کد سوال : 4411
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : سؤالي در مورد مسأله شطرنج و پاسور و تخته دارم که حضورتان عرض مي کنم. مي خواستم بدانم علت حرام بودن شطرنج و پاسور و تخته چيست؟ البته لازم به ذکر است که من خود بازي با اينها را حرام دانسته و انجام نمي دهد ولي شخصي از من در مورد علت آن سؤال کرد و من جواب قانع کننده باري او نداشتم لطفا پاسخ دهيد.
پاسخ : در مورد حکمت ها و علت هاي حرام بودن بازي با شطرنج و پاسور، بررسي هاي مفيد و مهمي در ابعاد پزشکي، اخلاقي، روان شناسي و ديني صورت گرفته که در قالب پاسخي مفصل، تنظيم و نگارش گرديده، اما هم اکنون خلاصه اي از آن پژوهش را که دربردارنده تحليل رواني، اخلاقي و شرعي موضوع شطرنج (و به صورت ضمني و حاشيه اي، موضوع ورق بازي) است را تقديم مي نماييم.
اميد است توجه به اين پاسخ اجمالي برايتان مفيد و کارا باشد.
بايد دانست تمام »ضررها« و »فايدهها« به يك سو جهت گرفته و او نيز »انسان« است. يعنى: اگر مىگوييم »شطرنج براى انسان مفيد است« و يا »فلان غذا و نوشيدنى يا بازى براى انسان مفيد است« بايد توجه داشته باشيد كه: »انسان كيست«؟ آيا انسان يعنى همين نقش و نگار گوشت و استخوانى؟ يا نه! انسان يعنى مجموعهاى از چند بُعد: جسم، روح، شهوت، عقل، غرايز و فطرت.
شما وقتى به طور يقين مىتوانى بگويى فلان موضوع براى »انسان« مفيد يا مضرّ است كه آنرا در هر يك از 6 بعد فوق سنجيده باشى! يعنى به آن درجه از يقين صد در صد و غير قابل ترديد دست يافته باشى كه با قاطعيت بگويى: من شطرنج را براى انسان مفيد مىدانم يعنى، براى جسم او، براى روح او )با تمام حالاتاش( براى شهوت او و غرايزش، براى عقل او و فطرتش، صد در صد سازنده است. و شما خود قضاوت كن! آيا شطرنج، موسيقى، رقص، و ساير امور در يكايك ابعاد ششگانهى نامبرده شده »مفيدند« يا نه...؟ )اين سؤال با تمام قسمتهايش خطاب به همه است و شخص خاصّى را هدف نگرفته و ديگر آنكه اين سؤالات، مثالاند و تو خوددانى كه در مثال مناقشه نيست!(
مقدمه دوم: بايد دانست برخى فقها بازى با شطرنج را به شرط اينكه از آلات قمار خارج شده باشد و به صورت شرطبندى بازى نشود، جايز شمردهاند، اما بسيارى ديگر آنرا به طور كلى حرام دانستهاند.
اما آن چه مهم است جواز يك كار دليل بر ترويج و گسترش آن نيست، و حرام نبودن يك كار دليل بر برترى آن نيست. بلكه حرام نبودن موجب دورى از دركات جهنم مىشود، اما براى درجات بهشت بايد با نگاهى ديگر به زندگى و اوقات فراغت نگريست، از اين رو اگر چه شطرنج حلال باشد اما ورزش فكرى برتر نيست و چه بسا زيانهايى را به دنبال داشته باشد.
براى بازى كردن با اين وسيله و سائر امور مشابه، فوائدى مىگويند:
- شطرنج بازى، امروزه يكى از ورزشهاى فكرى است و ثمرهاش تقويت نيروى هوش و ذهن است.
- شطرنج بازى، نوعى پرسازى اوقات فراغت است.
- شطرنج بازى، چندين ساعت فكرت را از محيط و مردم جدا مىكند و زبانت به غيبت و نگاهت به نامحرم و فكرت به افكار منحرف و شيطانى مشغول نمىشود.
فايدهى اوّل
ما نيز قبول داريم شطرنج بر روى ذهن مؤثّر است و قسمتهايى از ذهن را به فعاليّت مىگيرد ولى قبول نداريم اين به معناى تقويت سالم نيروى فكر است. چه اينكه:
يك - هر چند در شطرنج ذهن به فعاليّت مىپردازد ولى خود ذهن هم داراى قسمتها و بخشهايى است و موقع شطرنج، فقط همان قسمتها و فعاليتهايى كه با حركات و انتقالات شطرنج مربوط است، به فعاليت مىپردازد. يعنى در نتيجه: ذهن يك شطرنج باز، بطور همه جانبه به فعاليت نمىپردازد بلكه تنها در همان فضا و رابطهى هم سنخ و مرتبط با شطرنج بازى است كه رشد مىكند. بنابراين، اين حجم از فعاليت جدى مغز متناسب با ساير فعاليتهاى ديگر اجزاء نمىباشد و كاملاً روشن است كه اگر در يك مجموعه يك قسمت بيش از ساير اجزاء به تكاپو بپردازد، و نه تنها مفيد نيست بلكه موجب بر هم زدنِ تعادل فعاليت هماهنگ اجزاء يك مجموعه با يكديگر مىباشد. و البته قضيه به همين جا نيز ختم نمىشود چرا كه همين ناسازوارى اجزاء در فعاليتها و هماهنگىسازى موجب تشويش فكر در بعد نظم ذاتى اجزاء آن مىشود و خود اين برهم زنى نظم، آنهم در ذهن، آغاز ناهنجارى در سيستم انديشه و تناسب قواى فكرى است؛ و پر واضح است كه تناسبات فكرى موجب، تعادل رفتارى مىگردد.
بد نيست جهت روشنگرىِ اين نكته، مثالى بياوريم: ورزش آنهم بدن سازى، كاملاً مطلوب و پذيرفته شده است ولى چنانچه يك بدن ساز، به تقويت عضلهى يك قسمت مخصوص بپردازد و توجّه عمدهى خود را به همان سمت و سو معطوف دارد، پس از مدتى آن عضو منظور رشد و برجستگى خاصّى خواهد شد ولى ما نمىتوانيم اين رشد زياد يك قسمت خاص از بدن (كه در سرعتى مسابقه گونه با ساير عضلهها پيشروى كرده) را مطلوب ارزيابى كنيم چون برجستگى يك طرفه و خارج از تناسب با ساير اعضاء موجب رشد ناهماهنگ اعضاء و عضلات در مجموعهى اندام بدن ورزشكار است (چونان يك كاريكاتور كه بزرگى گوشها با كوچكى بينى و... آنرا از حالت چهرهى عادّى انسان خارج ساخته) و خود قضاوت كنيد آيا اين اندام رشد يافته در بعد و قسمتى خاصّ، زيباست؟ (آن هم نامتناسب با رشد ساير اعضاء)
P}جهان چو چشم و خدّ و خال و ابروست{E}كه هر چيزى به جاى خود نيكوست{P
بنابراين: زيبايى در حفظ تناسب است و بر هم زدن هماهنگى و تناسب اعضاء جسمى يا ذهنى اگر نگوييم ضرر و ضرر آفرين است، قطعاً مفيد هم نيست! بلكه - حدّاقل - حالت عدم فايده دارد. و از اين روست كه مىگوييم شطرنج موجب تقويت ذهن )به معناى يك مجموعه اعضاء و قسمتهاى گوناگون ولى هماهنگ( نبوده و بر عكس، فقط ذهن را در يك جهت خاص )راهيابى حركات كيش و مات كردن حريف مقابل( تيز و تند مىكند ولى در اين افزايش توانمندى چندان تكروى مىكند كه با ديگر نواحى مغز يكسان كار نمىكند؛ و اين حالت بوجود آمده، آنهم در ذهن كه مركز تصميمگيرىهاى متعادلانه و متناسب داراست، خود نوعى ضرر يا حدّاقل، عدم نفع و فايده است. )پس، ادعاى فايدهى تقويت ذهن منتفى مىگردد(.
T}اعتراف يك شطرنجباز{T
با در نظر گرفتن استدلالات ياد شده، به دليلى استناد مىكنيم كه در واقع جزء يكى از اعترافات مهم است! در اين اعتراف، شخصى سخن گفته كه در زمان خودش از زمرهى كارشناسان معروف شطرنج محسوب شده و چندان مورد توجه قرار گرفته كه دربارهاش مىگفتند: »هيچ كس جز آقاى شانتال شوده دو سيلان، نمىتواند عنوان قهرمانى شطرنج جهان را بدست آورد«! نامبرده چنين مىنويسد: »همين قدر كافى است براى اثبات اينكه شطرنج ورزشى است خسته كننده، بدانيد كه پس از انتهاى حركت چهلم، اگر نتيجهاى بدست نيامد بازى به تعويق مىافتد. مثلاً در مسابقهى »ريك و يك« اين قضيه اتفاق افتاد و پس از حساب كردن جمع تركيبات احتمالى در چهار حركت اوّل، اين آمار و تعداد به دست آمد: 318976584000 و در ده حركت اوّل، 169518829100544000000000000000 مىباشد« وى سپس به قهرمانان شطرنج كه ممكن است استعدادشان در هر مورد ديگر از حدّ متوسط پائينتر باشد اشاره كرده و مىگويد: »مىخواستم همين را بگويم كه خطر واقعى، شطرنج است! زيرا پرداختن به شطرنج ساير منابع ذهنى را از كار مىاندازد و ديگر فعاليتهاى ذهنى بيهوده و پوچ مىشود. شطرنج مىتواند به مفهوم واقعى كلمه ايجاد حواسپرتى و اختلال در حواس كند...»
V}اولين دانشگاه آخرين پيامبر، دكتر پاك نژاد، سيد رضا، جلد 17{V
يكى ديگر از نوابغ شطرنج بنام »آلخين« را تكرار مىكند كه هميشه مىگفت: براى برنده شدن بايد از حريف خود متنفّر شد...«! و اين نيز يك زيان غيرقابل انكار اخلاقى به اضافهى ساير زيانهاى ديگر است!V}اولين دانشگاه آخرين پيامبر، دكتر سيدرضا پاك نژاد، جلد 17{V
T}نقد فايدهى دوم و سوم بازى با شطرنج{T
- ما وقتى مىتوانيم شطرنج را بازى فكرى بدانيم يا بازى با آنرا نوعى پرسازى اوقات فراغت تصوّر كنيم و يا اينكه بگوييم شطرنج بازى مانع از ساير گناهان است كه اساساً هيچ ضررى براى شطرنج نباشد.
اما بايد دانست اين مهم نيست كه »به نوعى اوقات فراغت را پر سازى كنيم« بلكه مهم آن است كه »اوقات را به بهترين صورت ممكن پر كرده و از لحظه لحظهى جوانى و زندگانى بهترين بهرهورى را بنماييم«.
T}زيانهاى بازى با شطرنج{T
دلائل و حكمتهاى زير هر يك تا اندازهاى جهت اثبات مضرّات بازى با شطرنج كاربرد دارند:
1. شطرنج، آنگاه كه اختراع شد، به انگيزهى قمار پديد آمد؛ يعنى: اين، استفادهى به قصد حرام و برد و باخت بود كه جزئى از ماهيّت و ذات شطرنج گرديد؛ لذا بازى با آن، به تدريج آدمى را متمايل به ساير بازيهاى قمار مىسازد. يعنى اندك اندك قبح ساير كارها را شكسته و بازى با آنها را عادّى جلوه مىدهد.
2. شطرنج و شطرنج بازى، از الگوى رفتار سالم يك شيعه به دور است و از رسوم دشمنان اهلبيت)ع( است. توضيح اينكه: هر گروهى، داراى يكسرى ذهنيّتها و رفتارهاى تعريف شده و مخصوص به خود مىباشد كه در انديشه و عمل بزرگان آن گروه تجلّى نموده، به اين حالت »الگو« و »سنّت« گفته مىشود. در صورتى كه بازى با شطرنج در رفتار بزرگان ما مشاهده نشده و در پر كردن اوقات فراغت آنان جايگاهى نداشته است بلكه بازى شطرنج درميان مرفههاى بىدرد و هوسبازان شهوتآلود مرسوم بوده.
حضرت امام رضا)ع( در حديثى مىفرمايند: وقتى سر مبارك حضرت سيد الشهداء)ع( را نزد يزيد ملعون آوردند، بساط »شطرنج« را بر آن گستراندV}ر.ك: بحار، ج 76 / 45{V
نكتهى مهم ديگر، مسئله فرهنگسازى و بسترسازى براى نيكيها و رعايت حريم در برابر زشتيهاست؛ در روايت آمده است: ًفمن ترك الشّبهات نجى من المحرّمات و من ارتكب الشبهات وقع فى المحرّمات؛ هر كس كارهاى شبههدار را ترك كند از وقوع در مُرداب ارتكاب كارهاى حرام نجات پيدا مىكند و هر كس كارهاى شبههدار را انجام دهد گرفتار پرتگاه حرام مىشودبش. و خود بينديشيد كه آيا حداقل، احتمال وجود خطر و مفسده در شطرنج بازى وجود ندارد؟
آنچه به اين بحث اهميت ويژه مىدهد آن است كه: اكثر بازيگران با شطرنج و ترويجگران بازى با آن )صدا و سيما، كانونهاى فرهنگى، مدارس، فدراسيونها، مربّيان پرورشى و ورزشى و...( به اين دليل اقدام به راهاندازى و تشويق و ترويج بازى شطرنج مىكنند كه »ديگر امروزه اكثر علماء شطرنج را حلال مىدانند. مخصوصاً كه امام خمينى كه ولىفقيه هم بودهاند آن را اجازه داده«!
و اينك لازم مىدانيم در مورد اين نسبت كه ايشان)ره( شطرنج را حلال دانستهاند بحث كنيم:
1- نگاه تاريخى به فتواى امام خمينى
نيمهى اول سال 1367 از مرحوم آيتالله امام خمينى)ره( در قالب يك سؤال شرعى، پرسيده شد كه: »اگر امروزه شطرنج وسيلهى قمار نباشد و به يك بازى فكرى تبديل شده باشد، آيا باز هم بدون اينكه قصد برد و باخت )تعيين پول در ازاء برنده شدن يا بازنده شدن( داشته باشيم، حرام بودن شطرنج به جاى خود باقى است«؟ و ايشان در پاسخ فرمودند: »در فرض مذكور اشكال ندارد«V}ر.ك: استفتاءات، و ماهنامهى پاسدار اسلام، شمارهى 83{V
با دقت در سؤال و جواب متوجه مىشويم:
1. پرسش كننده چنين فرض كرده كه »اگر امروزه...« بنابراين تمام جريان در شكل يكسرى فرضها و احتمالات است و چنين ادّعا نشده كه »حتماً امروز شطرنج...«.
2. فرض پرسشكننده از چند بخش تشكيل شده:
- اگر امروزه شطرنج وسيلهى قمار نباشد.
- تبديل به يك بازى فكرى شده باشد.
- بازى كنندهها به قصد برد و باخت بازى نكنند.
- تمامى فرضها، بر اساس يقين است يعنى: اگر فرضاً يقين شود كه اين چند حالت بوجود آمده (پس اگر احتمال داده شود كه اين شرايط فراهم نشده، جواب و سؤال آن خودبخود منتفى مىگردد).
3. در پاسخ، آمده:
- اگر تمامى اين فرضها و احتمالات ثابت شد، اين جواب جريان مىيابد.
- در صورت عدم احراز و تحصيل اين شرايط، هيچ تغييرى در حكم شطرنج داده نشده (و حرام است).
- مرحوم امام خمينى هيچ قضاوتى نسبت به احراز يا عدم احراز شرايط ندارند و آنرا به مكلّف محول كردهاند.
و نكتهى پايانى اينكه: هر كس بايد از فتواى مرجع تقليد خودش تبعيّت كند و حتى اگر مرحوم آيتالله امام خمينى صراحتاً هم فتوا به جواز شطرنج بازى مىدانند، باز هم تأثيرى دراينكه جوانان امروز بايد به فتواى مرجع تقليد خود عمل كنند، ندارد. (و حكم ولى فقيه بر بقيه حجت است نه فتواى ايشان).
حال در بين مراجع امروز: عدّهاى صراحتاً شطرنج بازى را حرام مىدانند: مثل حضرات آيات بهجت، صافى گلپايگانى.
و عدهاى با همان شرايطى بازى با آنرا جايز مىدانند كه در فتواى آيتالله امام خمينى)قدس سره( آمده: مثل حضرات آيات: فاضل و مكارم شيرازى.
ولى به هر حال، فلسفه و حكمت حرمت يا احتياط در عدم بازى با آن، همان بحثهايى بود كه بيان شد.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
فلسفهى حرمت شطرنج: اولين دانشگاه آخرين پيامبر، دكتر سيدرضا پاكنژاد، جلد 17
معارف دين، آيتالله صافى گلپايگانى، ص 307.
حكم شرعى پرسش از فلسفهى احكام: معارف دين، آيتالله صافى گلپايگانى، ص 265
پاسخ به پرسشهاى مذهبى، حضرات آيات مكارم و سبحانى، ص 399
نامهى حضرت آيت الله امام خمينى در مورد شطرنج: صحيفه نور
ماهنامهى پاسدار اسلام، ش 83، آبان 67.
استفتاآات
کد سوال : 4412
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : وظيفه در مورد افرادي با وضع غيرقابل قبولي در دانشگاه رفت و آمد مي کنند (مخصوصا خواهران) چيست؟ آيا مي توان امر به معروف و نهي از منکر کرد يا خير؟
پاسخ : در اين زمينه خوب است به منابع زير که چندان مفصل نيستند مراجعه فرماييد:
مجله پرسمان، چرايي پوشش بانوان، آقاي حسيني
مجله پرسمان، ش 8، روابط دختر و پسر، آقاي احمدي
تفسير نمونه، ذيل آيه 104 سوره آل عمران
شش نکته مهم که توجه بدانها ضروري تر است:
اولا، آگاهي دقيق و عميق برادران و خواهران متعهد و حزب اللهي در دانشگاه ها نسبت به موارد و مصاديق معروف و منکر.
ثانيا، کار تشکيلاتي با انسجام همه نيروهاي معتقد به مباني ديني و انقلابي اعم از تشکل هاي اسلامي، بسيج و ساير تشکل هاي مذهبي و متعهد و نيز با همکاري و ارشاد و اقدام جدي دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها در ضمن از اين طريق مي توانيد:
1- کلاس هاي آشنايي بيشتر با مبحث امر به معروف و نهي از منکر و راه کارهاي اجرايي آن برگزار کنيد.
2- در شوراي فرهنگي دانشگاه و ساير مراکز فرهنگي دانشگاه در تصويب مقررات خوب و نيز تضمين اجراي آن نقش خوبي را ايفا کنيد.
3- گاهي برخورد با بعضي از منکرات به لحاظ حساسيت يا ويژگي خاص، نياز به جريان سازي دارد، تشکل منجسم نيروهاي خودي در اين راستا، کارآيي خوبي مي تواند داشته باشد.
ثالثا، کار مطبوعاتي و نشرياتي و درج مقالات علمي و نه تهاجمي تند و بي منطق و پر از شعار.
رابعا، تشکيل يک هسته امر به معروف و نهي از منکر دانشجويي. البته با نهايت دقت که به نام شما با حرکت هاي بي منطق و تند نابه جا و غيرمنطقي، سوء استفاده نشود بهتر است اين اقدام در قالب کار تشکيلاتي مذکور صورت پذيرد.
خامسا، دوستي و محبت و نفوذ در دل خاطيان و همان کساني که با زبان نصيحت پذيراي سخن شما نيستند، در اردوها، در کلاس ها، در اوقات فراغت. چه اين که نصيحت به معناي خيرخواهي است بايد راه کار عملي ساختن نصيحت را جستجو نمود. قطعا محبت يکي از بهترين شيوه هاي ممکن است.
سادسا، مبارزه با منكرات و مفاسد اجتماعي و ناهنجاري هاي موجود در جامعه يک واجب قطعي بر عهده يکايک دانشجويان و همه مسؤولين و مديران دانشگاه ها و کل جامعه است، ليکن اين امر مهم را مي توان در دو بخش انجام داد:
1. تك تك آحاد جامعه موظف اند با هر گونه منكر و مفسده اي مبارزه كنند و به افرادي كه در صدد شكست حريمهاي ارزشي و احكام اسلامي مي باشند, فرصت ندهند. نكته قابل توجه در اين جا اين است كه مبارزه ي عمومي با فساد و تباهي در جامعه شرايط و ضوابطي دارد; از جمله : اولا": فردي كه در صدد امر به معروف و نهي از منكر است , به خوبي معروف و منكر را بشناسد. ثانيا", احتمال تأثير امر يا نهي را بدهد. ثالثا", شخصي كه مرتكب منكر يا مفسده اي شده , اصرار بر استمرار آن داشته باشد. رابعا", در امر و نهي او مفسده اي اعم از ضرر جاني يا آبروئي يا مالي قابل توجه وجود نداشته باشد. علاوه بر لزوم مراعات شرايط ياد شده در مقام امر به معروف و نهي از منكر, مراعات مراتب امر به معروف و نهي از منكر نيز لازم است و در صورت حصول مطلوب در مرتبه ي پايين تر, جايز نيست كه به مرتبه ي بالاتر تعدي كند. در مرتبه ي اول ناراحتي قلبي و تنفر خود را از فعل منكر آشكار سازد (مانند عبوس كردن صورت , روي بر گرداندن و.. از او, ترك رابطه كردن با وي و...) در مرتبه ي دوم امر و نهي زباني , موعظه و ارشاد طرف است و در صورت فايده نداشتن , گفتار خود را غليظ كرده در امر و تهديد و ترساندن شدت به خرج دهد. مرتبه ي سوم , مرحله ي اقدامات عملي است . اگر دو مرتبه ياد شده اثر نداشت , واجب است از اعمال قدرت استفاده كند, V}(تحريرالوسيله , امام خميني , ج 2, ص 315){V. البته اين در زماني است كه حاكميت و اقتدار حكومت اسلامي وجود نداشته باشد. اما اگر حكومت اسلامي وجود داشته باشد (مانند وضعيت فعلي ما) بر مكلفان واجب است به امر و نهي زباني اكتفا كنند و در صورت نياز به توسل به زور, موضوع را به مسؤولان ذي ربط در نيروي انتظامي و قوه قضائيه ارجاع دهند,V}(استفتاآت آيت الله خامنه اي , ترجمه ي فارسي , ج 1, ص 231).{V
2. سازمان ها و ارگان هاي ويژه (از قبيل نيروي انتظامي , قوه قضائيه , دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي , ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر, ستاد مبارزه با مواد مخدر و...) موظف اند بر اساس وظايف و كاركردهاي مشخص شده در قانون , نسبت به انجام مسوئوليت هاي خود كوشا باشند و از اقدامات عملي و قهري دريغ نورزند. در پايان گفتني است كه هر چند در مبارزه با منكرات و مفاسد اجتماعي استفاده از عوامل فيزيكي و نيروهاي نظامي و... لازم است , ولي تكيه بر اين عامل به تنهايي نمي تواند راه حل مناسب و اساسي باشد. راه حل نهايي اين قبيل معضلات , مبتني بر شناخت و ريشه يابي عوامل بروز اين قبيل مفاسد و ارائه راه كارهاي منطقي و واقع بينانه و مناسب با آن است . راه كارهايي از قبيل حل مشكلات اقتصادي , اشتغال , مسكن , ازدواج , تقويت و تثبيت ارزش هاي اسلامي , اجرا شدن فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر به صورت گسترده و فراگير, فراهم نمودن امكانات تفريحي و ورزشي سالم براي جوانان و... و در نهايت برخورد قاطع دستگاه هاي مربوطه با افراد شرور و مخل به نظم و امنيت اجتماعي و ارزش هاي اسلامي و تهديد كننده ي سلامت جامعه , مطلوب است . در مورد محيط و اطرافيان : مسلما حفظ ايمان و ارزش هاي آن در محيط نامساعد بسي دشوار است ولي ارزش افزون تري دارد. خداوند در سوره »تحريم « آيه 11 نمونه اي را براي اين گونه افراد يادآوري مي نمايد. خداوند براي موئمنان آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مي آورد هنگامي كه از شوهرش بيزاري جست و عرضه داشت : خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاي دنيوي گذشتم و تو خانه اي در بهشت براي من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش . حفظ ارزش ها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست . هنر آن است كه در تندباد ضد ارزش ها ارزش ها مطرح شود. بنابراين سعي كنيد با اعتماد به خدا و يقين به درستي راه دين و ايمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقويت كنيد. از مطالعه قرآن و توجه به معاني آن و همچنين كتاب هاي سودمند ديگر و شركت در مجالس وعظ و ديگر محافل ديني غفلت نكنيد. بايد بدانيد كه خداوند قدرت و توان مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است , ليكن با عزم و همتي سترگ بايد به مبارزه با گناه برخيزيد و همواره كوشش كنيد كه براي اولين بار كه ميل به گناه آمد با جديت تمام در برابر آن مقاومت كنيد, آن گاه به تدريج مبارزه آسان خواهد شد. در هر صورت نگاه كردن عمدي و يا خيره شدن به نامحرم از روي لذت حرام است , اما اگر در حال عبور از كوچه و بازار و... چشم انسان به نامحرم افتاد اشكال ندارد. البته نگاه كردن به صورت و دست هاي زنان نامحرم تا مچ اگر به قصد لذت و شهوت نباشد اشكال ندارد.
کد سوال : 4413
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا اختلاف سني زياد برای ازدواج مشكل زاست؟
پاسخ : يكى از امورى كه لازم است در ازدواج رعايت شود فاصله سني بين زن و شوهر است . لذا هم سن بودن چندان پسنديده نيست . مطلوب آن است که مرد بزرگتر از زن باشد و بر همین اساس کوچکتر بودن مرد نيز معمولا زيبنده نيست. حال که زوجين هم سن نبايد باشند و لازم است مرد برزگتر باشد ، به اين نکته هم بايد توجه داشت که زن و شوهر نبايد خيلى تفاوت سنى نداشته باشند . دربارهى ميزان تفاوت سنى مطلوب دقيقا نمىتوان مرز معيني را به صورت قطعي بيان نمود ولى بهتر است تفاوت زن و شوهر بيش از پنج سال نباشد. به بيان بهتر نبايد سن مرد بيش از 5 سال از سن زن بيشتر باشد و تفاوت سنى زيادتر از اين مقدار معمولاً مشكلزاست، زيرا:
- تفاهم و درك متقابل را كاهش مىدهد.
- جذابيت زن براى مرد و بالعكس دچار اشکال ميشود .
- امكان ارضاء يكديگر از نظر جنسى و پاسخ به عواطف متقابل دستخوش عوامل خارج از کنترل شده و به آن آسيب ميرساند.
- مديريت خانه و خانواده دچار مشكلات شناختي و رفتاری و عاطفى و... مىشود.
کد سوال : 4414
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : علت غير مجاز بودن نوارهاي وارد شده از خارج کشور چيست؟
پاسخ : ملاك مجاز و غيرمجاز بودن موسيقى از نظر شرع شخص خواننده و نوازنده يا كشورى كه نوار در آن جا ضبط مىشود نيست، بلكه اگر خوانندگى و نوازندگى مناسب مجالس لهو و لعب باشد و يا انسان را از ياد خدا غافل و به گناه تشويق كند يا تحريككنندهى شهوت آدمى باشد حرام است و اگر هيچ يك از فرضهاى موجود نباشد به نظر مرحوم امام و مقام رهبرى و بسيارى از فقهاء موجود اشكالى ندارد، البته راجع به نوارهايى كه در خارج از كشور ضبط مىشوند بايد دانست كه خريد و فروش و ترويج نوارهاى برخى از خوانندگان كه مشهور به فسق يا ضديت با دين و عضويت در باندهاى خلاف اخلاق هستند جايز نمىباشد و اين ملاك امرى غير از ملاك حرمت نفس غنا و موسيقى است.
آن چه ما گفتيم از نظر رساله و شرع بود و از نظر قانون بايد تابع مراجع ذيصلاح قانونى بود.
کد سوال : 4415
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : فلسفه نمازهاي پنج گانه چيست (چرا نماز صبح دو ركعت است،نماز ظهر چهار ركعت است،و...مي خوانيم چرا بر مردان واجب است كه نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخوانند،چرا نماز مسافر شكسته است ؟
پاسخ : اختلاف تعداد ركعات نماز و هم چنين تعيين اوقات و ساير جزئيات عبادات - علاوه بر اسرار و رموزى كه در آنها نهفته و ما از آنها اطلاعى نداريم - روحيه تسليم در برابر خدا و دستورات پيامبر را در ما تقويت و استوار مىكند.
در متون دينى (يعنى قرآن كريم و روايات معصومين(ع) در مواردى كه لازم و ضرورى بوده، بعضى از اسرار و فلسفه احكام مستقيما مورد اشاره قرار گرفته است؛ مثل: فلسفه نماز، روزه، حج، جهاد و ... لكن در مورد جزئيات احكام اولاً نياز و ضرورتى براى بيان اسرار و فلسفه آنها وجود نداشت و ثانيا همه مردم قدرت هضم بسيارى از اسرار را نداشتند و ائمه(ع) تنها در جواب افرادى كه چيزى در اين زمينه مىپرسيدند، مطالبى را كه مطابق با فكر و درك آنها بود، بيان مىكردند. بديهى است كه در اين گونه موارد، نمىشود حكم كرد كه فلسفه و اسرار آن احكام منحصر به چيزى است كه در آن روايت اشاره شده است؛ زيرا اگر پرسش كنندگان اسرار زيادترى را مىخواستند، پيشوايان دينى از جواب دريغ نكرده و مطالب زيادى مىگفتند و ما از اين نمونهها زياد داريم كه شخصى از امام چيزى را مىپرسيد و جوابى مىگرفت و دوباره كه سؤال مىكرد، امام مطلب عميقترى را براى او بيان مىفرمود. از جمله اين كه فضيل مىگويد: از امام(ع) پرسيدم: چرا كنيه پيامبر(ص) را ابوالقاسم ناميدند؟ حضرت فرمود: براى اين كه پسرى داشتند به نام قاسم، به همين دليل آن حضرت را ابوالقاسم گفتند. گفتم: يابن رسول اللّه! اگر مرا سزاوار مىدانيد زيادتر از اين مطلب بيان بفرماييد. گفتند: آيا مىدانى كه رسول خدا(ص) فرمود: «من و على دو پدر اين امتيم»؟ گفتم: بله. بعد فرمود: آيا مىدانى كه رسول خدا(ص) پدر جميع امت است و على نيز از امت پيامبر است و آيا مىدانى كه على(ع) قاسم (تقسيم كننده) بهشت و جهنم است؟ گفتم: بلى. فرمود: به پيامبر(ص) ، ابوالقاسم گفته شد؛ چون او پدر كسى است كه تقسيم كننده بهشت و جهنم است. پرسيدم؛ چگونه پيامبر(ص) پدر امت است. فرمود: شفقت و مهربانى پيامبر(ص) بر امتش، مانند شفقت و مهربانى پدر بر فرزندانش است و على نيز بهترين امت پيامبر(ص) است و پس از او على براى امت از همه دلسوزتر و مهربانتر است و او پدر امت است. به اين جهت پيامبر(ص) فرمودند: «من و على پدر اين امتيم»، V}(علل الشرائع ، ج 1 ، باب 106 ، حديث 2){V و اگر راوى به اين جواب نيز بسنده نكرده بود، امام(ع) اسرار زيادترى را براى او بيان مىكردند. و در مورد تعداد ركعات نمازها از بعضى روايات چنين استفاده مىشود كه نماز در ابتدا دو ركعتى بوده است؛ چنان كه فضيل گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود: «خداوند نمازها را دو ركعتى قرار داد، سپس رسول خدا(ص) هفت ركعت به آنها افزود»، V}(وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 31 ، ح 2 و ص 34 ، ح 12 و ص 35 ، ح 14 و ص 636 ، ح 19 و ص 638 ، ح 22){V ولى سرّ اين كه چرا پيامبر(ص) اين هفت ركعت را افزودند، بر ما درست معلوم نيست.
فضل بن شاذان نيز از امام رضا(ع) روايت نموده كه آن حضرت فرمود: «نمازى را كه خداوند بر امّت واجب كرد، دو ركعتى بود، ولى رسول خدا(ص) چون مىدانست كه مردم اين دو ركعت را آن گونه كه شايسته است انجام نخواهند داد و حق آن را ادا نخواهند كرد به نمازهاى ظهر، عصر و عشاء دو ركعت و به نماز مغرب يك ركعت افزود تا نقص و كمبودى را كه در مورد اداى اصل نماز از طرف نمازگزاران پديد مىآيد جبران شود»، V}(همان ، ج 3 ، ص 38 ، ح 22){V و روى همين حساب نيز نمازهاى چهار ركعتى در سفر دو ركعت خوانده مىشود؛ چون اصل نماز هميشه و در همه حال محفوظ است و كم و زياد نمىشود.
سعيد بن مسيّب گويد: از امام سجاد(ع) پرسيدم: از چه هنگامى نمازها به اين صورتى كه امروز هست واجب شد؟ حضرت فرمود: «از هنگامى كه اسلام قدرت يافت و جهاد بر مسلمين واجب گشت، رسول خدا(ص) هفت ركعت به نمازها افزود.
از اين روايت استفاده مىشود كه، افزايش هفت ركعت به نمازها، هم زمان با اوج و گسترش اسلام، براى بالا بردن روحيه ايمان و عبوديت در مسلمانان، لازم و ضرورى بود و از روايت ديگرى نيز استفاده مىشود كه نمازهاى يوميه هر كدام مناسب اوقات خاص خود تعيين شدهاند بدين صورت كه: صبحگاهان وقتى كه انسان از خواب برمىخيزد، روى مصالحى از جمله اين كه انسان هنوز با مسائل دنيا و زندگى درگير نشده، نماز دو ركعتى خوانده مىشود و در وسط روز به جهت اشتغال به امور مادى و زندگى نياز بيشترى براى راز و نياز و عبادت وجود دارد؛ بلكه انسان از ياد خدا غافل نشود و او را فراموش نكند.
شكسته بودن نماز مسافر و افطار روزه از احكام «امتنانى»اسلام است؛ زيرا نوعا سفر با يك سرى مشكلات و خستگيها و... روبهروست. لذا خداوند متعال نوعى تخفيف در اعمال قائل شده است. گر چه براى برخى ممكن است هيچ زحمتى نداشته باشد ولى اسلام مصلحت نوعى را در جعل اين گونه احكام در نظر گرفته است و نيز وحدت رويه در انجام تكاليف را ايجاد نموده است .
براى اين كه پرسش شما را بهتر پاسخ دهيم توجه شما را به چند نكته جلب مىكنيم:
1- گرچه اين روزها، وسايط نقليه و ابزار مسافرت با گذشته فرق كرده است؛ ولى در عين حال هماكنون نيز مسافرت داراى محذورات زيادى است. شما اگر به تجارب خودتان مراجعه كنيد، ملاحظه خواهيد كرد كه اصولاً در سفر - به ويژه در بين راه - آن آرامش لازم وجود ندارد؛ به ويژه آن كه در سفر با وسايل سريع، دغدغهها بسيار زياد و فرصت اندك است. بنابراين با توجه به مشكلات زياد و عدم آرامش، دستور قصر نماز مسافر صادر شده است.
2- خستگى ناشى از طول مسافت كه طبعا با وسايل نقليه در روزگاران گذشته دشوارتر بود، يكى از حكمتهاى مهم قصر نماز است و نه آن كه تمام العلة باشد و نه در روايتى و نه به هيچ دليل عقلى ما دسترسى پيدا نكرديم كه دليل قصر منحصرا همين امر بوده است تا اشكال مذكور وارد باشد.
3- رواياتى كه بيانگر قصر نماز مسافر است بر دو دسته است:
- ملاك قصر را «ثمانية فراسخ» يعنى 8 فرسخ رفت و برگشت مىداند.
- ملاك قصر نماز مسافر را «مسيرة يوم» مسير يك روز، مىداند.
مشهور فقيهان بلكه اجماع فقها به روايات ثمانية فراسخ تمسك كردهاند و روايات «مسيرة يوم» را حمل نمودهاند بر اين كه در زمانهاى قديم يك روز مسافرت، با هشت فرسخ مساوى بوده است و نظر به اين كه «مسيرة يوم» يك روز مسافرت با «ثمانية فراسخ» يعنى 8 فرسخ منطبق بوده است در احاديث معصومان(ع) گاهى ملاك شكسته شدن نماز با عنوان 8 فرسخ بيان شده است و گاهى با عنوان يك روز مسافرت.
4- مسافر به كسى مىگويند كه از وطن خويش خارج شده است و خروج از وطن، اصل اساس در مسافرت است يعنى اگر كسى از وطن خويش خارج نشود ديگر مسافر نيست، زمان معرف و نشانه مسافرت است نه اصل مسافرت. به همين جهت در عرف، مسافر به كسى مىگويند كه از منزل خارج شده و قصد 8 فرسخ را دارند.
جمعبندى: نظر به اين كه از منظر مشهور فقيهان موضوع قصر نماز، «مسيرة يوم» نيست بلكه «ثمانية فراسخ» (8 فرسخ) است ديگر شبهه اين كه «مسافرت در گذشته با اسب و شتر بوده و امروزه ممكن است با هواپيما باشد و كمتر از يك ساعت طول بكشيد و حكم مسافر شرعى را ندارد، وارد نيست؛ زيرا اين شبهه در صورتى وارد است كه به موضوع قصر نماز «مسيرة يوم» يعنى يك روز كامل مسافرت باشد نه 8 فرسخ در حالى كه از روايات استفاده مىشود كه موضوع قصر نماز 8 فرسخ است نه «مسيرة يوم». بنابراين حكم نماز شكسته كه در فقه مطرح شده است براى زمان حال هم مثل گذشته و آينده صادق است.
کد سوال : 4416
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با اينكه همسرم همه شرايط مطلوب مرا دارد اما از چهره ايشان زياد خوشم نمي آيد؟راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : خواهر گرامى، ازدواج خطيرترين حادثه و رويداد زندگى انسانى است وا ين رويداد بدون اراده شخص آدمى رخ نمىدهد و مانند تمام رفتارهاى ارادى انسان بر شناخت و آگاهى تكيه دارد و از اهداف و اصول خاص خود پيروى مىكند و آنچه هماكنون به آن نظر داريم شرايط ازدواج است و از بين شرايط هم به شرايط درجه دوم مىپردازيم. چه زيبايى و تناسب اندام گرچه از شرايط ازدواج است ولى از شرايط اساسى ازدواج نيست. يعنى از شرايطى نيست كه رعايت نكردن آن به آدمى آسيب برساند و يا ضررى را متوجه انسان نمايد و يا بدون آن نتوان زندگى مشترك را بنا نهاد. البته تا قبل از ازدواج مىتوان به اين شرايط همتراز، به شرايط اساسى اهميت داد وبه بهانه زشتى و يا نداشتن جايگاه اجتماعى و... به يك خواستگار مناسب پاسخ منفى داد و يا اين كه شرايط اساسى مانند ايمان و اخلاق را تا به حد شرايط درجه دوم تنزل داد. اما هماكنون از اين مراحل عبور كرده و پا به گردونه زندگى گذاردهايد و لذا به اندك بهانه كه هيچ بلكه براى تأمين خواستههاى اساسى و مشروع خود نمىتوانيد زندگى مشترك را سست سازيد و به تعهدات زندگى مشترك پشت كنيد، بنابراين شما هم نمىتوانيد به دليل خوشصورت نبودن همسرتان بنيان زندگى مشترك را متزلزل نماييد و يا با بداخلاقى و حرفهاى نامناسب و رفتارهاى بىمورد فضاى يك زندگى سالم و رو به رشد را آلوده ساخت و اندك اندك سرمايه اعتماد و ايمان را از يكديگر ربود. اما در كنار اين توصيه اكيد بايد به منظور پاسخگويى به ذهن خود و تأمين روحيه مناسب جهت زندگى سالم به راهكارهاى زير به صورت دقيق و كامل عمل كنيد:
1- ديگر زشتى و يا ناموزون بودن صورت و قيافه همسرتان را بر زبان نياوريد و حتى بايد به صفات ظاهرى ساختگى بپردازيد.
2- به تلقين و تكرار اوصاف خوب و پسنديده همسرتان بپردازيد و در كنار ناموزون بودن ظاهر خصائل اخلاقى و روحى خوب او را برجسته سازيد و به عنوان پاسخ ذهنى خود آنها را ارائه كنيد.
3- به عنوان يك واقعيت و روشنگرى ذهنى توجه داشته باشيد زيبايى؛
- يك پديده نسبى است و هر شخصى از درصدى زيبايى برخوردار است.
- آنچه ارزش انسان را شكل مىدهد كمالهاى معنوى است، لذا بايد توجه و وجهه همت شما بيشتر به كمالات معنوى معطوف گردد و به اين امور همانند ايمان، صداقت، پاكى، خوشاخلاقى و سيرت نيكو اهميت دهيد و در كنار اين برجستگىها نقاط ضعف ظاهرى را كوچك و كماهميت سازيد.
4- از مقايسه كردن صفات ظاهرى همسرتان با ديگران سخت بپرهيزيد حتى در صفات معنوى و روحى نيز مقايسه كردن ناپسند است ولى رقابت سالم و سازنده پسنديده است و سعى كنيم سمت و سوى زندگى خود را در جهت خصائص نيك اخلاقى قرار دهيد.
5- بعد از آغاز زندگى به تمام امورى كه به برخوردارى از زندگى پرنشاط آسيب مىرساند پرهيز كنيد چه اين امور ظاهرى و صورى باشد و چه اختلاف باطنى. شما بايد به نقاط مشترك پاىفشاريد و به مشتركات زندگى خود توسعه دهيد تا زندگى مشتركى كه نتيجه آن پرورش نسل سالم و پاك است بهبود يابد.
کد سوال : 4417
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : امروزه اشكالات زيادي به كتب مطرحي هم چون بحارالانوار ،حليه المتقين ،مفاتيح الجنان و...در دانشگاهها گرفته مي شود و از نظر ضعف سند آنها را مشكل دارمي پندارندو باعث محجوريت آنها مي شود توضيح دهيد ؟
پاسخ : مطالب و دعاهاى كتاب «مفاتيح الجنان» از كتابهاى اوليه و نيز روايات جمعآورى شده است و بيشتر دعاهاى آن (به ويژه متن) مأثور است. اساسا مرحوم شيخ عباس قمى (مؤلف مفاتيح الجنان) اين كتاب را به جهت تهذيب و تصفيه كتابهاى دعا از مطالب ساختگى و تحريف شده تأليف كرده است. البته نمىتوان ادعا كرد كه همه مطالب آن از نظر سند صحيح است.
همچنين بعضى از احاديثى كه در كتاب شريف بحارالانوار و همچنين ساير كتابهاى حديث جمعآورى شده است از نظر سند و يا متن ضعيف و قابل بحث است و اين كار متخصصين فن حديثشناسى است كه خود يكى از شاخههاى مهم علوم اسلامى است، لذا هيچ كس نمىتواند به طور عام بگويد تمام احاديثى كه در فلان كتاب وارد شده از نظر سند و متن تام و صحيح است ولى وجود برخى از روايات ضعيف در اين كتابها نبايد سبب مهجور و متروك شدن آنها بشود و در مجموع اين كتابها حاوى بهترين و نابترين آثار از ائمه معصومين(ع) در مسائل اعتقادى، اخلاقى، تاريخى و ساير معارف دينى مىباشد.
کد سوال : 4418
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در محيط خانه ،در زمينه عبادت و نماز شب دچار محدوديت هستم ،چه كنم ؟
پاسخ : ميل به تنهايى تا آن جا كه موجب انزوا و گوشهگيرى از جامعه نشود از جهاتى مىتواند سودمند باشد ولى افراط در آن زيانبار است و علاوه بر آن كه از نظر فردى زندگى را دچار دشوارىهايى مىكند موجب رها كردن مسؤوليتهاى بزرگ اجتماعى نيز مىشود. براى آن كه بتوانيد خود را از تنهايى نجات بخشيد در مرحله اول بايد با معيارهاى صحيح دوستانى را برگزينيد كه همنشينى با آنان موجب رشد معنوى مىشودو هم چنين در مجامع دينى و محافل اجتماعى ثمربخش نيز شركت نماييد.
هنر مردان خدا در اين است كه با اين كه در ميان جمع مىباشند ولى دلشان جاى ديگرى يعنى در نزد خداوند متعال است و انسان بايد با تمرين و تكرار و استمداد از خداوند و اولياى پاكش با اين كه در ميان جامعه زندگى مىكند ولى بايد با تلاش و مجاهده خود را از آلودگىها دور نگه دارد. در ضمن بايد دانست كه وظايف انسان در مراحل مختلف زندگى گوناگون است. چه بسا تحمل غم و اندوه نخواندن نماز شب به خاطر بيدار نشدن و ناراحت نشدن پدر و مادر، اثرش از خود نماز شب كمتر نباشد و همين رعايت احترام و حفظ حرمت همانند نماز شب دل را نورانى مىكند و نيز گاهى ترس زياد از ريا، از وسوسههاى شيطان است كه مىخواهد انسان را از عبادت و بندگى و كارهاى نيك به بهانه ريا بودن باز دارد و بزرگان گفتهاند ترس از ريا نشانه ريا نداشتن و پرهيزگار بودن است.
کد سوال : 4419
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : علاقه زيادي به ادامه تحصيل دارم 23 سال دارم و دانشجوي رشته مديريت هستم از دوران دبيرستان ميل به جنس مخالف فكر م را مشغول به خود كرده به طوري كه در كمتر شبي پيش مي آيد در اين مورد فكر نكنم و خيلي نگران اين موضوع هستم در واقع احساس مي كنم در اين دوران به كسي نياز دارم كه بتوانم به او محبت كنم و هر آنچه دارم به پاي او بريزم دوست دارم معشوقه واقعي خود را كه انساني واقعي و چهره تمام نماي يك مومن است را بيابم و در كنارش به يك آرامش دست يابم. كسي را دوست دارم كه مرا هر لحظه به لقاءالله نزديك تر كند در اين مورد مرا راهمايي كنيد.
پاسخ : غريزه جنسى يكى از غرايز و كششهاى درونى نهاده شده در تمام انسانهاست كه بايد به هنگام احساس نياز و فراهم شدن امكانات و شرايط آن، به ارضاء و پاسخ صحيح آن پرداخت و زمان آن در افراد مختلف، بر حسب وجود ويژگىهاى فردى، ارثى، فرهنگى، اجتماعى و... متفاوت است. برخى زودتر اين نياز را احساس مىكنند، برخى ديرتر. بنابر اين اگر احساس نياز در شما وجود دارد چه خوب است در اولين فرصت و با وجود امكانات و شرايط كافى و خواستگار مناسب و شايسته اقدام به ازدواج نمائيد كه هم پاسخى به نياز تكوينى موجود در انسان است و هم همانطور كه خودتان نيز نوشتهايد مايهى رشد كمال و تكميل و آرامش يافتن انسان است.
به نظر مىرسد هيچ گونه تعارضى با ادامهى تحصيل شما هم نداشته باشد. به خصوص اگر با فردى ازدواج كنيد كه با ادامهى تحصيل شما موافق باشد و اين گرايشتان را اهميت بدهد.
اما شايد مشكل كه در بين باشد چگونگى يافتن همسر مناسب و شايسته براى خود است كه عرض مىكنيم اگر خواستگار يا خواستگارانى داريد، به يكى از آنها كه از شايستگى كافى برخوردار است پاسخ مثبت دهيد و الاّ اگر مراكز مشاورهى ازدواج در دانشگاه يا در شهرستان محل سكونتتان وجود دارد و قابل اعتما كامل و وثوق شما و خانوادهى محترمتان مىباشد، موضوع را با آنها در ميان بگذاريد و با حفظ و رعايت شأن دختر بودن شما (كه معمولاً در پى همسر مناسب نمىرود و بايد پسران به خواستگارى همسر خود بروند) مقدمات معرفى و مراسم خواستگارى و غيره را فراهم مىنمايند.
کد سوال : 4420
موضوع : حقوقي
پرسش : آيا صحت دارد که حکم اعدام در مورد دوشيزگان اجرا نمي شود؟
پاسخ : از نظر مسؤوليت جزائى در ارتكاب قتل عمدى ميان مردان و زنان تفاوتى وجود ندارد و صرفنظر از خصوصيت مرد يا زن بودن با ارتكاب قتل عمدى، هر يك از آنان در معرض اعمال كيفر قرار مىگيرد(V}دكتر ايرج گلدوزيان، حقوق جزاى اختصاصى، چاپ ششم، 1378، مؤسسه انتشارات جهاد دانشگاهى{V). پس چنين مطلبى صحيح نيست كه حكم اعدام در مورد دوشيزگان اجرا نمىشود.
بله در دو مورد حكم اعدام برداشته مىشود، البته يكى از آنها اختصاص به زنان ندارد؛ اول: افراد نابالغ قصاص نمىشوند(V}قانون مجازات اسلامى، ماده 221{V). دوم: زن حامله و يا زنى كه شير به بچه مىدهد البته با شرايطى.
در قانون مجازات اسلامى مقرر شده است(V}قانون مجازات اسلامى، ماده 262{V). : «زن حامله كه محكوم به قصاص است نبايد قبل از وضع حمل قصاص شود و پس از وضع حمل چناچه قصاص موجب هلاكت طفل باشد بايد به تأخير افتد تا خطر مرگ از طفل برطرف گردد».
نكته اين است كه در دين مبين اسلام همه قوانين و مجازاتها به ميزان و متناسب با افراد قرار داده شده است.