدشه‏اى در عموميّت قانون ايجاد نمى‏شود و آن موارد نيز بايد تابع قانون باشند. روى اين جهات، حفظ مصالح عمومى ايجاب مى‏كند كه همه‏ى افراد و موضوعات، مشمول يك قانون باشند و وحدت رويه‏ى قانونى حفظ شود. 3. سلامتى فرد و اجتماع آن چنان اهميت دارد كه حتى وجود احتمال ضرر و لزوم دفع آن نيز قابل توجه است. يعنى با در نظر گرفتن تمام تلاش‏ها باز هم احتمال مى‏رود كه شايد بستر براى ایجاد ضرر فراهم باشد، پس اجتناب ضرورى است. 4. ضررها فقط محدود به بهداشت ظاهرى نبوده و توجه به آسيب‏هاى روحى و معنوى نيز ضرورى است. و اين جنبه نيز در حكم به حرمت و نجاست مهم است. از اين رو، خوك از يك سو به علت تغذيه نامناسب و حتى استفاده از فضولات و از سوى ديگر به علت بى‏مبالاتى در رعايت جفت‏گيرى به عنوان حيوان «بى‏غيرت» مشهور است و تغذيه از گوشت آن و هم‏زيستى براى پرورش آن، چه بسا موجب انتقال اين روحيات در آدمى شود. درباره سگ نيز اگر چه وفادارى آن در دفاع و شكار مورد توجه است و سگ را ارزشمند مى‏كند، اما هم‏زيستى با سگ و ورود آن به محيط داخلى خانه آسيب‏هاى گوناگون بهداشتى و روانى را در پى دارد. لذا در روايات هم‏زيستى با سگ بسيار نكوهش شده است و حضور آن مانع نزول فرشتگان دانسته شده است.
کد سوال : 4536
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : آيا چشم زخم صحت دارد و استفاده از انگشتر مي تواند مانع آن شود؟
پاسخ : رسول اكرم(ص) فرمود: «چشم زخم واقعيت دارد و مرد را در قبر و شتر را در ديگ قرار مى‏دهد»، V}(بحارالانوار، ج 63، ص 26).{V كنايه از اين كه شتر در اثر چشم‏زخم مريض مى‏شود و صاحبش از ترس تلف شدنش او را ذبح مى‏كند. از رسول گرامى اسلام روايت شده كه آن حضرت روزى از قبرستان بقيع مى‏گذشت. در آن‏جا فرمود: «به خدا قسم بيشتر اهل اين قبرستان به سبب چشم‏زخم در اين جا آرميده‏اند»، V}(تفسير منهج‏الصادقين، ج 9، ص 391).{V درمان اين مشكل: الف) ياد كردن خداوند؛ از امام صادق(ع) روايت شده است: «هر كس از سيرت و صورت برادر مسلمانش خشنود شود، خدا را ياد كند؛ زيرا وقتى خداوند را به ياد آورد ضررى به برادر مؤمنش نمى‏رسد»، V}(بحارالانوار، ج 60 ، ص 25).{V ب ) گفتن «تبارك اللّه‏ احسن الخالقين» امام صادق(ع) فرمود: «كسى كه چيزى از برادرش او را متعجب ساخت اين جمله را بگويد، زيرا چشم‏زخم حق است»، V}(همان، ص 26).{V ج ) گفتن «امنتُ باللّه‏ و صلى اللّه‏ على محمد و آله» پس از آن اثر چشم‏زخمى خنثى مى‏گردد. د ) قرائت سوره «ناس» و «فلق» هنگام ترس از چشم‏خوردن، V}(همان، ج 92).{V ه ) نوشتن سوره‏هاى «حمد»، «اخلاق»، «ناس»، «فلق» و «آية‏الكرسى» در ورقه‏اى و به همراه داشتن آن، V}(همان، ص 25).{V و ) قرائت سه مرتبه ذكر «ماشاءاللّه‏ لاحول ولا قوة الا باللّه‏ العلى العظيم» به هنگام ترس از چشم خوردن يا چشم زدن، V}(همان، ص 26).{V حرز امام جواد و يا انگشتر حاوى حرز امام جواد بنا به آنچه در روايت آن آمده است به جهت حفظ از بلاها و بدى‏ها و هر چه كه انسان از آن مى‏ترسد مفيد است، V}(بحار، ج 50، ص 98){V كه از جمله آن چشم‏زخم مى‏تواند باشد گرچه درخصوص چشم‏زخم در روايت تصريحى نشده. درخصوص انگشتر عقيق هم رواياتى وارد شده كه انسان را از بلاها و هرگونه بدى حفظ مى‏كند، V}(وسائل‏الشيعه، ج 5، ص 89 - 90).{V
کد سوال : 4537
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه امامان و امام زادگان را، واسطه دريافت فيض قرار دهيم؟
پاسخ : امام صادق(ع) با بهره‏گيرى از قرآن شريف، راه‏كارهاى عملى را به مردم تعليم مى‏دهند تا مردم به مطلوب و محبوب خود دست بيابند. حضرت مى‏فرمايد: اگر به كسى سه چيز عطا شد از سه چيز ممنوع نمى‏شود؛ كسى كه توفيق دعا يافت، اجابت دعا را دريافت مى‏كند و جواب مثبت به او داده مى‏شود. كسى كه توفيق شكرگزارى بهره او شد، زياده نعمت و افزون كمال وجودى نصيب او مى‏گردد. كسى كه توكل به خدا به او داده شد، كفايت امور به او عطا مى‏شود. آنگاه امام صادق(ع) به راوى فرمودند: آيا قرآن تلاوت كرده‏ايد. خداوند مى‏فرمايد: A}ادعونى استجب لكم.{A A}لئن شكرتم لازدنكم.{A A} من يتوكل على الله فهو حسبه{A. «دعا كردن»، «شكر زبانى و عملى نسبت به نعمت‏ها و داده‏هاى الهى» و «توكل بر خداوند» سه دستورالعمل قرآنى است كه امام براى گره‏گشايى مشكلات و سير به سوى كمال كه همان ارتباط دائمى با خالق يكتا است توصيه مى‏نمايند. در ارتباط با اين موضوع كه چگونه امامان و امامزادگان را واسطه دريافت فيض قرار دهيم، نكته قابل اهميت اين است كه توجه صرف به ايشان و قطع نظر از نافذ بودن علم و قدرت خداوند در امور، كارى لغو و بيهوده است. داعى و متوسل بايد ذوات مقدس معصومين را واسطه فيض بداند و براى ايشان استقلالى در عمل قائل نباشد. مثلاً بايستى چنين دعا نمود:H}يا سادتى و موالى انى توجهت بكم ائمتى و عدتى ليوم فقرى و حاجتى الى الله و توسلت بكم الى الله و استشفعت بكم الى الله... فانكم وسيلتى الى الله...{H اي آقاى من! اى سروران من! من به وسيله شما پيشوايان راستين، و شما ذخيره‏هاى روز ندارى و نيازمندى به درگاه خداوند رو آوردم و متوسل شدم و به وسيله شما از خداوند طلب شفاعت كردم. پس شفاعت كنيد مرا و دريابيد مرا و از او بخواهيد تا مرا از گناهانم نجات دهد زيرا شماييد وسيله من به درگاه خداوند. اگر مى‏خواهيم دعاها و درخواست‏هايمان اجابت شود به اين فرمايش امام صادق(ع) خوب دقت كنيم؛ «دل‏هاى خويش را خوب وارسى كنيد ببينيد آيا دلتان پاك است يا در آن علاقه به غير خدا نيز وجود دارد، اگر در آن جز خدا نبود آنگاه هر چه خواستيد از خدا مسألت كنيد كه خدا مى‏دهد [البته خواسته‏هاى معقول و مشروع] چون دعاى موحد مستجاب است و موحد كسى است كه در قلبش جز اعتقاد به حق چيزى راه نيافته باشد». پس اول بايستى موحد شويم و انسان زمانى موحد است كه در دعا فقط متوجه خدا باشد و از ساير امكانات و عوامل قطع نظر نمايد. عامل دوم كسب صفاى باطن است. قلبى كه در آن جز رضاى حق و احياى دين او چيز ديگرى نباشد قلب طاهر و با صفا است رسول خدا در خطبه شعبانيه دستور مى‏دهد كه: H}فاسئلوا الله ربكم بنيات صادقة و قلوب طاهرة{H با انگيزه و نيت صادقانه و دلى پاك و روحى وارسته از خدا مسألت كنيد. سوم: خداى سبحان فرمود: A}امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء{A. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: اگر خواستيد دعاى شما مستجاب شود ابتدا از غير خدا قطع اميد كرده و نااميد شويد تا دلتان به هيچ قدرتى جز حق تكيه نكند، آن گاه دعا كنيد، يقينا آن دعا مستجاب مى‏شود.
کد سوال : 4538
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به علت فعاليت در تشکل هاي دانشجويي احساس مي کنم از درس و معنويت دور شده ام، راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : 1ـ وظيفه‏ى اصلى شما در دوران دانشجويى توجه كامل و كافى به درس و تحصيل و پيشرفت تحصيلى خودتان است و به عنوان يك فرد مذهبى و متدين در تحصيل علم هم بايد از بهترين‏ها باشيد. بنابر اين نبايد فعاليت‏هاى جانبى‏تان شما را در درس و مطالعه و موقعيت تحصيلى باز دارد. هر چند نبايد نسبت به امور فرهنگى دانشگاه نيز بى‏تفاوت باشيد. بنابر اين مسؤوليت شما دانشجويان مذهبى و متدين دو چندان است ولى تأكيد مى‏كنيم وظيفه‏ى مهم‏تر و اصلى‏تر، پيشرفت تحصيلى‏تان است. 2ـ براى اين كه بتوانيد به هر دو امر رسيدگى كافى و در خور آن داشته باشيد، اوقات شبانه روزى خودتان را تقسيم‏بندى نمائيد و طبق برنامه و جدول تهيه شده از اوقات پرت خود كمال استفاده را ببريد. 3ـ ارتباطات اجتماعى خودتان را با دوستان شاد و با نشاط و در عين حال مذهبى و متدين را در حد معمول و متعارف حفظ كنيد و نخواسته باشيد با گوشه‏گيرى و عزلت‏نشينى، شادابى خود را از دست داده كه در آن صورت دل و دماغ فعاليت علمى و فرهنگى نيز از شما گرفته خواهد شد، هر چند نبايد به وقت‏گذرانى نيز تبديل شود. 4ـ براى اين كه از معنويت بيشتر برخوردار شويد: الف) سطح مطالعات مذهبى و اخلاقى خود را گسترش دهيد. ب) نمازهاى يوميه خود را اول وقت و حتى‏المقدور به جماعت بخوانيد و پس از نماز صبح قرآن بخوانيد. ج) در جلسات مذهبى و اخلاقى و مراسم معنوى و... شركت فعال داشته باشيد و از ائمه اطهار(ع) نيز كمك بطلبيد. د) از محرمات دورى كنيد و گوش، زبان و چشم خود را كنترل كنيد. ه) در انتخاب دوستان خوب، متدين و مذهبى و در عين حال با نشاط دقت نمائيد. مطمئن باشدى در يك سطح تعادل و عادى و رعايت نكات فوق احساس دورى از خدا و معنويت نخواهيم كرد.
کد سوال : 4539
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : خصوصيات منتظران واقعي مهدي(عج) چيست؟
پاسخ : شما اگر خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(ع) را در خود پياده سازيد، قطعا آن حضرت را از خود راضى و خشنود كرده‏ايد. منتظر واقعى مهدى(عج)بايد چندين خصوصيت داشته باشد: 1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را نجام دهد در مرحله اول نه يك واجب از او ترك شود و نه يك حرام از او صادر شود. 2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك «عزيز علىّ ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...؛بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم»، (دعاى ندبه). 3- انتظار فرج آن حضرت، در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است «سفينة البحار شيخ عباس قمى ماده نظر» اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت‏هاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مى‏گردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين‏رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت‏هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى‏شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى‏گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنها را اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهدآفرين و مسؤوليت‏ساز است و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى: الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت. ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه. ج) عشق به عدالت وارزش‏هاى انسانى. ه) اميد به آينده‏اى روشن و نويد بخش. ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر. ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى. خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت‏پذيرى. اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى‏كنند، V}(بحارالانوار ج 52 ص 125 - ره‏توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف).{V 4- دعا براى حفظ وجود مبارك آن حضرت و تعجيل در ظهور او مثل همان دعاى مشهور فرج و موارد ديگر. پيرامون امام مهدى(ع) نيز كتابهاى بسيار زيادى نوشته شده است. بخش زيادى از اين كتابها در مجموعه «كتابنامه حضرت مهدى(ع)» 2 جلد، على اكبر مهدى‏پور، انتشارات الهادى، قم، 1375 گردآورى شده است. به بعضى از منابع مفيد اشاره مى‏شود: 1. پژوهشى پيرامون مهدى(عج) شهيد صدر، انتشارات اميد قم، اين كتاب مجموعه كوچكى است كه به پاسخ بعضى سؤالات پيرامون امام مهدى پرداخته است. 2. بر ستيغ آرمان‏ها، سيد محسن امين عاملى، انتشارات طور، تهران، 1364. 3. امامت و مهدويت آيت‏الله لطف الله صافى، انتشارات اسلامى، قم، اين كتاب در دو جلد شامل مجموعه مباحث آيت‏الله صافى پيرامون امام مهدى(عج) است. 4. امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى، نداى ايمان، تهران، 1399 ه.ق، اين كتاب گفتار حدود 115 عالم اهل سنت پيرامون مهدى را گردآورى كرده است. 5. عصر ظهور، على كورانى، عباس جلالى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى. 6. خورشيد مغرب، محمدرضا حكيمى، دفتر نشر اسلامى.
کد سوال : 4540
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : علت عضويت شهيد رجايي و دکتر چمران در نهضت آزادي چه بود؟
پاسخ : در مورد علّت عضويت و همكارى شهيد رجائى يا شهيد دكتر چمران با نهضت آزادى توجه به نكات ذيل حائز اهميت مى‏باشد: اولاً نهضت آزادى در ابتداى تشكيل چهره‏اى نسبتاً مذهبى داشت. ثانياً مشاركت و همكارى شهيد رجائى و دكتر چمران با نهضت آزادى بر اساس مؤلفه‏هاى فوق قابل تبيين و توضيح مى‏باشد. چنان كه شهيد رجائى انگيزه‏ى پيوستن خود را به نهضت آزادى، صرفاً گرايش نهضت به مذهب عنوان مى‏كند(V} جريان‏ها و جنبش‏هاى مذهبى ـ سياسى ايران، رسول جعفريان، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ دوم، 1381، ص 203{V). و به علاوه اين مطلب كه شهيد رجائى «تا زمان پيروزى انقلاب با نهضت آزادى همكارى داشته، نيازمند بررسى مى‏باشد. زيرا ايشان با برخى اصول و عملكردهاى آن نهضت مخالفت‏هاى اساسى داشتند. شهيد چمران نيز در شاخه‏ى انقلابى نهضت در خارج از كشور، فعاليت داشتند كه اين شاخه نيز در اصول و مشى مبازره‏اى خود، تفاوت‏هاى اصولى با نهضت آزادى داشت. در هر صورت دو عامل مذهبى بودن نهضت و تشكّل سازمانى آن از انگيزه‏هاى مهم همكارى و عضويت آن دو شهيد بزرگوار با نهضت آزادى است. و الا بعد از آشكار شدن اهداف و نيّات شوم آن نهضت خصوصاً در زمان تشكيل دولت موقت توسط نهضت آزادى، نيروهاى مذهبى متعهد كه تا آن زمان نهضت را به عنوان تشكّل براى مذهبى نمودن جامعه و مبارزه با استكبار مى‏دانستند، حساب خود را از نهضت جدا كرده و سعى و تلاش خود را در راه دفاع از ولايت فقيه، نظامى اسلامى و مبارزه با استكبار جهانى آمريكا مبذول دانسته و در اين راه شربت شهادت نوشيدند.