• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4401
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : آيا بازرسي بدني از مردم در نماز جمعه نوعي اهانت به نمازگزاران نيست؟
پاسخ : مسأله بازديد بدنى و جلوگيرى از توطئه‏هاى دشمنان (كه به دفعات از اوايل انقلاب تاكنون شاهد آن بوده‏ايم و باعث از دست رفتن تعدادى از شخصيت‏هاى مذهبى - سياسى و بسيارى از مردم عزيزمان شده است) نه تنها اهانت به نمازگزاران نيست، بلكه كاملاً در راستاى خواست مردم و حفظ جان آنان و مسئولين منتخب آنان مى‏باشد. اين موضوع كاملاً منطقى و شرعى است، و در تاريخ اسلام هم موارد زيادى است كه پيامبر اكرم(ص) و امام على(ع) و ساير امامان معصوم(ع) در جايى كه احتمال توطئه دشمنان را مى‏دارند، اقدامات لازم را به عمل مى‏آورند. مثلاً در برخى موارد قنبر غلام امام على(ع) به عنوان محافظ و با سلاح، همراه ايشان حركت مى‏كردند. البته مسأله قابل ذكر در اينجا؛ توجه به تغييرات و پيشرفت‏هايى است كه در نوع سلاح‏ها و قدرت تخريبى آنان و همچنين نوع توطئه‏هاى دشمنان شده است. در ان زمان مسائلى مانند بمب‏گذارى كه باعث كشته شدن تعداد بى‏شمارى مى‏شوند، وجود نداشت بلکه حداكثر در حركتى غافلگيرانه تعداد محدودى كشته مى‏شدند و خصوصاً با توجه به مسلح بودن همه‏ى افراد، امكان دفاع شخصى هم وجود داشت. ولى در زمان ما در مقابل انفجار يك بمب در جمع نمازگزاران، هيچ گونه امكان دفاعى وجود ندارد. بر اين اساس منطقاً و شرعاً، انجام اقدامات پيشگيرانه امرى كاملاً ضرورى است.
کد سوال : 4402
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : برادر دانشجويم دچار اعتياد شده و کوشش هاي ما بي نتيجه بوده است، راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : گاهى اوقات تجربه‏هاى بد يا سخت موجب مى‏شود كه انسان درسهاى خوبى براى زندگى آينده خود بدست آورد و براى بهتر شدن زندگى خود در آينده از آن تجارب استفاده كند همانطور كه خود شما بيان فرموديد يكى از علل اعتياد برادرتان مى‏تواند مشكلات خانوادگى باشد البته دوستان ناباب يا افراد سود جو و فرصت طلب نيز همواره مترصد بدام انداختن جوانان هستند وچه بسا آنها موجب معتاد شدن برادر شما شده‏اند و گاهى اوقات نيز انتخاب خود افراد موجب مى‏شود به هرحال خانواده‏هاى مشكل دار بيشتر در معرض آسيب‏هاى اجتماعى هستند و جوانان چنين خانواده‏هايى بيشتر بدام مى‏افتند و بيشتر در معرض حوادثى ناگوار مانند اعتياد و... هستند. لذا شما برادر گرامى كه در آينده‏اى نزديك خود داراى خانواده و نقش كليدى در آن خانواده خواهيد بود يك همسر و همچنين يك پدر بايد از اين تجارب تلخ و شيرين زندگى خود بيشتر بهره بگيريد تا كمتر خانواده آينده شما دچار آن آسيب‏ها قرار بگيرد. اما در مورد برادرتان بايد گفت شايد يكى از علل اعتياد او مشكلات شخصيتى ايشان مى‏باشد يعنى عدم اعتماد به نفس، احساس شخصيت مثبت نكردن، لج‏بازى نسبت به خانواده به خاطر برخوردهاى نامناسب آنها و... ازاين‏رو به نظر مى‏آيد بايد تغييرى در سيستم خانواده شما ايجاد شود تا بتوان با اين مشكل مقابله كرد. به هر حال شما كه از اين مشكل با خبر هستيد و تا حدودى هم علت آنرا مى‏دانيد و از طرفى دانشجو هستيد و داراى تحصيلات عاليه بهتر مى‏توانيد به برادرتان كمك كنيد البته راه حل اساسى تغيير در سيستم خانواده است يعنى در واقع اعتياد برادرتان يك علامت و نشانه از مشكل‏دار بودن خانواده است و تا خانواده اصلاح نشود مقابله با اين مشكل كار آسانى نيست. سعى كنيد شما و ديگر اعضاى خانواده‏تان اعتماد برادرتان را جلب كنيد به گونه‏اى كه احساس كند شما همه دلسوز او هستيد و به او شخصيت بدهيد، با او مهربانى كنيد او را سرزنش نكنيد. ضمناً به نكات زير توجه فرمائيد: 1ـ در صورت امكان، شغلى مناسب براى وى در نظر بگيريد. چون اگر او را مشغول به شغل و كارى مناسب شود، فرصت كمترى براى دوست شدن با افراد ناباب پيدا مى‏كند. 2ـ حتى المقدور دوستان نابابى كه اطراف او هستند، از وى دور كنيد، چرا كه در بيشتر موارد، دوستان ناشايست جوانان را به انحراف مى‏كشانند. 3ـ در يك فضاى صميمى و عاطفى با او صحبت كنيد و به او تفهيم كنيد كه خواهان سر و سامان گرفتن زندگى و آينده‏ى او هستيد و هر گونه اقدامى كه لازم و ضرورى به نظر مى‏رسد براى وى انجام مى‏دهيد. 4ـ به او پيشنهاد دهيد با استفاده از روش‏هاى پزشكى و غيره ترك اعتياد دهيد و با جلب رضايت او وى را به بهزيستى يا ديگر مراكز ترك اعتياد معرفى كنيد. 5ـ از افراد با نفوذ و مورد اعتماد وى در بين فاميل و اقوام، همسايگان يا ديگران براى امور فوق بهره بگيريد. چه بسا سخن شما مؤثر واقع نشود، ولى ديگران بتوانند تأثير بگذارند. 6ـ تأكيد مى‏شود راهكارهاى فوق در صورتى تأثير دارد كه او را از منزل و محيط خانوادگى خود طرد نكنيد و مورد ملامت و سرزنش قرار نگيرد، بلكه بيش از گذشته به او احترام گذاشته و به وى مهربانى كنيد.
کد سوال : 4403
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر بخواهم از اين دنيا بروم شما چه روشي را مطرح مي كنيد ؟
پاسخ : آرزوى رفتن از اين دنيا از دو چيز سرچشمه مى‏گيرد: 1- گاهى ناشى از شدت اشتياق به ديدار خداوند و آرميدن در جوار قرب و رحمت اوست و اين آرزوى پاكان و برگزيدگان خداوند بوده است كه در عالم تنگ و پر از گرفتارى به عالم باقى و پايدار منتقل گردند و اميرمؤمنان(ع) در خطبه همام مى‏فرمايد: اهل تقوا و پرهيزگاران آنانى مى‏باشند كه اگر اجل معين آنها و مدت عمرى كه در دنيا براى آنها تعيين گرديده نبود، روحشان حتى يك لحظه نيز در بدنشان قرار نمى‏گرفت به خاطر شوق به رحمت و بهشت خداوند. 2- گاهى در اثر احساس ضعف و ناتوانى و عدم قدرت مقابله با سختى‏ها و مشكلات و ناملايمات زندگى مى‏باشد. اين نوع آرزوى مردن مربوط به انسان‏هاى ناتوان و عاجز است كه به جاى بسيج نيروهاى خداداد و استفاده از تفكر و انديشه براى حل مشكلات و به جاى پناه بردن به خداوند و استمداد از نيروى او به فكر خودكشى مى‏افتند و به جاى حل مسأله به دنبال پاك كردن صورت مسأله مى‏باشند. در حالى كه وجود مشكلات و سختى‏ها در زندگى امرى طبيعى و از سنت‏هاى الهى مى‏باشد و صفات نيك انسان چون صبر و استقامت و شكيبايى جز در مواجهه با چنين مشكلاتى هويدا نمى‏گردد و خود را نشان نمى‏دهد. آنچه مهم است اين است كه انسان مانند مردان بزرگ الهى روحش را از تعلق به دنيا آزاد كند نه جسمش را يعنى قبل از مردن به مرگ طبيعى، روحش را با توجه به خداوند و توسل به او و اولياى پاكش از دام وابستگى‏هاى موهوم دنيا برهاند و در عين حال كه در دنيا زندگى مى‏كند درونش در عالم معنا و روحانيت سير كند.
کد سوال : 4404
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه كار كنم كه احساس كنم خدا حرفم را ارزش قائل مي شود؟
پاسخ : در قرآن كريم و روايات اولياى الهى چارچوب رابطه انسان با خداوند و راه‏هاى آن بيان گرديده و نيز كارهايى كه موجب نزديك شدن انسان به پروردگار و جلب خشنودى او مى‏شود بيان گرديده است. اگر انسان در محدوده وظايف خود حركت نمايد و سعى نمايد بنده خوب و پاك پروردگار باشد، مطمئن باشد كه خداوند به او توجه و نظر دارد و مورد محبت خداوند است. خداوند به او توجه مى‏كند، به خواسته هايش پاسخ مثبت مى‏دهد و او در پيشگاه الهى بنده‏اى شايسته به حساب مى‏آيد. اگر زمانى احساس كرديم كه خداوند به ما توجهى ندارد و حرف ما را گوش نمى‏دهد، اشكال از جانب ماست و اين مشكل به گناهان و آلودگى ما برمى‏گردد كه بين خود و خداوند حجاب ايجاد كرده و از او دور شده‏ايم و گرنه او خود در قرآن كريم‏اش مى‏فرمايد: A}و اذا سألك عبادى عنّى فانى قريب اجيب دعوة الداع اذا دعانM}{Aاى پيامبر(ص) وقتى درباره من از تو بپرسند بگو كه من به آن‏ها نزديكم و خواست، درخواست كنندگان و دعاكنندگانم را جواب مى‏دهم{M. پس اگر ما براى دستورات و احكام خداوند كه تنها براى سعادت انسان مى‏باشد، ارزش قايل باشيم و فرمانبردار اوامر الاهى باشيم بدون شك خداوند نيز به سخن و دعا و خواسته‏هاى ما توجه خواهد كرد و موقعيت ما در نزد خداوند به اندازه جايگاه و موقعيت خداوند در دل ماست.
کد سوال : 4405
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : به نظر مي رسد رقص نيز يک نوع «هنر» باشد پس علت تحريم آن چيست؟
پاسخ : فقها در مورد رقص، ديدگاه‏هاى مختلفى دارند. برخى به جواز آن براى هم‏جنس و نيز زن براى شوهر، نظر داده‏اند و برخى ديگر نيز تنها رقص زن براى شوهر را مجاز دانسته‏اند. دلايل فقهى اين دو ديدگاه، در كتاب‏هاى مربوطه، موجود است. مستند كسانى كه رقص را حرام دانسته‏اند، احاديثى است كه در آن از برخى امور از جمله «رقص» نهى شده است. پيرامون دليل عقلى و به تعبير دقيق‏تر دليل عقلايى يا فلسفه تحريم آن نيز گفتنى است كه فلسفه بعضى از احكام را بايد در غايات و نتايجى كه يك كار به دنبال دارد، جست و جو كرد. از ديدگاه اسلام، چون انسان موجودى با كرامت و داراى ارزش فوق‏العاده است، بايستى تمام همت خود را مصروف كمال‏خواهى كند و براى اين منظور، زمينه‏ها را فراهم ساخته و از آنچه كه او را از اين هدف باز مى‏دارد، پرهيز كند. انسان گل سرسبد آفرينش است و به مقتضاى حكمت الهى، آفرينش وى نمى‏تواند بى‏هدف باشد. هدف از آفرينش همه موجودات تكامل آنهاست، وليكن تفاوت در نحوه نيل به كمال است. تكامل انسان اختيارى و در پرتو رفتارهاى اختيارى وى شكل مى‏گيرد. ازاين‏روى خداى متعال از باب لطف خود هر آنچه را كه در نيل انسان به كمال مؤثر و مفيد است تشويق كرده و به آن سفارش نموده است و از هر چه كه مضر است نهى نموده است. همه گناهان كارهايى هستند كه مانع سير تكامل انسان مى‏شود و چون كمال مطلق خدا است تكامل يعنى حركت به سوى خدا. پس هر چه كه انسان را از خدا دور مى‏كند مانع خوشبختى و كمال وى مى‏گردد گرچه انسان از آنها لذت ببرد، چون اين لذت زودگذر كه همانا هوا و هوس است، براى حيات طيبه او بسان يك آتش ويرانگر است. از جمله موانع جدى انسان در اين راه، اشتغال به لهو و لعب و غفلتى است كه از اين طريق عايد انسان مى‏گردد. به همين منظور در شريعت الهى، تمهيداتى براى جلوگيرى از فرو رفتن فرد و جامعه، در منجلاب هوس‏ها و غفلت‏ها، پيش‏بينى شده است كه از جمله آنها، تحريم مسكرات، قمار و رقص مى‏باشد (رقص براى غيرهمسر). البته ممكن است پرسيده شود كه آيا چند دقيقه رقص، موجب غفلت مى‏گردد؟ بلى ممكن است يك حادثه چندان آثار مشهودى نداشته باشد؛ ولى اگر چنين عادت‏هايى در جامعه فراگير شود، جامعه به همان دامى خواهد افتاد كه اكنون بسيارى از جوامع بدان دچار شده‏اند؛ يعنى، فرو رفتن در غفلت‏ها و شهوت‏ها و بازماندن از مسير كمال. بنابراين به منظور پيشگيرى از فساد در جامعه رقص تحريم شده است، به علاوه رواياتى داريم كه رسول خدا(ص) مى‏فرمايند: H}«انهاكم عن الزَفْن»{H يعنى من شما را از رقص نهى مى‏كنم. باز هم تأكيد مى‏كنيم كه اگر «نگرش وحى را به انسان و جهان» ناديده بگيريم، نه تنها تحريم رقص؛ بلكه فلسفه تحريم بسيارى از محرمات ديگر نيز، قابل درك نخواهد بود. رقص زن براى زنان نيز ممكن است باعث برخى از تحريكات شهوانى شود؛ ليكن كيفيت تأثير آن بسيار محدودتر مى‏باشد و ممكن است بر افراد خاصى اثر بگذارد، ليكن اين كه رقص زن براى زن اساسا حرام است يا نه؟ در فتاواى مجتهدين اتفاق نظر نيست و برخى آن را جايز مى‏دانند. نكته ديگرى كه توجه بدان شايسته است، اين مى‏باشد كه فرضا رقص حرام باشد لزوما به خاطر آن نيست كه موجب گناه ديگرى شود؛ بلكه ممكن است از اين جهت باشد كه خود نوعى لهو و موجب دورى از ياد خداست. اسلام نه با «هنر» به طور كلى مخالف است و نه هر «هنرى» را مى‏پذيرد؛ بلكه اساسا فلسفه خاصى در رابطه با هنر دارد. به عبارت ديگر هر هنرى كه در مسير خير و سعادت و كمال انسان قرار گيرد مطلوب اسلام است و هنرى كه در جهت عكس آن به كار رود از نظر اسلام مطرود مى‏باشد. موسيقى نيز اقسام مختلفى دارد و جالب اين است كه قرآن مجيد خود داراى بهترين و مفيدترين موسيقى است. اما در عين حال موسيقى لهوى و غنايى در اسلام حرام است؛ زيرا موجب پرورش روح نفاق و گسترش شهوات و مفاسد و غفلت از ياد خدا مى‏شود. دلايل حرمت موسيقى: بر حرمت موسيقى هم دلايل قرآنى داريم و هم دلايل حديثى. و اما دلايل قرآنى: 1ـ «و اجتنبوا قول الزور» V}(سوره حج، آيه 30){V يعنى از قول زور اجتناب بكنيد. در روايات آمده كه غنا، همان قول زور است. 2ـ «و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضل عن سبيل الله»(سوره لقمان، آيه6) يعنى: از مردم كسانى هستند كه لهو حديث را مى‏خواهند تا از راه خدا منحرف شوند. در پاره‏اى از روايات رسيده كه غنا، از مصاديق لهو حديث است. 3ـ «و الذين هم عن اللغو معرضون» V}(سوره مومنون، آيه 3){V يعنى: مومنين كسانى‏اند كه از لغو اعراض مى‏كنند. در تفسير قمى، روايتى مبنى بر تطبيق آيه بر غنا، نقل شده است. 4ـ «و الذين لايشهدون الزور» V}(سوره فرقان، آيه 72){V يعنى: كسانى كه به امر زور حاضر و شاهد نمى‏شوند. در حديثى منظور از زور همان غناء معرفى شده است. و اما دلائل حديثى: اين گونه احاديث فراوان است، گر چه در ميان آنها احاديثى كه از نظر سند ضعيف‏اند، وجود دارد اما پاره‏اى از آنها احاديث معتبر و صحيح به شمار مى‏روند. خلاصه مضمون آنها را مى‏توان اينگونه بيان كرد: همچنانكه آب مايه سبزى است غناء هم موجب نفاق در قلب مى‏گردد. باعث فقر و قساوت مى‏گردد، حياء را از بين مى‏برد، زنا را آزاد مى‏كند، بركت را از بين مى‏برد، بلاء را نازل مى‏كند، چنانكه بر غناء كنندگان از بنى‏اسرائيل نازل شد، خداوند به صورت اهل غناء توجه نمى‏كند. گوش دادن به غنا، نفاق و يادگيرى آن كفر است. خدا صاحب غناء را از قبرش حشر مى‏كند در حالى كه كور، لال و كر مى‏باشد. و مضامين ديگر كه در اين رابطه در احاديث آمده. V}(نك: مجلسى، بحار، ج 16، چاپ قديم ـ وسائل الشيعه، ج 2، باب 127 تحريم غناء، و باب 128 تحريم استعمال الملاهى و باب 129 تحريم سماع الغناء){V از نكاتى كه لابلاى احاديث به كار رفته و به مواردى از آنها اشاره گشت، مى‏توان به دليل حرمت غناء، نيز آگاهى يافت. به طور روشن مى‏توان گفت: هر آن نوع موسيقى كه انسان را از نظر روحى و روانى منفعل بكند و به سوى عوالم حيوانى و شهوانى سوق دهد، و انسان را از خدا دور بكند، از ديدگاه اسلام حرام مى‏باشد. روح اسلام جز اين را اقتضا نمى‏كند. البته بحث ما روى مصاديق نيست. بلكه روى غنايى است كه به طور متيقن مصداق غنا محسوب مى‏شود. مانند غناى رقصى و شهوى. اين نوع غنا به طور حتم از ديدگاه اسلام مطرود است. V}(نك: جعفرى، محمدتقى، موسيقى و غنا ـ و مصباح الفقاهه، تقريرات درس مرحوم آيت‏الله خوئى، ج 1، ص 304).{V
کد سوال : 4406
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در نامه قبلي چندين بار متذكر شده بوديد كه از تنهايي پرهيز كنم دليل آنرا برايم بگوييد.
پاسخ : برخى روانشناسان انسان را موجودى زيستى ـ روانى ـ اجتماعى معرفى كرده‏اند. ترديدى نيز در اين نيست كه يكى از ابعاد وجودى انسان بعد اجتماعى اوست. طبيعى است همان طور كه ديگر ابعاد وجودى انسان بايد رشد كافى پيدا كند، به اين بعد نيز توجه كافى بايد مبذول شود و از همان بدو تولد با تعاملش با محيط اطراف در صدد تأمين نيازهاى خود و ايجاد ارتباط با جهان است. پس ارتباط و تعامل با ديگر انسان‏ها يكى از ضروريات است كه در وجود انسان قرار داده شده است. بنابر اين اگر تنهايى و عدم ارتباط با ديگران به مقدار زيادى استمرار پيدا كند مانع رشد مناسب بعد اجتماعى انسان است كه خود منشأ بسيارى از مشكلات مى‏تواند باشد. در متون دينى نيز تنهايى و تنها ماندن مورد مذمت قرار گرفته است. از تنها خوابيدن، تنها غذا خوردن و تنها مسافرت كردن نهى شده‏ايم. از طرف ديگر دستورات زيادى به لزوم حضور در اجتماعات و تجمع‏هاى مختلف مثل نماز جماعت، نماز جمعه، صله‏ى رحم و ديد و بازديدهاى فاميلى و نظاير آن مورد تأكيد است كه هر كدام فلسفه و دلايل خاص خود را دارد. علاوه بر اين كه در يك نگاه كلى متضمن تشويق انسان به داشتن روحيه جمع‏گرايى و همگرايى و تقويت نوع دوستى مى‏باشد. تنها بودن معمولاً منشأ فكر و تخيلات منفى است (به خصوص اگر بيكار نيز باشد). تنها بودن معمولاً تنبلى و سستى را به همراه دارد. تنها بودن معمولاً در برخى مواقع خطرآفرين امكان كمك ديگران و نجات يافتن از مهلكه احتمالى فراهم نمى‏شود. در تنهايى معمولاً انگيزه‏ى كمترى براى خلاقيت و نورآورى و حركت مثبت وجود دارد. دستور داده شده است تناوب آراء داشته باشيد تا در پرتو برخورد و افكار و آراء به نكات دقيق‏تر و پخته‏تر دسترسى پيدا مى‏كنيد. تنهايى به خصوص براى افرادى كه دچار برخى مشكلات روانى هستند باعث تشديد يافتن آن مى‏شود و گاهى منشأ برخى وسواس‏هاى فكرى، اضطراب‏هاى اجتماعى و... مى‏شود. در پايان لازم به ذكر است گاهى تنهايى نه تنها مضر نيست، بلكه لازم و ضرورى نيز مى‏باشد. مثلاً براى انجام كارى دقيق و حساس مثل مطالعات عميق و... و يا ارتباط معنوى با خداوند متعال و نظاير آن كه تشخيص اين موارد نيز نيازمند دقت و مشورت با اهل نظر است.
کد سوال : 4407
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اثرات سوءبدبيني و راهكارهاي جلوگيري از آن را توضيح دهيد.
پاسخ : سوء ظن و بدگمانى آثار فردى و اجتماعى و معنوى زيانبارى به دنبال دارد و به همين دليل در دين مقدس اسلام، به آن توجه ويژه‏اى شده و اهل ايمان را سخت از آن برحذر داشته‏اند. بدگمانى به ديگران سرچشمه گناهان بزرگى چون تجسّس از كار و حال ديگران، غيبت، تهمت، حسادت و كينه‏توزى نسبت به دوستان و اهل ايمان مى‏گردد و لذا خداوند متعال در قرآن كريم مى‏فرمايد: «اى مؤمنان! از بسيارى از گمان‏ها بپرهيزيد. به راستى كه برخى از گمان‏ها، گناه مى‏باشد و نيز تجسس و غيبت نكنيد، آيا كسى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟»V}حجرات، آيه‏ى 12{V. البته در ابتدا ممكن است سوءظن بى‏اختيار حاصل شود و اگر در اين مرحله باقى بماند و به مرحله عمل كشيده نشود حرمتى ندارد و زيان آن محدود مى‏باشد، ولى اگر به آن ترتيب اثر داده شود، گناه و حرام مى‏باشد و ترتيب اثر دادن به آن در دو مرحله مى‏باشد: 1ـ مرحله قلبى: يعنى در درون خود اين گمان بدش را تصديق كند و آن را در درون انكار و نفى ننمايد و احتمال اشتباه ندهد. علماى اخلاق اين مرحله را غيبت قلبى مى‏نامند و آن را حرام دانسته‏اند. پيامبر اكرم(ص) در اين باره فرموده است: به هر كس بدگمان شوى، آن را تصديق و باور مكن(V}نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آية‏الله مهدوى كنى، ص 165{V). 2ـ مرحله عملى: يعنى بيان اين گمان بد براى ديگران و يا اتهام وارد نمودن به كسى به صرف اين احتمال و غيبت كردن از او بر اين اساس. در روايتى از پيامبر بزرگوار اسلام(ص) مى‏خوانيم: خداوند، خون و مال و آبروى مسلمان را محترم شمرده و بدگمانى به او را حرام نموده است(V}نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آية‏الله مهدوى كنى، ص 168{V). زيان‏ها و آثار بد بدگمانى: 1ـ گوشه‏گير شدن شخص بدگمان، در روايتى از على(ع) مى‏خوانيم: كسى كه به مردم گمان خوبى ندارد و نسبت به آنان خوش‏گمان نمى‏باشد، از تمام مردم وحشت مى‏كند(V}نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آية‏الله مهدوى كنى، ص 172{V). 2ـ بدگمانى باعث گسستن رشته الفت و دوستى ميان مردم مى‏شود و تفرقه و جدايى را بين مردم حاكم مى‏سازد. از على(ع) روايت شده است: بر هر كه بدگمانى چيره شود، صلح و صفا ميان او و دوستانش از ميان مى‏رود(V}نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آية‏الله مهدوى كنى، ص 173{V). 3ـ از نظر معنوى نيز بدگمانى، عبادت را تباه مى‏سازد و اثر آن را از بين مى‏برد. باز در اين مورد على(ع) مى‏فرمايد: از بدگمانى بپرهيز. چون اثر عبادت را از بين مى‏برد و گناه انسان را بزرگ مى‏كند. ايمان با بدگمانى جمع نمى‏شود. گمان بد نسبت به انسان نيكوكار، بدترين گناه و زشت‏ترين ظلم است(V}نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى، آية‏الله مهدوى كنى، ص 173{V). براى جلوگيرى از بدگمانى نسبت به ديگران بايد به اين نكات توجه داشت: 1ـ بايد در همان مرحله فكر و ذهن، گمان بد را دفع نمود و اجازه ريشه‏دار شدن به آن نداد. 2ـ بايد راه‏هايى را كه ممكن است با آن عمل و يا رفتار فردى را كه به او بدگمان شده‏ايم، توجيه كنيم، بررسى نماييم و تا ممكن است عمل او را به نحوى توجيه كنيم و براى آن وجه درستى بسازيم. 3ـ توجه داشته باشيم كه خود ما بدگمانى ديگران را در مورد خود نمى‏پسنديم، پس براى ديگران نيز نپسنيدم. 4ـ به رفتارهاى خوب و جنبه‏هاى مثبت فردى كه به او بدگمان گشته‏ايم توجه كنيم و تنها به امورى كه موجب بدگمانى ما شده اكتفا نكنيم. 5ـ به دعا و توسل به ائمه(ع) از خداوند بخواهيم دلِ ما را از آلودگى‏ها و بدبينى‏ها پاك كند تا به ديگران محبت بورزيم. 6ـ به حدى به ضعف و نقايص خود بپردازيم تا فرصتى براى پرداختن به عيوب ديگران نيابيم.
کد سوال : 4408
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : در مورد دلايل حجاب حرفهاي زيادي شنيده ام و خوانده ام ولي هنوز قانع نشده ام كه چرا برخي زنان تشنه نگاه مردانند.چرا احساس خوشايندي دارند از اينكه مردان به آْنها نگاه كنند.
پاسخ : فلسفه حجاب: اولا: چون ما در عقايد خويش براى وحى جايگاهى ويژه قائل هستيم آنچه را كه از اين طريق به ما برسد با منت مى‏پذيريم؛ زيرا مى‏دانيم كه خداوند جز به مصلحت بندگان خويش فرمان نمى‏راند. ثانيا: بسيارى از حكمت‏ها و فلسفه‏هاى حجاب امروزه روشن شده است: الف) پوشش، امرى غريزى و فطرى براى بشر است؛ كاوش‏هاى باستان شناسى نشان مى‏دهد كه از دير زمان بشر در حد امكان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزيده است و همه صاحبان اديان نيز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند. ب ) مستور بودن زيباييها و جذبه‏هاى جنسى زن و مرد آنها را از معرض ديد و طمع ورزى شهوت پرستان هرزه محافظت مى‏كند و امنيت و بهداشت روانى جسمى آنان را تامين مى‏نمايد. ج ) برهنگى، راهبر به سوى بى‏بند و بارى و لجام گسيختگى جنسى است كه عواقب شوم و زيانبارى دارد؛ از جمله: 1- گسترش فساد و ناهنجارى‏هاى اجتماعى، 2- شيوع بيمارى‏هايى چون سفليس، سوزاك، ايدز و...، 3- سست شدن پيمان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏هاى روحى در كودكان، 4- زياد شدن فرزندان نامشروع. اينها و ده‏ها مشكل اجتماعى ديگر عواقب شومى است كه جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول مى‏كشاند تا آن جا كه حتى فرياد متفكرين ماترياليستى چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است. ولى مكتب گرانقدر اسلام در پرتو هدايت‏هاى نورانى‏اش همچون حجاب از اساس با اين جريان ويرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژى استوار براى صيانت فرد وجامعه از آسيب‏هاى بى‏شمار قرار داده است. از همين روست كه استعمارگران براى تخدير جوانان، در بند كشيدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خويش از بى‏حجابى و برهنگى به عنوان ابزارى قوى سود مى‏جويند. اين كه چرا برخى زنان سعى در جلب توجه مردان دارند و از اين امر احساس رضايت مى‏نمايند به علل و عوامل متعددى برمى‏گردد كه به اختصار به آن اشاره مى‏گردد: الف) عوامل فرهنگى و اعتقادى. اين عوامل برخاسته از چند چيز است: 1. عدم آگاهى يا آگاهى ناچيز. 2. سستى ايمان. 3. انحراف اعتقادى و يا اخلاقى 4. گريز از تحقير. زنان به دليل ويژگى‏هاى شخصيتى، احتياج به محبت دارند و يكى از راه‏هاى جلب محبت را جلوه‏نمايى مى‏دانند. 5. خودباختگى ب) عوامل و انگيزه‏هاى روانى. اين عوامل نيز ناشى از چند امر است: 1. جستجوى شخصيت 2. اثبات لياقت. 3. اشتياق به تحسين‏برانگيزى. 4. ناكامى جنسى ج) عوامل اجتماعى: اين عوامل نيز متأثر از چند چيز است: 1. تأثيرپذيرى از محيط 2. برخوردارى از احترام متقابل 3. تظاهر به زندگى مترقى اجتماعى. براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: 1- فلسفه حجاب، شهيد مرتضى‏مطهرى 2- فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، غلامعلى حداد عادل 3- مجله پرسمان، دى ماه 1380 (مقاله‏اى درخصوص چرائى پوشش) 4- كتاب‏هاى تفسير قرآن در ذيل آيات 31، 32، 59 و 60 سوره نور و 32 و 33 سوره احزاب 5- جلوه‏نمايى زنان و نگاه مردان، يوسف غلامى، انتشارات لاهيجى 6- راز يك فريب، يوسف غلامى، انتشارات لاهيجى
کد سوال : 4409
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : به نظر من زني كه وارد اجتماع شد اگر هم حجاب كامل داشته باشد و به اين مسئله پايبند باشد ولي با نگاههاي شيطاني مردان عقيده اش سست مي شود پس چه بايد كرد.
پاسخ : بايد توجه داشت كه زندگى انسان ميدان مبارزه دائمى و پيوسته بين زشتى‏ها و زيبايى‏ها و خوبى‏ها و بدى‏ها و تمايلات معقول و عقل پسند و خداپسند و تمايلات شيطانى و نامعقول است و كمالات انسانى و فضيلت‏هاى او در اين كشمكش و مبارزه ظهور مى‏يابد وصف صالحان و ناشايستگان در اين ميدان از يكديگر جدا مى‏شوند و كمال انسان مؤمن نيز در همين است كه در عين زندگى در اجتماع و برخورد با افراد گوناگون در مواجهه با تمايلات مختلف درونى‏اش و خواسته‏هاى سركش نفسانى ايستادگى كند و برخواسته‏هاى ناروايش چيره گردد. بايد با تقويت ايمان و باور و پيوند عميق‏تر با مبدأ هستى و ارتباط دايمى با اولياى پاك الهى و ائمه هدى(ع) و تضرع به درگاه الهى و خواندن دعايى نظير: H}ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهابM}{Hدر قنوت‏هاى نماز، در اين ميدان مبارزه مستمر چيزه گرديد و با استمداد از خداوند و اوليايش بر لشگر شيطان پيروز گرديد{M.
کد سوال : 4410
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : يك زن چه بايد بكند تا در حفظ حجاب خويش پايبند باشد و اگر مجبور شد وارد اجتماع شود از نگاههاي زهرآلود مردان در امان باشد.
پاسخ : اگر يك زن از طرفى داراى وقار و متانت و عفت و سنگينى باشد و حريم خود را همواره حفظ كند و ارتباط با نامحرم را به حد ضرورت و نياز كاهش دهد و در موارد غيرلازم با آنان ارتباطى نداشته باشد و از طرف ديگر از گوهرهاى وجود خويش و ارزش عفت و حيا آگاه باشد و متوجه وظايف خطير خود در قبال جامعه و پرورش نسلى پاك در آينده باشد و از دام‏هايى كه مردان هوسباز و فريب‏كار بر سر راه زنان پاكدامن مى‏گسترانند آگاه باشد، مى‏تواند خود را از نگاه نارواى مردان و از ساير آلودگى‏ها حفظ نمايد(V}به كتاب مسأله حجاب شهيد مطهرى و بانوى نمونه اسلام، تأليف استاد ابراهيم امينى مراجعه نماييد{V).